نقشه1

الف- کتاب های غفور شیخی

1- بوکان یتیم (جامعه شناسی مردم مدار انتقادی) خلاصه و جزئیات کتاب.کلیک فرمایید

2- کردنشینان ایران (جامعه شناسی مردم مدار انتقادی) خلاصه و جزئیات کتاب.کلیک فرمایید

3- جامعه سایزمیک ایران (جامعه شناسی مردم مدار انتقادی) خلاصه و جزئیات کتاب.کلیک فرمایید

4- جامعه شناسی مردم مدار انتقادی (مجموعه مقالات علمی و کاربردی)خلاصه و جزئیات. کلیک

ب- مقالات،روشهای تحقیق،نظریات،کمک پایان نامه ها،پروپوزال

۱ - نظــریــه های جامعــه شناسـی

1-نظریه ها/ اسپینوزا و هردر /اصطلاحات اصلی جامعه شناسی/ امیل دورکیم / انگیزه پیشرفت و ساختار اجتماعی / پارادایم / پوپر، آرمانشهر و خشونت/ تورستن وبلن / دریدا 1/سبك زندگي بورديو/ شبکه های اجتماعی و خانواده / طبقه در اندیشه های مارکس،پولانزاس،وبر /طنز و چارچوب نظری آن/ فقر روستایی/ قومیت 1 /قومیت 2 / کاپیتالیسم و سوسیالیسم / گروه ها و جنون اجتماعی1 /گروه ها و جنون اجتماعی2 /مدرن و پست مدرن 1 (تعاریف...)/ مدرن و پست مدرن 2 (هستی شناسی...) / مدرن و پست مدرن 3 (دیدگاه ها)/یورگن هابرماس (بررسی کلی اندیشه ها) / نظريه هاي جامعه شناسي ورزش /

۲- مسـایـل پژوهشگــری و روش تحقـیـق(بر اساس حروف الفبا )

اول ) معرفی روش های کمی و کیفی تحقیق

آزمایش و شبه آزمایش / آزمایش (مراحل آن ،انگلیسی) /آزمون های آماری/ تاکسونومی / تاریــخی 1 / تاریــخی 2/ تاریخی3 / تحلیل گفتــمان 1 / تحلیل گفتمــان 2 / تحلیل محتــوا 1 / تحلیل محتــوا 2 / پیـمـایش 1 /پیـمـایش 2 / عملی مشارکتی / فرا تحلیــل 1 / فراتحلیل 2 / فراتحلیل 3 /فراتحلیل4(پیوست)/ گراوندد تئوری/ مردم نگاری / مطالعه موردی 1 / مطالعه موردی 2 / مطالعه موردی 3/ مونوگرافی یا تک نگاری / مراحل ، نکات و منابع آزمون دکترای جامعه شناسی /

دوم ) مسایل مربوط به روش های تحقیق

انواع استدلال/ پژوهش: گوهر نهفته بیانات94 رهبری /پرسشنامه/ نحوه تهیه و تنظیم پرسشنامه+ نمونه / روش تحقیق کمی و کیفی/QUALITATIVE AND QUANTITATIVE/روش کیفی از نظر دکتر فکوهی / چرایی و چگونگی تحقیق / چهار استراتژی تحقیق / شناخت و روش تحقیق علمی / طرح تحقیق(پروپوزال)/ طرح تحقیق(راهنمایی)/ طرح تحقیق(به زبان انگلیسی) /کمی یا کیفی؟/

۳- پـایـان نـامه ها و پروژه هــای کارشناسی ارشـد

لیست اول از عناوین و مشخصات /حجاب گریزی/شخصیت پردازی در مثنوی مولوی1/شخصیت پردازی در مثنوی2/ مصرف رسانه ای و الگوگزینی1/مصرف رسانه ای و الگوگزینی2 /

۴ - پـایـان نـامه ها و پروژه هـای کارشـناســی

لیست اول از عناوین و مشخصات /شهوت رانی/فرسودگی شغلی و توانمندسازی روانشناختی/

۵ - مقــاله ها و تحـقیــقات (فارسی کردی ...)

آلودگی هوای بوکان / ابزارهای تبلیغی روابط عمومی / اجزا و مراحل نگارش مقاله ی علمی / اضطراب کنکور / اعتياد اينترنتي1/اعتياد اينترنتي2 / اعتیاد کارگری / اقتصاد مقاومتی/ اقتصادمقاومتی و اقوام/ اقتصادمقاومتی ویژه خوارها / الگوی مصرف /اميددرماني و استرس/ بازنمایی نسلی فرهنگی کورد و آذری / بحران هویت 1 / بحران هویت 2 /تبعیض اجتماعی و شکاف نسل/تبلیغات اینترنتی/ تحلیل جهان اسلام(وحدت علمای شیعه و سنی) /ترافیک بوکان/ توانمندسازی زنان /توسعه 1/ توسعه 2/توسعه 3/توسعه 4/ توسعه 5/ توسعه 6/توسعه 7/توسعه 8/توسعه 9/ توسعه 10/ توسعه11/ توسعه12/ توسعه13/توسعه14/ توسعه اقتصادی-اجتماعی(1)/ توسعه اقتصادی-اجتماعی(2)/ به ران تی به ردان(آمیزش قوچ و گوسفندان) /جدايي نادر از سيمين/جشن سوری و چهارشنبه آخر سال/ جنگ لینک ها / حجاب / جوامع انیمیشنی! / جوانان و پیامبر اسلام1و2و3 / حجاب گریزی/ خودفرهنگ گریزی نسل جدید / درگیری خیابانی(روزنامه جام جم) / دست فروشان(جام جم) / دیدبان اجتماعی/رفاه/ ریسک اجتماعی و کارآفرینی / رهاشدگی بوکان/ زن و معلم، معمارهای جامعه/سبک زندگی در جهان معاصر/ سبک زندگی جامعه کردستان / سرمایه اجتماعی 0 / سرمایه اجتماعی / سرمایه اجتماعی و ابعاد آن / سرمایه اجتماعی و جرم 1و2 / سرمایه فرهنگی-هنری و اجتماعی/ سیاست رسانه و مخاطب شناسی / سیرتحولات جوامع/ شبکه های اجتماعی و ضداجتماعی / شخصیت پردازی / شهرداری بوکان 1/شهرداری و اقتصاد شهری/شهرنشینی / / طلا و لاکچری ها(جام جم) / عناوین مقالات شهری/ فرزندپروری/ فرق نوپدید و ادیان نوظهور/ قانون گریزی / کودکان کار خیابانی / کیفی سازی پایگاه امداد و نجات جاده ای / گرایش های قومی ایران(آ.غ) 1/ گرایش های قومی ایران(آ.غ) 2 /گرایش های قومی ایران(آ.غ) 3 /لوتی گری/ مال حرام و تبعات آن / مدیریت مواد زاید بوکان/مدیریت مواد زائد جامد بوکان/ مزد/ مسافرکشان و ساماندهی / مشارکت شهروندان در امور شهری / معیشت و امنیت در مناطق کوردنشین / فرهنگ معلولیت1/ نئوکاپیتالیسم(سرمایه داری نو) /نقد کتاب خودکشی دورکیم/ نقش تعاونی ها در توسعه ایران / جستجوی پیشرفته ی مقاله/ هندوئیسم 1/ هندوئیسم 2/ هندوئیسم 3/ هندوئیسم 4/ هندوئیسم 5/هویت جنسیتی /

۶ -خلاصـــه هـا

انسان برای خویشتن /آدم های موفق/ زمینه جامعه شناسی/دیالکتیک علی شریعتی / قاره سیاه (کاپوشچینسکی) /عصر اطلاعات 1 / عصر اطلاعات 2 و 3 / عصراطلاعات 4و5 / عصراطلاعات6و7 / عصر اطلاعات ج2 بخش1و2 / عصراطلاعات ج2 بخش3 و4 /عصر اطلاعات ج 2 بخش5و6 / عصراطلاعات ج2 بخش پایانی/ عصر اطلاعات کاستلز جلد3 / کتاب فهم علم اجتماعی راجر تریگ / گریز از آزادی فروم/ هشت انسان موفق (1= تونی رابینز) / هشت انسان موفق(ش2= دكتر ستفن كوي) / هشت انسان موفق ش3 بریان تریسی/

۷ -تصــویــرها

بوکان،شیخی، اینستاگرام / جامعه شناسان/زنگ تفریح تصویری/سقف یک بیمارستان// ... /

8- فیلم ها (شبکه های مختلف صدا و سیما، مصاحبه ها، همایش ها، بازدیدها و...)کلیک کنید.

9 - اخـبــار ، نکــات و سایر...

/ 20سال پیش/انسانیت زن/آدرس ساده تر این وبلاگ / آغاز کلاس های ارشد/آمار این وبلاگ نیمه دوم 90/ با کارت نماینده ها بازی نکنید / پدر و مادر/تحلیل انتخابات 1 /تقلب/ثبت نام 6مین دوره دکترای جامعه شناسی پیام نور /جامعه شناسی جنسیت/جملات زيبا/چندداستان جالب/چندرمز ساده موفقیت/خطای ذهن و چشم /داستان كوتاه و جالب/ دانشجوی دکتری ایرانی و خارجی/دکتر محمد حریری اکبری /زندان و خودکار قرمز /زنگ تفریح1/زنگ تفریح2/شک و شبه ها / فاحشه/ فقر/فوت پدربزرگ/ قطع همکاری علمی /کارگروهی- مصاحبه روزنامه جام جم/کتابت را جا بگذار/ گودیوا /مانع پیشرفت شما/ مشاوره های آماری وتحقیقاتی آقای صدقی / نظرسنجی دلایل عقب افتادگی ایران /نبض روستا روزنامه جام جم/ /نکته ظریف/ فراخوانSearches /قدر لحظات-ویولون جاشوا بل/مکاتب بشری از زبان مادربزرگ/منطق زنان و مردان /نصایح لقمان حکیم/ نکات کلیدی /نتایج آمار مقدماتی پیام نور / نتایج اولیه دکترای جامعه 88-89 /ويژگي هاي مردم شناختي ايرانيها /هدفمندی و منصور/

10 - دل نوشــتــه های محــرمان

آرامش و مه/آزادی و مسئولیت انسان کنشگر/انتخابات شورای شهر بوکان/انتخابات در مناطق کردنشین/اهمیت پژوهش/ بار گراني بر مردم/ تبریک سال نو1391 /توسعه اجتماعی کردستان/ تیم سردار / خدمت تا خیانت، حرفه ای گری تا عوام فریبی/ جورابین یا علم؟/دنیای شیشه ای و محدود دل و ذهن/زندگی(فروغ) /سخنراني 1/ سه ره خوشی و انتخابات / شایعه/ آدم هابه خودشان چه می گویند؟ / بریدا / جامعه شناسی عشق و عواطف/دکتری نزولی/دروغ/ مصاحبه کمپین نخریدن خودروصفر94 / مصاحبه خودکشی در ایران، جهان و کردستان / مصاحبه توافق هسته ای / مطهری و عثمانی / نامه سرگشاده 1/

11 - آموزش و یادگیری Spss

درس اول(آشنایی ، نصب و اجرا) /درس دوم(بازکردن و ذخیره فایل) /درس سوم(آشنایی با محیط و ابزار...) /درس چهار(مفاهیم اصلی) / درس پنج (نامگذاری متغیرها) /درس شش(معرفی ده ستون Variable View) /درس هفت (وارد کردن داده وویرایش) /

12- درباره بوکــــان (کلیک)
13- همایش ها (منطقه ای، ملی و بین المللی)

همایش ملی پیشگیری از آسیب های اجتماعی نوپدید، تهران، 1391، سازمان بهزیستی کشور/

اولین همایش منطقه ای غرب کشور معماری و شهرسازی، مرکز آموزش عالی علمی کاربردی سقز،

ششمين كنفرانس ملي روز جهاني محيط زيست، دانشگاه تهران،

همايش ملي جوانان و هويت ايراني، جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران ،

همایش ملی پایگاه های امداد و نجات ، چالش ها و راهکارها، ارومیه ،

دومین همایش علمای اهل تشیع و تسنن ، مهاباد ،

دومین همایش سراسری تجلیل از داوطلبان نمونه جمعیت هلال احمر ،

كلمات كليدي: علوم اجتماعي، جامعه شناسي، پژوهشگري، پژوهش علوم اجتماعي، دكتري جامعه شناسي، كارشناسي ارشد جامعه شناسي، ارشد پژوهشگري، مقالات جامعه شناسي، مقالات علوم اجتماعي، منابع كارشناسي ارشد جامعه شناسي، منابع دكتري جامعه شناسي، Spss، كتاب هاي جامعه شناسي، اخبار و نكات جامعه شناسي، پايان نامه كارشناسي، پايان نامه ارشد، موضوع تحقيق، عنوان پايان نامه، كار تحقيقي، نظريه هاي جامعه شناسي، كاربرد نظريه و روش تحقيق، روش تحقيق كمي، كيفي، تلفيقي، غفور شيخي، بوكان، شهرستان بوكان،

جزئیات بیشتر و اطلاعات کامل تر، هر روز در حال بارگذاری هستند...

پایان نامه ارشد و دکتری؟پروپوزال؟مقاله؟آزمون های آماری؟=مشاوره و راهنمایی توسط موسسه

از مدیر تعاملی تا نماینده تناقض گو

از مُدیرتعاملی تا نماینده ی تناقض گو و فرماندار ...!

غفور شیخی (جامعه شناس و پژوهشگر)

 

الف-درآمد

اهمیت نظام آموزش و پرورش در همه ی ادیان، ادبیات، کشورها و حتّی اذهان اشخاص و افراد، مُحرز و مُبرز است. از این رو نوعِ مدیریت آن شایسته و بایسته است که دارای ویژگی های غالبیِ تعاملی، با درایت و حکمت، خلّاقیت مدار، فراجناحی و البته از موضع قدرتِ مشاوره ای و مشارکتی باشد تا این مجموعه بتواند نسلی متناسب و متوازن با اهداف و اغراض دینی و ملّی پرورش و آموزش دهد و بمثابه شهروند و خردمند، همزیستیِ مسالمت آمیز داشته باشند.

از این رو قاری برجسته ی کشوری در این مراسمِ تکریم و معارفه، آیه ی « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» را قرائت کرد که جایگاه و پایگاهِ آگاه و ناآگاه، متفاوت و متمایز است و این تنها خردمندان اند كه پندپذيرند.

 

ب-مدیر تعاملی

مدیر مودَع، استراتژی با تدبیر و کمافی السابق، تشکرآمیز و توأم با سعه ی صدری آموختنی از خود نشان داد و در بینابین لرزشِ احساسیِ صدای انسان دوستانه اش، عملکرد اجمالی دوران مدیریتش را با تمام فراز و فرودها بیان نمود. مجموعه اش را از حاشیه ها دور نگه داشت. اهل تعامل و مدارا و احتراز از واکنش سریع بود. تکریم ارباب رجوعش خاطره انگیز و خودرأی اواخری و چسبیدن به صندلی را نقاط ضعف می دانند امّا هوشیاری امام جمعه در مداحتِ پاکی و حمایتِ کاری و تلطیفِ ضمنیِ جلسه و پیشگیری از تنش و حاشیه مشهود بود.

بجستند از آن انجمن هر دوان...یکی پاک دل مَرد چیره‌زبان

بدان مرد باهوش و با رای و شرم ... بگفتند با لابه بسیار گرم

سخنان درّافشان و حاکی از تجربه ی اندوخته ی سالهای سابق و خاطرات لاحق آینه ی تمام نمای فرهنگیان، جناب شیربیگی بر ثقل و صفای آن افزود که فرهنگی، شهدِ هنگی و تاج سرهنگی و مایه ی برازندگی است و شهزادگانِ والا، تمنّا کرده اند که «به فرهنگیان ده مرا از نخست ... چو آموختم زند و استا درست».

 

پ-فرمانداری ...

در ادامه، شاگرد همین اساتیدِ سرد و گرم کشیده، دانه خورِ همین اداره ی دخالت چشیده، مدیونِ مساعدتِ همین مدیر جهت انتقال به پیام نور، در کسوت فرمانداری بر تارک اسبِ چموشِ سخن نشست. مشخص بود که استراتژی دیپلماتیک مدیر تودیع شده و فضای تلطیف شده و حضور اشخاص شناخته شده، انشای از قبل نوشته و بیخته شده ی وی را بر هم ریخته و سوخته است. از هر دری سخنی پراکنده فرمود. با پرش از مانعِ «ترکیبی یک گام» به تاثیر ساختار بر کردار، از « ترکیبی دو گام» به ضرورت پرورش سالم، از «اُکسر» به عدم کمترین دخالت در آموزش و پرورش، از « پلانک» به کلیدی ترین معضل استان آذربایجان غربی یعنی عدم وجود توسعه ی انسانی و بالاخره از مانع «دیوار» اخلاق پرید و فرمود: « له کردن فردی از سوی فرماندار و نماینده و مسئولین مثل له کردن یک پشه می ماند و چیز عجیب-غریبی نیست.» که قَمچی هم بر گردن و گُرده ی فضای مجازی و فعالان آن نیز کشید. حُضارِ مبهوت همه یک بدیگر نهادند روی ...کیست بی هنر مردِ پرخاشجوی؟ و مداوماً از ارتفاع و مسیر و روی دوش هم و آینده های روشن تر و فرهیختگانِ خاموش و درمان غوغاسالاران و اداره کردن یک نانوایی و غیره گفت و گفت و گفت تا سرانجام به قول قاآنی:

گَه‌رقص و گهی وَجد و‌ گهی خشم و گهی ناز ... الحق نتوان گفت که از عشوه چها کرد!

فرمانداری که نماینده ی دولت است، استاد دانشگاه است، ساکت و معصوم و مظلوم و بی اقتدار و حرف گوش کن و اهل تئوری و مشورت می نماید ظاهراً- باید این فرموده ی مقام معظّم رهبری را پاسخگو باشد که « شما [مسئولان و کارگزاران] چگونه می‌خواهید محبّت و اطمینان مردم را جلب کنید؟...مگر مردم کورند؟...از هوشیارها هم هوشیارترند. اندازه نگهدارید... رعایت کنید.. (۲۳/۵/۱۳۷۰)» و می خواهید با هجمه و حمله بجای تقدیر و تشکّر، جلوی انتقادها و پیشنهادها و مطالبه ها را بگیرید؟ خوب به این توصیه ی بنیانگذار کبیر گوش فرا دهید (با هر دو گوش) که «در جمهوری اسلامی همه باید با انتقادها و طرح اشکالها راه را برای سعادت جامعه باز کنند» [صحیفه نور، ج ۱۴/ ص ۲۴۸]

کدام نماینده و مسئول می تواند ادعا کند که افراد این جامعه را مثل پشه له می کند؟ مگر شما را برای مدیریت و فرمانداری به خدمت گماشته اند یا برای پشه له کُنی؟!

به فرموده ی خاقانی (که امیدوارم بتوانید معنی اش را درک فرمایید!)

مَده به خود رضای آن که بَد کنی بجای آن ... که با تو داشت رایِ آن که نگذرد ز رای تو

این لحن و کلام، در شأن و مقام، برای آن مَکین و مکان، آن هم در این نظام، بسی دور است از ادب و احترام.

کسب استقلال می خواهید بکنید که دیگر نگویند زیردست فلان بن فلان است و اقتدار ندارد و... با پرخاشگری و سوءاستفاده از قدرت محوّله ی امانتی، میّسر و صلاح نیست بلکه بهتر است با خدمتگزاری شایسته، تکریم مردمِ زیرفشار و همیشه در صحنه، برجای گذاشتن آثار ماندگار، احداث باقیات الصالحات، بهره برداری پروژه ها، انتشار رأفت و جایگزینیِ عداوت با اخوّت، جذب سرمایه گذار و... برای خود کسب اعتبار و خیرات نمایید. مِن باب این انتقادات و ارائه ی راهکارها هم تشکری نمی خواهیم چرا که قرآن می فرماید: «فَذَکِّر اِن نَّفَعَتِ الذِّکری» و توصیه ی اکید هم شده که «باید‌ از سخنِ درشت خیرخواهان نرنجیم؛ یکی از راههای سلامت این است.کسی که می‌دانید قصد عناد و دشمنی ندارد، ولو با لحن درشتی هم حرف می‌زند، از او نباید واقعاً برنجید. به سخن نرم و دلنشین چاپلوسان هم دل نسپرید. اگر ما این را رعایت کنیم، به نظر من خیلی به سود ماست» [بیانات رهبری در دیدار اعضای هیأت دولت‌‌، ۱۷/۰۷/۱۳۸۴]

 

ت-نماینده ی تناقُض گو

ادامه ی کار با سخنرانی نماینده ی محترم چنین پیش رفت که همواره وی در تلاشِ تلطیفِ جوّ و فضا بودند. گویا می دانست فرماندار با تدبیرش چه گندی زده است. تناقض گویی در بیانات، بارزترین پالس هایی بود که از آینه ی وجود مبارک وی متصاعد و متباعد می شد. در فیلم موجودِ ستاد تبلیغاتی آقای روحانی گفتند که چندسال است می خواهند مدیر آموزش و پرورش را بردارند، نمی شود که نمی شود و در آغاز این سخن بسی اظهار تالّف پیشین و تکلّف پسین و تاسف حزین کردند که مدیری چنان بوده و چنین است و سرمایه ای سنگین.

چون باد بدو درنگرد، دلش بسوزد ... با کینه ی دیرینه ازو کینه نتوزد

گاهی بکُشد مشعله گاهی بفروزد ... گاهی بدرد پیرهن و گاه بدوزد (منوچهری)

از عدم دخالت در امور آموزش و پرورش گفتند که گویا حضار، فرهنگی نبوده و نیستند و اصلاً نمی دانند که مدیریت ها، معاونت ها، کارشناس مسئول ها، آبدارچی ها و حتی مبصر کلاس ها از گزند سفارش و سمّ روابط و گاز آن پشه ی صدرالاشاره در امان نبوده و نیستند!

این لشکرکشی و چینش مهره ها و فتح مکان های سوق الجیشی از فرمانداری و شورای اسلامی که به شدت در تلاش و قسم خوردن اند تا نگذارند برچسب عثمانیسم بخورند- گرفته تا آموزش و پرورش و روسای ادارات و اخیراً مظلوم نمایی دعوت از منتقدین مودب و گلکاری در فضای مجازی با ائتلاف عمومی و پنجاه کارگروه رنگارنگ، برای تسکینِ ترسی دردناک و عمیق از نتیجه ی انتخاباتِ مجلسِ پیش روی است که تبدیل به دادگاه این مجموعه و این طرز فکر شبه سرمایه داری و سلطه گری نامبارکِ چینه خور می شود.

کینه می‌ورزی و در دائره ی صِدقی... رهزنی میکنی و در رهِ ایمانی

تا کی این خام فریبی، تو نه یأجوجی ... چند بلعیدنِ مردم، تو نه ثُعبانی (پروین)

به فرموده ی آقای درویشی اگر این مدیر، چندان لایق و فایق است و چنان شایسته و بایسته است چرا چندماه مانده به بازنشستگی اش باید برکنار شود؟

اگر این مدیر توسط سفارش جانشینش و مدیرکل، با خواست خود کنار رفته است، مدیر جدید چرا باید این را در حق همکار چندین ساله اش بپذیرد؟ آیا جز این است مدیر جدید باید آن سبد را با خود به آموزش و پرورش بیاورد!

مردی، جلوی چشمان فرزند نوجوانش، پدر پیرش را در سبدی گذاشت و در مکانی دور تنها بجا گذاشت تا از شرّش خلاص شود. حینِ برگشت به خانه، فرزند نوجوان، سبد را از زیر پدربزرگ در آورد و می خواست با خود بیاورد. پدرش جویا شد که برای چه می خواهی؟ فرزند جواب می دهد که روزی من هم برای حمل و عزل تو لازمش خواهم داشت!

نماینده ی محترم از همکاری و هماهنگی و سرمایه های عظیم انسانی و نگرانی هایش از نظام آموزش و پرورش گفتند. اگر حاصل نظام آموزش و پرورش قبلی، این اساتید و بزرگسالان اینچنین اخلاق گرایی باشد جای هیچ نگرانی برای نسل بعدی نیست که دانش آموزِ فرزندِ طلاق و فقر در فلّوجه و قندهار هم بزرگ شود از شما کمتر نخواهد شد. اصل نگرانی، دست و دندان های تیزِ عفونت زده در گوشت و خون این سرزمینِ بی نظارت است. چه خدمتی انجام داده اید که نگران باشید نتیجه ندهد و تباه شود؟ چه عملکردی داشته اید که نگران باشید نسل بعدی پایبند کشور و مام میهن و انقلاب نباشد؟

چه پاسخی به این بیان قاطع و واقع گرایانه ی رهبری دارید که می فرماید:« مردم‌سالاری فقط این نیست که انسان تبلیغات و جنجال کند و بالاخره عده‌ای را به پای صندوق ها بکشاند و رأیی را از مردم بگیرد، بعد هم خداحافظ؛ هیچ کاری به کار مردم نداشته باشد! بعد از آن‌که این نیمه‌ی اول تحقق پیدا کرد، نوبت نیمه‌ی دوم است؛ نوبت پاسخگویی است. مردم حق دارند بعد از گذشت زمان معقولی، از مسؤولان هر یک از بخشها سؤال کنند که نتیجه‌ی کار شما چیست؟ ۱۳۷۹/۰۹/۱۲»

تناقض های بسیار دیگر را به سبب پرهیز از اطاله و ازاله، چنین موجز و معجِز عرض کنم که فرمودند نه سال خدمت ایشان و ما (بهره گیری از حُسن شهرت خدمت مدیر قبل در مقایسه با عمنکرد نه ساله ی خود)، اگر تودیع چنین پرتقدیر باشد ما هم به فکرش باشیم (اگر به فکر تودیع می بودید این لشکرکشی و پازل چینی را نمی کردید)، مدیرکل خودش آقای مام عزیزی را به ما توصیه و معرفی کرد (گویا دلسوزتر و بهتر از دیگران نقشه ی سلطه بر فرهنگیان برای رای آوری را می دانست!) و دهها مورد دیگر.

 

ث- جمع بندی

قَلّ و دَلَّ اینکه مدیریت شهر به شدت مریض و بیمار می نماید. از نهادهای امنیتی و نظارتی و مردمی خواهشمندیم برای حفظ آبروی دولت و نظام، برای ارتقای اعتماد عمومی و تزریق امید و نشاط به جامعه تلاش بیشتری بکنند. کاربران فضای مجازی، منتقدین متعهد، شهروندان محترم، فرهنگیان خویشتن دار و محجوب، برخی مسئولین زحمتکش و آگاه قابل تقدیر و تشکرند و قطعاً توهین و تخزیب و هجمه به هر نوعی از جانب هر کسی و به ویژه مسئولین، قابل پذیرش و اغماض چندباره نیست. این امکانات و فرصت ها در راستای اعتلا و پیشرفت کشور، متعلق به همه ی مردم است.

تعقّل و تدبّر در آیه ی مبارکه ی ذیل بمثابه تبرّک و تمسّک در این ایام میمون و مبروک، توصیه و تحلیه می شود که می فرماید:

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (سوره منافقون، 4)

چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیّت کلام] به سخنانشان گوش فرا می دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

 

منبع

-شیخی، غفور (1396) از مدیرتعاملی تا نماینده ی تناقض گو و فرماندار...، نشریه پیام بهاران، سال6، شماره 97، ص4

سردار از دریچه اهل قلم

سردار از دریچه اهل قلم

سُبْحَانَكَ لَاعِلْمَ لَنَا إِلَّا مَاعَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم وَالصَّلَوه وَالسَّلامُ عَلَی رَسوُلِ الاَمینِ وَ عَلَی آلِهِ وَ اَصحَابِهِ وَ اَتبَاعِهِ اَجمَعین اِلَی یَومِ الدّین.

جای بسی خوش‌وقتی و خوش‌حالی است که وظیفه‌ی خطیر تقدیر و تقریظ بر اثر مبارکِ مجموعه‌ی مقالاتِ همایش سردار عزیزخان بر این اقل و احقر گماشته شده و هم‌دم با مجتهدالشعراء قاآنی شیرازی می‌سراییم که:

گفتا پس‌ از ولای خدا و رسول و آل ... از مردمان عزیزترت‌ کیست در نظر؟

گفتم توگرچه هستی چون جانِ برم عزیز ... مهر عزیز خان بود از تو عزیزتر

یزدان گذاشت نام ترا از ازل، عزیز ... نامی که او گذارد اینسان کند اثر.

و اما بحث و فحصِ مسائل و مناقب اشخاصِ تاریخ‌ساز به ویژه در گذر و نظر زمان، نیاز مبرم و ملزم به نگاه تاریخ اجتماعیِ بستر آن ظهور و افول‌ها دارد از این رو اشارت و نظارتی مجمل بر تاریخ جهان و ایرانِ دوره‌ی سردار عزیزخان می‌اندازیم:

به هنگام ظهور و حضور سردار، اوضاع جهان آبستن تغییرات سریع و بدیعی بود که جایگاه و پایگاه آینده‌ی ملل و دول را بر این دایره‌ی دوّار قدرت‌گیری و قدرت‌نمایی رقم می‌زد. ما ایرانیان در موقعیّت و زمان قابل قبولی قرار داشتیم. همزمان با حکم سرداریِ عزیزخان بود که فرانکلین پیرس (بعد از میلارد فیلمور در ۱۲۲۹ تا ۱۲۳۱خورشیدی و دوران سلطنت ناصر الدین شاه قجر و گشایش دارالفنون) در 1852به عنوان چهاردهمین رئیس‌جمهور آمریکا از دموکرات‌ها انتخاب شد و حیات حزب ویگ پایان یافت و رویکرد تشکیل دولت-ملّت‌های مبتنی بر دموکراسی از نوع رای‌گیری‌ها در بورس و کورس افتاد و خط‌کش‌ها بر روی نقشه به جان امپراطوری‌ها افتادند و ده‌ها کشور قد و نیم قد شکل گرفتند.

