چرا بوکان عقب ماند؟

عنوان این نوشته از نظر روشی، ریسک پذیر است به این معنا که اول باید ثابت شود که بوکان با توجه به زمان و پیشرفت شهرهای اطراف و پتانسیل های موجودش، عقب مانده است سپس به بررسی چرایی و چگونگی این عقب ماندگی پرداخت. اما این با توجه به دلایل مکتوب و شواهد عینی، فرض نگارنده است که با رجوع به پروژه ها، رضایتمندی مردم، بودجه درکارخرج شده، مقایسه بوکان با وضعیت قبلی و کنونی شهرهای مشابه و مجاور، کیفیت ریختمان شهری و... می توان این مدعا را ثابت نمود. بیان این عقب ماندگی، به سه دلیل دردآور و باعث تاسف است: اول بودجه و درآمدی که باید برای بهبود اوضاع مختلف و متعدد شهر صرف می شده و نشده، مستقیماً بیت المال است و صرف بیت المال در غیرمحل خود گناهی نابخشودنی است. دوم پیشرفت هریک از روستاها و شهرهای این کشور پهناور و سرفراز، به منزله ترقی عضوی از این پیکر واحد است و برعکس سستی پیشرفت بوکان، ضربه و آسیبی به چرخ پیشرفت کل کشور است. سوم مردم این شهرستان با توجه به سطح بالای فرهنگ، میزان بالای مشارکت های اجتماعی و سیاسی شان و از طرف دیگر حداقل خدمات رسانی و تکریم مسئولان، لیاقت خیلی بیشتر از این نوع برخورد را داشته اند و دارند. لذا بیان علل عقب ماندگی به منزله جراحی برای امید به بهبودی و تسریع ترقی است. این علل حداقل در سه دسته زیر قابل بحث اند:

اول- علل ساختاری

ساختار شهر عبارت است از چهارچوب کلی و نظام مندی بین نهادهای آن که در چهار مورد زیر خلاصه شده است:

الف) ساختار شکلی شهر: یکی از علل عقب ماندگی بوکان، شکل طولی آن است. در مقالات و مطالب پیشین به این مطلب بارها اشاره شده است که بلحاظ ژئومورفولوژی، انواع شهرهای كوهستاني (میگون و فشم)، پایکوهی (تهران)، جلگه و دشت(گیلان)، دره ای(سرعین) و مستقر در فرورفتگی (شیراز، آنکارا) را داریم. اما بوکان شهری پایکوهی و از زاویه ی دید عمودی، شهری طولی است.(مانند ماکو، مسجدسلیمان، بندرعباس، نقاب، صدرا، تفلیس) و این شکل طولی سبب تمرکز خطی توسعه و عدم پیشرفت جوانب این خط شده است.

ب)ساختار مهاجرپذیری شهر: مهاجرت می تواند به معنای مثبت و منفعت حاوی ورود نخبگان و سرمایه داران و اهل فرهنگ و هنر یا به معنای دیگر آن حاوی ورود همه نوع افراد و خانواده هایی از اطراف و اکناف باشد و کسی که مهاجر است برای اینکه به مکان زندگی جدیدش دلبستگی و تعهد پیدا کند نیاز به زمان و آگاهی دارد. بوکان به یکباره در دهه شصت و هفتاد ده برابر آنچه که بود رشد کرد. لذا طی این مدت، افراد و طوایف مختلف هنوز نتوانسته اند صرفاً حول اهمیت دادن به شهر نه تعصبات پیش پا افتاده، متمرکز شوند. به عبارت دیگر یکپارچگی و انسجام مردم یک شهر، باعث می شود سریع تر توسعه یابد(مانند تبریز) اما شهری که جامعه آن جزیره جزیره باشد نیاز به ایجاد همدلی و وحدت بیشتری دارد تا تمام توان ها، انرژی ها، سرمایه ها، نقد و نقل ها، همسو و هم جهت شوند.آسیب ها و حواشی ناشی از مهاجرت قابل ذکرند اما در این مبحث، مجال بررسی شان نیست. این مهاجرپذیری بوکان تاکنون سبب عقب ماندگی آن شده اما حالا که یکدستی و انسجام در حد مطلوبی شکل گرفته می تواند عامل مهمی برای پیشرفت باشد.

