نویسندگان فصلی

نویسندگان فصلی!
موسم انتخابات شورا و ریاست جمهوری و رای گیری‌ها که می‌رسد عده‌ای که قبلاً کمترین دغدغه‌شان آگاهی فرهنگی و سیاسی و روشنگری اجتماعی و فعالیت‌های علمی مستمر بوده در قالب یادداشت‌نویسِ چند پاراگرافیِ سایت‌های محلی و گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی،یکی دست زیرچانه ودیگری در کنار کتابخانه و
آن یکی قلم بر لب و یا تصویری شاعرانه و تبلیغاتی ظاهر می شوند.
آگاهی‌بخشی، نویسندگی، انتقاد اجتماعی و روشنفکری، جریان و فرایند سیال و مستمر و پویایی است که مانند هر تکنیک و مهارتی نیاز به الزاماتی دارد.
الف- عمده‌ترین اغراض پشت پرده
از جانب نهاد و اداره‌ای کوک شده‌اند...
نماینده مجلس یا شورای شهری بوده که با تظلم، تافته...
از جانب عده‌ای از دوستان و نزدیکان تشویق شده‌...
ب- انتقادهای وارد بر نوشته های فصلی
تقلیل اهمیت و شأن یادداشت‌نویسی و انتقاد اجتماعی و تحلیل دانشگاهی به یک ابزار فرصت‌طلبانه...
آگاهی بخشی باید آهسته و پیوسته باشد نه مقطعی...
تزویر و تظاهر و چندچهره‌نمایی افزایش یابد...
پ- پیشنهادها

ادامه نوشته

همبستگی اجتماعی

 مصاحبه روزنامه سراسری «جام جم»
-با آقایان غفور شیخی (جامعه‌شناس و استاد دانشگاه)
-و محمداسماعیل سعیدی (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی)
-و حجت‌الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی(عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه)

در خصوص همبستگی اجتماعی

سعیدی: ما بارها جلوه‌های این مشارکت اجتماعی و همبستگی را در جامعه، در قالب‌های مختلف مانند شوراها یا در مناسبت‌های مذهبی و ملی با تعاون و مشارکت در امور مختلف در جامعه دیده ایم. همان‌قدر که بدون مشارکت و همبستگی اجتماعی، امکان رشد و تعالی برای یک کشور وجود ندارد، به همان میزان با ایجاد همبستگی سطح رضایتمندی در جامعه بالا می‌رود و این اتفاق هم به ایجاد رابطه‌ای صمیمانه‌تر بین مردم، دولت و مسئولان کمک می‌کند. سعیدی در ادامه با اشاره به تاکید ویژه رهبر معظم انقلاب بر توجه بر ارکان اقتصاد مقاومتی می‌گوید: اقتصاد مقاومتی یکی از مصادیق وجود همبستگی اجتماعی است، چراکه تنها با مشارکت و همبستگی عموم مردم، ‌فرصت تبلور و رشد پیدا می‌کند.

ریشه‌های یک پیوند میلیونی
«همبستگی اجتماعی یک مقوله چندبعدی است و هرکدام از این ابعاد در شکل‌گیری آن سهمی دارند.» این را غفور شیخی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با ما می‌گوید. او تاکید می‌کند: یکی از عوامل ایجاد همبستگی اجتماعی، تامین حداقلی رفاه اقتصادی در جامعه است زیرا توان اقتصادی، توان افراد را برای این‌که در کارهای مشارکتی سهم داشته باشند، بالا می‌برد. از طرف دیگر بخشی از همبستگی به وجود فرهنگ همزیستی مسالمت‌آمیز بین مردم جامعه وابسته است، این‌که مردم به این باور برسند که همه در یک بستر جغرافیایی مشترک زندگی می‌کنند و باید برای حفظ این کشور در کنار هم بایستند. ساختار و سازوکارهای دولتی و مجاری قانونی هم می‌توانند در شکل گیری و رشد همبستگی اجتماعی موثر باشند.
شیخی در ادامه با اشاره به نشانه‌های پررنگ وجود همبستگی اجتماعی در جامعه ما می‌گوید: خوشبختانه در این زمینه، جامعه ما بستر دینی، تاریخی و ملی را برای همبستگی دارد. خیلی از جوامع، هیچ وقت به این سطح از همبستگی نمی‌رسند، درحالی که مردم ما همیشه در مواقع حساس همبستگی خودشان را نشان داده و هرجا که لازم بوده پای کار آمده‌اند.