در فرانسه، چارلز لوئیس بناپارت (ناپلئونIII) از ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۲ رئیس‌جمهور بود و از ۱۸۵۲ تا ۱۸۷۰ تحت عنوان «ناپلئون سوّم» امپراتور این کشور شد و قانون اساسی مصوّب گردید. پس از جنگ کریمه و اتریش، شکوه و اعتبار سیاسی آنها به عنوان حامی ملت‌ها به اوج رسید. غرب‌رفتگان قجری و تحصیل‌کرده‌های درباری قوانین مصوب فرانسه را نقطه عطف پیشرفت دول و مشارفت ملل می‌دانستند.

همزمان با دارالفنون عزیزخان است که قدیمی‌ترین دانشگاه استرالیا، دانشگاه سیدنی افتتاح شد. چارلز دیکنزِ صاحب سبک جهانی40 ساله شد و در ایالات متحده و شهر نیویورک، اولین حمام عمومی و در بریتانیا و شهر لندن، اولین توالت عمومی زنان افتتاح گردید. دانشمندان علوم پایه و طبیعی یکی بعد از دیگری ظهور می‌کردند. جدا از تاثیرگذاری آمریکا، بریتانیا، فرانسه، شوروی سابق و روسیه‌ی لاحق در آن طرف آب، دوران سردار همزمان با پایانِ قدرت بدرخان پاشا (پدر ملّی‌گرایی کوردی که در امپراطوری عثمانی پرچم استقلال را برافراشت) در کردستان ترکیه کنونی بود که توسط لشکرکشی و همدستی تورک‌ها و برادرزاده اش به قصد جانشینی، ساقط و سپس فریب‌خورده نیز اعدام شد.

اما اوضاع داخلی ایران، یارای حرکت با این شتابِ پیشرفت بیرون را نداشت. هرچه تمدن، کهن‌تر چسبندگی بازوان سنّت‌ِ خواهانِ تسلّط و حرکت تلوتلوخوران بیشتر می‌شود مادامی که مدیریت دوراندیش و باظرفیت و منعطف و کارامد بر مسند کار نباشد. تاریخ تفکّر این سرزمین کهن، زخماسیب‌‌های آشکاری را واگویه می‌کند که اولاً و غالباً مرام رفاقت و مروّت وفاقت در بین ما ایرانی‌ها به ویژه در حوزه‌ی سیاست و کیاست بغایت ضعیف و نحیف و مصداق حَاميهَا حَراميهَا بوده است که ليسَ لِلبَحرِ جارٌ و لا للمَلِكِ صَديقٌ و لا للعافِيَةِ ثَمَنٌ (دريا، همسايگی نمی‌فهمد و پادشاه، دوستى را نشاید و عافيت، قيمت ندارد!) از این رو هرگاه استَولَى اللِّئامُ اضطَهِدَ الكِرامُ موجب عزیمت نخبگان و عزلت کریمان شده است. در یک کلام، بدسگالی و ناپاکی با هم، نه تنها مانع پیشرفت یک نفر، تفکر یا همگرایی و هم‌افزایی تیم‌هاست بلکه دافع توسعه‌ی یک کشور و ملّت هم است چون آفةُ المُلوكِ سُوءُ السِّيرَةِ، آفةُ الوُزَراءِ خُبثُ السَّريرَةِ آفت شاهان، بدرفتارى است و آفت وزيران، بد سگالى که سردار، گرفتار این هر دو آسیب فرادستان، اطرافیان، زیردستان و حتّی دوردستانش بود.

ثانیاً و مکرراً تاریخ و تذکره‌ی شیر‌زنان و بزرگ‌مردان این سرزمین، شارژی و گزینشی بوده است. به این معنا که هر آنچه متناسب و متوازنِ سلایق زَرمداران و علایق زورمندان و طرایق تزویریان بوده به عنوان سرلوحه و سرمایه، برجسته شده و به خورد نظام آموزشی و فرهنگی و رسانه‌ای داده شده است و می‌شود و این سبب کج و معوج شدن هیکل تاریخ یک کشور با ده‌ها ملّیت-قوم اصیل و جلیل گردیده که ممانعت از تشعشعات انوار رجال الاکراد یکی از این گزینش‌های اختیاری بوده است که برپایی موفقیت‌آمیز این همایش به همّت آقای محمدآوات دکاندار و زعامت کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی دور چهارم شهر بوکان و دبیری دکتر عبدالهی دانشمند و قلم‌فرسایی و درّافشانی محققان و مدققان دلسوز، برگ‌هایی سیمین بر آگاهیمان از تاریخ افزوده و می‌افزاید و پرده‌های زرینی از برخی اسرار و ناگفته‌های دیارمان برداشته و می‌دارد.

مجموعه مقالاتی که هر یک با درایت و صلاحیت، نگاشته شده‌اند و هر یک گوشواره‌ای از کاخ و تاخ سترگ تاریخ سردار را رونمایی و عیان العوام کرده‌اند و بسی جای تقدیر و تشکر و دستمریزاد دارد. جغرافیای تاریخیِ ظهور و تراش این نگین ناب مورد توجه زمانی و توتونچی قرار گرفته که به محض ورود به عمارتِ مباحث از دالان بررسی‌های ابعاد شخصیتی سردار توسط کریمیان سردشتی به شاه‌بیت عزیزا بیا تا عزیزت کنم، عزیزان ایران کنیزت کنم بر می‌خوریم و از سرسرای اهتمام ارزشمند کتاب‌شناسی سردار از سوی پرویز و سهیلا راد و جناب شجاعی می‌گذریم و به دو ایوانیِ دکتر پیروتی اقدم می‌رسیم که در آن به جایگاه نظامی-سیاسی سردار و فرزندانش و نقش نخبگی ایلی وی پرداخته می‌شود. خصال صلابت، لیاقت، ملایمت، مشورت، تبعیض‌گریزی و دانش‌اندوزی سردار زیبنده‌ی تالار علون‌آبادی است. باباخانی و ترابی، هر کدام، مستند و مستدل، به نقش آبگینه‌ی سردار در حوضخانه‌ی سیاست داخله و خارجه‌ی عصر قجر اشارات ظریف و زیبا نموده‌اند. تزئینات تحلیل جامعه‌شناختی غلامی، چشم‌اندازی وسیع از ستاد شکل‌گیری دولت-ملت و میدان رزم ارتش در مقابل دیدگان خواننده و بیننده ترسیم می‌کند. زیبندگی گنبد و گلدسته‌ی مصلای تعامل مذهبی از هادیان و مظفری چشم و دل سردار و هر صلح‌جوی وحدت‌گرایی را می‌نوازد. سپس اساتید خمسه‌ی مسلّم خلق تندیس‌های ناموران، دکتر صالحیان، دکتر نوری، عباس‌زاده، احمد و محمد احمدیان تالار انجمن را با نقش و مشارکت نخبگان، علماء، شعراء، فقها و ادبا و سپهسالاران از قیومیت افلاطونی تا رعایای قشونی و إلیت‌های محلّی و فارغ‌التحصیلان حجره‌ای آراسته‌اند. مقبره الشعرای حسن‌زاده و موزه‌ی نسخ خطی و پیشنهاد مرکز اسناد عبدلی در منتهی الیه باغ عمارت سردار، خستگی یک بازدید طولانی تاریخی را از تن به در می‌کنند. هنگام دورشدن از این بازدید علمی به وضوح راه‌کارهای مرمتی آثار سرداران از سوی آبام و معروفی‌اقدم پیرامون حوضخانه و برج‌های شش‌وجهی گرفته تا طاق‌نماهای چهارگانه و خروج بسیج را الزامی می‌نماید.

در خاتمه، امیدواریم همگان مشمول اجر و برکات باقیات الصالحاتی باشیم که آیندگان دعای خیرمان گویند و خشت‌هایی ثقیل و ثمین بر آن بیفزایند و نگاهبان عزت و حرمت تاریخ سرزمین‌مان باشند تا بمثابه و مشابه چراغی پیش‌ و پس‌افروز از آزمودنِ خطاها مصون بدارد چرا که تاریخ در صورت آگاهی و فرّهی می‌تواند موتور محرّکه‌ و گنجینه‌ی درّاکه یا پرتگاه تهلکه باشد و این بستگی به باروری شعور یا تداوم قصورِ «مردم اکنون» دارد. تقدیر و تقریظ را چنین مختوم به لاک و مهر شیخی می‌کنم که خَيرُ الاُمَراءِ مَن كانَ على نفسِهِ أميراً (بهترين اميران، كسى است كه بر نفس خود امير باشد)

والسلام علیکم و رحمه الله. تیرماه سنه 1396. بوکان. غفور شیخی (جامعه شناس و پژوهشگر).

دانلود این متن، در محیط word کلیک فرمایید.

سیاست رسانه و مخاطب شناسی در مناطق کوردنشین

اصلی ترین کارکرد و هدف اولیه ی رسانه تحت تاثیر قرار دادن مخاطب و تغییر در پندار و کردار اوست که بعضی از رسانه ها به صورت مستقیم و آشکار (مثلا با صدور بیانیه، نقد و بررسی، توصیه ها و...) و برخی غیرمستقیم و پنهان (مثلا با تاکید بر نشر خبر، پخش فیلم های گزینشی و...) این را دنبال و اجرا می کنند.

✅مرحله ی اول- ساختار و سرچشمه
منبع محتوایی و مجوزی و نظارتی اکثریت رسانه های داخلی، مشخص و معیّن است. روش پردازش و انتقال آنها ممکن است اندکی متفاوت و متنوّع باشد.
هر لحظه مانند ترمینال های بسیار پرتردد عمل می کند که در این میان محتوامسافرهای غیرمجاز فیلتر، سانسور، حذف یا تغییر مسیر داده می شوند.

✅مرحله دوم- ابزار و نوع رسانه
تمام انواع آنچه که یارای تولید و انتقال و نشر و بازنشر محتوا و پیام (چندرسانه ای، نوشتاری، تصویری و...) را داشته باشد مدنظر است.
محتواها در ترمینال فوق که اشاره شد اکنون هر یک سوار بر ابزار ویژه ی خود می گردد و این مسیر انتقال را می پیماید.

✅مرحله سوم- مخاطب وگیرنده
هر کدام از این محتوامسافرها بعد از تولید (مرحله اول) و طی مسیر انتقال (مرحله ی دوم)، به محض رونمایی، تبدیل به یک بذر و تخم می شود که می تواند در لحظه تبدیل به درخت بلندبالای لوبیای سحرآمیز شود یا بعد از چند لحظه در چاله ی سیاه فراموشی، دفن گردد یا به دست نگهبان کهنسال آرشیو و بایگانی سپرده شود.
در تمام آنها، از حاصل این تولید، انتقال و اصابت، مفهوم «اثر و تاثیر» مشترک است.

✅مرحله چهارم- گزینش، چینش، نسبیت
گرایش غالبی دست اندرکاران رسانه و مخاطبان، گزینش اخبار و اطلاعات و پیام هاست. نوع چینش محتوا و بکارگیری کلمات و اصطلاحات و مفاهیم و ترکیب آنها با چاشنیِ انواع فرمت های تصویری و... حائز اهمیت است.
📌ممکن است یک رسانه، ادعای خط مشی مستقل داشته باشد اما با گزینش پیام هایی خاص – مثلاً هر آنچه مربوط به فلان شخصیت یا نماینده ی مجلس یا مسئول باشد- و سپس مهارت ها و ترفندهای چینش کلمات و مفاهیم آن، ایماژی ویژه و تصویری از قبل تعیین شده را متبادر نماید.

✅مرحله پنجم- تجانس و تنوّع صدا
هر چه چندصدایی رسانه ها در یک جامعه بیشتر باشد معمولاً حوزه ی نقد و تحلیل و چالش ها هم تقویت می شود و تک صدایی یا صدای غالب به دنبال تاثیرگذاری بر مخاطبان منفعل است.
📌مثلاً اگر در شهرستان بوکان چندین رسانه از درون و دلِ مردمِ جامعه، طیف ها و گرایش ها و احزابِ مختلف مشغول به کار و خدمت باشند دیگر یک سایت مشخص یا یک کانال وابسته نمی تواند با گزینش و چینش (مرحله ی چهار)، جولانِ هدفمند ارائه دهد و خط مشی با ادعا و محتوا همخوانی و همسویی نداشته باشد.
پول، رانت و امتیاز و روابط بر این قضیه تاثیرگذارست.

✅مرحله ششم- مخاطب شناسی
بخشی از جامعه همان مخاطب فعالی است که دارای ویژگی های انتخاب گرایِ گزینشی، هدف گرایِ سودمند، حساسیت گرایِ درگیر و حتّی مقاومت گرای تاثیرپذیر نسبی هستند.
مناطق کوردنشین از این لحاظ دارای اهمیت ویژه خبری و اطلاع رسانی و حوزه ی کار رسانه ای است چرا که این برجسته سازی پیام ها و اطلاعات، حداقل در پنج مورد زیر به وفور دیده می شود و استفاده می گردد:
1- اهمیت رویدادها: رسانه ها بعضي رويدادها يا فعاليت‌ها را پراهميت و آنها را بارز مي‌سازند.
2- پوشش متفاوت: از نظر تحلیل محتوا، بسیاری از موضوعات و واژگان در این مناطق، مورد بحث و پوشش قرار نمی‌گیرند.
3- موضوعات قالب‌دار و کلیشه‌ای در این مناطق زیاد است.
4- زبان: زبان مورد استفاده اغلب رسانه‌ها در این مناطق فارسی است که مي‌تواند دو یا چند زبانه گردند و مخاطب را به سوی کوردی آموزی و کوردی خوانی نیز سوق دهند.
5- اظهارات اشخاص: رسانه های مناطق کوردنشین بیش از حد معمول وابسته ی اظهارات مسئولین، اشخاص معروف و معتبر هستند و این نقش و جایگاه «جریان سازی» و «تفکرگرایی» و «برساخت گرایی» را کمرنگ و سست می کند...

ادامه نوشته

منگنه‌ی معیشت و امنیّت در مناطق کوردنشین

درامد
معیشت در ساده‌ترین تعریف به سبدمعیشتی برمی‌گردد که عبارت است از تأمین هزینه‌های اصلی و اولیه‌ی یک خانوار اعم از نرخ مسکن، تغذیه، بهداشت و درمان، آموزش و اقلام موثر دیگر که امکان یک زندگی آبرومندانه را فراهم سازد. این به معنای نادیده گرفتن سبد مطلوب یا قناعت به وضع موجود یا به فراموشی سپردن معیشت پایدار نیست.
در طرف دیگر، شاید بتوان ساده‌ترین تعریف امنیّت را نبود تهدید و هراس با کنترل عوامل موثر بر برهم‌زدن آرامش در ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی و... دانست.

✅الف- وضعیت معیشت
جدیدترین تغییرات نرخ بیکاری در ایران به میزان حدود 21درصد برآورد شده و سیر صعودی داشته است.
استان لرستان عنوان بیشترین دارنده جمعیت بیکار
بعد از آن استان ایلام با 2/19 درصد
پایین‌ترین نرخ بیکاری با 7/7 درصد در استان خراسان جنوبی
زنجان با حدود 37درصد بالاترین نسبت اشتغال
سیستان و بلوچستان با حدود 25درصد پایین‌ترین نسبت اشتغال را دارد.
نسبت اشتغال در کل کشور حدود 33درصد است.
در بخش صنعت، استان قم با 6/43 درصد بیشترین و استان کرمانشاه با حدود 19درصد کمترین درصد شاغلان را به خود اختصاص داده‌اند.
استان کردستان با حدود 18درصد در رتبه سوم بیکاری کشور قرار دارد.
حدود 40درصد جمعیت کشور تحت هیچ‌گونه پوشش بیمه‌ی اجتماعی نیستند و مناطق کوردنشین نیز از این وضعیت مستثنی نیستند.

✅ب- وضعیت امنیّت
هرچند نمی‌توان تمام انواع و جنبه‌های امنیّت را در نبود جنگ داخلی محدود کرد اما قاطعانه می‌توان اظهار داشت که با توجّه به وضعیت مشابه کشورهای منطقه، بارش رسانه‌های معاند، مواضع ضدسرمایه‌داری و ضدسلطه‌گری ایران در جهان و همچنین اقرار خود مردم، وضعیت امنیّت بسیار مطلوب می‌باشد.
در مناطق کوردنشین، امنیّت مفهومی پیچیده‌تر و حساس‌تر به خود گرفته است و آن هم حداقل به دو دلیل است:
اول-نحوه‌ی عمل برخی مسئولین داخلی که برای تداوم قدرت و مشروعیت خود از نظام مایه گذاشته‌اند و با کوچک‌ترین مطالبات مردمی یا پوشش کم‌کاری‌های خود با برچسب و تهدید امنیّتی برخورد داشته‌اند یا چنان وانمود کرده‌اند.
کوردبودن و سنّی‌بودن همواره بعنوان تهدیدی بالقوّه برای کلیت ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه تبلیغ شده است.
جدا از امتیازگیری این عده‌ی سوءاستفاده کننده از پایتخت، تمامی شاخص‌ها بیانگر ردّ این مدعای هراسناکی مناطق کوردنشین‌اند.
دوم- وجود احزاب خارجی و مرزهای مشترک طولانی با کشورهای دیگر و انگشت‌نهادن قدرت‌های جهانی بر این مناطق.

✅پ- ارتباط معیشت و امنیّت
غالب‌ترین وجه آن این است که هرچه وضعیت معیشت بهتر و مطلوب‌تر باشد وضعیت امنیّت نیز افزایش می‌یابد و برعکس.
نحوه‌ی گزینش و انتخاب و موضع‌گیری مردم ممکن است با آگاهی از برنامه‌های کلان منطقه‌ای، امنیّت بیش از پیش از سوی خود مردم، حفاظت و پاس‌داری شود.
📌اکنون مناطق کوردنشین در بین این منگنه قرار گرفته‌اند که بلحاظ معیشتی دچار مشکلات عدیده هستند و بلحاظ امنیّتی دچار دیدگاه غیرواقع‌گرایانه و غیرقابل اعتماد هستند. در این ابهام و غیرشفافیت ممکن است هر نوع فعالیت مدنی، مطالبه‌گری معیشتی، حتی درخواست عمل کردن به قوانین مسکوت، برچسب امنیّتی بخورد و همین دستاویز سوءاستفاده برای تبلیغات رسانه‌ای معاندان خارجی یا پرونده‌سازی برخی نااهلان داخلی قرار گیرد.
📌نمی‌توان ادعا نمود که تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی مردمی، به معنای تلاش در راستای مخدوش کردن امنیّت در منطقه و یا باز کردن راه برای نفوذ بیگانگان است.
📌مناطق کوردنشین در عمل با وجود همه‌ی بی‌مهری‌ها ثابت کرده‌اند که آگاهانه ایران را دوست دارند و مجدّانه پاس‌داری می‌کنند و حتّی در بحرانی‌ترین شرایط اقتصادی- سیاسی متوسّل به اعمال احساسی و واردساختن هزینه به کشور نشده‌اند.

✅ت- راهکارها و پیشنهادها
برای مدیریت بلندمدت اوضاع و نه تسکین موضعی و موقتی می‌توان راهکارها و پیشنهادهای عملیاتی ذیل را ارائه نمود:
1-با مفاسد اقتصادی، ویژه‌خوارها و مختلسان برخورد جدّی قضایی و علنی و رسانه‌ای شود.
2-ساماندهی سازوکار بانکی کشور در راستای خدمت‌رسانی به تقویت تولید داخلی و تشویق سرمایه‌گذاری و کاهش سود وام‌ها و تسهیلات
3- اشتغال‌زایی با پشتوانه‌ی جذب سرمایه‌گذاری
4- واگذاری مدیریت‌های کلانی و میانی مناطق کوردنشین به متخصصان بومی و اعتماد به تفویض اختیار به آنان در راستای شناسایی مشکلات، ارائه راهکارها و اجرایی کردن برنامه‌های موفقیت‌آمیز

ادامه نوشته

تهدید میانمایگی درمناطق کوردنشین ایران

حوزه های غالب میانمایگی

این توضیحات و نقل قول ها برای درک مفهوم، ضروری بود اما ارتباط این مصطلح با وضعیت فعلی مناطق کوردنشین ایران در موارد بسیاری نهفته است:

الف- تاثیرگذاری احزاب اصولگرا و اصلاح طلب و انتخابات:

دیرزمانی است که اصولگرایی و اصلاح طلبی در مناطق کوردنشین به بهانه ی حزب گرایی و امتیازگیری از روسای مرکزنشین و سهیم شدن در بخشی از قدرت سیاسی، به ویژه در بحبوحه ی انتخابات – چه مجلس شورای اسلامی و چه ریاست جمهوری- موجبات ترشح بزاق فراوانی می شوند و در جامعه تب و انگیزه ایجاد می کنند و سپس با عدم پاسخگویی و محقق نشدن وعده ها، رویای تغییر و امید بهبودی و ریشه های اعتماد مردم به دولت ها را می خشکانند و این را تلقی می کنند که مردم ابزارند و این نشانه های تزریق و تمرین میانمایگی در جامعه است. شاید همین نگرش برای سایر مناطق غیرکوردنشین نیز متصور باشد اما حداقل این استدلال موجود است که این احزاب برای دست اندرکاران آنها وارداتی نیست.

برای خروج از این وضعیت نیاز به احزابی تغییرگرا، خدمتگزار، بومی و رویاپرداز و پرانگیزه است.

ب- توسعه، اشتغال و امنیت:

خرسند بودن به وضع موجود، به چاودادانه وه ی خدمات رسانی آب و گاز و تلفن و برق و غیره در عصر جنگ ستارگان آن هم با قیمت های نجومی، مقایسه کشور مستقل و ثروتمند ایران با شرایط ملل و دولی که در رتبه های پایین تر توسعه قرار دارند، منّت گذاشتن بابت امنیت و ایجاد شک و شبهه رسانه ای از بابت به خطر افتادن این امنیت، فرافکنی عدم ایجاد اشتغال و توصیه به شکرگزاری بجای چاره اندیشی و آتیه نگری مصلحت کشور و غیره که تمامی این موارد احساس بی قدرتی مردمی، ناکارامد بودن تلاش جمعی و به نوعی ناامیدی و ناکامی در آینده ی این مناطق را تداعی می کند.

برای خروج از این وضعیت نیاز به برجسته سازی توانمندی ها و نقاط قوت است. تلقین و تزریق شجاعتی قانونی و جمعی برای برون رفت از برخی ذهنیت های تفرقه انگیزانه، سنتی و روتین است.

پ-فرهنگ و زبان

آداب و رسوم کوردی، زبان مادری و فرهنگ مادی و غیرمادی مناطق کوردنشین به واسطه ی تسلط رسانه های غربی، تئوری هضم و جذب، آموزش رسمی و سهل انگاری محاوره ای دستخوش روزمرگی و تعویض اجزا و عناصر با جایگزین های غیرمتناسب شده است. به عنوان مثال نوعی تسلیم و عجز عمومی در قبال احیای زبان مادری و شک و تردید در به کار آمدن و کارایی آداب و رسوم کوردی برای مسائل و چالش ها و زندگی معاصر وجود دارد و این «قناعت و اکتفا به همین حد» و «فارسی صحبت کردن دختران باکلاس نمای کورد» «قبول رسومات غیرکوردی در جشن ها و تشییع ها و ...» نیز از نشانه های همین میانمایگی موجود است. بعضاً میانمایگی به فرومایگی نیز می انجامد و طبعاً برای کل کشور نیز مضر و مخرب است و انگیزه ها، امیدها، رویاها، خلاقیت ها و تغییرات را سست و تا حدودی غیرممکن می نمایاند.

برای خروج از این وضعیت نیاز به «به روزآوری فرهنگ» متناسب با نیازهای جامعه و فرصت دادن فرهنگ ملی به فرهنگ های دیگر به ویژه در نقاط اتصال و مشترکات است. تغییر مستلزم ارتقای ظرفیت و سعه ی صدر و داشتن صبر و برنامه است که هر کدام از این موارد در حین برون رفت جوامع مناطق کوردنشین از میانمایگی به نفع تاخت کشور به سوی ترقی و پیشرفت بیشتر و تسریع در فرایند توسعه ی پایدار است....

ادامه نوشته

هێڵنجه‌کانی بۆکان!

هێڵنجه‌کانی بۆکان!

ئه‌گه ده‌نووسی ده‌ڵێن جا ئه‌و شت‌فرۆشه چیه سه‌ری خۆتی پێوه دێشێنی و گه‌وره‌ی ده‌که‌یه‌وه ئه‌گه نانووسی پێی وایه به ملهوڕی و شت‌فرۆشی بۆته قه‌باره‌ی نیزام و ناکرێ که‌س وانێک و قامکی تێوه‌ژه‌نێ.
بۆکان هێڵنج ده‌دا. ده‌یان ساڵه. به خوێندنه‌وه‌ی هه‌ر نامه‌یه‌ک که ده‌نووسرێ و ده‌ینووسێ.
بۆکان هێڵنج ده‌دا به بیستنی هه‌ر خه‌به‌رێکی خۆی و 30-40 نۆکه‌ره‌که‌.
بۆکان هێڵنج ده‌دا به دیتنی هه‌ر وێنه و فیلمی خه‌ڵک و خۆفریودان و زیق و هه‌رای زه‌بوونانه.
بۆکان هێڵنج ده‌دا به له سه‌ر کردنه‌وه‌ی چه‌ن ماستاوچی خوێری.
له روانگه‌ی پزیشکیه‌وه گەلێک هۆکار لە هێڵنج و ڕشانەوەدا دەوریان هەیە.بۆ هه‌موو چین و توێژ و سن و ساڵێک.
لەوانەیە بە هۆی خۆراکی گەندەڵ بێ. بۆکان له مێژه خۆراکی گه‌نده‌ڵی جواوه.
به هۆی کاردانەوەی مێشک لە هەمبەر تومۆر بێ. بۆکان له مێژه تومۆری هه‌یه.
به هۆی دووگیانی بێ. بۆکان دووگیانه به بارودۆخی تازه و خوڵقانی قاره‌مانیه‌تی به سه‌بر و ‌زه‌بری خه‌ڵک.
به هۆی گوشاری دەروونی بێ. بۆکان له مێژه گوشاری هه‌یه. بۆیه لۆمه‌ی وڵاتی که‌رکووک ناکه‌م.
هه‌ر هێڵنجه و شاره جوانه‌که‌م ده‌یداته‌وه. شه‌و نه‌خوونین. به‌شکه‌م بڕشێته‌وه و سووک بێ بۆکانه‌که‌م...

غفورشیخی.آذر1396

فِرَق نوپدید و مکاتب بشری در مناطق کوردنشین

برخي از فِرق وشاخه‌هاي نوپديد که در مناطق کوردنشین نیز نمود دارند عبارتند از:

1- گروه‌هایی که بر ذهن، جسم، روح و روح‌گرايي فردي تاکید می‌ورزند و با دعانویسی، رمالی، شفاگیری، جِن‌درمانی و... فعالیت و کاسبی می‌کنند. این خصیصه از دیرباز به ویژه در بسیاری از روستاهای کردستان، کنار قبور شیوخ و اشخاص اشتهار به صالحین و بافت‌های سنّتی و اذهان جوانان احساسی و... وجود داشته و دارد.

2- تاکید افراطی و خوانش معیارمنشانه بر افکار اوشو، سای‌بابا، پائولو‌کوئیلو، وین دایر، کریشنا مورتی، مرلین منسون، دالایی لاما، فالون دافا و عرفان تی.ام  و... در قیاس و مقابله با اسلام و شخصیت‌های ایرانی و علما و دانشمندان کورد. یعنی نوعی نگرش مدرن‌گرایی در برابر تحجر و سنت‌گرای پوسیده را به جامعه القا می‌کنند و حامل تکثر، تنوع و التقاط‌گرایی هستند. جلسات زیرزمینی، نقدهای خشونت‌بار، تمسخر اعتقادات و شعور مردم، شبهه‌افکنی و ترویج تناقض، خلاقیت و تفاوت در اندیشه از ویژگی‌های آنان می باشد.

3- عرفان‌گرایی بشری و مکاتب نوین و بازاندیشانه‌ی شینتو، شمنیسم، تائوئیسم، بودیسم، هندوئیسم، مسیحیت و عرفان اسلامی که با دخل و تصرّف و درهم‌آمیختگی نظرات شخصی و جملات زیبا و تأکید بر نسبیّت و آزادی، محصول جدیدی را در اختیار جوانان به ویژه در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی قرار داده‌اند. دوددرمانی، طب سنّتی، عبادات میلی، تاتو و خالکوبی، رهایی جنسی، موسیقی ساختارشکن و ... از موارد مورد تاکیدشان می‌باشد.

4-الحادگرایی که در آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم، شفاف و واضح در مقابله با ارزش‌ها، اخلاق و دین و عرف جامعه قرار می‌گیرند. مانند شیطان پرستی(Satanism)، توهم‌گرایی، شرّپرستی با اعمال خشن مانند...

ادامه نوشته

بررسی جامعه‌شناسانه معضلات کارگری در جامعه ایران (اعتراض بی صدا)

به‌طورکلی جامعه ایرانی صنف‌گرا نیست؛ زیرا صنف قدرت را تجزیه می‌کند. نظام سیاسی کشور ما در طول تاریخ پذیرای تجزیه قدرت نبوده و آثار آن تا امروز در جامعه باقی مانده است.»

اصناف در ایران درباره قوانین آشنایی کمی دارند. حتی خود اعضای صنف‌ها از حقوق خود اطلاعی ندارند. مورد دوم این‌که بیشتر صنف‌ها درست است که خودجوش و اختیاری‌اند، ولی به دولت وابسته هستند. این مسئله صنف‌ها را به‌سمت کسب رضایت مسئولان دولتی سوق می‌دهد. مورد سوم این‌که اصناف بیشتر نمایشی و اعضا منفعل هستند؛ به‌همین دلیل، اثربخشی آن‌ها پایین است و اصناف آن‌طور که باید نمی‌توانند نقش اهرم فشار و پیگیری حقوق داشته باشند.

