نگاه جامعه‌شناسان به تأثیر جامعه در بروز بیماری‌های روانی چگونه است؟

نگاه جامعه‌شناسان به تأثیر جامعه در بروز بیماری‌های روانی چگونه است؟ مقصر بودن یا نبودن

مولانا در دفتر نخست مثنوی می‌گوید:«تن ز جان و جان ز تن مستور نیست.» اما ما چقدر به روانمان در کنار تن، بها داده‌ایم؟ به گزارش وزارت بهداشت در آمار سال97 این وزارتخانه آمده، نزدیک به یک‌چهارم جمعیت ایران نیازمند مداخلات روانپزشکی و 5.12درصد این افراد افسرده‌اند. در این آمار اعلام شده که بیش از 50درصد مراجعه‌کنندگان به پزشکان عمومی، مبتلا به انواعی از اختلالات روانی‌اند. همین آمار نشان از شیوع 25درصدی اختلالات روحی و روانی در کشور داده که نگرانی‌هایی درباره وضعیت سلامت روان ایرانیان ایجاد کرده است. از نظر جامعه‌شناسی مشکلات اقتصادی و فقر، تبعیض‌های اجتماعی، اقتصادی و معیشتی، نبود امنیت اجتماعی، عدم‌آموزش و یادگیری مهارت‌های ارتباطات فردی و اجتماعی و... می‌تواند باعث بروز بیماری‌های روانی شود. اما چطور می‌توان از وضعیت روان آگاه بود و نظر جامعه‌شناسان در این‌باره چیست؟ غفور شیخی- جامعه‌شناس و استاد دانشگاه- در این‌باره با ما صحبت کرده است.

 

رها شدگی و اضطراب همگانی

روانشناسان معتقدند گرانی مسئله مهم این روزهاست و روی سلامت افراد اثر می‌گذارد. به اعتقاد آنها زمانی که اجتماع و محیط اطراف دچار مشکل می‌شود،بالطبع  ابعاد روانشناختی هم تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند، بنابراین کسی که استرس دارد بیشتر مریض می‌شود؛ یعنی عامل اجتماعی بر بعد زیست‌شناختی فرد اثر دارد. پزشکی اما به اندازه‌ای پیشرفت کرده که می‌توان جلوی بسیاری از اختلالات را گرفت. روانشناسی قادر است به انسان‌ها بیاموزد چگونه با استرس درونی برخورد کنند، ولی جامعه همراه با این پیشرفت رشد نکرده در نتیجه اتفاقی که افتاده شیوع اختلالات روانی بیشتر و مراجعه کمتر شده است زیرا مردم آن‌قدر پول ندارند که بابت مراجعه به روانشناس پرداخت کنند. این است که افراد با روش‌های مختلفی به استرس‌ها جواب می‌دهند. غفور شیخی می‌گوید:«اقتصاد، رفاه، دسترسی عادلانه به خدمات رفاهی؛ همه اینها مهم است اما ما به حال خود رها شده‌ایم. خانواده، جامعه و آموزش در ایران، روش پیشگیری، کنترل، هدایت و درمان بیماری روانی و انواع عوارض آن را ندارد». شیخی می‌گوید: «آموزش‌های ما در جامعه شامل انواع آموزه‌های ساده، سنتی و تکراری است. درصد پایینی از آموزش‌های آموزش‌و پرورش، دانشگاه و خانواده در ایران توانایی به روز شدن دارد. شاهد مثال این گفته‌ها نیز انبوه پرونده‌هایی است که روی میز روانشناسان وجود دارد. از سویی معیشت خانواده به اندازه‌ای افراد را زیر فشارهای روانی قرار داده است که نه‌تنها فرد دیگر قادر به رفع مشکلات روانی خود نخواهد بود، بلکه خود تبدیل به‌علت به‌وجود آورنده و تشدید‌کننده چنین بیماری‌های روانی‌ای شده است. متأسفانه آموزش در ایران درگیر ارزش‌های سنتی از پیش تعیین شده است. سیستم آموزشی ما که قدیمی شده قادر به رفع نیازهای جامعه امروز نیست. در اصل این آموزه‌ها بر نصیحت‌های از پیش تعیین شده‌ای استوار است و تأکید را بر فهم و شناخت گذاشته‌ و چندان با مباحث کاربردی کاری ندارد».

 

مقایسه و الگوبرداری از مدل‌های فرهنگی دیگر

مهم‌ترین رویکرد در جامعه‌ای که فرد در معرض بارش آسیب‌های روانی قرارگرفته، مطالعه است. شیخی به این اشاره می‌کند که با افزایش ساعت مطالعه، سطح آگاهی اجتماعی و شناخت فرد از خود و جامعه‌اش نیز افزایش پیدا می‌کند. او همچنین به قانون حمایت و محافظت از کانون خانوادگی اشاره و تأکید می‌کند: «این حفاظت از خانواده البته به‌معنای نشر بی‌اعتمادی نیست، بلکه نگاه محافظتی مانع از آسیب‌های بیشتر برای خانواده خواهد شد. این نگاه محافظتی می‌تواند در خرید و فروش، رفت‌وآمدهای اجتماعی فرزندان و... انجام شود». از آنجا که التهابات آسیب‌های اجتماعی رابطه مستقیمی با روان فرد و ضربه‌پذیر شدن او دارد، افراد باید از یکدیگر در برابر چنین لطماتی مراقبت کنند. برای این گفته می‌توان وضعیت ترافیکی جامعه را مثال زد که سندی از بی‌سامانی روانی است. مثلا هر یک از ما در موقعیت‌های ترافیکی گیر افتاده و شاهد نمونه‌هایی بوده‌ایم؛ بسیاری از راننده‌هایی که هنوز چراغ راهنما سبز نشده، دست خود را روی بوق فشار می‌دهند یا به یکدیگر بی‌احترامی می‌کنند. اما نباید از نظر دور کرد که بسیاری از افراد جامعه متوجه اختلال‌های روانی که درگیر آن هستند، نیستند. شیخی می‌گوید:«گاهی مردم درگیر اختلالات روانی هستند و اصلا نمی‌دانند چه اتفاقی برایشان افتاده است. در خانواده، محیط کار و...  اما این وضعیت برایشان آشنا نیست و چندان آگاهی از آن ندارند.» او برای شناخت بیشتر و آگاهی از رفتار و شرایط زندگی سفر را پیشنهاد می‌کند؛ «شاید سفر کردن و دیدن فرهنگ، ادیان دیگر جوامع به انسان‌ها کمک کند تا از آسیب‌هایی که دیده‌اند مطلع شوند. این افراد در مقایسه و با الگوبرداری از مدل فرهنگی دیگر جوامع می‌توانند به اصلاح رفتار خود بپردازند. در طبقات اجتماعی پایین‌تر نیز گوش کردن به صحبت کارشناسان، شرکت در کارگاه‌های آموزشی، شرکت در دوره‌های حقوق شهروندی کانون‌ها، ان‌جی‌ا‌وها و سمن‌ها می‌تواند مفید باشد.»