رسانه‌ها چه اهمیتی دارند؟
نمونه‌های این همبستگی را خیلی جا‌ها می‌توان دید، در مشارکت‌های مردمی، در اعیاد و مناسبت‌های مختلف مذهبی و ملی و تمام اتفاق‌هایی که به حضور فعال مردم نیاز داشته است. شیخی با اشاره به این موضوع می‌گوید: برای این‌که این همبستگی بیشتر شود، وظیفه بزرگی بر دوش رسانه‌های جمعی گذاشته شده است تا با نشان دادن زوایای مختلف انسجام اجتماعی،‌ با شناساندن نقاط قوت و مزایای این اتفاق، توجه همه را به این موضوع جلب کنند. چراکه این موضوع در آیات و احادیث دین ما هم بارها مورد توجه قرار گرفته و بارها تاکید شده همدلی، همیاری و همدردی مردم می‌تواند راهگشای مشکلات باشد. همان‌طور که از قول امام علی (ع) در نهج‌البلاغه آمده است: «یداللَّه مع الجماعه» که دلیلی است بر اهمیت همبستگی اجتماعی.

همبستگی دلیل آرامش
همبستگی و انسجام اجتماعی، مورد توجه حجت‌الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و عضو شورای تحول و ارتقای علوم انسانی هم قرار می‌گیرد. آن هم وقتی که این استاد دانشگاه به ما می‌گوید: برای ایجاد همبستگی اجتماعی، باید اعتماد اجتماعی در جامعه به وجود بیاید که این موضوع به صداقت،‌یگانگی و صمیمیت بین مردم و مسئولان نیاز دارد. هرقدر این احساس صمیمیت بیشتر باشد، اعتماد بیشتری حاصل می‌شود و در نهایت سطح همبستگی اجتماعی بالاتر می‌رود.عضو شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به مزایای وجود همبستگی در جامعه می‌گوید: اولین فایده همبستگی این است که سطح آرامش و اطمینان را در جامعه بالا می‌برد. همچنین باعث می‌شود بین مردم نشاط اجتماعی به وجود بیاید، در مرحله بعدی هم احساس امنیت قلبی بین آنها شکل بگیرد. این ضریب امنیت نه‌تنها در مسائل داخلی که در بحث‌های خارجی و در تثبیت جایگاه سیاسی ما در ارتباط با دولت‌های دیگر هم اثربخش است و درحقیقت به دولتمردان ما قدرت سیاسی بیشتری می‌بخشد.

روزنامه سراسری جام جم، گروه جامعه، تاریخ 12/11/1395، ص17

دیگر کارت هایت رو شده!

دیگر، کارت هایت رو شده!

(مروری بر داستان پشه و باد)