«مشکل اصلی کارگر در ایران حقوق است؛ حقوقی که هم کم است و هم با تاخیر پرداخت می‌شود. به‌تازگی مطلع شدم کارگران شهرداری شهرستان بوکان آذربایجان‌غربی دست به اعتصاب زده‌اند؛ چون چهارماه حقوق نگرفته‌اند. من کارگری را می‌شناسم که 700 هزار تومان پول نان به نانوایی محل زندگی‌اش بدهکار بود و می‌گفت حتی نانوایی هم دیگر به من نان نمی‌دهد. این کارگر در مقایسه با کارمندان هیچ مزایایی هم ندارد.»

و...

ادامه نوشته

نامه به شهریاری،استاندار آ.غ

ِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
استاندار محترم آذربایجان غربی
جناب آقای محمّدمهدی شهریاری

سلام علیکم
یکی از نقش‌های تحلیل‌گران، منتقدین و معتمدین استان، ارائه‌ی دیدگاه و اطلاعاتی است که امکان شناخت بیشتر بسترها، زمینه‌ها و توانمندی‌ها و حتی کم و کاستی‌ها را به مسئولین و مجریان متعهد بدهد و این نوعی مسئولیت‌پذیری شهروندی و مشاوره مردمی محسوب می‌گردد. از این رو جنابعالی به نیکی بر حساسیت و اهمیت استان آذربایجان‌غربی واقفید و موارد زیر را که برداشتی کلی از تحلیل وضعیت دهه‌ی اخیر استان است تقدیم می‌دارم که هدیه‌ی خوشامدگویی و تبریک انتصاب شایسته‌اتان باشد:
1-یکی از ویژگی‌های بارز فرهنگ آلمانی‌ها، نظم و رسمیّت و تعصّب ملّی خاصی است که در زندگی روزمرّه‌ی خود دارند دقیقاً بر عکس آنچه که طی یک دهه در استان آذربایجان غربی ساری و جاری بوده است. بی‌نظمی در مدیریت امور، روابط‌گرایی بجای ضابطه‌مندی، شدّت یافتن تنش‌های برخی افراطیون احساسیِ قومی وجود دارد. این مورد با رویکرد «شایسته‌سالاری» و «تشکیل شورای مشاوران شایسته از سراسر استان» بدون توجّه قاطع به قومیّت، حزب سیاسی، مذهب و دوری-نزدیکی به برخی رجال، قابل حل و موردپسند خدا و عموم است.
2-هرگاه به زادگاه خود می‌اندیشید به یاد می‌آورید که جامعه‌ای داریم سنّتی، مردمی پاک و بی‌آلایش، نیازمند امکانات و تسهیلات و خدمتگزاری، معتقد و البتّه با برخی آسیب‌های اجتماعی که طبیعت هر جامعه‌ی بشری است. اینجا نیز در کل، استانی با ضریب محرومیت بالا، نوسان زیاد در شاخص‌های توسعه، ناموزونی تقسیم سرانه‌ها و اعتبارات، جوان بودن توزیع سِنّی و البتّه غالباً معتقد و ملتزم و خواهان به رعایت شئونات دینی – چه در بخش تشیّع و چه تسنّن- هستند. این جامعه با این ویژگی‌ها نیاز به «اشتغال‌زایی عدالت‌محور» دارد تا متناسب با نیاز مناطق، شاخص‌های قوّت تقویت و نقاط ضعف کاسته شوند.
3-تغییرات منطقه به ویژه در کردستان عراق، وضعیت گمرک و مبادلات اقتصادی با ترکیه و آذربایجان، افراط و سوءاستفاده‌ی برخی نمایندگان مجلس و تحریک مسائل قومی-مذهبی یا چاپلوسی برای کارچاق‌کنی برخی دیگر، اصرار رسانه‌های معاند بر انتشار احساس بی‌قدرتی و ناامیدی و احتمال ناامنی در میان مردم استان، این را ضرورتاً می‌طلبد تا هم در درون استان و هم در مراوده با همسایگان، اصل بر کرامت متقابل، تعامل و هم‌اندیشی باشد که سابقاً متاسفانه روال بر منفعت‌طلبی اقتصادیِ جناحی و تبعیض‌آمیز و تحقیرگرایانه بود.
4-اگر «فورتِ» فرانکفورت به معنای پایاب و جای کم عمق رودخانه برای عبور و مرور انسان و احشام است امّا اورمیه به معنای سرزمین آب است که به درازای شکوهِ تاریخ و تمدنش همواره سرچشمه‌ی آب‌های تلخ و زلال و رودخانه‌های خروشان و نگین دریاچه‌ بوده است که مستحضرید متاسفانه به مرور سدسازی غیرکارشناسی، برداشت بی‌رویه‌ی آب‌های زیرزمینی، چارت کاشت نادرست، انتقال آب از بوکان به آذربایجان شرقی و... سبب شده‌اند تا بجای شعف از ساحل زیبای «ماین و سیمینه‌رود» بر سوگ شوره‌زارها گریست. برنامه‌ریزی عمل‌گرایانه و اهتمام جدّی بر ساماندهی وضعیّت آب و درخواست همکاری از متخصصان متعهد این حوزه در داخل و خارج کشور می‌تواند خدمتی ماندگار در این دیار غریب باشد که قطعاً مصلحت ملّی نیز به دنبال دارد.
5- اگر چهار مورد فوق‌الاشاره مدیریّت گردند می‌توان بسیار خوشبین بود تا آسیب‌ها و معضل‌های دیگر به آرامی پیشگیری، کنترل، راهکاریابی و حل شوند. مانند رسیدگی به وضعیّت جادّه‌های استان که تبدیل به قتل‌گاه شده‌اند. مانند رسیدگی به نیازسنجی اولویت‌دارِ کشاورزان و باغداران این استان در بخش‌های خرید گندم، چغندر، سیب و نظارت بر مراکز خرید و احداث کارخانجات و سیلوهای ضروری. مانند رسیدگی به شهرک‌های صنعتی، تجهیز بیمارستان‌های شهرستان‌های غیر از مرکز استان، پیشگیری از مهاجرت به شهر و سکونت‌گاه‌های غیرمجاز و حاشیه، تخصیص زمان صداوسیمای استان به تمام شهرستانها، کار بر پتانسیل بسیار بالا و مهیّای گردشگری استان و موارد بسیار دیگر که امیدواریم ان‌شاءالله با مدیریّت جنابعالی و همکاری تیم‌های استانداری و صراحت مشاوران و صداقت سران انتظامی و نظامی استان و راهنمایی روحانیون معزّز هرچه بیشتر به نعمت خدمت آراسته و نائل گردید.
بوکان. 23 مهر 1396. غفور شیخی

کار تیمی و کار گروهی

گروه، حداقل به دو یا چند موجود یا انسان که بر اساس روابط و قراردادی مشخص برای رسیدن به هدف یا اهدافی در مدت زمانی، همکاری می کنند گفته می شود. مانند گروه سرود، گروه تلگرامی و...

تیم، حداقل به دو یا چند انسان متخصص و ماهر که بر اساس روابط و قوانین مشخص برای رسیدن به هدف یا اهدافی در مدت زمانی معین، همکاری می کنند گفته می شود. مانند تیم فوتبال، تیم جراحی.

گروه و تیم نقاط مشترک زیادی دارند اما در گروه لزومی نیست تک تک اعضا متخصص و ماهر باشند بلکه بیشتر بر هماهنگی اعضا تاکید می شود اما در تیم هم باید متخصص و ماهر باشند و هم هماهنگ عمل نمایند و هم اینکه عموماً تیم برای انسان بکار برده می شود و کاربرد پیدا می کند.

در جامعه پیشین و سنتی و همچنین شرایط پسین و معاصر، کارهای بسیاری انجام شده و می شود که می توان با عینک کار تیمی یا گروهی بدان ها بازنگری شود. مثلاً یک کاروان حجاج باید تبدیل به یک تیم شود تا بتوان اطمینان حاصل کرد که مناسک زیارت را به درستی بجا بیاورند. «هه‌ره‌وه‌ز و ده‌سته‌واو» نمونه ای از کار گروهی شبیه و نزدیک به کار تیمی در امور کشاورزی بوده که هر یک بر انجام نقش و کار خود توان و شایستگی لازم را دارا بوده است. آماده شدن و مشارکت چند خانواده در تهیه و تدارک یک عروسی یا مراسم فاتحه‌خوانی مثال مناسبی برای کار گروهی است که...

 

ادامه نوشته

مسافرکشان در دست انداز ساماندهی

برخورد سلبی راهگشا نیست

دلیل حضور این خودروها شاید اولین سوال برای حل این معضل باشد. غفور شیخی، جامعه‌شناس دراین باره به جام‌جم می‌گوید: مشکلات و چالش‌های عرصه درآمدزایی و اشتغال، ‌ضعف نظارت و مشکلات معیشت عامل اصلی حضور و استقرار خودروهای پلاک شهرستان در پایتخت به شمار می‌رود. هر چند به باور او برخورد سلبی با این معضل راهگشای موضوع نیست، چراکه‌ این تصمیم شاید به صورت مقطعی از بار ترافیکی شهر کم کند، اما بدون شک تاثیری در مهاجرت‌ها به تهران نخواهد گذاشت.

این استاد دانشگاه معتقد است این یک درمان مقطعی است و شاید حتی به گسترش آسیب‌های دیگر اجتماعی هم منجر شود. از سوی دیگر و به گواه آمارهای ارائه شده توسط پلیس راهور در سال گذشته، روزانه 19 میلیون مسافر در پایتخت جابه‌جا شدند که چهار میلیون از این جابه‌جایی‌ها به واسطه خودروهای شهرستانی انجام شد. آن‌طور که سال گذشته رئیس وقت پلیس راهور تهران گفته بود، عامل 30درصد ترافیک پایتخت ناشی از فعالیت و تردد خودروهای پلاک شهرستان است.

ادامه نوشته

بازنمایی نسلی در فرهنگ کورد و آذری

منظور از نسل، مبنای بیولوژیکی آن نیست بلکه یک آفرینش اجتماعی بر مبنای دوره ی زندگی و اشتراک جایگاه افراد در تاریخ اجتماعی – در اینجا استان آذربایجان غربی- و با ارجاع به وضعیت فرهنگی ویژه ای که توسط گروه سِنّی خاصی تجربه می شود، مدنظر است.

اولویت های ارزشی از سمت مسائل و دلبستگی های انقلابی به سوی رفاه کیفیت زندگی گرایش یافته است و این ارزش های نسل پیشین و گرایش های نسل جدید به صورت آشکار یا پنهان، جزئی یا کلی، ناب یا ناقص نفوذ داشته است. بنابراین فرهنگ و جهان بینی این استان با جایگزین شدن نسل های جوان تر و پسین به جای نسل های بزرگ تر و پیشین، در حال دگرگون شدن است. نسل بعدی غیرآذری ها خواهان سهیم شدن بیشتر در ترکیب قدرت استان است و همین مطالبه ها در چند بُعد، زمینه ی ظهور پان تورکیسم در رویارویی با به هم ریختگی فرهنگی نسل معاصر و حفظ جایگاه و هژمونی مسلط را در پی دارد.

آموزش فرهنگی در «وجه ذهنی قدرت» با ترویج انگاره های ذهنی همخوان با نظام فارسی و در «وجه عینی قدرت» با نمایش کلیشه هایی که از منظر نسلی متولیان فرهنگی و به ویژه رسانه ی استانی، تصمیم نهایی را می گیرند به بازتولید شکاف فرهنگی و نابرابری آموزشی دامن می زنند.

 

ادامه نوشته

دستفروشان زیر چتر حمایت

تصویرهای ذهنی درباره دستفروشان مدتی است تغییر کرده‌؛ تا چند وقت پیش اگر با شنیدن کلمه دستفروش یاد افرادی می‌افتادیم که اغلب از طبقه پایین جامعه بودند اما مشکلات معیشتی و البته تغییر سلیقه‌ها، پای بسیاری از افراد طبقه متوسط را هم به پیاده‌روها باز کرده است.

البته اجناس آنها فرق می‌کند و به جای لیف و کیسه در بساط‌شان می‌توان اجناسی مثل صنایع دستی ‌را دید اما چیزی که عیان است این که دستفروشی مختص یک طبقه نیست. اتفاقی که به باور غفور شیخی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه یک زنگ خطر است.

وی در این باره به جام‌جم می‌گوید: وقتی نابسامانی اقتصادی روی می‌دهد، مفهوم طبقه به‌هم می‌خورد. چیزی که جامعه‌شناسان آن را با عنوان «به‌هم ریختگی طبقاتی» می‌شناسند.

هر جامعه‌ای را می‌توان به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم کرد. این درحالی است که همه این طبقات خودشان به سه زیرمجموعه تقسیم می‌شوند. به عنوان مثال، طبقه پایین تقسیم می‌شود به پایین روبه بالا،‌ پایین متوسط و پایین روبه پایین.

آن‌طور که شیخی توضیح می‌دهد فشار اقتصادی، عدم توازن واردات و صادرات و ضعف نظارت، از دلایل این به‌هم‌ریختگی طبقاتی در پدیده دستفروشی است.

این جامعه‌شناس معتقد است، یکی دیگر از دلایل گرایش طبقه متوسط روبه پایین به دستفروشی، ضعف در نظارت است.

به گفته او باز بودن دست این طبقه در حوزه اقتصادی و نوع فروش، جنسِ در معرض فروش را هم تغییر داده، اما از همان مزیت‌های دستفروشی استفاده می‌کند.

چراکه به دلیل ضعیف شدن اقتصاد، چنین فردی دیگر نمی‌تواند مایحتاج موردنظر طبقه خود را تهیه کند.

ابوالقاسم چیذری، مدیرعامل شهربان شهرداری تهران نیز در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید‌ برخورد سلبی مورد نارضایتی مردم و رها کردن دستفروشان هم باز مورد شکایت آنهاست. دستفروشی معلول ناکارآمدی سیاست‌های رفع بیکاری و ایجاد اشتغال است که جمعی از هموطنان ما را با عنوان «دستفروش»، برای امرار معاش به خیابان‌ها و پیاده‌روها می‌کشاند و هنگامی که «شهرداری» طبق قانون برای رفع سدمعبر آنها اقدام می‌کند، با واکنش منفی و جبهه‌گیری خود دستفروش‌ها و «شهروندان» روبه‌رو می‌شود.

وی می‌گوید:‌ شهر تهران تاوان ناکارآمدی دولت‌ها در حوزه اقتصاد و ایجاد شغل در شهرهای دیگر کشور را می‌دهد.

‌علیرضا سرحدی کارشناس حوزه ی شهری معتقد است که ساماندهی به این مفهوم که دستفروشان را جمع و متمرکز کنیم در یک سوله یا بازار، تقلیل دادن این مساله و به نوعی سطحی‌نگری به این پدیده است.

براساس اطلاعاتی که وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی حدود دوسال پیش منتشر کرد‌ حدود 90‌درصد دستفروشان ‌شغل دیگری ندارند‌ به گواه این تحقیقات 31‌ درصد آنها حتی یارانه هم نمی‌گیرند. 36 ‌درصد آنها پیش از روی‌آوردن به شغل دستفروشی کارگر ماهر و 21‌ درصد آنها کارگر ساده یا کارگر کارخانه بوده‌اند

حداقل کاری که مسئولان می‌توانند انجام دهند، الگوبرداری از سایر کشورهاست که در کلانشهرها و شهرهای کوچک مناطقی مناسب و قابل دسترس را به آنها اختصاص داده‌اند.

 

ادامه...

ادامه نوشته

از مُدیرتعاملی تا نماینده ی تناقض گو و فرماندار ...!

الف-درآمد

اهمیت نظام آموزش و پرورش در همه ی ادیان، ادبیات، کشورها و حتّی اذهان اشخاص و افراد، مُحرز و مُبرز است. از این رو نوعِ مدیریت آن شایسته و بایسته است که دارای ویژگی های غالبیِ تعاملی، با درایت و حکمت، خلّاقیت مدار، فراجناحی و البته از موضع قدرتِ مشاوره ای و مشارکتی باشد تا این مجموعه بتواند نسلی متناسب و متوازن با اهداف و اغراض دینی و ملّی پرورش و آموزش دهد و بمثابه شهروند و خردمند، همزیستیِ مسالمت آمیز داشته باشند.

از این رو قاری برجسته ی کشوری در این مراسمِ تکریم و معارفه، آیه ی « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» را قرائت کرد که جایگاه و پایگاهِ آگاه و ناآگاه، متفاوت و متمایز است و این تنها خردمندان اند كه پندپذيرند.

ب-مدیر تعاملی

پ-فرمانداری ...

ت-نماینده ی تناقُض گو

ث- جمع بندی

 

ادامه نوشته

چرا بوکان عقب ماند؟

عنوان این نوشته از نظر روشی، ریسک پذیر است به این معنا که اول باید ثابت شود که بوکان با توجه به زمان و پیشرفت شهرهای اطراف و پتانسیل های موجودش، عقب مانده است سپس به بررسی چرایی و چگونگی این عقب ماندگی پرداخت. اما این با توجه به دلایل مکتوب و شواهد عینی، فرض نگارنده است که با رجوع به پروژه ها، رضایتمندی مردم، بودجه درکارخرج شده، مقایسه بوکان با وضعیت قبلی و کنونی شهرهای مشابه و مجاور، کیفیت ریختمان شهری و... می توان این مدعا را ثابت نمود. بیان این عقب ماندگی، به سه دلیل دردآور و باعث تاسف است: اول بودجه و درآمدی که باید برای بهبود اوضاع مختلف و متعدد شهر صرف می شده و نشده، مستقیماً بیت المال است و صرف بیت المال در غیرمحل خود گناهی نابخشودنی است. دوم پیشرفت هریک از روستاها و شهرهای این کشور پهناور و سرفراز، به منزله ترقی عضوی از این پیکر واحد است و برعکس سستی پیشرفت بوکان، ضربه و آسیبی به چرخ پیشرفت کل کشور است. سوم مردم این شهرستان با توجه به سطح بالای فرهنگ، میزان بالای مشارکت های اجتماعی و سیاسی شان و از طرف دیگر حداقل خدمات رسانی و تکریم مسئولان، لیاقت خیلی بیشتر از این نوع برخورد را داشته اند و دارند. لذا بیان علل عقب ماندگی به منزله جراحی برای امید به بهبودی و تسریع ترقی است. این علل حداقل در سه دسته زیر قابل بحث اند:

ادامه نوشته

وجدان جمعی و حافظه جمعی

چرا مردم ما، اندیشمندان و بزرگان علم و هنر و ادبشان را به راحتی به فراموشی می‌سپارند؟ چرا در جامعه ما، حوادث و جریاناتی که باید از آنها درس و عبرت گرفت بارها و بارها تکرار می شوند؟ چرا بعضی ها می گویند مردم قدرنشناس اند و زود همه چی را فراموش می کنند؟چطور وقتی مسئله ای ناموسی یا حیثیتی روی می دهد مردم با خشم و بدون فراخوان گردهم می آیند و شروع به تجمع و اعتراض می کنند؟ آیا همانطور که یک انسان شخصیت و وجدان دارد جامعه هم دارای شخصیت و وجدان است؟ این نوشتار در پی آن است که با توضیح وجدان و حافظه جمعی و بیان ارتباط بین آنها، به پرسش های بالا، پاسخ مختصر بدهد و از مثال های مختلف در این خصوص جهت آسان سازی بحث، استفاده نماید. شناخت حافظه و وجدان جمعی مانند کلیدی است که می تواند قفل بسیاری از مسائل و مشکلات جامعه را به آسانی برای عموم بگشاید.

الف) وجدان جمعی

 

ادامه نوشته

نویسندگان فصلی

نویسندگان فصلی!
موسم انتخابات شورا و ریاست جمهوری و رای گیری‌ها که می‌رسد عده‌ای که قبلاً کمترین دغدغه‌شان آگاهی فرهنگی و سیاسی و روشنگری اجتماعی و فعالیت‌های علمی مستمر بوده در قالب یادداشت‌نویسِ چند پاراگرافیِ سایت‌های محلی و گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی،یکی دست زیرچانه ودیگری در کنار کتابخانه و
آن یکی قلم بر لب و یا تصویری شاعرانه و تبلیغاتی ظاهر می شوند.
آگاهی‌بخشی، نویسندگی، انتقاد اجتماعی و روشنفکری، جریان و فرایند سیال و مستمر و پویایی است که مانند هر تکنیک و مهارتی نیاز به الزاماتی دارد.
الف- عمده‌ترین اغراض پشت پرده
از جانب نهاد و اداره‌ای کوک شده‌اند...
نماینده مجلس یا شورای شهری بوده که با تظلم، تافته...
از جانب عده‌ای از دوستان و نزدیکان تشویق شده‌...
ب- انتقادهای وارد بر نوشته های فصلی
تقلیل اهمیت و شأن یادداشت‌نویسی و انتقاد اجتماعی و تحلیل دانشگاهی به یک ابزار فرصت‌طلبانه...
آگاهی بخشی باید آهسته و پیوسته باشد نه مقطعی...
تزویر و تظاهر و چندچهره‌نمایی افزایش یابد...
پ- پیشنهادها

ادامه نوشته

دیگر کارت هایت رو شده!

دیگر، کارت هایت رو شده!

(مروری بر داستان پشه و باد)

غفور شیخی
علیرغم تلاش های قبل از انتخابات دهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی (اسفند94)، به دلیل نبود گزینه رقیب مناسب، بکارگیری قدرت مالی، اختلاف و چنددستگی نامزدها، چندچهره نمایی برخی فرصت طلب ها، کمرنگ بودن حافظه ی تاریخی برخی اقشار و همچنین تاثیر ترفندها، شایعه پراکنی ها و شبنامه نویسی های سیاه سبب شدند تا فرایند توسعه ی پایدار، همچنان مختل و کُند و پرحاشیه پیش برود.
شناخت انسان ها در دنیای امروز بسی دشوارتر از گذشته شده است اما گاهی این شناخت به دلیل گذر زمان، انباشت اسناد، ثبت تجربیات و خاطرات و... برای عموم جامعه، دیر اما مسلّم انجام می شود. به این معنی که اگر قبلاً نان به نرخ روزخوری، رنگ عوض کردن های فرصت طلبانه، تزویر، ترعیب، تفرقه افکنی، سوگند دروغ، شایعه سازی، تخریب شخصیتی، شبنامه نویسی، چندبه هم زنی سیاسی، بذل و بخشش یک پست به چندین نفر و غیره به سختی باور می شد، اکنون از یک طرف به یُمن شبکه های مجازی و نشریه های متعهد و پیگیری منتقدان مطالبه گر و زیرکی شهروندان در رده های سنّی مختلف و از طرف دیگر مشاهده ی برخی فعالیت های مفید برخی مسئولین دیگر موجب شده که بسیاری از کارت های بازی برخی افراد، عیان و موجب کسر شأن گردد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با پوشیدن لباس کوردی «که واو پاتۆڵ خاکی و سه ره خۆشی» و خنده ی ملیح زیرسبیل قطرانی، مقبولیت کسب کرد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با غرّش نمایشی پشت تریبون مجلس و اشک و گریه و در هوا چرخاندن انگشت سبابه، خود را خدمتگزار و فعال و مردمی معرفی کرد.
دیگر گذشت زمان آن که از هم افزایی و مشارکت دلسوزان، منتقدان و ورود انسان های بزرگوار به عرصه خدمت در شورا و مجلس و ادارات و...جلوگیری کرد و مانع تراشید.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان از آبروی نظام بهره برداری کنند و به مردم بقبولانند که این دولت است که نمی خواهد کوردستان پیشرفت کند و این دولت است که می خواهد جوانان کورد بیکار و معتاد باشند سپس در تهران حضور وزراء و مشاورین برسند و عذرخواهی و توجیه کنند که بخاطر برخی مصلحت های انتخاباتی مجبور به این اغلاط شده اند و امروزه این فرمایشات آنهاست که دستمایه ی رسانه های معاند قرار گرفته است سپس همّ و غمشان راه افتادن به دنبال عقبه ی وزراء برای تغییر فلان رئیس و فلان مسئول و بایکوت کردن فلان منتقد و دلسوز باشد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با «خودعرضه گردانی بازیگرانه» در یک استیضاح یا سخنرانی یا شوی تلویزیونی به بهانه ی اسم و رسم، بهره برداری تبلیغاتی برند خود را بکنند.
در جاهایی که نباید باشند – مانند فتنه 88-  متاسفانه هستند ودر جاهایی که باید باشند – مانند نظارت بر فساد شهرداری ها، راهکاریابی معیشت کاسبان مرزی و...- متاسفانه نیستند!
در کارها و اموری که نباید دخالت کنند – مانند ائتلاف شورای شهر، تحقیر و مدیون سازی فرمانداری ها- متاسفانه دخالت می کنند و در کارها و اموری که باید نقش و دخالت کنند – مانند سهم ناچیز مدیریت های استانی، حقوق قانونی اهل سنّت- متاسفانه دخالت نمی کنند و خارج از دسترس اند.
مولانا نقل می کند که پشه شکایت نزد حضرت سلیمان(ع) می برد که باد امان از استراحت و زندگیم بریده و هر جا او باشد من نباید باشم. حضرت فرمود قضاوت که یکطرفه نمی شود باید باد را احضار کنم. باد چون بشنید آمد تیز تیز... پشه بگرفت آن زمان راه گریز . پشه گفت:هر گاه باد بیاید من نیستم و نمی توانم باشم. اکنون خدمت به مردم و جانب حق گرفتن و تلاش در راستای اعتلای کشور شده «پشه» و برخی مسئولین مدیونِ مردم شده اند یا بوده اند «باد».
الاکلنگ بازی سیاسی، با مصلحت اندیشی و تلاش در راستای اعتلای کشور و پایبندی به ولایت و قانونمداری بسیار متفاوت است اما تحمیق و پرونده سازی و منفعت طلبی ملوعانه ی شخصی در هیچ آیین و مرامی قابل قبول نیست. در حنابندی جناحی، لابی گری و بلیط سوزی برای منافع شخصی، مهم ترین فرصت های توسعه قربانی شده و می شوند و سپس سربزنگاه کمتر از یکسال مانده به انتخابات، آفتابی و مهتابی و یار دبستانی می گردند.
کسی منکر آن نیست که واقعیت ها – آنچه هست- با حقیقت ها –آنچه می خواهیم باشد- تفاوت دارد و نمی توان تمام امور را صرفاً به روش کتابی و دانشگاهی پیش برد و نیاز به سعه ی صدر، تعامل، تجربه اندوزی و... نیز می باشد اما نباید جای «حرفه ای گری متعادل پایتیسمی» را با «عوام فریبی افراطی کاپیتالیستی» اشتباه گرفت و به جامعه قبولاند.

پیشنهادها
-به صورت جدی پیشنهاد می شود که از هر گونه گاردگیری و نقشه کشی برای انتخابات پیش روی شورای شهر و ریاست جمهوری در راستای منافع شخصی و جناحی، خودداری گردد.
- پیشنهاد می شود که مردم از مسئولین خود درخواست گزارش عملکردهای مستدل و مستند نمایند.

بی تفاوتی اجتماعی

گفتگوی مکریان امروز؛ 10بهمن 1395

رفتار دولتمردان، موجب بی تفاوتی اجتماعی می شود

شیخی که به گفته ی خود از هر گونه جناح بندی سیاسی مبرّاست با اشاره به برخی دل مشغولی های این روزهای مسوولان می گوید:

«از چند سال قبل تاکنون این یکی از معضلات و دغدغه های مردم و نامزدهای انتخاباتی است که دولتمردان از استانداران گرفته تا فرماندار و بخشدار و حتی مسئولین اداره های یک شهرستان تمام توان و وقت و امکاناتی را که باید در راستای انجام وظایف محوله و خدمات مردمی قرار گیرد به سوی نمایش های تبلیغاتی انتخاباتی جهت دهی می کنند و برای آن سفرها و مراسم ها و همایش ها اسامی متعدد و مجزایی تحت عناوین گزارش عملکرد، بازدید، هم اندیشی، ارتباطات مردمی و... تدارک می بینند. هرچند در واقع به نوعی دورزدن قانون منع تبلیغات زودهنگام و همچنین ممنوعیت بکارگیری امکانات دولتی برای تبلیغات است اما به دلیل تکرار، نبود نظارت و پیگیری و همچنین یکسان بودن عامل و مسئول، این روال، رنگ و روندی طبیعی و حتی حرفه ای به خود گرفته است. احتمال اینکه این ترفند و روند باعث افزایش مشارکت مردمی در انتخابات می گردد نیز دلیل اغماض برخی نهادهای مسئول و نظارتی نیز شده است.

این تبلیغات زودهنگام و تقلّای دولت برای انتخابات پیش رو در قالب سفرهای استانداران و جلسات فرمانداران و بارش نشریات و گسترش پیام های چندرسانه ای فضای مجازی، بنرهای دور میادین و معابر عمومی با برجسته ساختن تصویر و نام شخص مورد نظر انجام می گیرد.

این تلاش با شروع ماه بهمن و دهه ی فجر با افتتاح چندباره ی پروژه های نیمه تمام و کلنگ زنی های بی فرجام و صدها خبر تخصیص اعتبارات و بودجه و غیره بیشتر می شود و به اوج خود می رسد.

طبیعی است که عقل سلیم منکر تلاش دولتمردان و انجام مقدمات لازم در راستای معرفی زحمات و اطلاع رسانی عمومی و بسترسازی مناسب انتخابات پیش رو نیست اما اعلان این استراتژی و بسیج نمودن تمام توان و امکانات و برنامه ها در این راستا، منزوی شدن خدمات، مسکوت ماندن امورات، معطل ساختن کارهای اولویت دار و اجرای نمایش های تبلیغاتی در کنار شعار ممنوعیت تبلیغ زودهنگام و برابری شرایط و عدالت سیاسی برای تمامی نامزدها، به نوعی توهین به شعور عمومی و هدر دادن بودجه و سرمایه ی ملی محسوب می شود.