 

واکنش به احساس خطر

اما نباید به این نکته بی‌توجه بود که گاهی عملکرد دولت باعث تشدید اضطراب، ترس از آینده و بی‌اعتمادی اجتماعی می‌شود. شیخی می‌گوید:«جامعه ایران جامعه تلوتلوخوران است. مردم را نمی‌توان مقصر این بی‌اعتمادی اجتماعی دانست چون ترس و اضطراب‌ مردم ناشی از فشارهای اقتصادی و ترس از آینده است. افراد با درآمد حداقلی و مقدار سرمایه‌ای که در اختیار دارند و نیازهای بی‌شمار پیش‌رویشان چندان راهی برای نجات خود از این وضعیت اقتصادی نخواهند داشت. مثلا یک فرد اگر بخواهد با سرمایه اندکی که در اختیار دارد نیازهایش را برطرف کند، باید به این فکر باشد که اصلی‌ترین نیازش را با کمترین هزینه رفع کند. این امر کاملا منطقی، اخلاقی و انسانی است و حق او خواهد بود. در اصل واکنش طبیعی انسان‌ها به وضعیت خطر چنین واکنشی خواهد بود. این وظیفه دولت است که مردم را از چنین نگرانی‌هایی نجات دهد. باید ساختارهایی در جامعه شکل بگیرد تا فرد با امنیت بیشتری در آن زندگی کند».

در کنار همه اصلاحاتی که باید در جامعه ایجاد شود، فرهنگسازی در مرحله بعدی قرار خواهد گرفت. شیخی در این‌باره دوباره دولت را مقصر دانسته و معتقد است: «گرچه نگاه من به مردم و جامعه و رفتارشان بیشتر نگاهی منتقدانه است، اما این را به خوبی می‌دانم که ایرانیان انسان‌های بی‌فرهنگی نیستند و نمی‌توان آنها را مقصر به‌وجود آمدن چنین شرایطی دانست. به‌نظرم دولت در ابتدا باید عملکرد خود را اصلاح کند و پس از آن به فرهنگسازی در جامعه بپردازد تا رفتار افراد در جامعه به رفتارهای شهروند مدارانه بدل شود».

منبع:

-زهرا رستگارمقدم، غفور شیخی (1398) نگاه جامعه‌شناسان به تأثیر جامعه در بروز بیماری‌های روانی چگونه است؟ مقصر بودن یا نبودن، روزنامه سراسری همشهری، شماره 7648، 8 اردیبهشت

http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/53878/%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86.html

 

از مدیر تعاملی تا نماینده تناقض گو

از مُدیرتعاملی تا نماینده ی تناقض گو و فرماندار ...!

غفور شیخی (جامعه شناس و پژوهشگر)

 

الف-درآمد

اهمیت نظام آموزش و پرورش در همه ی ادیان، ادبیات، کشورها و حتّی اذهان اشخاص و افراد، مُحرز و مُبرز است. از این رو نوعِ مدیریت آن شایسته و بایسته است که دارای ویژگی های غالبیِ تعاملی، با درایت و حکمت، خلّاقیت مدار، فراجناحی و البته از موضع قدرتِ مشاوره ای و مشارکتی باشد تا این مجموعه بتواند نسلی متناسب و متوازن با اهداف و اغراض دینی و ملّی پرورش و آموزش دهد و بمثابه شهروند و خردمند، همزیستیِ مسالمت آمیز داشته باشند.

از این رو قاری برجسته ی کشوری در این مراسمِ تکریم و معارفه، آیه ی « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» را قرائت کرد که جایگاه و پایگاهِ آگاه و ناآگاه، متفاوت و متمایز است و این تنها خردمندان اند كه پندپذيرند.

 

ب-مدیر تعاملی

مدیر مودَع، استراتژی با تدبیر و کمافی السابق، تشکرآمیز و توأم با سعه ی صدری آموختنی از خود نشان داد و در بینابین لرزشِ احساسیِ صدای انسان دوستانه اش، عملکرد اجمالی دوران مدیریتش را با تمام فراز و فرودها بیان نمود. مجموعه اش را از حاشیه ها دور نگه داشت. اهل تعامل و مدارا و احتراز از واکنش سریع بود. تکریم ارباب رجوعش خاطره انگیز و خودرأی اواخری و چسبیدن به صندلی را نقاط ضعف می دانند امّا هوشیاری امام جمعه در مداحتِ پاکی و حمایتِ کاری و تلطیفِ ضمنیِ جلسه و پیشگیری از تنش و حاشیه مشهود بود.

بجستند از آن انجمن هر دوان...یکی پاک دل مَرد چیره‌زبان

بدان مرد باهوش و با رای و شرم ... بگفتند با لابه بسیار گرم

سخنان درّافشان و حاکی از تجربه ی اندوخته ی سالهای سابق و خاطرات لاحق آینه ی تمام نمای فرهنگیان، جناب شیربیگی بر ثقل و صفای آن افزود که فرهنگی، شهدِ هنگی و تاج سرهنگی و مایه ی برازندگی است و شهزادگانِ والا، تمنّا کرده اند که «به فرهنگیان ده مرا از نخست ... چو آموختم زند و استا درست».

 

پ-فرمانداری ...