پ) ساختار اشتغال شهر: شهرهایی که دارای سطح مطلوبی از درآمدزایی، اشتغال، کار و کارخانجات هستند می توانند سریع تر نیز مراحل رشد و توسعه و گذار را طی کنند. وضعیت اشتغال در بوکان به ویژه در بین جوانان و خانم ها، اسف بار است. طوری که با روی آوردن خانواده ها به کارهای خدماتی، تجاری، مشاغل خانگی و... روزگار و معیشت اکثریت آنان به سختی می گذرد. لذا اشتغال برنامه ریزی شده به ویژه در بخش صنعتی و گردشگری می تواند هر شهری را را روزمرگی و عقب ماندگی برهاند.

ت) ساختار استراتژیک شهر: بوکان دارای پتانسیل پیشرفت همه جانبه است و این موجب خوف دست اندرکاران شهرهای اطراف شده تا به صورت پنهان از قدرت و نفوذ خود برای شهر خود استفاده کنند و حتی الامکان بوکان را به محل خرج کردن کوپن های سیاسی خود تبدیل کنند.پیشرفت بوکان سبب جذب بودجه بیشتر، دادن امتیازات بیشتر و در نتیجه کشاندن اقتصاد و توجه منطقه و مردم سایر استان ها به خود می شد و این به نفع خیلی از شهرهای دیگر نمی بود. از اینرو موقعیت مناسبی که می توانست برای بوکان امتیازآور باشد تبدیل به بازدارنده ای خاموش شده بود. بحث مرکز استان شدن شهر بوکان از طرف نخبگان فرهنگی و اصحاب رسانه، پرده برداشتن از این نقطه قوتی است که سالها مسکوت مانده بود.

 

دوم- علل اجرایی- مدیریتی

منظور از علل اجرایی- مدیریتی، آن دسته از عوامل هستند که مربوط به نهادها، افراد و مسئولانی است که نقش و مسئولیت اجرای قوانین و وظایف محوله را دارند. این قسم از علل شامل سه مورد زیر است:

الف) ناکارامدی مسئولین و روسا: اگر سرپرست خانواده، فردی مومن، حلال خوار، دوراندیش، متعهد و دلسوز باشد به احتمال زیاد خانواده و فرزندان و زیردستان وی نیز افرادی سالم و مفید بار می آیند. شهر نیز در دست و تحت سرپرستی مسئولین اجرایی شهر است. مسئولین دلسوز و خدمتگزار می توانند با جلب و جذب همیاری مردم، با حداقل امکانات، حداکثر پیشرفت و توسعه را به ارمغان بیاورند اما یکی از علل عقب ماندگی بوکان، نداشتن بحد کفایت چنین مسئولان خدمتگزار، متعهد و دلسوز است. برخی از ادارات به افرادی سپرده شده اند که در جای تخصصی خود قرار نگرفته اند. برخی از عزل و نصب ها حسب دلبخواهی برخی افراد ذی نفوذ و مشخص (نه مصلحت شهر و مملکت) انجام شده است. برخی از روسای ادارات دارای نقاط ضعف اساسی مدیریتی، اخلاقی و معاشرتی بوده اند. برخی روسا صرفاً در پی جلب رضایت بالاسری خود بوده و ترس و دورویی و چاپلوسی جلوی چشم حق بینشان را پوشانده و آرامش ندارند. برخی مسئولین هدف این انقلاب و اسلامیت نظام را به سخره و فراموشی گرفته و هر روز مشغول خود نزدیک کردن بیشتر به مراکز ورئوس قدرت (نه خدا و خدمت به خلق) بوده اند. برخی از قدرتمندان، مشغول سوء استفاده از فرصت و امتیازی هستند که نظام مقدس جمهوری اسلامی به آنها داده است. امام خمینی در این خصوص می فرماید:« افرادى كه در كار هستند، فرض كنيد كه مشغول به خدمتگزارى هستند. اين فكر نباشد كه حالا كه اين اداره آنجايش خراب است، خوب، بگذار اينجايش هم خراب باشد! حالا كه آن آدم آنجا خلاف مى‏كند، خوب، بگذار اينجا هم خلاف بكند، همه مكلّفيم؛ همه ما. اگر همه عالم خلاف بكنند، يك آدمى كه تربيت ‏شده تحت مكتب انبياست او خلاف نمى ‏كند. »«شما كه مأمورين يك وزارتخانه هستيد يك طور بايد عمل بكنيد، آنها هم كه در وزارتخانه ديگرند يك طور؛ همه بايد مأمورين اسلامى باشيد. هر فرد بايد خودش را موظف بداند به اينكه اين كارى كه الآن اين كار جزئى كه پشت ميز نشسته به او محوّل است، اين كارى كه به او محوّل است، روى عدالت عمل بكند؛ منتظر نشود كه وزير، عادل بشود. وزير، عادل بشود يا عادل نباشد، شما بايد عادل باشيد. » و در یک کلام، چنین خلاصه می نماید که «دولتها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمانفرما.»