غفور شیخی
علیرغم تلاش های قبل از انتخابات دهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی (اسفند94)، به دلیل نبود گزینه رقیب مناسب، بکارگیری قدرت مالی، اختلاف و چنددستگی نامزدها، چندچهره نمایی برخی فرصت طلب ها، کمرنگ بودن حافظه ی تاریخی برخی اقشار و همچنین تاثیر ترفندها، شایعه پراکنی ها و شبنامه نویسی های سیاه سبب شدند تا فرایند توسعه ی پایدار، همچنان مختل و کُند و پرحاشیه پیش برود.
شناخت انسان ها در دنیای امروز بسی دشوارتر از گذشته شده است اما گاهی این شناخت به دلیل گذر زمان، انباشت اسناد، ثبت تجربیات و خاطرات و... برای عموم جامعه، دیر اما مسلّم انجام می شود. به این معنی که اگر قبلاً نان به نرخ روزخوری، رنگ عوض کردن های فرصت طلبانه، تزویر، ترعیب، تفرقه افکنی، سوگند دروغ، شایعه سازی، تخریب شخصیتی، شبنامه نویسی، چندبه هم زنی سیاسی، بذل و بخشش یک پست به چندین نفر و غیره به سختی باور می شد، اکنون از یک طرف به یُمن شبکه های مجازی و نشریه های متعهد و پیگیری منتقدان مطالبه گر و زیرکی شهروندان در رده های سنّی مختلف و از طرف دیگر مشاهده ی برخی فعالیت های مفید برخی مسئولین دیگر موجب شده که بسیاری از کارت های بازی برخی افراد، عیان و موجب کسر شأن گردد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با پوشیدن لباس کوردی «که واو پاتۆڵ خاکی و سه ره خۆشی» و خنده ی ملیح زیرسبیل قطرانی، مقبولیت کسب کرد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با غرّش نمایشی پشت تریبون مجلس و اشک و گریه و در هوا چرخاندن انگشت سبابه، خود را خدمتگزار و فعال و مردمی معرفی کرد.
دیگر گذشت زمان آن که از هم افزایی و مشارکت دلسوزان، منتقدان و ورود انسان های بزرگوار به عرصه خدمت در شورا و مجلس و ادارات و...جلوگیری کرد و مانع تراشید.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان از آبروی نظام بهره برداری کنند و به مردم بقبولانند که این دولت است که نمی خواهد کوردستان پیشرفت کند و این دولت است که می خواهد جوانان کورد بیکار و معتاد باشند سپس در تهران حضور وزراء و مشاورین برسند و عذرخواهی و توجیه کنند که بخاطر برخی مصلحت های انتخاباتی مجبور به این اغلاط شده اند و امروزه این فرمایشات آنهاست که دستمایه ی رسانه های معاند قرار گرفته است سپس همّ و غمشان راه افتادن به دنبال عقبه ی وزراء برای تغییر فلان رئیس و فلان مسئول و بایکوت کردن فلان منتقد و دلسوز باشد.
دیگر گذشت زمان آن که صرفاً بتوان با «خودعرضه گردانی بازیگرانه» در یک استیضاح یا سخنرانی یا شوی تلویزیونی به بهانه ی اسم و رسم، بهره برداری تبلیغاتی برند خود را بکنند.
در جاهایی که نباید باشند – مانند فتنه 88-  متاسفانه هستند ودر جاهایی که باید باشند – مانند نظارت بر فساد شهرداری ها، راهکاریابی معیشت کاسبان مرزی و...- متاسفانه نیستند!
در کارها و اموری که نباید دخالت کنند – مانند ائتلاف شورای شهر، تحقیر و مدیون سازی فرمانداری ها- متاسفانه دخالت می کنند و در کارها و اموری که باید نقش و دخالت کنند – مانند سهم ناچیز مدیریت های استانی، حقوق قانونی اهل سنّت- متاسفانه دخالت نمی کنند و خارج از دسترس اند.
مولانا نقل می کند که پشه شکایت نزد حضرت سلیمان(ع) می برد که باد امان از استراحت و زندگیم بریده و هر جا او باشد من نباید باشم. حضرت فرمود قضاوت که یکطرفه نمی شود باید باد را احضار کنم. باد چون بشنید آمد تیز تیز... پشه بگرفت آن زمان راه گریز . پشه گفت:هر گاه باد بیاید من نیستم و نمی توانم باشم. اکنون خدمت به مردم و جانب حق گرفتن و تلاش در راستای اعتلای کشور شده «پشه» و برخی مسئولین مدیونِ مردم شده اند یا بوده اند «باد».
الاکلنگ بازی سیاسی، با مصلحت اندیشی و تلاش در راستای اعتلای کشور و پایبندی به ولایت و قانونمداری بسیار متفاوت است اما تحمیق و پرونده سازی و منفعت طلبی ملوعانه ی شخصی در هیچ آیین و مرامی قابل قبول نیست. در حنابندی جناحی، لابی گری و بلیط سوزی برای منافع شخصی، مهم ترین فرصت های توسعه قربانی شده و می شوند و سپس سربزنگاه کمتر از یکسال مانده به انتخابات، آفتابی و مهتابی و یار دبستانی می گردند.
کسی منکر آن نیست که واقعیت ها – آنچه هست- با حقیقت ها –آنچه می خواهیم باشد- تفاوت دارد و نمی توان تمام امور را صرفاً به روش کتابی و دانشگاهی پیش برد و نیاز به سعه ی صدر، تعامل، تجربه اندوزی و... نیز می باشد اما نباید جای «حرفه ای گری متعادل پایتیسمی» را با «عوام فریبی افراطی کاپیتالیستی» اشتباه گرفت و به جامعه قبولاند.