مناسب تر آن است که بجای بکارگیری تکنیک های متعدد تبلیغات و اقناع و توجیه جامعه، اطلاع رسانی مستمر شش ماهه ی مستند انجام گیرد و ضمن اطلاع رسانی بگذارند و فرصت بدهند که کارهای انجام شده و فعالیت های صورت گرفته و پروژه های مختوم گشته، خود زبان حال و واقعی و گویای تبلیغات باشند.

در اینکه طی حداقل 5سال اخیر تاکنون دولت تحت فشار بوده و وضعیت بازار و کسابت و اقتصاد در تب تحریم و رکود و تورم گرفتار شده شکی نیست و جامعه نیز سطح انتظارات و مطالبه های خود را به میزان قابل توجهی کاهش داده اند اما این دلیل بر کم کاری عملیاتی یا بزرگ نمایی طرح های ترمیمی و کوچک مقیاس نیست و قطعاً بیان صادقانه و مستند فعالیت های انجام شده و نشده برای مردم می تواند مقبول تر و منطقی تر از اجرای سناریوهای متظاهرانه ی بزرگنمایی شده ی تبلیغاتی باشد چرا که در اولی نوعی تکریم و معذرت و در دومی نوعی تحمیق و تظاهر مستتر است. به گمان بنده همچنان که برخی اندیشمندان (مانند سات ژالی، جرج گربنر و...) از تلویزیون افراطی به عنوان مروج بیماری جهانی و جعبه ی حماقت یاد می کنند می توان تبلیغات گسترده ی امروزین را نیز فنون ترکیب اغراق های دروغین و صداقت های ناپایدار برای اغفال و اقناع مردم در راستای نیل به اهداف خود با ابزارها و شگردهای متعدد تعریف نمود و گرنه مشک آن است که خود ببوید.

از طرفی هم انتخابات و تداوم مسئولیت یا تغییر آن بخشی از انبوه فعالیت های روزمره و اقداماتی است که باید برای آن تدابیری اندیشید و به نحو احسن به انجام رساند و پرداختن به یکی از این وظایف و امورات نباید موجبات صدمات و لطمات به سایر فعالیت ها گردد. این در حالی است که ادامه حیات سیاسی و اجرایی و مدیریتی بسیاری از دست اندرکاران منوط به نحوه ی فعالیت فلان استاندار و فرماندار و بخش دار و مسئول برای انتخابات است و چه بسیار قول ها و وعده هایی که در این میان بین مردم و مسئولین و فضای عمومی جامعه رد و بدل می شود و بعداً جامه ی عمل نمی پوشند و بذر و تخم بدگمانی و بی اعتمادی و «نان به نرخ روز خوری» را می کارند و سرانجام «هر کسی به فکر خودبودن و احساس بی قدرتی جمعی» را می دروند. تمامی این پیامدها ناشی از صرفاً چند سفر و همایش نیست بلکه ناشی از نوع اقدام و دورخیز برای انتخابات پیش روست که دربرگیرنده ی یک استراتژی مشخص تیم دولتمردان است که متوسل به تبلیغات متظاهرانه و نه عملگرایی مستند است»

منبع

- شیخی، غفور (1395) تقلای دولت روحانی برای حفظ آرای کوردها، دوهفته نامه مکریان امروز، سال اول، شماره دوم، ص4

جامعه تلوتلوخوران «سبک واکنش احساسی»

جامعه تلوتلوخوران

«سبک واکنش احساسی»

غفور شیخی

 

هر حادثه ای که در این کشور پهناور روی می دهد و مردم می خواهند عزت انسانی و کرامت اخلاقی خود را نشان دهند، بالاخره از مسیر معقول و منطقی به سمت احساسات و قاطی کردن مسائل و فرافکنی و سپس اعتراض کشیده می شوند و در صورت نیاز به عمل و یا در صورت مقداری فشار، به  کل ساکت و گوشه نشین می شوند و بعد از آرام شدن اوضاع به دنبال سوژه ای دیگر می روند و این روند همچنان ادامه دارد.

طی این روند بسیاری از تازه به دوران رسیده ها دست به قلم می شوند و پیام های تسلیت و همدردی تبلیغاتی می فرستند یا سلفی می گیرند تا بلکه برای خود در این اوضاع حساس و احساسی جایی باز کنند و مطرح شوند.

غالب صاحبنظران و دلسوزان منطقی نیز ساکت و بی واکنش می نشینند.

جوانان رگ غیرتشان باد می کند و هر لحظه به دنبال شکار تصویر و جمله ای زیبا هستند که با تمام توان در گروه های مورد نظرشان بکوبند و عده ای تائید و لایک کنند.

برخی نان به نرخ روزخورهای خارج کشور نیز زیرکانه آتش را شعله ورتر می سازند و چندین قضیه را با یک قضیه می پیچانند و گره می زنند و در پست های رنگارنگ به کام گروه ها و کانال ها می فرستند.

شاید کمتر کسی از سازوکارهای منطقی و عقلانی و قانونی پرس و جو کند

شاید کمتر کسی مایل به درک واقعیت و اصل جریان هم باشد

شاید کمتر کسی هم جرات کند در این موج هیجان و شور و احساس، ریسک کند و جماعت را به آرامش و واقع بینی فرا بخواند چون قطعاً با مخالفت و تمسخر عده ی زیادی روبرو می شود.

و شما برای هر یک از این سطور ممکن است جوابی دندان شکن داشته باشید!

اما «این سبک واکنش احساسی ماست»

این کاملاً قابل قبول است که وفات هر انسانی در هر نقطه از این کشور، ضایعه ای برای همه است و نباید تبعیض و بی عدالتی از هر جهت با این قضایا صورت گیرد. مرگ هر کدام برای تک تک ما ناخوشایند و بس سنگین است. چه حادثه پلاسکوی تهران باشد یا سیل بلوچستان یا بهمن سردشت و وفات کوهنوردان بوکان. اما در تمام این قضایا به طور عجیبی مردم بمثابه آتش تلّ کاه، به یکباره سراسر وجودشان احساس و افراط می شود. این سبک واکنش ما در برابر بسیاری از قضایاست. سبکی تلوتلوخوران که بجای نیفتادن از این طرف بام، از آن طرف می افتیم. حتی به همین دلیل است که نمی توانیم درست و منطقی انتخاب کنیم و بر احساس و عواطف و خویشاوندی ها، رودربایستی ها و تعارف ها غلبه کنیم.

لطفا کمی تامل کنید

اگر در مناطق مرزی و به ویژه مناطق کوردنشین و بالاخص سردشت و پیرانشهر و بوکان اشتغال مناسب و کافی وجود ندارد و هر روز شاهد مهاجرت جوانان برای مشغولیت های کاذب در شهرهای دیگر هستیم و در این سرما و برف و کولاک عده ای بنا به هر دلیلی جان می بازند، باید به دنبال عملیاتی کردن کارهای اصولی و اساسی باشیم چرا که هر بار این اتفاق افتاده و خواهد افتاد و هر بار روح هزاران نفر جریحه دار می شود و دردناک تر آنکه کاری هم از دست کسی برنمی آید.

ده ها بار به پلاسکو هشدار داده شده، اقدامی قانونی توسط شهرداری انجام نشده و دارای حداقل امکانات و تجهیزات اطفاء هستیم و به شدت با ضعف مدیریت و فرهنگ شهروندی خود همین افراد جامعه درگیریم و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

چندین روز است که هشدارهای هواشناسی داده می شود و کوهستان سردشت و پیرانشهر و در کل کوردستان یکی از صعب ترین مناطق زاگرس است. برخوردهای نظامی گرایانه مرزی از یک طرف و رفتارهای سوءاستفاده گرانه ی صاحبان بارها با کاسبان شریف مرزی در این وضعیت کولاک و بهمن و… روی می دهد و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

لطفا کمی تامل کنید

راه های بسیاری برای کاهش احساسات غیرضروری و افزایش عقلانیت و منطق ضروری وجود دارد تا به تبع آن به سوی راهکارهای بلندمدت و عملیاتی و زیربنایی نیز برویم و بجای جامعه ای تلوتلوخوران مانند یک پیکر هماهنگ که آرامش و منطق و زیرکی خود را از دست نداده عمل کنیم.

نماینده های شهرستان های خود را به پای بحث و استدلال بکشانیم و از آنها بجای شعار، طرح و برنامه بخواهیم که چه کرده اید و دارید چه می کنید و می خواهید چکار کنید؟

ریشه ی تمام این حوادث و بدبختی ها در این موقعیت فعلی کشور و جامعه امان در «اقتصاد» و سپس «فرهنگ» است.

نهادهای مردم نهاد (سمن) ها را تشکیل بدهیم و برای برطرف کردن هریک از معضلات این جامعه، اقدام کنیم و راه قانونی را طی نماییم. هر چند زمان بر و پرفراز و نشیب و اما و اگر است اما باز از تلّ احساسات زودگذر متعصبانه مناسبتر به نظر می رسد.

از مجاری مختلف به نهادها و مراکز دولتی فشار وارد کنیم تا بجای سفر نمایشی استاندار، مردم از وی مطالبه طرح و بودجه و اعتبارات و اشتغال و … نمایند. این جزو حقوق شهروندی هر ایرانی در چارچوب قانون و دینمان است.

اساتید دانشگاه و صاحبنظران و قلم به دستان، به جامعه مشاوره و طرح بدهند و راه های کسابت و ایجاد اشتغال و اتحاد بین دانشگاه و بازار را به تمرین بگذارند.

از ظرفیت این رسانه ها فقط برای پرکردن اوقات فراغت و مصرف کردن حجم اینترنت و فان و فالوور استفاده نکنیم و جنبه های دیگر مفیدبودن و ثمربخشی را هم ببینیم و بیاموزیم.

سرمایه دارهای کلان شهرستان های خود را به سرمایه گذاری بومی دعوت و مجاب کنیم و آنها نیز در قبال این جامعه احساس مسئولیت نمایند تا حوادث ناگوار اینچنینی برای چندهزارتومان روی ندهد. آیا صاحب سرمایه ی کوردستانی وجدانت از بی اعتنایی ات به اشتغال زایی در این مناطق با دیدن این حوادث، آسوده است؟ یا با بهانه ی اینکه فلان مسئول یا فرماندار مدیون یا غیره نگذاشت خود را توجیه می کنید؟

هزاران طرح و برنامه ی دیگر اقتصادی و فرهنگی می توان به انجام رساند تا هم جان و مال و خانواده هایمان محفوظ بماند و هم جامعه امان روز به روز علیرغم تمام مشکلات مدیریتی و امکاناتی و بودجه ای و… هرچند آرام ولی درست، پیشرفت کند.

من برای وفات یافتگان، خانواده های آنان، همشهریان و این احساسات پاک مردم و حماسه همیاری غرورآفرین مردم در یافتن پیکر عزیزان زیر بهمن، سر تعظیم فرود می آورم ولی جدای از اقدامات همیارانه، با تمام احترام این سبک واکنش های احساسی را مفیدفایده نمی دانم چون اقدامات زیربنایی و بلندمدت را که از دست همین مردم بر می آید را نمی بینند و انرژی شان با این احساس ها تخلیه می شود و آرام آرام همه چیز به فراموشی سپرده می شود تا حادثه ای دیگر…

 

کانال تلگرام شیخی کلیک فرمایید.

 نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبری مکریان مهاباد

نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبر هانا

 

مدیریت ریسک اجتماعی و کارآفرینی

مدیریت ریسک اجتماعی فرآيند شناسائي، ارزيابي و انجام اقدامات كنترلي و اصلاح ريسك هاي اتفاقي بالقوه اي است كه مشخصاً پيشامدهاي ممكن آن خسارت يا عدم تغيير در وضع موجود  مي باشد و کارآفرینی نیز فرایند بهره گیری از فرصت ها، ایجادکسب و کار به نحوی که محصول تلاش زیاد، پذیرش ریسک های مالی، اجتماعی و نوآوری است و با انگیزه کسب سود مالی، استقلال یا به خاطر اضطرار روی می دهد.

محققان در پی آن بوده اند تا بسنجند که متغیرهای مستقل (مانند رقابت، اجتناب، پذیرش و...) و زمینه ای (مانند جنس، تحصیلات، سن، وضعیت مالی) چقدر بر روحیه کارآفرینی مدیران تاثیر و نقش داشته است و این روحیه کارآفرینی، چه شاخص هایی از مدیریت ریسک اجتماعی (خلاقيت، عزت نفس، انگيزه پيشرفت، منبع کنترل دروني، آينده نگري)را دارا می باشد و آنها برای کنترل و رویارویی، از چه استراتژی هایی بهره می برند.....

ادامه نوشته

سرمایه ی فرهنگی- هنری و سرمایه ی اجتماعی

زندگی روزانه ما آکنده از واقعیاتی است؛ واقعیت­هایی در تلویزیون، تبلیغات، ویدئو، کامپیوتر، پخش صوت اتومبیل، سی دی ها و .. که به طور روز افزونی مرکب از بازنمودهاست. در این باره می­توان گفت هنر حاصل ذوق، حس زیبایی شناختی هنرمند، تجربه­ ها و آموخته ­های اوست و هنرمند در این مسیر، در تعامل با دانش اقوام و ملل دیگر بر غنای تجربه خود می­افزاید و افق دید خود را می­گستراند، نیز از این رهگذر می­توان تاکید کرد آثار و اندیشه­های هنری جلوه تلاش هنرمندان، اندیشمندان و انسان­هایی است که در آفرینش اثری زیبا سهم داشته­اند. در واقع آنچه به منزله دست­ساخته انسانی در قالب بنایی عظیم، مجسمه­ای زیبا، تابلوی نقاشی­ای چشم نواز و خطوط اسرارآمیز خودنمایی می­کند، تحت تاثیر انگاره­ها و اندیشه­های رایج در تمدن­های گوناگون بشری است. این انرژی­های نهفته و موجود در جامعه است که سبب فعال شدن ارتباطات مردمی می­شود. این منابع اعتماد، همدلی، تفاهم و ارزشهای مشترکی هستند که شبکه انسانی را به هم متصل می سازد و این خود سرمایه اجتماعی یک جامعه است...

 

ادامه نوشته

حقوق مذهبی در گفتار و رفتار مطهری و عثمانی

شواهدنشان می دهد که هدف اصلی آقای مطهری، توجه و التزام به رعایت قانون اساسی و جذب و جلب آراء اهل سنت کشور و به ویژه تهران می باشد. چنان که در 26دی 93 نمونه ای از این حمایت، علنی شد. هدف غایی آقای عثمانی نیز، ایجاد حُسن نیت و اعتماد بین مذاهب بوده که از این طریق برای خود نزد بالاسری ها کسب اعتبار می نماید.

ب- در روش

شواهد فوق نشان می دهد که روش آقای مطهری ترکیبی از حرف و عمل با صراحت و شجاعت بوده است. گاهی در صحن علنی مجلس تذکر داده  و گاهی در نمازخانه اهل سنت پایتخت شرکت جسته و گاهی اقدام به جمع آوری تذکر کتبی نموده است. روش آقای عثمانی با احتیاط، چندپهلویی و کناره گیری آگاهانه، بیشتر در حوزه حرف و ژست تبلیغاتی بوده است. جالب توجه است که هر دو، پدر بزرگوارشان، روحانی بوده و دارای دو روش متفاوت خدمتگزاری بوده اند که انعکاس روش و تربیت هر یک، اکنون در دو نماینده مطرح، تجلی عملی یافته است.

پ- در آینده

شواهد فوق و روند صعودی بیانات و کردار دو نماینده نشان می دهد که آقای مطهری در همان سبک و سیاق پیش می رود و حمایت ها و گرایش های سنّی گرایانه وی بیشتر نمی گردد اما به مناسبت های مختلف بر مظاهر و گرایش های شیعه گرایانه آقای عثمانی در بیانات و کردار افزوده می شود. این امر لزوم توجه و اهتمام به عدم ایجاد حساسیت منطقه ای و التزام به وحدت کلمه ملی را برجسته می نماید.

...

منبع

- شیخی، غفور (1395)حقوق مذهبی در گفتار و رفتار مطهری و عثمانی، مکریان امروز، سال1، شماره1، ص3

ادامه نوشته

بویش آلودگی هوای بوکان

مبحث «آلودگی هوا و مزاحمت بوی گند و نامطبوع» یکی از مواردی است که از جانب مردم به صورت شفاهی مورد گلایه فراوانی واقع شده است. بو نشان دهنده وجود آلودگی میکروبی (هاگ ها، میکروارگانیسم ها، باکتریها، قارچ ها و اسپورها و...) در محیط است.

1-حاشیه رودخانه سیمینه رود، منطقه کشتارگاه و تصفیه خانه شهرستان

2- میراوا (امیرآباد) و زمین ها و روستاهای اطراف شیخلر

3- میدان دواب و مناطق اسلام آباد و کمربندی

اثرات اجتماعی

1-بروز تاسف عمومی و آزردگی خاطر ساکنان این مناطق به خاطر هدررفتن بودجه و مالیات و عوارض فراوان

2- بروز احساس حقارت و شرمندگی در قبال مهمانان و شب نشینی ها و رفت و آمدهای معمول

3- بروز احساس ترس و ناامنی روانی ساکنان به ویژه به نسبت بیماران، کودکان و کهنسالان بخاطر استنشاق هوای آلوده و نامطبوع این مناطق

پیشنهادها

1-ایجاد سیستم بازیافت زباله.

2-جاری ساختن مداوم آب در رودخانه سیمینه و تبدیل آن به سایت گردشگری.

3- بکارگیری اکسیژن فعال یا ازن جهت اکسیداسیون در تصفیه خانه

4- ارتقای آگاهی های بهداشتی به ساکنین میدان دواب و اعطای تسهیلات در راستای صنعتی و مکانیزه نمودن دامداری و انبار علوفه و دفع فضولات و غیره.

منبع

شیخی، غفور(1395) بویش آلودگی هوای بوکان و اثرات اجتماعی آن، نشریه زیرک، سال دوم، شماره چهارم، ص 3

بازنشر مطلب در پایگاه خبری تحلیلی هاناخبر

 

ادامه نوشته

منطقه مسجد سیفی و مام صاحبی

فیلم سخنرانی به زبان کوردی درخصوص 1-وضعیت منطقه مسجد سیفی و مام صاحبی 2- تاثیر رسانه ها بر شخصیت و هویت  3- اهمیت قرآن آموزی و دانش اندوزی.

فیلم سخنرانی

 

 

تحلیل توسعه ی اجتماعی بوکان

بیشتر مردمان آن برای پیشبرد منافع و اهداف و کارهای خود با هر نوع وسیله و روش و قانون گریزی مشکلی ندارند و آن را به نحوی، موجه می کنند. به عنوان مثال درکارهای شهرداری، بسیاری از همین مردمی که به فساد و رشوه و دزدی و غیره معترض اند وقتی کار و امور خودشان گیر کرد حاضر به سکوت، پرداخت رشوه، کارچاق کنی، توسل به برخی مسئولین دروغگو و تملّق افراد سودجو را به راحتی و در خفا انجام می دهند. سپس وقتی در جمع قرار گرفتند به همراه بقیه، انواع غرولند و اعتراض شفاهی و حتی جروبحث های طولانی را انجام می دهند.

این بدان معناست که وقتی جمعی در کنار هم قرار گرفتند برای چسبندگی و ایجاد وحدت، نیاز به چسب محبت و آموزش شهروندی و رعایت حقوق متقابل و احترام به دین و قوانین دارند که این چسب ابتدا باید از مسئولین، خانواده های همین جامعه و سپس از...

قدم اول- گرد هم جمع آمدن (همزیستی)

قدم دوم- به هم وصل و چسب و مرتبط شدن (تعهد و انسجام)

قدم سوم- داشتن چشم انداز و حرکت به سوی آن (استراتژی)

قدم چهارم- پیشگیری و درمان (اِتیولوژی و پاتولوژی)

قدم پنجم- چرخه تولید و مصرف جامعه (تولید-مصرف)

...

منبع

-شیخی، غفور (1395) تحلیل توسعه ی اجتماعی بوکان1، نشریه پیام بهاران، سال5، شماره 75، ص8

 

ادامه نوشته

رهاشدگی بوکان

رهاشدگی بوکان

رهاشدگی (Triggered, Abandonment) به معنای به حال خود رها نمودن تعمّدی فرد یا جامعه ای است که تلوتلوخوران پیش می رود و دارای ثبات وضعیت و مدیریت کارامد نیست. این رهابودگی و رهاشدگی در دو سطح (استان و شهرستان) و سه زمینه اصلی (مدیریتی، نظارتی و آسیب های اجتماعی) قابل توضیح اند:

سطح اول- استان

سطح دوم- شهرستان

این رهاشدگی در سطح شهرستان، ملموس تر و عینی تر به نظر می آید که در سه زمینه اصلی زیر قابل بحث اند:

زمینه اول- مدیریت

زمینه دوم-نظارت

درخصوص نظارت شهرستان بوکان ذکر 3 مورد لازم است که

1-امور غیرقانونی و مشکل دار و زدوبندها و رشوه خواری ها و... نیاز به دلیل، مدرک، سند و یا شاکی (عمومی، خصوصی) دارند که ...

2- رهبر معظم انقلاب در فرمان 8 ماده ای خود تاکید مستقیم نموده اندکه «مسئولان خیرخواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است.

- مطالبه گری عمومی و انزجار از فساد و مشکلات مدیریتی و انعکاس آنها و اعتراض به قانون گریزی ها در جامعه یا وجود ندارد یا بسیاری از مردم، خود به نوعی منافع و کارشان لنگ و گیر یکی از همین اداره هاست.

زمینه سوم- آسیب های اجتماعی

راهکارها و پیشنهادها

1-مبارزه با فساد

2- امیدبخشی

3- وفاق استانی

 

منبع

-شیخی، غفور (1395) رهاشدگی بوکان، نشریه زیرک، سال2، شماره 3، ص 2

 انتشار مطلب در سایت خبری تحلیلی مکریان

 انتشار مطلب در شبکه اطلاع رسانی دانا

انتشار مطلب در پایگاه خبری تحلیلی کانی پرس

ادامه نوشته

ماموستا عبدالرحمان ناصری

ساده زیستی از خصوصیات بارز ماموستا ملا عبدالرحمن ناصری بوده  و همیشه در حرف و عمل مروج و مبلغ ساده زیستی بوده است.

به گزارش هاناخبر ، ماموستا ملا عبدالرحمن ناصری در شهریور ۱۳۲۰ در روستای جموغه از توابع شهرستان بوکان در یک خانواده روحانی دیده به جهان گشود. پدر ایشان ماموستا ملا علی از روحانیون منطقه بوکان بود که ساله در روستاهای جموغه و حمامیان به تدریس و وعظ و رسیدگی به امور دینی مردم اشتغال داشت. حاج ملا رحمان از همان کودکی نزد پدر شروع به تحصیل علوم دینی نمود. سالهای اول طلبگی قرآن و دروس مقدماتی را نزد پدر بزگوارشان آموخت و برای ادامه تحصیل راهی حجره های سایر روستاها و شهرهای اطراف گردید. ایشان در سالهای طلبگی از محضر اساتید بلند پایه منطقه چون حاج ملا علی ربانی بغده کندی، حاج ملا عبدا.. احمدیان، حاج ملا عبدالهادی افخم زاده  و حاج ملا حسن محمودی کسب علم و فیض نمود. ایشان پس از طی دروس فقه، اصول، منطق، کلام، بلاغه، تفسیر، حکمت و ادبیات عرب در سال ۱۳۴۳ شمسی اجازه نامه خود را از محضر استاد افخم زاده دریافت نمود.

حاج ملا عبدالرحمن ناصری در سال ۴۳ ازدواج کرد که حاصل آن سه پسر و پنج دختر است. ایشان تبلیغ و تدریس خود را از همان روستای محل تولدش، جموغه شروع نمود و قریب ۱۹ سال به  تبلیغ و تدریس و رسیدگی به امور شرعی مردم این روستا پرداخت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به بوکان عزیمت نمود. سالهای اول انقلاب در آموزش و پرورش به عنوان مدرس علوم دینی به تدریس معارف اسلامی به دانش آموزان پرداخت اما بعدها تدریس شان معطوف به طلاب علوم دینی شد و ادامه فعالیت های دینی خود را در مسجد حضرت عمر (رض) واقع در خیابان شهید بهرامی بوکان از سر گرفت. و در کنار امامت جماعت و تبلیغ و تدریس به اداره امور دفتر ثبت ازدواج و طلاق می پرداخت و تا اکنون نیز به عنوان روحانی همان مسجد نورانیت بخش محل و مورد رجوع مردم می باشد.

ایشان در طول عمر با برکتشان طلاب زیادی را تربیت نموده است که از این بین حدود ۶۰ نفر از شاگردان ایشان در کسوت روحانیت در روستاها و شهرهای اطراف مشغول تبلیغ و تدریس هستند. تابه حال ۱۹ نفر از محضر حاج ماموستا ناصری اجازه افتاء در مذهب امام شافعی (رح) دریافت کرده اند و افراد زیادی هم بخشی از دروس علوم دینی را نزد ایشان تلمذ نموده و در اموری غیر از روحانیت اشتغال دارند. حاج ماموستا ناصری تا سال ۱۳۸۴ تربیت و تدریس را ادامه می داد اما در سالهای اخیر به دلیل کهولت سن طلبه نمی پذیرد و صرفا به امامت جماعت و مطالعه می پردازد.

ایشان دارای تألیفاتی نیز در علوم قرآنی، علوم ادبی و شعر و مقالاتی نیز در پاسخ به سؤالات شرعی و رفع شبهات دینی می باشند که از بین آنها تنها کتاب شعرشان به نام «مه نزومه ی ئه دب و دین» (منظومه ادب و دین) به چاپ رسیده است و سایر تألیفات ایشان به صورت دست نویس در کتابخانه شخصی ایشان نگهداری می شود. اشعار ماموستا بیشتر مربوط به مسایل اجتماعی سروده شده اند و البته با رویکردی دینی. ایشان در برخی اشعارشان سبک زندگی مدرن را مورد انتقاد قرار داده و سبک زندگی اسلامی را برتر می شمارند.

ساده زیستی از خصوصیات بارز حاجی ماموستا می باشد و همیشه در حرف و عمل مروج و مبلغ ساده زیستی بوده است. و امرار معاش ایشان نیز از طریق کمک های مردم به روحانیت و درآمد حاصل از اندک زمین های کشاورزی شان می گذرد.

قطعه شعر زیر یکی از سروده های زیبای جناب ماموستا است که تقدیم خوانندگان عزیز می گردد:

حه مد و سوپاس و سه نا و شوکرانه              بو خودای گه وره و تاق و تاقانه

بروانه له ژیر فه له کی ده ووار                       سه ر سوری سه عی خودای کردگار

عه قل بر ناکا له م جوراو جوره                       ئه م بوونه وه ره توفیریان زوره

یه ک شاد و گه ش و بزه له سه ر لیو             یه ک چاو به گریان بو کولی خه م خیو

یه کیک له سه جده و رکووع و کرنووش            یه ک غه رقی فه ساد دوور له عه قا و هوش

یه ک ئاکار به رز و به هه ست و ویژدان            یه ک که له شه ق و بی عه قل و حه یوان

یه ک له خه تتی دین به موو لا نادا                 یه ک بی دین و ژین واتا موعتاده

یه ک مه ست و ور و سه رخوشی باده            یه کیش نه خوشی کیبر و ئیفاده

یه ک مه ستی مال و ده وله ت و پووله            یه ک بو شیوی شه و که وتوته جووله

یه کیک روژ و شه و خه ریکی تاعه ت              یه ک یاغی و مه غروور دوور له عیباده ت

یه ک سواری ماشینی ئاخرین مودیل               یه ک بی لاق و پی بیچاره و تخیل

یه ک خه و فی خودا وا ده ی کولینی              یه ک ژه نگی گوناح دای ده تولینی

یه ک له موناجات چاو پر له گریان                   یه ک جه رگی خه لک ده کا به بریان

یه ک مه ستی عه یش و عیشره ت له کاخا      یه ک رووت و ره جال له نیو چارداخا

 

سیستم بازی مسئولین با تیم سردار بوکان

هنگامه انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی، تیم سردار بوکان، احیا و عَلَم شد. موجی از امید و انرژی و احساس افتخار شکل گرفت. رای گیری تمام شد و کم کم مطالبات تیم سردار، بدهی تیم، نامعلومی برخی حساب ها و درآمدها و... بر محافل و زبان ها افتاد تا جایی که قرارداد برخی از اعضای تیم به اتمام رسید و جدا شدند و تاکنون که تیم و آتیه مسابقات لیگ در زمان حساس و سرنوشت سازی قرار دارد همچنان مشکلات حل نشده و این تیم بین مسئولین پاسکاری می شود. دردآورتر آن که این جریان پشت پرده روشن می سازد که این همه شور و شوق جوانان و طرفداران و تیم سردار دستاویزی برای جذب و جلب آراء بوده و اکنون نیز آن را وارد معامله و معادله ای نامیمون نموده اند که در ادامه آن را چنین تحلیل می کنیم: 

اول- شورای شهر

دوم-نماینده شهرستان
سوم- فرمانداری شهر

چهارم-تیم فوتبال سردار

...

