جامعه تلوتلوخوران
«سبک واکنش احساسی»
غفور شیخی
هر حادثه ای که در این کشور پهناور روی می دهد و مردم می خواهند عزت انسانی و کرامت اخلاقی خود را نشان دهند، بالاخره از مسیر معقول و منطقی به سمت احساسات و قاطی کردن مسائل و فرافکنی و سپس اعتراض کشیده می شوند و در صورت نیاز به عمل و یا در صورت مقداری فشار، به کل ساکت و گوشه نشین می شوند و بعد از آرام شدن اوضاع به دنبال سوژه ای دیگر می روند و این روند همچنان ادامه دارد.
طی این روند بسیاری از تازه به دوران رسیده ها دست به قلم می شوند و پیام های تسلیت و همدردی تبلیغاتی می فرستند یا سلفی می گیرند تا بلکه برای خود در این اوضاع حساس و احساسی جایی باز کنند و مطرح شوند.
غالب صاحبنظران و دلسوزان منطقی نیز ساکت و بی واکنش می نشینند.
جوانان رگ غیرتشان باد می کند و هر لحظه به دنبال شکار تصویر و جمله ای زیبا هستند که با تمام توان در گروه های مورد نظرشان بکوبند و عده ای تائید و لایک کنند.
برخی نان به نرخ روزخورهای خارج کشور نیز زیرکانه آتش را شعله ورتر می سازند و چندین قضیه را با یک قضیه می پیچانند و گره می زنند و در پست های رنگارنگ به کام گروه ها و کانال ها می فرستند.
شاید کمتر کسی از سازوکارهای منطقی و عقلانی و قانونی پرس و جو کند
شاید کمتر کسی مایل به درک واقعیت و اصل جریان هم باشد
شاید کمتر کسی هم جرات کند در این موج هیجان و شور و احساس، ریسک کند و جماعت را به آرامش و واقع بینی فرا بخواند چون قطعاً با مخالفت و تمسخر عده ی زیادی روبرو می شود.
و شما برای هر یک از این سطور ممکن است جوابی دندان شکن داشته باشید!
اما «این سبک واکنش احساسی ماست»
این کاملاً قابل قبول است که وفات هر انسانی در هر نقطه از این کشور، ضایعه ای برای همه است و نباید تبعیض و بی عدالتی از هر جهت با این قضایا صورت گیرد. مرگ هر کدام برای تک تک ما ناخوشایند و بس سنگین است. چه حادثه پلاسکوی تهران باشد یا سیل بلوچستان یا بهمن سردشت و وفات کوهنوردان بوکان. اما در تمام این قضایا به طور عجیبی مردم بمثابه آتش تلّ کاه، به یکباره سراسر وجودشان احساس و افراط می شود. این سبک واکنش ما در برابر بسیاری از قضایاست. سبکی تلوتلوخوران که بجای نیفتادن از این طرف بام، از آن طرف می افتیم. حتی به همین دلیل است که نمی توانیم درست و منطقی انتخاب کنیم و بر احساس و عواطف و خویشاوندی ها، رودربایستی ها و تعارف ها غلبه کنیم.
لطفا کمی تامل کنید
اگر در مناطق مرزی و به ویژه مناطق کوردنشین و بالاخص سردشت و پیرانشهر و بوکان اشتغال مناسب و کافی وجود ندارد و هر روز شاهد مهاجرت جوانان برای مشغولیت های کاذب در شهرهای دیگر هستیم و در این سرما و برف و کولاک عده ای بنا به هر دلیلی جان می بازند، باید به دنبال عملیاتی کردن کارهای اصولی و اساسی باشیم چرا که هر بار این اتفاق افتاده و خواهد افتاد و هر بار روح هزاران نفر جریحه دار می شود و دردناک تر آنکه کاری هم از دست کسی برنمی آید.
