عضويت و تبادل لینک

قابل توجه كاربران گرامي

(دوستان عزيز، اساتيد و دانشجويان ارجمند)

دعوت مي كنيم كه اكنون، عضـــو اين وب شويد.

و از مزاياي رايگان آن بهره مند گرديد.

توجه۱:فرم عضويت،دقیقاً زیرستون پیوندها= بالاتراز PageRank قراردارد

راهنمایی= مستطیل اول: نام و نام خانوادگی مستطیل دوم: آدرس ایمیلتان

توجه:گذاشتن لینک این وبلاگ در پیوندهای سایت و وبلاگتان،سبب ارتقا می شودومتشکریم

فایل کامل word و بعضا Pdf مقالات و مطالب در ادامه هر مبحث جهت دانلود موجود می باشد

پیج و صفحه رسمی اینستاگرام:
https://www.instagram.com/ghafursheikhy/

کانال تلگرام:
https://t.me/ghafursheikhy1

هشدار چند کوهانه شدن کرونا در ایران

صفحه اول جام جم، هشدار چند کوهانه شدن کرونا در ایران

بحران تصمیمات زودهنگام کرونایی

اتخاذ تصمیمات متناقض در مدیریت بحران‌های اجتماعی یکی از اشتباهات حوزه مدیریت کلان است که از آن به عنوان چندگانگی مدیریتی یاد می‌شود. اشکالی که اکنون در زمینه تصمیم‌گیری برای بازگشایی زودهنگام اصناف گوناگون در شرایط همه‌گیری ویروس کرونا در سطوح بالای مدیریتی کشور مشاهده می‌شود. با این که برخی مسوولان ستاد ملی مدیریت بیماری از حضور مردم در سطح جامعه گلایه می‌کنند اما رئیس‌جمهور برنامه بازگشایی مشاغل در هفته‌های آینده را اعلام می‌کند.

دود این چندپارگی مدیریتی به چشم مردمی می‌رود که بسیاری از آنها به دلایل گوناگون روانی و اقتصادی به دنبال عادی شدن زودتر روال کسب‌وکارشان هستند. کرونا هنوز در جامعه ما حتی با شدتی بیشتر از گذشته قربانی می‌گیرد و دولت باید با تخصیص بسته‌های حمایتی بیشتر، اوضاع معیشتی مردم و فضای روانی جامعه را به نحوی مدیریت کند که بخش عمده مردم همچنان قرنطینه داوطلبانه خانگی را مثل ایام نوروز جدی بگیرند.

دولت از زمان شیوع این ویروس تا امروز نتوانسته است راهکاری اساسی برای حل این بحران ارائه کند و تلاش کرده با ارائه راهکارهای جسته گریخته به مدیریت جزیره‌ای این مساله بپردازد. نکته اینجاست که دولت می‌خواهد با پرداخت حداقل هزینه‌ها، موضوع کرونا را مدیریت کند در صورتی که تنها راه‌حل این بحران، تدوین و اجرای برنامه‌ای قاطع برای قطع زنجیره انتقال این ویروس است.

در مجموع، می‌توان اعلام زودهنگام بازگشایی برخی مشاغل در هفته‌های آینده را تصمیمی اشتباه ارزیابی کرد و دولت به جای آن باید همچنان برنامه‌های قاطعی را برای ترغیب یا حتی اجبار مردم به ماندن در خانه اجرا می‌کرد. بازگشایی عجولانه مشاغل نوعی سزارین اقتصادی است که دولت می‌خواهد برای جبران مشکلات مالی خود انجام دهد. فرزند متولدشده از این سزارین بدون شک ناقص خواهد بود زیرا تا زمانی که هنوز سیر شیوع در کشور نزولی نشده است هرگونه تصمیم برای عادی کردن کسب‌وکارها نه فقط منجر به بهبود شرایط کلان اقتصادی نخواهد شد بلکه می‌تواند سبب راه افتادن موج جدیدی از شیوع در سطح کشور و بالا رفتن هزینه‌های اجتماعی و بهداشتی ناشی از این مساله شود. منبع

http://jamejamdaily.ir/?nid=5628&type=0

 

.

.

مصاحبه جام جم: خودنمایی با مرحوم مغفور

 

جام‌جم از یک آسیب اجتماعی نه‌چندان جدید گزارش می‌دهد

خودنمایی با مرحوم مغفور تازه گذشته!

می گویند این هم یکی از رسوم تازه قشر مرفه است، همان‌ها که آخر لاکچری بازی هستند، همان‌ها که در زندگی‌شان سه کلمه، حرف اول و آخر را می‌زند: لوکس، اشرافی و تجملاتی و هر چیز در مثلثی که این سه کلمه ساخته‌اند قرار بگیرد، خواسته یا ناخواسته به زندگی‌شان راه پیدا می‌کند، حتی اگر نه مورد نیازشان باشد و نه ضرورت داشته باشد.

حالا مدتی است این رسم و بدعت تازه قشر مرفه جامعه، توجه بقیه گروه‌های جامعه را هم به خودش جلب کرده است، شهروندانی که هنوز چشم‌شان به برگزاری مراسم‌ ختم و ترحیم آنچنانی عادت نکرده و با بهت و حیرت، بیرون مساجد معروف یا سالن‌های ترحیم بزرگ، به جمعیت عزاداری نگاه می‌کنند که کمترین شباهتی به تصویر ذهنی آنها از افراد عزادار ندارد.

شهروندان متعجبی که هنوز باور ندارند پای لاکچری بازی به مراسم ختم و ترحیم هم باز شده باشد، حقیقت ماجرا اما این است که مراسم ترحیم هم مثل بسیاری از رسم و رسومات این روزهای جامعه، به عرصه‌ای برای فخرفروشی و خودنمایی تبدیل شده است. جایگاهی که می‌تواند طبقه افراد را در جامعه نشان بدهد؛ طبقه‌ای که شان درخور خودش را دارد و همین بهانه کافی است تا خانواده‌های زیادی به برگزاری مراسم ترحیم پرهزینه فکر کنند؛ مراسمی که همیشه با یک مرگ ناگهانی از راه می‌رسد با یک خبر بد، وداعی همیشگی با یک عزیز.

این مراسم اما برای بعضی‌ها یک طور متفاوت‌تر و به شکلی خاص‌تری برگزار می‌شود. همین خاص بودن می‌شود نشانه‌های تفاوت و اختلاف طبقاتی؛ تفاوتی که از خرید قبر تا برگزاری مراسم سوگواری در مساجد و سالن‌های خاص خودش را نشان می‌دهد.

 

وقتی جامعه درگیر آسیب‌های مصرف‌گرایی می‌شود

ارائه گریم و آرایش مخصوص، تهیه دسته گل‌های بزرگ و خوشرنگ و رو، پذیرایی به صورت سلف سرویس از انواع نوشیدنی مثل نسکافه، موهیتو، آبمیوه، آب معدنی و... گرفته تا مدل‌های مختلف غذا و میوه‌های فصل، البته با همراهی یک گروه نوازنده و چند فیلمبردار ! این امکانات و خدمات اگر در فهرست خدمات ارائه شده در یک مراسم عروسی قرار بگیرند شاید عجیب نباشند، اما اگر به شما بگوییم که همه آنها برای یک مجلس ترحیم و یک ختم بظاهر ساده در نظر گرفته شده‌اند، چه؟! عجیب باشد یا نه، بدعت‌های جدید و سنت‌های نادرستی در حاشیه مراسم ترحیم و عزاداری برای تازه درگذشتگان در جامعه درحال شکل‌گیری است. اتفاقی که می‌تواند، زنگ خطر را برای مسئولان فرهنگی کشور به صدا در بیاورد و به دغدغه کارشناسانی تبدیل شود که نگران تغییر سبک زندگی در جامعه هستند؛ تغییری که آهسته و آرام راهش را به زندگی خیلی‌ها باز کرده است. آنقدر که منوچهر باستانی، رئیس اتحادیه عکاسان و فیلمبرداران دوسال پیش به ایلنا بگوید: با توجه به وضع اقتصادی کشور و ناهنجاری‌های اجتماعی که مشخصا در حوزه ما چشم و همچشمی است، سبب شده میزان درخواست فیلمبرداری و عکاسی برای مراسم ازدواج نزدیک به ۵۰‌ درصد کاهش پیدا کند و پدیده‌هایی همچون فیلمبرداری از مراسم ختم و تشییع جنازه جایگزین شود!

اطلاعاتی که وقتی آن را کنار شنیده‌هایمان از بازار داغ و پرهزینه گریم سوگواری در آرایشگاه‌های مطرح شهر قرار می‌دهیم، با محمداسماعیل سعیدی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی هم‌عقیده می‌شویم که می‌گوید: رواج مجالس ختم پرهزینه در یک جامعه شکل خاصی از سبک زندگی است که درحال ترویج است و برپایه توجه افراطی به مسائل تجملی و لوکس بنا گذاشته شده است.

سعیدی در ادامه رواج تجمل‌گرایی و لاکچری‌بازی در جامعه را از چند جهت مورد مذمت قرار می‌دهد و به ما می‌گوید: احساس سرخوردگی، افسردگی و فقر اولین آسیب برگزاری مراسم‌ این چنینی در جامعه است چرا که افراد زیادی شاهد برگزاری این مراسم هستند، اما توانمندی برگزاری آن را ندارند.

مشکل بعدی اما به گفته این نماینده مجلس، این است که خیلی‌ها برای عقب نماندن از قطار تجملگرایی، دست به هر کاری می‌زنند تا به آنچه فکر می‌کنند به عرف جامعه تبدیل شده برسند، در نتیجه جامعه بیشتر از قبل درگیر آسیب‌های مصرف‌گرایی می‌شود.

او در ادامه به یک نکته ساده اشاره می‌کند، این‌که این نوع سبک زندگی که مغایر با فرهنگ اسلامی - ایرانی ماست، از یک نوع رفاه کاذبی نشأت می‌گیرد و ما نشانه‌های این رفاه کاذب را می‌توانیم در بخش‌های مختلف زندگی مردم ببینیم.

 

رقابت افراد مادی‌گرا در خودنمایی

مراسم ختم یک مراسم ساده بود؛ فقط کافی است یک نگاه به روزهای گذشته بیندازیم به روزهایی که صاحبان عزا با خرما و حلوا از جمعیت شرکت‌کننده در مراسم پذیرایی می‌کردند و همسایه‌ها و فامیل‌های نزدیک، از همان لحظه شنیدن خبر فوت متوفی، پای کار می‌ایستادند و با همکاری هم مرده را از زمین برمی‌داشتند. حالا اما نه از آن سادگی خبری هست و نه از مشارکت خودجوش همسایه‌ها و اقوام! مرده‌ها هم البته روی زمین نمی‌مانند، اما در مقایسه به گذشته با هزینه چند برابری به خاک سپرده می‌شوند!

اتفاقی که به گفته غفور شیخی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه می‌تواند ناشی از رواج فرهنگ مادی‌گرایی در جامعه باشد. فرهنگی که به گفته او، چند ویژگی خاص دارد: اول این‌که تفکر افرادی که سراغ یک سبک‌زندگی مادی‌گرا می‌روند، بر این استوار است که در این دنیا همه چیز برمبنای مادیات است! دومین ویژگی به گفته این استاد دانشگاه به لذت‌جویی اشاره دارد؛ طبق این اصل وقتی قاعده بر مادیات بنا گذاشته می‌شود لذت بردن از مادیات هم به یک اصل تبدیل می‌شود. فخر فروشی ویژگی سومی است که شیخی از آن صحبت می‌کند. در این مشخصه افراد مادی‌گرا در فخر فروشی و استفاده از مظاهر تمدن با هم رقابتی تنگاتنگ دارند و از این خودنمایی لذت می‌برند.

اما وقتی از این جامعه‌شناس درباره دلایل رواج لاکچری بازی و تجمل‌گرایی در جامعه‌ای می‌پرسیم که فرهنگ و بستر اسلامی - ایرانی دارد، او در جواب به تضاد طبقاتی موجود در جامعه اشاره می‌کند و می‌گوید: در سال‌های اخیر این تضاد طبقاتی به دلایل مختلفی بیشتر شده، افراد زیادی یکشبه ثروتمند شده‌اند و فاصله طبقاتی‌شان ناگهان با قشری که قبلا همسطح بودند بیشتر شده است. اینها افراد نوکیسه‌ای هستند که در خودنمایی و به رخ کشیدن دارایی‌هایشان از طرق مختلف حتی برگزاری مراسم‌ آنچنانی ختم، در اول صف ایستاده‌اند.

 

ختم آنلاین‌؛ یک بدعت جدید دیگر

با نهایت اندوه و تاثر به اطلاع می‌رسانیم مراسم یادبود... در تاریخ... از ساعت... در نشانی اینترنتی زیر برگزار می‌شود. حضور سروران موجب شادی روح آن مرحوم و تسلای خاطر بازماندگان خواهد بود! اگر چنین دعوتنامه‌ای به نشانی ایمیل یا آی‌دی شما در یکی از شبکه‌های اجتماعی ارسال شد اصلا تعجب نکنید، چون شما به یک مراسم ترحیم آنلاین دعوت شده‌اید و از طریق همین دنیای مجازی و در هر جا و موقعیتی که هستید می‌توانید برای چند دقیقه هم که شده در این مراسم ختم شرکت کنید و شریک غم خانواده داغداری باشید که برای برگزاری مراسم ختم دست به دامان اینترنت شده‌اند. خانواده‌ای که به دلایل مختلف ترجیح داده‌اند، اقوام، آشنایان و دوستان را به این شکل دور هم جمع کنند تا یاد و خاطره عزیز از دست رفته‌شان زنده نگه داشته شود. نکته جالب اینجاست با این‌که مدت زمان زیادی از رواج این پدیده در جامعه نمی‌گذرد، اما هستند افرادی که از این شکل برگزاری مراسم ترحیم، حتی اگر غیرمعمول هم باشد استقبال می‌کنند و زحمت جمع کردن و پذیرایی اقوام از شهرستان‌های مختلف یا حتی خارج از کشور را از سر خود باز می‌کنند.

 

هزینه‌ای که می‌تواند صرف امور خیریه شود

این وسط اما بین همه چشم و همچشمی‌هایی که در برگزاری این مراسم و نشان دادن میزان اندوه و تاثر از دست دادن یک عزیز بین خانواده‌ها به وجود می‌آید، بعضی‌ها هم یک راه متفاوت‌تر را در پیش می‌گیرند. اینها همان گروهی هستند که بی‌توجه به حرف و حدیث‌های در و همسایه، بی‌توجه به واکنش‌های اقوام، می‌آیند و هزینه‌های مراسم ترحیم را صرف امور خیریه می‌کنند تا به دست نیازمندی برسد که بارها به دستگیری از او در دین اسلام تاکید شده است. آنها انتخاب سختی کرده‌اند، اما کار سختی پیش رو ندارند یا خودشان راه می‌افتند می‌روند در نقاط حاشیه‌ای شهر و همانجا بی‌واسطه به نیازمندان کمک می‌کنند یا از طریق یکی از ده‌ها خیریه معتبر وارد عمل می‌شوند و نیت خیرشان را عملی می‌کنند.

اینها همان‌هایی هستند که هزینه‌های چند ده میلیونی اجاره سالن و غذا و مداح و سخنران و دسته گل و گروه موسیقی و فیلمبردار را به لبخند یک فرد نیازمند می‌بخشند، که ته دلشان می‌دانند روح فرد تازه درگذشته هم این وسط به آرامش بیشتری خواهد رسید.

مینا مولایی

-روزنامه فرهنگي اجتماعي جام‌جم (17 مردادماه 1397) خودنمایی با مرحوم مغفور تازه گذشته، شماره پياپي 5173، ص13

 

مناسبت فروشی بنگاه های اقتصادی

رویای حمایت از مصرف کننده

غفور شیخی، کارشناس جامعه‌شناسی نیز در گفت‌وگو با جام‌جم دلایل مختلفی را برای این رفتار نامناسب بنگاه‌های اقتصادی بیان می‌کند. او می‌گوید: بخش فرهنگی بنگاه اقتصادی که شامل تعامل و رفتار اجتماعی، مدیریت، نیروی کار و قوانین است، منعکس از سه عامل است؛ وضعیت بازار، رفتار دولت و رفتار بنگاه‌های کلان.

آن‌طور که شیخی می‌گویدطرح وعده‌هایی که هیچ ضمانتی ندارد فراگیر شده و در چنین جامعه‌ای بنگاه‌های اقتصادی از این خلآ فرهنگی سوء‌استفاده می‌کنند.این جامعه‌شناس، مهم‌ترین تاثیر محقق نشدن وعده‌ها در فروش‌های مناسبتی را افزایش بی‌اعتمادی و ترویج دروغ و فریب در جامعه می‌داند.

شیخی می‌گوید: در بلند‌مدت بنگاه‌های اقتصادی از وعده‌های دروغ خود زیان می‌بینند زیرا وعده دروغ فقط قادر است در کوتاه مدت پول‌های سرگردان را جمع کند. او اگرچه نبود نظارت بر عملکرد بنگاه‌ها را زمینه‌ساز وعده‌های دروغ می‌داند، اما نبود حمایت از مصرف‌کننده و زمانبر بودن روند شکایت را هم عاملی معرفی می‌کند که سبب می‌شود تخلفات بنگاه‌های اقتصادی پیگیری نشود. با توجه به نظر کارشناسان باید برای کاهش آسیب وعده‌های پوچ برخی شرکت‌ها و سوء‌استفاده آنها از مناسبت‌های تقویم و آگاهی شهروندان تلاش کرد تا بدون تجزیه و تحلیل به تبلیغات اعتماد نکنند.

 

راه‌های کاهش فریب

برای آن‌که بنگاه‌های اقتصادی کمتر به تبلیغات دروغین در مناسبت‌های مختلف روی بیاورند، باید بخش نظارت اصناف تقویت شود. کارشناسان اصناف علاوه بر نظارت بر مسائل بهداشتی، تحقق وعده‌های تبلیغاتی بنگاه‌های اقتصادی را هم مد نظر داشته باشند. مستند‌سازی تبلیغات بنگاه‌های اقتصادی نیز باید در دستور‌کار قرار گیرد. وقتی شرکتی در سطح کشور وعده‌هایی می‌دهد، دولت باید این وعده‌ها را مستند‌سازی و مشخص کند چقدر از وعده‌ها عملی شده است. علاوه بر این فرهنگ مطالبه‌گری نیز باید در بین شهروندان گسترش پیدا کند.

منبع:

جام‌جم، روزنامه فرهنگی-اجتماعی صبح ایران (8خرداد1397) مناسبت‌فروشی، شماره پیاپی 5118، بخش جامعه، ص15

ادامه نوشته

معنویت (متن میزگرد تلویزیونی)

معنویت در جهان امروز. بخش 1 از3

سحر کوردی، برنامه تروسکه، 28 اردیبهشت 1397

5 ویژگی و شاخص معنویت:

1-اعتقاد به حداقل دو بعد جسمانی و روحانی انسان

2-معنابخشی و چارچوب نظری به انسان ببخشد

3-نوعی تنزّه و تقدس برای معنویت قائل بود

4- اتصال به وحی، چه کم و چه زیاد موجود باشد

5- التزام به رعایت یک سری اخلاقیات باشد

فیلم این بخش از عرایض را می توانید از اینجا نگاه کنید.کلیک.

بخش 2 از3

آسیب‌شناسی کمبود یا فقدان معنویت

تاریخ خطی، تکاملی و چرخشی بیانگر آن است که انسان امروزه به دنبال یافتن معانی و مفاهیم و دلایل است نه صرفاً دینمداری و تقلید. برجسته ترین آسیب کمبود معنویت در زندگی افسردگی و پوچ‌گرایی است

فیلم این بخش دوم از عرایض را هم می توان از اینجا نگاه کرد. کلیک.

بخش 3 از3

غفور شیخی، سحر کوردی، برنامه تروسکه، 28 اردیبهشت 1397

راهکارهای تقویت و افزایش معنویت در زندگی فردی و اجتماعی

1-اصل توأمان: اهتمام به بخش جسمی و روحی

2-اصل تعادل و وُسطی: خیرالامور اوسطها

3-اصل رضا: هدف کسب رضای الهی باشد

4-اصل توان: هر انسانی به اندازه توان و وسع خود. لایکلف الله نفسا الا وسعها

5-اصل جمع و جماعت: فرد در جمع و با دیگران و اجتماع باشد و از انزوا و فردگرایی افراطی بپرهیزد

6- اصل اتصال به وحی

فیلم بخش نهایی عرایض را می توان از اینجا نگاه کرد. کلیک.

باتشکر

چالش ها

عمده ترین دلایل و عوامل گرایش به چالش‌انگیزی و مشارکت چالشیان

 

1-هر نرم افزاری خاصیت‌ها و ویژگی‌های خود را به همراه دارد مثلاً تلگرام بحث برانگیزی، اینستا چالش‌سازی و فیس‌بوک دوستیابی و غیره.

2- برای هر جامعه تفریح، تنوع، تغییر، فان و غیره لازم است و نباید زیاد حساس شد بلکه باید به حساب طبیعی بودن گذاشت اما این تا زمانی قابل قبول است که اولا از حد معقول و نرمال جامعه نگذرد ثانیاً مشکلات قانونی و جرائم رایانه‌ای ایجاد نکند.

3- واگرایی علیه ساختار یکی از علل گرایش کاربران به چالش‌های مختلف است. مانند روزه‌ی سکوت سیاهپوستان در مقابل تبعیض نژادی. بسیاری از جوانان و کاربران نیز علیه سلطه‌ی فرهنگی اقتدارگرای آمرانه‌ی ساختار سنتی با چنین چالش‌های اینستاگرامی، واگرایی را به نمایش می‌گذارند.

4- همگرایی درون اعضایی نیز جهت نشان دادن همبستگی گروهی و ایجاد جو صمیمیت بین کاربران از دیگر عوامل و اهداف چالش‌برانگیزان است.

5- سنجش تاثیر و تاثّر. مدیران سیاسی و شبکه‌های مجازی هر از گاهی نماد و علائم و تلنگر و فرکانس‌هایی به جامعه می فرستند تا واکنش‌ها و نوع و میزان و علایق کاربران را سنجش کنند و سپس برای بعضی موارد برنامه ریزی نمایند. مثل چالش بوسه در جوامع مسلمان.

6-خلا داخلی و نبود تفریح و سرگرمی و اشتیاق کاربران به خودگردانی فرهنگی از دیگر عوامل موثر به نظر می رسد.

7- رده و رِنج سنی چالشیان عموماً نوجوانان و جوانان هستند که علاقه و جرات خودنمایشی دارند.

8-نمونه های تاریخی چالش‌سازی در گذشته نیز وجود داشته است مانند داستان محتسبی که شبانه بر در منزل فردی علامت می‌زند تا فردا با روشنی هوا به حسابش برسد و فردا می بیند که تمام درهای آن محله علامت خورده‌اند. یا چالش الله اکبرگویان شبهای بام‌های اوایل انقلاب از سوی مردم. قضیه سر به داران و ادعای همه به اینکه آنان قاتل مغولان بوده اند. انواع چالش و نمایش و رزم‌آزمایی که در اشعار نظامی و مولانا و... دیده می شود.

9- بجای چالش‌هراسی با شگردهای بومی‌سازی به سوی چالش‌سازی سالم و پویا پیش برویم. مانند چالش کتابخوانی، حفاظت از محیط زیست، اهتمام به آب و صدها باور و ارزش دیگر که امکان تبدیل به چالش و بهره گیری از فرصت‌ها را میدهد.

10- قائل به تفکیک و تقسیم بندی چالش‌ها باشیم مانند چالش‌های اختلالی (مانند نهنگ آبی)، تفریحی (مانند بسیاری از چالش‌های اینستا، آب بازی، پیاده شدن از ماشین خلاص و...)، ویژه (برنامه ریزی شده برای اهدافی خاص مانند راه رفتن/نرفتن گربه بر کتاب مقدس مسلمانان)، معمولی یا عمومی، تجاری-تبلیغی و نمایشی (مانند سطل آب یخ و...) و بدانیم که همه‌ی آنها خطرناک و از چالش به چاه افتادن نیستند.

 

هوشیاری در مقابل چالش‌ها

عمر چالش‌های دنیای مجازی اما زیاد نیست. کاربران فعال این دنیای رنگارنگ هربار دل به یک ایده و حرکت می‌بندند و به یک شکل خودشان را به نمایش می‌گذارند و می‌شوند یکی از حلقه‌های زنجیر! دوام این زنجیر اما کوتاه است؛ دقیق تر که بخواهید درست تا چالش بعدی، تا همان موقع که یک موج جدید، یک حرکت عجیب و دور از ذهن دیگر از راه برسد و مجازی بازها را با خودش همراه کند! عمر چالش‌های دنیای مجازی همین قدر کوتاه است؛ خصوصیتی که غفور شیخی ترجیح می‌دهد آن را مشخصه شبکه اجتماعی ای مثل اینستاگرام بداند.

این جامعه شناس و استاد دانشگاه به ما می‌گوید: هرکدام از شبکه‌های مجازی با یک خصوصیت شناخته می‌شوند، همان طور که خصوصیت تلگرام بحث برانگیزی و نقد است، یا خصوصیت فیسبوک دوست‌یابی است، اینستاگرام هم طوری طراحی شده که چالش برانگیز باشد.

شیخی اما تاکید می‌کند پشت سر خیلی از چالش‌ها گاهی یک برنامه ریزی و سازماندهی قوی قرار دارد و در موارد زیادی هم چالش، تنها به یک پدیده سطحی و کم‌عمق و کم اثر اشاره دارد.

منبع:

از چالش به چاله (10 اردیبهشت 1397) جام جم، ش 5095، ص17

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/3273714354788611753

 

ادامه نوشته

نه به طبقه مسئولان

«نه به طبقه‌ی مسئولان»

مصاحبه‌ی روزنامه‌ی جام‌جم با

-پرویز فتاح (رئیس کمیته‌ی امداد)

-غفور شیخی (جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی)

-اسدا... عباسی، عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی

...

رئیس کمیته امداد در بخشی از سخنانش به زندگی اشرافی برخی مسئولان اشاره کرد و گفت: سبک زندگی دور از الگوی ایرانی ـ اسلامی از محل‌های تولید فقر است و افزون بر اینها زندگی اشرافی برخی مسئولان بیش از هر مساله‌ای به فقر دامن می‌زند و نمک بر زخم نیازمندان می‌پاشد.

 

کاهش سرمایه اجتماعی

تعاریف بسیاری از مسئولان در جامعه وجود دارد، اما شاید ساده‌ترینش این باشد که مسئول فردی است از خود مردم، برای انجام یک‌سری از امورات {در مدت زمان مشخصی}، اختیارات قانونی دارد. اما مسئولان با تهدیدهای فراوانی در دوران مسئولیتشان روبه رو می‌شوند،‌ تهدید‌هایی که برخی را به زانو در می‌آورد.

غفور شیخی، جامعه شناس معتقد است مهم‌ترین تهدید یا آفت مسئولان به نحوه انتخاب آنها برمی‌گردد. نحوه انتخابی که اگر بر‌اساس سیاست، روابط یا منافع باشد، می‌تواند بسیار مخرب باشد.

او به جام‌جم می‌گوید: ضعف نظارت بر عملکرد مسئولان می‌تواند به اعتماد عمومی مردم ضربه وارد کند. خیلی از مردم انتظار برخورد با مسئولان خاطی را دارند و شاهد این هستند که کمتر برخوردی با این افراد می‌شود.

این جامعه‌شناس از خودپنهانی و لاپوشانی به عنوان دو آفت دیگر نام می‌برد و می‌افزاید: برخی از این افراد می‌آیند زیر چتر نظام و منتقدان نوع زندگی‌شان را با برچسب‌های مختلف تهدید می‌کنند. به این مفهوم که از آبروی نظام برای منافع خودشان خرج می‌کنند.

 

ظهور طبقه مسئولان!

آن‌طور که شیخی می‌گوید با همه این موارد و آفت‌ها حالا در جامعه ایرانی شاهد ظهور طبقه اجتماعی تازه‌ای هستیم به نام طبقه مسئولان! نه طبقه مرفه و اشرافی هستند که اصلا نمی‌خواهند با برچسب چنین طبقه‌ای شناخته شوند و نه نوع سبک زندگی‌شان نشان از تعلقشان به طبقه کارگر {عموم} دارد.

اما این‌آفت‌ها در نوع زندگی این افراد چه خدشه‌ای به عموم مردم وارد می‌کند‌ آن هم در شرایطی که این روزها فضای مجازی همچون آینه‌ای از رفتار آنها در جامعه است؟

به گفته شیخی، دیدگاه مردم نسبت به این طبقه از مسئولان همواره با 1-ترس، 2-بی‌اعتمادی، 3-حرص و حسرت و 4-فرصت انتقام همراه است. این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد:‌ اگر مورد اخلاقی از یک مسئول دیده شود باعث غوغایی در فضای مجازی می‌شود. چرا که مردم جامعه این فرصت را غنیمت می‌شمارند تا همه بی‌اعتمادی شان را در آنجا جبران کنند.

مسئولان می‌روند و مدیران دیگری جای آنها را می‌گیرند، اما در این میان آنچه باقی می‌ماند اثراتی است که از دوره مسئولیت باقی می‌ماند.

به گفته شیخی، سبک زندگی اشرافی و تخلف از قانون مسئولان سبب بی‌اعتمادی عمومی جامعه می‌شود. در نتیجه،‌ این بی‌اعتمادی به کاهش سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. به این مفهوم که روز به روز فاصله و شکاف بین مردم و مسئولان بیشتر می‌شود.

او به پدیده تازه‌ای در این میان هم اشاره دارد. این جامعه‌شناس به جام‌جم می‌گوید: در این میان با پدیده‌ای جدید رو‌به‌رو هستیم به نام تازه به دوران رسیده‌ها که جولانگاهشان اتفاقا در همان فضای مجازی هم است. آقازاده‌ها و افرادی که این روزها در فضای مجازی به کنایه از آنها به عنوان ژن‌های خوب یاد می‌شود از این دست افراد هستند. آن‌طور که شیخی می‌گوید آنها ویژه‌خوارند و گمان می‌کنند چون فرزند فلان مسئول هستند حق دارند از رانت استفاده کنند. همین افراد نمونه بارزی است از ناامیدی اجتماعی مردم برای نبود اراده برای مبارزه با فساد مسئولان.

اسدا... عباسی، عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به کلید خوردن «طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان» به جام‌جم می‌گوید:‌ در طرحی که جمعی از نمایندگان آن را تدوین کرده‌اند، آورده شده افرادی مثل رئیس‌جمهور، معاون، مشاوران، استانداران، فرمانداران و نمایندگان مجلس تمامی اموال خود را که پیش از تصدی پست یا پس از آن کسب کرده‌اند، باید اعلام کنند.

به گفته عباسی، مردم تبعیض را نمی‌پذیرند و همواره به دنبال عدالت هستند و وقتی می‌بینند افرادی که منصب و مسئولیتی دارند بعد از پایان مسئولیت به زندگی اشرافی روی آورده‌اند، دلسرد می‌شوند...

 

منبع

-نه به طبقه مسئولان (12 اسفند 1396)، جام جم، شماره 5058، صفحه17

یا

-شیخی، غفور و اسماعیلی، میثم (1396) نه به طبقه مسئولان، روزنامه‌ی سراسری جام‌جم، سال 18، شماره 5058، ص 17، دوازدهم اسفند، شناسه 3202373112506867800

لینک کوتاه

http://jjo.ir/ddthnogu

اعتباد کارگری!


📌اعتیاد کارگری بخشی از اعتیاد حوزه‌ی صنعت است
📌کارگران، بیشتر مصرف کننده مواد سنتی‌اند
📌در ارائه آمار بە تفکیک زرنگیم اما در عمل برای پیشگیری و درمان کلی‌گویی می‌کنیم
📌هیچ چیز در جامعه ما بعید نیست
📌برونداد تضاد و نابرابری، بیشتر خشم و عصبانیت است تا اعتیاد
📌بهبود معیشت کارگر اولین و بهترین راهکار پیشنهادیست
📌موادفروش انگل جامعه است. فرهنگ‌سازی شود.
📌مافیای مواد، پیمانکاری و انحصاری شده است
📌با چسبیدن به یقه کارگر راه به جایی نمی‌بریم...

ادامه نوشته

تهدید میانمایگی درمناطق کوردنشین ایران

حوزه های غالب میانمایگی

این توضیحات و نقل قول ها برای درک مفهوم، ضروری بود اما ارتباط این مصطلح با وضعیت فعلی مناطق کوردنشین ایران در موارد بسیاری نهفته است:

الف- تاثیرگذاری احزاب اصولگرا و اصلاح طلب و انتخابات:

دیرزمانی است که اصولگرایی و اصلاح طلبی در مناطق کوردنشین به بهانه ی حزب گرایی و امتیازگیری از روسای مرکزنشین و سهیم شدن در بخشی از قدرت سیاسی، به ویژه در بحبوحه ی انتخابات – چه مجلس شورای اسلامی و چه ریاست جمهوری- موجبات ترشح بزاق فراوانی می شوند و در جامعه تب و انگیزه ایجاد می کنند و سپس با عدم پاسخگویی و محقق نشدن وعده ها، رویای تغییر و امید بهبودی و ریشه های اعتماد مردم به دولت ها را می خشکانند و این را تلقی می کنند که مردم ابزارند و این نشانه های تزریق و تمرین میانمایگی در جامعه است. شاید همین نگرش برای سایر مناطق غیرکوردنشین نیز متصور باشد اما حداقل این استدلال موجود است که این احزاب برای دست اندرکاران آنها وارداتی نیست.