در ادامه، شاگرد همین اساتیدِ سرد و گرم کشیده، دانه خورِ همین اداره ی دخالت چشیده، مدیونِ مساعدتِ همین مدیر جهت انتقال به پیام نور، در کسوت فرمانداری بر تارک اسبِ چموشِ سخن نشست. مشخص بود که استراتژی دیپلماتیک مدیر تودیع شده و فضای تلطیف شده و حضور اشخاص شناخته شده، انشای از قبل نوشته و بیخته شده ی وی را بر هم ریخته و سوخته است. از هر دری سخنی پراکنده فرمود. با پرش از مانعِ «ترکیبی یک گام» به تاثیر ساختار بر کردار، از « ترکیبی دو گام» به ضرورت پرورش سالم، از «اُکسر» به عدم کمترین دخالت در آموزش و پرورش، از « پلانک» به کلیدی ترین معضل استان آذربایجان غربی یعنی عدم وجود توسعه ی انسانی و بالاخره از مانع «دیوار» اخلاق پرید و فرمود: « له کردن فردی از سوی فرماندار و نماینده و مسئولین مثل له کردن یک پشه می ماند و چیز عجیب-غریبی نیست.» که قَمچی هم بر گردن و گُرده ی فضای مجازی و فعالان آن نیز کشید. حُضارِ مبهوت همه یک بدیگر نهادند روی ...کیست بی هنر مردِ پرخاشجوی؟ و مداوماً از ارتفاع و مسیر و روی دوش هم و آینده های روشن تر و فرهیختگانِ خاموش و درمان غوغاسالاران و اداره کردن یک نانوایی و غیره گفت و گفت و گفت تا سرانجام به قول قاآنی:

گَه‌رقص و گهی وَجد و‌ گهی خشم و گهی ناز ... الحق نتوان گفت که از عشوه چها کرد!

فرمانداری که نماینده ی دولت است، استاد دانشگاه است، ساکت و معصوم و مظلوم و بی اقتدار و حرف گوش کن و اهل تئوری و مشورت می نماید ظاهراً- باید این فرموده ی مقام معظّم رهبری را پاسخگو باشد که « شما [مسئولان و کارگزاران] چگونه می‌خواهید محبّت و اطمینان مردم را جلب کنید؟...مگر مردم کورند؟...از هوشیارها هم هوشیارترند. اندازه نگهدارید... رعایت کنید.. (۲۳/۵/۱۳۷۰)» و می خواهید با هجمه و حمله بجای تقدیر و تشکّر، جلوی انتقادها و پیشنهادها و مطالبه ها را بگیرید؟ خوب به این توصیه ی بنیانگذار کبیر گوش فرا دهید (با هر دو گوش) که «در جمهوری اسلامی همه باید با انتقادها و طرح اشکالها راه را برای سعادت جامعه باز کنند» [صحیفه نور، ج ۱۴/ ص ۲۴۸]

کدام نماینده و مسئول می تواند ادعا کند که افراد این جامعه را مثل پشه له می کند؟ مگر شما را برای مدیریت و فرمانداری به خدمت گماشته اند یا برای پشه له کُنی؟!

به فرموده ی خاقانی (که امیدوارم بتوانید معنی اش را درک فرمایید!)

مَده به خود رضای آن که بَد کنی بجای آن ... که با تو داشت رایِ آن که نگذرد ز رای تو

این لحن و کلام، در شأن و مقام، برای آن مَکین و مکان، آن هم در این نظام، بسی دور است از ادب و احترام.

کسب استقلال می خواهید بکنید که دیگر نگویند زیردست فلان بن فلان است و اقتدار ندارد و... با پرخاشگری و سوءاستفاده از قدرت محوّله ی امانتی، میّسر و صلاح نیست بلکه بهتر است با خدمتگزاری شایسته، تکریم مردمِ زیرفشار و همیشه در صحنه، برجای گذاشتن آثار ماندگار، احداث باقیات الصالحات، بهره برداری پروژه ها، انتشار رأفت و جایگزینیِ عداوت با اخوّت، جذب سرمایه گذار و... برای خود کسب اعتبار و خیرات نمایید. مِن باب این انتقادات و ارائه ی راهکارها هم تشکری نمی خواهیم چرا که قرآن می فرماید: «فَذَکِّر اِن نَّفَعَتِ الذِّکری» و توصیه ی اکید هم شده که «باید‌ از سخنِ درشت خیرخواهان نرنجیم؛ یکی از راههای سلامت این است.کسی که می‌دانید قصد عناد و دشمنی ندارد، ولو با لحن درشتی هم حرف می‌زند، از او نباید واقعاً برنجید. به سخن نرم و دلنشین چاپلوسان هم دل نسپرید. اگر ما این را رعایت کنیم، به نظر من خیلی به سود ماست» [بیانات رهبری در دیدار اعضای هیأت دولت‌‌، ۱۷/۰۷/۱۳۸۴]

 

ت-نماینده ی تناقُض گو

ادامه ی کار با سخنرانی نماینده ی محترم چنین پیش رفت که همواره وی در تلاشِ تلطیفِ جوّ و فضا بودند. گویا می دانست فرماندار با تدبیرش چه گندی زده است. تناقض گویی در بیانات، بارزترین پالس هایی بود که از آینه ی وجود مبارک وی متصاعد و متباعد می شد. در فیلم موجودِ ستاد تبلیغاتی آقای روحانی گفتند که چندسال است می خواهند مدیر آموزش و پرورش را بردارند، نمی شود که نمی شود و در آغاز این سخن بسی اظهار تالّف پیشین و تکلّف پسین و تاسف حزین کردند که مدیری چنان بوده و چنین است و سرمایه ای سنگین.

چون باد بدو درنگرد، دلش بسوزد ... با کینه ی دیرینه ازو کینه نتوزد

گاهی بکُشد مشعله گاهی بفروزد ... گاهی بدرد پیرهن و گاه بدوزد (منوچهری)

از عدم دخالت در امور آموزش و پرورش گفتند که گویا حضار، فرهنگی نبوده و نیستند و اصلاً نمی دانند که مدیریت ها، معاونت ها، کارشناس مسئول ها، آبدارچی ها و حتی مبصر کلاس ها از گزند سفارش و سمّ روابط و گاز آن پشه ی صدرالاشاره در امان نبوده و نیستند!