پیشنهادها
-به صورت جدی پیشنهاد می شود که از هر گونه گاردگیری و نقشه کشی برای انتخابات پیش روی شورای شهر و ریاست جمهوری در راستای منافع شخصی و جناحی، خودداری گردد.
- پیشنهاد می شود که مردم از مسئولین خود درخواست گزارش عملکردهای مستدل و مستند نمایند.

بی تفاوتی اجتماعی

گفتگوی مکریان امروز؛ 10بهمن 1395

رفتار دولتمردان، موجب بی تفاوتی اجتماعی می شود

شیخی که به گفته ی خود از هر گونه جناح بندی سیاسی مبرّاست با اشاره به برخی دل مشغولی های این روزهای مسوولان می گوید:

«از چند سال قبل تاکنون این یکی از معضلات و دغدغه های مردم و نامزدهای انتخاباتی است که دولتمردان از استانداران گرفته تا فرماندار و بخشدار و حتی مسئولین اداره های یک شهرستان تمام توان و وقت و امکاناتی را که باید در راستای انجام وظایف محوله و خدمات مردمی قرار گیرد به سوی نمایش های تبلیغاتی انتخاباتی جهت دهی می کنند و برای آن سفرها و مراسم ها و همایش ها اسامی متعدد و مجزایی تحت عناوین گزارش عملکرد، بازدید، هم اندیشی، ارتباطات مردمی و... تدارک می بینند. هرچند در واقع به نوعی دورزدن قانون منع تبلیغات زودهنگام و همچنین ممنوعیت بکارگیری امکانات دولتی برای تبلیغات است اما به دلیل تکرار، نبود نظارت و پیگیری و همچنین یکسان بودن عامل و مسئول، این روال، رنگ و روندی طبیعی و حتی حرفه ای به خود گرفته است. احتمال اینکه این ترفند و روند باعث افزایش مشارکت مردمی در انتخابات می گردد نیز دلیل اغماض برخی نهادهای مسئول و نظارتی نیز شده است.

این تبلیغات زودهنگام و تقلّای دولت برای انتخابات پیش رو در قالب سفرهای استانداران و جلسات فرمانداران و بارش نشریات و گسترش پیام های چندرسانه ای فضای مجازی، بنرهای دور میادین و معابر عمومی با برجسته ساختن تصویر و نام شخص مورد نظر انجام می گیرد.

این تلاش با شروع ماه بهمن و دهه ی فجر با افتتاح چندباره ی پروژه های نیمه تمام و کلنگ زنی های بی فرجام و صدها خبر تخصیص اعتبارات و بودجه و غیره بیشتر می شود و به اوج خود می رسد.

طبیعی است که عقل سلیم منکر تلاش دولتمردان و انجام مقدمات لازم در راستای معرفی زحمات و اطلاع رسانی عمومی و بسترسازی مناسب انتخابات پیش رو نیست اما اعلان این استراتژی و بسیج نمودن تمام توان و امکانات و برنامه ها در این راستا، منزوی شدن خدمات، مسکوت ماندن امورات، معطل ساختن کارهای اولویت دار و اجرای نمایش های تبلیغاتی در کنار شعار ممنوعیت تبلیغ زودهنگام و برابری شرایط و عدالت سیاسی برای تمامی نامزدها، به نوعی توهین به شعور عمومی و هدر دادن بودجه و سرمایه ی ملی محسوب می شود.