برای خروج از این وضعیت نیاز به احزابی تغییرگرا، خدمتگزار، بومی و رویاپرداز و پرانگیزه است.

ب- توسعه، اشتغال و امنیت:

خرسند بودن به وضع موجود، به چاودادانه وه ی خدمات رسانی آب و گاز و تلفن و برق و غیره در عصر جنگ ستارگان آن هم با قیمت های نجومی، مقایسه کشور مستقل و ثروتمند ایران با شرایط ملل و دولی که در رتبه های پایین تر توسعه قرار دارند، منّت گذاشتن بابت امنیت و ایجاد شک و شبهه رسانه ای از بابت به خطر افتادن این امنیت، فرافکنی عدم ایجاد اشتغال و توصیه به شکرگزاری بجای چاره اندیشی و آتیه نگری مصلحت کشور و غیره که تمامی این موارد احساس بی قدرتی مردمی، ناکارامد بودن تلاش جمعی و به نوعی ناامیدی و ناکامی در آینده ی این مناطق را تداعی می کند.

برای خروج از این وضعیت نیاز به برجسته سازی توانمندی ها و نقاط قوت است. تلقین و تزریق شجاعتی قانونی و جمعی برای برون رفت از برخی ذهنیت های تفرقه انگیزانه، سنتی و روتین است.

پ-فرهنگ و زبان

آداب و رسوم کوردی، زبان مادری و فرهنگ مادی و غیرمادی مناطق کوردنشین به واسطه ی تسلط رسانه های غربی، تئوری هضم و جذب، آموزش رسمی و سهل انگاری محاوره ای دستخوش روزمرگی و تعویض اجزا و عناصر با جایگزین های غیرمتناسب شده است. به عنوان مثال نوعی تسلیم و عجز عمومی در قبال احیای زبان مادری و شک و تردید در به کار آمدن و کارایی آداب و رسوم کوردی برای مسائل و چالش ها و زندگی معاصر وجود دارد و این «قناعت و اکتفا به همین حد» و «فارسی صحبت کردن دختران باکلاس نمای کورد» «قبول رسومات غیرکوردی در جشن ها و تشییع ها و ...» نیز از نشانه های همین میانمایگی موجود است. بعضاً میانمایگی به فرومایگی نیز می انجامد و طبعاً برای کل کشور نیز مضر و مخرب است و انگیزه ها، امیدها، رویاها، خلاقیت ها و تغییرات را سست و تا حدودی غیرممکن می نمایاند.

برای خروج از این وضعیت نیاز به «به روزآوری فرهنگ» متناسب با نیازهای جامعه و فرصت دادن فرهنگ ملی به فرهنگ های دیگر به ویژه در نقاط اتصال و مشترکات است. تغییر مستلزم ارتقای ظرفیت و سعه ی صدر و داشتن صبر و برنامه است که هر کدام از این موارد در حین برون رفت جوامع مناطق کوردنشین از میانمایگی به نفع تاخت کشور به سوی ترقی و پیشرفت بیشتر و تسریع در فرایند توسعه ی پایدار است....

ادامه نوشته

جست و جوی هویت در فضای مجازی (کودکان و نوجوانان)

دو اشتباه عامیانه که بیشتر درباره فضای مجازی با آن درگیر هستیم؛ فضای مجازی درست است، نه شبکه‌های اجتماعی. به این مفهوم که شبکه‌های اجتماعی این تلقی را برای برخی از خانواده‌ها ایجاد می‌کنند که بگذاریم بچه‌مان با این فضاها آشنا شود و به‌اصطلاح اجتماعی بار بیاید و منزوی و گوشه‌گیر نشود؛ این تلقی اشتباه است. شبکه‌ها مجازی است، نه اجتماعی. دومین تلقی اشتباه این است که فضای مجازی درواقع مجازی نیست و در زندگی همه ما رسوخ پیدا کرده و به واقعیت زندگی‌های امروز تبدیل شده است. افراد در فضای...

وقتی به کودک اجازه می‌دهیم در فضای مجازی کار کند، آیا از قبل آموزش دیده و بلد است در این فضاها چه باید بکند؟ درواقع زیرساخت ورود کودک به این فضاها آموزش دیدن است...

یکی از مهم‌ترین مسائلی که خانواده‌ها باید بر آن دقت داشته باشند این است که فضای مجازی چه بخواهیم و چه نخواهیم همه‌چیزش درهم است؛ خوب و بد و درست و غلط، همه‌چیز با هم با یک کلیک ساده در اختیار کودک قرار می‌گیرد. کودک نمی‌تواند تشخیص دهد راست و دروغ کدام است. این محتواها به‌سرعت بر ذهنیت و روحیات و هویت بچه تاثیر می‌گذارد و ناخودآگاه هر چه می‌شنود و می‌بیند در حالی که عجیب هم باشد فکر می‌کند درست است. خانواده‌ها نگران هویت کودکان باشند. بچه که در این فضاها ساعت‌های زیادی می‌گذراند، در بزرگسالی سخت می‌توان او را از این وادی خارج کرد و خط ذهنی و روند شکل‌گیری هویتش را تغییر داد...

ادامه نوشته

وقتی از دهه هشتادی ها حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟!

دهه هشتادی ها نوجوان هایی هستند که هر از چندگاهی با کارهای عجیب و غیرمتعارف در صدر خبرهای روزنامه ها و خبرگزاری ها قرار می گیرند. نوجوان هایی مثل همان دو دختر اصفهانی که قبل از خودکشی از خودشان فیلم سلفی گرفتند، یا همان جماعت دو هزار نفری ای که خرداد ماه امسال در یکی از پاساژهای معروف پایتخت قرار دورهمی گذاشتند.

دهه هشتادی ها قبل از آن هم خودشان را نشان داده بودند ، همان هایی که خیابان را برای مراسم تشییع یکی از خواننده های پاپ بند آوردند، یا با یک قرار آب بازی دسته جمعی، خودشان را به یکی از در پارک های تهران رساندند. این اما همه ماجرا نیست ، آنها حاکمان مطلق دنیای مجازی هستند، جزء به جزء زندگی شان را در فضای مجازی به اشتراک می گذارند و حضور فعالی در صفحات چهره های مشهور و سلبریتی دارند. نوجوان هایی که حالا برخی رفتارهایشان همانند ماجرای خودکشی آن دو دختر اصفهانی می تواند نگران کننده باشد.

مهمترین خصوصیت، زندگی آنها درفضای مجازی است، چیزی که به افکار، خصوصیات و نگرش آنها جهت می دهد همین فضاست یعنی همین اینستاگرام، تلگرام و اینترنت. در بُعدی فراتر آنها مشتری های دائمی فضای رسانه ای هستند

ما در رفتار این نسل یک جور خودنمایی را می بینیم. دهه هشتادی ها خیلی در خفا کارهایشان را انجام نمی دهند، در اصطلاح جامعه شناسی ، گرفتار خودتن نمایی هستند، یعنی با زبان بدنشان حرف می زنند، تلاشی برای پوشیده نگاه داشتن حالات و احساسات شان ندارند، همه آنچه را که دارند همه جا به نمایش می گذارند . مثلا خصوصی ترین مسائلشان را در اینستاگرام به نمایش می گذارند، اصلا قضاوت دیگران برایشان مهم نیست

نسل گذشته خیلی نمی تواند به سوال های این نسل جدید جواب بدهد چون اصلاً درک یکسانی از زندگی و مسائل آن این وسط وجود ندارد....

ادامه نوشته

فِرَق نوپدید و مکاتب بشری در مناطق کوردنشین

برخي از فِرق وشاخه‌هاي نوپديد که در مناطق کوردنشین نیز نمود دارند عبارتند از:

1- گروه‌هایی که بر ذهن، جسم، روح و روح‌گرايي فردي تاکید می‌ورزند و با دعانویسی، رمالی، شفاگیری، جِن‌درمانی و... فعالیت و کاسبی می‌کنند. این خصیصه از دیرباز به ویژه در بسیاری از روستاهای کردستان، کنار قبور شیوخ و اشخاص اشتهار به صالحین و بافت‌های سنّتی و اذهان جوانان احساسی و... وجود داشته و دارد.

2- تاکید افراطی و خوانش معیارمنشانه بر افکار اوشو، سای‌بابا، پائولو‌کوئیلو، وین دایر، کریشنا مورتی، مرلین منسون، دالایی لاما، فالون دافا و عرفان تی.ام  و... در قیاس و مقابله با اسلام و شخصیت‌های ایرانی و علما و دانشمندان کورد. یعنی نوعی نگرش مدرن‌گرایی در برابر تحجر و سنت‌گرای پوسیده را به جامعه القا می‌کنند و حامل تکثر، تنوع و التقاط‌گرایی هستند. جلسات زیرزمینی، نقدهای خشونت‌بار، تمسخر اعتقادات و شعور مردم، شبهه‌افکنی و ترویج تناقض، خلاقیت و تفاوت در اندیشه از ویژگی‌های آنان می باشد.

3- عرفان‌گرایی بشری و مکاتب نوین و بازاندیشانه‌ی شینتو، شمنیسم، تائوئیسم، بودیسم، هندوئیسم، مسیحیت و عرفان اسلامی که با دخل و تصرّف و درهم‌آمیختگی نظرات شخصی و جملات زیبا و تأکید بر نسبیّت و آزادی، محصول جدیدی را در اختیار جوانان به ویژه در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی قرار داده‌اند. دوددرمانی، طب سنّتی، عبادات میلی، تاتو و خالکوبی، رهایی جنسی، موسیقی ساختارشکن و ... از موارد مورد تاکیدشان می‌باشد.

4-الحادگرایی که در آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم، شفاف و واضح در مقابله با ارزش‌ها، اخلاق و دین و عرف جامعه قرار می‌گیرند. مانند شیطان پرستی(Satanism)، توهم‌گرایی، شرّپرستی با اعمال خشن مانند...

ادامه نوشته

بررسی جامعه‌شناسانه معضلات کارگری در جامعه ایران (اعتراض بی صدا)

به‌طورکلی جامعه ایرانی صنف‌گرا نیست؛ زیرا صنف قدرت را تجزیه می‌کند. نظام سیاسی کشور ما در طول تاریخ پذیرای تجزیه قدرت نبوده و آثار آن تا امروز در جامعه باقی مانده است.»

اصناف در ایران درباره قوانین آشنایی کمی دارند. حتی خود اعضای صنف‌ها از حقوق خود اطلاعی ندارند. مورد دوم این‌که بیشتر صنف‌ها درست است که خودجوش و اختیاری‌اند، ولی به دولت وابسته هستند. این مسئله صنف‌ها را به‌سمت کسب رضایت مسئولان دولتی سوق می‌دهد. مورد سوم این‌که اصناف بیشتر نمایشی و اعضا منفعل هستند؛ به‌همین دلیل، اثربخشی آن‌ها پایین است و اصناف آن‌طور که باید نمی‌توانند نقش اهرم فشار و پیگیری حقوق داشته باشند.

«مشکل اصلی کارگر در ایران حقوق است؛ حقوقی که هم کم است و هم با تاخیر پرداخت می‌شود. به‌تازگی مطلع شدم کارگران شهرداری شهرستان بوکان آذربایجان‌غربی دست به اعتصاب زده‌اند؛ چون چهارماه حقوق نگرفته‌اند. من کارگری را می‌شناسم که 700 هزار تومان پول نان به نانوایی محل زندگی‌اش بدهکار بود و می‌گفت حتی نانوایی هم دیگر به من نان نمی‌دهد. این کارگر در مقایسه با کارمندان هیچ مزایایی هم ندارد.»

و...

ادامه نوشته

نامه به شهریاری،استاندار آ.غ

ِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
استاندار محترم آذربایجان غربی
جناب آقای محمّدمهدی شهریاری

سلام علیکم
یکی از نقش‌های تحلیل‌گران، منتقدین و معتمدین استان، ارائه‌ی دیدگاه و اطلاعاتی است که امکان شناخت بیشتر بسترها، زمینه‌ها و توانمندی‌ها و حتی کم و کاستی‌ها را به مسئولین و مجریان متعهد بدهد و این نوعی مسئولیت‌پذیری شهروندی و مشاوره مردمی محسوب می‌گردد. از این رو جنابعالی به نیکی بر حساسیت و اهمیت استان آذربایجان‌غربی واقفید و موارد زیر را که برداشتی کلی از تحلیل وضعیت دهه‌ی اخیر استان است تقدیم می‌دارم که هدیه‌ی خوشامدگویی و تبریک انتصاب شایسته‌اتان باشد:
1-یکی از ویژگی‌های بارز فرهنگ آلمانی‌ها، نظم و رسمیّت و تعصّب ملّی خاصی است که در زندگی روزمرّه‌ی خود دارند دقیقاً بر عکس آنچه که طی یک دهه در استان آذربایجان غربی ساری و جاری بوده است. بی‌نظمی در مدیریت امور، روابط‌گرایی بجای ضابطه‌مندی، شدّت یافتن تنش‌های برخی افراطیون احساسیِ قومی وجود دارد. این مورد با رویکرد «شایسته‌سالاری» و «تشکیل شورای مشاوران شایسته از سراسر استان» بدون توجّه قاطع به قومیّت، حزب سیاسی، مذهب و دوری-نزدیکی به برخی رجال، قابل حل و موردپسند خدا و عموم است.
2-هرگاه به زادگاه خود می‌اندیشید به یاد می‌آورید که جامعه‌ای داریم سنّتی، مردمی پاک و بی‌آلایش، نیازمند امکانات و تسهیلات و خدمتگزاری، معتقد و البتّه با برخی آسیب‌های اجتماعی که طبیعت هر جامعه‌ی بشری است. اینجا نیز در کل، استانی با ضریب محرومیت بالا، نوسان زیاد در شاخص‌های توسعه، ناموزونی تقسیم سرانه‌ها و اعتبارات، جوان بودن توزیع سِنّی و البتّه غالباً معتقد و ملتزم و خواهان به رعایت شئونات دینی – چه در بخش تشیّع و چه تسنّن- هستند. این جامعه با این ویژگی‌ها نیاز به «اشتغال‌زایی عدالت‌محور» دارد تا متناسب با نیاز مناطق، شاخص‌های قوّت تقویت و نقاط ضعف کاسته شوند.
3-تغییرات منطقه به ویژه در کردستان عراق، وضعیت گمرک و مبادلات اقتصادی با ترکیه و آذربایجان، افراط و سوءاستفاده‌ی برخی نمایندگان مجلس و تحریک مسائل قومی-مذهبی یا چاپلوسی برای کارچاق‌کنی برخی دیگر، اصرار رسانه‌های معاند بر انتشار احساس بی‌قدرتی و ناامیدی و احتمال ناامنی در میان مردم استان، این را ضرورتاً می‌طلبد تا هم در درون استان و هم در مراوده با همسایگان، اصل بر کرامت متقابل، تعامل و هم‌اندیشی باشد که سابقاً متاسفانه روال بر منفعت‌طلبی اقتصادیِ جناحی و تبعیض‌آمیز و تحقیرگرایانه بود.
4-اگر «فورتِ» فرانکفورت به معنای پایاب و جای کم عمق رودخانه برای عبور و مرور انسان و احشام است امّا اورمیه به معنای سرزمین آب است که به درازای شکوهِ تاریخ و تمدنش همواره سرچشمه‌ی آب‌های تلخ و زلال و رودخانه‌های خروشان و نگین دریاچه‌ بوده است که مستحضرید متاسفانه به مرور سدسازی غیرکارشناسی، برداشت بی‌رویه‌ی آب‌های زیرزمینی، چارت کاشت نادرست، انتقال آب از بوکان به آذربایجان شرقی و... سبب شده‌اند تا بجای شعف از ساحل زیبای «ماین و سیمینه‌رود» بر سوگ شوره‌زارها گریست. برنامه‌ریزی عمل‌گرایانه و اهتمام جدّی بر ساماندهی وضعیّت آب و درخواست همکاری از متخصصان متعهد این حوزه در داخل و خارج کشور می‌تواند خدمتی ماندگار در این دیار غریب باشد که قطعاً مصلحت ملّی نیز به دنبال دارد.
5- اگر چهار مورد فوق‌الاشاره مدیریّت گردند می‌توان بسیار خوشبین بود تا آسیب‌ها و معضل‌های دیگر به آرامی پیشگیری، کنترل، راهکاریابی و حل شوند. مانند رسیدگی به وضعیّت جادّه‌های استان که تبدیل به قتل‌گاه شده‌اند. مانند رسیدگی به نیازسنجی اولویت‌دارِ کشاورزان و باغداران این استان در بخش‌های خرید گندم، چغندر، سیب و نظارت بر مراکز خرید و احداث کارخانجات و سیلوهای ضروری. مانند رسیدگی به شهرک‌های صنعتی، تجهیز بیمارستان‌های شهرستان‌های غیر از مرکز استان، پیشگیری از مهاجرت به شهر و سکونت‌گاه‌های غیرمجاز و حاشیه، تخصیص زمان صداوسیمای استان به تمام شهرستانها، کار بر پتانسیل بسیار بالا و مهیّای گردشگری استان و موارد بسیار دیگر که امیدواریم ان‌شاءالله با مدیریّت جنابعالی و همکاری تیم‌های استانداری و صراحت مشاوران و صداقت سران انتظامی و نظامی استان و راهنمایی روحانیون معزّز هرچه بیشتر به نعمت خدمت آراسته و نائل گردید.
بوکان. 23 مهر 1396. غفور شیخی

مسافرکشان در دست انداز ساماندهی

برخورد سلبی راهگشا نیست

دلیل حضور این خودروها شاید اولین سوال برای حل این معضل باشد. غفور شیخی، جامعه‌شناس دراین باره به جام‌جم می‌گوید: مشکلات و چالش‌های عرصه درآمدزایی و اشتغال، ‌ضعف نظارت و مشکلات معیشت عامل اصلی حضور و استقرار خودروهای پلاک شهرستان در پایتخت به شمار می‌رود. هر چند به باور او برخورد سلبی با این معضل راهگشای موضوع نیست، چراکه‌ این تصمیم شاید به صورت مقطعی از بار ترافیکی شهر کم کند، اما بدون شک تاثیری در مهاجرت‌ها به تهران نخواهد گذاشت.

این استاد دانشگاه معتقد است این یک درمان مقطعی است و شاید حتی به گسترش آسیب‌های دیگر اجتماعی هم منجر شود. از سوی دیگر و به گواه آمارهای ارائه شده توسط پلیس راهور در سال گذشته، روزانه 19 میلیون مسافر در پایتخت جابه‌جا شدند که چهار میلیون از این جابه‌جایی‌ها به واسطه خودروهای شهرستانی انجام شد. آن‌طور که سال گذشته رئیس وقت پلیس راهور تهران گفته بود، عامل 30درصد ترافیک پایتخت ناشی از فعالیت و تردد خودروهای پلاک شهرستان است.

ادامه نوشته

اقتصاد مقاومتی و ویژه خوارها

کشور ایران همواره دستخوش نوسان ها و تغییرات داخلی زیادی بوده است که از یک طرف حساسیت مرزها، اثرات تحریم ها، چند قومیتی بودن آن و کارشکنی عده ای ذینفع داخلی و از طرف دیگر اقدامات دشمنان و تلاش برای نفوذشان، جنگ نرم و روانی رسانه ای و همچنین قبضه کردن اقتصاد جهانی و... ایجاب نموده تا مجموعه مدیریتی و استراتژیکی کشور و در رأس آن هوشمندی و پیگیری جدّی رهبری معظم به صورت شبانه روز در تلاش و تکاپو باشند. یکی از این تزها، اقتصاد مقاومتی است که در شرایط خاصی چنین نسخه ای برای گذار از تنگناهای دوران و مسیر حرکت، پیچیده و نوشته شده است.

در مقیاس کشوری و رقابت های جناحی همواره عده ای هستند که منافعشان در خطر است و دارای میزانی از قدرت و نفوذ به واسطه در اختیار داشتن سرمایه و ابزارهای تاثیرگذاری، می باشند یکی از برجسته ترین این ذی نفع ها، ویژه خواران هستند.

 

ویژگی های ویژه خواران

ادامه نوشته

بازنمایی نسلی در فرهنگ کورد و آذری

منظور از نسل، مبنای بیولوژیکی آن نیست بلکه یک آفرینش اجتماعی بر مبنای دوره ی زندگی و اشتراک جایگاه افراد در تاریخ اجتماعی – در اینجا استان آذربایجان غربی- و با ارجاع به وضعیت فرهنگی ویژه ای که توسط گروه سِنّی خاصی تجربه می شود، مدنظر است.

اولویت های ارزشی از سمت مسائل و دلبستگی های انقلابی به سوی رفاه کیفیت زندگی گرایش یافته است و این ارزش های نسل پیشین و گرایش های نسل جدید به صورت آشکار یا پنهان، جزئی یا کلی، ناب یا ناقص نفوذ داشته است. بنابراین فرهنگ و جهان بینی این استان با جایگزین شدن نسل های جوان تر و پسین به جای نسل های بزرگ تر و پیشین، در حال دگرگون شدن است. نسل بعدی غیرآذری ها خواهان سهیم شدن بیشتر در ترکیب قدرت استان است و همین مطالبه ها در چند بُعد، زمینه ی ظهور پان تورکیسم در رویارویی با به هم ریختگی فرهنگی نسل معاصر و حفظ جایگاه و هژمونی مسلط را در پی دارد.

آموزش فرهنگی در «وجه ذهنی قدرت» با ترویج انگاره های ذهنی همخوان با نظام فارسی و در «وجه عینی قدرت» با نمایش کلیشه هایی که از منظر نسلی متولیان فرهنگی و به ویژه رسانه ی استانی، تصمیم نهایی را می گیرند به بازتولید شکاف فرهنگی و نابرابری آموزشی دامن می زنند.

 

ادامه نوشته

شبکه های اجتماعی با عملکرد ضداجتماعی

شبکه مجازی متشکل از گره هایی (یا افرادی) است که به وسیله وابستگی هاي خاص به یکدیگر مرتبط شده اند. این وابستگی ها، می تواند اهداف، آرمان ها، مسائل مادي و همین طور مسائل دینی باشد. نوع ارتباط نیز به میزان زیادي به این وابستگی ها و همچنین، افراد وابسته متکی است. بر این اساس می توان محیط های اینترنتی را به دو دسته تعاملی (ارتباط دو طرفه مانند تلگرام) و شبه تعاملی (ارتباط یکطرفه مانند وب) می توان تقسیم کرد.

از طرف دیگر، تعامل، طبق نظریه های گافمن فرایندی است که در آن فرد کنش و واکنش ها را با افراد پیرامون خود انجام می دهد به عبارت ساده هر عملی که در جامعه توسط افراد در رویارویی با همدیگر انجام می دهند و کنش وی منجر به ایجاد واکنشی از طرف دیگری می گردد یک تعامل اجتماعی-انسانی محسوب می گردد و درون مایه ی آن همان برقراری ارتباط می باشد.

ادامه نوشته

دستفروشان زیر چتر حمایت

تصویرهای ذهنی درباره دستفروشان مدتی است تغییر کرده‌؛ تا چند وقت پیش اگر با شنیدن کلمه دستفروش یاد افرادی می‌افتادیم که اغلب از طبقه پایین جامعه بودند اما مشکلات معیشتی و البته تغییر سلیقه‌ها، پای بسیاری از افراد طبقه متوسط را هم به پیاده‌روها باز کرده است.

البته اجناس آنها فرق می‌کند و به جای لیف و کیسه در بساط‌شان می‌توان اجناسی مثل صنایع دستی ‌را دید اما چیزی که عیان است این که دستفروشی مختص یک طبقه نیست. اتفاقی که به باور غفور شیخی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه یک زنگ خطر است.

وی در این باره به جام‌جم می‌گوید: وقتی نابسامانی اقتصادی روی می‌دهد، مفهوم طبقه به‌هم می‌خورد. چیزی که جامعه‌شناسان آن را با عنوان «به‌هم ریختگی طبقاتی» می‌شناسند.

هر جامعه‌ای را می‌توان به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم کرد. این درحالی است که همه این طبقات خودشان به سه زیرمجموعه تقسیم می‌شوند. به عنوان مثال، طبقه پایین تقسیم می‌شود به پایین روبه بالا،‌ پایین متوسط و پایین روبه پایین.

آن‌طور که شیخی توضیح می‌دهد فشار اقتصادی، عدم توازن واردات و صادرات و ضعف نظارت، از دلایل این به‌هم‌ریختگی طبقاتی در پدیده دستفروشی است.

این جامعه‌شناس معتقد است، یکی دیگر از دلایل گرایش طبقه متوسط روبه پایین به دستفروشی، ضعف در نظارت است.

به گفته او باز بودن دست این طبقه در حوزه اقتصادی و نوع فروش، جنسِ در معرض فروش را هم تغییر داده، اما از همان مزیت‌های دستفروشی استفاده می‌کند.

چراکه به دلیل ضعیف شدن اقتصاد، چنین فردی دیگر نمی‌تواند مایحتاج موردنظر طبقه خود را تهیه کند.

ابوالقاسم چیذری، مدیرعامل شهربان شهرداری تهران نیز در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید‌ برخورد سلبی مورد نارضایتی مردم و رها کردن دستفروشان هم باز مورد شکایت آنهاست. دستفروشی معلول ناکارآمدی سیاست‌های رفع بیکاری و ایجاد اشتغال است که جمعی از هموطنان ما را با عنوان «دستفروش»، برای امرار معاش به خیابان‌ها و پیاده‌روها می‌کشاند و هنگامی که «شهرداری» طبق قانون برای رفع سدمعبر آنها اقدام می‌کند، با واکنش منفی و جبهه‌گیری خود دستفروش‌ها و «شهروندان» روبه‌رو می‌شود.

وی می‌گوید:‌ شهر تهران تاوان ناکارآمدی دولت‌ها در حوزه اقتصاد و ایجاد شغل در شهرهای دیگر کشور را می‌دهد.

‌علیرضا سرحدی کارشناس حوزه ی شهری معتقد است که ساماندهی به این مفهوم که دستفروشان را جمع و متمرکز کنیم در یک سوله یا بازار، تقلیل دادن این مساله و به نوعی سطحی‌نگری به این پدیده است.

براساس اطلاعاتی که وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی حدود دوسال پیش منتشر کرد‌ حدود 90‌درصد دستفروشان ‌شغل دیگری ندارند‌ به گواه این تحقیقات 31‌ درصد آنها حتی یارانه هم نمی‌گیرند. 36 ‌درصد آنها پیش از روی‌آوردن به شغل دستفروشی کارگر ماهر و 21‌ درصد آنها کارگر ساده یا کارگر کارخانه بوده‌اند

حداقل کاری که مسئولان می‌توانند انجام دهند، الگوبرداری از سایر کشورهاست که در کلانشهرها و شهرهای کوچک مناطقی مناسب و قابل دسترس را به آنها اختصاص داده‌اند.

 

ادامه...

ادامه نوشته

تب طلا بین لاکچری ها

شیخی از فرهنگ مادی‌گرایی، تضاد طبقاتی و رشد ناموزون جامعه، بعنوان عوامل اصلی رواج کالاهای لوکس، لاکچری و غیرمتعارف در جامعه، یاد می‌کند و به ما می‌گوید:« لاکچری‌بازی و تجمل‌گرایی برخاسته از فرهنگ مادی‌گرایی یا همان ماتریالیستی است.»

فرهنگی که به گفته شیخی، در جامعه‌شناسی با چندویژگی خاص شناخته‌می‌شود:

1- تفکر مادی‌گراها این دنیایی است ، یعنی افرادی که سراغ چنین سبک زندگی‌ای می‌روند، تفکرشان براین است که همه چیز در این دنیا بر مبنای مادیات است.

2- مشخصه مادی‌گراها لذت‌جویی است؛ یعنی وقتی قاعده بر مادیات گذاشته می‌شود، لذت بردن از این مادیات هم اهمیت پیدا می‌کند.

3- مشخصه بعدی فخرفروشی است؛ براین اساس مادی‌گراها درفخرفروشی و مزین کردن خودشان به مظاهر تمدن ، با هم رقابت می‌کنند و از این عمل لذت می‌برند.

4- ویژگی بعدی فرهنگ مادی‌گرا، مصرف‌گرابودن است؛ همینجاست که افراد حتی بیش ازضرورت، نیاز و توانشان مصرف می‌کنند و درنتیجه از مصرف‌گرایی به اصراف می‌رسند.

اما اینکه چرا این لوکس‌گرایی درجامعه ما با فرهنگ و بستر و پیشینه ایرانی واسلامی رواج پیدا می‌کند، سوالی است که از این جامعه شناس می‌پرسیم و او در پاسخ می‌گوید:« این موضوع به تضاد طبقاتی موجود درجامعه فعلی ما برمی‌گردد. درچند سال اخیر، این تضاد طبقاتی به دلایل مختلف بیشتر از قبل شده است؛ افراد زیادی یک‌شبه ثروتمند شده‌‌اند و همین موضوع فاصله طبقاتی را زیاد کرده‌است.»

شیخی از این افراد با عنوان نوکیسه‌ها یاد می‌کند و می‌گوید:« افرادی که سراغ لوازم لاکچری ، سراغ سیگارهای طلا و ...می‌روند، نوکیسه‌ها هستند چراکه افراد ثروتمندی که ریشه دار و اصیل هستند، هیچوقت از لوازم لوکس برای خودنمایی استفاده نمی‌کنند.»

ادامه نوشته

وجدان جمعی و حافظه جمعی

چرا مردم ما، اندیشمندان و بزرگان علم و هنر و ادبشان را به راحتی به فراموشی می‌سپارند؟ چرا در جامعه ما، حوادث و جریاناتی که باید از آنها درس و عبرت گرفت بارها و بارها تکرار می شوند؟ چرا بعضی ها می گویند مردم قدرنشناس اند و زود همه چی را فراموش می کنند؟چطور وقتی مسئله ای ناموسی یا حیثیتی روی می دهد مردم با خشم و بدون فراخوان گردهم می آیند و شروع به تجمع و اعتراض می کنند؟ آیا همانطور که یک انسان شخصیت و وجدان دارد جامعه هم دارای شخصیت و وجدان است؟ این نوشتار در پی آن است که با توضیح وجدان و حافظه جمعی و بیان ارتباط بین آنها، به پرسش های بالا، پاسخ مختصر بدهد و از مثال های مختلف در این خصوص جهت آسان سازی بحث، استفاده نماید. شناخت حافظه و وجدان جمعی مانند کلیدی است که می تواند قفل بسیاری از مسائل و مشکلات جامعه را به آسانی برای عموم بگشاید.

الف) وجدان جمعی

 

ادامه نوشته

نویسندگان فصلی

نویسندگان فصلی!
موسم انتخابات شورا و ریاست جمهوری و رای گیری‌ها که می‌رسد عده‌ای که قبلاً کمترین دغدغه‌شان آگاهی فرهنگی و سیاسی و روشنگری اجتماعی و فعالیت‌های علمی مستمر بوده در قالب یادداشت‌نویسِ چند پاراگرافیِ سایت‌های محلی و گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی،یکی دست زیرچانه ودیگری در کنار کتابخانه و
آن یکی قلم بر لب و یا تصویری شاعرانه و تبلیغاتی ظاهر می شوند.
آگاهی‌بخشی، نویسندگی، انتقاد اجتماعی و روشنفکری، جریان و فرایند سیال و مستمر و پویایی است که مانند هر تکنیک و مهارتی نیاز به الزاماتی دارد.
الف- عمده‌ترین اغراض پشت پرده
از جانب نهاد و اداره‌ای کوک شده‌اند...
نماینده مجلس یا شورای شهری بوده که با تظلم، تافته...
از جانب عده‌ای از دوستان و نزدیکان تشویق شده‌...
ب- انتقادهای وارد بر نوشته های فصلی
تقلیل اهمیت و شأن یادداشت‌نویسی و انتقاد اجتماعی و تحلیل دانشگاهی به یک ابزار فرصت‌طلبانه...
آگاهی بخشی باید آهسته و پیوسته باشد نه مقطعی...
تزویر و تظاهر و چندچهره‌نمایی افزایش یابد...
پ- پیشنهادها

ادامه نوشته

بی تفاوتی اجتماعی

گفتگوی مکریان امروز؛ 10بهمن 1395

رفتار دولتمردان، موجب بی تفاوتی اجتماعی می شود

شیخی که به گفته ی خود از هر گونه جناح بندی سیاسی مبرّاست با اشاره به برخی دل مشغولی های این روزهای مسوولان می گوید:

«از چند سال قبل تاکنون این یکی از معضلات و دغدغه های مردم و نامزدهای انتخاباتی است که دولتمردان از استانداران گرفته تا فرماندار و بخشدار و حتی مسئولین اداره های یک شهرستان تمام توان و وقت و امکاناتی را که باید در راستای انجام وظایف محوله و خدمات مردمی قرار گیرد به سوی نمایش های تبلیغاتی انتخاباتی جهت دهی می کنند و برای آن سفرها و مراسم ها و همایش ها اسامی متعدد و مجزایی تحت عناوین گزارش عملکرد، بازدید، هم اندیشی، ارتباطات مردمی و... تدارک می بینند. هرچند در واقع به نوعی دورزدن قانون منع تبلیغات زودهنگام و همچنین ممنوعیت بکارگیری امکانات دولتی برای تبلیغات است اما به دلیل تکرار، نبود نظارت و پیگیری و همچنین یکسان بودن عامل و مسئول، این روال، رنگ و روندی طبیعی و حتی حرفه ای به خود گرفته است. احتمال اینکه این ترفند و روند باعث افزایش مشارکت مردمی در انتخابات می گردد نیز دلیل اغماض برخی نهادهای مسئول و نظارتی نیز شده است.