این لشکرکشی و چینش مهره ها و فتح مکان های سوق الجیشی از فرمانداری و شورای اسلامی که به شدت در تلاش و قسم خوردن اند تا نگذارند برچسب عثمانیسم بخورند- گرفته تا آموزش و پرورش و روسای ادارات و اخیراً مظلوم نمایی دعوت از منتقدین مودب و گلکاری در فضای مجازی با ائتلاف عمومی و پنجاه کارگروه رنگارنگ، برای تسکینِ ترسی دردناک و عمیق از نتیجه ی انتخاباتِ مجلسِ پیش روی است که تبدیل به دادگاه این مجموعه و این طرز فکر شبه سرمایه داری و سلطه گری نامبارکِ چینه خور می شود.

کینه می‌ورزی و در دائره ی صِدقی... رهزنی میکنی و در رهِ ایمانی

تا کی این خام فریبی، تو نه یأجوجی ... چند بلعیدنِ مردم، تو نه ثُعبانی (پروین)

به فرموده ی آقای درویشی اگر این مدیر، چندان لایق و فایق است و چنان شایسته و بایسته است چرا چندماه مانده به بازنشستگی اش باید برکنار شود؟

اگر این مدیر توسط سفارش جانشینش و مدیرکل، با خواست خود کنار رفته است، مدیر جدید چرا باید این را در حق همکار چندین ساله اش بپذیرد؟ آیا جز این است مدیر جدید باید آن سبد را با خود به آموزش و پرورش بیاورد!

مردی، جلوی چشمان فرزند نوجوانش، پدر پیرش را در سبدی گذاشت و در مکانی دور تنها بجا گذاشت تا از شرّش خلاص شود. حینِ برگشت به خانه، فرزند نوجوان، سبد را از زیر پدربزرگ در آورد و می خواست با خود بیاورد. پدرش جویا شد که برای چه می خواهی؟ فرزند جواب می دهد که روزی من هم برای حمل و عزل تو لازمش خواهم داشت!

نماینده ی محترم از همکاری و هماهنگی و سرمایه های عظیم انسانی و نگرانی هایش از نظام آموزش و پرورش گفتند. اگر حاصل نظام آموزش و پرورش قبلی، این اساتید و بزرگسالان اینچنین اخلاق گرایی باشد جای هیچ نگرانی برای نسل بعدی نیست که دانش آموزِ فرزندِ طلاق و فقر در فلّوجه و قندهار هم بزرگ شود از شما کمتر نخواهد شد. اصل نگرانی، دست و دندان های تیزِ عفونت زده در گوشت و خون این سرزمینِ بی نظارت است. چه خدمتی انجام داده اید که نگران باشید نتیجه ندهد و تباه شود؟ چه عملکردی داشته اید که نگران باشید نسل بعدی پایبند کشور و مام میهن و انقلاب نباشد؟

چه پاسخی به این بیان قاطع و واقع گرایانه ی رهبری دارید که می فرماید:« مردم‌سالاری فقط این نیست که انسان تبلیغات و جنجال کند و بالاخره عده‌ای را به پای صندوق ها بکشاند و رأیی را از مردم بگیرد، بعد هم خداحافظ؛ هیچ کاری به کار مردم نداشته باشد! بعد از آن‌که این نیمه‌ی اول تحقق پیدا کرد، نوبت نیمه‌ی دوم است؛ نوبت پاسخگویی است. مردم حق دارند بعد از گذشت زمان معقولی، از مسؤولان هر یک از بخشها سؤال کنند که نتیجه‌ی کار شما چیست؟ ۱۳۷۹/۰۹/۱۲»

تناقض های بسیار دیگر را به سبب پرهیز از اطاله و ازاله، چنین موجز و معجِز عرض کنم که فرمودند نه سال خدمت ایشان و ما (بهره گیری از حُسن شهرت خدمت مدیر قبل در مقایسه با عمنکرد نه ساله ی خود)، اگر تودیع چنین پرتقدیر باشد ما هم به فکرش باشیم (اگر به فکر تودیع می بودید این لشکرکشی و پازل چینی را نمی کردید)، مدیرکل خودش آقای مام عزیزی را به ما توصیه و معرفی کرد (گویا دلسوزتر و بهتر از دیگران نقشه ی سلطه بر فرهنگیان برای رای آوری را می دانست!) و دهها مورد دیگر.

 

ث- جمع بندی

قَلّ و دَلَّ اینکه مدیریت شهر به شدت مریض و بیمار می نماید. از نهادهای امنیتی و نظارتی و مردمی خواهشمندیم برای حفظ آبروی دولت و نظام، برای ارتقای اعتماد عمومی و تزریق امید و نشاط به جامعه تلاش بیشتری بکنند. کاربران فضای مجازی، منتقدین متعهد، شهروندان محترم، فرهنگیان خویشتن دار و محجوب، برخی مسئولین زحمتکش و آگاه قابل تقدیر و تشکرند و قطعاً توهین و تخزیب و هجمه به هر نوعی از جانب هر کسی و به ویژه مسئولین، قابل پذیرش و اغماض چندباره نیست. این امکانات و فرصت ها در راستای اعتلا و پیشرفت کشور، متعلق به همه ی مردم است.

تعقّل و تدبّر در آیه ی مبارکه ی ذیل بمثابه تبرّک و تمسّک در این ایام میمون و مبروک، توصیه و تحلیه می شود که می فرماید:

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (سوره منافقون، 4)

چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیّت کلام] به سخنانشان گوش فرا می دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

 

منبع

-شیخی، غفور (1396) از مدیرتعاملی تا نماینده ی تناقض گو و فرماندار...، نشریه پیام بهاران، سال6، شماره 97، ص4

تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن

تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن

غفور شیخی(جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی)

ستاد کل نیروهای مسلح، بالاترین مرجع نظامی نیروهای مسلح ایران است که وظیفه‌ی سیاست‌گذاری و فرماندهی کلیه‌ی نیروهای ارتش، سپاه و نیروی انتظامی را بر عهده دارد و مستقیماً زیر نظر رهبری اداره می‌شود. ابتدا با نام ستاد فرماندهی کل قوا تأسیس شد و در 1370 به این نام تغییر یافت. در همان سال، سه نیروی شهربانی(نظمیّه)، ژاندارمری(مرزی و روستایی) و کمیته ترکیب شد و پلیس ایران یا همان ناجا (نیروی انتظامی جمهوری اسلامی) به وجود آمد که وظیفه‌ی اصلی آن «حفظ امنیت داخلی» است و بلحاظ سلسله مراتب، فرماندهی آن (به ترتیب سهرابی، سیف الهی، لطفیان، قالیباف، علی‌آبادی، احمدی‌مقدم و اکنون اشتری) به پیشنهاد وزیر کشور و جانشین فرمانده‌ی کل قوا توسط رهبر تعیین می‌شود.