مناسب تر آن است که بجای بکارگیری تکنیک های متعدد تبلیغات و اقناع و توجیه جامعه، اطلاع رسانی مستمر شش ماهه ی مستند انجام گیرد و ضمن اطلاع رسانی بگذارند و فرصت بدهند که کارهای انجام شده و فعالیت های صورت گرفته و پروژه های مختوم گشته، خود زبان حال و واقعی و گویای تبلیغات باشند.

در اینکه طی حداقل 5سال اخیر تاکنون دولت تحت فشار بوده و وضعیت بازار و کسابت و اقتصاد در تب تحریم و رکود و تورم گرفتار شده شکی نیست و جامعه نیز سطح انتظارات و مطالبه های خود را به میزان قابل توجهی کاهش داده اند اما این دلیل بر کم کاری عملیاتی یا بزرگ نمایی طرح های ترمیمی و کوچک مقیاس نیست و قطعاً بیان صادقانه و مستند فعالیت های انجام شده و نشده برای مردم می تواند مقبول تر و منطقی تر از اجرای سناریوهای متظاهرانه ی بزرگنمایی شده ی تبلیغاتی باشد چرا که در اولی نوعی تکریم و معذرت و در دومی نوعی تحمیق و تظاهر مستتر است. به گمان بنده همچنان که برخی اندیشمندان (مانند سات ژالی، جرج گربنر و...) از تلویزیون افراطی به عنوان مروج بیماری جهانی و جعبه ی حماقت یاد می کنند می توان تبلیغات گسترده ی امروزین را نیز فنون ترکیب اغراق های دروغین و صداقت های ناپایدار برای اغفال و اقناع مردم در راستای نیل به اهداف خود با ابزارها و شگردهای متعدد تعریف نمود و گرنه مشک آن است که خود ببوید.

از طرفی هم انتخابات و تداوم مسئولیت یا تغییر آن بخشی از انبوه فعالیت های روزمره و اقداماتی است که باید برای آن تدابیری اندیشید و به نحو احسن به انجام رساند و پرداختن به یکی از این وظایف و امورات نباید موجبات صدمات و لطمات به سایر فعالیت ها گردد. این در حالی است که ادامه حیات سیاسی و اجرایی و مدیریتی بسیاری از دست اندرکاران منوط به نحوه ی فعالیت فلان استاندار و فرماندار و بخش دار و مسئول برای انتخابات است و چه بسیار قول ها و وعده هایی که در این میان بین مردم و مسئولین و فضای عمومی جامعه رد و بدل می شود و بعداً جامه ی عمل نمی پوشند و بذر و تخم بدگمانی و بی اعتمادی و «نان به نرخ روز خوری» را می کارند و سرانجام «هر کسی به فکر خودبودن و احساس بی قدرتی جمعی» را می دروند. تمامی این پیامدها ناشی از صرفاً چند سفر و همایش نیست بلکه ناشی از نوع اقدام و دورخیز برای انتخابات پیش روست که دربرگیرنده ی یک استراتژی مشخص تیم دولتمردان است که متوسل به تبلیغات متظاهرانه و نه عملگرایی مستند است»

منبع

- شیخی، غفور (1395) تقلای دولت روحانی برای حفظ آرای کوردها، دوهفته نامه مکریان امروز، سال اول، شماره دوم، ص4

جامعه تلوتلوخوران «سبک واکنش احساسی»

جامعه تلوتلوخوران

«سبک واکنش احساسی»

غفور شیخی

 

هر حادثه ای که در این کشور پهناور روی می دهد و مردم می خواهند عزت انسانی و کرامت اخلاقی خود را نشان دهند، بالاخره از مسیر معقول و منطقی به سمت احساسات و قاطی کردن مسائل و فرافکنی و سپس اعتراض کشیده می شوند و در صورت نیاز به عمل و یا در صورت مقداری فشار، به  کل ساکت و گوشه نشین می شوند و بعد از آرام شدن اوضاع به دنبال سوژه ای دیگر می روند و این روند همچنان ادامه دارد.