این تبلیغات زودهنگام و تقلّای دولت برای انتخابات پیش رو در قالب سفرهای استانداران و جلسات فرمانداران و بارش نشریات و گسترش پیام های چندرسانه ای فضای مجازی، بنرهای دور میادین و معابر عمومی با برجسته ساختن تصویر و نام شخص مورد نظر انجام می گیرد.

این تلاش با شروع ماه بهمن و دهه ی فجر با افتتاح چندباره ی پروژه های نیمه تمام و کلنگ زنی های بی فرجام و صدها خبر تخصیص اعتبارات و بودجه و غیره بیشتر می شود و به اوج خود می رسد.

طبیعی است که عقل سلیم منکر تلاش دولتمردان و انجام مقدمات لازم در راستای معرفی زحمات و اطلاع رسانی عمومی و بسترسازی مناسب انتخابات پیش رو نیست اما اعلان این استراتژی و بسیج نمودن تمام توان و امکانات و برنامه ها در این راستا، منزوی شدن خدمات، مسکوت ماندن امورات، معطل ساختن کارهای اولویت دار و اجرای نمایش های تبلیغاتی در کنار شعار ممنوعیت تبلیغ زودهنگام و برابری شرایط و عدالت سیاسی برای تمامی نامزدها، به نوعی توهین به شعور عمومی و هدر دادن بودجه و سرمایه ی ملی محسوب می شود.

مناسب تر آن است که بجای بکارگیری تکنیک های متعدد تبلیغات و اقناع و توجیه جامعه، اطلاع رسانی مستمر شش ماهه ی مستند انجام گیرد و ضمن اطلاع رسانی بگذارند و فرصت بدهند که کارهای انجام شده و فعالیت های صورت گرفته و پروژه های مختوم گشته، خود زبان حال و واقعی و گویای تبلیغات باشند.

در اینکه طی حداقل 5سال اخیر تاکنون دولت تحت فشار بوده و وضعیت بازار و کسابت و اقتصاد در تب تحریم و رکود و تورم گرفتار شده شکی نیست و جامعه نیز سطح انتظارات و مطالبه های خود را به میزان قابل توجهی کاهش داده اند اما این دلیل بر کم کاری عملیاتی یا بزرگ نمایی طرح های ترمیمی و کوچک مقیاس نیست و قطعاً بیان صادقانه و مستند فعالیت های انجام شده و نشده برای مردم می تواند مقبول تر و منطقی تر از اجرای سناریوهای متظاهرانه ی بزرگنمایی شده ی تبلیغاتی باشد چرا که در اولی نوعی تکریم و معذرت و در دومی نوعی تحمیق و تظاهر مستتر است. به گمان بنده همچنان که برخی اندیشمندان (مانند سات ژالی، جرج گربنر و...) از تلویزیون افراطی به عنوان مروج بیماری جهانی و جعبه ی حماقت یاد می کنند می توان تبلیغات گسترده ی امروزین را نیز فنون ترکیب اغراق های دروغین و صداقت های ناپایدار برای اغفال و اقناع مردم در راستای نیل به اهداف خود با ابزارها و شگردهای متعدد تعریف نمود و گرنه مشک آن است که خود ببوید.

از طرفی هم انتخابات و تداوم مسئولیت یا تغییر آن بخشی از انبوه فعالیت های روزمره و اقداماتی است که باید برای آن تدابیری اندیشید و به نحو احسن به انجام رساند و پرداختن به یکی از این وظایف و امورات نباید موجبات صدمات و لطمات به سایر فعالیت ها گردد. این در حالی است که ادامه حیات سیاسی و اجرایی و مدیریتی بسیاری از دست اندرکاران منوط به نحوه ی فعالیت فلان استاندار و فرماندار و بخش دار و مسئول برای انتخابات است و چه بسیار قول ها و وعده هایی که در این میان بین مردم و مسئولین و فضای عمومی جامعه رد و بدل می شود و بعداً جامه ی عمل نمی پوشند و بذر و تخم بدگمانی و بی اعتمادی و «نان به نرخ روز خوری» را می کارند و سرانجام «هر کسی به فکر خودبودن و احساس بی قدرتی جمعی» را می دروند. تمامی این پیامدها ناشی از صرفاً چند سفر و همایش نیست بلکه ناشی از نوع اقدام و دورخیز برای انتخابات پیش روست که دربرگیرنده ی یک استراتژی مشخص تیم دولتمردان است که متوسل به تبلیغات متظاهرانه و نه عملگرایی مستند است»

منبع

- شیخی، غفور (1395) تقلای دولت روحانی برای حفظ آرای کوردها، دوهفته نامه مکریان امروز، سال اول، شماره دوم، ص4

جامعه تلوتلوخوران «سبک واکنش احساسی»

جامعه تلوتلوخوران

«سبک واکنش احساسی»

غفور شیخی

 

هر حادثه ای که در این کشور پهناور روی می دهد و مردم می خواهند عزت انسانی و کرامت اخلاقی خود را نشان دهند، بالاخره از مسیر معقول و منطقی به سمت احساسات و قاطی کردن مسائل و فرافکنی و سپس اعتراض کشیده می شوند و در صورت نیاز به عمل و یا در صورت مقداری فشار، به  کل ساکت و گوشه نشین می شوند و بعد از آرام شدن اوضاع به دنبال سوژه ای دیگر می روند و این روند همچنان ادامه دارد.

طی این روند بسیاری از تازه به دوران رسیده ها دست به قلم می شوند و پیام های تسلیت و همدردی تبلیغاتی می فرستند یا سلفی می گیرند تا بلکه برای خود در این اوضاع حساس و احساسی جایی باز کنند و مطرح شوند.

غالب صاحبنظران و دلسوزان منطقی نیز ساکت و بی واکنش می نشینند.

جوانان رگ غیرتشان باد می کند و هر لحظه به دنبال شکار تصویر و جمله ای زیبا هستند که با تمام توان در گروه های مورد نظرشان بکوبند و عده ای تائید و لایک کنند.

برخی نان به نرخ روزخورهای خارج کشور نیز زیرکانه آتش را شعله ورتر می سازند و چندین قضیه را با یک قضیه می پیچانند و گره می زنند و در پست های رنگارنگ به کام گروه ها و کانال ها می فرستند.

شاید کمتر کسی از سازوکارهای منطقی و عقلانی و قانونی پرس و جو کند

شاید کمتر کسی مایل به درک واقعیت و اصل جریان هم باشد

شاید کمتر کسی هم جرات کند در این موج هیجان و شور و احساس، ریسک کند و جماعت را به آرامش و واقع بینی فرا بخواند چون قطعاً با مخالفت و تمسخر عده ی زیادی روبرو می شود.

و شما برای هر یک از این سطور ممکن است جوابی دندان شکن داشته باشید!

اما «این سبک واکنش احساسی ماست»

این کاملاً قابل قبول است که وفات هر انسانی در هر نقطه از این کشور، ضایعه ای برای همه است و نباید تبعیض و بی عدالتی از هر جهت با این قضایا صورت گیرد. مرگ هر کدام برای تک تک ما ناخوشایند و بس سنگین است. چه حادثه پلاسکوی تهران باشد یا سیل بلوچستان یا بهمن سردشت و وفات کوهنوردان بوکان. اما در تمام این قضایا به طور عجیبی مردم بمثابه آتش تلّ کاه، به یکباره سراسر وجودشان احساس و افراط می شود. این سبک واکنش ما در برابر بسیاری از قضایاست. سبکی تلوتلوخوران که بجای نیفتادن از این طرف بام، از آن طرف می افتیم. حتی به همین دلیل است که نمی توانیم درست و منطقی انتخاب کنیم و بر احساس و عواطف و خویشاوندی ها، رودربایستی ها و تعارف ها غلبه کنیم.

لطفا کمی تامل کنید

اگر در مناطق مرزی و به ویژه مناطق کوردنشین و بالاخص سردشت و پیرانشهر و بوکان اشتغال مناسب و کافی وجود ندارد و هر روز شاهد مهاجرت جوانان برای مشغولیت های کاذب در شهرهای دیگر هستیم و در این سرما و برف و کولاک عده ای بنا به هر دلیلی جان می بازند، باید به دنبال عملیاتی کردن کارهای اصولی و اساسی باشیم چرا که هر بار این اتفاق افتاده و خواهد افتاد و هر بار روح هزاران نفر جریحه دار می شود و دردناک تر آنکه کاری هم از دست کسی برنمی آید.

ده ها بار به پلاسکو هشدار داده شده، اقدامی قانونی توسط شهرداری انجام نشده و دارای حداقل امکانات و تجهیزات اطفاء هستیم و به شدت با ضعف مدیریت و فرهنگ شهروندی خود همین افراد جامعه درگیریم و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

چندین روز است که هشدارهای هواشناسی داده می شود و کوهستان سردشت و پیرانشهر و در کل کوردستان یکی از صعب ترین مناطق زاگرس است. برخوردهای نظامی گرایانه مرزی از یک طرف و رفتارهای سوءاستفاده گرانه ی صاحبان بارها با کاسبان شریف مرزی در این وضعیت کولاک و بهمن و… روی می دهد و آن وقت انتظار چنین حادثه ای یا مشابه آن را نباید داشته باشیم؟

لطفا کمی تامل کنید

راه های بسیاری برای کاهش احساسات غیرضروری و افزایش عقلانیت و منطق ضروری وجود دارد تا به تبع آن به سوی راهکارهای بلندمدت و عملیاتی و زیربنایی نیز برویم و بجای جامعه ای تلوتلوخوران مانند یک پیکر هماهنگ که آرامش و منطق و زیرکی خود را از دست نداده عمل کنیم.

نماینده های شهرستان های خود را به پای بحث و استدلال بکشانیم و از آنها بجای شعار، طرح و برنامه بخواهیم که چه کرده اید و دارید چه می کنید و می خواهید چکار کنید؟

ریشه ی تمام این حوادث و بدبختی ها در این موقعیت فعلی کشور و جامعه امان در «اقتصاد» و سپس «فرهنگ» است.

نهادهای مردم نهاد (سمن) ها را تشکیل بدهیم و برای برطرف کردن هریک از معضلات این جامعه، اقدام کنیم و راه قانونی را طی نماییم. هر چند زمان بر و پرفراز و نشیب و اما و اگر است اما باز از تلّ احساسات زودگذر متعصبانه مناسبتر به نظر می رسد.

از مجاری مختلف به نهادها و مراکز دولتی فشار وارد کنیم تا بجای سفر نمایشی استاندار، مردم از وی مطالبه طرح و بودجه و اعتبارات و اشتغال و … نمایند. این جزو حقوق شهروندی هر ایرانی در چارچوب قانون و دینمان است.

اساتید دانشگاه و صاحبنظران و قلم به دستان، به جامعه مشاوره و طرح بدهند و راه های کسابت و ایجاد اشتغال و اتحاد بین دانشگاه و بازار را به تمرین بگذارند.

از ظرفیت این رسانه ها فقط برای پرکردن اوقات فراغت و مصرف کردن حجم اینترنت و فان و فالوور استفاده نکنیم و جنبه های دیگر مفیدبودن و ثمربخشی را هم ببینیم و بیاموزیم.

سرمایه دارهای کلان شهرستان های خود را به سرمایه گذاری بومی دعوت و مجاب کنیم و آنها نیز در قبال این جامعه احساس مسئولیت نمایند تا حوادث ناگوار اینچنینی برای چندهزارتومان روی ندهد. آیا صاحب سرمایه ی کوردستانی وجدانت از بی اعتنایی ات به اشتغال زایی در این مناطق با دیدن این حوادث، آسوده است؟ یا با بهانه ی اینکه فلان مسئول یا فرماندار مدیون یا غیره نگذاشت خود را توجیه می کنید؟

هزاران طرح و برنامه ی دیگر اقتصادی و فرهنگی می توان به انجام رساند تا هم جان و مال و خانواده هایمان محفوظ بماند و هم جامعه امان روز به روز علیرغم تمام مشکلات مدیریتی و امکاناتی و بودجه ای و… هرچند آرام ولی درست، پیشرفت کند.

من برای وفات یافتگان، خانواده های آنان، همشهریان و این احساسات پاک مردم و حماسه همیاری غرورآفرین مردم در یافتن پیکر عزیزان زیر بهمن، سر تعظیم فرود می آورم ولی جدای از اقدامات همیارانه، با تمام احترام این سبک واکنش های احساسی را مفیدفایده نمی دانم چون اقدامات زیربنایی و بلندمدت را که از دست همین مردم بر می آید را نمی بینند و انرژی شان با این احساس ها تخلیه می شود و آرام آرام همه چیز به فراموشی سپرده می شود تا حادثه ای دیگر…

 

کانال تلگرام شیخی کلیک فرمایید.

 نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبری مکریان مهاباد

نشر این مطلب در سایت تحلیلی خبر هانا

 

حقوق مذهبی در گفتار و رفتار مطهری و عثمانی

شواهدنشان می دهد که هدف اصلی آقای مطهری، توجه و التزام به رعایت قانون اساسی و جذب و جلب آراء اهل سنت کشور و به ویژه تهران می باشد. چنان که در 26دی 93 نمونه ای از این حمایت، علنی شد. هدف غایی آقای عثمانی نیز، ایجاد حُسن نیت و اعتماد بین مذاهب بوده که از این طریق برای خود نزد بالاسری ها کسب اعتبار می نماید.

ب- در روش

شواهد فوق نشان می دهد که روش آقای مطهری ترکیبی از حرف و عمل با صراحت و شجاعت بوده است. گاهی در صحن علنی مجلس تذکر داده  و گاهی در نمازخانه اهل سنت پایتخت شرکت جسته و گاهی اقدام به جمع آوری تذکر کتبی نموده است. روش آقای عثمانی با احتیاط، چندپهلویی و کناره گیری آگاهانه، بیشتر در حوزه حرف و ژست تبلیغاتی بوده است. جالب توجه است که هر دو، پدر بزرگوارشان، روحانی بوده و دارای دو روش متفاوت خدمتگزاری بوده اند که انعکاس روش و تربیت هر یک، اکنون در دو نماینده مطرح، تجلی عملی یافته است.

پ- در آینده

شواهد فوق و روند صعودی بیانات و کردار دو نماینده نشان می دهد که آقای مطهری در همان سبک و سیاق پیش می رود و حمایت ها و گرایش های سنّی گرایانه وی بیشتر نمی گردد اما به مناسبت های مختلف بر مظاهر و گرایش های شیعه گرایانه آقای عثمانی در بیانات و کردار افزوده می شود. این امر لزوم توجه و اهتمام به عدم ایجاد حساسیت منطقه ای و التزام به وحدت کلمه ملی را برجسته می نماید.

...

منبع

- شیخی، غفور (1395)حقوق مذهبی در گفتار و رفتار مطهری و عثمانی، مکریان امروز، سال1، شماره1، ص3

ادامه نوشته

نگاه جامعه شناختی و روان شناختی به حجاب

در هر صورت، بعد از انقلاب اسلامی، حجاب، علاوه بر رنگ سنتي، آهنگ حکومتي هم به خود گرفته است و عمده ترين عوامل اجتماعي- فرهنگي مرتبط با حجاب گريزي عبارتند از همانند سازی و تشبه، جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي، پايگاه اقتصادي خانواده، جلوه گری و خودابرازي، انگیزه افزون طلبی جنسی، دگرگوني ارزش‌ها، تنوع خواهی و مدگرایی.

برای شناخت دقیق لازم است تعریفی از آن نیز ارائه گردد. حجاب براي زنان يعني...

 

منبع

ترابی، اسرین(1395) نگاه جامعه شناختی و روان شناختی به حجاب، ئاویته، سال6، شماره 32، 74-75

 

ادامه نوشته

از درگیری های خیابانی تا جنایت های خونین

روزنامه جام جم، 6 شهریور 1395 ، ص22، شماره خبر: 2520993199603227515

 

زندگی مدرن، خشونت را در جامعه بالا می‌برد! با این جمله موافق باشید یا نباشید، نمی‌توانید منکر این موضوع باشید که در جامعه امروز، بهانه‌های بروز خشونت بالاست و کمتر پیش می‌آید، وقتی از خانه خارج می‌شوید با صحنه‌ای از یک درگیری در خیابان‌های شهر روبه‌رو نشوید. فرقی نمی‌کند طرف‌های این درگیری، راننده تاکسی و مسافرانش باشند یا دو راننده عصبانی که همزمان با هم به یک جای پارک رسیده‌اند.

دکتر غفور شیخی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این باره به جام‌جم می‌گوید: عوامل زیادی مانند ژنتیک و محیط می‌توانند در بروز خشونت و افزایش آن در جامعه موثر باشند. برای مثال در محیط‌‌هایی که پرخاشگری خشونت و ناامنی بالاست، ریسک ابتلای افراد به خشونت هم افزایش پیدا می‌کند.

شیخی ادامه می‌دهد: اما در مواردی که خشونت‌ها به درگیری منجر می‌شوند، می‌توان دنبال دلایل دیگری بود. برای مثال شهروندان ما نمی‌دانند برای رفع مشکل‌شان از چه کانالی وارد شوند و از چه طریقی قضیه را حل کنند. در نتیجه به واکنش‌های احساسی و عکس‌العمل‌های سنتی رومی‌آورند.

این جامعه‌شناس در ادامه می‌گوید: در بررسی پرونده‌های مختلفی که در طول سال به مراجع قضایی فرستاده می‌شود، می‌توان به سه دلیل عمده رسید: اول، پرونده‌هایی که با موضوع طلاق تشکیل می‌شوند،‌دوم پرونده‌هایی برمبنای نزاع و درگیری و سوم، پرونده‌‌هایی مربوط به چک‌های برگشتی. همین مساله نشان دهنده حجم زیاد درگیری‌هایی است که در بیشتر آنها خود طرفین دعوا از عاقبت کار بی‌خبرند.

دلیل بعدی این اتفاق از...

 

ادامه نوشته

رهاشدگی بوکان

رهاشدگی بوکان

رهاشدگی (Triggered, Abandonment) به معنای به حال خود رها نمودن تعمّدی فرد یا جامعه ای است که تلوتلوخوران پیش می رود و دارای ثبات وضعیت و مدیریت کارامد نیست. این رهابودگی و رهاشدگی در دو سطح (استان و شهرستان) و سه زمینه اصلی (مدیریتی، نظارتی و آسیب های اجتماعی) قابل توضیح اند:

سطح اول- استان

سطح دوم- شهرستان

این رهاشدگی در سطح شهرستان، ملموس تر و عینی تر به نظر می آید که در سه زمینه اصلی زیر قابل بحث اند:

زمینه اول- مدیریت

زمینه دوم-نظارت

درخصوص نظارت شهرستان بوکان ذکر 3 مورد لازم است که

1-امور غیرقانونی و مشکل دار و زدوبندها و رشوه خواری ها و... نیاز به دلیل، مدرک، سند و یا شاکی (عمومی، خصوصی) دارند که ...

2- رهبر معظم انقلاب در فرمان 8 ماده ای خود تاکید مستقیم نموده اندکه «مسئولان خیرخواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است.

- مطالبه گری عمومی و انزجار از فساد و مشکلات مدیریتی و انعکاس آنها و اعتراض به قانون گریزی ها در جامعه یا وجود ندارد یا بسیاری از مردم، خود به نوعی منافع و کارشان لنگ و گیر یکی از همین اداره هاست.

زمینه سوم- آسیب های اجتماعی

راهکارها و پیشنهادها

1-مبارزه با فساد

2- امیدبخشی

3- وفاق استانی

 

منبع

-شیخی، غفور (1395) رهاشدگی بوکان، نشریه زیرک، سال2، شماره 3، ص 2

 انتشار مطلب در سایت خبری تحلیلی مکریان

 انتشار مطلب در شبکه اطلاع رسانی دانا

انتشار مطلب در پایگاه خبری تحلیلی کانی پرس

ادامه نوشته

ماموستا عبدالرحمان ناصری

ساده زیستی از خصوصیات بارز ماموستا ملا عبدالرحمن ناصری بوده  و همیشه در حرف و عمل مروج و مبلغ ساده زیستی بوده است.

به گزارش هاناخبر ، ماموستا ملا عبدالرحمن ناصری در شهریور ۱۳۲۰ در روستای جموغه از توابع شهرستان بوکان در یک خانواده روحانی دیده به جهان گشود. پدر ایشان ماموستا ملا علی از روحانیون منطقه بوکان بود که ساله در روستاهای جموغه و حمامیان به تدریس و وعظ و رسیدگی به امور دینی مردم اشتغال داشت. حاج ملا رحمان از همان کودکی نزد پدر شروع به تحصیل علوم دینی نمود. سالهای اول طلبگی قرآن و دروس مقدماتی را نزد پدر بزگوارشان آموخت و برای ادامه تحصیل راهی حجره های سایر روستاها و شهرهای اطراف گردید. ایشان در سالهای طلبگی از محضر اساتید بلند پایه منطقه چون حاج ملا علی ربانی بغده کندی، حاج ملا عبدا.. احمدیان، حاج ملا عبدالهادی افخم زاده  و حاج ملا حسن محمودی کسب علم و فیض نمود. ایشان پس از طی دروس فقه، اصول، منطق، کلام، بلاغه، تفسیر، حکمت و ادبیات عرب در سال ۱۳۴۳ شمسی اجازه نامه خود را از محضر استاد افخم زاده دریافت نمود.

حاج ملا عبدالرحمن ناصری در سال ۴۳ ازدواج کرد که حاصل آن سه پسر و پنج دختر است. ایشان تبلیغ و تدریس خود را از همان روستای محل تولدش، جموغه شروع نمود و قریب ۱۹ سال به  تبلیغ و تدریس و رسیدگی به امور شرعی مردم این روستا پرداخت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به بوکان عزیمت نمود. سالهای اول انقلاب در آموزش و پرورش به عنوان مدرس علوم دینی به تدریس معارف اسلامی به دانش آموزان پرداخت اما بعدها تدریس شان معطوف به طلاب علوم دینی شد و ادامه فعالیت های دینی خود را در مسجد حضرت عمر (رض) واقع در خیابان شهید بهرامی بوکان از سر گرفت. و در کنار امامت جماعت و تبلیغ و تدریس به اداره امور دفتر ثبت ازدواج و طلاق می پرداخت و تا اکنون نیز به عنوان روحانی همان مسجد نورانیت بخش محل و مورد رجوع مردم می باشد.

ایشان در طول عمر با برکتشان طلاب زیادی را تربیت نموده است که از این بین حدود ۶۰ نفر از شاگردان ایشان در کسوت روحانیت در روستاها و شهرهای اطراف مشغول تبلیغ و تدریس هستند. تابه حال ۱۹ نفر از محضر حاج ماموستا ناصری اجازه افتاء در مذهب امام شافعی (رح) دریافت کرده اند و افراد زیادی هم بخشی از دروس علوم دینی را نزد ایشان تلمذ نموده و در اموری غیر از روحانیت اشتغال دارند. حاج ماموستا ناصری تا سال ۱۳۸۴ تربیت و تدریس را ادامه می داد اما در سالهای اخیر به دلیل کهولت سن طلبه نمی پذیرد و صرفا به امامت جماعت و مطالعه می پردازد.

ایشان دارای تألیفاتی نیز در علوم قرآنی، علوم ادبی و شعر و مقالاتی نیز در پاسخ به سؤالات شرعی و رفع شبهات دینی می باشند که از بین آنها تنها کتاب شعرشان به نام «مه نزومه ی ئه دب و دین» (منظومه ادب و دین) به چاپ رسیده است و سایر تألیفات ایشان به صورت دست نویس در کتابخانه شخصی ایشان نگهداری می شود. اشعار ماموستا بیشتر مربوط به مسایل اجتماعی سروده شده اند و البته با رویکردی دینی. ایشان در برخی اشعارشان سبک زندگی مدرن را مورد انتقاد قرار داده و سبک زندگی اسلامی را برتر می شمارند.

ساده زیستی از خصوصیات بارز حاجی ماموستا می باشد و همیشه در حرف و عمل مروج و مبلغ ساده زیستی بوده است. و امرار معاش ایشان نیز از طریق کمک های مردم به روحانیت و درآمد حاصل از اندک زمین های کشاورزی شان می گذرد.

قطعه شعر زیر یکی از سروده های زیبای جناب ماموستا است که تقدیم خوانندگان عزیز می گردد:

حه مد و سوپاس و سه نا و شوکرانه              بو خودای گه وره و تاق و تاقانه

بروانه له ژیر فه له کی ده ووار                       سه ر سوری سه عی خودای کردگار

عه قل بر ناکا له م جوراو جوره                       ئه م بوونه وه ره توفیریان زوره

یه ک شاد و گه ش و بزه له سه ر لیو             یه ک چاو به گریان بو کولی خه م خیو

یه کیک له سه جده و رکووع و کرنووش            یه ک غه رقی فه ساد دوور له عه قا و هوش

یه ک ئاکار به رز و به هه ست و ویژدان            یه ک که له شه ق و بی عه قل و حه یوان

یه ک له خه تتی دین به موو لا نادا                 یه ک بی دین و ژین واتا موعتاده

یه ک مه ست و ور و سه رخوشی باده            یه کیش نه خوشی کیبر و ئیفاده

یه ک مه ستی مال و ده وله ت و پووله            یه ک بو شیوی شه و که وتوته جووله

یه کیک روژ و شه و خه ریکی تاعه ت              یه ک یاغی و مه غروور دوور له عیباده ت

یه ک سواری ماشینی ئاخرین مودیل               یه ک بی لاق و پی بیچاره و تخیل

یه ک خه و فی خودا وا ده ی کولینی              یه ک ژه نگی گوناح دای ده تولینی

یه ک له موناجات چاو پر له گریان                   یه ک جه رگی خه لک ده کا به بریان

یه ک مه ستی عه یش و عیشره ت له کاخا      یه ک رووت و ره جال له نیو چارداخا

 

نبض زندگی در روستا می زند (یادداشت2 در صفحه نخست روزنامه جام جم)

نبض زندگی در روستا می زند (یادداشت2 اینجانب در صفحه نخست روزنامه جام جم)
 
 
یادداشت2
نبض زندگی در روستا می زند
 
مرور پیشینه تاریخی کشورمان حاکی است که روستاها همواره محلی برای تولید بوده‌اند، چراکه زندگی در آنها جریان داشته و ساکنان این مناطق با کشاورزی، باغداری و دامداری به اقتصاد کشور کمک قابل توجهی می‌کرده‌اند. بنابراین اکنون نیز که بحث مهاجرت معکوس و ضرورت آن مطرح است، باید برای رونق گرفتن زندگی در روستا تلاش کرد؛ زیرا به این شکل می‌شود به روند مهاجرتی سرعت بخشید که به نفع کشور تمام می‌شود.

این درحالی است که زندگی شهرنشینی نیز به دلیل نبود برنامه‌ریزی مشخص همواره چالش‌هایی را برای شهروندان ایجاد کرده، چراکه شهرهای کشور زیرساخت‌های لازم را برای ایجاد شهرنشینی به معنای واقعی ندارند. درواقع شهرهای ما به دلیل مهاجرت‌های بدون برنامه‌ریزی رشد پیدا کرده‌اند و در آنها کمتر می‌توان نشانی از توسعه یافتگی یافت، در نتیجه زندگی شهرنشینی با مسائلی مانند حاشینه‌نشینی، آلودگی هوا و ترافیک سرسام‌آور گره خورده است.

مرور این مشکلات نیز گواهی است بر این که باید زمینه را برای مهاجرت معکوس بیش از این فراهم کرد؛ زیرا هرچند برخی شهروندان از کلانشهرها به شهرهای کوچک و مناطق روستایی مهاجرت کرده‌اند، اما برای جبران کاستی‌ها باید افراد بیشتری را به این مهم تشویق کرد.

برای این که شهروندان به مهاجرت معکوس تشویق شوند باید اسباب رونق گرفتن روستاها را مهیا کرد تا کشاورزی و دامداری جان دوباره بگیرد. برای رسیدن به این هدف نیز دولت باید سازوکاری مشخص در پیش بگیرد؛ به عنوان نمونه ارائه تسهیلات مناسب برای افرادی که به روستاها بازمی‌گردند می‌تواند مفید باشد، زیرا آنها برای کشاورزی و دامداری به ابزار نیاز دارند.

اما نباید فراموش کرد که ارائه تسهیلات به افرادی که برای مهاجرت معکوس پیشقدم می‌شوند به تنهایی پاسخگو نیست،

چراکه بازگشت مردم به شهرهای کوچک و مناطق روستایی به فرهنگ‌سازی نیز نیاز دارد؛ زیرا هستند افرادی که هنوز به کشاورز و دامدار به اشتباه به عنوان افرادی که طبقه اجتماعی مناسبی ندارند نگاه می‌کنند. بنابراین برای اصلاح این نگاه باید برنامه فرهنگی مناسبی را اجرا کرد؛ به عنوان مثال کشورهای موفق با چنین تدبیری زندگی روستایی را بخوبی به تصویر می‌کشند، به همین دلیل بسیاری از شهروندان آرزوی زندگی در مزارع آنها را دارند. این درحالی است که براساس آموزه‌های دینی ما کشاورزی با اجر اخروی نیز همراه است.

در کنار این مسائل باید برای معرفی جاذبه‌های گردشگری روستاها نیز تلاش کرد؛ زیرا اشتغال در این مناطق نباید به کشاورزی و دامداری محدود شود .در واقع باید از ظرفیت گردشگری که در بیشتر مناطق روستایی کشور وجود دارد نیز استفاده کرد تا نبض زندگی همچنان در روستاهای کشور بزند. شنبه 29خرداد1395

دکتر غفور شیخی

جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه

 
 
 

بسترسازی شبکه های اجتماعی و آسیب ها

مصاحبه سایت دانا

 

غفور شیخی، جامعه شناس و مدرس دانشگاه در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در خصوص تأثیر شبکه های اجتماعی بر افزایش خودکشی به ویژه در جوانان و نوجوانان اظهار داشت: اگرچه شبکه های اجتماعی علت مستقیم برای خودکشی جوانان نیستند اما بستر لازم برای این اقدام را فراهم می‌کنند.

 

وی افزود: دانش آموزی که زمینه های لازم برای خودکشی در آن به وجود می آید، به خاطر وجود اطلاعات درست و غلط در شبکه های اجتماعی، انگیزه برای خودکشی در آن تقویت شده و در نهایت دست خودکشی می‌زند.

 

این جامعه شناس ضمن هشدار نسبت به اطلاعات ناصحیحی که در قالب های مختلف در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود تصریح کرد: جوانان و نوجوانانی که نمی توانند اطلاعات مفید و سودمند برای خود را تشخیص بدهند، محتواهایی را در این شبکه ها دریافت می کنند که نا امیدی آنها را بیشتر کرده و در نهایت حالت های شک و تردید را در وی تشدید می کند.

 

شیخی خاطر نشان کرد: همانگونه که خانواده ها بر روی خوراک و پوشاک فرزندان خود نظارت دارند، باید بر روی خوراک فکری آنها نیز نظارت کنند و نباید به راحتی امکان استفاده از محتواهای نامناسب را در اختیار فرزندان خود قرار بدهند.

 

وی در ادامه تصریح کرد: شبکه های اجتماعی در حقیقت امروز زمینه ساز و فراهم کننده بستر لازم برای انواع جرم ها نظیر، خودکشی، قتل، خیانت، معضلات اخلاقی، سست شدن بنیان خانواده ها و ... هستند.

 

این استاد دانشگاه در پایان یادآور شد: نظارت بر روی این شبکه ها در دو سطح دستگاه های نظارتی و خانواده ها باید کامل تر و جدی تر صورت بگیرد؛ امروزه ثابت شده است که نمی توان جلوی ورود محتواهای نامربوط به شبکه های اجتماعی را گرفت و بنابراین باید خانواده ها نظارت خود بر این مسئله را بیشتر کنند.

ساعت: 16:15 منتشر شده در مورخ: 1395/03/20 شناسه خبر: 771613

شایعه

معرفی

شایعه[1] گزاره خبری نامطمئن وغیراستناد که از منبعی خاص و باهدف تعیین شده در خصوص فرد یا گروهی، پخش می شود. کلیه شایعه ها را می توان در دو دسته مذموم سیاه و سفید تقسیم بندی نمود:

شایعه سیاه: شایعه هایی که به قصد تخریب و هدف ترور شخصیتی فرد یا گروهی خاص و ایجاد اضطراب و انتقام و شرارت و بدنام کردن دیگری، تهیه و پخش می شوند. مانند «فلانی وام 200میلیونی گرفت و دست از نوشتن و انتقاد برداشت و...!»

شایعه سفید: شایعه هایی که به قصد بزرگنمایی، جلب توجه عوام، تبلیغ و تحمیق ساخته و پرداخته و پخش می شوند. مانند «فلانی بودجه کل مملکت را می نویسد و پیشنهاد وزارت را رد کرد و رتبه اول دانشگاه بود و...»