قابل اشاره است که وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (با وزارتِ مدنی، ریاحی، چمران، فکوری، نامجو، سلیمی، جلالی، ترکان، فروزنده، شمخانی، نجّار، وحیدی، دهقان و اکنون حاتمی) یکی از هجده وزارتخانه‌ی دولت بوده و مسؤول برنامه‌ریزی، هماهنگی، پشتیبانی و توسعه‌ی توان دفاعی نیروهای مسلح می‌باشد. یعنی وظیفه‌ی تجهیز نیروهای دفاعی برای مقابله با تهدیدات احتمالی بر عهده این وزارتخانه ‌است و به‌طور مستقیم در عملیات‌های نظامی شرکت نمی‌کند.

بخش‌های اصلی ناجا که حول 3 بخش اصلی فرماندهی، حفاظت اطلاعات و عقیدتی-سیاسی قرار گرفته‌اند عبارت‌اند از

1- پلیس راهنمایی و رانندگی (راهور با فرماندهی تقی مهری که وظیفه‌ی کنترل ترافیک، نظارت بر آموزشگاه‌ها و صدور گواهینامه و دفترچه کار، رسیدگی به تخلفات و پیشگیری از تصادفات را برعهده دارد)

2-پلیس پیشگیری (با فرماندهی محمدشرفی، فرماندهی کلیه کلانتری‌ها و پاسگاه‌های انتظامی کشور، پلیس فرودگاه‌ها و راه‌آهن و حفاظت صداوسیما، میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی و جنگلبانی، پلیس خدمات قضایی مستقر در سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها، یگان‌های امداد شهرستان، زندان‌ها و تعزیرات حکومتی، حفاظت از محیط زیست)

3-پلیس مرزبانی: (با فرماندهی قاسم رضایی، وظیفه‌ی کنترل مرزهای زمینی 6000 کیلومتر و دریایی 2700 کیلومتر، حفظ و نگهداری میل‌های مرزی و سازماندهی امور مرزنشینان را دارند. فرماندهی مرزبانی ناجا مستقر در پایتخت است. سپس فرماندهی مرزبانی استان که هر استان دارای یک یا چند هنگ مرزی و هر هنگ مرزی دارای چند گروهان مرزی و هر گروهان مرزی دارای چند پاسگاه مرزی و هر پاسگاه مرزی دارای چند برجک مرزی است)

4- پلیس ۱۱۰ یا نیروی واکنش سریع که در زمان فرماندهی قالیباف ایجاد شد.

5-پلیس آگاهی(با فرماندهی محمدرضا مقیمی)

6-پلیس مبارزه با مواد مخدر(با فرماندهی محمدمسعود زاهدیان)

7-پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات (فتا، سال 87 در زمان احمدی‌مقدم تاسیس و در امور رایانه، اینترنت، فضای مجازی، برداشت غیرمجاز از حساب‌های بانکی، صیانت حریم شخصی و... فعال شده است)

8-پلیس امنیت عمومی (پاوا که وظیفه کنترل نظم و امنیت را دارد با فرماندهی رضاییان‌فر)

9-پلیس بین‌الملل (عضویت ایران در اینترپل از 1317 و تنها کانال ارتباط رسمی مراجع انتظامی و قضایی داخل کشور با خارج از کشور که از طریق سامانه رایانه‌ای اختصاصی به صورت لحظه‌ای با کشورهای عضو و دبیرخانه کل سازمان بین‌المللی پلیس جنایی ارتباط دارد)

10-پلیس مهاجرت و گذرنامه (صدور و تعویض گذرنامه در کشور و کنترل مهاجرت)

11-پلیس دیپلماتیک (حفاظت از سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های سایر کشورها در ایران)

12-یگان ویژه با فرماندهی حسن کرمی (واحد اسواران، ضداغتشاش، زنان، براق=آموزش چتربازی، پاراگلایدر، سقوط آزاد، موتور سواری، واحد رهایی گروگان، واحد سپکا (سگ‌های پلیس)، واحد دریایی، واحد چک وخنثی سازی بمب و تله‌های انفجاری و غیره) که در وضعیت سفید وارد عمل نمی‌شوند. در وضعیت خاکستری کمک‌کننده به سایر نیروها هستند ولی در وضعیت زرد و قرمز موظف به دخالت و مقابله هستند. نوپو (رهایی گروگان، برخورد و خنثی‌سازی عملیات تروریستی و سرکوب شورش‌های شهری) یکی از زیرمجموعه‌های این یگان ویژه است.

13-یگان امداد: شامل واحد کنترل اجتماعات، واحد گشت انتظامی، واحد عملیات‌های ویژه و غیره است.

14-سازمان عقیدتی سیاسی: ساعس با ریاست بهرامی که دارای ماموریت رشد و گسترش فرهنگ و ارزش‌های اسلامی در ناجا و وزارت دفاع و سازمان‌های وابسته است.

15-سازمان حفاظت اطلاعات: ساحفا با ریاست عبدالله‌زاده وظیفه‌ی حفظ و صیانت نیروی انتظامی در اسرار و اطلاعات، اماکن و تاسیسات، شخصیت‌ها و پرسنل، ارتباطات و... در برابر هر گونه خطرات طبیعی و غیرطبیعی را برعهده دارد.

16-سازمان وظیفه عمومی با ریاست نوروزی که وظیفه تقسیم نیروهای وظیفه و سرباز و اعزام و... بین نیروهای مسلح ایران را بر عهده دارد.