ادامه نوشته

چالش شورا و شهرداری بوکان

چالش شورا و شهرداری بوکان

-دیدگاه نگارنده در خصوص معرفی یکی یا هر یک از اعضای شورای شهر به عنوان شهردار بوکان چیست؟

-چرا معرفی و انتخاب یک شهردار مناسب – نه ایده آل- تبدیل به معضل و بحرانی در این دیار نخبه خیز و فرهیخته بوکان شده است؟

مبحث شهرداری و وضعیت شورای شهر بوکان، این روزها تبدیل به سوژه ای فراگیر جهت گمانه زنی ها و بحث و تحلیل ها شده که حداقل 4دلیل اصلی بر این فرایند دخیل بوده اند:

1-حساسیت زمانی

2-اختلاف و رقابت نهادی

3-فرجام تجربه

4-مطالبه گری

حوزه اصلی پیشنهاد و تعیین یا عدم تعیین شهردار در مرحله اول، شورای شهر است لذا شناخت وضعیت شورا تا حدود زیادی شناختی دقیق به دست می دهد که از 3 جهت قابل ملاحظه و مداقه است:

1-شورای شهر از درون

2-شورای شهر از بیرون

3-شورای شهر در آینده

اما چرا معرفی و انتخاب یک شهردار مناسب – نه ایده آل- تبدیل به معضل و بحرانی در این دیار نخبه خیز و فرهیخته شده است؟

برای این مورد نیز حداقل 3 دلیل اصلی می توان ذکر کرد:

1-عده ای قلیل در سطح استان، با توجه به نفوذ و نگرشی که دارند گویا مایل و راغب به پیشرفت و بازشدن گره کور عقب نگه داشته شدن بوکان نیستند و ...

2- اختلاف و آزردگی هایی که بین اکثر مسئولین و دست اندرکاران شهرستان و شورای شهر و نماینده مجلس و... وجود دارد سپر و مانع بزرگی در به وجود آمدن اتفاق نظر و اتحاد مقتضی بوده است و ...

3- نگرش نادرست به شهردار سبب شده که گزینه های معرفی و انتخاب به شدت کاهش و محدودیت یابند...

رهبر معظم انقلاب 7 ویژگی اصلی را برای یک شهردار مناسب و موفق چنین برمی شمارند:

1-دارا بودن صلاحیت‌های دینی و انقلابی

2- خستگی‌ناپذیری

3- امانتداری

4- کاردانی

5- لیاقت

6- پاکدامنی

7-شجاعت

از طرف دیگر مروری بر شهردارهای موفق در شهرهای مختلف داخلی و خارجی نشان می دهد که...

مطلب کامل در سایت خبری تحلیلی مکریان

http://mokrian.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=34&pageid=715&newsview=258448

 

لطفا به کانال غفور شیخی بپیوندید و همراه بمانید

https://telegram.me/ghafursheikhy1

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

نبض زندگی در روستا می زند (یادداشت2 در صفحه نخست روزنامه جام جم)

نبض زندگی در روستا می زند (یادداشت2 اینجانب در صفحه نخست روزنامه جام جم)
 
 
یادداشت2
نبض زندگی در روستا می زند
 
مرور پیشینه تاریخی کشورمان حاکی است که روستاها همواره محلی برای تولید بوده‌اند، چراکه زندگی در آنها جریان داشته و ساکنان این مناطق با کشاورزی، باغداری و دامداری به اقتصاد کشور کمک قابل توجهی می‌کرده‌اند. بنابراین اکنون نیز که بحث مهاجرت معکوس و ضرورت آن مطرح است، باید برای رونق گرفتن زندگی در روستا تلاش کرد؛ زیرا به این شکل می‌شود به روند مهاجرتی سرعت بخشید که به نفع کشور تمام می‌شود.

این درحالی است که زندگی شهرنشینی نیز به دلیل نبود برنامه‌ریزی مشخص همواره چالش‌هایی را برای شهروندان ایجاد کرده، چراکه شهرهای کشور زیرساخت‌های لازم را برای ایجاد شهرنشینی به معنای واقعی ندارند. درواقع شهرهای ما به دلیل مهاجرت‌های بدون برنامه‌ریزی رشد پیدا کرده‌اند و در آنها کمتر می‌توان نشانی از توسعه یافتگی یافت، در نتیجه زندگی شهرنشینی با مسائلی مانند حاشینه‌نشینی، آلودگی هوا و ترافیک سرسام‌آور گره خورده است.

مرور این مشکلات نیز گواهی است بر این که باید زمینه را برای مهاجرت معکوس بیش از این فراهم کرد؛ زیرا هرچند برخی شهروندان از کلانشهرها به شهرهای کوچک و مناطق روستایی مهاجرت کرده‌اند، اما برای جبران کاستی‌ها باید افراد بیشتری را به این مهم تشویق کرد.

برای این که شهروندان به مهاجرت معکوس تشویق شوند باید اسباب رونق گرفتن روستاها را مهیا کرد تا کشاورزی و دامداری جان دوباره بگیرد. برای رسیدن به این هدف نیز دولت باید سازوکاری مشخص در پیش بگیرد؛ به عنوان نمونه ارائه تسهیلات مناسب برای افرادی که به روستاها بازمی‌گردند می‌تواند مفید باشد، زیرا آنها برای کشاورزی و دامداری به ابزار نیاز دارند.

اما نباید فراموش کرد که ارائه تسهیلات به افرادی که برای مهاجرت معکوس پیشقدم می‌شوند به تنهایی پاسخگو نیست،

چراکه بازگشت مردم به شهرهای کوچک و مناطق روستایی به فرهنگ‌سازی نیز نیاز دارد؛ زیرا هستند افرادی که هنوز به کشاورز و دامدار به اشتباه به عنوان افرادی که طبقه اجتماعی مناسبی ندارند نگاه می‌کنند. بنابراین برای اصلاح این نگاه باید برنامه فرهنگی مناسبی را اجرا کرد؛ به عنوان مثال کشورهای موفق با چنین تدبیری زندگی روستایی را بخوبی به تصویر می‌کشند، به همین دلیل بسیاری از شهروندان آرزوی زندگی در مزارع آنها را دارند. این درحالی است که براساس آموزه‌های دینی ما کشاورزی با اجر اخروی نیز همراه است.

در کنار این مسائل باید برای معرفی جاذبه‌های گردشگری روستاها نیز تلاش کرد؛ زیرا اشتغال در این مناطق نباید به کشاورزی و دامداری محدود شود .در واقع باید از ظرفیت گردشگری که در بیشتر مناطق روستایی کشور وجود دارد نیز استفاده کرد تا نبض زندگی همچنان در روستاهای کشور بزند. شنبه 29خرداد1395

دکتر غفور شیخی

جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه

 
 
 

آموزه ها و کارکردهای اجتماعی رمضان

آموزه ها و کارکردهای اجتماعی رمضان

 

پخش زنده، شبکه سحر، ششم رمضان 1395

بخش اول- دانلود فیلم

 

خلاصه بحث

ماه رمضان ماه تمرین و یاداوری اتحاد، همبستگی، انسجام و یکدلی امت اسلامی است. این اتحاد و همگرایی بحدی مهم و مورد توجه قرآن است که بارها و توسط فرایض و مراسم های مختلف تمرین می شود. گاهی با زیارت حج، گاهی نماز جماعت، گاهی نماز جمعه، اعیاد و این بار رمضان. اتحاد و همشکلی در باورها و مناسک مختلف این ماه از نظر اجتماعی اهمیت خاصی دارد

ماه رمضان، ماه تمرین شهروندی و زندگی مسالمت آمیز است که در آن بیشتراز ایام دیگر باید مراقب زبان، چشم، قلب، آداب معاشرت و ... بود

ماه رمضان از نظر اجتماعی فرصت و بستر مناسبی برای تعاون اجتماعی و همیاری بیشتر در خصوص عیادت از بیماران، تکمیل جهیزیه برای عروسی ها، بازدید خانه سالمندان و کمک به آزادی زندانیان و... که در این ماه مبارک هم ثوابش چندین برابر است و هم همگرایی و رافت مردم هم بیشتر است

جامعه متشکل از طبقات و اقشار مختلف از بسیار دارا و ثروتمند تا بسیار ندار و دست تنگ است. در این ماه دیوار غرور و تکبرها مقداری کوتاه می شوند و دل ها نرم می گردند و در یک آن واحد همه از خورد و خوراک و ... محروم می شوند و تا حدودی دل ها متنبه می شوند که جامعه نباید دارای این همه فاصله طبقاتی باشد و بهتر است مواظب و مراقب همدیگر با داشته هایمان باشیم. شاید سحر و افطار دارا رنگین تر باشد اما همین هم زمانی و یکدلی یخ های سرد منفعت طلبی شخصی را آب می کند.

بخش دوم - دانلود فیلم

 

شایعه

معرفی

شایعه[1] گزاره خبری نامطمئن وغیراستناد که از منبعی خاص و باهدف تعیین شده در خصوص فرد یا گروهی، پخش می شود. کلیه شایعه ها را می توان در دو دسته مذموم سیاه و سفید تقسیم بندی نمود:

شایعه سیاه: شایعه هایی که به قصد تخریب و هدف ترور شخصیتی فرد یا گروهی خاص و ایجاد اضطراب و انتقام و شرارت و بدنام کردن دیگری، تهیه و پخش می شوند. مانند «فلانی وام 200میلیونی گرفت و دست از نوشتن و انتقاد برداشت و...!»

شایعه سفید: شایعه هایی که به قصد بزرگنمایی، جلب توجه عوام، تبلیغ و تحمیق ساخته و پرداخته و پخش می شوند. مانند «فلانی بودجه کل مملکت را می نویسد و پیشنهاد وزارت را رد کرد و رتبه اول دانشگاه بود و...»

شایعه تفاوت و ارتباط تنگاتنگی با واژه های کذب(دروغ)، اِفک(دروغ فراگیر)، ارتجاف(اضطراب آفرینی) و بهتان دارد و «هنگامی که افراد به شدت مشتاق کسب خبر درباره چیزی یا کسی هستند، اما نمی‌توانند اطلاعات موثقی بدست آورند، مستعد پذیرش شایعه‌ها می‌شوند»(کوئن، 1385)

دهخدا شایعه را خبر بی اساسی می داند که گوینده،آن را برای ترور شخصیت انسان برجسته و آبرومند و یاهر موضوع دلخواه - فردی یا اجتماعی - در جامعه نشر می دهد».

اصلی ترین بحث قرآن درخصوص شایعه مربوط به جریان حضرت عائشه (مادر مومنان و ناموس حضرت رسول ص) است که به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. در آیه ای دیگر متذکر می شود که...



[1] (کُردی=به‌ندوباو، قاوداخه‌ستن، ده‌نگۆ، واتۆ،کدارک،‌ انگلیسی= Rumor، فارسی= چو، چغلی)

Rumor: A currently circulating statement, story, gossip or report of uncertain or doubtful truth

ادامه نوشته

«احیاء و اتحاد» برای شورا و شهرداری بوکان

مقدمه

به نظر می رسد که دو دهه اخیرتاکنون، شهرستان بوکان از داشتن شهرداری کارامد و شورای شهر منسجم و بابرنامه، محروم بوده یا به صورت مقطعی و موقتی برخی پروژه ها پیش رفته اند.

همچنین یک آفت کهنه و تومور سرطانی خاص درون این مجموعه وجود داشته که تلاش، آبرو، نیتِ خیر و اقدامات شایسته برخی دیگر را هم زیر سوال برده است و این مافیای ترس، رشوه و منفعت طلبی و... بین دستانِ دوستانی خاص می چرخیده است.

قابل مشاهده است که اغلب آنچه که می توان به عنوان معضلات شهری و آسیب های اجتماعی نیز نام برد مانند ترافیک، نبود زیباسازی و مبلمان شهری، لاکپشتی پیش رفتن پروژه ها و بعضاً تعطیل شدن آنها، بروکراسی اداری، خم و چم کردن قوانین، زیرمیزی ها، رانت اطلاعاتی پروژه ها و املاک و...، به هم ریختگی مشاغل درون شهری، تکدی گری و سوء مدیریت وجود دارد.

از طرف دیگر پرواضح است که یک فرد (مانند نماینده مجلس یا فرمانداری) یا شورای شهر به تنهایی قادر به مدیریت وضع موجود و سوق دادن به سوی شرایط مطلوب نیستند و این مهم، همت همه جانبه و انسجام بابرنامه ای را می طلبد که از جانب جامعه و اقشار مختلف مردمی، پیگیری و حمایت شود.

بنابراین، اکنون شرایط شهرداری و شورای شهر و در واقع قلب تپنده شهرستان بوکان بیش از پیش به «تق و لق» افتاده و جمع کردن و مدیریت کردن این به هم ریختگی و پراکندگی نیاز مبرم به یک «تنفس و احیاء و اتحاد» دارد که طی دوره ای معلوم، بوکان را از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب سوق دهد. اما این احیا و اتحاد چه می تواند باشد؟

ادامه نوشته

مناطق کردنشین ایران، در کشاکش اصلاحات و اصولگرایی

مناطق کردنشین ایران(که عمدتاً منظور بخش هایی از استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و...)، جدای از مرزهای سیاسی داخلی در قالب استان و شهرستان ها، دارای نقاط اشتراک بسیاری هستند که جملگی آنها زیر لوای وحدت و اعتلای ملی جمهوری اسلامی، همبسته شده اند، دارای قومیت و زبان و آداب و رسوم مشترک و پیشینه تاریخی و احساس مشترک هستند و در برخی موارد نیز دارای تنوع فراوان از لحاظ مذهب و ذائقه جناح های سیاسی هستند. این مناطق با توجه به تنوع آب و هوایی و شرایط جغرافیایی، زیستگاه مردمان بسیاری از این کشور پهناور است و لذا عملکرد، نظر، رأی، تصمیم و انتخابهایشان در سرنوشت کشور، در برهه های مختلف سیاسی- اجتماعی، تاثیرگذاربوده و است. از این رو، دو حزب و جناح عمده سیاسی کشور یعنی اصولگرایی و اصلاح طلبی، از دیرباز سعی در همنوا کردن این مناطق با اندیشه ها و مرام های خود را داشته اند.

 

الف- کردها، اصول گرایند یا اصلاح طلب؟

نظرات غیرعلمی و عمده متناقضی هم در این خصوص به ویژه در باور عموم وجود دارد که کُردها بیشتر...

ادامه نوشته

آیا کاندیداهای بوکان، گفتمان انتخاباتی دارند؟!

متاسفانه، اغلب نماینده های پیشین شهرستان بوکان و همچنین کاندیداهای این دوره دهم مجلس شورای اسلامی نیز دارای گفتمان نبوده و نیستند و این یکی از مشکلات و ضعف هایی است که دیگران نمی توانند به خوبی بر ایده و افکار و برنامه های کاندیدا، شناخت و آگاهی پیدا کنند. یک گفتمان عبارت است از مجموعه و چهارچوبی از نقد و بررسی ها، ایده و نظرات، برنامه و اهداف یک کاندیدا در خصوص مسائل مختلف شهرستان و تشخیص و تعیین مسیر حرکت وی در آینده که به مثابه یک رویکرد، آن را به مردم معرفی می کند. مثلاً آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان تدبیر و اعتدال را مطرح نمود. یک گفتمان باید حداقل دارای سه ویژگی باشد:

ادامه نوشته

بوکان، نمی خواهد از خواب برخیزد...

اغلب مردم شهرستان بوکان با توجه به تحصیلات، بهره مندی از شبکه های اجتماعی، روابط با مرکز و خارج کشور و...، بر اوضاع عمومی کشور و اختصاصی شهرستان، واقف اند اما بنابر دلایلی نسبتاً موجه، مطالبه گر نیستند و در حدّ بیان گلایه ها و فرافکنی نابسامانی اوضاع، بیشتر، پیش نمی روند. یکی دلایل آن این است که مردم، احساس قدرت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نمی کنند و همواره با ترس، عدم ثبات رای  ونظر، رودربایستی و تظاهر و تعارف درگیرند و سازوکارهای قانونی و راه های بکارگیری این قدرت را در حدّی که لذت جمعی آن را چشیده باشند، تجربه نکرده اند...

ادامه نوشته

دو مرحله مهم استراتژیِ مردمیِ انتخابات دهم مجلس

دو مرحله مهم استراتژیِ مردمیِ انتخابات دهم مجلس

غفور شیخی

برای آنکه یک گفتمان و ساز و کار یک استراتژی شکل بگیرد نیاز به پشتوانه ی تئوریکی و نظری منطقی دارد. به عبارت دیگر در پشت پرده یک استراتژی، میزان زیادی آگاهی، استدلال، نمونه های تجربی و واقعی، پیش بینی و احتمالات وجود دارد که هر اندازه انطباق با واقعیت های تاریخی و هماهنگی این عناصر و اجزا بیشتر باشد میزان موفقیت آن استراتژی بالاتر و ضریب ریسک عمومی آن کمتر است. اکنون در محافل روشنفکری و مباحث نخبگان و صاحبنظران و تا حدودی سطوح میانی جامعه و عموم مردم بحث انتخابات گسترش پیدا کرده است و می توان در یک جمع بندی کلی دو مرحله اصلی را استنتاج و استنباط نمود:

مرحله اول- گذر از نماینده های فعلی: در بسیاری از شهرستان های کشور و به ویژه جنوب آذربایجان غربی غیور و کردستان سرفراز میزان نارضایتی از عملکردهای ضعیف نماینده هایشان در مجلس شورای اسلامی سبب شده تا به این نتیجه برسند که گذر از این نماینده ها امری ضروری و اجنتاب ناپذیر و تا حدودی یک وظیفه شهروندی و انجام تعهدی ملی است. چنان که رأی دادن به وقت خود امری خطیر و خیر است، رأی ندادن به اشخاصی ناموفق نیز به وقت خود به همان اندازه سرنوشت ساز و خطیر و مبارک است. عمده ترین استدلال صاحبنظران  و طراحان این مرحله عبارت اند از:

1- اجرایی و عملیاتی نشدن حداقل وعده ها و برنامه های انتخاباتی این نماینده ها

2- بازیگری سیاسی به نفع شخصی و به بازی گرفتن شعور و خواست مردم (به شێت زانین) با روش های مختلف و سوء استفاده از بیت المال و امکانات دولتی و اعتماد عمومی

3- با مردم نبودن و مردمداری نکردن و القای فخر وتکبر و آقابالاسری بر جامعه و پاسخگو نبودن و توجیه گری.

4- ایجاد تفرقه و اختلاف در بین مردم، برخی مسئولین و نامزدهای شورای شهر و غیره بجای تلاش برای افزایش وحدت، هم فکری و تعامل سازنده در راستای خدمت و آبادانی شهرستان

5- ترویج چندچهره بازی، در ظاهر به نظام معتقد بودن، تخریب شخصیت نخبگان و منتقدان و مخالفان، نان به نرخ روزخوری، اشاعه دروغ و تزویر، ایجاد وحشت وتهدید در بین مردم

6- افت اقتدار فرمانداری ها و زیرسوال بردن استقلال شخصیت و نظر و عملکرد آنها در راستای منافع جناحی و شخصی و انتخاباتی.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت که بیشتر نخبگان و روشنفکران و صاحبنظران و سطح عمومی و میانی جامعه به این نتیجه رسیده اند که با این عملکرد ضعیف و ناسالم برخی نماینده های مجلس، لاجرم باید از آنها گذر کرد و به خدایشان سپرد. اینجاست که اهمیت انتقاد و آسیب شناسی و سبب شناسی در بررسی مسائل شهرستان ها آشکار می گردد.

مرحله دوم- تردید در انتخاب جایگزین مناسب: در بسیاری از شهرستان های کشور و به ویژه جنوب آذربایجان غربی غیور و کردستان سرفراز این بحث وجود دارد که بعد از بیان مرحله گذار، می پرسند که خوب چه باید کرد؟ به چه کسی یا کدام تیم کاری مجال و فرصت داد و انتخاب کرد؟ اینجاست که رایزنی ها، گمانه زنی ها، سبک سنگین کردن ها، بیان احتمالات و ذکر نام و اسامی، روکردن ضعف و قوت ها و مقایسه ها شکل می گیرد. هر کدام از نامزدهای احتمالی را بر کرسی می نشانند و نظر می دهند. از مدرک تحصیلی و سن و سال و قیافه و سخن وری و سوابق گرفته تا پیشینه صلاحیتی و شانس رای آوری و... جناح های سیاسی و نهادهای نظارتی و ... مشغول رصدکردن خواهند بود و... اما آنچه که تاکنون قابل بیان است و مشاهده می شود در بسیاری از این شهرستان ها، گزینه های قوی، مطرح نشده و تیم های مستحکم و هماهنگ شکل نگرفته و لذا نوعی تردید و نگرانی عمومی وجود دارد که چهارسال دیگر نیز شهرستان چنان پیش برود که انگار این صندلی سبز، مسئولی دلسوز نداشته و اگر نمی داشت بهتر می بود! به عبارت ساده تر، گزینه های فعلی (هرچند تا حدود زیادی هم طبیعی است) دل مردم و اقشار مختلف و به ویژه نخبگان و صاحبنظران و تاثیرگذاران را قرص و محکم نکرده اند (پڕ به دڵ نین). عمده ترین استدلال صاحبنظران  و طراحان این مرحله عبارت اند از:

1- مقایسه وضعیت کنونی نماینده ها بعد از هشت سال فرصت و تجربه و روابط و انتخاب هایش با وضعیت کنونی کسی که می خواهد شروع کند. به عبارت دیگر مقایسه خط پایان یکی با خط شروع دیگری و انتظار دارند کسی که می خواهد شروع کند باید از پایان نماینده های فعلی، قوی تر و بالاتر یا حداقل همسان حالت فعلی نماینده های فعلی باشد. این انتظار سبب ایجاد این شک و تردید و نگرانی عمومی شده است.

2- وجود سابقه کاری نماینده ها و آشنایی مردم با اسم و چهره اشان و در اختیار داشتن بیشتر روسای اداره ها و مسئولین و امکانات تبلیغی و حضور در جلسات و ... در برابر نداشتن اطلاعات و آگاهی درباره سوابق کاری و مطالعاتی و توانایی ها و پتانسیل های واقعی چهره های جدید و نسل سومی و نامزدهای احتمالی. این کمبود آگاهی و شناخت و اطلاعات سبب ایجاد این شک و تردید و نگرانی عمومی شده است.

3- زودهنگام بودن بحث انتخابات و غیرقانونی بودن تبلیغات مستقیم و گسترده که سبب شده تعجیل در معرفی گزینه های احتمالی صورت گیرد و اغلب نماینده های فعلی با تمام قوا برای ورود تجدیدی به مجلس فعالیت نمایند و سایر گزینه ها را زیر بارش تبلیغاتی و ترفندهای مختلف و رنگارنگ خود، کم جلوه دهند.

4- نبود همگرایی برنامه (نه روش کار) برای شهرستان و کمرنگی هم اندیشی دوستانه بین نامزدهای احتمالی و گزینه های فعلی سبب شده تا اتحاد مبتنی بر دلسوزی برای خدمت به شهرستان شکل جدی به خود نگیرد و این پالس و اثر مثبت و خوشایند روانی به مردم و جامعه نرسیده و منعکس نشده است. هر چه اتحاد و رعایت اخلاق و برهم افزایی برنامه های نامزدهای احتمالی برای پیشرفت و توسعه و آبادانی شهرستان ها و رفع این آسیب ها و مریضی های موجود شکل بگیرد، نماینده های فعلی هراسمندتر و مردم خرسندتر خواهند بود و با اشتیاق و دلگرمی بیشتری در انتخابات شرکت می کنند. به عبارت ساده تر شهرستان و مشکلات آن با همکاری دلسوزان متخصص در محوریت باشد نه فرد یا افراد یا جناح خاصی.

5- انتشار و ساماندهی موج عظیم تخریب شخصیت ها و شایعه پراکنی ها و پرونده سازی ها و گزارش نویسی ها برای منحرف کردن اذهان مردم و نهادهای بالا و تاثیرگذاران شهرستان از گزینه های جدید و نسل سوم به نفع اغلب نماینده ها. از جمله این شایعه ها می توان به این موارد اشاره کرد که «فلانی، جوان است و سابقه مدیریتی ندارد»، «فلانی، تائید صلاحیت نمی شود»، «فلانی، پرونده اختلاس دارد»، «فلانی، از نوچه های خودمان است»، «فلانی، درخواست پست و مقام داشت که بهش ندادند»، «فلانی، کلاهبرداره و مشکل مالی داره و وام و پول و باج و معامله می خواد»، «فلانی، از جریان انحرافی و طرفداران احمدی نژاد و فرماندار سابق است»، «فلانی، امتیازی می خواست بهش ندادیم»، «فلانی، از مهره های فلان نهاد... است»، «فلانی، به دنبال کسب شهرت و شناخته شدن است»، «فلانی، مغرور و متکبر و ازخودراضی و خوین تال است» ... و صدها شایعه ای دیگر که مرتب در بین مردم، تاکسی های شهر، شبکه های مجازی، محافل و اداره ها آن را از جانب مزدوران و بعضاً پیروان و طرفداران خود، تکرار و بازسازی و منتشر می کنند.

6- عملکرد ضعیف اغلب نماینده های شهرستان ها و کمرنگ شدن اعتماد عمومی به آنها سبب شده نوعی قضاوت در مورد سایر گزینه های جدید و نسل سومی هم بشود که هر نماینده ای بیاید وضع همین است و بهتر نخواهد شد و لذا نوعی شک و تردید و نگرانی عمومی در جامعه به وجود آمده است.

موضع نگارنده

آنچه مطالعه فرمودید، تاکنون بیان و توصیف وضعیت موجود بود که از جانب نویسنده متن، ارائه شد. نظر بنده بر این است که مرحله اول (گذار از اغلب نماینده های فعلی) کاملاً منطقی و درست و گفتمانی مبارک است و تاریخ بشریت گواه می دهد که خواه ناخواه روی می دهد اما صحّه گذاشتن بر مقداری کار انجام شده و عملکرد مثبت آنان نیز واجب است و باید با ادب و تقدیر درخور برخورد نمود که جانب انصاف و اخلاق نیز رعایت گردد. در خصوص مرحله دوّم باید اذعان کرد که این تردید و نگرانی ها بجا و موجود است اما با سه مرحله زیر این شک و تردیدهای مخرب می توانند تبدیل به یقین و امیدواری سازنده گردند:

1-فعلاً فرصت و مجال برای معرفی نامزدهای احتمالی و مقایسه آنها و توزین کارنامه وجود دارد (انتخابات در 7 اسفند94 روی می دهد) و می توان با ارتقای اطلاعات و افزایش شناخت و آگاهی از شک و تردید در انتخاب جایگزین کاسته شود.

2- بزرگان و تاثیرگذاران و صاحبنظران شهرستان ها تشکیل جلسات مردمی همفکری بدهند و از طریق بحث های خانوادگی و گفتگوهای بازار و محل کار و ... جامعه را به سمت خیر و مبارک و گزینه و تیم اصلح، در کمال ادب و آرامش، سوق دهند.

3- ایمان داشته باشیم که بطن و ذات و جنم فرد یا طرزفکر یا تیم کاری، مهم است و می توان با فرصت دادن و پیگیری کردن و پافشاری بر تعهدات بعدی، نه تنها یک بلکه چندین گزینه قوی و مناسب و اصلح که سرمایه های انسانی شهرستان ها هستند، عَلَم نمود چرا که پیشرفت با اتحاد و همبستگی و تاکید بر نقاط قوت و مثبت اندیشی و رعایت اخلاق و دلسوزی ایجاد می شود و از بدگویی، تحقیر، تخریب، چندچهره گرایی، ترجیح نفع شخصی بر جمعی، اختلاف و... هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود. این محبت و دوست داشتن و پذیرش همدیگر و رعایت ادب و احترام به همدیگر است که خارها را گل می کند.

بازنشر این مطلب در سایت روانگـــه

 

باکارت نماینده ها بازی نکنید

با کارت نماینده ها بازی نکنید

(نیم نگاهی به منطقه 2به 3 بوکان)

اول- برای آنکه یک فرد، گروه یا فکر و اندیشه ای در گذر پیچ و خم های تاریخ و زندگی روزمره، زیر گردوخاک فراموشی به دست مرگ و تنهایی سپرده نشود یا نیک بماند، نیاز به پویایی، حرکت، تغییر و سیالی خود یا پیروانش – یا هردو- دارد. بعضی از اشخاص و مشاغل نیاز حیاتی و مبرم به خبرسازی و شهرت نمایی و خودمطرحی دارند از جمله بازیگران سینما، مدل های مد و فشن، خوانندگان، برندهای تجاری، برخی نمایندگان مجلس و ... و روش های بسیاری درراستای نیل به این هدف وجود دارد که عمدتاً قابل تقسیم به دو دسته اند:

1-روش های نیکنامی: این روش ها عمدتاً مبتنی بر رعایت اخلاق، صداقت، انسانیت و منفعت رسانی به بشریت و جامعه هستند. دارای اثر عمیق ماندگاری چندین سال و حتی قرون اند. به همین دلیل است که برخی سلاطین و فرماندهان، دانشمندان، نویسندگان، شعرا، معماران و هنرمندان و به طریق اولی، پیامبران و اولیاء نامشان ماندگار و نیک است. امروزه می توان از ساخت بیمارستان و مساجد و پل و ضروریات زندگی بشری، تاسیس و توسعه انجمن های خیریه، فعالیت های مردم نهاد، ایجاد اشتغال برای اقشار مستمند و ... نام برد. معمولاً بانیان این روش های نیکنامی، تمایل به مطرح شدن، مورد تشویق قرارگرفتن، غوغاسالاری، خودمطرحی، خودشیفتگی، دستور دادن و... ندارند. به فرموده مولانا: «دانه پنهان کن بکلی دام شو......غنچه پنهان کن گیاه بام شو». به صورت ملموس می توان به فتح بیت المقدس صلاح الدین ایوبی، سی و سه پل، مدارس نظامیه، مثنوی معنوی مولانا، اختراع برق، چاپ روزنامه وقایع، دهقان فداکار و انگشت پطروس و تراشیدن موی سرمعلم مریوانی و... اشاره کرد که در تمامی آنها عنصر ماندگاری نام نیک متفق علیه جریان دارد و به فرموده فردوسی: «اگر توشه‌مان نیکنامی بود ...... روانها بران سر گرامی بود».