شایعه تفاوت و ارتباط تنگاتنگی با واژه های کذب(دروغ)، اِفک(دروغ فراگیر)، ارتجاف(اضطراب آفرینی) و بهتان دارد و «هنگامی که افراد به شدت مشتاق کسب خبر درباره چیزی یا کسی هستند، اما نمی‌توانند اطلاعات موثقی بدست آورند، مستعد پذیرش شایعه‌ها می‌شوند»(کوئن، 1385)

دهخدا شایعه را خبر بی اساسی می داند که گوینده،آن را برای ترور شخصیت انسان برجسته و آبرومند و یاهر موضوع دلخواه - فردی یا اجتماعی - در جامعه نشر می دهد».

اصلی ترین بحث قرآن درخصوص شایعه مربوط به جریان حضرت عائشه (مادر مومنان و ناموس حضرت رسول ص) است که به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. در آیه ای دیگر متذکر می شود که...



[1] (کُردی=به‌ندوباو، قاوداخه‌ستن، ده‌نگۆ، واتۆ،کدارک،‌ انگلیسی= Rumor، فارسی= چو، چغلی)

Rumor: A currently circulating statement, story, gossip or report of uncertain or doubtful truth

ادامه نوشته

«احیاء و اتحاد» برای شورا و شهرداری بوکان

مقدمه

به نظر می رسد که دو دهه اخیرتاکنون، شهرستان بوکان از داشتن شهرداری کارامد و شورای شهر منسجم و بابرنامه، محروم بوده یا به صورت مقطعی و موقتی برخی پروژه ها پیش رفته اند.

همچنین یک آفت کهنه و تومور سرطانی خاص درون این مجموعه وجود داشته که تلاش، آبرو، نیتِ خیر و اقدامات شایسته برخی دیگر را هم زیر سوال برده است و این مافیای ترس، رشوه و منفعت طلبی و... بین دستانِ دوستانی خاص می چرخیده است.

قابل مشاهده است که اغلب آنچه که می توان به عنوان معضلات شهری و آسیب های اجتماعی نیز نام برد مانند ترافیک، نبود زیباسازی و مبلمان شهری، لاکپشتی پیش رفتن پروژه ها و بعضاً تعطیل شدن آنها، بروکراسی اداری، خم و چم کردن قوانین، زیرمیزی ها، رانت اطلاعاتی پروژه ها و املاک و...، به هم ریختگی مشاغل درون شهری، تکدی گری و سوء مدیریت وجود دارد.

از طرف دیگر پرواضح است که یک فرد (مانند نماینده مجلس یا فرمانداری) یا شورای شهر به تنهایی قادر به مدیریت وضع موجود و سوق دادن به سوی شرایط مطلوب نیستند و این مهم، همت همه جانبه و انسجام بابرنامه ای را می طلبد که از جانب جامعه و اقشار مختلف مردمی، پیگیری و حمایت شود.

بنابراین، اکنون شرایط شهرداری و شورای شهر و در واقع قلب تپنده شهرستان بوکان بیش از پیش به «تق و لق» افتاده و جمع کردن و مدیریت کردن این به هم ریختگی و پراکندگی نیاز مبرم به یک «تنفس و احیاء و اتحاد» دارد که طی دوره ای معلوم، بوکان را از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب سوق دهد. اما این احیا و اتحاد چه می تواند باشد؟

ادامه نوشته

تلگرام

تلگرام. معایب و مزایا

شبکه های اجتماعی، پدیده ای نوظهور و فراگیر در عصر حاضر تمدن بشری اند که به یُمن فناوری ها و پیشرفت های اینترنت و برنامه نویسی توانسته است «دهکده جهانی» را به «هم منزلی» جهانی تبدیل کند و بُعد مسافت و زمان را در نقل و انتقال اخبار و اطلاعات و... به حداقل ممکن برسانند و کم کم، خود را از ابزاری منتقل کننده به اهرم قدرتی تعیین کننده در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی به جهانیان معرفی نمایند.

در این مقال و مجال، بحث از مقایسه هر یک از برنامه های شبکه های اجتماعی فراگیر، نیست بلکه تمرکز اصلی بر روی تلگرام و مزایا و معایب آن با توجه به جوّ جامعه ایرانی- اسلامی خودمان است.

عمده ترین مزایای تلگرام عبارت اند از:

1- در اختیار داشتن امکانات و ابزارهای سودمند نوشتاری، تصویری و ارسال فیلم بدون محدودیت وبا سرعت مناسب.

با توجه به پیشرفت هایی که طی چندسال اخیری که از عمر انواع شبکه های اجتماعی می گذرد، روی داده است می توان گفت که روز به روز بر قدرت خود و رفع معایب شبکه های اجتماعی مشابه، افزوده است چرا که بعضی از این نرم افزارها، صرفاً تصویری و برخی صرفاً نوشتاری و یا دارای فضایی غالب تصویری بودند. ایجاد تنوع در ارسال تصاویر استیکر نیز بر علاقمندی اقشار مختلف کاربران افزوده است.

2- امنیت و رمزگذاری، ذخیره سازی مطالب و محتوا، امکان جستجوی مخاطب ها و پیام ها، ایجاد کانال تبلیغ و اطلاع رسانی و همچنین به روزرسانی آن از دیگر مزایای درون- برنامه ای تلگرام می باشند.

3- تشکیل گروه و ایجاد مباحث چند نفری و همچنین راه اندازی کمپین های جهتمند از دیگر مزایای اصلی این برنامه می باشد که با توجه به نوع گروه و کاربری آن، می تواند در پیشبرد هدف آن، سودمند و کارامد باشد و جبران هزینه و زمان در مقیاس واقعی را بنماید.

اما در کنار این مزایای اصلی و برخی ریزمزایای دیگر،  می توان به برخی معایب نیز اشاره داشت. لازم به یاداوری است که برخی از این معایب، متوجه اصل نرم افزار و شبکه اجتماعی نیستند و مرتبط با طرز استفاده کاربر می باشد لذا معایب را در دو بخش نرم افزاری و کاربری بیان می داریم:

الف- معایب نرم افزاری

1- یکی از نیازهای اصلی کاربران، برقراری ارتباط تصویری با مخاطب یا مخاطبان خود است که تلگرام تاکنون از این امکان برخوردار نبوده و دارای مکالمه تصویری نمی باشد و مزید بر آن از فناوری مکان یابی مخاطبان و گروه یابی حسب موضوعات نیز بهره نمی گیرد.

2- بجز امکان حذف و اضافه کردن فرد و افراد، هیچ توانمندی و تفویض اختیار دیگری برای مدیر یک گروه وجود ندارد و مزاحمت و خرابکاری برخی اعضاء ناشناس سبب به هم ریختن گروه و بعضاً بی حرمتی به بقیه می گردد.مزید بر آن کَش های موجود سبب اشغال حافظه و فضا می گردد ودر نسخه های غیرموبایل، بسیاری از قابلیت ها نادیده گرفته شده اند.

ب) معایب کاربری

1-اتلاف وقت و زمان

یکی از باارزش ترین نعمت های ممکن برای هر انسانی، مدت زمان و طول عمری است که در اختیارش قرار دارد و هیچ ضمانت و پیش بینی در تداوم برخورداری از آن، در هیچ لحظه ای از زندگی، وجود ندارد. در بسیاری از آیات و احادیث هم بر استفاده درست و دانستن قدر زمان و سلامت و جوانی و... تاکید بسیار شده است. تلگرام با توجه به تعدد گروه ها و تنوع مطالبی که دارد، کاربر را با خود می کشد و بیش از حد نیاز و لزوم، وقت خود را به خوانش و بینش پست های متعدد اختصاص می دهد. این اتلاف وقت، مختص رده سنّی محدودی نیست و عمدتاً شامل اغلب رده های سنی و کاربران با مشاغل و مسئولیت های مختلف می باشد. مزید بر آنکه عده زیادی از کاربران دارای چندین اکانت و شماره در این فضا هستندو به وبگردی و پست خوانی و چت و انتشار تصاویر و فلیم های مختلف و ملوّن مشغول اند و بدون آگاهی جدی، آرام آرام، از لحظات پرارزش عمرشان کاسته می شود و به نفع تلگرام، خرج می گردند!

 

2-مخلوط راست و دروغ ها

بسیاری از مطالب و پست های شبکه های اجتماعی در حالت کلی و تلگرام به صورت خاص، از منابع و جانب موسسه ها و کشورهای مختلف به صورت جهت دهی شده و حتی ارزشی، تولید و منتشر می گردند. بسیاری از کاربران هم بدون توجه کافی به آنچه می بینند و می خوانند و بدون تفکر بر صحت و سقم آن، اقدام به اشتراک و بازنشر آن می کنند. این امر موجب، مخلوط شدن راست و دروغ ها با هم می شود  و در این میان با سوء استفاده از برخی مطالب علمی و اخلاقی، صدها مطلب غیر علمی و غیراخلاقی، گنجانده و منتشر می گردند. بدیهی است که با توجه به کثرت پیام ها، هر کاربری هم توانا و یارای آن نیست که تک تک پیام ها و پست ها را مطالعه نماید و به چالش صحت-سقم بکشاند فلذا کاربران زیادی از این مسیر، خواسته یا ناخواسته، مروّج شایعه ها، اکاذیب، مطالب جعل شده و... می گردند.

 

3- به نقل از نوشته حسنی (1394) به سبب اقدامات برخی از کاربران، حریم خصوصی بسیاری از افراد مورد تعرض قرار می گیرد؛ دسترسی غیرمجازسایرین ازطریق اینترنت به اطلاعات شخصی افراد نظیر فیلم ها یا عکس های خانوادگی و انتشار آن مصداق بارز نقض حریم خصوصی می باشد. نشر اکاذیب، افترا، اخاذی، کلاهبرداری های اینترنتی، هتک حیثیت افراد، ارتباطات منتهی به روابط نامشروع و اغفال و گمراهی افراد جهت سواستفاده های جنسی. همگی از جمله فعالیت های مجرمانه رایج در محیط های مجازی می باشد. به نظرمی رسد عدم آگاهی ازمتن قانون جرایم رایانه ای ازسوی کاربرانی که به فعالیتهای مخرب و مجرمانه می پردازند فضا را برای تحرکات هرچه بیشتراین افراد فراهم می کند تا دست به سواستفاده مالی ومعنوی وبی اخلاقی ها درشبکه های اجتماعی بزنند. چرا که بسیاری از افراد با این ذهینیت که هرگونه فعالیت آنان در فضای مجازی بدون ضمانت اجرایی و مجازات است به چنین اعمالی دست می زنند. درحالی که قانونگذارتمامی این فعالیت ها را جرم تلقی وبه مرتکبان مسئولیت کیفری تحمیل می کند و ادعای مرتکب جرم مبنی بر عدم اطلاع از جرم بودن عمل ارتکابی و مجازات عمل قابل قبول نبوده و مرتکبان به کیفر متناسب با جرم ارتکابی محکوم خواهند شد. تلگرام نیز به سبب اینکه بخشی از این فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، مستثنی از این امر نمی باشد.

4-جامعه سرمایه داری جهانی، با رویکرد و اهدافی مشخص، به سمت پیاده سازی و عملیاتی نمودن خط مشی خود است. در این راستا، از ابزارهای قدرتمندی نیز برخوردار است و استفاده می کند. سرمایه داری همواره خواهان درنوردیدن انواع مرزهای سیاسی، اخلاقی، دینی و... بوده و توجه اصلی اش بر سیطره بازارهای مصرف و در اختیارداشتن غیرارادی خواست انسان های دیگر می باشد. شبکه های مجازی، ابزاری مناسب و کارا در راستای تحقق اهداف سرمایه داری هستند که با توجه به وسعت و عمق اثرگذاری آنها در جهان، با کمترین هزینه ممکن، به دنبال تحقق برنامه های خود هستند. به عبارت ساده تر، سرمایه داری، به صورت نامحسوس، ایده ها و برنامه های خود را در قالب رنگین و مخلوط، از طریق این شبکه های اجتماعی به جهانیان عرضه می دارد و بسیاری از کاربران متوجه این تهاجم نامحسوس نمی باشند. یکی از آشکارترین این اثرپذیری، دفاع بی چون و چرای بسیاری از کاربران از این شبکه ها و محتوای آنها و روش کارشان است.

 

جمع بندی

بنابراین توضیحات، می توان گفت که تلگرام، یکی از برنامه های پرطرفدار شبکه های اجتماعی است که دارای مزایا و معایب مختص خود می باشد و این برنامه نیز به مثابه بسیاری از ابزارهای زندگی بشری، بستگی ویژه ای به کاربر و نوع استفاده و میزان و سطح استفاده از آن دارد. مبرهن است که می توان از این برنامه در راستای اهداف کشور ایرانی اسلامی خود بهره مند گردیم و اطلاع رسانی کافی و آگاهی بخشی مقتضی را به تناسب اقشار مختلف و رده های سنّی انجام دهیم تا از معایب و اثرات مخرّب آن کاسته شود و بر مزایا و سودبخشی آن به نفع ارزش ها و آرمان های جامعه خود، افزوده گردد.

منبع

شیخی، غفور (1394) مزایا و معایب تلگرام، پیام وحدت، شماره 29، ص85

 

اخلاق علمی دانش آموزان و دانشجویان

اخلاق علمی دانش آموزان و دانشجویان

غفور شیخی

باتوجه به بیانات رهبری در جمع روسای دانشگاه ها و پژوهشگاه ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری (20/08/94)، یکی از نکات مهم و کلیدی که بدان اشاره نموده و کمافی السابق تاکید چندباره شد، اخلاق علمی در محیط و فضای مدرسه و دانشگاه است. می توان از این بیانات به هشدارهای پرتکرار تعبیر نمود که یکی از آنها، همین مسئله اخلاق علمی است.

بسیاری از معلم ها، فرهنگیان زحمتکش، اساتید دانشگاه و متولیان آموزش و پژوهش، نسبت به وضعیت کمی و کیفی اخلاق علمی، نقد و شکوه دارند. اهم شاخص های اخلاق علمی در سه بُعد زیر قابل بررسی اند:

الف) بعد نظری اخلاق علمی

-          پایبندی به اصول:

ارزش علم و تلاشی که انسان در راه آن متحمل می گردد به اصول، ابزار و اهداف و اغراضی است که برای بشریت مثمرثمر واقع گردد و در نهایت منجر به کسب رضای الهی و خوشبختی و سعادت عمومی شود. از این رو اشاره فرمودند که «مهم‌تر از نیروهای مستعد، جهت‌گیری علمی است، زیرا اگر جهت‌گیری علمی، صحیح و در چارچوب اخلاق و معنویت نباشد، تبعات زیادی را به‌وجود خواهد آورد». غالباً هر علمی نیز برای خود خط مشی و اصولی تعیین کرده و حتی در برخی از آنها قسم نامه و تعهد اخلاقی و ضمانت اجرایی نیز برای رهروان و دانش پژوهان آن تعیین نموده اند. از این روست که باید مراقب بود این اصول موجب شکل گیری طرز فکر، سبک زندگی، خط مشی سیاسی و رویکرد اجتماعی مان باشد چرا که به فرموده «برنامه‌ریزی غربی‌ها برای کشورهای به‌اصطلاح جهان سوم، به‌منظور تربیت مدیرانی بر اساس تفکر و سبک زندگی غربی از طریق دانشگاه‌هاست»

 

-          سعادت و خوشبختی:

بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان در مقاطع مختلف، هدف نهایی و غایی از تحصیل علوم را استخدامی، کسب درآمد، ارتقای اعتبار و منزلت می دانند و این خسرانی بر بعد نظری اخلاق علمی وارد می کند که در طول تاریخ شواهد بسیار و برجسته ای موجود است که دانشمندان راستین و صاحبان علوم از تحصیل علم، در بسیاری موارد متضرر شده و حتی به قیمت از دست دادن شغل و زندگی و آواره شدنشان هم تمام شده است ولی برای خوشبختی بشریت، بیان حقایق، ثبات در عقاید، کسب رضای الهی و... قدوم مبارک و بزرگی برداشته اند.

ب) بعد روشی اخلاق علمی

- رعایت امانتداری

اخلاق علمی از نظر روشی، مستلزم رعایت برخی نکات حساس و کلیدی هستند از آن جمله امانتداری است. رهبر معظم اشاره نمودند که در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، بسیاری از دستاوردها، به جهان غرب اشاعه و صدور پیدا کرده و بعدها به کام و نام خود قلمداد کرده اند و جوانان ما امروز در قبال غرب، احساس کمبود و کهتری می کنند. اگر اصل روشی امانتداری در تحقیقات و پژوهش ها رعایت گردد، سهم علم هر کشور و ملتی سبب کسب افتخار برای وی می شود و سرقت ادبی و نقل قول اشتباه و مطالب گزینشی و جهت دار، محتواهای بی سند و رفرنس به این میزان گستردگی، مجال نمی یابند.

-          اصالت تحقیق

در حوزه پایان نامه های ارشد و دکتری، اشاره رهبر مبنی بر آن بوده که تنها حدود 15درصد آنان کاربردی بوده و مورد استفاده قرار گرفته اند. اصالت یک تحقیق، به عدم کپی- پیست بودن آن، طی کردن مراحل مسئله یابی و گرداوری داده ها و تجزیه و تحلیل و نهایتاً ارائه راهکار می باشد. تحقیقی که برمبنای دغدغه، اکتشاف و اختراع، تبیین مسئله یا حل مشکلی نباشد را نمی توان اصیل دانست. به فرموده « نیازسنجی علمی و سرمایه‌گذاری بر روی دانش مورد نیاز کشور بسیار مهم است و باید همواره مدنظر قرار گیرد». اما متاسفانه بسیاری از کافی نت ها، موسسه های غیرمجاز و... به اسم تحقیق و پژوهش، با تغییر عناوین و مقداری از محتوا، به بهانه مشاوره علمی و راهنمایی کاری، یک پایان نامه را برای دهها نفر، ارائه می داده اند. این مورد نیز یکی از آسیب های حوزه روشی اخلاق علمی است که به صورت ضمنی در بیانات اشاره بر کنترل و تدقیق بر آن از سوی روسای دانشگاه ها و مدیران پژوهشگاه ها تاکید گردید.

 

پ) بعد آدابی اخلاق علمی

در تکمیل بعد نظری و روشی، یک سری آیین و آداب عملی در کلاس درس و حلقه تدریس وجود دارد که اهم آنها با توجه به بیانات رهبری عبارت اند از:

-          نظم و ترتیب:

حاضرشدن در کلاس درس چه از سوی استاد و معلم و چه از سوی دانشجو ودانش آموز، انجام تحقیقات و تکالیف محوله، تاثیر آموخته ها در بهبود وضعیت زندگی و ارتقای شخصیت و فهم دانش پژوه همگی نشان از وجود و لزوم نظم و ترتیب در دایره مرید و مرادی درس و مدرسه دارد. رهبر معظم اشاره به نحوه جلوس در مقابل استاد، کسب اجازه از محضر وی را نیز از مصادیق اخلاق علمی در بعد آیینی می دانند.

-          ادب و احترام

یکی از شکوه های اصلی معلمان و فرهنگیان در این بعد قرار می گیرد که متاسفانه بسیاری از دانش آموزان به ویژه در مقاطع متوسطه 1 و2 چندان پایبند ادب و احترام متقابل نیستند و اعمالی چون متلک اندازی، شکلک درآوردن، بگومگوکردن با دبیران، واکنش های احساسی و هیجانی حاکی از کم ادبی، بیان کلمات و الفاظ رکیک در محیط مدرسه و کلاس، تهدید و قلدری در حیاط و خارج ازمدرسه و... را به کار می برند. از طرف دیگر ساز و کار ممنوعیت تنبیه، موجبات کج فهمی برخی خانواده ها و به ویژه دانش آموزان از فرهیختگی و برخورد مناسب را شده است. رهبر معظم به برخی از این جریان های تاسف برانگیز اشاره نمودند. این ادب و احترام متقابل و همزیستی مسالمت آمیز و نیل به سوی سعادت و خوشبختی بشریت، از نمودهاو دستاوردهای علم راستین است و با کار فرهنگی و مجموعه ای اقدامات بلندمدت و کارشناسی شده می توان این پتانسیل های پرجنب و جوش را سمت کسب عظمت و افتخار ملی سوق داد. از این روست که رهبر معظم می فرماید« در کشور نقاط امیدواری بسیار زیاد است که از جمله‌ی آنها ظرفیت‌های فراوان و موقعیت و اقتدار کنونی کشور است».

بازنشر مطلب در موکریان

بازنشر مطلب در دانا

 

 

آیا کاندیداهای بوکان، گفتمان انتخاباتی دارند؟!

متاسفانه، اغلب نماینده های پیشین شهرستان بوکان و همچنین کاندیداهای این دوره دهم مجلس شورای اسلامی نیز دارای گفتمان نبوده و نیستند و این یکی از مشکلات و ضعف هایی است که دیگران نمی توانند به خوبی بر ایده و افکار و برنامه های کاندیدا، شناخت و آگاهی پیدا کنند. یک گفتمان عبارت است از مجموعه و چهارچوبی از نقد و بررسی ها، ایده و نظرات، برنامه و اهداف یک کاندیدا در خصوص مسائل مختلف شهرستان و تشخیص و تعیین مسیر حرکت وی در آینده که به مثابه یک رویکرد، آن را به مردم معرفی می کند. مثلاً آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان تدبیر و اعتدال را مطرح نمود. یک گفتمان باید حداقل دارای سه ویژگی باشد:

ادامه نوشته

مصاحبه درخصوص کمپین نخریدن خودرو داخلی1394

رسول گلباخی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان، این روزها در کوچه و بازار، جشن و عزا، جمع‌های دوستانه و کوچه و بازار بحث داغ روز، بحث خودرو است. بحث قیمت، کیفیت و خدمات پس از فروش محصولات تولید داخل خصوصا محصولات کارخانجات ایرانخودرو و سایپا و مقایسه آن با قیمت محصولات کمپانی‌های خارجی است، کمپین "خودرو صفر نخرید" از فضای مجازی شروع شد و هم اکنون بحث داغ روز جامعه است. بحثی که بعضی اوقات با اظهار نظرات مسئولان و متولیان صنعت کشور با شایعات و توقعات دور از ذهن داغ تر نیز می‌شود.

بعضی ها همانند وزیر صنعت حامیان این کمپین را ضد انقلاب می نامد و بعضی ها با استناد به حرکت های اجتماعی اینچنین در کشور های اروپایی حق خود می دانند که به گفته آنها، مجصول بی کیفیت و گران؛ نخرند و با اعمال این شیوه به شرایط معترض باشند.

وعده ای خوشبینانه دولت، علت رکود بازار

"جمال" مدیر یک نمایشگاه خودرو در مهاباد است، وی در پاسخ به سئوال خبرنگار مُکریان در خصوص "کمپین نخریدن خودرو صفر" می گوید: فروش خودرو در بازار شرایط خاصی دارد و بسته به نوع تولید و تحویل توسط شرکت های خودرو ساز تفاوت دارد، تا همین چند وقت پیش که خبری از وعده های دولت در مورد توافق هسته ای نبود، بازار وضعیتی عادی داشت، خیلی از افرادی که خودرو صفر می خریدند با درصد کمی سود در نمایشگاههای ما می گذاشتند و ما برایشان می فروختیم، اما این روزها اصلاً خریداری نیست و همه فروشنده شده اند، وقتی هر روز مردم از تلویزیون از اثرات مثبت توافق هسته می شنوند، مطمئناً دیگر سراغ خرید نمی روند چون منتظرند همه چیز ارزان شود. در بازار امروز مهاباد خودروهای صفر که قیمتی بالای 40 میلیون دارند از قیمت کارخانه ارزان تر عرضه می شوند، بسیاری از کسانی که در پیش فروش محصولات شرکت های داخلی ثبت نام کرده بودند، انصراف داده اند، حتی چندین بار هم شرایط فروش اقساطی و تحویل فوری از سوی بعضی شرکت ها اعلام شده که از سوی بازار و مردم با استقبال روبرو نشد، بر خلاف تصور عده ای، خودروهای دست دوم ارزان نشده اند اما بازار این نوع خودرو ها هم به شدت راکد شده است. کلاً مردم خودرو نمی خرند، من کاری به کیفیت و اینها ندارم.

حق با مردم است

"قادری" رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت مهاباد با اعلام این موضوع که وزارت متبوعش همیشه حامی حقوق مصرف کنندگان بوده، معتقد است، این کمپین در سطح ملی شکل گرفته و تاثیر چندانی روی بازار مهاباد ندارد.

عوامل شکل گیری موج نخریدن خودرو داخلی

غفور شیخی دارای مدرک دکترای جامعه شناسی است، وی با دسته بندی دلایل شگل گیری این کمپین به خبرنگار مُکریان می گوید: از تبعات روانی و تبلیغی توافق هسته ای و برجام، بین دولت و مردم، نگرش کاهش قیمت کالاها و اجناس و رونق بازار بود، خیلی از مردم منتظر این توافق بودند تا «دست های نگه داشته» خود را به کار اندازند و ماشین بخرند و ساخت و سازخود را شروع یا ادامه دهند و ...و این سفر هیئت اقتصادی-تجاری و به ویژه خودروسازان آلمانی این امر را تشدید کرد و یکی از تمرکزهای اصلی بر خودرو قرار گرفت اما عدم اعلام کاهش قیمت ها از سوی صنعت خودروسازی داخل، واکنش منفی و بار روانی «تو ذوقی» به وجود آورد.

وی وجود و حضور شبکه های اجتماعی و رسانه های همگانی اینترنتی بمثابه یک ابزار قدرتمند هم از جانب مردم و هم از جانب ذینفعان و رقبای خودروسازی ملی می داند و می گوید: این مهم سبب شد تا این احساس مشترک و اعتراض پراکنده، کانالیزه و جهت دار و منسجم گردد. مردم تصاویر واقعی و انبوه تصادفات و سوانح دلخراش و کیفیت پایین محصولات داخلی و مقایسه با خودروهای خارجی در همان دامنه قیمت حسب دلار را به نمایش و اشتراک می گذارند و وزیر صنعت و سهامداران این صنعت، بجای توضیح مستدل با سخنان و رفتارهای خود آن را – عمداً یا سهواً- تشدید نمودند.

قیمت بالا، کیفیت پائین

این جامعه شناس در خصوص عدم تناسب میان قیمت و کیفیت خودرو های تولید داخل می گوید: مقایسه خودروهای داخلی از نظر آپشن ها و قیمت و رفتار عامل ها و... با خودرهای وارداتی در همان دامنه قیمت ها و همچنین وقوع رویدادهای رانندگی بسیار زیاد و بروز خسارات جانی و مالی به مردم و بستگانشان از طریق همین خودروهای ملی، سبب انباشت انزجار و اعتراض در درون افراد و فضای عمومی جامعه شده بود و این جرقه سبب رونمایی از این پتانسیل جمع شده، گردید. این انباشت انزجار عمومی در ناخودآگاه جامعه، در بسیاری از موارد دیگر هم وجود دارد.

تفاوت قیمت عرضه در داخل و خارج

"شیخی" تفاوت قیمت محصولات تولیدی شرکت های خودرو ساز در داخل و خارج را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: دامپینگ به معنای فروش و صادرات یک کالای تولید داخلی با قیمت کمتر از قیمت داخلی و هزینه‌های تمام شده در خارج از کشور است. به عبارت ساده تر فروش مثلاً سمند 30میلیونی در عراق به قیمت 15میلیون که کمتر از قیمت داخل و اعلام شده از سوی شورای رقابت است. این در درازمدت (چون کوتاه مدت آن ممکن است جنبه تبلیغی و ایجاد رقابت و جاافتادن در بازار داشته باشد) سبب ایجاد شک و تردید و سپس آگاهی عمومی از قیمت های واقعی و میزان احساس مغبون شدن ملی می گردد و جالب توجه است که همین صنایع از واسطه گری برخی قطعات و واردات ارزان و فروش با قیمت بالاتر داخلی نیز منتفع می گردند. مجموعه این آگاهی ها سبب تقویت موج اعتراض علیه آن شده است.

باز هم سیاسی کاری

این استاد دانشگاه در کنار عوامل اجتماعی، روانی، اقتصادی و زمینه ای که مطرح می کند، شکل گیری این کمپین را ناشی از یک اختلاف جناحی سیاسی موجود در کشور می داند و می افزادید: از منابع مهم و درآمدهای کلان کشوری می توان به دانشگاه آزاد اسلامی، صنعت خودروسازی، حمل و نقل دریایی و هوایی، صنعت پسته و زعفران، بازار بورس و... اشاره کرد که هر کدام جدای از فراز و نشیب ها و حواشی و شعباتش، متولیان حقیقی و حقوقی و غالباً جناحی خاصی دارند. این منابع و ابزارهای مالی برای متولیان، نقطه قوت و قدرت و برای جناح رقیب محل مناسبی جهت فشار آوردن است. دولت از محل درآمد و عوارض و سهام این صنعت، قانونی، منتفع است و برخی جناح ها و وابستگانشان از محل خودروهای وارداتی منتفع بوده و هستند. سود اصلی و عمده صنایع خودروسازی داخلی(که سهامی عام اند) به کی می رسد و از ورشکست شدن این صنایع و یا کاهش قیمت محصولات آن، چه کسانی متضرر می گردند یا به عبارت دقیق تر سود کمتری می برند؟ نقش و منظور برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مخالفت با کیفیت پایین و قیمت بالای خودری داخلی چیست و چرا عده ای دیگر در همان مجلس و توسط همان نماینده های مردم، تسهیلات عمده در راستای کمک به این صنعت مصوب می کنند؟ بیشترین رشد و توسعه این صنایع در دوره های ریاست جمهوری هاشمی(1368-1376)و به ویژه احمدی نژاد (1384 تا 1392) روی داده است. به عنوان مثال 1370 تاسیس شرکت ساپکو (که سمند را طراحی کرد)، 1373 افزایش تیراژ تولید بیش از 300 هزار دستگاه در سال، سال 1385 خط تولید موتور ملی با حضور رئیس جمهور راه اندازی شد و پروژه تولید سمند در ونزوئلا آغاز شد، سال 1388 رشد 40 درصدی صادرات، سال 1389 کسب رتبه دوم در شاخص سودآوری و صادرات 40هزار دستگاه و... جالب توجه است که مجموعه مدیریتی سایپا نیز دارای افرادی آکادمیک و سوابق رئیس کمیسیون صنایع مجلس، رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، مدیرعامل شرکت لیزینگ صنعت و معدن، معاون طرح و برنامه سازمان اتکا و رئیس هیات مدیره سرمایه گذاری ایران خودرو را در خود دارد. به عبارت دیگر این صنعت دارای پشتوانه سیاسی و حمایت جناحی بوده و است. سال 1389 مقام معظم رهبری متذکر برخی امور شدند و ارشاداتی نیز داشتند. اکنون به نظر می رسد برای حل اختلاف جناحی و نفوذ در این صنعت و فشار بر رقبا از کمپین همدردی و حمایت مردمی استفاده می شود که فی نفسه امری اجتماعی و در راستای ارتقای مطالبات مردمی است اما آیا طی این چند دهه، این نمایندگان مجلس، دولتی ها و مسئولین از این کیفیت و قیمت ها مطلع نبودند؟ بنابراین مزید بر عوامل فوق، این عامل می تواند نقشی اصلی در پشت پرده سیاست اقتصادی- سیاسی کشور داشته باشد که امید است در نهایت به نفع پیشرفت کشور، رضایتمندی مردم، افزایش امنیت و کیفیت محصولات و کاهش قیمت مناسب، گردد.

منبع و لینک مستقیم مطلب در سایت دانا

منبع و لینک مستقیم مطلب در سایت موکریان

 بازنشر و لینک مستقیم در سایت جام نیوز

بازنشر در سایت کیهان نیوز

 

دو مرحله مهم استراتژیِ مردمیِ انتخابات دهم مجلس

دو مرحله مهم استراتژیِ مردمیِ انتخابات دهم مجلس

غفور شیخی

برای آنکه یک گفتمان و ساز و کار یک استراتژی شکل بگیرد نیاز به پشتوانه ی تئوریکی و نظری منطقی دارد. به عبارت دیگر در پشت پرده یک استراتژی، میزان زیادی آگاهی، استدلال، نمونه های تجربی و واقعی، پیش بینی و احتمالات وجود دارد که هر اندازه انطباق با واقعیت های تاریخی و هماهنگی این عناصر و اجزا بیشتر باشد میزان موفقیت آن استراتژی بالاتر و ضریب ریسک عمومی آن کمتر است. اکنون در محافل روشنفکری و مباحث نخبگان و صاحبنظران و تا حدودی سطوح میانی جامعه و عموم مردم بحث انتخابات گسترش پیدا کرده است و می توان در یک جمع بندی کلی دو مرحله اصلی را استنتاج و استنباط نمود:

مرحله اول- گذر از نماینده های فعلی: در بسیاری از شهرستان های کشور و به ویژه جنوب آذربایجان غربی غیور و کردستان سرفراز میزان نارضایتی از عملکردهای ضعیف نماینده هایشان در مجلس شورای اسلامی سبب شده تا به این نتیجه برسند که گذر از این نماینده ها امری ضروری و اجنتاب ناپذیر و تا حدودی یک وظیفه شهروندی و انجام تعهدی ملی است. چنان که رأی دادن به وقت خود امری خطیر و خیر است، رأی ندادن به اشخاصی ناموفق نیز به وقت خود به همان اندازه سرنوشت ساز و خطیر و مبارک است. عمده ترین استدلال صاحبنظران  و طراحان این مرحله عبارت اند از:

1- اجرایی و عملیاتی نشدن حداقل وعده ها و برنامه های انتخاباتی این نماینده ها

2- بازیگری سیاسی به نفع شخصی و به بازی گرفتن شعور و خواست مردم (به شێت زانین) با روش های مختلف و سوء استفاده از بیت المال و امکانات دولتی و اعتماد عمومی

3- با مردم نبودن و مردمداری نکردن و القای فخر وتکبر و آقابالاسری بر جامعه و پاسخگو نبودن و توجیه گری.