ده ها بار به پلاسکو هشدار داده شده، اقدامی قانونی توسط شهرداری انجام نشده و دارای حداقل امکانات و تجهیزات اطفاء هستیم و به شدت با ضعف مدیریت و فرهنگ شهروندی خود همین افراد جامعه درگیریم و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟
چندین روز است که هشدارهای هواشناسی داده می شود و کوهستان سردشت و پیرانشهر و در کل کوردستان یکی از صعب ترین مناطق زاگرس است. برخوردهای نظامی گرایانه مرزی از یک طرف و رفتارهای سوءاستفاده گرانه ی صاحبان بارها با کاسبان شریف مرزی در این وضعیت کولاک و بهمن و… روی می دهد و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟
لطفا کمی تامل کنید
راه های بسیاری برای کاهش احساسات غیرضروری و افزایش عقلانیت و منطق ضروری وجود دارد تا به تبع آن به سوی راهکارهای بلندمدت و عملیاتی و زیربنایی نیز برویم و بجای جامعه ای تلوتلوخوران مانند یک پیکر هماهنگ که آرامش و منطق و زیرکی خود را از دست نداده عمل کنیم.
نماینده های شهرستان های خود را به پای بحث و استدلال بکشانیم و از آنها بجای شعار، طرح و برنامه بخواهیم که چه کرده اید و دارید چه می کنید و می خواهید چکار کنید؟
ریشه ی تمام این حوادث و بدبختی ها در این موقعیت فعلی کشور و جامعه امان در «اقتصاد» و سپس «فرهنگ» است.
نهادهای مردم نهاد (سمن) ها را تشکیل بدهیم و برای برطرف کردن هریک از معضلات این جامعه، اقدام کنیم و راه قانونی را طی نماییم. هر چند زمان بر و پرفراز و نشیب و اما و اگر است اما باز از تلّ احساسات زودگذر متعصبانه مناسبتر به نظر می رسد.
از مجاری مختلف به نهادها و مراکز دولتی فشار وارد کنیم تا بجای سفر نمایشی استاندار، مردم از وی مطالبه طرح و بودجه و اعتبارات و اشتغال و … نمایند. این جزو حقوق شهروندی هر ایرانی در چارچوب قانون و دینمان است.
اساتید دانشگاه و صاحبنظران و قلم به دستان، به جامعه مشاوره و طرح بدهند و راه های کسابت و ایجاد اشتغال و اتحاد بین دانشگاه و بازار را به تمرین بگذارند.
از ظرفیت این رسانه ها فقط برای پرکردن اوقات فراغت و مصرف کردن حجم اینترنت و فان و فالوور استفاده نکنیم و جنبه های دیگر مفیدبودن و ثمربخشی را هم ببینیم و بیاموزیم.
سرمایه دارهای کلان شهرستان های خود را به سرمایه گذاری بومی دعوت و مجاب کنیم و آنها نیز در قبال این جامعه احساس مسئولیت نمایند تا حوادث ناگوار اینچنینی برای چندهزارتومان روی ندهد. آیا صاحب سرمایه ی کوردستانی وجدانت از بی اعتنایی ات به اشتغال زایی در این مناطق با دیدن این حوادث، آسوده است؟ یا با بهانه ی اینکه فلان مسئول یا فرماندار مدیون یا غیره نگذاشت خود را توجیه می کنید؟
هزاران طرح و برنامه ی دیگر اقتصادی و فرهنگی می توان به انجام رساند تا هم جان و مال و خانواده هایمان محفوظ بماند و هم جامعه امان روز به روز علیرغم تمام مشکلات مدیریتی و امکاناتی و بودجه ای و… هرچند آرام ولی درست، پیشرفت کند.
من برای وفات یافتگان، خانواده های آنان، همشهریان و این احساسات پاک مردم و حماسه همیاری غرورآفرین مردم در یافتن پیکر عزیزان زیر بهمن، سر تعظیم فرود می آورم ولی جدای از اقدامات همیارانه، با تمام احترام این سبک واکنش های احساسی را مفیدفایده نمی دانم چون اقدامات زیربنایی و بلندمدت را که از دست همین مردم بر می آید را نمی بینند و انرژی شان با این احساس ها تخلیه می شود و آرام آرام همه چیز به فراموشی سپرده می شود تا حادثه ای دیگر…
کانال تلگرام شیخی کلیک فرمایید.
نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبری مکریان مهاباد
نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبر هانا