اهمیت سبک زندگی در جهان معاصر

اهمیت سبک زندگی در جهان معاصر

سبک زندگی مجموعه ای از باورهای ذهنی و قلبی با رفتارهای عملی در زندگی است که ارتباط مستقیمی با چارچوب ایدئولوژیکی فرد و فرهنگ عمومی جامعه پیدا می کند. به عنوان مثال کسی که به ورزش اهمیت خاصی می دهد و تقریباً به صورت مرتب آن را به انجام می رساند در اصل به مفاهیم تندرستی، تناسب اندام، تحرک و شادابی باور دارد. کسی که هر از گاهی به یکی از اعمال جراحی زیبایی دست می زند در اصل به مفاهیمی چون تن نمایی، دلبستگی دنیایی، اهتمام به جلب توجه دیگران خاص و... باور دارد. به همان ترتیب کسی که در هر ماه چند روز، روزه دار است به یک سری مفاهیم دینی دیگر باور دارد. مجموعه این باورها و رفتارها تشکیل دهنده سبک زندگی ما انسان هاست. نظام سرمایه داری در هر یک از زیرمجموعه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی خود دارای نسخه های رنگارنگی برای ارائه سبک زندگی مورد نظرش به جامعه جهانی است. مثلاً مصرف گرایی، لذت جویی، فردگرایی و تن نمایی از ارکان سبک زندگی سرمایه داری هستند. اما اسلام برای سبک زندگی بشریت، دارای چارچوب مشخص و ارکان مستحکمی است که بر مبنای دو مورد اصلی تعیین شده اند: اول رضای خدا دوم آرامش انسان. به عنوان مثال مهم ترین ویژگی های سبک زندگی اسلامی با توجه به حوزه ها و زیر مجموعه هایش عبارت اند از:

1-ارکان سبک زندگی اسلامی در حوزه نظری:

الف- خداوند آفریننده انسان و هستی است و بهترین برنامه زندگی نیز از جانب او در قالب کتب آسمانی و به ویژه قرآن ارسال شده و پیشنهاد گردیده است. لذا منبع سبک زندگی اسلامی، قرآن و احادیث اند.

ب- زندگی این دنیایی برای کسب رضای الهی و خدمت به خلق خدا و مفیدبودن است و نباید ضرری به کسی رساند. لذا ترجیح آخرتگرایی بر دنیاگرایی و ترجیح نفع عمومی بر شخصی در آن مدنظر است.

پ- این هستی و آنچه در اوست ناپایدار و متغیر است و نباید دلبستگی شدید به هیچکدام از آنها داشت. لذا در سبک زندگی اسلامی در موقعیت های مختلف، جزع و فزع و خودنمایی و تجمل و تظاهرگرایی و دنیادوستی شدید مورد تائید و پذیرش نیست.

2- ارکان سبک زندگی اسلامی در حوزه عملی:

الف- شکرگذاری و قناعت و صبور بودن

ب- مصرف صحیح و ساده زیستی و پرهیز از اسراف در هر کاری

پ- اهتمام به پاکیزگی، آراستگی، ورزش و تندرستی

ت- تاکید بر غنیمت شمردن وقت و دوران جوانی و سلامتی و شرکت در فعالیت های جماعتی و گروهی.

 بنابراین سبک زندگی اسلامی، کلیت نظری و عملی یک انسان مسلمان از اصول تا فروع را شامل می شود و همین سبک زندگی مبنا و بستر زیستی و زندگی انسان است که به تمام اجزاء زندگی ربط پیدا می کند از جمله به درآمد و نحوه خرج و هزینه کردن آن، از جمله به زمان و وقت و نحوه استفاده کردن از آن.

3- مهم ترین جنبه های مورد تاکید غرب در سبک زندگی

شواهد و قراین نشان می دهد که جهان غیراسلامی، با توجه به پیشرفت فناوری های جدید، بهره گیری از ماهواره ها، در اختیار داشتن اینترنت، شکل گیری شبکه های اجتماعی و بارش تبلیغات و چندرسانه ای در سراسر جهان سه حوزه اصلی را مدنظر قرار داده است:

الف- مصرف گرایی: جهان غیراسلامی تاکید بسیاری بر مصرف کردن و تنوع گرایی افراطی در تمام جوانب زندگی دارد. این سبب می شود که چرخ کارخانه های آنها بچرخد و پول های مردم به خزانه و سرانه آنها برگردد. از این رو حتی در بسیاری موارد نیازهای کاذب ایجاد می کنند و برای آن احساس نیاز، کالا تولید کرده و به بازارهای جهانی عرضه می کنند. به عبارت ساده تر، وابسته کردن جوامع دیگر و به ویژه جامعه اسلامی به غرب، فرصت ندادن به تفکر و اندیشه با سرازیر نمودن انبوه کالاهای تولیدی در عرصه های مختلف زندگی به صورت لحظه ای، تحت تسلط درآوردن فکر و اندیشه مردم برای اینکه این مصرف لازم است و استفاده از آن برندها و مارک ها و... باکلاسی و مدرن بودن است و خلاف آن عمل کردن بمثابه سنتی گرایی و متحجربودن و بی کلاسی است. کانال های متعدد مد و فشن، تبلیغ اساسیه و وسایل ریز و درشت منزل، معرفی برندها و اهتمام پرزرق و برق به سلبریتی ها (شخصیت های مشهور غرب غالبا در حوزه سینما و مد و...)، عمومی کردن مسائل جنسی و تجارت حاصل از آن، همه نشان از ولع شدید سبک زندگی غیراسلامی به مصرف گرایی است. در یک جمله می توان گفت که تمدن سرمایه داری غرب با مصرف زنده است.

ب- خانواده گریزی: یکی دیگر از نقاط اصلی که یک سبک زندگی می تواند بر آن شکل بگیرد و استوار بماند، خانواده است اما کدام خانواده؟ خانواده ای که بر مبنای فردگرایی و نفع شخصی و لذت جویی و آزادی افراطی باشد مورد تائید سبک زندگی اسلامی نیست. از این رو جهان غیراسلامی، سعی در تسلط بخشیدن به نوع خانواده مدنظر خودش و ترجیح آن بر خانواده اسلامی در جهان دارد. از این رو مواردی که بنیان خانواده را سست می کند (مانند شکاکیت، مراوده با نامحرم، حجاب گریزی و...) و مواردی که خانواده را از هم می پاشد (مانند خیانت و معشوقه گزینی، شهوت رانی و...) را به شدت در قالب فیلم های رنگارنگ و حتی تبلیغ های بازرگانی و تجاری، برای سراسر جهان پخش می کند. از طرف دیگر سبک زندگی اسلامی، به شدت بر خانواده و حفظ حریم آن و بایدونبایدهایش تاکید دارد و معتقد است جامعه از درون این خانواده های سالم و بستر پاکیزه بر می خیزد و به شکوفایی و پیشرفت می رسد. به عبارت ساده تر، اساس تمدن اسلامی و سبک زندگی اسلامی بر خانواده استوار است. چنان که اگر مصرف گرایی از تمدن غرب گرفته شود، رو به افول می نهد. اگر خانواده در اسلام هم متزلزل شود، تمدن اسلامی رو به شکست می نهد.

پ- تغییر نرم افزاری: انسان از روی اعتقاد و اندیشه هایش که متشکل از مفهوم های ارزشی اند زندگی اش را پیش می برد و صحبت می کند و قضاوت می کند و اظهار نظر می نماید. این ارزش ها، هنجارها، مفهوم ها و اعتقادات همان نرم افزار انسان هستند وجسم و تن تابع آن است. سبک زندگی غیراسلامی، نرم افزارهای خاص خود را دارد که بر ذهن مردم جهان، نصب و سوار می کند. هر روز نسخه ها و ورژن های جدیدو به روزی از آن ارائه می دهد و با بهره گیری از فنون جنگ نرم، آن را بصورت دلبخواهی در اختیار مصرف کنندگان ناآگاه قرار می دهد. جالب توجه است که این نسخه سبک زندگی غیراسلامی، دفعتاً و یک شبه نصب و بارگذاری نمی شود بلکه دارای فرایندی پیچیده و به تناسب کشورها و فرهنگ ها چندین ده سال و صدسال طول می کشد و برای نسل های مختلف، برنام دارند. اکنون سبک زندگی اسلامی باید نسخه های اصلی نرم افزاری خود را در قالب کتب، رسانه ها، مساجدو منابر، دانشگاه ها و کانال های ماهواره ای خود، به جهانیان معرفی نماید تا مسلمانان متوجه باشند که آرام آرام ذهن و باور و مفاهیم اعتقادی زندگی شان کمرنگ نشود و دچار ازخودبیگانگی و سستی اعتماد به نفس و از دست دادن باورها نشوند. به عنوان مثال بوسه نامحرم طی یک فرایند پنجاه ساله در سینمای هالیوود برای جهانیان عرضه شده و اکنون در بسیاری از جوامع اسلامی نظاره کردن آن در جمع خانواده و نامحرم ها امری عادی و حتی تبدیل به پسندیده شده است. این چرخش نامحسوس ارزش ها، ناشی از قدرت و فعالیت جنبه نرم افزاری سبک زندگی غیراسلامی با بهره گیری از امکانات و فناوری های موجود است.