ب)بی تفاوتی مردم: اگر یک روی شهر مسئولین و روسا باشند روی دیگر مردم هستند. مردم به عنوان شهروندان و روستانشینان، نسبت به مسائل مختلف مانند انتخابات، راهپیمایی ها و... تاکنون در زمانها و مکان های لازم، مشارکت حداکثری داشته اند اما واکنش کافی نسبت به آسیب ها و مشکلات شهری خود نداشته اند. به عنوان مثال در چارچوب قانون اساسی کشور، از دیده بانی اجتماعی، از تنبیه اجتماعی، از نقد عمومی، از بازخواست مدنی و بسیاری موارد دیگر تاکنون استفاده نکرده اند.

پ) ضعف اصناف و مردم-نهادها (NGO’s) در شهرستان بوکان، بجز چند مورد محدود، کارایی کافی را نداشته اند به این دلیل که یا به تعطیلی کشیده شده اند یا عملاً دچار اختلاف نظر و سلیقه شده اند یا صرفاً قالبی صوری از آنها باقی مانده یا به دلیل نداشتن توان مالی، توان اثرگذاری هم نداشته اند. اصناف و مجمع های مختلف صنفی نیز که خود مستقیماً با مشکلات عدیده شهری و اداری و مردمی سروکار داشته اند درگیر حواشی و سلیقه ای عمل کردن و چندگانگی بوده اند. لذا برخی از مسئولین، برخی از مردم و برخی از مردم نهادها واصناف علل اجرایی- مدیریتی عقب ماندگی بوکان بوده اند.

سوم- علل بومی، محلی

اگر بیشتر روی جزئیات فرهنگی، تاریخی و محلی شهرستان بوکان متمرکز شویم به برخی علل می رسیم که خاص گرایانه هستند و ممکن است با توجه به شرایط بومی آن، در مکان های دیگر چندان قابل استدلال نباشند. این قسم از علل مخصوص، در سه مورد زیر خلاصه شده است:

الف) کنارکشیدن نخبگان و دلسوزان شهر برای خدمت کردن و برعهده گرفتن مسئولیت ها: این یکی از آفت هایی است که برخی از بزرگان شهر، اهل قلم و هنر، صاحبنظران و فرهیختگان شهر را در برگرفته است که معتقدند با نقدکردن، جلوآمدن، پاپیش کشیدن، قبول مسئولیت کردن و ... از قدر و حرمت و آبرو و سنگینی و مقبولیتشان کاسته و کم می شود لذا سنگین و رنگین اما دور و کور باشند. بخشی از استدلال آنان قطعاً مقبول و معقول است اما به قول مولانا «جمله افتادند از تدبیر و کار... ماند کار و حکمهای کردگار». لذا طبق جمله معروف که شهر خوب و پیشرفته ساختنی است نه فقط خواستنی و یافتنی باید تلاش همه جانبه کرد، باید بخشی از طعنه و تشرها را هم به جان خرید، باید نقد کرد و نوشت و سعه صدر داشت و بالاخره فرهیختگان و بزرگان شهرستان ما در قبال نسل ها، مسئول اند و باید نقش های پررنگ تری در عرصه رشد و توسعه شهرمان داشته باشند.