بعد از این معرفی اجمالی و شناخت کلی،قابل یاداوری است که تمام این مجموعه‌ی گسترده و مهم در درون و در ارتباط با جامعه و مردم دارای سه مشکل و نقد قابل ملاحظه است:

اول-مشکل شکلی و ساختار ظاهری: ساختمان‌های پاسگاه‌ها و کلانتری‌ها، دفاتر انتظامی، معابر ورود و خروج شهری و ... عموماً قدیمی، رنگ و رو رفته، پر از دست‌انداز، در و پنجره‌های زوار در رفته و کوچک، بدون شاداب‌سازی و نور و تهویه‌ی کافی‌اند که از دید مراجعین مکانی ناخوشایند و فرسوده و بی‌کلاس را تداعی می‌کند که جای بسی تعجب و تاسف است که اماکنی با این تقدس و اهمیت و وظایفی خطیر و مراجعین شبانه‌روزیِ مردم، چرا باید از استانداردهای پلیس جهانی بسیار فاصله داشته باشند؟ این به معنای اشرافی‌گری در ساختار و شمایل اماکن و دفاتر انتظامی نیست بلکه بهتر است با دیدی وسیع و ظرفیتی بالا سعی شود زیباترین، مستحکم‌ترین و شایسته‌ترین و روزامدترین اماکن که بیانگر عزّت و احترام کارکنان و مراجعان و شرف مملکت است تهیه و مورد استفاده قرار گیرند. اگر قرار بر ترفندهای روانی ناخوشایندی مکان و تاثیر آن بر خلافکار باشد این امر در زندان‌ها قابل اجراست که امروزه این نگرش نیز منسوخ شده و زندان‌های کشورهای پیشرفته، حتی با بسیاری از هتل‌های جهان سوم قابل مقایسه نیست.

دوم- مشکل برقراری ارتباط اجتماعی مبتنی بر حُسن نیت و آرامش: این مبرهن است که هر محیطی، مجموعه‌ای از رفتارها و کردارها و حتی گفتارهای مخصوص به خود را دارد مانند آنکه حتی محیط نظامی با انتظامی هم متفاوت است. غالباً کسانی که در انتظامی مشغول به خدمت و فعالیت هستند و کسانی که به آنجا مراجعه می‌کنند در فضای سنگین روابط اجتماعی مبتنی بر بدبینی و نظامی‌گری و رسمیت غیرلازم گیر می‌کنند و همین امر سبب ایجاد یا تشدید ذهنیت ناخوشایند می‌گردد. در حالی که این اجحاف در حق زحمات کارکنان آن و پیش‌داوری از سوی مراجعان است. پلیس که باید مکان و ماوا و مامن آرامش مردم و مراجعانش چه خلاف‌کار و چه غیرخلاف‌کار- باشد عموماً نگرشی خشن و سرد و سخت به همدیگر منتقل می‌کنند. سرمایه‌ی انسانی- اجتماعی که اساساً خمیرمایه‌ی روابط بین انسان‌ها و کاهنده‌ی هزینه‌ها و پیش‌برنده‌ی برنامه‌هاست فیمابین نیروی انتظامی و مراجعان نیاز به بازنگری، اصلاح و پویایی بیشتری دارد. این آرامش‌بخشی و تسهیل روابط در شهرستان‌ها ضروری‌تر نیز به نظر می‌رسد.

سوم- مشکل درامد و بیمه و تسهیلات و ادامه تحصیل: زندگی نظامی و انتظامی به تناسب سختی کار و وظایف محوله دارای محدودیت‌های بسیار اجتماعی، اداری و خانوادگی است. در بسیاری از بخش‌های انتظامی حتّی قضیه جان و خون نیز مطرح است. تمامی این موارد می‌طلبد تا کارکنان و کارمندان آن از لحاظ درآمد، تامین و دارای تسهیلات مالی و امکان ادامه تحصیل باشند چرا که این نهاد نیز بخشی از همین جامعه و فرزندان و خانواده‌های همین جامعه‌اند که اگر این موارد به خوبی لحاظ نگردد آسیب‌های رشوه، تخلیه‌ی عقده، شکل‌گیری روابط غیررسمی با برخی افراد، گسترش بدبینی و... رواج می‌یابد. حد فاصل بین یک فرد انتظامی و یک فرد جامعه تنها باید «قانون جمهوری اسلامی» باشد و نه مسائل قومی، شخصی، زبانی، مذهبی، رنگ لباس، اسلحه، جنسیت و غیره. این امر می‌طلبد تا تدابیری برای معیشت و تحصیلات انتظامیان و تصحیح نگرش جامعه و مراجعان اندیشیده شود.

 

جمع‌بندی

تشکیلات گسترده و حجیم و موثر ناجا، مطالعات روزامد بینارشته‌ای می‌طلبد تا به نسبت جمعیت کشور و مسائل حساس و فن‌آوری‌های روز بتوان هر روز شاهد پیشرفت و ارتقاء در بخش‌های مختلف مردمی، انتظامی، قانون‌مداری، گزارشات درست، خنثی‌سازی دسیسه‌ها، پیگیری و به نتیجه رسیدن رونده‌ها بود. ظاهر برازنده‌ی تشکیلات انتظامی و رسیدگی جدّی به اوضاع معیشتی-تحصیلاتی و تسهیلاتی آن در یک طرف و اصلاح و بهبود روابط اجتماعی و نگرش متقابل جامعه و انتظامی در طرف دیگر موجب می‌شود تا سطح اعتماد، آرامش متقابل و روابط حسنه‌ ارتقا و افزایش یابد چرا که هدف نهایی تمام این تشکیلات و مردم همانا داشتن جامعه‌ای سالم، پاک، قانونمند و پیشرفته است تا ضمن داشتن زندگی رضایت‌بخش موجبات توسعه‌ی فزاینده‌ی کشور نیز فراهم‌تر گردد.