منبع

-شیخی، غفور (1394) اهمیت سبک زندگی در جهان معاصر، فصلنامه پیام وحدت، شماره 28، صص 75- 77

 

خودفرهنگ گریزیِ نسل جدید

خودفرهنگ گریزیِ نسل جدید

اسرین ترابی

اگر تعریف فرهنگ را به معنای کلی «دستاوردهای مادی و معنوی بشر و میراث زیستی وی» پذیرا باشیم، می توان گفت که تمام اجزاء و عناصر زندگی انسان، متشکل از ریزواحدهای فرهنگی در قالب اسامی، ادبیات، فلسفه، پوشش، آداب ورسوم، زبان، دین و... است. اکنون اگر بخشی از این فرهنگ از نسل قبل به نسل بعد به صورت نسبتاً کامل منتقل شود، فرایند جامعه پذیری شکل گرفته است؛ اما اگر بخشی از آن فرهنگ منتقل و بخش دیگر ناقص باشد و در کل تشتت و ناموزونی روی دهد، فرایند شکاف شکل گرفته است که از ساده ترین و ابتدایی ترین مرحله تردید و شکاکیت آغاز می شود و تا خودانکاری وازخودبیگانگی پیش می رود. امروزه مشاهده می شود که نسل جدید حداقل از سه بخش از فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی خود عالماً یا عامداً گریزان اند:

 

1- زبان گفتاری و نوشتاری:

بسیاری از نسل جدید به ویژه در بین غیرفارس زبان ها، تکلم و صحبت کردن محاوره ای به زبان مادری و اصیل خود را نوعی بی کلاسی و سنت گرایی و تحجر می پندارند و به تقلید از زبان فارسی و بعضاً اصطلاحات و مفاهیم دست و پاشکسته انگلیسی استفاده می کنند. این در حالی است که غالباً در خواندن و نوشتن به زبان مادری هم مشکل جدی دارند. زبان که بخش مهمی از فرهنگ جامعه است، با خود بسیاری از مفاهیم وارزش ها را منتقل می کند که با گریز از آن، خلاء واژگانی و تکیه گاه ذهنی بر زبانی دیگر، ایجاد می شود و  به لحاظ روانی سبب کاهش اعتماد به نفس فردی و عزت نفس جمعی می گردد. لذا لازم است تا نسل جدید، زبان گفتاری و نوشتاری خود را پاس داشته و سعی در به کارگیری متداول و رایج آن در زندگی روزمره داشته باشند و هر روز بر دایره واژگان و مفاهیم اصیل و مهارت نوشتاری خود بیفزایند.

بسیاری از کشورهای اروپایی (مانند فرانسه، آلمان و...) بر تک تک کلماتی که در رادیوها و رسانه ها و کتب چاپی و... از زبان گفتاری و نوشتاری آنها استفاده می شود، حساسیت و دقت خاصی نشان می دهند تا با کمترین انحراف و آسیب، در درازای  تاریخ، به حیات پویای خود ادامه دهند و طبعاً پویایی و زنده بودن زبان گفتاری و نوشتاری یک کشور، ملت یا قوم بیانگر حیات و پویایی آنهاست.

2-  نامگذاری ها و اسامی:

اغلب دیده شده که والدین پیش از تولد فرزند، به دنبال اسم هستند. این امر به خودی خود مشکلی نیست، اما وقتی اصرار بر انتخاب اسامی غیرایرانی وغیراسلامی دارند، این سؤال پیش می آید که چرا؟ اغلب دیده شده که کارآفرین یا کسبه و مغازه دار، برای مغازه وکارخانه و... خود نامگذاری خارجی را بر انتخاب اسامی خاص اصیل اسلامی- ایرانی ترجیح می دهد. این بدان معناست که والدین یا مغازه دار از سنت و فرهنگ خود به نفع فرهنگ غالب فاصله می گیرند؛ چنانکه در دوره ابن سینا و رازی، دانشمندان غربی اسم عربی برای خود انتخاب می کردند تا بر وجهه علمی و اعتبار و احترامشان افزوده شود. طی سال های متمادی و نسل های متوالی، بخش عظیمی از فرهنگ اسامی و نام ها، به فراموشی سپرده می شود و با اسامی و نام های غیره، جایگزین و تعویض می شود. این فرایند تنها به این مرحله اکتفا نمی کند و در تمام جزئیات زندگی رسوخ می یابد به گونه اي که نام عروسکِ بازی بچه، نام حیوان خانگی و حتی برخی وسایل منزل و شخصیت های سینمایی، از میان دایره اسامی غیرایرانی- اسلامی انتخاب می شوند.

3- پوشش و البسه:

پوشش یک فرد، جامعه یا کشور بیانگر ویژگی های ملی- قومی و شرایط جغرافیایی و دینی آنهاست که از یک منطقه و قوم و مذهب تا منطقه ای دیگر ممکن است بسیار متفاوت، متمایز و حتی متضاد باشد. به عنوان مثال پوشش زن کردستانی برای زن سواحل بندر مادرید ایتالیا و آنتالیا، غیرقابل تحمل است و برعکس. یکی بر صیانت خود از نامحرم و حفاظت در مقابل سرمای طبیعت کوهستانی تأکید دارد و دیگری بر جلب توجه و دوری از گرمای فصلی. علاوه بر این، پوشش بیانگر فلسفه ای از اعتقادات و باورها و آیین ها و رسومی است که مورد تأکید و توجه و پذیرش آن جامعه است که با حجاب گریزی  و یا عدم رعایت پوشش بومی و اصیل، پشت پایی به تمدن چندهزار ساله آن دیار زده می شود و به مانند زبان مادری و نامگذاری های اصیل، به آرامی و نامحسوس، به فراموشی سپرده می شود و قدرتمداران و دست اندرکاران با ارائه اجناس خود، بازار عظیمی از مصرف و خرید را در اختیار خود می گیرند.

استفاده روزمره یا نمادین از پوشش و البسه بومی و اصیل، موجبات شرمساری و نگرانی و خودکم بینی نیست بلکه با تأکید و استفاده از آنها، این میراث فرهنگی و اجتماعی حفظ و تقویت می شود.

هر سه مورد فوق (زبان، اسامی، پوشش) ارتباط مستقیمی با هویت فردی و جمعی دارند. به این معنا که بدنه فرهنگ یک قوم، ملت یا کشور از طریق به فراموشی سپردن این اجزا و عناصر تبدیل به چوبی از درون پوسیده می شود که با کمترین هزینه مستمر دیگران و به ویژه دشمنان نامحسوس، نابود می گردد و سپس می توانند اعتقادات و فرهنگ و هویت مورد نظر خود را از طریق رسانه ها، ماهواره، اینترنت و سایر فناوری های جدید منتقل سازند.

تاریخ و تحقیقات اجتماعی نشان داده و به اثبات رسانده است که جامعه و کشوری موفق تر است که توانسته باشد بین سنت و مدرن، ترکیبی منطقی و معقول ایجاد کند تا جامعه به صورت متوازن و هماهنگ (نه تلوتلوخوران و نامتوازن) پیشرفت نماید. در چنین جامعه ای نه سنت، کهنه و پوسیده و دورانداختنی است و نه مدرن بدون نقص و تماماً مخرب و متهاجم است.

بنابراین پیشنهاد می گردد که خانواده های محترم و به ویژه آقاپسرها و دختر خانم های سرزمین پهناور ایران اسلامی، نسبت به زبان مادری و اصیل خود، اسامی و نامگذاری ها، پوشش و البسه شان احساس دِین و وظیفه نمایند و حساسیت منطقی و معقول در چارچوب قانون اساسی کشور داشته باشند چراكه این خودفرهنگ گریزی می تواند بخش عظیمی از کلیت فرهنگ جامعه را مخدوش و حتی نابود نماید و در راستای آن به آسانی پذیرای مصرفی فرهنگ اغیار باشد.

 

منبع:

ترابی، اسرین (1394) خودفرهنگ گریزی نسل جدید، فصلنامه پیام وحدت، شماره 28، صص89-90

بازنشر مطلب در سایت دانا

http://dana.ir/News/466386.html