ب) اختلال نیم رخ روانی شهرستان برای توسعه: هر شهری با توجه به فرهنگ، پیشینه تاریخی، مذهب و قومیت، وضعیت اقلیمی و... دارای ویژگی های غالب روانشناختی اجتماعی است. مثلاً مقتصد بودن اصفهانی ها، خرافاتی بودن انگلیسی ها، متعصب بودن مهابادی ها و... که این ویژگی ها هم برایند عللی ریشه دار هستند و هم خود عامل پیدایش و گسترش مجموعه ای از طرز تلقی ها و رفتارهای عملی نیز هستند. نیم رخ روانی مردم شهرستان بوکان بیانگر آن است که ضمن داشتن نقاط قوت بسیار مانند خوش فکری، مهمان نوازی، نوخواهی و به روزبودن، اهل فرهنگ و هنر و دیالوگ بودن، دارای نقاط ضعف هم هستند که بر پروسه توسعه و عقب ماندگی شهر دخیل و موثر بوده است مانند اینکه قول و فعلشان هماهنگ نیست به عبارت علمی، میزان سرمایه اجتماعی با شاخص اعتمادشان بین یکدیگر، پایین است و به عبارت ساده تر در ظاهر و جمع نوعی گفتار و کردار دارند که در باطن و خلوت خودشان نوعی دیگر عمل می کنند و این سبب شده تا تقریبا همه بدانند که با همدیگر صادق و روراست نیستند و این سبب اپیدمی بی اعتمادی به همشهریان شده و این معضل، تبعات روانی ناخواسته سهمگین دیگری به دنبال داشته است. از جمله منفعت گرایی فردی، چندچهره بازی، زیرآب زنی، تخریب و ترور شخصیت. بنابراین قسمت نرم افزاری توسعه از دهه شصت به بعد دچار مشکل بوده و طبیعی است که برآیند و ثمر مشکل دار هم به بار بنشیند.ممکن است در شهرهای دیگر نیز این مشکل وجود داشته باشد اما بوکان نیازمند آن است که حداقل در قبال دیگران و غریبه ها و مهمان ها، عزت نفس و آبروی همشهریان و بلندطبعی شهروندانش را حفظ کنند. چرا که همدیگر را قبول داشتن و اعتماد بر نظر و کردار همدیگر کردن، سبب افزایش محبت، همدلی و همصدایی می شود و در مجموع وجدان جمعی منسجم و مسئولیت پذیر شکل می گیرد. یک ویژگی می تواند سرنوشت یک فرد، یک گروه یا یک کشور را رقم بزند و تغییر دهد. چنان که ویژگی پس انداز بین کالون ها سبب شکل گیری تدریجی نظام سرمایه داری در کل جهان معاصر شد.

پ) خواستگاه احزاب سیاسی و گروه های دینی و اختلافات ناشی از آن: اصل خاندان هایی که بانیان شکل گیری و رشد احزاب مخالف جمهوری اسلامی بودند ساکن و مالک در شهر بوکان بوده اند که هم دارای افراد ذی نفوذ و متملک بودند و هم سابقه زندگی و ملک و املاک زیادی در نقاط مختلف شهر داشته اند. از طرف دیگر گروه های مختلف مذهبی در این شهر، رشد یافتند که هیچکدام دیگری را قبول نداشتند. بنابراین اختلاف و چنددستگی به وجود آمد. حاصل این اختلاف ها، رنجش ها و بعضاً درگیری هایی شد که دود آن به چشم سایر مردم و فرایند پیشرفت جامعه رفت. هنوز هم بسیاری از املاک در بهترین نقاط شهر یادگار خاک خورده همان دوران هستند. در حالی که این اختلاف نظرها می توانست منجر به شکل گیری اتفاق نظری سالم وسازنده شود و جریانی بومی و درونی شکل بگیرد و سبب خیر و پیشرفت برای شهر و جامعه شوند.

اولویت بندی مهم ترین علل

تکنیک های تاکسونومی وتاپسیس و سوات می توانند عامل ها را اولویت سنجی نمایند و به هر کدام ضریب و رتبه مشخصی بدهند. اگر از میان علل فوق، اولویت بندی تا رتبه سوم، صورت گیرد می توان به ترتیب چنین نتیجه گیری کرد: علل دوم قسمت الف (ناکارامدی روسا و مسئولین)؛ علل اول قسمت پ (کمبود اشتغال و صنعت)؛ علل سوم قسمت ب(ویژگی های روانی و فرهنگی مردم).

دورنمای پیشرفت بوکان

شکاف ها و زخم های فرهنگی- تاریخی زمان زیادی نیاز دارند تا ترمیم یابند و بر جای اثر ترک هایش گل و گیاه بروید. بنابراین پیشرفت بوکان نیاز به طی طریق و صرف زمان دارد اما با توجه به شرایط کنونی پیش بینی می شود که جهشی در فرایند رشد شهرستان صورت گیرد مانند اجرای برخی پروژه های عمرانی، تقسیمات کشوری، جذب گردشگران و مهمانان فصلی و... اما فرایند توسعه همچنان کند و آرامتر از حد معمول خواهد بود. بلحاظ سیاسی نیز امید چندانی به تغییر مدبرانه و سرکار آمدن نسل دلسوزان و متعهدان قابل مشاهده نیست. در حالت کلی پیشرفت مربوط به لایه مردم و بخش خصوصی بهتر و بیشتر از لایه اداری- دولتی و بخش عمومی به نظر می رسد و این حرکت و روال ناموزون تداوم خواهد یافت.

 

منبع

-شیخی، غفور (1393) چرا بوکان عقب ماند؟، دوهفته نامه صدای آشنا، سال9، شماره 95، ص3