طی این روند بسیاری از تازه به دوران رسیده ها دست به قلم می شوند و پیام های تسلیت و همدردی تبلیغاتی می فرستند یا سلفی می گیرند تا بلکه برای خود در این اوضاع حساس و احساسی جایی باز کنند و مطرح شوند.

غالب صاحبنظران و دلسوزان منطقی نیز ساکت و بی واکنش می نشینند.

جوانان رگ غیرتشان باد می کند و هر لحظه به دنبال شکار تصویر و جمله ای زیبا هستند که با تمام توان در گروه های مورد نظرشان بکوبند و عده ای تائید و لایک کنند.

برخی نان به نرخ روزخورهای خارج کشور نیز زیرکانه آتش را شعله ورتر می سازند و چندین قضیه را با یک قضیه می پیچانند و گره می زنند و در پست های رنگارنگ به کام گروه ها و کانال ها می فرستند.

شاید کمتر کسی از سازوکارهای منطقی و عقلانی و قانونی پرس و جو کند

شاید کمتر کسی مایل به درک واقعیت و اصل جریان هم باشد

شاید کمتر کسی هم جرات کند در این موج هیجان و شور و احساس، ریسک کند و جماعت را به آرامش و واقع بینی فرا بخواند چون قطعاً با مخالفت و تمسخر عده ی زیادی روبرو می شود.

و شما برای هر یک از این سطور ممکن است جوابی دندان شکن داشته باشید!

اما «این سبک واکنش احساسی ماست»

این کاملاً قابل قبول است که وفات هر انسانی در هر نقطه از این کشور، ضایعه ای برای همه است و نباید تبعیض و بی عدالتی از هر جهت با این قضایا صورت گیرد. مرگ هر کدام برای تک تک ما ناخوشایند و بس سنگین است. چه حادثه پلاسکوی تهران باشد یا سیل بلوچستان یا بهمن سردشت و وفات کوهنوردان بوکان. اما در تمام این قضایا به طور عجیبی مردم بمثابه آتش تلّ کاه، به یکباره سراسر وجودشان احساس و افراط می شود. این سبک واکنش ما در برابر بسیاری از قضایاست. سبکی تلوتلوخوران که بجای نیفتادن از این طرف بام، از آن طرف می افتیم. حتی به همین دلیل است که نمی توانیم درست و منطقی انتخاب کنیم و بر احساس و عواطف و خویشاوندی ها، رودربایستی ها و تعارف ها غلبه کنیم.

لطفا کمی تامل کنید

اگر در مناطق مرزی و به ویژه مناطق کوردنشین و بالاخص سردشت و پیرانشهر و بوکان اشتغال مناسب و کافی وجود ندارد و هر روز شاهد مهاجرت جوانان برای مشغولیت های کاذب در شهرهای دیگر هستیم و در این سرما و برف و کولاک عده ای بنا به هر دلیلی جان می بازند، باید به دنبال عملیاتی کردن کارهای اصولی و اساسی باشیم چرا که هر بار این اتفاق افتاده و خواهد افتاد و هر بار روح هزاران نفر جریحه دار می شود و دردناک تر آنکه کاری هم از دست کسی برنمی آید.