4- ایجاد تفرقه و اختلاف در بین مردم، برخی مسئولین و نامزدهای شورای شهر و غیره بجای تلاش برای افزایش وحدت، هم فکری و تعامل سازنده در راستای خدمت و آبادانی شهرستان

5- ترویج چندچهره بازی، در ظاهر به نظام معتقد بودن، تخریب شخصیت نخبگان و منتقدان و مخالفان، نان به نرخ روزخوری، اشاعه دروغ و تزویر، ایجاد وحشت وتهدید در بین مردم

6- افت اقتدار فرمانداری ها و زیرسوال بردن استقلال شخصیت و نظر و عملکرد آنها در راستای منافع جناحی و شخصی و انتخاباتی.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت که بیشتر نخبگان و روشنفکران و صاحبنظران و سطح عمومی و میانی جامعه به این نتیجه رسیده اند که با این عملکرد ضعیف و ناسالم برخی نماینده های مجلس، لاجرم باید از آنها گذر کرد و به خدایشان سپرد. اینجاست که اهمیت انتقاد و آسیب شناسی و سبب شناسی در بررسی مسائل شهرستان ها آشکار می گردد.

مرحله دوم- تردید در انتخاب جایگزین مناسب: در بسیاری از شهرستان های کشور و به ویژه جنوب آذربایجان غربی غیور و کردستان سرفراز این بحث وجود دارد که بعد از بیان مرحله گذار، می پرسند که خوب چه باید کرد؟ به چه کسی یا کدام تیم کاری مجال و فرصت داد و انتخاب کرد؟ اینجاست که رایزنی ها، گمانه زنی ها، سبک سنگین کردن ها، بیان احتمالات و ذکر نام و اسامی، روکردن ضعف و قوت ها و مقایسه ها شکل می گیرد. هر کدام از نامزدهای احتمالی را بر کرسی می نشانند و نظر می دهند. از مدرک تحصیلی و سن و سال و قیافه و سخن وری و سوابق گرفته تا پیشینه صلاحیتی و شانس رای آوری و... جناح های سیاسی و نهادهای نظارتی و ... مشغول رصدکردن خواهند بود و... اما آنچه که تاکنون قابل بیان است و مشاهده می شود در بسیاری از این شهرستان ها، گزینه های قوی، مطرح نشده و تیم های مستحکم و هماهنگ شکل نگرفته و لذا نوعی تردید و نگرانی عمومی وجود دارد که چهارسال دیگر نیز شهرستان چنان پیش برود که انگار این صندلی سبز، مسئولی دلسوز نداشته و اگر نمی داشت بهتر می بود! به عبارت ساده تر، گزینه های فعلی (هرچند تا حدود زیادی هم طبیعی است) دل مردم و اقشار مختلف و به ویژه نخبگان و صاحبنظران و تاثیرگذاران را قرص و محکم نکرده اند (پڕ به دڵ نین). عمده ترین استدلال صاحبنظران  و طراحان این مرحله عبارت اند از:

1- مقایسه وضعیت کنونی نماینده ها بعد از هشت سال فرصت و تجربه و روابط و انتخاب هایش با وضعیت کنونی کسی که می خواهد شروع کند. به عبارت دیگر مقایسه خط پایان یکی با خط شروع دیگری و انتظار دارند کسی که می خواهد شروع کند باید از پایان نماینده های فعلی، قوی تر و بالاتر یا حداقل همسان حالت فعلی نماینده های فعلی باشد. این انتظار سبب ایجاد این شک و تردید و نگرانی عمومی شده است.

2- وجود سابقه کاری نماینده ها و آشنایی مردم با اسم و چهره اشان و در اختیار داشتن بیشتر روسای اداره ها و مسئولین و امکانات تبلیغی و حضور در جلسات و ... در برابر نداشتن اطلاعات و آگاهی درباره سوابق کاری و مطالعاتی و توانایی ها و پتانسیل های واقعی چهره های جدید و نسل سومی و نامزدهای احتمالی. این کمبود آگاهی و شناخت و اطلاعات سبب ایجاد این شک و تردید و نگرانی عمومی شده است.

3- زودهنگام بودن بحث انتخابات و غیرقانونی بودن تبلیغات مستقیم و گسترده که سبب شده تعجیل در معرفی گزینه های احتمالی صورت گیرد و اغلب نماینده های فعلی با تمام قوا برای ورود تجدیدی به مجلس فعالیت نمایند و سایر گزینه ها را زیر بارش تبلیغاتی و ترفندهای مختلف و رنگارنگ خود، کم جلوه دهند.

4- نبود همگرایی برنامه (نه روش کار) برای شهرستان و کمرنگی هم اندیشی دوستانه بین نامزدهای احتمالی و گزینه های فعلی سبب شده تا اتحاد مبتنی بر دلسوزی برای خدمت به شهرستان شکل جدی به خود نگیرد و این پالس و اثر مثبت و خوشایند روانی به مردم و جامعه نرسیده و منعکس نشده است. هر چه اتحاد و رعایت اخلاق و برهم افزایی برنامه های نامزدهای احتمالی برای پیشرفت و توسعه و آبادانی شهرستان ها و رفع این آسیب ها و مریضی های موجود شکل بگیرد، نماینده های فعلی هراسمندتر و مردم خرسندتر خواهند بود و با اشتیاق و دلگرمی بیشتری در انتخابات شرکت می کنند. به عبارت ساده تر شهرستان و مشکلات آن با همکاری دلسوزان متخصص در محوریت باشد نه فرد یا افراد یا جناح خاصی.

5- انتشار و ساماندهی موج عظیم تخریب شخصیت ها و شایعه پراکنی ها و پرونده سازی ها و گزارش نویسی ها برای منحرف کردن اذهان مردم و نهادهای بالا و تاثیرگذاران شهرستان از گزینه های جدید و نسل سوم به نفع اغلب نماینده ها. از جمله این شایعه ها می توان به این موارد اشاره کرد که «فلانی، جوان است و سابقه مدیریتی ندارد»، «فلانی، تائید صلاحیت نمی شود»، «فلانی، پرونده اختلاس دارد»، «فلانی، از نوچه های خودمان است»، «فلانی، درخواست پست و مقام داشت که بهش ندادند»، «فلانی، کلاهبرداره و مشکل مالی داره و وام و پول و باج و معامله می خواد»، «فلانی، از جریان انحرافی و طرفداران احمدی نژاد و فرماندار سابق است»، «فلانی، امتیازی می خواست بهش ندادیم»، «فلانی، از مهره های فلان نهاد... است»، «فلانی، به دنبال کسب شهرت و شناخته شدن است»، «فلانی، مغرور و متکبر و ازخودراضی و خوین تال است» ... و صدها شایعه ای دیگر که مرتب در بین مردم، تاکسی های شهر، شبکه های مجازی، محافل و اداره ها آن را از جانب مزدوران و بعضاً پیروان و طرفداران خود، تکرار و بازسازی و منتشر می کنند.

6- عملکرد ضعیف اغلب نماینده های شهرستان ها و کمرنگ شدن اعتماد عمومی به آنها سبب شده نوعی قضاوت در مورد سایر گزینه های جدید و نسل سومی هم بشود که هر نماینده ای بیاید وضع همین است و بهتر نخواهد شد و لذا نوعی شک و تردید و نگرانی عمومی در جامعه به وجود آمده است.

موضع نگارنده

آنچه مطالعه فرمودید، تاکنون بیان و توصیف وضعیت موجود بود که از جانب نویسنده متن، ارائه شد. نظر بنده بر این است که مرحله اول (گذار از اغلب نماینده های فعلی) کاملاً منطقی و درست و گفتمانی مبارک است و تاریخ بشریت گواه می دهد که خواه ناخواه روی می دهد اما صحّه گذاشتن بر مقداری کار انجام شده و عملکرد مثبت آنان نیز واجب است و باید با ادب و تقدیر درخور برخورد نمود که جانب انصاف و اخلاق نیز رعایت گردد. در خصوص مرحله دوّم باید اذعان کرد که این تردید و نگرانی ها بجا و موجود است اما با سه مرحله زیر این شک و تردیدهای مخرب می توانند تبدیل به یقین و امیدواری سازنده گردند:

1-فعلاً فرصت و مجال برای معرفی نامزدهای احتمالی و مقایسه آنها و توزین کارنامه وجود دارد (انتخابات در 7 اسفند94 روی می دهد) و می توان با ارتقای اطلاعات و افزایش شناخت و آگاهی از شک و تردید در انتخاب جایگزین کاسته شود.

2- بزرگان و تاثیرگذاران و صاحبنظران شهرستان ها تشکیل جلسات مردمی همفکری بدهند و از طریق بحث های خانوادگی و گفتگوهای بازار و محل کار و ... جامعه را به سمت خیر و مبارک و گزینه و تیم اصلح، در کمال ادب و آرامش، سوق دهند.

3- ایمان داشته باشیم که بطن و ذات و جنم فرد یا طرزفکر یا تیم کاری، مهم است و می توان با فرصت دادن و پیگیری کردن و پافشاری بر تعهدات بعدی، نه تنها یک بلکه چندین گزینه قوی و مناسب و اصلح که سرمایه های انسانی شهرستان ها هستند، عَلَم نمود چرا که پیشرفت با اتحاد و همبستگی و تاکید بر نقاط قوت و مثبت اندیشی و رعایت اخلاق و دلسوزی ایجاد می شود و از بدگویی، تحقیر، تخریب، چندچهره گرایی، ترجیح نفع شخصی بر جمعی، اختلاف و... هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود. این محبت و دوست داشتن و پذیرش همدیگر و رعایت ادب و احترام به همدیگر است که خارها را گل می کند.

بازنشر این مطلب در سایت روانگـــه

 

باکارت نماینده ها بازی نکنید

با کارت نماینده ها بازی نکنید

(نیم نگاهی به منطقه 2به 3 بوکان)

اول- برای آنکه یک فرد، گروه یا فکر و اندیشه ای در گذر پیچ و خم های تاریخ و زندگی روزمره، زیر گردوخاک فراموشی به دست مرگ و تنهایی سپرده نشود یا نیک بماند، نیاز به پویایی، حرکت، تغییر و سیالی خود یا پیروانش – یا هردو- دارد. بعضی از اشخاص و مشاغل نیاز حیاتی و مبرم به خبرسازی و شهرت نمایی و خودمطرحی دارند از جمله بازیگران سینما، مدل های مد و فشن، خوانندگان، برندهای تجاری، برخی نمایندگان مجلس و ... و روش های بسیاری درراستای نیل به این هدف وجود دارد که عمدتاً قابل تقسیم به دو دسته اند:

1-روش های نیکنامی: این روش ها عمدتاً مبتنی بر رعایت اخلاق، صداقت، انسانیت و منفعت رسانی به بشریت و جامعه هستند. دارای اثر عمیق ماندگاری چندین سال و حتی قرون اند. به همین دلیل است که برخی سلاطین و فرماندهان، دانشمندان، نویسندگان، شعرا، معماران و هنرمندان و به طریق اولی، پیامبران و اولیاء نامشان ماندگار و نیک است. امروزه می توان از ساخت بیمارستان و مساجد و پل و ضروریات زندگی بشری، تاسیس و توسعه انجمن های خیریه، فعالیت های مردم نهاد، ایجاد اشتغال برای اقشار مستمند و ... نام برد. معمولاً بانیان این روش های نیکنامی، تمایل به مطرح شدن، مورد تشویق قرارگرفتن، غوغاسالاری، خودمطرحی، خودشیفتگی، دستور دادن و... ندارند. به فرموده مولانا: «دانه پنهان کن بکلی دام شو......غنچه پنهان کن گیاه بام شو». به صورت ملموس می توان به فتح بیت المقدس صلاح الدین ایوبی، سی و سه پل، مدارس نظامیه، مثنوی معنوی مولانا، اختراع برق، چاپ روزنامه وقایع، دهقان فداکار و انگشت پطروس و تراشیدن موی سرمعلم مریوانی و... اشاره کرد که در تمامی آنها عنصر ماندگاری نام نیک متفق علیه جریان دارد و به فرموده فردوسی: «اگر توشه‌مان نیکنامی بود ...... روانها بران سر گرامی بود».

2-ترفندهای کسب شهرت: این ترفندها عمدتاً مبتنی بر نفع شغلی، شخصیتی، شخصی یا حزبی اند. هدف مشخصی را درنظر دارند و هر نوع وسیله و ابزاری را توجیه می کنند. به همین دلیل است که برخی ظالمان تاریخ، دروغگویان، عوام فریبان، استعمارگران، مداحان درباری و دلالان سیاسی از گذشته تاکنون و در عصر حاضر، نامشان مانده است. امروزه می توان از تظاهر و چندچهره بازی، حاضرشدن دیپلماتیک در هنگام غم و شادی مردم، کار و تلاش دیگران را به نام و کام خود زدن، نخود هر آشی شدن، متوسل شدن به انواع ابزارهای تبلیغی- اقتصادی و حتی دینی و قومی نام برد. معمولاً بانیان این ترفندهای کسب شهرت، تمایل به مطرح شدن، خودبزرگ بینی، مورد تشویق و پاداش واقع شدن، غوغاسالاری و خودمداری و آقابالاسری و تظاهر و بازیگری شدید دارند. به فرموده پروین اعتصامی: «درین قبیله خودخواه، هیچ شقفت نیست...... چو نیک درنگری، هر چه هست عنوانی است». به صورت ملموس می توان به جرس و رسن عدالت انوشیروان، جایزه صلح نوبل شیمعون پرس و اوباما، وعده تزار روس به قاضی محمد، زیارت قم وکعبه محمدرضاشاه، رویت امام زمان و هاله نور، رد پیشنهاد وزارت از سوی چند نماینده مجلس و آسان سازی کنکور و کواوپاتول کوبانی پوشیدن و... اشاره کرد که در تمامی آنها عنصر خودشیفتگی و فریب عموم جریان دارد و به فرموده فردوسی:« اگر در فرازی و گر در نشیب ...... نباید نهادن سر اندر فریب». چه زیباست اگر انسان تلاش کند که با امکانات و توانی که دارد در راستای نیکنامی و خدمت به خلق خدا و کسب رضای خدا، همت گمارد و تقوی پیشه کند(تقوا به تعبیر حضرت عمر یعنی باپای برهنه در بیایان خاردار طوری راه رفتن که به سالم رسیدن منجر شود) و از اینکه شعور دیگران را به بازی و سخره بگیرد نیشخند و رضایت نداشته باشد. جامعه نیز نیاز دارد تا به صورت مستدل تاریخی و منطق مباحث، روشن و متذکر گردند که هم این روش انسان دوستانه و هم این ترفندهای متظاهرانه وجود دارند و با عقل سلیم و قلب منیب قضاوت نمایند.

دوم- در دسته ترفندهای کسب شهرت، تکنیک هایی وجود دارد که با مکانیسم خود طوری عمل می کند تا فرد ایجاد کننده این تکنیک همچنان در محوریت و مرکزیت بماند و دیگران- چه نخبگان و چه مسئولان و ناظران و غیره- پیرامون آن بحث و گفتگو کنند و تشکیل جبهه موافق و مخالف بدهند. برخی از نمایندگان شهرستان ها که در تشرف انتخابات دور جدید مجلس هستند از این تکنیک ها به تناسب حال و هوای موضوع و جامعه به کرات استفاده می کنند که اهم آنها عبارت اند از:

- بزن دررویی: به این معنی که برخی از نمایندگان، که در موضع سوء استفاده از امکانات دولتی و قدرت قانونی خود هستند و تریبون و فرمانداری را در اختیار دارند به تناسب فضا، موضوعی را نسبت به پروژه ای، شخصی، جریانی یا نوشته ای مطرح می کنند و مردم و نخبگان و پاسخ دهندگان را با انبوهی از سوالات و استدلال ها و... که حق بیان و دفاع دارند جا می گذارند و خود گزارش کامل به بالادستی ارائه می دهند و می روند سراغ موضوعی دیگر.

- حمله تدافعی: در این تکنیک، معتقدند که بهترین دفاع، حمله است. قبل از آنکه گروهی به اسم اصولگرا به انتخابات ورود پیدا کنند با حمله ای شتابزده آن ها را جریان انحرافی بخوانند، قبل از اینکه نامزدی احتمالی کسب شهرت کند با حمله ای رابطه گرا، پرونده اش را رونمایی و محکوم کنند و...

- تظلم: مظلوم نمایی کردن و دست به قلم بردن و از مردم درخواست کمک کردن و با عجز و لابه تلاش خود را صادقانه و مخلصانه جلوه دادن و خود را به دلیل تحریم اقتصادی و کمبود بودجه و وجود اختلاف در میان شورای شهر و... از همه چیز مبرّا کردن و بعضاً گفتن اینکه ما اشتباه کرده ایم و اشتباه مان را قبول داریم و... یعنی نوعی بیچاره منشی و بدبخت نگونی را در میان مردم پخش می کنند تا ترحم و دل عده ای که احساس برایشان مقدس است را به دست آورند. گوشه چشمی و چند قطره اشک زلال نیز پای این تکنیک را تر و امضا می کند.

- دام و دانه: برخی از نمایندگان و شخصیت های سیاسی، پست و جایگاه یا امتیازی ویژه را برای فردی خاص در نظر می گیرند و پشت پرده را هماهنگ می نمایند تا فرد در آن گرفتار آید سپس طراح این برنامه، مشکل را شکل می دهد و طوری برخورد می کند که گره بازشدن مشکل نیز فقط در دستان وی است. مانند مشکل تراشی جهت اخراج از شهرداری و دانشگاه و تاکسیرانی و منبر مسجد و ... و بازخوانی فرد به جایگاه پیش یا پُستی دیگر با بار دین و منت بر قربانی قضیه.

- کارتِ بازی: اصطلاحاً به این تکنیک «با کارت دیگری بازی کردن» گفته می شود. در این شیوه، نماینده یا شخص سیاسی، چند مسئله را در جامعه پخش می کند مثل کنارگذر، میدان فوتبال، جریان انحرافی، کارخانه قند و سد و... و سپس روی هر موضوع مانورهای مشخصی داده می شود. این سبب می شود که موافق و مخالف صحبت کنند و در هر دو جبهه و طرف، نام شخصی خاص برده شود. یکی تبلیغ مستقیم و دیگری تبلیغ غیرمستقیم با اندکی آسیب که طبیعی است. پادزهر این تکنیک این است که اول- موضوعات مختلف آن حوزه و شهرستان مطرح گردند از بودجه حوزه علمیه اهل سنت، مجوز دانشکده مالی، مجوز باند فرودگاه گرفته تا بودجه چندباندسازی راههای ارتباطی به شهرهای همجوار، قضیه انتقال آب از بوکان و امتیازهای گرفته شده/ نشده در قبال آن، قضیه استیضاح ها و سرانجام امتیازهای گرفته شده/ نشده در ازای پس گیری نامناسب امضا، تفرقه افکنی در میان نامزدهای شورای شهر، عزل و نصب روسای مورد نظر و جناحی اداره ها، قضیه مطالبات فرهنگیان و برخورد با آن، تحریکات قومی در قضیه کوبانی و شنگال و...، خرید وفروش ملک و املاک نقاط مختلف شهرستان، ضعف عمران و آبادانی و خدمات رسانی شهری و جریان بودجه چند میلیاردی و غیره... دوم- نامزدهای احتمالی راه مستقیم خود را بپیمایند و در فرصت های مناسب و قانونی، به تشریح برنامه و اهداف و معرفی تیم خود بپردازند و درگیر این حواشی و برنامه های پنهان نگردند.

سوم- قضیه کنکور94 و تنزل و عقب گرد بوکان از منطقه 2 به 3، مبرهن است که به ضرر شهرستان به ویژه در درازمدت و به ضرر رشته های مطرح کشوری است. این سیاست برخی سازمان های آموزشی کشور برای کاهش ورودی شهرستانی ها به پایتخت و برترین دانشگاه های کشور و ماندن آن ها در همان مناطق بومی و همجوار و مراکز استانی و افزایش ظرفیت آنها است. سال هاست مورد اعتراض خانواده ها و متولیان آموزشی مناطق 1 است که چرا ما با صرف این همه هزینه در منطقه 1، فرزندانمان کمتر از شهرستانی ها پذیرش می شوند. دو مرحله اصلی اینجا مطرح است: یک- برخورداری از سهمیه برای پذیرش دو- پذیرش در نوع دانشگاه و سطح شهر . این به نظر درست می رسدکه در مرحله اول شانس قبولی دانش آموز سهمیه منطقه 3 بیشتر است اما در مرحله دوم باید گفت که به کدام دانشگاه و کدام شهرها و با چه ظرفیتی؟ تشریح تخصصی بیشتر این قضیه نیاز به مجالی دیگر دارد. مانور تعجب آور نماینده شهرمان بر این قضیه وارونه، ممکن است در کدام تکنیک های فوق جای بگیرد؟

این مطلب اختصاصی سایت زریان می باشد که در اینجا بازنشر شده است.

خودکشی در جهان، ایران و مناطق کردنشین

فراتحلیل مسئله ی خودکشی در جهان، ایران و مناطق کردنشین

اول- بین مفاهیم «آسیب اجتماعی»، «مسئله اجتماعی»، «پدیده اجتماعی» و «بحران اجتماعی» تفاوت وجود دارد. ابتدا بهتر است مشخص گردد که خودکشی و اقدام به خودکشی در کدام حوزه و حیطه قرار می گیرد؟ مختصر قابل اشاره است که آسیب اجتماعی شرایطی است که فرد نمی تواند نیازهای خودش را در جامعه مطابق استانداردها و به صورت متعادل برآورده سازد و در تعامل با دیگران دچار مشکل می شود یعنی هر نوع عمل فردی یا جمعی که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام جامعه قرار نمی‌گیرند مانند رعایت نکردن صف و نوبت. اما مسئله ی اجتماعی، جنبه و حالت حاد آسیب است. یعنی زمانی که دیگر آسیب به روش فردی و یا مشاوره ای قابل حل نباشد و از محدوده نهادی خارج شده و برای کنترل و رویارویی با آن نیاز به اتفاق نظر و اجماع در میان روان شناسان، جامعه شناسان، برنامه ریزان و مدیران اجتماعی باشد.«پایین بودن سرانه مطالعه، دروغگویی و چندچهره بازی، جنگ، مهاجرت،  قانون گریزی، ترافیک و سوانح رانندگی، فردگرایی و بی تفاوتی مدنی، جرایم سازمان یافته، فحشاء، فساد اداری، مصرف بالای الکل، افسردگی، طلاق، تبعیض قومی و گروهی، نژادپرستی، تروریسم، تکدی گری، سرقت مسلحانه،کشتار حیوانات، کمبود بهداشت و تخریب محیط زیست، کمبود و قحطی آب، کودکان کار، آزارجنسی، روزمرگی، بوروکراسی، ساختار سیاسی وسیاست زدگی، کمبود مسکن و دین گریزی و...» برخی از اهم مسائل اجتماعی اند. درخصوص پدیده اجتماعی باید گفت که اگر این مسئله ی اجتماعی، ویژگی خارجی بودن، جبری بودن، عمومیت داشتن توام با ایجاد نگرانی و احساس نامطلوبی را در جامعه دربرداشت تبدیل به پدیده اجتماعی شده است. مانند پدیده مدگرایی، الگوگزینی سبک زندگی غربی. اعمال جراحی زیبایی چندگانه. بحران اجتماعی، اگر مسئله و پدیده، به مرور زمان یا دفعتاً، فراگیر و خطرناک شود و ساختار کلی حاکم بر جامعه به چالش کشیده شود و هزینه های گزاف انسانی و مالی به جامعه و کشور تحمیل گردد تبدیل به بحران اجتماعی می شود. مانند بحران هویت، بحران اعتیاد. بحران بیکاری. به عبارت ساده تر هر مسئله ی اجتماعی (مانند خودکشی) و هر انحراف اجتماعی (مانند اقدام به خودکشی)، آسیب است. اما هر مسئله ای انحراف نیست (مانند فقر و تنگدستی). لازم به ذکر است که هم پوشانی ها و اختلاف نظرهایی نیز بین این واژگان وجود دارد اما غرض اصلی روشن شدن خواستگاه و حوزه مسئله خودکشی در ایران و مناطق کردنشین است.

دوم- توجه به تفاوت سبب شناسی (اتیولوژی) با آسیب شناسی (پاتولوژی) نیز حائز اهمیت. به این معنا که سبب شناسی به بحث درباره علت ها، دلایل، عوامل و ریشه های موثر در بروز مسئله می پردازد. مانند تاثیر ناکامی ها و اختلالات روانی در بروز خودکشی یا اقدام به آن. اما آسیب شناسی به بحث تاثیر مسئله در بروز مشکلات و تبعات آن می پردازد. مانند تاثیر خودکشی بر ازهم پاشیده شدن خانواده. به عبارت دیگر حضور سبب شناسی، پیش از مسئله و آسیب شناسی بعد از مسئله است. سبب شناسی نگاه غالب پیشگیرانه و آسیب شناسی نگاه غالب درمانی دارد. نکته اینجاست که بیشتر کارشناسان و دلسوزان جامعه، به تصور سبب شناسی و اقدامات و راهکارهای پیشگیرانه، بیشتر روی آسیب شناسی نظر داده و کار کرده اند. در امر خودکشی مناطق کردنشین، ضروری است که با نگاهی سبب شناسانه و پیشگیرانه، در راستای شناساندن این مسئله و بکارگرفتن راهکارهای عملیاتی، اقدامات جدی صورت گیرد.

سوم- خودکشی در جهان

میانگین جهانی نرخ خودکشی12 نفر در هر صدهزارنفر است. در سال 2014 خودکشی سیزدهمین علت مهم مرگ گزارش شده و سالانه حدود یک میلیون نفر در اثر این عمل فوت شده اند. این میزان تا کنون نیز روند صعودی داشته است. بیشترین نقاط در کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه (مانند بلاروس)، لیتوانی (حدود 3هزارنفردرسال از کل 3میلیون جمعیت)، جمهوری فدراتیو روسیه، سریلانکا، قزاقستان، لهستان، ژاپن(حدود 30هزارنفردرسال)، مجار واوکراین، شرق اروپا، گویان (حدود 45نفر در هرصدهزار)، کره شمالی (39نفردرهرصدهزار)و جنوبی(29نفردرهرصدهزار)، چین، هند، آفریقای جنوبی و کمترین خودکشی ها در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخش هایی از غرب آمریکای جنوبی ثبت شده است. خودکشی دربین مسلمانان به شکل معناداری پایین تر است. ایالات متحده جزو آمار متوسط رو به بالای خودکشی هاست (حدود 36هزار نفردرسال). ایران در بین ۸۹ کشوری که اطلاعاتش گردآوری شده است در رتبه 69 و بنابه تعبیری 58 قرار دارد. ایران، مکزیک، ترکیه و ایتالیا با نرخ خودکشی زیر پنج نفر در زمره کشورهای با نرخ پایین خودکشی به شمار می‌روند.  در جهان، هر سال 3۰ تا ۶۰ ميليون نفر اقدام به خودكشي مي‌ کنند، اما تنها يك ميليون نفر از آنها در اقدام خود موفق مي‌شوند. به عبارت ساده تر در جهان، حدود هر 40ثانیه، یک نفر خودکشی می کند و می میرد. خودکشی در فصل زمستان کمتر از دیگر فصل های سال است و اوایل بهار بیشترین میزان خودکشی ها روی می دهد (منبع: سازمان بهداشت جهانیWHO).

چهارم- خودکشی در ایران

میانگین نرخ خودکشی در ایران، حدود 5-6 نفر در هر صدهزار نفر است. هر سال حدود 4000 نفر خودکشی موفق داشته اند. تعداد و میزان خودکشی در خاورمیانه و به ویژه ایران، کم و پایین است. براساس آمارهای موجود در سال های 1390 تا 1394 تهران، ایلام، لرستان، کرمانشاه و گیلان، بیشترین و استانهای خراسان جنوبی، آذربایجان شرقی و خراسان شمالی کمترین موارد مرگ ناشی از خودکشی را به خود اختصاص داده‌اند. به‌گزارش وب‌گاه‌آفتاب (۱۹ شهریور ۱۳۹۳) در ایران آمار خودکشی در مردان مجرد بیشتر از مردان متاهل و برخلاف آمارهای جهانی در زنان متاهل بیش از زنان مجرد است. بيشترين دليل خودکشي در نوجوانان ايجاد فاصله و فقدان رابطه مناسب بين فرزندان و والدين ذکر شده است. فاصله‌اي که موجب مي‌شود والدين درک صحيحي از وضعيت فرزندان خود نداشته باشند.

پنجم- خودکشی در مناطق کردنشین

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در زمینه خودکشی عنوان کرد که آمار خودکشی 1392 در کردستان 2 برابر شاخص کشوری است. بیشترین میزان افزایش تعداد خودکشی در جمعیت 20 تا 30سال گزارش شده است.  حلق‌آویزشدن شایع‌ترین روش به کار برده شده توسط مردان وخودسوزی برای زنان گزارش شده است. به تازگی استفاده از دارو و مسمومیت دارویی عامل مهم خودکشی در کشور محسوب می گردد. طبق آمار منتشر شده، انگيزه خودکشي در مطالعات انجام گرفته به ترتيب مربوط به ناآگاهی سنتی و مسايل ناموسي، اختلافات خانوادگي، شکست و ناکامی در تحصيل و ازدواج، شکست و نااميدي، فقر و تنگدستي، بيماري‌هاي رواني، استرس‌ها و فشارهاي رواني، تنهايي، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به مواد مخدر، مواد توهم‌زا و الکل بوده که در اين ميان سهم خودکشي با انگيزه‌ اختلافات خانوادگي با 41 درصد، بالاترين علت خودکشي ذکر شده و از لحاظ جنسيتي، اقدام به خودکشي در مردان 8 برابر زنان بوده است. سال 1384، حدود 5ممیز7 نفر دریکصدهزار نفر در کل کشور خودکشی کرده اند و در استان کردستان 6ممیز 2 نفر درصدهزار نفر مرتکب خودکشی شده اند. یعنی چندان بیشتر از میانگین کشوری نبوده است. در مجموع میزان خودکشی نوجوانان و جوانان کرد زیر30سال از میانگین کشوری بالاتر است. خودکشی زنان (70درصد خودسوزی) بیشتر از مردها بوده است اما اخیراً این روند هم کاهش یافته و هم کند شده است. در سردشت، سال 1393، نه نفر خودکشی کرده بودند اما در سه ماهه اول سال 94،  نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش 65 درصدی ثبت شده است. مهاباد در سال قبل، حدود 20 نفر خودکشی داشته و بوکان و اشنویه و ... وضعیت مشابهی داشته اند.

ششم- جمع بندی

1-خودکشی در سطح جهان یکی از ده عامل اصلی مرگ و میر است.

2- ایران، بلحاظ میزان و تعداد خودکشی، کشوری در حد پایین و کم است.

3- مجموع مناطق کردنشین (کرمانشاه، ایلام، لرستان، کردستان، آذربایجان غربی و...) به نسبت میانگین کشوری، در سطح بالاتری قرار دارند.

4- عمده ترین سبب های خودکشی در مناطق کردنشین عبارت اند از ناآگاهی سنتی و مسايل ناموسي، اختلافات خانوادگي، شکست در تحصيل و ازدواج، افسردگی و نااميدي، احساس محرومیت و فقر و تبعیض، بیماری ها و استرس‌ها، تنهايي و انزوا، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به مواد مخدر و توهم‌زا و الکل.

5- تعداد و میزان خودکشی در مناطق کردنشین، کاهش یافته و روش های خودکشی نیز از خودسوزی و حلق آویزی به مسمومیت دارویی تغییر یافته اند.

6- خودکشی در جهان، یک بحران و در ایران و مناطق کردنشین یک مسئله اجتماعی است که هم باید سبب شناسی و هم آسیب شناسی بیشتری صورت گیرد.

هفتم- راهکارها

عمده ترین راهکارهای عملیاتی برای پیشگیری و کاهش خودکشی و اقدام به خودکشی از این منظر عبارت اند از:

1-ایجاد صمیمت و احترام متقابل در کانون مستحکم خانواده به ویژه روابط بین والدین و فرزندان.

2- آموزش دینداری و التزام به رعایت مسائل دینی و بکارگیری مهارت های اجتماعی در زندگی روزمره.

3- ایجاد انگیزه و تقویت اراده و پخش امید و تولید شادی جمعی و گسترش انرژی مثبت و استفاده از تشویق و فرصت جبران در مسائل از طرف دولت، مساجد، خانواده، آموزش و پرورش، صداو سیما و سایر نهادهای مرتبط.

4- کنترل و نظارت بر شبکه های ماهواره ای و سبک زندگی غربی و کاهش شکاف نسلی و تعارض های موجود به ویژه برای جوانان.

5- ایجاد اشتغال.

در پایان ذکر 2 نکته لازم است:

1- راهکارهای عملیاتی و موفق، باید متناسب با طبقه سنی و الگوی جنسیتی و بستر فرهنگی تنظیم گردند. شناسایی و اولویت بندی سبب های خودکشی، ساده ترین و مستقیم ترین راهکارها را نیز نشان می دهند.