شیخی، غفور (۱۳۹٦) تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن، دوهفته نامه صدای آشنا، سال دهم، شماره 110، ص3

تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن

تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن

غفور شیخی(جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی)

ستاد کل نیروهای مسلح، بالاترین مرجع نظامی نیروهای مسلح ایران است که وظیفه‌ی سیاست‌گذاری و فرماندهی کلیه‌ی نیروهای ارتش، سپاه و نیروی انتظامی را بر عهده دارد و مستقیماً زیر نظر رهبری اداره می‌شود. ابتدا با نام ستاد فرماندهی کل قوا تأسیس شد و در 1370 به این نام تغییر یافت. در همان سال، سه نیروی شهربانی(نظمیّه)، ژاندارمری(مرزی و روستایی) و کمیته ترکیب شد و پلیس ایران یا همان ناجا (نیروی انتظامی جمهوری اسلامی) به وجود آمد که وظیفه‌ی اصلی آن «حفظ امنیت داخلی» است و بلحاظ سلسله مراتب، فرماندهی آن (به ترتیب سهرابی، سیف الهی، لطفیان، قالیباف، علی‌آبادی، احمدی‌مقدم و اکنون اشتری) به پیشنهاد وزیر کشور و جانشین فرمانده‌ی کل قوا توسط رهبر تعیین می‌شود.

قابل اشاره است که وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (با وزارتِ مدنی، ریاحی، چمران، فکوری، نامجو، سلیمی، جلالی، ترکان، فروزنده، شمخانی، نجّار، وحیدی، دهقان و اکنون حاتمی) یکی از هجده وزارتخانه‌ی دولت بوده و مسؤول برنامه‌ریزی، هماهنگی، پشتیبانی و توسعه‌ی توان دفاعی نیروهای مسلح می‌باشد. یعنی وظیفه‌ی تجهیز نیروهای دفاعی برای مقابله با تهدیدات احتمالی بر عهده این وزارتخانه ‌است و به‌طور مستقیم در عملیات‌های نظامی شرکت نمی‌کند.

بخش‌های اصلی ناجا که حول 3 بخش اصلی فرماندهی، حفاظت اطلاعات و عقیدتی-سیاسی قرار گرفته‌اند عبارت‌اند از

1- پلیس راهنمایی و رانندگی (راهور با فرماندهی تقی مهری که وظیفه‌ی کنترل ترافیک، نظارت بر آموزشگاه‌ها و صدور گواهینامه و دفترچه کار، رسیدگی به تخلفات و پیشگیری از تصادفات را برعهده دارد)

2-پلیس پیشگیری (با فرماندهی محمدشرفی، فرماندهی کلیه کلانتری‌ها و پاسگاه‌های انتظامی کشور، پلیس فرودگاه‌ها و راه‌آهن و حفاظت صداوسیما، میراث فرهنگی و گردشگری، منابع طبیعی و جنگلبانی، پلیس خدمات قضایی مستقر در سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها، یگان‌های امداد شهرستان، زندان‌ها و تعزیرات حکومتی، حفاظت از محیط زیست)

3-پلیس مرزبانی: (با فرماندهی قاسم رضایی، وظیفه‌ی کنترل مرزهای زمینی 6000 کیلومتر و دریایی 2700 کیلومتر، حفظ و نگهداری میل‌های مرزی و سازماندهی امور مرزنشینان را دارند. فرماندهی مرزبانی ناجا مستقر در پایتخت است. سپس فرماندهی مرزبانی استان که هر استان دارای یک یا چند هنگ مرزی و هر هنگ مرزی دارای چند گروهان مرزی و هر گروهان مرزی دارای چند پاسگاه مرزی و هر پاسگاه مرزی دارای چند برجک مرزی است)

4- پلیس ۱۱۰ یا نیروی واکنش سریع که در زمان فرماندهی قالیباف ایجاد شد.

5-پلیس آگاهی(با فرماندهی محمدرضا مقیمی)

6-پلیس مبارزه با مواد مخدر(با فرماندهی محمدمسعود زاهدیان)

7-پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات (فتا، سال 87 در زمان احمدی‌مقدم تاسیس و در امور رایانه، اینترنت، فضای مجازی، برداشت غیرمجاز از حساب‌های بانکی، صیانت حریم شخصی و... فعال شده است)

8-پلیس امنیت عمومی (پاوا که وظیفه کنترل نظم و امنیت را دارد با فرماندهی رضاییان‌فر)

9-پلیس بین‌الملل (عضویت ایران در اینترپل از 1317 و تنها کانال ارتباط رسمی مراجع انتظامی و قضایی داخل کشور با خارج از کشور که از طریق سامانه رایانه‌ای اختصاصی به صورت لحظه‌ای با کشورهای عضو و دبیرخانه کل سازمان بین‌المللی پلیس جنایی ارتباط دارد)

10-پلیس مهاجرت و گذرنامه (صدور و تعویض گذرنامه در کشور و کنترل مهاجرت)

11-پلیس دیپلماتیک (حفاظت از سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های سایر کشورها در ایران)

12-یگان ویژه با فرماندهی حسن کرمی (واحد اسواران، ضداغتشاش، زنان، براق=آموزش چتربازی، پاراگلایدر، سقوط آزاد، موتور سواری، واحد رهایی گروگان، واحد سپکا (سگ‌های پلیس)، واحد دریایی، واحد چک وخنثی سازی بمب و تله‌های انفجاری و غیره) که در وضعیت سفید وارد عمل نمی‌شوند. در وضعیت خاکستری کمک‌کننده به سایر نیروها هستند ولی در وضعیت زرد و قرمز موظف به دخالت و مقابله هستند. نوپو (رهایی گروگان، برخورد و خنثی‌سازی عملیات تروریستی و سرکوب شورش‌های شهری) یکی از زیرمجموعه‌های این یگان ویژه است.

13-یگان امداد: شامل واحد کنترل اجتماعات، واحد گشت انتظامی، واحد عملیات‌های ویژه و غیره است.

14-سازمان عقیدتی سیاسی: ساعس با ریاست بهرامی که دارای ماموریت رشد و گسترش فرهنگ و ارزش‌های اسلامی در ناجا و وزارت دفاع و سازمان‌های وابسته است.

15-سازمان حفاظت اطلاعات: ساحفا با ریاست عبدالله‌زاده وظیفه‌ی حفظ و صیانت نیروی انتظامی در اسرار و اطلاعات، اماکن و تاسیسات، شخصیت‌ها و پرسنل، ارتباطات و... در برابر هر گونه خطرات طبیعی و غیرطبیعی را برعهده دارد.