2-ترفندهای کسب شهرت: این ترفندها عمدتاً مبتنی بر نفع شغلی، شخصیتی، شخصی یا حزبی اند. هدف مشخصی را درنظر دارند و هر نوع وسیله و ابزاری را توجیه می کنند. به همین دلیل است که برخی ظالمان تاریخ، دروغگویان، عوام فریبان، استعمارگران، مداحان درباری و دلالان سیاسی از گذشته تاکنون و در عصر حاضر، نامشان مانده است. امروزه می توان از تظاهر و چندچهره بازی، حاضرشدن دیپلماتیک در هنگام غم و شادی مردم، کار و تلاش دیگران را به نام و کام خود زدن، نخود هر آشی شدن، متوسل شدن به انواع ابزارهای تبلیغی- اقتصادی و حتی دینی و قومی نام برد. معمولاً بانیان این ترفندهای کسب شهرت، تمایل به مطرح شدن، خودبزرگ بینی، مورد تشویق و پاداش واقع شدن، غوغاسالاری و خودمداری و آقابالاسری و تظاهر و بازیگری شدید دارند. به فرموده پروین اعتصامی: «درین قبیله خودخواه، هیچ شقفت نیست...... چو نیک درنگری، هر چه هست عنوانی است». به صورت ملموس می توان به جرس و رسن عدالت انوشیروان، جایزه صلح نوبل شیمعون پرس و اوباما، وعده تزار روس به قاضی محمد، زیارت قم وکعبه محمدرضاشاه، رویت امام زمان و هاله نور، رد پیشنهاد وزارت از سوی چند نماینده مجلس و آسان سازی کنکور و کواوپاتول کوبانی پوشیدن و... اشاره کرد که در تمامی آنها عنصر خودشیفتگی و فریب عموم جریان دارد و به فرموده فردوسی:« اگر در فرازی و گر در نشیب ...... نباید نهادن سر اندر فریب». چه زیباست اگر انسان تلاش کند که با امکانات و توانی که دارد در راستای نیکنامی و خدمت به خلق خدا و کسب رضای خدا، همت گمارد و تقوی پیشه کند(تقوا به تعبیر حضرت عمر یعنی باپای برهنه در بیایان خاردار طوری راه رفتن که به سالم رسیدن منجر شود) و از اینکه شعور دیگران را به بازی و سخره بگیرد نیشخند و رضایت نداشته باشد. جامعه نیز نیاز دارد تا به صورت مستدل تاریخی و منطق مباحث، روشن و متذکر گردند که هم این روش انسان دوستانه و هم این ترفندهای متظاهرانه وجود دارند و با عقل سلیم و قلب منیب قضاوت نمایند.

دوم- در دسته ترفندهای کسب شهرت، تکنیک هایی وجود دارد که با مکانیسم خود طوری عمل می کند تا فرد ایجاد کننده این تکنیک همچنان در محوریت و مرکزیت بماند و دیگران- چه نخبگان و چه مسئولان و ناظران و غیره- پیرامون آن بحث و گفتگو کنند و تشکیل جبهه موافق و مخالف بدهند. برخی از نمایندگان شهرستان ها که در تشرف انتخابات دور جدید مجلس هستند از این تکنیک ها به تناسب حال و هوای موضوع و جامعه به کرات استفاده می کنند که اهم آنها عبارت اند از:

- بزن دررویی: به این معنی که برخی از نمایندگان، که در موضع سوء استفاده از امکانات دولتی و قدرت قانونی خود هستند و تریبون و فرمانداری را در اختیار دارند به تناسب فضا، موضوعی را نسبت به پروژه ای، شخصی، جریانی یا نوشته ای مطرح می کنند و مردم و نخبگان و پاسخ دهندگان را با انبوهی از سوالات و استدلال ها و... که حق بیان و دفاع دارند جا می گذارند و خود گزارش کامل به بالادستی ارائه می دهند و می روند سراغ موضوعی دیگر.

- حمله تدافعی: در این تکنیک، معتقدند که بهترین دفاع، حمله است. قبل از آنکه گروهی به اسم اصولگرا به انتخابات ورود پیدا کنند با حمله ای شتابزده آن ها را جریان انحرافی بخوانند، قبل از اینکه نامزدی احتمالی کسب شهرت کند با حمله ای رابطه گرا، پرونده اش را رونمایی و محکوم کنند و...

- تظلم: مظلوم نمایی کردن و دست به قلم بردن و از مردم درخواست کمک کردن و با عجز و لابه تلاش خود را صادقانه و مخلصانه جلوه دادن و خود را به دلیل تحریم اقتصادی و کمبود بودجه و وجود اختلاف در میان شورای شهر و... از همه چیز مبرّا کردن و بعضاً گفتن اینکه ما اشتباه کرده ایم و اشتباه مان را قبول داریم و... یعنی نوعی بیچاره منشی و بدبخت نگونی را در میان مردم پخش می کنند تا ترحم و دل عده ای که احساس برایشان مقدس است را به دست آورند. گوشه چشمی و چند قطره اشک زلال نیز پای این تکنیک را تر و امضا می کند.

- دام و دانه: برخی از نمایندگان و شخصیت های سیاسی، پست و جایگاه یا امتیازی ویژه را برای فردی خاص در نظر می گیرند و پشت پرده را هماهنگ می نمایند تا فرد در آن گرفتار آید سپس طراح این برنامه، مشکل را شکل می دهد و طوری برخورد می کند که گره بازشدن مشکل نیز فقط در دستان وی است. مانند مشکل تراشی جهت اخراج از شهرداری و دانشگاه و تاکسیرانی و منبر مسجد و ... و بازخوانی فرد به جایگاه پیش یا پُستی دیگر با بار دین و منت بر قربانی قضیه.

- کارتِ بازی: اصطلاحاً به این تکنیک «با کارت دیگری بازی کردن» گفته می شود. در این شیوه، نماینده یا شخص سیاسی، چند مسئله را در جامعه پخش می کند مثل کنارگذر، میدان فوتبال، جریان انحرافی، کارخانه قند و سد و... و سپس روی هر موضوع مانورهای مشخصی داده می شود. این سبب می شود که موافق و مخالف صحبت کنند و در هر دو جبهه و طرف، نام شخصی خاص برده شود. یکی تبلیغ مستقیم و دیگری تبلیغ غیرمستقیم با اندکی آسیب که طبیعی است. پادزهر این تکنیک این است که اول- موضوعات مختلف آن حوزه و شهرستان مطرح گردند از بودجه حوزه علمیه اهل سنت، مجوز دانشکده مالی، مجوز باند فرودگاه گرفته تا بودجه چندباندسازی راههای ارتباطی به شهرهای همجوار، قضیه انتقال آب از بوکان و امتیازهای گرفته شده/ نشده در قبال آن، قضیه استیضاح ها و سرانجام امتیازهای گرفته شده/ نشده در ازای پس گیری نامناسب امضا، تفرقه افکنی در میان نامزدهای شورای شهر، عزل و نصب روسای مورد نظر و جناحی اداره ها، قضیه مطالبات فرهنگیان و برخورد با آن، تحریکات قومی در قضیه کوبانی و شنگال و...، خرید وفروش ملک و املاک نقاط مختلف شهرستان، ضعف عمران و آبادانی و خدمات رسانی شهری و جریان بودجه چند میلیاردی و غیره... دوم- نامزدهای احتمالی راه مستقیم خود را بپیمایند و در فرصت های مناسب و قانونی، به تشریح برنامه و اهداف و معرفی تیم خود بپردازند و درگیر این حواشی و برنامه های پنهان نگردند.

سوم- قضیه کنکور94 و تنزل و عقب گرد بوکان از منطقه 2 به 3، مبرهن است که به ضرر شهرستان به ویژه در درازمدت و به ضرر رشته های مطرح کشوری است. این سیاست برخی سازمان های آموزشی کشور برای کاهش ورودی شهرستانی ها به پایتخت و برترین دانشگاه های کشور و ماندن آن ها در همان مناطق بومی و همجوار و مراکز استانی و افزایش ظرفیت آنها است. سال هاست مورد اعتراض خانواده ها و متولیان آموزشی مناطق 1 است که چرا ما با صرف این همه هزینه در منطقه 1، فرزندانمان کمتر از شهرستانی ها پذیرش می شوند. دو مرحله اصلی اینجا مطرح است: یک- برخورداری از سهمیه برای پذیرش دو- پذیرش در نوع دانشگاه و سطح شهر . این به نظر درست می رسدکه در مرحله اول شانس قبولی دانش آموز سهمیه منطقه 3 بیشتر است اما در مرحله دوم باید گفت که به کدام دانشگاه و کدام شهرها و با چه ظرفیتی؟ تشریح تخصصی بیشتر این قضیه نیاز به مجالی دیگر دارد. مانور تعجب آور نماینده شهرمان بر این قضیه وارونه، ممکن است در کدام تکنیک های فوق جای بگیرد؟

این مطلب اختصاصی سایت زریان می باشد که در اینجا بازنشر شده است.

خودکشی در جهان، ایران و مناطق کردنشین

فراتحلیل مسئله ی خودکشی در جهان، ایران و مناطق کردنشین

اول- بین مفاهیم «آسیب اجتماعی»، «مسئله اجتماعی»، «پدیده اجتماعی» و «بحران اجتماعی» تفاوت وجود دارد. ابتدا بهتر است مشخص گردد که خودکشی و اقدام به خودکشی در کدام حوزه و حیطه قرار می گیرد؟ مختصر قابل اشاره است که آسیب اجتماعی شرایطی است که فرد نمی تواند نیازهای خودش را در جامعه مطابق استانداردها و به صورت متعادل برآورده سازد و در تعامل با دیگران دچار مشکل می شود یعنی هر نوع عمل فردی یا جمعی که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام جامعه قرار نمی‌گیرند مانند رعایت نکردن صف و نوبت. اما مسئله ی اجتماعی، جنبه و حالت حاد آسیب است. یعنی زمانی که دیگر آسیب به روش فردی و یا مشاوره ای قابل حل نباشد و از محدوده نهادی خارج شده و برای کنترل و رویارویی با آن نیاز به اتفاق نظر و اجماع در میان روان شناسان، جامعه شناسان، برنامه ریزان و مدیران اجتماعی باشد.«پایین بودن سرانه مطالعه، دروغگویی و چندچهره بازی، جنگ، مهاجرت،  قانون گریزی، ترافیک و سوانح رانندگی، فردگرایی و بی تفاوتی مدنی، جرایم سازمان یافته، فحشاء، فساد اداری، مصرف بالای الکل، افسردگی، طلاق، تبعیض قومی و گروهی، نژادپرستی، تروریسم، تکدی گری، سرقت مسلحانه،کشتار حیوانات، کمبود بهداشت و تخریب محیط زیست، کمبود و قحطی آب، کودکان کار، آزارجنسی، روزمرگی، بوروکراسی، ساختار سیاسی وسیاست زدگی، کمبود مسکن و دین گریزی و...» برخی از اهم مسائل اجتماعی اند. درخصوص پدیده اجتماعی باید گفت که اگر این مسئله ی اجتماعی، ویژگی خارجی بودن، جبری بودن، عمومیت داشتن توام با ایجاد نگرانی و احساس نامطلوبی را در جامعه دربرداشت تبدیل به پدیده اجتماعی شده است. مانند پدیده مدگرایی، الگوگزینی سبک زندگی غربی. اعمال جراحی زیبایی چندگانه. بحران اجتماعی، اگر مسئله و پدیده، به مرور زمان یا دفعتاً، فراگیر و خطرناک شود و ساختار کلی حاکم بر جامعه به چالش کشیده شود و هزینه های گزاف انسانی و مالی به جامعه و کشور تحمیل گردد تبدیل به بحران اجتماعی می شود. مانند بحران هویت، بحران اعتیاد. بحران بیکاری. به عبارت ساده تر هر مسئله ی اجتماعی (مانند خودکشی) و هر انحراف اجتماعی (مانند اقدام به خودکشی)، آسیب است. اما هر مسئله ای انحراف نیست (مانند فقر و تنگدستی). لازم به ذکر است که هم پوشانی ها و اختلاف نظرهایی نیز بین این واژگان وجود دارد اما غرض اصلی روشن شدن خواستگاه و حوزه مسئله خودکشی در ایران و مناطق کردنشین است.

دوم- توجه به تفاوت سبب شناسی (اتیولوژی) با آسیب شناسی (پاتولوژی) نیز حائز اهمیت. به این معنا که سبب شناسی به بحث درباره علت ها، دلایل، عوامل و ریشه های موثر در بروز مسئله می پردازد. مانند تاثیر ناکامی ها و اختلالات روانی در بروز خودکشی یا اقدام به آن. اما آسیب شناسی به بحث تاثیر مسئله در بروز مشکلات و تبعات آن می پردازد. مانند تاثیر خودکشی بر ازهم پاشیده شدن خانواده. به عبارت دیگر حضور سبب شناسی، پیش از مسئله و آسیب شناسی بعد از مسئله است. سبب شناسی نگاه غالب پیشگیرانه و آسیب شناسی نگاه غالب درمانی دارد. نکته اینجاست که بیشتر کارشناسان و دلسوزان جامعه، به تصور سبب شناسی و اقدامات و راهکارهای پیشگیرانه، بیشتر روی آسیب شناسی نظر داده و کار کرده اند. در امر خودکشی مناطق کردنشین، ضروری است که با نگاهی سبب شناسانه و پیشگیرانه، در راستای شناساندن این مسئله و بکارگرفتن راهکارهای عملیاتی، اقدامات جدی صورت گیرد.

سوم- خودکشی در جهان

میانگین جهانی نرخ خودکشی12 نفر در هر صدهزارنفر است. در سال 2014 خودکشی سیزدهمین علت مهم مرگ گزارش شده و سالانه حدود یک میلیون نفر در اثر این عمل فوت شده اند. این میزان تا کنون نیز روند صعودی داشته است. بیشترین نقاط در کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه (مانند بلاروس)، لیتوانی (حدود 3هزارنفردرسال از کل 3میلیون جمعیت)، جمهوری فدراتیو روسیه، سریلانکا، قزاقستان، لهستان، ژاپن(حدود 30هزارنفردرسال)، مجار واوکراین، شرق اروپا، گویان (حدود 45نفر در هرصدهزار)، کره شمالی (39نفردرهرصدهزار)و جنوبی(29نفردرهرصدهزار)، چین، هند، آفریقای جنوبی و کمترین خودکشی ها در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخش هایی از غرب آمریکای جنوبی ثبت شده است. خودکشی دربین مسلمانان به شکل معناداری پایین تر است. ایالات متحده جزو آمار متوسط رو به بالای خودکشی هاست (حدود 36هزار نفردرسال). ایران در بین ۸۹ کشوری که اطلاعاتش گردآوری شده است در رتبه 69 و بنابه تعبیری 58 قرار دارد. ایران، مکزیک، ترکیه و ایتالیا با نرخ خودکشی زیر پنج نفر در زمره کشورهای با نرخ پایین خودکشی به شمار می‌روند.  در جهان، هر سال 3۰ تا ۶۰ ميليون نفر اقدام به خودكشي مي‌ کنند، اما تنها يك ميليون نفر از آنها در اقدام خود موفق مي‌شوند. به عبارت ساده تر در جهان، حدود هر 40ثانیه، یک نفر خودکشی می کند و می میرد. خودکشی در فصل زمستان کمتر از دیگر فصل های سال است و اوایل بهار بیشترین میزان خودکشی ها روی می دهد (منبع: سازمان بهداشت جهانیWHO).

چهارم- خودکشی در ایران

میانگین نرخ خودکشی در ایران، حدود 5-6 نفر در هر صدهزار نفر است. هر سال حدود 4000 نفر خودکشی موفق داشته اند. تعداد و میزان خودکشی در خاورمیانه و به ویژه ایران، کم و پایین است. براساس آمارهای موجود در سال های 1390 تا 1394 تهران، ایلام، لرستان، کرمانشاه و گیلان، بیشترین و استانهای خراسان جنوبی، آذربایجان شرقی و خراسان شمالی کمترین موارد مرگ ناشی از خودکشی را به خود اختصاص داده‌اند. به‌گزارش وب‌گاه‌آفتاب (۱۹ شهریور ۱۳۹۳) در ایران آمار خودکشی در مردان مجرد بیشتر از مردان متاهل و برخلاف آمارهای جهانی در زنان متاهل بیش از زنان مجرد است. بيشترين دليل خودکشي در نوجوانان ايجاد فاصله و فقدان رابطه مناسب بين فرزندان و والدين ذکر شده است. فاصله‌اي که موجب مي‌شود والدين درک صحيحي از وضعيت فرزندان خود نداشته باشند.

پنجم- خودکشی در مناطق کردنشین

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در زمینه خودکشی عنوان کرد که آمار خودکشی 1392 در کردستان 2 برابر شاخص کشوری است. بیشترین میزان افزایش تعداد خودکشی در جمعیت 20 تا 30سال گزارش شده است.  حلق‌آویزشدن شایع‌ترین روش به کار برده شده توسط مردان وخودسوزی برای زنان گزارش شده است. به تازگی استفاده از دارو و مسمومیت دارویی عامل مهم خودکشی در کشور محسوب می گردد. طبق آمار منتشر شده، انگيزه خودکشي در مطالعات انجام گرفته به ترتيب مربوط به ناآگاهی سنتی و مسايل ناموسي، اختلافات خانوادگي، شکست و ناکامی در تحصيل و ازدواج، شکست و نااميدي، فقر و تنگدستي، بيماري‌هاي رواني، استرس‌ها و فشارهاي رواني، تنهايي، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به مواد مخدر، مواد توهم‌زا و الکل بوده که در اين ميان سهم خودکشي با انگيزه‌ اختلافات خانوادگي با 41 درصد، بالاترين علت خودکشي ذکر شده و از لحاظ جنسيتي، اقدام به خودکشي در مردان 8 برابر زنان بوده است. سال 1384، حدود 5ممیز7 نفر دریکصدهزار نفر در کل کشور خودکشی کرده اند و در استان کردستان 6ممیز 2 نفر درصدهزار نفر مرتکب خودکشی شده اند. یعنی چندان بیشتر از میانگین کشوری نبوده است. در مجموع میزان خودکشی نوجوانان و جوانان کرد زیر30سال از میانگین کشوری بالاتر است. خودکشی زنان (70درصد خودسوزی) بیشتر از مردها بوده است اما اخیراً این روند هم کاهش یافته و هم کند شده است. در سردشت، سال 1393، نه نفر خودکشی کرده بودند اما در سه ماهه اول سال 94،  نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش 65 درصدی ثبت شده است. مهاباد در سال قبل، حدود 20 نفر خودکشی داشته و بوکان و اشنویه و ... وضعیت مشابهی داشته اند.

ششم- جمع بندی

1-خودکشی در سطح جهان یکی از ده عامل اصلی مرگ و میر است.

2- ایران، بلحاظ میزان و تعداد خودکشی، کشوری در حد پایین و کم است.

3- مجموع مناطق کردنشین (کرمانشاه، ایلام، لرستان، کردستان، آذربایجان غربی و...) به نسبت میانگین کشوری، در سطح بالاتری قرار دارند.

4- عمده ترین سبب های خودکشی در مناطق کردنشین عبارت اند از ناآگاهی سنتی و مسايل ناموسي، اختلافات خانوادگي، شکست در تحصيل و ازدواج، افسردگی و نااميدي، احساس محرومیت و فقر و تبعیض، بیماری ها و استرس‌ها، تنهايي و انزوا، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به مواد مخدر و توهم‌زا و الکل.

5- تعداد و میزان خودکشی در مناطق کردنشین، کاهش یافته و روش های خودکشی نیز از خودسوزی و حلق آویزی به مسمومیت دارویی تغییر یافته اند.

6- خودکشی در جهان، یک بحران و در ایران و مناطق کردنشین یک مسئله اجتماعی است که هم باید سبب شناسی و هم آسیب شناسی بیشتری صورت گیرد.

هفتم- راهکارها

عمده ترین راهکارهای عملیاتی برای پیشگیری و کاهش خودکشی و اقدام به خودکشی از این منظر عبارت اند از:

1-ایجاد صمیمت و احترام متقابل در کانون مستحکم خانواده به ویژه روابط بین والدین و فرزندان.

2- آموزش دینداری و التزام به رعایت مسائل دینی و بکارگیری مهارت های اجتماعی در زندگی روزمره.

3- ایجاد انگیزه و تقویت اراده و پخش امید و تولید شادی جمعی و گسترش انرژی مثبت و استفاده از تشویق و فرصت جبران در مسائل از طرف دولت، مساجد، خانواده، آموزش و پرورش، صداو سیما و سایر نهادهای مرتبط.

4- کنترل و نظارت بر شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی غربی و کاهش شکاف نسلی و تعارض های موجود به ویژه برای جوانان.

5- ایجاد اشتغال.

در پایان ذکر 2 نکته لازم است:

1- راهکارهای عملیاتی و موفق، باید متناسب با طبقه سنی و الگوی جنسیتی و بستر فرهنگی تنظیم گردند. شناسایی و اولویت بندی سبب های خودکشی، ساده ترین و مستقیم ترین راهکارها را نیز نشان می دهند.

2- به امید روزی که میزان خودکشی در کشور ایران و به ویژه مناطق کردنشین به حداقل ممکن برسد و از مسئله ی اجتماعی به حداقلِ یک آسیب اجتماعی کاهش و تنزل یابد. چرا که بار گناهی و معنایی و ارزشی و خبری خودکشی در جامعه کردمسلمان، سنگین و عمیق و کبیر است و می تواند تعداد کم آن نیز اثرات مخربی بر جامعه وارد سازد. از این رو تصور می شود که جامعه در وضعیت خطرناک و اسفباری است که خوشبختانه چنین نیست و انشاءالله در آینده نیز شاهد بهتر شدن اوضاع و کاهش خودکشی ها باشیم.

این مطلب جمع بندی شده مصاحبه آقای رسول گلباخی (سایت موکریان) با بنده است. منبع اصلی

 

آقای دکتر عثمانی بنده منتقد شما هستم به سه دلیل...

فضای عمومی و شهروندی نیاز به ایجاد بحث و گفتگو و نقد و بررسی دارد. درمان بسیاری از دردهای جامعه، آگاهی است و بسیاری از آسیب ها و مشکلات و معضلات افراد و جامعه از کمبود یا نبود آگاهی است.

روشنگری و اطلاع دهی و آگاهی بخشی یکی از اصلی ترین وظایف آموزش و پرورش، دانشگاه، صداوسیما، نخبگان و متولیان هنری است. لازمه این فرهنگِ بحث و گفتگو، داشتن صداقت، شجاعت، ظرفیت و سعه صدر، مدارک و اسناد، نیت خیر و ارائه راهکار است.

همیشه برای بنده جای سوال بوده که شهرستان بوکان با وجود این نعمت عظیم نخبگان و خردمندان و تحصیل کرده ها و جوانان فعال و پر ایده، چرا فضای نقد و بررسی و بحث و گفتگوی شفاهی یا مجازی کمرنگ و سست جان است؟! نقد و بررسی در چارچوب قانون و اخلاق اسلامی، خدمت و رحمت است که مسئولیت سنگینی بر دوش افراد می نهد.

این نوشته نیز بمانند سایر مطالب و نوشته های چاپ شده و منتشر شده و حتی مباحث پخش مستقیم صدا و سیما، صرفاً در راستای انجام وظیفه جامعه شناختی و آگاهی بخشی بیشتر است. إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ. (من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست بر او توكل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم. هود: 88). رُک بودن وصراحت لهجه و صداقتم را حمل بر جسارت و اسائه ادب نفرمایید. عرایضم در چهار قسمت اصلی زیر نگارش شده اند:
قسمت اول
آقای دکتر عثمانی، بنده منتقد شما هستم. به سه دلیل:
-یک شهروندم که به شما رأی داده ام و شما مدیون رأی بنده و همشهریان و روستاییان هستید. بنده و امثال من این اختیار و قدرت را به شما داده ایم تا به شهرستان ما خدمت کنید. «بر اساس اصول 6 و 56 و 58 قانون اساسی، اداره امور کشور و...حاکمیت، حق مردم است که بطور غیرمستقیم از طریق نمایندگان مردم اعمال می گردد».

منتقدم چون معتقدم(اعتقاد نیاز به سند ندارد) این فرایند خدمتگزاری انجام نمی شود.
- بنده فردی مستقل و مردمی هستم. از خانواده ای زحمتکش. بدون هیچ نوع وامداری یا وابستگی نه به شما و نه به آقای عباسی و نه جریان احمدی نژاد و نه اصول گرا و نه اصلاح طلب و نه غیره و غیره. این برچسب ها، جریان سازی ها، رنگ زدن ها، چوب کاری ها و... هرگز به ما نمی چسبد. پس حق داریم گفتگو کنیم، اعتراض کنیم، نقد کنیم، سوال داشته باشیم و از همه مهمتر از شما و دیگر مسئولین شهرستان، توضیح توأم با کمال احترام و ادب و تکریم بخواهیم و می خواهیم. بدون کوچک ترین رودربایستی و تعارف.
- شما حدود چهارسال قبل، با آقایان رضا هاشمی، حسن عزیزی، جمال خسروی، آوات دکاندار، سیدصلاح الدین و... اصرار به همکاری با بنده (این کودک نصیحت گو) داشتید. بر دیده منت نهادم. هم به این نیت که انجام وظیفه می کنم.

هم به حرمت شخص شما. هم به احترام دوستانمان. اما شرط گذاشتیم که هدفتان خدمت به مردم باشد و مانند چهارسال دور اول، به مردم پشت نکنید و هنگامه انتخابات با دردست داشتن چند تکه کاغذ تبلیغاتی و کلی شعار و کلمات رنگین و جملات متنوع و گوشه لبخندی ملیح و یک دست کواوپاتول نوک مدادی و پروژکتور و پاورپوینت و یاردبستانی ظاهر نشوید و کار شورا و شهردار و بقال و عطار و... را به نام خود ثبت نکنید.

بر این مبنا یک شب (09/12/1390)، در ستاد شما، ایراد عرایض کردم و همانجا گفتم که «من صلح طلبم. انعکاس صدای مردمم هستم. من نقد می کنم... این مردم بار دیگر به شما اطمینان کرده اند پس به اطمینان آنها پاسخ شایسته درخور مردم بدهید... در هر فرصت و مجال ممکنی بیاد داشته باشید که نماینده این مردمید. مرهون و مدیون این مردمید... این مردم از سر دلسوزی و علاقه و انتظار آمده اند.»

اما اکنون معتقدم که از عهده حداقل انتظار هم بر نیامده اید. غوغاسالاری و برچسب زدن و تهدید کردن و بازی با کلمات و وعده پست و موج سواری بی معناست. بسیاری از دلسوزان این شهر، به مانند بنده با شما عمل کردند و پیمان بستند. هیچ پست و مقام و حتی یک درخواست هم از شما نداشته ایم و نخواهیم داشت که اگر هم می داشتند امر غیرعادی نمی بود.

از همین جا درخواست می کنم این دلسوزان عزیز شهرستان، دست به قلم شوند و واقعاً تصدیق یا رد کنند. آیا غیر از این بود؟ دکترجان، پدر بزرگوار، این نقدها از سر دلسوزی است نه قدرت طلبی و پست خواهی و نماینده شدن! این مردم چه گناهی کرده اند که در آتش اختلاف، ترافیک، بیکاری، گرانی و عدم توسعه و نبود عمران و آبادانی و بازیگری و بازیگردانی برخی مسئولین بسوزند؟
قسمت دوم
هر کدام از جملات نامه سرگشاده اتان نیاز به ساعت ها بحث و بررسی دارد اما سه ایراد و اشتباه اخلاقی فاحش در آن نهفته است که سریع و مختصر عرض می کنم:
اول- تهدید. (1-یک فایل کامل و مستند از...؛ 2-بنده خیلی راحت می‌توانستم از مجرا و مسیر قانونی با افرادی که «نشر اكاذيب» می‌کنند، برخورد نمایم ولی استفاده از قدرت...؛ 3-اتفاقی نیفتد که شأن ارتقاء یافته مردم بوکان در سراسر کشور، تنزل یابد= تهدید است که اگر من نباشم شما همانی خواهید شد که بودید!)
دوم- تناقض گویی. (1-بهترین جواب، خاموشی و سکوت معنادار است...= اگر سکوت است دوهزار کلمه نامه برای چیست؟؛

2-وقت حقیر به عنوان نماینده مردم متعلق به خود مردم است= سه سال قبل متعلق به مردم نبود؟!! فقط هنگامه نزدیک شدن به انتخابات مال مردمید؟..

3- تمام تلاش ما اینست که مردمی پرسشگر و مسئولینی پاسخگو داشته باشیم= یکی به نعل و یکی به میخ زدن و یکی تهدید و یکی تحقیر کردن و... به نظر شما این تلاشی برای ایجاد تفاهم است؟

4- دغدغه بنده حضور مجدد در مجلس شورای اسلامی نیست= اگر نیست چطور در دبیرستان تبلیغ پخش می کنید و در سیمرغ فیلم می گذارید و در روستاها به بهانه گزارش کار، مشغولید؟

5- نطق حقیر را در دفاع از حقوق و معیشت فرهنگیان زحمتکش= نه شما حقیرید و نه دفاعی از حقوق فرهنگیان صورت گرفته. یادتان هست چندسال قبل درخصوص افزایش حقوق ما چه می فرمودید؟ فرهنگیان مودب و متین اند و باز برای شما در سالن کف می زدند!

6-دغدغه قلبی حقیر ایجاد، حفظ و صیانت از یک تیم مدیریتی قوی در سطح شهرستان است که کارآمد، ارزشی، متخصص، متعهد و با اخلاق باشند و مردم را ولی نعمت و ارباب خود بدانند نه رعیت خود..= از این رو از عده ای نامزد شورای شهر حمایت کردید و سپس از همان ها چند نفری کاملاً برگشتند و چنددستگی و اختلاف تشدید شد و..