ده ها بار به پلاسکو هشدار داده شده، اقدامی قانونی توسط شهرداری انجام نشده و دارای حداقل امکانات و تجهیزات اطفاء هستیم و به شدت با ضعف مدیریت و فرهنگ شهروندی خود همین افراد جامعه درگیریم و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

چندین روز است که هشدارهای هواشناسی داده می شود و کوهستان سردشت و پیرانشهر و در کل کوردستان یکی از صعب ترین مناطق زاگرس است. برخوردهای نظامی گرایانه مرزی از یک طرف و رفتارهای سوءاستفاده گرانه ی صاحبان بارها با کاسبان شریف مرزی در این وضعیت کولاک و بهمن و… روی می دهد و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

لطفا کمی تامل کنید

راه های بسیاری برای کاهش احساسات غیرضروری و افزایش عقلانیت و منطق ضروری وجود دارد تا به تبع آن به سوی راهکارهای بلندمدت و عملیاتی و زیربنایی نیز برویم و بجای جامعه ای تلوتلوخوران مانند یک پیکر هماهنگ که آرامش و منطق و زیرکی خود را از دست نداده عمل کنیم.

نماینده های شهرستان های خود را به پای بحث و استدلال بکشانیم و از آنها بجای شعار، طرح و برنامه بخواهیم که چه کرده اید و دارید چه می کنید و می خواهید چکار کنید؟

ریشه ی تمام این حوادث و بدبختی ها در این موقعیت فعلی کشور و جامعه امان در «اقتصاد» و سپس «فرهنگ» است.

نهادهای مردم نهاد (سمن) ها را تشکیل بدهیم و برای برطرف کردن هریک از معضلات این جامعه، اقدام کنیم و راه قانونی را طی نماییم. هر چند زمان بر و پرفراز و نشیب و اما و اگر است اما باز از تلّ احساسات زودگذر متعصبانه مناسبتر به نظر می رسد.

از مجاری مختلف به نهادها و مراکز دولتی فشار وارد کنیم تا بجای سفر نمایشی استاندار، مردم از وی مطالبه طرح و بودجه و اعتبارات و اشتغال و … نمایند. این جزو حقوق شهروندی هر ایرانی در چارچوب قانون و دینمان است.

اساتید دانشگاه و صاحبنظران و قلم به دستان، به جامعه مشاوره و طرح بدهند و راه های کسابت و ایجاد اشتغال و اتحاد بین دانشگاه و بازار را به تمرین بگذارند.

از ظرفیت این رسانه ها فقط برای پرکردن اوقات فراغت و مصرف کردن حجم اینترنت و فان و فالوور استفاده نکنیم و جنبه های دیگر مفیدبودن و ثمربخشی را هم ببینیم و بیاموزیم.

سرمایه دارهای کلان شهرستان های خود را به سرمایه گذاری بومی دعوت و مجاب کنیم و آنها نیز در قبال این جامعه احساس مسئولیت نمایند تا حوادث ناگوار اینچنینی برای چندهزارتومان روی ندهد. آیا صاحب سرمایه ی کوردستانی وجدانت از بی اعتنایی ات به اشتغال زایی در این مناطق با دیدن این حوادث، آسوده است؟ یا با بهانه ی اینکه فلان مسئول یا فرماندار مدیون یا غیره نگذاشت خود را توجیه می کنید؟

هزاران طرح و برنامه ی دیگر اقتصادی و فرهنگی می توان به انجام رساند تا هم جان و مال و خانواده هایمان محفوظ بماند و هم جامعه امان روز به روز علیرغم تمام مشکلات مدیریتی و امکاناتی و بودجه ای و… هرچند آرام ولی درست، پیشرفت کند.

من برای وفات یافتگان، خانواده های آنان، همشهریان و این احساسات پاک مردم و حماسه همیاری غرورآفرین مردم در یافتن پیکر عزیزان زیر بهمن، سر تعظیم فرود می آورم ولی جدای از اقدامات همیارانه، با تمام احترام این سبک واکنش های احساسی را مفیدفایده نمی دانم چون اقدامات زیربنایی و بلندمدت را که از دست همین مردم بر می آید را نمی بینند و انرژی شان با این احساس ها تخلیه می شود و آرام آرام همه چیز به فراموشی سپرده می شود تا حادثه ای دیگر…

 

کانال تلگرام شیخی کلیک فرمایید.

 نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبری مکریان مهاباد

نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبر هانا