2- به امید روزی که میزان خودکشی در کشور ایران و به ویژه مناطق کردنشین به حداقل ممکن برسد و از مسئله ی اجتماعی به حداقلِ یک آسیب اجتماعی کاهش و تنزل یابد. چرا که بار گناهی و معنایی و ارزشی و خبری خودکشی در جامعه کردمسلمان، سنگین و عمیق و کبیر است و می تواند تعداد کم آن نیز اثرات مخربی بر جامعه وارد سازد. از این رو تصور می شود که جامعه در وضعیت خطرناک و اسفباری است که خوشبختانه چنین نیست و انشاءالله در آینده نیز شاهد بهتر شدن اوضاع و کاهش خودکشی ها باشیم.

این مطلب جمع بندی شده مصاحبه آقای رسول گلباخی (سایت موکریان) با بنده است. منبع اصلی

 

سه ره خوشی و انتخابات

«سه ره خوشی» و انتخابات

کلمه ای که در زبان کُردی بتواند معنای دقیق و کامل مراسم تشییع جنازه، فاتحه خوانی، شب پیش خانواده متوفی ماندن، کمک مالی به صاحب ختم و ... را بیان کند همان «سه ره خوشی» Sàràxoshi است که دربرگیرنده اجزاء فوق الذکر است و هدف اصلی بیان همدردی و دادن روحیه پشت گرمی و حمایتی است چرا که انسان در هنگام بلایا، تنگنا، مصیبت، قرض و بدهی، مشکلات خانوادگی و امنیتی نیاز بیشتری به حضور عزیزان و دوستان و همت و حمایت آنان دارد. به عبارت ساده تر کشنده ترین درد تدریجی برای یک انسان سالم، تنهایی و احساس بی کس و کاری است. سه ره خوشی دقیقاً پادزهر این فرایند و نوعی کنش و بیان همدردی است. بنابراین کسی که در مراسم ختم دیگری حضور می یابد، لزوماً نیازی به شناخت قبلی و پیوند خانوادگی و خویشاوندی و همسایگی نیست بلکه نوعی همدل نوایی انسانی است. مانند عیادت بیماران در بیمارستان. ملاحظه نموده اید که هنگام فوت عزیزان، یکی از لطیف ترین و حساس ترین لحظات زندگی یک انسان است که دل به رحم و احساس به جوش و چشم به گریه و عجز و مویه به سراغ انسان می آید و امری طبیعی و پذیرفتنی و حتی ستودنی است. این موارد کارکردهای اجتماعی «سه ره خوشی» اند. طلب بخشش برای متوفی، بذل خیرات و نذورات و احسان برایش، فاتحه و قرآن خوانی و... نیز از کارکردهای دینی این مراسم اند. بارها شنیده ایم که در میان مردم که می گویند: «هیچ مراسمی مثل «سه ره خوشی» نیست که اگر کسی نیاید خیلی بر دل انسان سنگینی می کند و اگر مدیون خطاکاری در ختم صاحب دین حاضر شود امکان بخشش بسیار بیشتر است» این یعنی اهمیت و ضرورت و جایگاه این مراسم در جامعه مسلمان و به ویژه مناطق کردنشین. این اهمیت از دید تیز کسانی که برای انتخابات شورای شهر و نمایندگی مجلس و... اقدام کرده و می کنند، پنهان نمانده است. بعضی از این نامزدهای احتمالی مجلس شورای اسلامی در مناطق کردنشین و به ویژه بوکان، از هم اکنون بمثابه روشن دلان حافظ القرآن، گوش به زنگ فوت کسی و رفتن به مراسم فاتحه خوانی مساجد و منازل هستند «و به ریان لیگرتووه» که هر یک، دو سه نفری راهنما «چاوساغ» و همراه دارند و به جان مراسم ها و منازل افتاده اند. وظیفه روشنگری و نقد اجتماعی حکم می کند که بنویسیم وگرنه ممکن است خرده گرفته شود که این بحث در حد تحلیل جامعه شناختی نیست.

حالا، فردی متشخص با چندهمراه به مراسم ختم فردی (وابسته و آشنا یا بیگانه و دورآشنا) به قصد همدردی با صاحب ختم و معرفی خود به جمع حاضر می رود، مشکل این کار چیست؟

در پاسخ باید گفت که سه ایراد و اشکال اساسی دارد:

اول- تداوم روال سنّتی و نادرست گرداوری آراء و جلوگیری از جاافتادن روش های صحیح. به این معنی کسی که خواهان نمایندگی و مسئول شدن، برای بهتراجرا کردن خواست مردم است و باید قابلیت ها و توانایی ها و برنامه هایش بیانگر این مهم باشند نه برخی اعمالی که بیانگر نوعی احساس دِین بر مردم باشد که مثلاً «من برای مراسم ختم شما آمده ام و ادای وظیفه کرده ام و شما هم بهتر است به من رأی دهید و ادای وظیفه و دین نمایید یا حداقل برایم تبلیغات بکنید». این سبک تبلیغ اصل کارکرد سه ره خوشی را به سخره می گیرد. مانند کسی که می خواهد پست و مسئولیتی بگیرد و صف اول نمازجمعه را از دست نمی دهد! این به معنای نادیده گرفتن خیر و برکت ادای نماز نیست، به نیت هم کاری نداریم که خداوند علیم است اما همزمانی این دو حرکت (از یک طرف ردیف کردن سه ره خوشی ها و از طرف دیگر انتخابات) قطعاً نوعی توهین به شعور جمعی است. اگر صاحب ختم هم از روی این دین، نظرش برگردد و قضاوت کند که عجب مرد خوب و باخدایی و ممنونم که تشریف آورده و بعد به وی رأی بدهد احتمالاً به خود و جامعه اش و اصل قضیه انتخاب و شایستگی، بد کرده است. پاسخ قانع کننده این است که به مراسم ختم ما آمده اید، قدمتان مبارک اما انتظار رأی و تبلیغ نداشته باشید و ما کسی را که باید به این شهر خدمت کند و جریانات را مدیریت نماید و طرح و لایحه را به تصویب برساند و کارشناس و خبره و سخنران و بااخلاق باشد، به این شیوه انتخاب نمی کنیم.

دوم- ترویج ریا و جاانداختن نان به نرخ روزخوری و فریب مردم. به این معنی که فرد نامزد تا دیروز تک و توکی به مراسم ختم نزدیکان و دوستان می رفت یا نمی رفت، به داد مشکلات کوچک وبزرگشان می رسید یا نمی رسید اما امروز با توجه به هدف مجلس و کار سیاسی- اجتماعی اقدام به مشارکت مسلسلی در «سه ره خوشی» و عیادت ها و زنگ زدن ها و پیامک فر ستادن ها می کند ترویج ریاکاری و چندچهره بازی و نان به نرخ روزخوری است که گویی در پوست گوسفند نزد مردم خود را نشان می دهد تا کسب مشروعیت نماید و مظلوم نمایی کند و مردم او را به یکدیگر نشان دهند و در اولین فرصت خود و خواسته هایش را تبلیغ نماید. خدمت صادقانه، شجاعت و جسارت و ایثار می خواهد نه ریا و ترفند و سه ره خوشی اجباری و مصلحتی. خدمت واقعی و ماندگار، تیم کاری نخبگان و متخصصان می خواهد نه چند نفر راهنما «چاوساغ». خدمت شایسته و مورد رضایت الله و مردم، صلابت شخصیت و انسجام هویت و شهامت بیان می خواهد نه متظاهرانه خود را همدرد نشان دادن و سروگردن کج کردن و جفت پا بلند شدن بخاطر جواب سلام ها و دست بر سینه نهادن ها و یادداشت کردن شماره این و آن. انسان خدمت گذار واقعی و تاثیرگذار از حرف مردم و ملامت آنان نمی ترسد چرا که ممکن و لازم است که گاهی قصور و کوتاهی برخی مردم نیز به آن ها یاداوری شود و نترسد و نپندارد که دل مردم مهم تر از حق گویی و صداقت و خدمت است. «سه ره خوشی»، عیادت و ... امور خداپسندانه و شایسته و لازمی اند اما امروز استفاده ابزاری از این امر خیر و مراسم ختم منجر به استفاده ابزاری فردا از صاحب ختم و اطرافیانش می شود. ما با «سه ره خوشی» مخالف نیستیم اما با ریا و تظاهر به همدردی و تبلیغ به این شکل مخالفیم چون اطلاعات و آگاهی لازم برای شناخت مردم از کاندیدای اصلح، به این طریق به دست نمی آید. برای اینکه ثابت کنیم با مردم و در میان مردمیم راه های درست و رسانه های فراوان و پیشینه زیستن در شهر و نشان دادن کار و فعالیت و بامردم بودن وجود دارد اما به غلط این امر خیر، بعنوان یک روش انتخاباتی جاافتاده است چنان که غلط های مصطلح زیادی از این قسم در جامعه داریم.

سوم- عدم آشنایی فرد کاندیدا با اصل وظایف و اختیارات نمایندگی و سدّ شدن برای اطلاع مردم از واقعیت امر. به این معنی که وقتی در جلسات و اتاق فکرها و نشست های مردمی می نشینیم و می شنویم که می گویند خوب تمام مردم که روزنامه نمی خوانند یا تمام مردم که دور میدان فرمانداری جمع نمی شوند یا تمام مردم وایبر و واتساپ ندارند، این «سه ره خوشی» هم راه و روشی برای شناساندن خود و با مردم بودن است. این افراد درست می گویند. جامعه ما در وضعیت و حالتی است که به یک شعار غلط «مثلاً همه می خورند بزارید ما هم بخوریم» حداکثر رای را می دهند، جامعه ما در وضعیت و حالتی است که به معلولین از سر ترحم رای می دهند، جامعه ما در وضعیت و حالتی است که می دانند فلان شخص لیاقت و شخصیت نمایندگی را ندارد اما از سر مخالفت یا تعصب بی جا، آزموده را دوباره می آزمایند. جامعه ما در وضعیت و حالتی است که در نهایت تمام ناکامی ها و گله مندی ها را بر سر خود می شکند و می گوید خودکرده را تدبیر نیست و خلایق را هرچه لایق. بنابراین این جامعه نیاز به کاهش تصمیم گیری های احساسی و سنتی دارد و باید به سمت افزایش عقلانیت و منطق و تصمیم گیری های استاندارد پیش برود. مردم قشر فقیر یا حاشیه، تنها ممکن است از پول و سرمایه کم داشته باشند و از عزت و مردانگی و علاقمندی به خدمت به شهر سرآمدباشند پس این به معنای این نیست شما با «سه ره خوشی» به آنها القا کنید که این روش مناسبی برای شماست که زیاد نمی فهمید! این روش مناسبی برای شماست که احساساتتان را برانگیزند و بفریبند و رأی دهید. کسی که از این امر خیر به نفع تبلیغ خود در انتخابات بهره برداری می کند حتماً با اصل وظایف و اختیارات نمایندگی مجلس آشنا نیست. نمایندگی مجلس را با کدخدایی و ریش سفیدی دهستان اشتباه گرفته است. شعور مردم را به سخره می گیرد و با احساسات آنها آن هم در چنین لحظه حساس از دست دادن عزیزان، بازی سیاسی می کند.

فردلایق و شایسته برای نمایندگی مجلس کسی است که از خود مایه بگذارد و با همت و شجاعت بیانگر دردهای این مردم و راهگشای کاربردی مشکلات جامعه باشد حالا چه با «که واوپاتول»، «خوش قیافه»،«صدای غرّا»، «مدرک دکتری»، رفتن به «سه ره خوشی» و نازیدن به رنگ کردن چندبلوار و چه با صلابت و ساده و بی آلایش و حق گویی. درد مردم و خدمت به این مردم و کشور مهم است و باید هدف اصلی باشد و بقیه حاشیه و فرعی و گاه شبنامه نویسی بیش نیست.

بازنشر مطلب در سایت پیام بهاران

 

توافق هسته ای

توافق هسته ای ؛گذري بر تاریخ و فرهنگ و چشم اندازي به آینده

1-تاریخ حداقل یک هزار ساله ایران نشان داده است که از مجموع 2 معاهده دوره زندیه و 3 قرارداد نادرشاه افشار (با عثمانی ها و محمدشاه و عهدنامه گردان) و 9 قراربست دوران صفویه (مانند پیمان های قصرشیرین، صلح استانبول و آماسیه، معاهده‌ میناب بین ایران و انگلستان، پیمان ایران و پرتغال بر سر جزیره هرمز و روابط تجاری ایران و هلند) و 44 قرارداد و معاهده از دوران قاجاریه (مانند هوتز، پاریس، فین کنشتاین، آرمیتاژ، گلستان، دارسی، ترکمانچای، گلشائیان، مجمل، مفصل، کنسرسیوم، تالبوت، رویتر، 1919،1921، 1933 و...) و چندین قرارداد پهلوی (آخال، 1312، 1316، ) سه نکته اساسی قابل استخراج است:

اول- هنگام انعقاد اغلب این قراردادها، ایران عملاً و واقعاً در موقعیت بُرد و برتر نبوده (بجز دوره نادرشاه) و یا متضرر گشته یا ضرر از نیمه بازگشته است.

دوم- بعد از انعقاد این قراردادها، طرف مقابل (مانند عثمانی، هلند، انگلیس، فرانسه، روسیه و آمریکا) به انحاء مختلف، پایبند و ملزم به رعایت بعضاً بند و فصل و فقره های ذینفع ایران نبوده است.

سوم- هنگام انعقاد آن قراردادها، مناسب ترین افراد و دقیق ترین کلمات برای مذاکره و متن قرارداد انتخاب شدند و مردم و حکومت وقت نیز راضی و شادی کنان بودند.

این پیشینه و شواهد تاریخی و عدم خوشبینی مقام معظم رهبری به کل فرایند پرونده هسته ای و توافق، نشان می دهد که ایران در موقعیتی لاجرم افتاده بود و توافق برای برقراری تعادل دو کفه هزینه ها (خرج کردن) و مطالبات (به دست آمده ها) روی داده است و از این رو تقدیر و تشکر؛ بخاطر تلاش در راستای کاهش لطمات و صدمات این فرایند، آراسته ی تیم مذاکراتی شده است.

2- سابقه ي فرهنگي ما حداقل در هزاره ي اخير ،بخوبي نشان ميدهد که از مجموع صدها رویداد اجتماعی و قضیه سیاسی- فرهنگی مانند تسلط اعراب، خونخواهی های ایرانیان، اختلافات مذهبی و فرقه گرایی، ورود کاپیتالیسم و نزاع کمونیسم، احیاگرایی مشروطه، جنبش تنباکو، دموکراسی دینی و پلورالیزم، تکنولوژی و مدرنیته و... سه مولفه ي اساسی قابل استنباط است:

اول- اقلیت نخبگان جامعه مانند روشنفکرها ( از سهروردی تا اقبال و شریعتی...)، روحانیون ( از امام فخررازی تا امام خمینی و...)، تجار وکسبه بانفوذ (از ابراهیم امین النجار اصفهانی قجری تا خانواده لاجوردی و هاشمی تهرانی و... ) و رجال سیاسی (مانند امیرکبیر تا مصدق و...) بر توده و عامه مردم تاثیر گذاشته اند و جریان های موافق یا مخالف را شکل و سمت و سو داده اند.

دوم- اکثریت جامعه و مردم دارای میزان تحلیل عقلانی و آگاهی جمعی قلیلی از جریان های فکری-فرهنگی و سیاسی کشور بوده و یا آگاهی ناقص و نادرست داشته اند و عموماً پیرو نخبگان فوق یا گوش به زنگ احساسی شایعه هاو موج سازی ها گشته اند.

سوم- بر جریان های فکری- فرهنگی و سیاسی کشور در برهه های مختلف، دیدگاه انتقاد منصفانه و سنت بازنگری کارکردی و ساختاری که به تعبیری عبرت تاریخی است؛حکمفرما نبوده است. از این رو نقاط ضعف و قوت برجسته نشده و تکرار آزمون و خطاهای تاریخی،همواره روی داده است.

این پیشینه فرهنگی- سیاسی و تحلیل رویدادهای اجتماعی، نشان می دهد كه جامعه از جزئیات و موارد متعدد اطلاعات پرونده هسته ای ،آگاهی جمعی قلیلی داشته و عمدتاً به جای نگاه منتقدانه و بازاندیشانه، کنشی احساسی و هیجانی دارند و شاید لازمه ي جامعه در حال گذار نیز چنین باشد.

به صورت توصیفی و روتین نیز، توافق را با کاهش قیمت ها، ارتقای ارزش پول ملي، مهار تورم، کاهش رنگ استعماری آمریکا و ایجاد روابط حسنه با غرب و برون رفت از اغلب مشکلات اقتصادی،معادل، قلمداد می کنند یا حداقل در ناخودآگاه ذهن جمعی، چنین می نماید. لازم به ذکر است که ضمن تقدیر و تشکر از تلاش های شبانه روزی تیم مذاکره كننده ي هسته ای، باید به آگاهی بخشی جامعه با دیدگاه انتقادی و بازاندیشانه – نه عمدتاً تهییجی و جناحی- نیز پرداخت تا نقاط قوت و ضعف مشخص گردند.

3- پیش بینی شماتیک و تحلیل فضایی مسائل جهان معاصر؛ جهت داشتن رویکردی مشخص و چندجانبه به ویژه در ارتباط با اهم مسائل کنونی ایران و توافق هسته ای، نشان می دهد که جهان بلحاظ اقتصادی به سوی تسلط اندیشه و قدرت امپریالیسم (اوج گسترش سرمایه داری)، به لحاظ سیاسی به دموکراسی حزبی و از نظر فرهنگی به پلورالیزم دینی، از جهت اجتماعی هم به پست مدرن و بلحاظ زیستی به زیست بوم گرایی ؛گرایش بیشتری دارد و گرايش هاي نوعا هژمونيك را ابرقدرتها با اعمال نفوذهاي سياسي و اقتصادي خود، ايجاد مينمايند.البته تنوعات حوزه فرهنگ تا حدودي خارج از حيطه ي اقتدار آنهاست؛اما در اين حوزه هم با ابزار رسانه و حقوق بشر،دست اندازي ميكنند . از این رو در آینده ي نزدیک، مسائل حقوق بشر، تبعیض جنسیتی، آزادی به ویژه در اشکال سیاسی و بیانی و در آینده دورتر، مسائل توزیع و توازنه قدرت منطقه ای، تسلط بر موج چهارم تکنولوژی، برخورد ادیان و فرهنگ ها و اقوام را برای ایران ،پیش می کشند که این تقابل فرهنگي و تمدني خاورميانه و ایران –با سیستم و ساختارآزادي خواهانه- در برابر جبهه ي استعمار و استکبار جهانی (چه انگلیس دیروز و چه آمریکای امروز و ... آینده) بر اساس قانون أساسي و مفاد متن مقدس قرآن و سیاستهاي کلان کشوری، باید حفظ و تقویت شود و در عين تقويت گفتگوي تمدني در خصوص عناصرمثبت، برخورد لاجرم تمدني با عناصر نامطلوب،معمول گردد. لذا این توافق هسته ای، مقطعی و دوره اي است. البته سبک و شیوه دیپلماتیک تیم مذاکراتی، قابل توجه و شایان تقدیر است که می تواند الگویی مناسب در سایر مذاکرات بین المللی و حتی بین فرهنگ ها و اقوام داخلی باشد. بنابر آنچه گفته شد، می توان کل مطالب مربوطه را در سه جمله و پیش فرض زیر،چنین خلاصه نمود که:

اولا /تاریخ نشان داده که معاهدات و قراردادها عمدتاً به نفع ایران نبوده و یا لااقل عاملی برای کاهش ضرر بوده اند. توافق هسته ای نیز با این جزئیات،از اين قاعده مستثنی نیست. در ثانی/ میزان آگاهی عقلانی و عمومی جامعه بر این فرایند، کم است و تبعات آن ،به شکل هیجانی و احساسی ،نمود پیدا کرده است و در نهایت جمهوری اسلامی ایران،براي حفظ منافع استراتژيك خود همچنان ناچار است كه سیاست استکبارستیزی خود را حفظ و تقویت کند و در هر زمینه اي كه ،مکتب اسلامي ايراني با مکاتب فکری-سیاسی- اقتصادی و اجتماعی غیرایرانی- اسلامی، تضاد و تقابل جدی پیدا کرد( از جمله مسئله تروریسم، حقوق بشر، توازن قدرت منطقه ای، مدیریت جهان اسلام و...) ؛آمادگی لازم را براي حل مسائل را داشته باشد و در جامعه نيز اطلاع رسانی منطقی و شفاف صورت بگیرد.

بازنشر مطلب در سایت دانا

بازنشر مطلب در سایت موکریان

اهمیت دادن به پژوهش در جامعه

گوهر نهفته بیانات رهبری: پژوهش

نادانی بشر در طول تاریخ هزاران برابر بیشتر از دانایی و شناختش بوده است و دانایی و شناخت همواره مانند گوهرها و صدف های ارزشمند در میان لجن و گل و لای و آلودگی جامعه نهفته و پنهان اند. بسیاری از مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی از مشاجره های خانوادگی و دل آزردگی ها و تیرگی ها گرفته تا بروز جنگ ها و استعمارها و گسترش خرافات و... به دلیل نبود یا کمبود میزانی از دانایی و آگاهی و شناخت است و پژوهش، مناسب ترین ابزار و ساز و کار و مهارت لازم برای رسیدن و دست یافتن به این دانایی و شناخت وکنار زدن آلودگی ها و مانع ها و پرده های پوشاننده است. از این رو پژوهش، سخت و مشکل است و کاری آسان نیست. حاصل پژوهش نیز غالباً چون نیاز به تغییر وضع موجود و اقدام کردن و به هم خوردن آسایش عادت شده دارد چندان باب میل و رغبت جامعه نیست. اهمیت دادن به امر مقدس پژوهش، ارتباط مستقیمی با بستر فرهنگی جامعه، شعور عمومی و پیشینه تاریخی آن کشور و ملت دارد. متاسفانه در بسیاری از جوامع عقب نگه داشته شده، هزینه اختیاری و انتخابی برای نادانی ها – که غالباً ساده و لذت بخش و عادت واره اند- بیش از هزینه برای دانایی های لازم و اجباری است که غالباً مستلزم تلاش و عمل اند. از این رو رهبر معظم انقلاب، حکیمانه، همراه با بیان نکات و توصیه های ارزشمند دیگر، امر مهم اهتمام به پژوهش را هم در سخنرانی های پیشین و هم امسال در جمع دانشگاهیان (13/04/94) مطرح نموده اند:

« چندسال است که بنده در همین جلسه و در جلسات دیگر و در دیدارهای خصوصی با مسئولین اجرائی کشور، روی این مسئله تکیه کرده‌ام، متأسّفانه اطّلاعاتی که به من میدهند و گزارشی که به من میدهند، نشان میدهد که نه، این حرفهای ما مثل نصیحت است... با این چشم نگاه شده؛ این‌جور نیست؛ باید سعی بشود».

هر فرد، شرکت، گروه یا جامعه ای که مبنای حرکت خود را بر پژوهش و شناخت حاصل از آن قرار دهد به مرور نتایج مثبت انباشت سرمایه ها (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و...) را در می یابد و این مهم حاصل نمی شود مگر آنکه سه اصل زیربنایی ذیل، مورد توجه اساسی و عملیاتی قرار گیرند:

اول- بودجه پژوهش: رهبر معظم فرمودند:«یک نکته‌ی دیگر مسئله‌ی سهم بودجه‌ی پژوهش است...سهم بودجه‌ی پژوهش مهم است». در این راستا لازم به ذکر است که  در حال حاضر بودجه پژوهش و توسعه چین برابر با1/98 درصد از تولید ناخالص داخلی GDP، ژاپن 3/35، ، آمریکا 2/75، تایوان 3/05، مالزی 1/07، ترکیه /86، ایران /5 وکره جنوبی 4/35 است که از رژیم اشغالگر قدس که بالاترین بودجه پژوهش و توسعه را در اختیار دارد، سبقت گرفته است. «تاکنون طی ۵ برنامه ۵ ساله توسعه (در ۲۵ سال اخیر) و طبق قوانین باید تا پایان سال ۱۳۹۴ به ۳ درصد اعتبار پژوهش می رسیدیم ولی اکنون متاسفانه به هر دلیل موجه و یا غیرموجه، حدود نیم درصد به پژوهش اختصاص پیدا کرده است»

دوم- کیفیت عملیاتی سازی پژوهش ها: رهبر معظم فرمودند:« یکی هم صَرف درست و برنامه‌ریزی‌شده‌ی منابع مالی پژوهش؛ باید درست صرف بشود و درست در جای خود قرار بگیرد». در این راستا وزارت علوم باید توجه ويژه به مقولاتي از قبيل تجاري‌سازي دستاوردهاي پژوهشي، تقاضا محور كردن پژوهش‌ها، كيفي‌گرايي و ماموريت‌گرا كردن دانشگاه‌ها، فراهم نمودن زير ساخت‌هاي لازم براي توسعه شركت‌هاي دانش بنيان و... را مدنظرجدی قرار دهد. متاسفانه در بسیاری از اداره ها و ارگان ها بودجه پژوهش فعلی نیز در قالب چند پروپوزال کلیشه ای و موضوعات تکراری با مجریان غیرمتخصص صرف می شود.

سوم- ایمان عمومی به پژوهش: رهبر معظم فرموده اند:«بايد علم و پژوهش را به عنوان يك باور عمومى در بياوريم تا يك همت همگانى بر اين كار گماشته شود؛ يعنى حقيقتاً مسئله‏ى كل نظام بشود... موضوع علم و پژوهش در كشور، یك موضوع جدى است؛ ... از جمله‏ى چیزهایى است كه زیرساخت همه‏ى پیشرفتهاى كشور در امور توسعه‏ى مادى و صنعتى و به تبع آن مالى و سیاسى و بین‏المللى است». در این راستا تک تک افراد جامعه (از تصمیم مهم ازدواج گرفته تا انتخاب دوست و رشته و..) و مسئولین کشور (از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و...)  تا بخش مهم و تاثیرگذار غیردولتی، بهتر است به ضرورت و اهمیت پژوهش ایمان بیاورند. پژوهش ایجاد مصونیت برای جلوگیری از هدر رفتن سرمایه، زمان و تکررآزمون-خطاست.

پیشنهادها

-پیشنهاد می گردد بار دیگر رجوع و مروری جدی بر بیانات رهبر معظم انقلاب از گذشته تاکنون بر امر مهم و زیربنایی پژوهش و توسعه داشته باشیم و مسئولان کلان و میانی و خرده کشور نگاهی جدی تر و دلسوزانه تر و برنامه ریزی شده تر به این مهم داشته باشند.  به نقل از قائم مقام معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت عرض می کنم:«من به عنوان یک شهروند و استاد دانشگاه از نمایندگان مجلس گله دارم که علی رغم تاکیدات رهبری، هیچ وقت در یک نطق پیش از دستور برای وضعیت پژوهش گله نکرده اند»!

-صداو سیما و متولیان آموزشی و فرهنگی (دانشگاه، آموزش و پرورش، شورای عالی فرهنگ، سازمان تبلیغات اسلامی و...) در سطح گسترده ای ضرورت پایبندی به امر پژوهش در امورات زندگی و مسائل کشور را آموزش دهندو تبلیغ نمایند و از نمونه های موفق در این زمینه در راستای الگودهی و الگوگزینی برای نسل جدید و معاصر عمل نمایند. اگر جامعه ایمان بیاورد که پژوهش و دانایی بعنوان فریضه و سلاحی ارزشمند زیبنده و لازم است قدرت سایبری، پدافندغیرعامل و دفاع دربرابر جنگ نرم بسیار حرفه ای تر و اثربخش تر و همگانی صورت می گیرد و از انواع پرونده های دادگاه و معضلات اجتماعی و دسیسه های سیاسی مصون خواهیم بود. ترویج و اشاعه این فرهنگ پژوهش که سابقه طولانی به واسطه حکومت سلطنتی در تاریخ ایران ندارد، وظیفه خطیر نهادهای فوق است.

بازنشر و انعکاس این مطلب در سایت زریـــان

بازنشر و انعکاس این مطلب در سایت روانگــه

بازنشر و انعکاس این مطلب در سایت کانی پرس

 

آقای دکتر عثمانی بنده منتقد شما هستم به سه دلیل...

فضای عمومی و شهروندی نیاز به ایجاد بحث و گفتگو و نقد و بررسی دارد. درمان بسیاری از دردهای جامعه، آگاهی است و بسیاری از آسیب ها و مشکلات و معضلات افراد و جامعه از کمبود یا نبود آگاهی است.

روشنگری و اطلاع دهی و آگاهی بخشی یکی از اصلی ترین وظایف آموزش و پرورش، دانشگاه، صداوسیما، نخبگان و متولیان هنری است. لازمه این فرهنگِ بحث و گفتگو، داشتن صداقت، شجاعت، ظرفیت و سعه صدر، مدارک و اسناد، نیت خیر و ارائه راهکار است.

همیشه برای بنده جای سوال بوده که شهرستان بوکان با وجود این نعمت عظیم نخبگان و خردمندان و تحصیل کرده ها و جوانان فعال و پر ایده، چرا فضای نقد و بررسی و بحث و گفتگوی شفاهی یا مجازی کمرنگ و سست جان است؟! نقد و بررسی در چارچوب قانون و اخلاق اسلامی، خدمت و رحمت است که مسئولیت سنگینی بر دوش افراد می نهد.

این نوشته نیز بمانند سایر مطالب و نوشته های چاپ شده و منتشر شده و حتی مباحث پخش مستقیم صدا و سیما، صرفاً در راستای انجام وظیفه جامعه شناختی و آگاهی بخشی بیشتر است. إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ. (من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست بر او توكل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم. هود: 88). رُک بودن وصراحت لهجه و صداقتم را حمل بر جسارت و اسائه ادب نفرمایید. عرایضم در چهار قسمت اصلی زیر نگارش شده اند:
قسمت اول
آقای دکتر عثمانی، بنده منتقد شما هستم. به سه دلیل:
-یک شهروندم که به شما رأی داده ام و شما مدیون رأی بنده و همشهریان و روستاییان هستید. بنده و امثال من این اختیار و قدرت را به شما داده ایم تا به شهرستان ما خدمت کنید. «بر اساس اصول 6 و 56 و 58 قانون اساسی، اداره امور کشور و...حاکمیت، حق مردم است که بطور غیرمستقیم از طریق نمایندگان مردم اعمال می گردد».

منتقدم چون معتقدم(اعتقاد نیاز به سند ندارد) این فرایند خدمتگزاری انجام نمی شود.
- بنده فردی مستقل و مردمی هستم. از خانواده ای زحمتکش. بدون هیچ نوع وامداری یا وابستگی نه به شما و نه به آقای عباسی و نه جریان احمدی نژاد و نه اصول گرا و نه اصلاح طلب و نه غیره و غیره. این برچسب ها، جریان سازی ها، رنگ زدن ها، چوب کاری ها و... هرگز به ما نمی چسبد. پس حق داریم گفتگو کنیم، اعتراض کنیم، نقد کنیم، سوال داشته باشیم و از همه مهمتر از شما و دیگر مسئولین شهرستان، توضیح توأم با کمال احترام و ادب و تکریم بخواهیم و می خواهیم. بدون کوچک ترین رودربایستی و تعارف.
- شما حدود چهارسال قبل، با آقایان رضا هاشمی، حسن عزیزی، جمال خسروی، آوات دکاندار، سیدصلاح الدین و... اصرار به همکاری با بنده (این کودک نصیحت گو) داشتید. بر دیده منت نهادم. هم به این نیت که انجام وظیفه می کنم.

هم به حرمت شخص شما. هم به احترام دوستانمان. اما شرط گذاشتیم که هدفتان خدمت به مردم باشد و مانند چهارسال دور اول، به مردم پشت نکنید و هنگامه انتخابات با دردست داشتن چند تکه کاغذ تبلیغاتی و کلی شعار و کلمات رنگین و جملات متنوع و گوشه لبخندی ملیح و یک دست کواوپاتول نوک مدادی و پروژکتور و پاورپوینت و یاردبستانی ظاهر نشوید و کار شورا و شهردار و بقال و عطار و... را به نام خود ثبت نکنید.

بر این مبنا یک شب (09/12/1390)، در ستاد شما، ایراد عرایض کردم و همانجا گفتم که «من صلح طلبم. انعکاس صدای مردمم هستم. من نقد می کنم... این مردم بار دیگر به شما اطمینان کرده اند پس به اطمینان آنها پاسخ شایسته درخور مردم بدهید... در هر فرصت و مجال ممکنی بیاد داشته باشید که نماینده این مردمید. مرهون و مدیون این مردمید... این مردم از سر دلسوزی و علاقه و انتظار آمده اند.»

اما اکنون معتقدم که از عهده حداقل انتظار هم بر نیامده اید. غوغاسالاری و برچسب زدن و تهدید کردن و بازی با کلمات و وعده پست و موج سواری بی معناست. بسیاری از دلسوزان این شهر، به مانند بنده با شما عمل کردند و پیمان بستند. هیچ پست و مقام و حتی یک درخواست هم از شما نداشته ایم و نخواهیم داشت که اگر هم می داشتند امر غیرعادی نمی بود.