16-سازمان وظیفه عمومی با ریاست نوروزی که وظیفه تقسیم نیروهای وظیفه و سرباز و اعزام و... بین نیروهای مسلح ایران را بر عهده دارد.

بعد از این معرفی اجمالی و شناخت کلی،قابل یاداوری است که تمام این مجموعه‌ی گسترده و مهم در درون و در ارتباط با جامعه و مردم دارای سه مشکل و نقد قابل ملاحظه است:

اول-مشکل شکلی و ساختار ظاهری: ساختمان‌های پاسگاه‌ها و کلانتری‌ها، دفاتر انتظامی، معابر ورود و خروج شهری و ... عموماً قدیمی، رنگ و رو رفته، پر از دست‌انداز، در و پنجره‌های زوار در رفته و کوچک، بدون شاداب‌سازی و نور و تهویه‌ی کافی‌اند که از دید مراجعین مکانی ناخوشایند و فرسوده و بی‌کلاس را تداعی می‌کند که جای بسی تعجب و تاسف است که اماکنی با این تقدس و اهمیت و وظایفی خطیر و مراجعین شبانه‌روزیِ مردم، چرا باید از استانداردهای پلیس جهانی بسیار فاصله داشته باشند؟ این به معنای اشرافی‌گری در ساختار و شمایل اماکن و دفاتر انتظامی نیست بلکه بهتر است با دیدی وسیع و ظرفیتی بالا سعی شود زیباترین، مستحکم‌ترین و شایسته‌ترین و روزامدترین اماکن که بیانگر عزّت و احترام کارکنان و مراجعان و شرف مملکت است تهیه و مورد استفاده قرار گیرند. اگر قرار بر ترفندهای روانی ناخوشایندی مکان و تاثیر آن بر خلافکار باشد این امر در زندان‌ها قابل اجراست که امروزه این نگرش نیز منسوخ شده و زندان‌های کشورهای پیشرفته، حتی با بسیاری از هتل‌های جهان سوم قابل مقایسه نیست.

دوم- مشکل برقراری ارتباط اجتماعی مبتنی بر حُسن نیت و آرامش: این مبرهن است که هر محیطی، مجموعه‌ای از رفتارها و کردارها و حتی گفتارهای مخصوص به خود را دارد مانند آنکه حتی محیط نظامی با انتظامی هم متفاوت است. غالباً کسانی که در انتظامی مشغول به خدمت و فعالیت هستند و کسانی که به آنجا مراجعه می‌کنند در فضای سنگین روابط اجتماعی مبتنی بر بدبینی و نظامی‌گری و رسمیت غیرلازم گیر می‌کنند و همین امر سبب ایجاد یا تشدید ذهنیت ناخوشایند می‌گردد. در حالی که این اجحاف در حق زحمات کارکنان آن و پیش‌داوری از سوی مراجعان است. پلیس که باید مکان و ماوا و مامن آرامش مردم و مراجعانش چه خلاف‌کار و چه غیرخلاف‌کار- باشد عموماً نگرشی خشن و سرد و سخت به همدیگر منتقل می‌کنند. سرمایه‌ی انسانی- اجتماعی که اساساً خمیرمایه‌ی روابط بین انسان‌ها و کاهنده‌ی هزینه‌ها و پیش‌برنده‌ی برنامه‌هاست فیمابین نیروی انتظامی و مراجعان نیاز به بازنگری، اصلاح و پویایی بیشتری دارد. این آرامش‌بخشی و تسهیل روابط در شهرستان‌ها ضروری‌تر نیز به نظر می‌رسد.

سوم- مشکل درامد و بیمه و تسهیلات و ادامه تحصیل: زندگی نظامی و انتظامی به تناسب سختی کار و وظایف محوله دارای محدودیت‌های بسیار اجتماعی، اداری و خانوادگی است. در بسیاری از بخش‌های انتظامی حتّی قضیه جان و خون نیز مطرح است. تمامی این موارد می‌طلبد تا کارکنان و کارمندان آن از لحاظ درآمد، تامین و دارای تسهیلات مالی و امکان ادامه تحصیل باشند چرا که این نهاد نیز بخشی از همین جامعه و فرزندان و خانواده‌های همین جامعه‌اند که اگر این موارد به خوبی لحاظ نگردد آسیب‌های رشوه، تخلیه‌ی عقده، شکل‌گیری روابط غیررسمی با برخی افراد، گسترش بدبینی و... رواج می‌یابد. حد فاصل بین یک فرد انتظامی و یک فرد جامعه تنها باید «قانون جمهوری اسلامی» باشد و نه مسائل قومی، شخصی، زبانی، مذهبی، رنگ لباس، اسلحه، جنسیت و غیره. این امر می‌طلبد تا تدابیری برای معیشت و تحصیلات انتظامیان و تصحیح نگرش جامعه و مراجعان اندیشیده شود.

 

جمع‌بندی

تشکیلات گسترده و حجیم و موثر ناجا، مطالعات روزامد بینارشته‌ای می‌طلبد تا به نسبت جمعیت کشور و مسائل حساس و فن‌آوری‌های روز بتوان هر روز شاهد پیشرفت و ارتقاء در بخش‌های مختلف مردمی، انتظامی، قانون‌مداری، گزارشات درست، خنثی‌سازی دسیسه‌ها، پیگیری و به نتیجه رسیدن رونده‌ها بود. ظاهر برازنده‌ی تشکیلات انتظامی و رسیدگی جدّی به اوضاع معیشتی-تحصیلاتی و تسهیلاتی آن در یک طرف و اصلاح و بهبود روابط اجتماعی و نگرش متقابل جامعه و انتظامی در طرف دیگر موجب می‌شود تا سطح اعتماد، آرامش متقابل و روابط حسنه‌ ارتقا و افزایش یابد چرا که هدف نهایی تمام این تشکیلات و مردم همانا داشتن جامعه‌ای سالم، پاک، قانونمند و پیشرفته است تا ضمن داشتن زندگی رضایت‌بخش موجبات توسعه‌ی فزاینده‌ی کشور نیز فراهم‌تر گردد.

شیخی، غفور (۱۳۹٦) تشکیلات ناجا و مشکلات اجتماعی آن، دوهفته نامه صدای آشنا، سال دهم، شماره 110، ص3