7- دغدغه‌های حقیر از دغدغه‌های نخبگان دلسوز و مطالبات به حق مردم نشأت می‌گیرد= کدام نخبگان؟ مگر حرف کسی را قبول می کنید؟ همان نخبگانی که هر یکی به بهانه ای از تدریس دانشگاه ها دور افتاده اند یا در پست های معاونت اداره ای چپانده شده اند یا نخودی شده اند؟ این نخبگان چرا سکوت کرده اند؟)...

سوم- تکبر و خودبزرگ بینی و غرور (1-بنده فرصتی برای مجادله با این شکست خوردگان سیاسی ندارم= اگر دشمنت هم باشند بهتر است پای صحبتشان باادب و احترام بنشنیند. فرصت هم هست؛2-این مردم...به تلاش‌های بنده امید بسته‌اند= بسته بودند! چه کاری است که در سه سال نتوان کرد و در شش ماه آتی بتوان عالی انجام داد؟! شما نقطه امید این مردم نیستید. این خداوند متعال است که مردم چشم امید به او دوخته و بسته اند نه شما؛ 3-رفتار خود را به گونه ای تنظیم کرده‌ایم که دیگر نه کودکان، فرصت پیدا کنند که نقش پدری و اندرزگویی را بازی کنند و دایه مهربان‌تر از مادر شوند= کسی که مرا نصیحت کند یا حتی نیت خیر داشته باشد بوسه بر دستهایش می نهم. او را تحقیر نمیکنم و حافظ بیست جزء قرآن مجید و کارمند فرهنگی با پانزده سال سابقه و تدریس دانشگاهی را که حداقل 40مطلب درخصوص نقد و بررسی مسائل شهرستان بوکان از سر وظیفه و دلسوزی بدون کوچک ترین چشمداشت احدی، نوشته، نان و نمک منزلش را کرده باشم، کودک خطاب نمی کنم. 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش ... هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت (حافظ)
4- با باد مقابله و مخالفت با ما...= مگر شما کی هستید که مخالفتت نکنند؟ ولی نعمتی یا خدمتگزار؟ معلم و مدرسی یا ارباب و بورژوا؟ مدیون رأی بنده و دیگرانی یا آقابالاسر؟ امام مالک (ع) خطاب به مرقد مبارک حضرت رسول الله (ص) فرمودند که سخن هرکسی قابل تردید و انکار است الا صاحب هذاالقبر. یا وقتی پیرزنی هشدار به حضرت عمربن خطاب داد که اشتباهش را اصلاح کند عمر(رض) باکمال تواضع فرمود اگر تکرار کردم با همین شمشیر سزایم بده.
قسمت سوم
اما سه مورد بسیار خوب و شایسته نیز در نامه سرگشاده تان ذکر شده که ترویج و بازنشر آن وظیفه است:
اول-«پیگیری مطالبات...و جبران نواقص گذشته، نیاز به تلاش و تمرکز مصاعف دارد...و باید رضایتمندی خداوند متعال به عنوان هدف اصلی مورد نظر قرار گیرد». این مورد خواست قلبی تمام شهرستان است و در این مدت باقیمانده، خالصانه دعا می کنیم که این تلاش در راستای خدمت به مردم و جلب رضایت الهی، مضاعف و متمرکز شود.
دوم- نوشته اید «امیدوارم با صداقت و خلوص رفتار شود و عادت شوم پرونده تراشی برای همیشه از این شهر برچیده شود و رسم استفاده از شیوه‌های غیراخلاقی و رفتارهای پوپولیستی و ماکیاولی برای کسب جاه و مقام، از این دیار که دیار عزّت و شرف و بصیرت است، رخت بربندد». ما هم امیدواریم.
سوم- اشاره کردن به «مرکز تصویر برداری، توسعه بیمارستان، فاز اول کنارگذر، سیلوی افقی هفتاد هزار تنی، خط دوم انتقال آب، گازرسانی به حاشیه شهر و روستاها، سد خراسانه، مجتمع پتروشیمی، سد سیمینه، ارتقاء و توسعه مراکز آموزش عالی و...» که این تنها بخش کوچکی از کارهای ناتمام چندساله ای است که انشاءالله به بهره برداری برسند و برای هنگامه انتخابات و تبلیغات نگه داشته نشوند و لازم به ذکر است که این پروژه ها حاصل تلاش مردم و خویشتن داری و صبوری و فرصت بخشی آنها، فعالیتهای نیمه تمام نمایندگان ادوار قبل، کار شورای شهر و شهرداری، مسئولین دیگر اداره ها و هماهنگی آنها، نخبگان و متخصصین بومی می باشد و این به معنای نادیده گرفتن نقش شما نیز نیست.
قسمت چهارم
پیشنهاد
با توجه به وضعیت کنونی شهر، دسته بندی و جناح بندی ایجاد شده، برخی آسیب های موجود و برنامه های پیش روی شهرستان با نیم نگاهی به مسئله انتخابات پیش رو، بنده به عنوان یک همشهری با چاشنی نقد و بررسی، پیشنهاد می کنم که عالیجنابان آقای حاجی بمثابه سیاستدانی پیش کسوت و باتجربه و دکتر قسیم عثمانی بمثابه هشت سال نمایندگی و داشتن فرصت و مجال خدمت، در انتخابات پیش رو شرکت نکنند و عرصه را برای خدمت دیگران مهیا سازند و دین خود به این مردم بزرگوار و دیار مظلوم را به کمال برسانند و چونان باغبانانی ماهر و اساتیدی دلسوز راهنمای دیگر نخبگان و افراد جامعه باشند و تجربیات و سرمایه خود را چونان پشتوانه حمایتی برای نسل بعد درنظر بگیرند و اثبات نمایند که شیفته قدرت نیستند و تشنه خدمت اند.

جناب عباسی نیز سنگ سکوتی بر رویدادهای گذشته بنهند و جوّ عمومی شهر به سمت و سوی صلح و صفا و برپایه خدمت صادقانه پیش برود. وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ (و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است) باشد که در سایه بیانات مقام معظم رهبری از هرگونه اختلاف و تفرقه دوری گزینیم و به سمت همزبانی و همدلی بیشتر پیش رویم. در چند سطر اخیر، قصد اسائه ادب و جسارت به هیچ کسی نبوده و نیست و آرزوی توفیق روزافزون برای خدمتگزاران صادق این مرز و بوم لایق را دارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

آلوده کردن فضای انتخابات 94 بوکان را خاتمه دهید

بنا به ضرورت و وظیفه روشنگری و اینکه می بینم اوضاع و فضای انتخاباتی از هم اکنون راه دیگری می پوید و به سادگی به حاشیه دو قطبی کشیده می شود این مطلب را درخصوص مسئله تحرکات انتخاباتی اصول گرایان و احمدی نژادی ها و بیانات آقای دکتر عثمانی و حاج حسن عباسی و دیگر سایت های منطقه می نویسم.

 این جریان وقتی آغاز شد که عده ای از دوستان در منزل آقای عباسی (فرماندار سابق بوکان) مهمان بودند. بنده نیز دعوت بودم و در این مهمانی عصرانه حضور داشتم. جلسه متشکل از این افراد بود: عده ای از صاحبنظران بوکان (متشکل از ماموستا، فرهنگی، عضو شورای شهر و...)، عده ای از اصول گرایان شاهین دژ (متشکل از بازنشسته سپاه، فرهنگی، ...)، عده ای از فرمانداران سابق، نماینده مجلس، عده ای از مقامات استانی. جلسه برای هم اندیشی و دعوت به تشکیل تشکلی در خط ولایت و گرایش غالب اصول گرایی بود که دو کار و وظیفه عمده و اصلی مدنظر موسسان آن بیان شد: کار فرهنگی و کار سیاسی. از همان اول خاطرنشان شد که این تشکل صرفاً برای ورود به انتخابات نیست و تداوم خواهد داشت اما برای انتخابات برنامه ورود دارد و این در چارچوب قانون و زیر پرچم ولایت، بدون کوچک ترین تخلف و بداخلاقی صورت خواهد گرفت. منبع مالی این تشکل، تامین از همت اعضا درنظر گرفته شده و صراحتاً بیان شد که این تشکل و هدف به معنای کارکردن برای آقای احمدی نژاد یا شخص خاصی نیست. این کلیت بیانات این هیئت مهمانان استانی بود. آقای عباسی درخصوص آسیب شناسی انتخابات و عدم اجازه به نمایندگان درخصوص استفاده از امکانات دولتی فعلی برای تبلیغ زودهنگام ایراد سخنرانی کردند که بلافاصله با مخالفت دیگران روبرو شدند و بحث و بررسی جزئیات حوزه های انتخابی را موکول به جلسات خاص بعدی کردند و این عین عبارت دوستان بود که ما گرد هم نیامده ایم تا دادگاه اشخاص را برگزار کنیم. سپس سخنگوی هیئت شاهیندژ گلایه هایی از وضعیت عزل و نصب ها و نحوه رفتار با اصول گرایان در آن منطقه ارائه دادند. بعد عصرانه ای متشکل از گوجه، کوکی، آش محلی با نان و هندوانه و دوغ صرف شد (بخاطر این جزئیات را می نویسم چون گفته بودند عصرانه مفصل!). در کل این جلسه هیچ کسی (مسئول، معمم یا عادی) از هیچ شخص خاصی اسم نبرده یا غیبت و بدگویی کسی روی نداد. بعد از عصرانه، بنده عرایضی در شش هفت قسمت بیان داشتم مبنی بر اینکه چه اصول گرایان و چه اصلاح طلب ها وقتی در بوکان مسئولیت و قدرت را در اختیار داشته اند، نسبت به مردم و خدمت به بوکان کم لطفی ها کرده اند. برای بهتر شدن روال کار در راستای هدف مقدسی که دارند این پیشنهادها را گفتم که مبنی بودند بر جذب نیروهای جوان، تاکید بر استفاده از ظرفیت صداوسیمای استان، تقویت بُعد نظریه پردازی (چون معتقدم که بعد عملگرایی اصول گرایان قوی است چنان که بعد نظری اصلاح طلب ها قوی است) و بالاخره توجه به ذائقه اصلاح طلبی مناطق کردنشین که مورد توجه مهمانان و حاضران قرار گرفت.

 لازم به ذکر است در جلسه خبرنگاران هم حضور داشتند. جلسه ای سرّی و محرمانه و غیرقانونی و غیرعادی نبود. سپس جلسه با صلوات و رد بدل کردن بعضی صحبت های دوسه نفره به پایان رسید. ما به منزل برگشتیم. شب آقای دکتر عثمانی با دو همراه عزیز دیگر، مهمان من بودند. البته چند روز پیش این زمان ملاقات هماهنگ شده بود و همزمانی آنها بی ارتباط است. هیچ بحثی از جلسه منزل آقای عباسی نشد. چه از جانب آقای دکتر و چه از جانب این آقای دکتر. این دیدار صرفاً بعد از حدود چهار سال جهت تجدید زیارت و دیدار بود و با سخنان زیبای همراهان، بیشتر به خوشی گذشت و با کمترین رنگ و بوی انتخاباتی به پایان رسید. چند روز بعد بر روی سایت ها مشاهده کردم که با آقای دکتر عثمانی درخصوص تحرکات انتخاباتی گروه آقای احمدی نژاد مصاحبه کرده اند. قسمتی از اظهارات ایشان مورد تائید بنده نیست. چون حقیقتاً آنچه که در آن جلسه روی داد مربوط به انتخابات نبود. مربوط به رئیس جمهور سابق نبود. مربوط به گزارش نویسی یا بدگویی از آقای دکتر عثمانی یا شخص دیگری نبود. جبهه گیری اصول گرا و اصلاح طلب نبود. تعیین فرد یا افرادی نامزد مجلس برای موردحمایت اصول گرایان واقع شدن نبود. هیچ کدام از نامزدهای احتمالی انتخابات پیش روی بوکان (مثلا آقای کریمی، زنده باد، منگور، مرزنگ، حسن زاده، محمدیان، فیضی، هوشیار، برزگر، حبیب زاده و...) هم آنجا تشریف نداشتند. اگر هم تشریف می داشتند به معنای منتسب کردن به جریان احمدی نژادی نیست. من که با تمام جریان های فکری، فرهنگی و سیاسی کشور و شهرم در حد توان در ارتباطم به این معنا نیست که وقتی در جلسه آقای عثمانی حضور داشته باشم پس جزو قسیمیون هستم یا در جلسه آقای عباسی حضور داشته باشم پس جزو عباسیون هستم. فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.

بعد از این مصاحبه، آقای عباسی واکنش نشان داده و جریان را تا حدودی شفاف سازی کردند. آقای فیضی می ترسیدند از اینکه مردم فکر کنند وی منتسب به احمدی نژاد و عباسی است و از رأی هایش کاسته شود. عصر با بنده تماس گرفتند و طی پیاده روی مختصر، مانند روال مظلوم نمایی که دارند اظهار تاسف و مورد ظلم واقع شدن نمودند. عرض کردم مشکلی نیست جوابیه ای بنویسید و به مردم اطلاع دهید که حضور نداشته اید. هیچ چیز بهتر از صداقت و شجاعت در جریان خدمت به مردم خیر و مفید نیست. این کار را هم نکردند. سپس این قضیه بین سایت های وزین بوکان و دیگر شهرستان ها هم گسترش پیدا کرد (مانند روانگه، پیام بهاران، کانی پرس، زریان و...) و دوباره جوابیه و مصاحبه از جانب آقای دکتر عثمانی و حاج حسن عباسی رد و بدل شد. سخنان آقای عباسی بیشتر از سخنان آقای عثمانی صرفاً در خصوص آن جلسه و جریان های بعد از آن و اظهارات مربوط به آن، صحت دارد و بیشتر مورد تائید است. آن هم فقط به عنوان مهمانی که عیناً حضور داشته و ناظر بر اوضاع بودم. اما این روال و رفتار هر دو بزرگوار را به هیچ وجه تائید نمی کنم و نمی پسندم. (هرچند جسارت شهروند شاگردی در حال یادگیری است در حضور بزرگان و مشایخ و اساتید شهر).

این مردم و این شهر، درخور رفتارهای بس بزرگوارانه و عزتمندمنشانه شما بزرگان این شهر است. بزرگ نمایی کردن یک جلسه مهمانی و به حاشیه کشاندن آن یا بیان کردن جزئیات رفتاری و پیامک های دوران رفاقت تان و تحقیر و تزلزل شخصیتی و عقیدتی و... یا منتسب کردن بنده خدایی مظلوم به جریانی سیاسی و بزرگ کردن آن در شأن این مردم و تحصیل کرده ها و نخبگان آن نیست. این مردم از شعور سیاسی و فرهنگی بالایی برخوردارند و این طور فکر نکنید که در طول هشت سال فرمانداری، بوکان را مدینه فاضله کرده اید یا در طول هشت سال نمایندگی یک پروژه مفید برای بوکان جذب کرده اید. این روال بگومگو و آلوده کردن فضای انتخابات پیش رو و تسویه کردن خرده حساب های شخصی به نفع شهر و انتخاب شایسته برای مجلس نیست. این روال سنتی حاجیون، عثمانیون و عباسیون را با مناظره های روکردنی، رکیک گویی و بداخلاقی های انتخاباتی ادامه ندهید. اجازه دهید تا این شهرستان نفسی راحت و آسوده مبتنی بر تفاهم و دوستی و مودت و دور از اختلاف و چندچهره بازی بکشد. به خداوند علیم و عظیم قسم که یکی از عامل های اصلی عقب ماندگی این شهرستان سرافراز همین اخلاق نامناسب مدیریتی در طول این چندسال بوده است.

بس کنید این زیاده خواهی و منیت و دو به هم زنی و مقام طلبی را، بس کنید این طایفه گری و دندان کروچه کردن به همدیگر را، بس کنید این تهدید و تطمیع و لابی زدن ها و شبنامه نویسی ها را، بس کنید دامن زدن به این شرم و ننگ عقب ماندگی که مانند زگیلی بر پیشانی این شهر دهن کجی می کند. بس کنید این جو خفقان و پرونده سازی و اختلاف افکنی را. جلسه ای تشکیل شد. قانونی. در راستای خدمت به مرام و مقام ولایت. مصاحبه ای شد. در راستای شفاف سازی جریان انتخابات احمدی نژادی ها و اصول گرایان. دیگر خارج از این هیچی نیست. انگار هیچ مشکلی نداریم جز این مباحث پیش پا افتاده. انگار هیچ فشاری بر دوش این مردم نیست جز این مباحث پیش پا افتاده. انگار تمام طرح ها و پروژه هایمان به ثمر رسیده و کارناتمامی نداریم جز این مباحث پیش پا افتاده. انگار هیچ معضل و آسیب اجتماعی و خانوادگی و معیشتی نداریم جز این مباحث پیش پاافتاده. دیگران دست به دست هم می دهند تا شهر و دیارشان را آباد کنند، عیب و ایرادهای همدیگر را حتی الامکان بپوشانند، نقطه قوت ها را برجسته سازندو برای نقطه ضعف ها راهکار بیابند، اما ما تمام انرژی مان را صرف حاشیه سازی و شایعه پراکنی و چندچهره بازی می کنیم. مهاباد غرورآمیز، بحمدالله، گل سرسبد مناطق کردنشین شده است. سقز مهمان نواز، گام های بلندطبعانه توسعه را برداشته است. سردشت سرسبز و اشنویه غیور روی به عمران و تاکید بر نخبگان بومی و پتانسیل های گردشگری و مرزی و باغداری پیشرفته آورده اند. اورمیه با افتخار بر محور وحدت و همگرایی بین این همه تنوع می چرخد و با موج آبادانی اش می تازد. در مسیر میاندوآب به تبریز دهها پل و کیلومترها بزرگراه زده می شود ولی ما هنوز به قدرت  حمایت از هم، عشق و محبت و صداقت و خدمت راستین، ایمان کافی و وافی نیاورده ایم.

در راستای روشنگری اوضاع و کنارزدن این گل آلودگی ها وظیفه خود می دانستم تااین نکات را یاداور شوم. بسیاری از موارد را هم حمل بر وظیفه رازداری و میزبانی یا مهمانی نگفته و نخواهم گفت. برای هر نوع جوابیه و فرمایش و انتقادی، مستدل و حضوری، اعلام آمادگی کامل هم می کنم.

پذیره گر شوی، خدمت گذاریم... هوای صحبت و پیوند داریم (پروین اعتصامی، عهد خونین)

برای سالم سازی فضای انتخابات پیش رو بنده دو کار انجام دادم. اول بیشتر نامزدهای احتمالی انتخابات پیش رو را به منزلم دعوت کردم. با هماهنگی تلفنی و حضوری خود آنها، دو روز قبل، زمان جلسه مشخص شد. هدف برایشان تشریح شد که هم اندیشی در خصوص رعایت اخلاق انتخاباتی و آشنایی با افکار یکدیگر است و لاغیر. دعوت را قبول کردند(بجز آقای حبیب زاده که فقط تلفنی از جلسه و دعوت مطلع شدند). حضار برای هریک مشخص بود. اما فقط آقای زنده باد تشریف آوردند و واقعاً زنده باد به جرأت و صداقتشان. آقای حبیب زاده فرمودند شیرازند. آقای منگور فرمودند سردشت اند. آقای هوشیار فرمودند میاندوآب اند. آقای کریمی فرمودند بوگه به سی اند. آقای فیضی فرمودند «سه ره خوشی اند» طبق معمول و... بعداً بنده را متهم به توطئه کردند. این آقایان اگر از اکنون نتوانند همدیگر را تحمل کنند، اگر نتوانند هم اندیشی کنند، اگر نتوانند اهدافشان را در راستای خدمت به مردم همسو کنند، چطور در آینده که قدرت در دست هر کدام باشد می توانند حضور دیگری را تحمل کنند؟!! دقیقاً می شود مثل زمان حال حاضر. این مردم حق دارند بدانند که در شهر چه می گذرد. کار دوم این بود که در جلسه ای با اصحاب رسانه (زریان، کانی پرس، صدای آشنا، جامعه کردستان و...) مهمان بودم و از همین جا کمال تشکر از زحمات تک تک شان را دارم. این عزیزان را دعوت کردم به دو مورد:

اول- همگرایی رسانه ها در صنف خود که آنها مدیریت فضای رسانه ای بکنند و صرفاً ابزار نباشند.

دوم- ناظر بر اخلاق انتخاباتی باشند و در همین راستا روشنگر و اطلاع رسان باشند نه صرفا مبلغ.

پیشنهاد

فرصت را مغتنم می شمارم و این دعوت و پیشنهاد را خدمت مردم و نخبگان و به ویژه صاحبنظران پیش کسوت عرض می کنم که بیایید و ستاد مردمی نظارت بر اخلاق انتخاباتی تشکیل دهیم. این ستاد قانونی، دارای منزلت اجتماعی و نقش کدخدامنشی و به ویژه داوری و نظارتی داشته باشد. از تمام اقشار به ویژه بزرگان شهر، حضور داشته باشند. پل ارتباطی بین مردم و مسئولین برای ارائه پیشنهادها و حل مشکلات باشند. دارای سایت و بیانیه باشد و جامعه کنونی را از این رکود و رخوت نسبی به سوی پویایی و مشارکت بیشتر یاریگر باشد. آرزوی توفیق روزافزون خدمت صادقین و صالحین را داریم و به امید کشوری آبادتر و جامعه ای امن و سالم تر و استانی همگراتر و شهرستانی توسعه یافته تر هستیم. من معتقدم بوکان، به زودی، انشاءالله، مسیر پیشرفت فوق العاده مبارکی را شروع و طی خواهد کرد.

سبک زندگی جامعه کردستان

چنان که رانندگی در جاده نیاز به رعایت اصول و مقررات و وجود علائم و نشانه هایی دارد، شیوه زندگی هم نیاز به وجود برنامه، دیدگاه نظری و نحوه عملکرد دارد که تعیین این خط مشی زندگی همان سبک زندگی نام دارد. بررسي چگونگي و سازوکارهاي مؤثر در سبک زندگی، يکي از دغدغه هاي جامعه شناسيِ فرهنگ و مطالعات فرهنگي است که به صورت مختصر در ذیل بیان می گردد.

تعریف مفهوم اصلی

سبک زندگی[1]: ابتدا بهتر است که این مفهوم کمی شرح داده شود و جنبه های آن روشن تر شوند. بحث های سنگین نظری درخصوص سبک زندگی مدنظر نیستند و لذا مهم ترین شاخص ها(نشانه ها و علامت ها)ی عملیاتی سبک زندگی عبارت اند از نحوه گذران اوقات فراغت، میزان اهتمام به مدیریت بدن، میزان درآمد و نحوه تخصیص آن به مخارج (نوع و میزان مصرف)، میزان مصرف رسانه ای، دارایی ها و لوازم منزل و...، نوع نگرش به زندگی (چارچوب نظری) ، منزلت و طبقه اجتماعي- اقتصادي. یعنی

منبع این مطلب:
شیخی، غفور (1392) سبک زندگی در جامعه کردستان، دو هفته نامه سراسری جامعه کردستان، سال3، شماره 7، ص3

لینک مستقیم دانلود این مطلب در محیط word در ادامه مطلب...

[1] life style

ادامه نوشته

از خدمت تا خیانت، از حرفه ای گری تا عوام فریبی

قصد این مطلب، ارائه عینکی خاص برای دیدن و تشریح یکی از آسیب های جامعه کنونی ما و تشخیص مصداق ها و مثال های آن در جامعه و راهکار پیشنهادی مقابله با آن است. این روزها بسیار مد و متداول شده که در جامعه برخی از مسئولان شهری، نماینده مجلس شورای اسلامی و همچنین مدیران، شوراهای شهر و دست اندرکارانی که خدمت و مسئولیتی به آنها سپرده شده است هر روز حرف و مرام و چهره عوض می کنند[1]، لابی می زنند، قول می دهند و عمل نمی کنند و بجای پاسخ به مشکلات مردم و ادای دین، بیراهه می روند و از تاکتیک ها و روش های مختلفی چون خود را حق به جانب نشان دادن، خطا را به سر و کول دیگران انداختن[2]، ضعف سیستم و خرابی خانه از پایبست و حتی ترساندن و چاپلوسی و غیره استفاده می کنند. آسیب، تنها به این مرحله ختم نمی شود بلکه متاسفانه توجیه این روال و روند، مخرب تر نیز می باشد و آن این است که گفته می شود «این سیاست است دیگه، پدر و مادر نمی شناسد.» یا «این ذات پشت میز نشینی و قدرت است» یا «اینها تاکتیک های حرفه ای گری هستند و اقتضای شرایط چنین ایجاب می کند». یا «فلانی پشتش به ... گرم است و... » لذا در این مطلب سعی می شود تعریف و تفاوت بین خدمت و خیانت، حرفه ای گری و سیاست دانی با مفاهیم دیگر مانند شب نامه نویسی و عوام فریبی و سیاست زدگی بیان گردد تا هم خود بدان شیوه که مورد رضایت خداوند، مطابق قانون و عرف صحیح است عمل نماییم و هم دیگران نتوانند برای پایمال کردن حق و حقوق و خلاصی خود، بدان دستاویزها متوسل شوند. تاکید مطلب بر دو مفهوم خدمت (با شاخص حرفه ای گری) و خیانت (با شاخص عوام فریبی) است.

منبع این مطلب:
شیخی، غفور (1392) از خدمت تا خیانت و از حرفه ای گری تا عوام فریبی، هفته نامه صدای آشنا، سال هفتم، شماره 92، صفحه 3


لینک مستقیم دانلود این مطلب در محیط word

لینک بازنشر این مطلب در سایت بوکان پرس

[1] تو تصویر و هوی نقاش و خودکامی نگارستان ... از آنرو گه سپیدی، گه سیاهی، گاه الوانی

قماش خود ندانم با چه تار و پود میبافی ... نه زربفتی، نه دیبائی، نه کرباسی، نه کتانی (پروین اعتصامی)

[2] بکس مپسند رنجی کز برای خویش نپسندی ... بدوش کس منه باری که خود بردنش نتوانی

ادامه نوشته

نقش شهرداری ها در اقتصاد شهری

نقش شهرداريها در اقتصاد شهري، با تأکيد بر‌مسائل و مشکلات اجتماعی درون شهري درایران

شورش آهنگری، غفور شیخی

چکيده

امروزه نبود مجاري ارتباط مناسب مردم با مديران شهري از مشکلات موجود در مديريت شهري به شمار مي‌رود. پياده کردن راهبرد استراتژي توسعه شهرها با توجه به پتانسيل درون شهرها تاثيرات به سزايي در اقتصاد شهري و تبادلات آن در سطح منطقه‌اي دارد. زيرا اين استراتژي به‌ هر ميزان جامع و کامل باشد مشارکت هاي مردمي بهتري را به دنبال دارد. به اين استراتژي با يک مديريت منسجم و کارا در زمينه اقتصاد شهري، مسکن شهري، حمل و نقل و ... مي‌توان دست يافت.

اين مقاله به بررسي علم اقتصاد شهري در شهرهاي کشور با روش تحقيق توصيفي- تحليلي مي‌پردازد. داده‌ها و اطلاعات مورد استفاده از طريق مطالعات کتابخانه‌اي بدست آمده و محقق سعي بر آن دارد که مهمترين مشکلات پيش روي مديريت شهرداري‌هاي کشور را مورد بررسي قرار دهد.

نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد که در زمینه اقتصاد شهری و زیر بخش‌های آن در شهرداریهای  کشور هنوز اقدام قابل توجهی انجام نشده و لزوم بازنگری در سیستم  فعلی و توجه بیشتر به این علم، برای پیشبرد اهداف ضروری می باشد.

کليد واژه:  شهر، شهرداري، اقتصاد شهري، مسائل اجتماعی درون شهري

منبع و ارجاع دهی به این مقاله در صورت استفاده:

- آهنگری، شورش؛ شیخی، غفور (1391) نقش شهرداری ها در اقتصاد شهری، با تاکید بر مسائل و مشکلات اجتماعی درون شهری در ایران، اولین همایش منطقه ای معماری و شهرسازی، مرکز آموزش عالی علمی کاربردی شهرستان سقز

دانلود اصل مقاله در قالب Pdf

آگاهی و عملکرد مردم بوکان در مدیریت مواد زاید شهری

بررسي آگاهي،نگرش  و عملکرد مردم شهر بوکان

در زمينه مديريت مواد زايد جامد شهري

غفور شیخی، شورش آهنگری

چکيده

مديريت مواد جامد زايد شامل مجموعه اي از مقررات سيستماتيک راجع به کنترل، توليد، ذخيره، جمع آوري، حمل و نقل، پردازش و بازيافت و دفع منطبق بر بهترين اصول بهداشت عمومي و ساير ملزومات زيست محيطي مي باشد.

با توجه به ضرورت شناخت وضع موجود، در این پژوهش به بررسي آگاهي، نگرش و عملکرد مردم شهر بوکان در زمينه مديريت مواد زايد جامد شهري پرداخته شده است. اين مطالعه از نوع توصيفي و مقطعي مي باشد. براي گرداوري داده ها ازتکميل پرسش نامه، شامل بخش هاي آگاهي و نگرش مردم و عملکرد مديريت شهرداري در زمينه مواد زايد و شناخت وضع موجود از روش مشاهده اي استفاده شده است. براي تجزيه و تحليل داده ها نيز از SPSS و روش هاي آمار توصيفي استفاده گرديد.

يافته هاي تحقيق نشان مي دهد که سطح آگاهي جامعه مورد نظر از نظر مديريت مواد زايد جامد شهري و مسائل مرتبط با آن پايين است، به طوري که آگاهي پيرامون مديريت مواد زايد جامد 7/49 ضعيف بوده است. 47 درصد مردم زباله هاي قابل بازيافت خود را از ساير زباله ها جدا مي کنند. با توجه به يافته ها مي توان گفت که مديريت مواد زايد جامد شهري بوکان در وضعيت مناسبي قرار ندارد. شرايط حضور مردم در طرح ها و برنامه هاي اجرايي فراهم نشده است، به طوري که 4/69 درصد فرهنگ سازي و برگزاري سيمينارها و برنامه هاي مورد نظر ضعيف ارزيابي شده است. بنابراین توجه اصولي به مديريت مواد زايد و بازنگري سيستم فعلي بايد در دستور کار قرار گيرد.