از همین جا درخواست می کنم این دلسوزان عزیز شهرستان، دست به قلم شوند و واقعاً تصدیق یا رد کنند. آیا غیر از این بود؟ دکترجان، پدر بزرگوار، این نقدها از سر دلسوزی است نه قدرت طلبی و پست خواهی و نماینده شدن! این مردم چه گناهی کرده اند که در آتش اختلاف، ترافیک، بیکاری، گرانی و عدم توسعه و نبود عمران و آبادانی و بازیگری و بازیگردانی برخی مسئولین بسوزند؟
قسمت دوم
هر کدام از جملات نامه سرگشاده اتان نیاز به ساعت ها بحث و بررسی دارد اما سه ایراد و اشتباه اخلاقی فاحش در آن نهفته است که سریع و مختصر عرض می کنم:
اول- تهدید. (1-یک فایل کامل و مستند از...؛ 2-بنده خیلی راحت می‌توانستم از مجرا و مسیر قانونی با افرادی که «نشر اكاذيب» می‌کنند، برخورد نمایم ولی استفاده از قدرت...؛ 3-اتفاقی نیفتد که شأن ارتقاء یافته مردم بوکان در سراسر کشور، تنزل یابد= تهدید است که اگر من نباشم شما همانی خواهید شد که بودید!)
دوم- تناقض گویی. (1-بهترین جواب، خاموشی و سکوت معنادار است...= اگر سکوت است دوهزار کلمه نامه برای چیست؟؛

2-وقت حقیر به عنوان نماینده مردم متعلق به خود مردم است= سه سال قبل متعلق به مردم نبود؟!! فقط هنگامه نزدیک شدن به انتخابات مال مردمید؟..

3- تمام تلاش ما اینست که مردمی پرسشگر و مسئولینی پاسخگو داشته باشیم= یکی به نعل و یکی به میخ زدن و یکی تهدید و یکی تحقیر کردن و... به نظر شما این تلاشی برای ایجاد تفاهم است؟

4- دغدغه بنده حضور مجدد در مجلس شورای اسلامی نیست= اگر نیست چطور در دبیرستان تبلیغ پخش می کنید و در سیمرغ فیلم می گذارید و در روستاها به بهانه گزارش کار، مشغولید؟

5- نطق حقیر را در دفاع از حقوق و معیشت فرهنگیان زحمتکش= نه شما حقیرید و نه دفاعی از حقوق فرهنگیان صورت گرفته. یادتان هست چندسال قبل درخصوص افزایش حقوق ما چه می فرمودید؟ فرهنگیان مودب و متین اند و باز برای شما در سالن کف می زدند!

6-دغدغه قلبی حقیر ایجاد، حفظ و صیانت از یک تیم مدیریتی قوی در سطح شهرستان است که کارآمد، ارزشی، متخصص، متعهد و با اخلاق باشند و مردم را ولی نعمت و ارباب خود بدانند نه رعیت خود..= از این رو از عده ای نامزد شورای شهر حمایت کردید و سپس از همان ها چند نفری کاملاً برگشتند و چنددستگی و اختلاف تشدید شد و..

7- دغدغه‌های حقیر از دغدغه‌های نخبگان دلسوز و مطالبات به حق مردم نشأت می‌گیرد= کدام نخبگان؟ مگر حرف کسی را قبول می کنید؟ همان نخبگانی که هر یکی به بهانه ای از تدریس دانشگاه ها دور افتاده اند یا در پست های معاونت اداره ای چپانده شده اند یا نخودی شده اند؟ این نخبگان چرا سکوت کرده اند؟)...

سوم- تکبر و خودبزرگ بینی و غرور (1-بنده فرصتی برای مجادله با این شکست خوردگان سیاسی ندارم= اگر دشمنت هم باشند بهتر است پای صحبتشان باادب و احترام بنشنیند. فرصت هم هست؛2-این مردم...به تلاش‌های بنده امید بسته‌اند= بسته بودند! چه کاری است که در سه سال نتوان کرد و در شش ماه آتی بتوان عالی انجام داد؟! شما نقطه امید این مردم نیستید. این خداوند متعال است که مردم چشم امید به او دوخته و بسته اند نه شما؛ 3-رفتار خود را به گونه ای تنظیم کرده‌ایم که دیگر نه کودکان، فرصت پیدا کنند که نقش پدری و اندرزگویی را بازی کنند و دایه مهربان‌تر از مادر شوند= کسی که مرا نصیحت کند یا حتی نیت خیر داشته باشد بوسه بر دستهایش می نهم. او را تحقیر نمیکنم و حافظ بیست جزء قرآن مجید و کارمند فرهنگی با پانزده سال سابقه و تدریس دانشگاهی را که حداقل 40مطلب درخصوص نقد و بررسی مسائل شهرستان بوکان از سر وظیفه و دلسوزی بدون کوچک ترین چشمداشت احدی، نوشته، نان و نمک منزلش را کرده باشم، کودک خطاب نمی کنم. 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش ... هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت (حافظ)
4- با باد مقابله و مخالفت با ما...= مگر شما کی هستید که مخالفتت نکنند؟ ولی نعمتی یا خدمتگزار؟ معلم و مدرسی یا ارباب و بورژوا؟ مدیون رأی بنده و دیگرانی یا آقابالاسر؟ امام مالک (ع) خطاب به مرقد مبارک حضرت رسول الله (ص) فرمودند که سخن هرکسی قابل تردید و انکار است الا صاحب هذاالقبر. یا وقتی پیرزنی هشدار به حضرت عمربن خطاب داد که اشتباهش را اصلاح کند عمر(رض) باکمال تواضع فرمود اگر تکرار کردم با همین شمشیر سزایم بده.
قسمت سوم
اما سه مورد بسیار خوب و شایسته نیز در نامه سرگشاده تان ذکر شده که ترویج و بازنشر آن وظیفه است:
اول-«پیگیری مطالبات...و جبران نواقص گذشته، نیاز به تلاش و تمرکز مصاعف دارد...و باید رضایتمندی خداوند متعال به عنوان هدف اصلی مورد نظر قرار گیرد». این مورد خواست قلبی تمام شهرستان است و در این مدت باقیمانده، خالصانه دعا می کنیم که این تلاش در راستای خدمت به مردم و جلب رضایت الهی، مضاعف و متمرکز شود.
دوم- نوشته اید «امیدوارم با صداقت و خلوص رفتار شود و عادت شوم پرونده تراشی برای همیشه از این شهر برچیده شود و رسم استفاده از شیوه‌های غیراخلاقی و رفتارهای پوپولیستی و ماکیاولی برای کسب جاه و مقام، از این دیار که دیار عزّت و شرف و بصیرت است، رخت بربندد». ما هم امیدواریم.
سوم- اشاره کردن به «مرکز تصویر برداری، توسعه بیمارستان، فاز اول کنارگذر، سیلوی افقی هفتاد هزار تنی، خط دوم انتقال آب، گازرسانی به حاشیه شهر و روستاها، سد خراسانه، مجتمع پتروشیمی، سد سیمینه، ارتقاء و توسعه مراکز آموزش عالی و...» که این تنها بخش کوچکی از کارهای ناتمام چندساله ای است که انشاءالله به بهره برداری برسند و برای هنگامه انتخابات و تبلیغات نگه داشته نشوند و لازم به ذکر است که این پروژه ها حاصل تلاش مردم و خویشتن داری و صبوری و فرصت بخشی آنها، فعالیتهای نیمه تمام نمایندگان ادوار قبل، کار شورای شهر و شهرداری، مسئولین دیگر اداره ها و هماهنگی آنها، نخبگان و متخصصین بومی می باشد و این به معنای نادیده گرفتن نقش شما نیز نیست.
قسمت چهارم
پیشنهاد
با توجه به وضعیت کنونی شهر، دسته بندی و جناح بندی ایجاد شده، برخی آسیب های موجود و برنامه های پیش روی شهرستان با نیم نگاهی به مسئله انتخابات پیش رو، بنده به عنوان یک همشهری با چاشنی نقد و بررسی، پیشنهاد می کنم که عالیجنابان آقای حاجی بمثابه سیاستدانی پیش کسوت و باتجربه و دکتر قسیم عثمانی بمثابه هشت سال نمایندگی و داشتن فرصت و مجال خدمت، در انتخابات پیش رو شرکت نکنند و عرصه را برای خدمت دیگران مهیا سازند و دین خود به این مردم بزرگوار و دیار مظلوم را به کمال برسانند و چونان باغبانانی ماهر و اساتیدی دلسوز راهنمای دیگر نخبگان و افراد جامعه باشند و تجربیات و سرمایه خود را چونان پشتوانه حمایتی برای نسل بعد درنظر بگیرند و اثبات نمایند که شیفته قدرت نیستند و تشنه خدمت اند.

جناب عباسی نیز سنگ سکوتی بر رویدادهای گذشته بنهند و جوّ عمومی شهر به سمت و سوی صلح و صفا و برپایه خدمت صادقانه پیش برود. وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ (و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است) باشد که در سایه بیانات مقام معظم رهبری از هرگونه اختلاف و تفرقه دوری گزینیم و به سمت همزبانی و همدلی بیشتر پیش رویم. در چند سطر اخیر، قصد اسائه ادب و جسارت به هیچ کسی نبوده و نیست و آرزوی توفیق روزافزون برای خدمتگزاران صادق این مرز و بوم لایق را دارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

روز قدس

 هر دین و مکتبی برای خود مجموعه ی ارزش ها، هنجارها، اصول و تقدس هایی دارد که با رعایت از جانب پیروان و طرفدارانش در طول تاریخ و بستر واقعیت های زمان، تداوم می یابند، جایگزین یا اصلاح می شوند و این پروسه و فرایند سبب حرکت نظام به سمت نیل به اهداف در عرصه رقابت بین المللی می شود. دین مبین اسلام نیز دارای چنین ساختار و پروسه ای است که یکی از ارزش ها و اصول آن ظلم ستیزی، دفاع از محرومین و کمک به هم آیینان در سراسر جهان است. یکی از این نقاط مسلمان مظلوم، فلسطین است و یکی از این مساجد باشکوه، بیت المقدس است که اکنون به دست صاحبان ایدئولوژیی افتاده است که با هر مسلمان و ایرانیی سرجنگ و دشمنی جدی دارد و طبق آموزه هایشان در اندیشه شکل دهی سرزمین موعود گسترده خود هستند و برای این کار از هر وسیله و ابزار سیاسی و مالی و... هم استفاده می کنند.
 
ما بعنوان مسلمان و ایرانی موظفیم که حمایت و پشتیبانی خود را از قدس شریف و مظلومیت فلسطین، با جان، مال، قلم و کلام خود (در حد توان) ابراز و عیان داریم تا خداوند راضی و دشمنان خوار و دوستان شاد و استوار گردند و این همبستگی و انسجام وجدان جمعی همچنان پرشور و پویا بماند. به امید روزی که قدس آزاد باشد و قدسیان دور آن تا قاب قوسین، ندای یا قدوس سر دهند.


هویت جنسیتی و هویت اجتماعی:چالش ها و آسیب ها


بسیاری از مشکلات جامعه ریشه در گذشته تربیتی و نحوه شکل گیری شخصیت و اندیشه های افراد آن جامعه دارد. اگر فردی خود و تمایلاتش، اهداف و رویکردهای زندگی اش را بشناسد می تواند در زمان و مکان مناسب تصمیم لازم را بگیرد و از قدرت خودکنترلی برخوردار باشد. هسته مرکزی این قدرت، مفهومی است به نام هویت. پنداشت نسبتاً پایدار فرد از کیستی و چیستی خود در ارتباط با افراد و گروه های دیگر که از طریق تعاملات اجتماعی فرد با دیگران در فرایند اجتماعی شدن تکوین می یابد. یعنی برقرار کردن توازن میان خود و دیگران. شناخت شباهت با خودی ها و تفاوت و تمایز با غیر خودی ها. هویت، تقسیمات و انواع مختلفی دارد از سطح خاص گرایانه رابطه ای مانند هویت فردی (که به شخصی و نقشی قابل تقسیم است) آغاز و تا سطح عام گرایانه مانند هویت جمعی، اجتماعی، قومی، منطقه ای، ملی، سیاسی و...ادامه می یابد. از سطح خاص، هویت جنسیتی(Gender Identity) و از سطح عام، هویت اجتماعی (Social Identity) را در ارتباط با هم مورد بررسی قرار می دهیم. اولی فرد را در کانون توجه دارد و دومی همان افراد را در کانون جامعه مدنظر دارد.

این مطلب با الهام از پایان نامه ارشد سرکار خانم دکتر رضایی تهیه شده است که البته مطالب و عناوینش کاملا متقاوت است اما لازم دانستم بخاطر این الهام نیک از ایشان تشکر نمایم.

 

ادامه نوشته

تبریک رمضان 1392

- فرارسيدن ماه مبارك رمضان را خدمت همه مسلمانان گرامي، علما و روحانيون معزز، كاربران گرامي، اساتيد، دانشجويان و دوستان و عزيزان تبريك عرض مي كنم و اميدوارم در سايه درايت و اراده به حداقلي از اهداف و فلسفه هاي اين ماه مبارك نائل شويم. التماس دعا. طاعات و عبادات همگی قبول حضرت حق.

- هاتني مانگي پيروزي ره مه زان، به هه موو ئيمانداراني خوشه ويست، ماموستايان و قوتابيان و گه لي ئازيزم پيروزبايي ده ليم. هيوادارم به وره و زانايي كه لكي خومان له و هه له ره خساوه به پيي ئامانجه كاني باري ته عالا له داناني ئه و ئه ركه مه زنه، وه رگرين.


- أهنئ قدوم شهر رمضان المبارك لجميع المسلمين، أحب لدينا المستخدمين والمعلمين والأصدقاء ومنها. أتمنى من حكمة وعزم نحقق حد الأعلي من الهدف وفلسفة هذا الشهر المبارك. انشاالله

I congratulate all Muslims, our users, teachers and friends etc, Coming of Ramadan. So I hope with wisdom and determination, we'll achieve minimum of the goals and philosophy of this blessed month, God willing

.

.

.

.

.

.

اکنون که ماه مبارک رمضان به اتمام رسیده و عید سعید فطر است این عید را به همه مسلمانان جهان به ویژه هم میهنان و همشهری های عزیز و گرامیم تبریک و تهنیت عرض می کنم. عید رمضان مبارک.

e-book های مفید

کتاب های الکترونیک یکی از قابل دسترس ترین منابع مفید برای مطالعه در بیشتر حوزه های علمی، ادبی، آموزشی و... هستند که در این پست چند مورد را که قابل دانلود کردن رایگان هستند معرفی می نماییم.

آموزش spss یکی از دغدغه های دوستان در حوزه علوم اجتماعی و انسانی است.

دانلود آموزش نرم افزار spss

بسیاری از مفاهیم و اصطلاحات جامعه شناسی نیاز به تشریح و تفسیر بیشتر دارند که این کار را به صورت ساده و مختصر یک فرهنگ اصطلاحات می تواند انجام دهد. فرهنگ اصطلاحات نوشته ان ماری بریجانیان یکی از این هاست. اما فرهنگ زیر توضیح اصطلاحات را به همراه دارد.

فرهنگ اصطلاحات جامعه شناسی


اعتیاد یکی از معضلاتی است که به شخصه همواره سعی کرده ام که در حد توان به روشنگری در خصوص ابعاد، علل و پیامدهای آن بپردازم. کتاب زیر نگرشی نو درخصوص پدیده اعتیاد به مواد مخدر را به قلم کشیده است.

رویکرد نو به پیشگیری از اعتیاد

جامعه شناسی مواد مخدر

از حوزه های مورد مطالعه اینجانب، سرمایه اجتماعی است که کتاب زیر یکی از منابع مفید و خوب در این خصوص است.

سرمایه اجتماعی

کتاب های بسیار دیگری بصورت الکترونیک موجودند که اگر شما هم رمان، کتب علمی، منابع درسی و غیره را پیشنهاد می کنید آدرس یا لینک یا اصل آن را با ایمیل بفرستید تا در اختیار دیگران قرار دهیم و به اشتراک بگذاریم. zhanezhin2004@yahoo.com یا در قسمت نظرات مرقوم فرمایید

جامعه شناسی شناخت از مرتضی رضوی

سلطه مردانه از پیر بوردیو

روش های تحقیق در علوم اجتماعی از بهروان

جامعه شناسی صلح از بوتول

جامعه شناسی بدن زن از احمدنیا

کتابخانه الکترونیک سایت جامعه شناسی شرقی از حسین ق. شیران


جای کتاب مفید پیشنهادی شما ......................................



کار گروهی- مصاحبه جام جم

 

از سرکار خانم یوشی زاده، گروه جامعه روزنامه جام جم بخاطر زحمات انجام این مصاحبه و همکاران ایشان، متشکرم و برایشان آرزوی موفقیت روافزون و سلامتی دارم.

شما هم قبول داريد كه ما ايراني ها معمولا در انجام كارهاي گروهي موفق نيستيم و با مشكل مواجه مي شويم ؟

بله ما بيشتر کارهاي مان را نمي توانيم به شكل گروهی انجام دهيم  و اگر ناچار شويم كاري را به اين شيوه انجام دهيم ، معمولا به فرجام نيكو نمي رسد يعني دست آخر نتيجه آنگونه كه انتظار داشته ايم نمي شود.البته بايد به این نکته هم توجه داشته باشیم که هر گروهي، شرایط اختصاصی خودش را دارد و بنابر اين نمی توان ناتواني در كارگروهي را به همه گروه ها تعمیم داد و نتيجه گرفت كه براي مثال در جامعه ما  رفتار كلي حاکم بر همه کارگروه های جامعه، یکسان و مشابه است اما می توان با توجه به پیشینه تاریخی، فرهنگی، نمونه های مشابه و شرایط مختلف، کارگروهی را در ایران آسیب شناسی کرد و نتيجه گرفت كه در بسياري از موارد  ما در كار گروهي ، ضعيف و نامطلوب عمل مي كنيم.

 

شايد ما هميشه ترسيده ايم كه مبادا تلاش حداكثري مان در گروه به هدف نرسد و موفق نشویم چون سطح توانايي هاي هم گروهي ها را نمي دانيم و به همين علت نسبت به كارهاي گروهي بدبين هستيم و ترجيح مي دهيم به تنهايي یک وظیفه را به سرانجام برسانیم.   

 من به چگونگي كاربرد برخي كلمات هم توجه ويژه اي دارم. شما در پرسش تان گفتيد كه آيا ما در كار گروهي موفق هستيم يا نه ؟ هدف شما از به كار بردن كلمه موفقيت در اين پرسش بايد دقيقا مشخص شود.

 طبیعتا منظورم از به کار بردن واژه موفقیت، رسیدن به هدف غایی است. به این تعریف انتقاد دارید؟

بله. این تعریف در کارگروهی اشکال دارد. اگر ما به عنوان عضوي از يك گروه در شرايطي خاص تلاش حداكثري کنیم اما به هدف نرسیم به نظرتان موفق نبوده ایم ؟

مسلما آنها شکست خورده اند! شما مخالفید؟

اشکال در همین است. باورهای غلط اجتماعی شما را به نتیجه رسانده است  که در کارگروهی هم موفقیت صرفا رسیدن به هدف است اما این طور نیست. در جامعه ای که کارگروهی در آن فرهنگسازی شده است، اگر اعضای گروه برای رسیدن به هدف تلاشی حداکثری کند اما به هدفی که می خواسته اند نرسند، اعتقاد دارندکه حداقل به موفقیت نسبی دست یافته اند چون توانسته اند فرایند رسیدن به هدف را با همکاری یکدیگر و بدون نقص دنبال کنند. گرچه می دانند که شايد اگر به هدف دست مي يافتند موفقيت تر بودند اما نرسيدن به هدف در یک کار گروهی، برای جامعه گروه گرا به معناي شكست نيست.

آنها ملاک هایی مانند سطح رضایت اعضا از کار، هماهنگی ساختار گروه ، سود حاصل از انجام کار به شکل گروهی و توانایی گروه در واکنش نشان دادن صحیح در زمان بحران را هم برای سنجش میزان موفقیت در نظر می گیرند اما ما موفقیت را صرفا در دستيابي به هدف خلاصه مي كنيم و همین باور را به بچه های مان هم یاد می دهیم.

 

پس می شود نتیجه گرفت که  آموزش های نادرست دوره کودکی ، باعث شده است ما در بزرگسالی باورهایی غلط نسبت به همکاری با گروه داشته باشیم؟

 ریشه های بی علاقگی به کارگروهی در جامعه ما بسیار عمیق است. اجازه بدهيد ابتدا اين مشكل را از وجه تاريخي بررسي كنيم. ایران کنونی، کشوری است كه تا سال ها پيش از انقلاب اسلامي، انواع حکومت هاي سلطنتی و پادشاهی را تجربه كرده است. در حكومت هاي پادشاهي آن دوره، هرم قدرت از بالا به پایین بود یعنی چشم همه زیردستان به تصميم گيري، راس هرم بود و راس هرم، هم گرايشي به كار گروهي نداشته بلکه فردی غالباً تک گرا، خودمحور و مستبد بوده است.

 از این رو اندیشه و رویکرد نظری این جامعه، همه برای همه نبود بلکه همه برای یکی بود. رسیدن به آن یک نفر و جلب و جذب رضایت حداکثری اش نیاز به رقابت، تعارض، زیرآب زنی، پاپوش سازی و تاحدودی هم تلاش داشته است.

 لازمه این حرکت و رسیدن به هدف دو رویی و تظاهر بوده یعنی اطرافيان پادشاه عادت مي كردند زباني  چیزهایی بگويند و عملاً کارهایی دیگر كنند. بنابر اين شک و تردید و ناباوری اجتماعی و متاسفانه تجسس و فضولی گسترش پيدا مي كرد. در نتیجه این اعمال، بستر کار، آلوده می شد و افراد نمی توانستند باهم برای رسیدن به هدف کار کنند و هر كس صرفا براي رسيدن به منافع شخصي اش تلاش مي كرد.

گرچه حكومت هاي پادشاهي ور افتاد و مردم حالا مي توانند براي سرنوشت و اينده شان تصميم بگيرند  اما برخي از آن باورهاي قديمي از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و هنوز هم  در ميان گروهي از مردم  باقي مانده است و بنابر این حس كناره گرفتن از گروه و اعتقاد به اين كه هر تلاشي بايد صرفا در راستاي منافع شخصي باشد، همچنان وجود دارد.

البته ريشه ناتواني ما در انجام كار گروهي همانطور كه در ابتداي بحث مان اشاره كردم فقط تاريخي نيست. ما از نظر فرهنگي هم در اين زمينه مشكل داريم. براي نمونه در ادبيات مان هميشه قهرمان هايي را وصف كرده ايم كه به تنهايي از عهده مسئوليتي خطير بر مي آمده اند اما هرگز از گروهي كه در كنار هم براي رسيدن به هدفي تلاش مي كنند، نگفته ایم.

 

خانواده نخستین اجتماعی است که فرد آن را تجربه می کند. آیا ممکن است یکی از ریشه های بی علاقگی به فعالیت های گروهی در کشورمان، خانواده های بیمار باشند؟

موافقم. خانواده های ایرانی بستر مشارکتی ندارند و به عبارت ديگر معمولا در این خانواده ها مسئوليت اصلي كارها روي دوش پدر يا مادر مي افتد، براي مثال پدر نان آور خانواده مي شود و مادر،‌ عهده دار امور خانه  و بچه ها‌،‌ مصرف كننده و بدون مسئوليت باقي مي مانند يا امكان دارد پدر و مادر و فرزندان در كاري مشاركت كنند اما اصول كار گروهي را رعايت نكنند و به همين علت با هم دچار مشكل شوند.

ما فرزندانمان را برای نبرد و رقابت در جامعه تربیت می کنیم، نه برای داشتن صبر، دوراندیشی، همکاری و ترجیح منافع عمومی بر منافع و اغراض شخصی.

این سبک زندگی اصطلاحا یکه سالارانه است و با مبانی کارگروهی، در تضاد. همین خانواده ها، در ارتباط های اجتماعی با خارج از فضای خانه هم تک روی می کنند برای نمونه ما به فرزندان مان می آموزیم در هر رقابتی از بقیه بچه ها جلو بزنند اما هرگز برای مان مهم نبوده است که در مدرسه وضعیت اخلاق گروهی فرزند مان چگونه است؟ با چه گروه هایی همکاری می کند ؟ سطح رضایت گروه از او چقدر است؟

غم انگیز تر این که به طور کلی در جامعه ما، رفتار گروهی، ملاک ارزشیابی نیست و به این ترتیب از کودکانی که تکروی را در خانواده یادگرفته اند، حمایت می کند تا به همین شیوه زندگی ادامه دهند آنقدر که حتی سیستم آموزش و پرورش مان طوری طراحی نشده است که دانش آموزان به کمک هم و با نظارت و راهنمایی معلم به یادگیری برسند یا فعالیت های گروهی را در کنار هم تجربه کنند.

به نظرم ما با فرزندان مان دقیقا همانگونه رفتار می کنیم که والدینمان با ما رفتار کرده اند. اگر این چرخه ادامه پیدا کند فرزندان ما هم کپی نسبی خودمان خواهند شد. پس اگر قرار است اصلاحی در حوزه کار گروهی رخ دهد لازم است که تجدید نظری جدی در برخی دیدگاه نظری مان داشته باشیم.

 

شما در صحبت های تان اشاره کردید که گاهی در جامعه ای مثل خانواده  که به تک روی عادت کرده است هم مشارکت رخ می دهد اما ناموفق است چون آنها مبانی کارگروهی را نمی دانند. یک گروه ، برای آن که موفق عمل کند باید چه اصولی را رعایت کند؟

رمز موفقیت گروه در مسئولیت پذیری است و اساس کار گروهی بر اعتماد، گفتگو، تعامل با دیگران و حفظ خود و هم گروهی ها در شرایط بحران است. لازم نیست که هرگروهی یک سرگروه داشته باشد بلکه مجموعه ای از اعضای برگزیده و صاحب صلاحیت می توانند برای اهداف گروه و شیوه کار تصمیم بگیرند و از همه مهمتر این که اعضا شیوه رفتار در گروه را یاد گرفته باشند یعنی بیش از حد زیاده خواه یا زودرنج یا کم طاقت نباشند. نسبت به هدف مشترک گروه ایمان کافی داشته باشند.

 

خانواده چگونه می تواند روش صحیح کار گروهی و مشارکت را به فرزندانش یاد بدهد ؟

 باید بیاموزیم که اگر قرار است خانواده به هدفی دست پیدا کند، باید تک تک اعضا حتی کودکان، در رسیدن به آن هدف نقشی ایفا کنند. شاید بهتر باشد در این باره مثالی بزنم:

چندی پیش مهمان خانواده چهار نفره چینی بودم. آنها می خواستند خودرویی نو بخرند. مدل و رنگ و قیمت آن را هم مشخص کرده بودند.

شاید اگر حرف از خانواده ای ایرانی بود والدین حتی درباره قیمت خودرو با بچه های خانواده حرف نمی زدند اما در این خانواده قیمت به بچه ها اعلام شده بود و قرار گذاشته بودند که هرکس سهمی را بپردازد.

موضوع به حدی جدی بود که برای کودک دبستانی خانواده هم به تناسب پول توجیبی اش سهم در نظر گرفته شده بود و والدین اعلام کرده بودند تا وقتی همه هزینه خرید خودرو از طریق پرداخت سهم اعضا تامین نشود، از خودروی نو خبری نیست. بعدتر متوجه شدم که آنها بیشتر لوازم منزل شان را به همین ترتیب خریده اند.علاوه بر سهیم کردن کودکان در مسئولیت های مهم، الگوسازی یا الگودهی به کودکان است. متاسفانه در فرهنگ ما الگو گرفتن بیشتر تکیه بر فرد داشته در حالی که بهتر بود  بجای الگوهای شخصی و فردی، بر الگوهای تیمی و گروهی تکیه و تاکید شود. میل به گروه گرایی را می تواند در کودکان و نوجوانان از طریق  مهمونی فیلم، اینترنت یا حتی بازی های اینترنتی تقویت کرد.

 

در جوامع بزرگتر از خانواده چگونه می شود میل به کار گروهی را تقویت کرد ؟

گام دوم برای افزایش گروه گرایی، آموزش و پرورش است که باید فرهنگ کار گروهی را در کودکان و نوجوانان نهادینه کند تا آنها در بزرگسالی ، به تعاون و مشارکت اعتقاد داشته باشند.

همچنین در سطح میانه، سازمان های غیر دولتی، موسسات خصوصی، کسبه و تجار و بازاری ها می توانند بجای رسیدن به سود حداکثری مطابق سیستم سرمایه داری، به تعاونی های خدماتی و تولیدی روی بیاورند و برنامه های بلندمدت جمعی را مدنظر داشته باشند و در سطح کلان نیز مجلس قانونگذاری کشور و سپس دولت نقش بسزایی در تصویب قوانین مربوط به کار جمعی و وام های تعاونی و اجرای صحیح آن بخش نامه ها داشته باشند.

از دیدگاه شما چه نوع جوامعی در کارگروهی موفق تر عمل می کنند ؟

جوامعی در کارهای گروهی موفق هستند که چهار ویژگی کلی را از دیدگاه جامعه شناسی داشته باشند.  اول این که تعاون و مشارکت را از کودکی و در خانواده به کودکان بیاموزند و سپس سیستم آموزش و پرورش ، آن آموزه ها را تقویت کند.

دیگر این که چنین جوامعی سند چشم انداز بلند مدت دارند چون داشتن هدفی دراز مدت، به تک تک اعضا می فهماند که برای رسیدن به هدف و صرفه جویی در انرژی و وقت، باید به هم کمک کنند. همچنین جوامع گروه گرا، در برابر تغییرات و عقاید، انعطاف پذیر هستند و بنابر این اعضا قادرند باورهای نادرستی را که از نسل های قبلی به آنها رسیده است درباره تک روی و رقابت جویی های دشمنانه ، اصلاح کنند و از همه مهتر این است که جامعه گروه گرا، حتما باید سرمایه اجتماعی زیادی داشته باشد.

مریم یوشی زاده، گروه جامعه

دانلود مستقیم کل روزنامه جام جم روز یکشنبه 9 تیرماه 1392، مطلب فوق در صفحه 14

جامعه شناسی انتخابات در مناطق کردنشین

طی ده دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مناطق مرزی به طور عام مانند کردستان، آذربایجان، سیستان و بلوچستان و... و مناطق کردنشین به طور خاص مانند استان کردستان، به نسبت میانگین مشارکت کشور، دارای کمترین درصد میزان مشارکت بوده اند تا جایی که پنج دوره کردستان رتبه دوم مشارکت پایین را داشته است اما به مرور زمان این میزان مشارکت و سهیم و دخیل شدن در ساختار توزیع قدرت و بودجه به دلیل افزایش آگاهی عمومی، تاثیر رسانه های جمعی، گسترش مباحث و گفتگوهای بین مردمی، ارتقای تحصیلات و امکانات، اصل روان شناختی «مقایسه» خود با سایر جوامع، افزایش یافته است. مشارکت مردمی در انتخابات، بیانگر وجود اعتماد و امنیت در منطقه و بستر مناسب سرمایه گذاری و اختصاص بودجه و تسهیلات بدان است. مشارکت مردمی بالا در انتخابات، بیانگر اهمیت و اهتمام به سرنوشت کشور و مطالبه حق و حقوق قانونی خود از مجریان قانون یعنی دولت و زیرمجموعه اش است. ا

نتخابات، مجرا و مجالی برای تمرین همگرایی سیاسی- اجتماعی در مناطق کردنشین در راستای حفظ و اعتلای کشور نیز می باشد. این مطلب بیانگر مختصر فرمول و استراتژی مشارکت بیشتر و مطالبه بیشتر در مناطق کردنشین از منظر جامعه شناسی سیاسی می باشد. عدم مشارکت عده ای از مردم در امر انتخابات نیز به دلایل مختلفی قابل تامل و تبیین است که بجای کتمان قسمتی از واقعیت، می توان با برگزاری نشست های قانونی و حضور نخبگان و فرهیختگان سیاسی- دینی و ترجیحاً بومی از طریق رسانه ها و نشریات بدان ها پاسخ های مناسب و مستدل داد تا اذهان عمومی، قانع و شفاف گردد.
..

ادامه نوشته

دیدبانی اجتماعی و فرهنگ پیگیری در مناطق کردنشین


یکی از مشکلات اساسی فرهنگی در کشورهای درحال توسعه به طور عام و مناطق کردنشین به طور خاص، ضعف نظارتی و بازخواست اجتماعی است. به این معنی که ترس اسطوره ای ناشی از سلطنت خودکامه های طول تاریخ،  که ریشه دوانده است هنوز در تفکرات، برخوردها و گفتارهایشان مشهود است و نسبت به مسئولان، دست اندرکاران، مدیران جامعه و نماینده هایشان، دید ارباب رعیتی دیده می شود. اسلام از بدو ظهور و صدورش و جمهوری اسلامی ایران از آغاز شکل گیری و توسعه اش ...

 

چرا بسیاری از مسئولان از جمله اعضای شورای شهر، نماینده مجلس شورای اسلامی و بسیاری از مسئولان خدمت رسان مطابق برنامه ها و قول و قرارهایشان عمل نمی کنند؟

چرا وقتی مسئولی در کشوری توسعه یافته مرتکب خبط وخطایی می شود در مقابل مردم عذرخواهی و استعفا می کند؟

تعریف دیدبانی اجتماعی، نحوه اجرا و شرایط آن، اهمیت و فواید آن، وضعیت در مناطق کردنشین ازاین لحاظ مورد بحث و بررسی قرار می گیرد...