واژه هاي كليدي:

آگاهي و نگرش، عملکرد، مديريت مواد زايد جامد شهري، بوکان

دانلود اصل مقاله در قالب Pdf


منبع و نحوه ارجاع به این مقاله در صورت استفاده:

- شیخی، غفور ؛ آهنگری، شورش (1391) بررسی آگاهی، نقش و عملکرد مردم شهر بوکان در زمینه مدیریت مواد زاید جامد شهری، ششمین کنفرانس ملی روز جهانی محیط زیست، دانشگاه تهران، کتاب مجموعه مقالات، صفحه 152

عوامل اثرگذار بر مديريت مواد زايد جامد شهري بوکان


برنامه ریزی استراتژیک عوامل تاثیرگذار بر مدیریت مواد زاید جامد شهری با استفاده از تحلیل SWOT (مطالعه موردی: شهر بــوکــان)

غفور شیخی، شورش آهنگری، چیمن موسی زاده

چکيده

عوامل اصلي مديريت مواد زايد جامد شهري مجموعه اي از فعاليت ها را شامل مي شود که در جهت تحقق اهداف سيستم مديريت مواد زايد جامد شهري بايد انجام گيرد. بدون وجود اين عوامل توان و قابلیت موفقيت ساير عوامل و به خصوص موفقيت سيستم وجود ندارد. بنابراين هدف از تحقيق حاضر، بررسي عوامل اصلي مديريت مواد زايد جامد شهري در شهر بوکان با استفاده از مدل استراتژي SWOT مي باشد. اين مدل يکي از مناسب ترين فنون برنامه ريزي و تجزيه و تحليل استراتژي است که در اين پژوهش به عنوان ابزاري در برنامه ريزي سيستم يکپارچه مديريت مواد زايد جامد شهر بوکان مورد استفاده قرار گرفته است. بدين منظور براي تحقق اين امر ابتدا با توجه به آزمونهاي انجام شده، فهرستي از نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهديد مورد شناسايي قرارگرفته و سپس بوسيله تکميل پرسشنامه و محاسبه با استفاده از فرمول توان رتبه و معادله وزن استاندارد، تحليل اولويت ها مشخص شده و براي توسعه مديريت مواد زايد جامد شهر بوکان استراتژي هاي مناسبي ارائه شده است. نتايج حاصل از جمع ‌بندي مدل استراتژي SWOT نشان مي دهد که، ضعف مديريت مواد زايد جامد شهري در شهر بوکان بسيار بالا بوده به طوري که  با امتياز وزني86/0 در رتبه اول مهمترين ضعف ها قرار گرفته است. لذا نيازمند توجه بيشتر و ارائه سياست‌هاي مناسب در جهت كاهش ضعفها و رفع تهديدها با استفاده از نقاط قوت و فرصتها مي‌باشد.

واژه هاي کليدي: مديريت مواد زايد جامد، عوامل اصلي، بوکان، SWOT

منبع و نحوه ارجاع دهی به این مقاله در صورت استفاده

- شیخی، غفور؛ آهنگری، شورش؛ موسی زاده، چیمن (1391) برنامه ریزی استراتژیک عوامل تاثیرگذار بر مدیریت مواد زائد جامد شهری با استفاده از تحلیل swot، فصلنامه علمی پژوهشی آمایش محیط، سال ششم، شماره 20، صص1- 22


دانلود اصل مقاله به صورت Pdf

کار گروهی- مصاحبه جام جم

 

از سرکار خانم یوشی زاده، گروه جامعه روزنامه جام جم بخاطر زحمات انجام این مصاحبه و همکاران ایشان، متشکرم و برایشان آرزوی موفقیت روافزون و سلامتی دارم.

شما هم قبول داريد كه ما ايراني ها معمولا در انجام كارهاي گروهي موفق نيستيم و با مشكل مواجه مي شويم ؟

بله ما بيشتر کارهاي مان را نمي توانيم به شكل گروهی انجام دهيم  و اگر ناچار شويم كاري را به اين شيوه انجام دهيم ، معمولا به فرجام نيكو نمي رسد يعني دست آخر نتيجه آنگونه كه انتظار داشته ايم نمي شود.البته بايد به این نکته هم توجه داشته باشیم که هر گروهي، شرایط اختصاصی خودش را دارد و بنابر اين نمی توان ناتواني در كارگروهي را به همه گروه ها تعمیم داد و نتيجه گرفت كه براي مثال در جامعه ما  رفتار كلي حاکم بر همه کارگروه های جامعه، یکسان و مشابه است اما می توان با توجه به پیشینه تاریخی، فرهنگی، نمونه های مشابه و شرایط مختلف، کارگروهی را در ایران آسیب شناسی کرد و نتيجه گرفت كه در بسياري از موارد  ما در كار گروهي ، ضعيف و نامطلوب عمل مي كنيم.

 

شايد ما هميشه ترسيده ايم كه مبادا تلاش حداكثري مان در گروه به هدف نرسد و موفق نشویم چون سطح توانايي هاي هم گروهي ها را نمي دانيم و به همين علت نسبت به كارهاي گروهي بدبين هستيم و ترجيح مي دهيم به تنهايي یک وظیفه را به سرانجام برسانیم.   

 من به چگونگي كاربرد برخي كلمات هم توجه ويژه اي دارم. شما در پرسش تان گفتيد كه آيا ما در كار گروهي موفق هستيم يا نه ؟ هدف شما از به كار بردن كلمه موفقيت در اين پرسش بايد دقيقا مشخص شود.

 طبیعتا منظورم از به کار بردن واژه موفقیت، رسیدن به هدف غایی است. به این تعریف انتقاد دارید؟

بله. این تعریف در کارگروهی اشکال دارد. اگر ما به عنوان عضوي از يك گروه در شرايطي خاص تلاش حداكثري کنیم اما به هدف نرسیم به نظرتان موفق نبوده ایم ؟

مسلما آنها شکست خورده اند! شما مخالفید؟

اشکال در همین است. باورهای غلط اجتماعی شما را به نتیجه رسانده است  که در کارگروهی هم موفقیت صرفا رسیدن به هدف است اما این طور نیست. در جامعه ای که کارگروهی در آن فرهنگسازی شده است، اگر اعضای گروه برای رسیدن به هدف تلاشی حداکثری کند اما به هدفی که می خواسته اند نرسند، اعتقاد دارندکه حداقل به موفقیت نسبی دست یافته اند چون توانسته اند فرایند رسیدن به هدف را با همکاری یکدیگر و بدون نقص دنبال کنند. گرچه می دانند که شايد اگر به هدف دست مي يافتند موفقيت تر بودند اما نرسيدن به هدف در یک کار گروهی، برای جامعه گروه گرا به معناي شكست نيست.

آنها ملاک هایی مانند سطح رضایت اعضا از کار، هماهنگی ساختار گروه ، سود حاصل از انجام کار به شکل گروهی و توانایی گروه در واکنش نشان دادن صحیح در زمان بحران را هم برای سنجش میزان موفقیت در نظر می گیرند اما ما موفقیت را صرفا در دستيابي به هدف خلاصه مي كنيم و همین باور را به بچه های مان هم یاد می دهیم.

 

پس می شود نتیجه گرفت که  آموزش های نادرست دوره کودکی ، باعث شده است ما در بزرگسالی باورهایی غلط نسبت به همکاری با گروه داشته باشیم؟

 ریشه های بی علاقگی به کارگروهی در جامعه ما بسیار عمیق است. اجازه بدهيد ابتدا اين مشكل را از وجه تاريخي بررسي كنيم. ایران کنونی، کشوری است كه تا سال ها پيش از انقلاب اسلامي، انواع حکومت هاي سلطنتی و پادشاهی را تجربه كرده است. در حكومت هاي پادشاهي آن دوره، هرم قدرت از بالا به پایین بود یعنی چشم همه زیردستان به تصميم گيري، راس هرم بود و راس هرم، هم گرايشي به كار گروهي نداشته بلکه فردی غالباً تک گرا، خودمحور و مستبد بوده است.

 از این رو اندیشه و رویکرد نظری این جامعه، همه برای همه نبود بلکه همه برای یکی بود. رسیدن به آن یک نفر و جلب و جذب رضایت حداکثری اش نیاز به رقابت، تعارض، زیرآب زنی، پاپوش سازی و تاحدودی هم تلاش داشته است.

 لازمه این حرکت و رسیدن به هدف دو رویی و تظاهر بوده یعنی اطرافيان پادشاه عادت مي كردند زباني  چیزهایی بگويند و عملاً کارهایی دیگر كنند. بنابر اين شک و تردید و ناباوری اجتماعی و متاسفانه تجسس و فضولی گسترش پيدا مي كرد. در نتیجه این اعمال، بستر کار، آلوده می شد و افراد نمی توانستند باهم برای رسیدن به هدف کار کنند و هر كس صرفا براي رسيدن به منافع شخصي اش تلاش مي كرد.

گرچه حكومت هاي پادشاهي ور افتاد و مردم حالا مي توانند براي سرنوشت و اينده شان تصميم بگيرند  اما برخي از آن باورهاي قديمي از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و هنوز هم  در ميان گروهي از مردم  باقي مانده است و بنابر این حس كناره گرفتن از گروه و اعتقاد به اين كه هر تلاشي بايد صرفا در راستاي منافع شخصي باشد، همچنان وجود دارد.

البته ريشه ناتواني ما در انجام كار گروهي همانطور كه در ابتداي بحث مان اشاره كردم فقط تاريخي نيست. ما از نظر فرهنگي هم در اين زمينه مشكل داريم. براي نمونه در ادبيات مان هميشه قهرمان هايي را وصف كرده ايم كه به تنهايي از عهده مسئوليتي خطير بر مي آمده اند اما هرگز از گروهي كه در كنار هم براي رسيدن به هدفي تلاش مي كنند، نگفته ایم.

 

خانواده نخستین اجتماعی است که فرد آن را تجربه می کند. آیا ممکن است یکی از ریشه های بی علاقگی به فعالیت های گروهی در کشورمان، خانواده های بیمار باشند؟

موافقم. خانواده های ایرانی بستر مشارکتی ندارند و به عبارت ديگر معمولا در این خانواده ها مسئوليت اصلي كارها روي دوش پدر يا مادر مي افتد، براي مثال پدر نان آور خانواده مي شود و مادر،‌ عهده دار امور خانه  و بچه ها‌،‌ مصرف كننده و بدون مسئوليت باقي مي مانند يا امكان دارد پدر و مادر و فرزندان در كاري مشاركت كنند اما اصول كار گروهي را رعايت نكنند و به همين علت با هم دچار مشكل شوند.

ما فرزندانمان را برای نبرد و رقابت در جامعه تربیت می کنیم، نه برای داشتن صبر، دوراندیشی، همکاری و ترجیح منافع عمومی بر منافع و اغراض شخصی.

این سبک زندگی اصطلاحا یکه سالارانه است و با مبانی کارگروهی، در تضاد. همین خانواده ها، در ارتباط های اجتماعی با خارج از فضای خانه هم تک روی می کنند برای نمونه ما به فرزندان مان می آموزیم در هر رقابتی از بقیه بچه ها جلو بزنند اما هرگز برای مان مهم نبوده است که در مدرسه وضعیت اخلاق گروهی فرزند مان چگونه است؟ با چه گروه هایی همکاری می کند ؟ سطح رضایت گروه از او چقدر است؟

غم انگیز تر این که به طور کلی در جامعه ما، رفتار گروهی، ملاک ارزشیابی نیست و به این ترتیب از کودکانی که تکروی را در خانواده یادگرفته اند، حمایت می کند تا به همین شیوه زندگی ادامه دهند آنقدر که حتی سیستم آموزش و پرورش مان طوری طراحی نشده است که دانش آموزان به کمک هم و با نظارت و راهنمایی معلم به یادگیری برسند یا فعالیت های گروهی را در کنار هم تجربه کنند.

به نظرم ما با فرزندان مان دقیقا همانگونه رفتار می کنیم که والدینمان با ما رفتار کرده اند. اگر این چرخه ادامه پیدا کند فرزندان ما هم کپی نسبی خودمان خواهند شد. پس اگر قرار است اصلاحی در حوزه کار گروهی رخ دهد لازم است که تجدید نظری جدی در برخی دیدگاه نظری مان داشته باشیم.

 

شما در صحبت های تان اشاره کردید که گاهی در جامعه ای مثل خانواده  که به تک روی عادت کرده است هم مشارکت رخ می دهد اما ناموفق است چون آنها مبانی کارگروهی را نمی دانند. یک گروه ، برای آن که موفق عمل کند باید چه اصولی را رعایت کند؟

رمز موفقیت گروه در مسئولیت پذیری است و اساس کار گروهی بر اعتماد، گفتگو، تعامل با دیگران و حفظ خود و هم گروهی ها در شرایط بحران است. لازم نیست که هرگروهی یک سرگروه داشته باشد بلکه مجموعه ای از اعضای برگزیده و صاحب صلاحیت می توانند برای اهداف گروه و شیوه کار تصمیم بگیرند و از همه مهمتر این که اعضا شیوه رفتار در گروه را یاد گرفته باشند یعنی بیش از حد زیاده خواه یا زودرنج یا کم طاقت نباشند. نسبت به هدف مشترک گروه ایمان کافی داشته باشند.

 

خانواده چگونه می تواند روش صحیح کار گروهی و مشارکت را به فرزندانش یاد بدهد ؟

 باید بیاموزیم که اگر قرار است خانواده به هدفی دست پیدا کند، باید تک تک اعضا حتی کودکان، در رسیدن به آن هدف نقشی ایفا کنند. شاید بهتر باشد در این باره مثالی بزنم:

چندی پیش مهمان خانواده چهار نفره چینی بودم. آنها می خواستند خودرویی نو بخرند. مدل و رنگ و قیمت آن را هم مشخص کرده بودند.

شاید اگر حرف از خانواده ای ایرانی بود والدین حتی درباره قیمت خودرو با بچه های خانواده حرف نمی زدند اما در این خانواده قیمت به بچه ها اعلام شده بود و قرار گذاشته بودند که هرکس سهمی را بپردازد.

موضوع به حدی جدی بود که برای کودک دبستانی خانواده هم به تناسب پول توجیبی اش سهم در نظر گرفته شده بود و والدین اعلام کرده بودند تا وقتی همه هزینه خرید خودرو از طریق پرداخت سهم اعضا تامین نشود، از خودروی نو خبری نیست. بعدتر متوجه شدم که آنها بیشتر لوازم منزل شان را به همین ترتیب خریده اند.علاوه بر سهیم کردن کودکان در مسئولیت های مهم، الگوسازی یا الگودهی به کودکان است. متاسفانه در فرهنگ ما الگو گرفتن بیشتر تکیه بر فرد داشته در حالی که بهتر بود  بجای الگوهای شخصی و فردی، بر الگوهای تیمی و گروهی تکیه و تاکید شود. میل به گروه گرایی را می تواند در کودکان و نوجوانان از طریق  مهمونی فیلم، اینترنت یا حتی بازی های اینترنتی تقویت کرد.

 

در جوامع بزرگتر از خانواده چگونه می شود میل به کار گروهی را تقویت کرد ؟

گام دوم برای افزایش گروه گرایی، آموزش و پرورش است که باید فرهنگ کار گروهی را در کودکان و نوجوانان نهادینه کند تا آنها در بزرگسالی ، به تعاون و مشارکت اعتقاد داشته باشند.

همچنین در سطح میانه، سازمان های غیر دولتی، موسسات خصوصی، کسبه و تجار و بازاری ها می توانند بجای رسیدن به سود حداکثری مطابق سیستم سرمایه داری، به تعاونی های خدماتی و تولیدی روی بیاورند و برنامه های بلندمدت جمعی را مدنظر داشته باشند و در سطح کلان نیز مجلس قانونگذاری کشور و سپس دولت نقش بسزایی در تصویب قوانین مربوط به کار جمعی و وام های تعاونی و اجرای صحیح آن بخش نامه ها داشته باشند.

از دیدگاه شما چه نوع جوامعی در کارگروهی موفق تر عمل می کنند ؟

جوامعی در کارهای گروهی موفق هستند که چهار ویژگی کلی را از دیدگاه جامعه شناسی داشته باشند.  اول این که تعاون و مشارکت را از کودکی و در خانواده به کودکان بیاموزند و سپس سیستم آموزش و پرورش ، آن آموزه ها را تقویت کند.

دیگر این که چنین جوامعی سند چشم انداز بلند مدت دارند چون داشتن هدفی دراز مدت، به تک تک اعضا می فهماند که برای رسیدن به هدف و صرفه جویی در انرژی و وقت، باید به هم کمک کنند. همچنین جوامع گروه گرا، در برابر تغییرات و عقاید، انعطاف پذیر هستند و بنابر این اعضا قادرند باورهای نادرستی را که از نسل های قبلی به آنها رسیده است درباره تک روی و رقابت جویی های دشمنانه ، اصلاح کنند و از همه مهتر این است که جامعه گروه گرا، حتما باید سرمایه اجتماعی زیادی داشته باشد.

مریم یوشی زاده، گروه جامعه

دانلود مستقیم کل روزنامه جام جم روز یکشنبه 9 تیرماه 1392، مطلب فوق در صفحه 14

جامعه شناسی انتخابات در مناطق کردنشین

طی ده دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مناطق مرزی به طور عام مانند کردستان، آذربایجان، سیستان و بلوچستان و... و مناطق کردنشین به طور خاص مانند استان کردستان، به نسبت میانگین مشارکت کشور، دارای کمترین درصد میزان مشارکت بوده اند تا جایی که پنج دوره کردستان رتبه دوم مشارکت پایین را داشته است اما به مرور زمان این میزان مشارکت و سهیم و دخیل شدن در ساختار توزیع قدرت و بودجه به دلیل افزایش آگاهی عمومی، تاثیر رسانه های جمعی، گسترش مباحث و گفتگوهای بین مردمی، ارتقای تحصیلات و امکانات، اصل روان شناختی «مقایسه» خود با سایر جوامع، افزایش یافته است. مشارکت مردمی در انتخابات، بیانگر وجود اعتماد و امنیت در منطقه و بستر مناسب سرمایه گذاری و اختصاص بودجه و تسهیلات بدان است. مشارکت مردمی بالا در انتخابات، بیانگر اهمیت و اهتمام به سرنوشت کشور و مطالبه حق و حقوق قانونی خود از مجریان قانون یعنی دولت و زیرمجموعه اش است. ا

نتخابات، مجرا و مجالی برای تمرین همگرایی سیاسی- اجتماعی در مناطق کردنشین در راستای حفظ و اعتلای کشور نیز می باشد. این مطلب بیانگر مختصر فرمول و استراتژی مشارکت بیشتر و مطالبه بیشتر در مناطق کردنشین از منظر جامعه شناسی سیاسی می باشد. عدم مشارکت عده ای از مردم در امر انتخابات نیز به دلایل مختلفی قابل تامل و تبیین است که بجای کتمان قسمتی از واقعیت، می توان با برگزاری نشست های قانونی و حضور نخبگان و فرهیختگان سیاسی- دینی و ترجیحاً بومی از طریق رسانه ها و نشریات بدان ها پاسخ های مناسب و مستدل داد تا اذهان عمومی، قانع و شفاف گردد.
..

ادامه نوشته

تبریک روززن،معلم، کارگر


11 اردیبهشت92 روز ولادت فاطمه زهرا(س) به عنوان روززن(مادر)و

روز جهانی کارگر و

12 اردیبهشت92، روز شهادت آیه الله مطهری، به عنوان روز معلم

را خدمت تمامی هم میهنان عزیز، زنان و مادران مهربان و همچنین معلم های زحمتکش و تاثیرگذار و کارگران گرامی تبریک می گوییم.

تبریک ویژه هم به تمامی خانم های بوکانی، فرهنگیان محترم و کارگران شهرستان بوکان تقدیم می گردد و برایشان خوشبختی، سلامتی وموفقیت روزافزون آرزومندیم.

 

رۆژی ژن (دایک) و رۆژی مامۆستا، کریکار، له هه موو خوشکه خۆشه ویسته کانی وڵاته که م و مامۆستایانی ئازیز و کریکارانی زه حمه تکیش،پیرۆز بێت. هیوادارم هه ر هه موومان قه دری ئه و دوو نعمه ته پاک و بێ ئالایش و زه حمه تکێشه بزانین و به ئاکاروو گوفتاریش له خزمه تیان دابیین.

دیدبانی اجتماعی و فرهنگ پیگیری در مناطق کردنشین


یکی از مشکلات اساسی فرهنگی در کشورهای درحال توسعه به طور عام و مناطق کردنشین به طور خاص، ضعف نظارتی و بازخواست اجتماعی است. به این معنی که ترس اسطوره ای ناشی از سلطنت خودکامه های طول تاریخ،  که ریشه دوانده است هنوز در تفکرات، برخوردها و گفتارهایشان مشهود است و نسبت به مسئولان، دست اندرکاران، مدیران جامعه و نماینده هایشان، دید ارباب رعیتی دیده می شود. اسلام از بدو ظهور و صدورش و جمهوری اسلامی ایران از آغاز شکل گیری و توسعه اش ...

 

چرا بسیاری از مسئولان از جمله اعضای شورای شهر، نماینده مجلس شورای اسلامی و بسیاری از مسئولان خدمت رسان مطابق برنامه ها و قول و قرارهایشان عمل نمی کنند؟

چرا وقتی مسئولی در کشوری توسعه یافته مرتکب خبط وخطایی می شود در مقابل مردم عذرخواهی و استعفا می کند؟

تعریف دیدبانی اجتماعی، نحوه اجرا و شرایط آن، اهمیت و فواید آن، وضعیت در مناطق کردنشین ازاین لحاظ مورد بحث و بررسی قرار می گیرد...

ادامه نوشته

نقش مناطق غرب کشور در اقتصاد مقاومتی و جدال با تحریم ها

به جرات می توان گفت که هر طرح و برنامه ای در سطوح و مراحل مختلف خود از مطالعات مقدماتی تا اجرا و ارزیابی، نیاز به علوم اجتماعی بطور عام و جامعه شناسی بطور خاص دارد. چرا که در فرایند بررسی هر مسئله ای عامل ها و علل متعدد فرهنگی، اقتصادی، خارجی و... دخیل اند و این علوم اجتماعی است که بازوی اصلی کشور در ایجاد زیرساخت‌های تئوریک جهت تهیه و طراحی اقتصاد مقاومتی محسوب می‌شود و باید قبل از ورود به آن، مبنای تئوریک و بنیانی‌اش تشریح شود. ایران از نظر موضوع، مورد تحریم های نفتی، مالی (مبادلات پولی)، تجاری (واردات و سرمایه گذاری)، خدمات (بانکداری، سوییفت و بیمه)، حمل و نقل هوایی- دریایی و تحریم های اشخاص معین قرار گرفته که توسط تحریم کنندگان یک جانبه (ایالات متحده، کانادا، ژاپن، استرالیا و کره جنوبی)، چند جانبه (اتحادیه اروپا) و بین المللی (قطع نامه های سازمان ملل متحد) صورت گرفته اند. آبان ۱۳۵۸ ج.کار‌تر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا نخستین تحریم علیهاقتصاد مقاومتی با رویكرد تلاش جهادگونه و حمایت و مصرف هدفمند از تولید داخلی، در واقع ابزاری جهت تبدیل تحریم به فرصت است و در راستای پاسخگويي معقول به نيازهاي فراوان با منابع و امکانات کم موجود می باشد که...
منبع این مطلب

- شیخی، غفور (1391) نقش مناطق غرب کشور در اقتصاد مقاومتی و جدال با تحریم ها، دوهفته نامه سراسری جامعه کردستان، سال دوم، شماره 3، ص7

ادامه نوشته

جریان جشن سوری و چهارشنبه آخر سال

درآمد

ذهن انسان برای اشیای اطراف خود «معنی» می سازد. مثلاً کج و بازشدن لبها و ظاهرشدن قسمتی از دندان ها و گشادگی چهره به تبسم معنی می شود. پریدن بر روی آتش را «دفع بلا و نحوست» معنی می کند و هزاران فرایند در جامعه و روابط بین انسان ها و انسانها با محیط، به تناسب ذهن و فرهنگ مردم «معنی» می شوند. این جریان «معنی سازی» و «معنی خوانی» در طول حیات بشریت بوده و هست. ممکن است بسیاری از این فرایند «معنی پنداری ها» درست و منطبق بر واقعیت ها و منطق خرد علمی نباشد اما در زندگی انسان ها ساری و جاری باشند. یکی از این مجموعه اشیاء، روابط و معناها، همان جشن ها و آداب و رسم های مختلف دینی- ملی مربوط به آنها هستند.

...

بیان سه نکته حائز اهمیت است:

اول: جشن سر سال و استفاده از آتش، مخصوص یک قوم (مثلاً کردها) یا یک دین (مانند زرتشت) و مذهب خاصی نیست. بلکه...
دوم: به لحاظ دینی، تقدس بخشیدن به عنصری از طبیعت و درخواست دفع بلا از آن، مورد تائید نیست. به لحاظ اجتماعی موجب شادی بخشی عمومی و برخی آسیب ها و مزاحمت های جمعی می شود. به لحاظ زیست محیطی، مخرّب و مضر است و به لحاظ تاریخی، تقلیل یافته و تحریف شده است. به لحاظ سیاسی نیز مورد سوء استفاده گروهک ها و احزاب فراری قرار گرفته و از...
سوم: در جهان معاصر، سلامت محیط زیست و حفظ زیست بوم ها و داشتن هوای پاک یکی از نعمات و آرمان های جامعه جهانی است. حفظ و انجام برخی آداب و رسوم، نشانه پوسیدگی قومی و ...
پاسخ به سوالات:
چرا سه شنبه انتخاب نشده است؟
آیا چهارشنبه سوری حرام است؟
آیا این جشنی باستانی است یا توسط اعراب مسلمان تحمیل شده است؟
چرا...؟
در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

زن و معلم، معمارهای جامعه

جامعه (Society)، با تفاوت های ظریف، شبیه به عمارتی عظیم است که هر دو نیاز به خندق و پی ریزی دارند. مصالح و آجرهایی که توسط کارگران و اساتید زحمتکش و هنرمندان خوش ذوق، به مرور زمان، مطابق نقشه و برنامه کاری ، کنار هم، چیده می شوند. دست به دست هم دادن اجزا و عناصر، تشکیل رج و دیوار و سقف و ستون می دهند و کنار هم قرار گرفتن افراد، نهادها و موسسات مختلف، ساختار ساختمان جامعه (Construction) را تشکیل می دهند. بعضی ساختمان ها بر بستری گسلی و لغزشی، بنا می شوند و در این حالت است که می گویند خانه از پای بست خراب است. بعضی ساختمان ها، شروع خوبی دارند اما در مراحلی از کار دچار تحریف می شوند و در این حالت است که می گویند خشت اول گر نهد معمار کج...تا ثریا می رود دیوار کج! وقتی فرزندان متولد می شوند جدای از

ذخیره ژنتیکی و فطرت الهی، آنچه که حاصل آموختن و یادگیری باشد بر لوح زرین ذهنشان ثبت نشده و لذا اندیشه ای برخاسته از پردازش آن و یا توان کرداری متناسبِ آن را هم ندارند. هر کدام، کم کم ...

 

ادامه نوشته

حجاب گریزی

 

/**/

 

این تحقيق با عنوان عوامل مرتبط با حجاب گريزي در ميان دختران و زنان 15 تا 30 سال،انجام پذيرفته است. حجاب، يكي از ارزشهاي اصلي جامعه اسلامي است كه تاثيرات مختلفي در زندگي دارد مانند امنيت زنان، آرامش مردها، سلامت جامعه، حفظ ارزشها، كسب رضايت الهي و اجراي احكام ديني. اخيراً جامعه با مشكل بزرگي درين خصوص روبروست كه جوانان زن و مرد جامعه ما تمايلي چندان قوي و مستدل به رعايت حجاب به مثابه وظيفه قانوني و ديني خود ندارند. هدف اصلي تحقيق اين است تا به بررسي ارتباط عوامل اجتماعي با بروز چگونگي و چرايي اين پديده بپردازد. حجاب براي زنان يعني پوشش كامل بدن بجز چهره و دست تا مچ، به صورتي كه پوشش وي تنگ و بدن نما و از نوع لباس مخصوص مردها نباشد. فرضيه هاي تحقيق عبارتند از بررسي رابطه بين جلوه گری و خودابرازی، انگیزه افزون طلبی جنسی، همانند سازی، جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي، تنوع خواهی و مدگرایی، پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده، دگرگوني ارزش‌ها، سن، تحصیلات و جنس از يك طرف بعنوان متغيرهاي پيش بين با حجاب گريزي بعنوان متغير ملاك.

روش تحقيق آن پيمايش از نوع همبستگي است. داده ها و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از حجم نمونه 375 نفري، با نمونه گيري تصادفي ساده، گرداوري شده و با آزمون هاي آماري تحليل واريانس، t- test، آزمون تعقيبي LSD تفاوت ميانگين ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته اند. با بهره گيري از نظريه هاي شخصیت نمایشی، تاخر وشکاف فرهنگی، پدیدار شناسی متزا، هویت يابي و چرخش ارزش ها و کنترل اجتماعی، ده متغير فوق الذکر در خصوص حجاب گريزي، مورد بررسي قرار گرفته اند كه درين ميان تنها همبستگي بين پايگاه خانوادگي و حجاب گريزي تائيد نگرديد.

كليدواژه: حجاب گريزي، مدگرايي، جلوه گري، كمبود اجتماعي، دگرگوني ارزش

 

 

ادامه نوشته