ادامه نوشته

تحلیل نظرسنجی

یک سال از نظرسنجی وبلاگ گذشت. سوال نظرسنجی، گزینه ها، تاریخ و پاسخ ها را حسب تعداد و درصد ملاحظه می فرمایید.

سال 91 حدود 200 هزار بار از این وبلاگ بازدید شده است. مطابق جزئیات آمار بازدید سایت وبگذر حدود 13درصد دو بازدیده بوده، حدود 4درصد سه بازدید داشته اند و بیش از 75درصد یک بار بازدید داشته اند. از این مجموعه 816 نفر در نظر سنجی شرکت کرده و گزینه خود را علامت زده اند. این یعنی حتی کمتر از 1درصد کل بازدیدکنندگان.

تبریک سال نو92


فرارسیدن سال 1392، نوروز زیبا و بهار دل انگیز را به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم سالی پر از خیر و خوشی توام با سلامت و موفقیت پیش رو داشته باشید.

جریان جشن سوری و چهارشنبه آخر سال

درآمد

ذهن انسان برای اشیای اطراف خود «معنی» می سازد. مثلاً کج و بازشدن لبها و ظاهرشدن قسمتی از دندان ها و گشادگی چهره به تبسم معنی می شود. پریدن بر روی آتش را «دفع بلا و نحوست» معنی می کند و هزاران فرایند در جامعه و روابط بین انسان ها و انسانها با محیط، به تناسب ذهن و فرهنگ مردم «معنی» می شوند. این جریان «معنی سازی» و «معنی خوانی» در طول حیات بشریت بوده و هست. ممکن است بسیاری از این فرایند «معنی پنداری ها» درست و منطبق بر واقعیت ها و منطق خرد علمی نباشد اما در زندگی انسان ها ساری و جاری باشند. یکی از این مجموعه اشیاء، روابط و معناها، همان جشن ها و آداب و رسم های مختلف دینی- ملی مربوط به آنها هستند.

...

بیان سه نکته حائز اهمیت است:

اول: جشن سر سال و استفاده از آتش، مخصوص یک قوم (مثلاً کردها) یا یک دین (مانند زرتشت) و مذهب خاصی نیست. بلکه...
دوم: به لحاظ دینی، تقدس بخشیدن به عنصری از طبیعت و درخواست دفع بلا از آن، مورد تائید نیست. به لحاظ اجتماعی موجب شادی بخشی عمومی و برخی آسیب ها و مزاحمت های جمعی می شود. به لحاظ زیست محیطی، مخرّب و مضر است و به لحاظ تاریخی، تقلیل یافته و تحریف شده است. به لحاظ سیاسی نیز مورد سوء استفاده گروهک ها و احزاب فراری قرار گرفته و از...
سوم: در جهان معاصر، سلامت محیط زیست و حفظ زیست بوم ها و داشتن هوای پاک یکی از نعمات و آرمان های جامعه جهانی است. حفظ و انجام برخی آداب و رسوم، نشانه پوسیدگی قومی و ...
پاسخ به سوالات:
چرا سه شنبه انتخاب نشده است؟
آیا چهارشنبه سوری حرام است؟
آیا این جشنی باستانی است یا توسط اعراب مسلمان تحمیل شده است؟
چرا...؟
در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

همایش ملی پیشگیری از آسیب های اجتماعی

حوزه توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی کشور، همایش ملی پیشگیری از آسیب های اجتماعی را در روزهای 12 و 13 اسفندماه 1391 در دانشگاه علوم بهزیستی و توابخشی تهران برگزار کرد.


مقاله ای با عنوان:

آسیب شناسی مصرف رسانه های جمعی

و چرخش ارزش های فرهنگی- اجتماعی

دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران

توسط:

غفور شیخی،

   مهری سادات نکوئی،

فاطمه سادات متقیان

ارسال و بعد از پذیرش، ارائه گردید.


متن مطلب و دانلود پاورپوینت و فیلم ارائه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

زن و معلم، معمارهای جامعه

جامعه (Society)، با تفاوت های ظریف، شبیه به عمارتی عظیم است که هر دو نیاز به خندق و پی ریزی دارند. مصالح و آجرهایی که توسط کارگران و اساتید زحمتکش و هنرمندان خوش ذوق، به مرور زمان، مطابق نقشه و برنامه کاری ، کنار هم، چیده می شوند. دست به دست هم دادن اجزا و عناصر، تشکیل رج و دیوار و سقف و ستون می دهند و کنار هم قرار گرفتن افراد، نهادها و موسسات مختلف، ساختار ساختمان جامعه (Construction) را تشکیل می دهند. بعضی ساختمان ها بر بستری گسلی و لغزشی، بنا می شوند و در این حالت است که می گویند خانه از پای بست خراب است. بعضی ساختمان ها، شروع خوبی دارند اما در مراحلی از کار دچار تحریف می شوند و در این حالت است که می گویند خشت اول گر نهد معمار کج...تا ثریا می رود دیوار کج! وقتی فرزندان متولد می شوند جدای از

ذخیره ژنتیکی و فطرت الهی، آنچه که حاصل آموختن و یادگیری باشد بر لوح زرین ذهنشان ثبت نشده و لذا اندیشه ای برخاسته از پردازش آن و یا توان کرداری متناسبِ آن را هم ندارند. هر کدام، کم کم ...

 

ادامه نوشته

تبریک مولود فخرعالم

در دل و جان خانه کردی عاقبت............................ هر دو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی............................... وانگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده............................ قصد این ویرانه کردی عاقبت

ای دل مجنون و از مجنون بتر................................ مردی و مردانه کردی عاقبت

کاسه سر از تو پر از تو تهی................................. کاسه را پیمانه کردی عاقبت

جان جانداران سرکش را به علم............................ عاشق جانانه کردی عاقبت   مولوی

ادامه نوشته

توسعه اجتماعی در سه منطقه کردنشین ترکیه، ایران و عراق

کردها از جمله مهم ترين گروه هاي اجتماعي محسوب مي شوند كه در تصميم گيري ها و برنامه ريزي هاي اقتصادي، اجتماعي و انساني تاثير فراوان گذارده و از آن تصميمات نيز تاثيرات فراواني مي پذيرند و هدف از توسعه اقتصادي-اجتماعي مطلوب، دستيابي انسان به نيازها و خواسته هاي خود، تداوم بخشيدن به بقا و نوع انسان و تعالي شخصيت و هويت اوست و كردها،‌ به عنواني يكي از اقوام پرجمعيت اما بدون كشور مستقل، بين ايالت ها و ولايت هاي مختلف جهان، تقسيم و پخش شده اند. لازم به یادآوری است که ترکیه 81 استان دارد. ۲۱ استان آن در مناطق کردنشین واقع است(مانند دیاربکر، باتمان، درسیم، ماردین، ارزروم و...). عراق هم 18 استان دارد که عمده ترین استان های کردنشین آن اربیل، تمیم، دهوک و سلیمانیه هستند. ایران هم متشکل از31 استان است که عمده ترین مناطق کردنشین آن عبارت اند از استان کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی، و به صورت پراکنده در خراسان شمالي و مناطقی از استان‌های گیلان( لوشان و چمخاله) و لنگرود در استان‌های قزوین، فارس و مازندران ساکن می باشند.

از ديرباز، نقشه ها، طرح ها، گمانه زني ها، نشست ها و چانه زني هاي بسياري بين دولتمردان كشورهايي كه داراي مناطق كردنشين اند، بر سر نحوه كنترل آنها، صورت گرفته است. وضعيت زندگي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي اين قوم داراي...

منبع:

- شیخی، غفور (1391) توسعه اجتماعی در سه منطقه کردنشین ترکیه، ایران و عراق، دو هفته نامه سراسری جامعه کردستان، سال دوم، شماره 2، ص7

ادامه نوشته

تاریخچه، تاثیرات و تکنیک های تبلیغات اینترنتی

ابتدا به بیان مسئله و ضرورت تحقیق اشاره شده و بعد از ارائه تعاریفی از تبلیغات اینترنتی که عبارت است از به کارگیری اینترنت و فناوری‌های‌ زیرمجموعه آن نظیر وب و پست الکترونیک‌ توسط سازمانهای تجاری برای انجام فعالیتهای‌ تبلیغاتی موردنظر خود، به تاریخچه شکل گیری و گسترش آن می پردازد. تقریبا از 1990 به بعد تبلیغات اینترنتی، شکل گرفته و دارای تاثیر بسیار زیادی (طبق آمار مندرج و مستند) در حوزه اقتصاد، بازرگانی و تجارت بوده است. از مهم ترین تکنیک های بکارگیری این روش نیز، استفاده از موتورهای جستجو و نرم افزارهای خزنده یا عنکبوت، بنر (در سه نوع)، لوگو، پست الکترونیکی (دو نوع)، خبرنامه وغیره مورد بررسی قرار گرفته اند.

کلمات کلیدی: تبلیغات اینترنتی، تکنیک های تبلیغ، پست الکترونیک، درآمدزایی

 

ادامه نوشته

دنیای شیشه ای و محدود دل و ذهن

اگر بخواهیم چیزی را محدود و محبوس کنیم بهتر است از کوچکی این فرایند را برنامه ریزی کنیم. کسانی که از همان اول با همان محدودیت به دنیا می آیند و بزرگ می شوند اصلا نمی دانند که در چه دنیایی نگه داشته شده اند. مرزهای یک کشور، ایدئولوژیی خاص، مذهبی خاص، مکتبی فکری خاص، همه مثال هایی عینی و واقعی از این شیشه هایی هستند که شخصیت، دیدگاه نظری، همت و اراده و مهم تر از خیلی چیزهای دیگر ذهن و دل ما را کوچک و محدود می کنند. کسی که بتواند ساختار و چارچوب این شیشه در زندگی اش را بیابد، می تواند بفهمد که با آن چه باید بکند! آیا محافظت کند تا نشکند یا آن را بشکند و در پی ناشناخته ها، عواقب و آزادی بیشتر باشد؟ به این تصاویر نگاه کنید که چطور میوه ای در شیشه ای به دنیا می آید و بزرگ می شود و به عنوان کالایی فانتزی هم به فروش می رسد و کلی خواهان دارد.


گاهی این فقط یک نفر نیست که درگیر دنیای کوچک شیشه ای خود است. شاید دوست و هم خانواده ای و نزدیکانش نیز چنین باشند:


این فرایند نحوه تربیت و پرورش و آموزش، توسط افراد و متولیانی هم صورت می گیرد که ممکن است والدین، دولت و حکومت، سیستم آموزش و پرورش، رسانه های جهت دار یا عوامل خارجی باشند.


و این تصویر زیر می تواند نمادی از یک قوم، یک مذهب خاص یا یک فامیل و تیره و طایفه باشد که در عین زیبایی و آرامش دارای دنیایی کوچک و شکننده اند و خوداصلا اینطور نمی اندیشند و نمی توانند درک کنند که وضعیت چنین است

سیستمی که بتواند دل و ذهن مردم را چنین بار آورد نیاز به نظم، برنامه ریزی، جهان بینی خاص خود دارد.


حاصل این ساختار و سیستم و فرایند چیست؟ انسان هایی شکیل و زیبا با دل و ذهن هایی کوچک و محدود که در نهایت مورد بهره برداری سیاسی، مذهبی، تبلیغاتی، اقتصادی قرار می گیرند.

میزان قرار گرفتن مطالب این وبلاگ در صفحات نخستین گوگل

میزان قرار گرفتن مطالب این وبلاگ در صفحات نخستین گوگل

بررسی آمار و مطالب پربازدید برای مدیران سایت ها و وبلاگ ها، مهم و آموزنده است و به احتمال زیاد برای کاربران نیز جالب توجه است. سایت های عظیمی چون گوگل، یاهو و... بر برنامه ریزی ها و سیاست های کلان کشورها و اقتصاد و بازار تاثیر می گذارند.

در این پست، خلاصه ای مستند از کلیدواژه ها و عبارات عمومی که در علوم انسانی و اجتماعی، معمولاً کاربرد زیادی دارند را ذکر می کنیم و بعد  از بیان تعداد کل نتایجی که گوگل نشان می دهد، رتبه این وبلاگ را با توجه به اولویت نتایج، نشان می دهیم.

هدف اصلی، شناخت نقاط ضعف و قوت کار است تا با همکاری اساتید، دانشجویان و منتقدین گرامی، به سمت بهترشدن پیش برویم. این موارد جزو اطلاعات عمومی هر وبلاگ و سایتی است وگرنه بقیه اطلاعات کاربران، مهم و محفوظ اند.

لذا ذکر چند نکته زیر لازم اند:

- گذاشتن هر کلمه یا عبارتی داخل دو نشانه " " به معنای آن است که موتور جستجوی گوگل، عین این عبارت را بیابد. لذا جستجو با استفاده از این علامت، دقیق تر و مرتبط تر است.

- برای آنکه این گمان ایجاد نشود که کلمات، عمدی گزینش شده اند تعداد کل نتایج ذکر شده است که هرچه این تعداد عدد بیشتری باشد بیانگر عمومیت این عبارت یا اصطلاح است مثلا روش تحقیق در علوم انسانی و اجتماعی، اصطلاحی پرکاربرد و عمومی است.

- هر سایت و وبلاگی، بر برخی از مکاتب، خط مشی ها، مکاتب و اصطلاحات خاص خود بیشتر تکیه دارد و قطعاً در مواردی خاص، رتبه تک رقمی یا به عبارت بهتر قرار گرفتن در صفحه اول نتایج جستجوی گوگل را به خود می تواند اختصاص دهد.

- شیوه نشان دادن نتایج جستجو در گوگل، قابلیت های زیادی دارد. مثلا می توانید بدانید در ماه گذشته اصطلاحی خاص چقدر جستجو شده است یا در کنار مطالب شما، تصویرتان هم نشان داده شود یا این چیدمان نتایج جستجوها را خودتان تنظیم نمایید. معمولاً گوگل بر اساس بیشترین بازدید و به روزترین مطالب و مرتبط ترین آنها، نتایج را نشان می دهد.

- این آمار و اطلاعات نشان می دهد که این وبلاگ نیاز به بحث های بیشتری در حوزه نظریه های جامعه شناسی، شناساندن اساتید و بزرگان و نظریه پردازان جامعه شناسی دارد ولی در حوزه روش تحقیق یکی از قوی ترین و بهترین منابع به زبان فارسی می باشد.

- این آمار و اطلاعات نشان می دهد که این وبلاگ نسبت به مسائل شهر بوکان (از جمله نقد شورای شهر، شهرداری، ترافیک و...) احساس مسئولیت داشته و به سهم و نوبت و توان خود، مشارکت داشته است و انشاءالله خواهدداشت.

- شما کاربر و مخاطب گرامی نیز می توانید هر اصطلاح و عبارتی را از این وبلاگ یا وب و سایت خودتان، امتحان کنید و به نقاط ضعف و قوت کار پی ببرید. ضمناً اعداد مربوط به تعداد نتایج هر روز تغییر می کنند چون هر آن مطالب بیشتری بر شبکه جهانی اینترنت قرار می گیرند و این آمار مربوط به شب شنبه، 17آذر 91 می باشد.

-  از همه عزیزان (به ویژه دوستان و همکارانی که عضو این وبلاگ شده اند) به بالندگی این وبلاگ به هر نحوی کمک کرده اند، کمال تشکر و قدردانی خود را ابراز واعلام می دارم.

تهیه مطالب این نتایج جستجو، حاصل خلاقیت و زحمات چهار نفر از اعضای محترم وبلاگ است که بدین وسیله از آنها تشکر فراوان به عمل می آید.

در چند ماه گذشته، به ترتیب و تعداد زیر، از کشورهای مختلف (حدود 115کشور)، بازدید کننده داشته ایم که جای خرسندی است و مقدم این عزیزان را از سراسر جهان زیبا و پهناورمان، ارج می نهیم.


احتمالا، زیاد بودن تعداد کاربران از آمریکا، به دلیل وجود بعضی از سرورهای اصلی برخی سایت ها در آنجاست.
موتورهای جستجوگر، بازدیدکنندگان را به سایت ها و وبلاگ ها هدایت می کنند. میزان و مقدار آنها به ترتیب زیر می باشد:


مشخص است که بیشترین بازدیدکنندگان از طریق گوگل به این وبلاگ هدایت شده اند.
سیستم عامل مورد استفاده بیشتر کاربران این وبلاگ نیز به شرح زیر می باشد:



بیشترین مقدار مربوط به ویندوز اکس پی می باشد.

این سیستم عامل ها، بیشتر از مرورگرهای زیر استفاده کرده اند:
 
ابتدا از فایرفاکس، سپس از اینترنت اکسپلورر7و 6.
کاربران، در کدام ساعات شبانه روز بیشتر از اینترنت و این وبلاگ بازدید و استفاده می کنند؟
کمترین بازدید ساعت 4صبح و بیشترین بازدیدها حدود ساعت 11 قبل از ظهر می باشد.

یکی از علل ماندگاری و تاثیرگذاری سایت ها و وبلاگ ها تعداد بازدید یک نفر از آن است که چقدر گذری می آیند و یک بار نگاه می کنند یا چند نفر دوبار کلیک یا بیشتر از چندبار استفاده می کنند؟ که در تصویر زیر مشخص است که حدود 76درصد 1 بازدید دارند که باید سعی شود تعداد چندبازدیدها بیشتر شود.

راه های زیادی برای زیادکردن تعداد بازدید وجود دارد اما موجب اذیت شدن کاربران و دسترسی ناقص به مطالب می شود که با هدف این وبلاگ که نشر علم و تبادل نظر و بحث و گفتگو و نقد اجتماعی است، مغایر می باشند. لذا تکیه، بیشتر بر همت کاربران و عزیزانی است که سر می زنند.
این حق بازدیدکنندگان و اعضای محترم است که از وبلاگی که متعلق به خودشان است، تاحدودی آگاهی و اطلاعات عمومی داشته باشند.

برخی کلمات کلیدی:
اولویت بندی مطالب در نتیجه جستجوهای گوگل، میزان قرار گرفتن مطالب در صفحات نخستین سایت گوگل، نحوه چیدمان نتایج در سایت گوگل، اولویت بندی نتیجه جستجو در سایت گوگل، آمار بازدید، سیستم عامل بازدیدکنندگان، مرورگر اینترنت کاربران، مرورگر بازدیدکنندگان

جۆرابێن باشتره یا عیلم؟

این مطلب به زبان کردی است و از خوانندگان غیرکرد، پوزش می طلبم. خلاصه آن برای آنکه سوء تفاهمی ایجاد نشود این است که به زبان طنز و نقد اجتماعی بیان می کند که مشکلات استفاده از رسانه های جمعی مانند اینترنت اینقدر زیاد شده و دارای قطعی و سرعت پایین است که انگیزه انسان را در جستجوی یافتن آنچه که می خواهد می خشکاند. جورابین اسم یک بازی محلی است. اینجا توضیح بیشتر درباره بازی


جۆرابێن باشتره یا عیلم؟

ده ڵێم پێن شه ش جووت پۆزلیخوو گۆره وی ئه ستوور بکڕم و له تووره که یه کی به نی مه نگوڵه داریان خه م و شه وانه به پشتیان داده مو له گه ڵ دۆست و براده ران هه ر له مازوو بگه رێین و شه ققه له ڕان و چۆکی خۆمان هه ستێنین. بۆ ده س به ئاو نه بێ له وێ نه یه ده رێ تا مه لای به یانی بڵینگۆی مزگه وتت له سه ر دا ده قووپێنێ! هه ر که سیش باسی سیاسه تی کرد داری ته ڕی له سه روو گووێلاکیدا بشکێنی!

که س نیه بڵێ تۆ بۆوا ده که ی؟

تۆ که سه رت له ئه نته رنێت و کتێب و زانکۆدا ده وه رێ و چڵه چڵه به چه نه گه ته وه راده وه ستێ کوا شاره زای "پشکنین و پشک و گوڵ"ی؟ جا ئه منیش ده ڵێم:

ساڵی ساڵان ماهواره هه بوو، هه ر به کفله کوونێک رووی ده کرده لایه کوو باوه شی پڕ له باقه کاناڵی جۆراوجۆر ده بوو، سه لاتوتته سبیحێکی پێده چوو تا هه ر به سه ریاندا چاوێک بخشێنی. مامه پاڕازیت له دایک نه ببوو. ئه نته رنێت ئه وه ختیش هیچ ت...ێک نه بوو به ڵام ئه وه ی هه بوو هه ر هه بوو، شاراوه و داخراوه و پێچراوه و پانکراوه و پاک کراوه نه بوو. هۆباڵ به ستۆی خۆت بوو. به هه موو ته مای خۆم ده گه ڕێم بۆ وه ڵامی پرسیارێکی خۆم و قوتابیانم، گووگڵ ده دۆزم، ده یبینمه وه، ئه و لام تاتوو ئه ولام تات ئه ی بابه جیقم ده رهات، دێم به کلیکێ کلکی بگرم چه پۆکێک به که پۆمه وه پان ده بێته وه که تۆ مافی ئه وه ت نیه بیبینی!

ده ی باشه، ئه وه نا یه کی دیکه، له سه ڕڕا ده گه رێمه وه، ئه وه هه ر دڵیشم لێده دا بڵێی ئه وه ی پێشوو چ بووبێ وا بۆم نه بوو بیبینم. نه فسی موتمه ئیننه م ده بۆڵێنێ حه تمینه شتێکی خراپ و پیس و چه وروو چڵیک بووه وا به ستوویانه، همێک ده ڵێم و سه رێکی بۆ ده له قێنم که شوکر ده وڵه ته که مان زۆر ئاقڵ و تێگه یشتووه به س نه بوو پێم له و پیساییه نه که وت، له و شوکر شوکره دابووم که وه ڵامێکی گونجاوی دیکه م دییه وه.

کلیک، چه پۆک، شوکر.

دیسان به لایه کی دیدا گه ڕام. وێبلاگێکی سووره تی خوێنی لێ ده تکا کچێک جۆلانه ی ده کردوو له ناوه رۆکه که شیدا سه ت گوڵ و پیت ده دره وشانه وه و له دایک بوونی حه زره تی فڵانی مه باره ک بایی ده کرد، گوتم زۆر پیرۆزه و سووکێکی به ستم. هێنده ی گه ڕام بۆم ده رکه وت شه رته وڵات زۆر پیسه هه ر له نۆ کۆڵانی ماڵپه ر حه وتی پیس و په ڵۆخه. تووڕه، به حه کوو په کوو تێڕی که مپیوتێڕه که م پێچاوه. ئه وه هاتم نه ققه له نێو ئوقیانووسی مه قاله ده رکێشم سمێڵیشم دانا.

چادانێکم وێرای ماڵێ هه ڵچۆڕاندوو سه ت غه یبه تمان کردوو لۆچێک توو به لێوو ڕیشمه وه هه ڵده به زین ئه گه ر قسه م ده کرد! خۆ ئینسان هه موو کتێبێکیشی نیه و ناشکرێ وه ختوو بێ وه خت بچی بۆ ماڵی ئازمه ند. به ته له فون ده پرسی ده بێ سه ری مانگ لۆچ و نیوێک دۆلاری سێ هه زاری به ری بۆ کاکی مه خابه رات.موبایلیش بچی بۆو دیو، ده س نوێژت بشکێ، کوره هه ر بجووڵێی حه قی "جابجایی"ت لێ ده ستێنێ. ئه و وه ڵامه م هه ر نه ویست. سبه ینێ و دوو سبه و وا دیاره هه تا هه میشه هه ر وایه! ئه و هه مۆ به پرته پرته ش هه ر ناکرێ بنووی. جا بۆیه ئه گه ر وایه ده ڵێم پێن شه ش جووت پۆزلوخوو گۆره وی ئه ستوور بکرم و...


چکیده مطلب به زبان فارسی

زمانی که رسانه های جمعی مانند اینترنت و غیره به دلیل مشکل پارازیت و فی لت ری نگ، دارای کارایی مناسب نباشند، ما که دانشگاهی هستیم و نیاز به جستجوی مقالات، کتب الکترونیکی و مطالب متعدد داریم دچار زحمت و دردسر و اتلاف وقت می شویم. این مطلب به زبان طنز و نقد اجتماعی این را بیان می کند که اگر اینچنین ادامه داشته باشد باید بریم سراغ بازی های محلی و بجای اعصاب خوردشدن و به دنبال علم رفتن، به تفریح و سرگرمی مانند جورابین بپردازیم. نکته اینجاست که این مطلب توهین به این بازی یا طرفداران آن نیست.
بازتاب مطلب در سایت ز ر یا ن
دوست بزرگوارم، ماردین، زحمت کشیدند و این متن را ترجمه به فارسی کردند که در ادامه مطلب ملاحظه می فرمایید.

ادامه نوشته

فرهنگ و ادبیات لوتی گری

در تاریخ ایران زمین، جماعتی بسیار دعوی صفت پهلوانی داشته اند و گاهی نهادی اجتماعی بپا ساخته اند و ... اما صحت و سقم ادعای آنان را برگهای پر شمار این تاریخ باز می نمایاند. عیاران، شطاران، شاطران، باباشمل ها و داش مشدی ها و .... لوتیان تمامی از این مدعیانند.
افسونگری های قدرت و ثروت برای بشرغیر قابل پیش بینی و جامعه پرفراز و فرود ایرانی و تاریخ دراز دامن سرزمینمان، همگی بر آن شده اند تا نگذارند، هیچیک از این مدعیان بر ادعای خویش دیرزمانی استوار مانند.
چنین است که هر دو گروه از خوش نامان و بدنامان تاریخ را در زمره این مدعیان می توان یافت. جمعی که روزی به یاری مردم علیه ظلم و جور حاکمان جبار بر خاسته اند و فقیران و ضعیفان را یاور بوده اند و روزگاری دگر همان گروه راه زده اند و شرارت کرده اند.
از قرن دوم به بعد فتوّت با تصوّف در آمیخت و بسياري از اهل فضل و فکر بدان روی آوردند و فتوّت را به مرحله جديدی بردند، در اين زمان راهزني، دزدي و... جاي خود را به ارزش هاي اخلاقي نيک داد.
جمعی از پژوهشگران سرآغاز جوانمردی و فتوّت را ايران، خاصه ايران پيش از اسلام، مي دانند . از آن جمله ملک الشعراي بهار سرآغاز جوانمردي را درايران و به طور خاص از ميان اسواران عصر قديم و دوره هخامنشي مي داند.  سعيد نفيسي نيز معتقد است؛ سرآغاز اين جريان از جوانب تاريخ اجتماعي ايران پيش از اسلام است. مهرداد بهار هم آن را در سابقه پهلواني تاريخ ايران جستجو می کند .
و محققان اروپايي از جمله فرانتس تيشنر مبداء فتوت را انجمن ها و اتحاديه هاي اواخر عهد عتيق و شهرهاي روم شرقي مي داند.منبع : وب سایت آقای داریوش شهبازی به آدرس http://www.darioush-shahbazi.com

چند نمونه از این ادبیات را بخوانید که حتما لبخندی شیرین (در این برهه که فشار مشکلات، امان بریده) بر لبانتان نقش می بندد.
آقا ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی
آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا
آقا ما واشر، شما ارباب حلقه ها
آقا ما مداح، شما دی جی!
آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس
آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!
آقا ما پت ومت، شما ایکیو سان
آقا ما بتمرگ، شما بفرما!
آقا ما شورش قبیله‌ای، شما گفتگوی تمدن‌ها
آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت !
آقا ما بنال بینیم باا ...، شما خواهش می‌کنم بفرمایید
آقا ما چی کوفت می‌کنی ...، شما چی میل داری عزیزم؟!
آقا ما مخـمون تاب داره، شما حیـاط ویلاتون!
آقا ما افتاده، شما پاس کرده
آقا ما برف، شما بهمن
آقا ما چاکریم، شما نایس تو میت یو
آقا ما کوله پشتی، شما کوله باری از تجربه
آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند برابر است"
آقا ما تقویم جیبی، شما موسسه ژئو فیزیک!
آقا ما سه کله پوک، شما سه تفنگدار
آقا ما کته، شما بیف استروگانف
آقا ما بن کارگری، شما بن تخفیف دیزنی لند
آقا ما سوختگی درجه ۳، شما برنزه شکلاتی
آقا ما آب حوض، شما شیر موز
آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...
آقا ما یه نقطه توی فضا، شما مبدا مختصات
آقا ما سیمبیان، شما آندروید
آقا ما جرقه، شما بیگ بنگ
آقا ما ميلي متر، شما سال نوری
آقا ما تلویزیون کمدی، شما سه بعدی
آقا ما چوق لباسی، شما توتال کر
آقا ما x=2، شما E=mc2
آقا ما می‌ریم اغذیه، شما برین پدیده
ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ادامه نوشته

دورنمای انتخابات شورای شهر بوکان

انتخابات این دوره شورای شهر، حداقل به چهار دلیل، حساس تر از دوره های قبل بوده و با مشارکت بسیار زیاد مردم برگزار خواهد شد:

- سطح آگاهی سیاسی و دانش اجتماعی مردم نسبت به دوره قبل، با توجه به برگزاری انواع انتخابات و تاثیر رسانه ها، بالا رفته و در پی تاثیرگذاری بیشتر و افزایش سهم دخالت خود در اوضاع شهر، خواهند بود.

- گروه های قدرت موجود در شهر، برای تصاحب کرسی های بیشتر در شورای شهر، بیشترین تلاش خود را از لحاظ جلونهادن مهره ها و تبلیغات گسترده به انجام می رسانند تا در آینده، اجرا شدن برنامه ها و نیل به اهدافشان، میسرتر باشد یا حداقل از این لحاظ، در امان باشند.

- عملکرد ضعیف این دوره  شورای شهر، در این مدت طولانی، سبب شده مردم به خود بیایند و با توجه به اینکه این شورا، برایند انتخاب خودشان بوده و انتخابشان اینچنین نتایجی به دنبال داشته است، درصدد جبران بر آیند و این انتخابات را جدی بگیرند و بیشتر از دوره های قبل بدان اهمیت دهند.

- مقایسه پیشرفت ها و توسعه شهرهای اطراف مانند مهاباد، سقز و... در حوزه های...

ادامه نوشته

اسراف و راهکارهای کاهش آن در جامعه

شبکه خبر قسمتی از برنامه خود را به صبح با خبر اختصاص داده است که چندسالی است با بخش های متنوع روی آنتن می رود. خلاصه مطلب زیر، گفتگویی است درخصوص اسراف در جامعه که با آقای خیرخواه و سرکار خانم امامی (مجریان توانمند صبح با خبر) به سمع و نظر هم میهنان عزیزم رسیده است.

آدرس زیر، شامل آرشیو برنامه است که می توانید ملاحظه فرمایید

شبکه خبر، صبح با خبر، اسراف در جامعه

لینک کمکی در صورتی که آدرس فوق مشکل پخش داشت

توجه: بالای صفحه اگر درخواست نصب پلاگین کرده آن را نصب کنید و بعد، قابل پخش می شه. روی نمایش برنامه کلیک فرمایید.

1- دامنه مفهومي اسراف بحدی گسترده است که شامل ابعاد اقتصادي، هنجاري، اخلاقي واعتقادی نیز می باشد. بيش از 19بار در قرآن به كار رفته و به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و تفريط است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.

تبذیر به معنی زیاده روی در مصارف مالی است. هر تبذیری اسراف است. کلمه تبذير به معناي ريخت و پاش دانه وبذر در شرايط نامناسب و به روشي نادرست است. اين رفتار در تمامي اديان الهي و جوامع انساني مذموم و ناپسند است. هر جامعه و عقل سالمی مي‌كوشد با انجام بهترين برنامه‌ريزي‌ها از حداقل منابع، بيشترين استفاده را داشته باشد. رخورد سنگین و سهمگین با اسراف، همچون دروغ، دزدی، مردم آزاری، آدم کشی و ...، از رویکردهای مشترک پیامبران ارجمند ادیان اسلام، مسیحیت، یهود، زرتشت و آیین هایی همچون بودا و ... بوده است.

-اسراف، انحراف از قوام (اعتدال و میانه روی) است به دلیل آیه وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا(و كسانى‏اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‏گزينند. فرقان 67)

ادامه نوشته

چند داستان جالب و نتیجه اخلاقی مناسب

بعد از کار نسبتاً سخت و خشک و رسمی مطالعه و تحقیق، گاهی می طلبد که زنگ تفریحی به ذهن خود داده و لبخندی هرچند ساده اما شیرین بکاریم. امید است که اسائه ادب نشده باشد. ضمنا از وبلاگ جامعه شناسان شرق نیز متشکرم و براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

==

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش. راهبه سوار میشه و راه میفتن. چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به ساق پای راهبه میندازه. راهبه میگه: پدر روحانی، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار . کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه. چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده، مچش با پای راهبه برخورد می کنه . راهبه باز میگه: پدر روحانی روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار

کشیش زیر لب یه ناسزا می گه و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه. بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب مقدس، روایت  ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی.

نتیجه اخلاقی : اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی.

==

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد. همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد.زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه. همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود. تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین. بعد از چند لحظه، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره . زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت. پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود. پیتر گفت: خوبه چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود و قرار بود بیاره، نگفت؟

نتیجه اخلاقی : اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید.

==

توی اتاق رختكن كلوپ گلف، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن. مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمه اسپیكر موبایل رو فشار میده و شروع می كنه به صحبت. بقیه آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن ...

مرد: الو؟

صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟

مرد: آره

زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم. اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره اشكالی نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره

زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید 2012 رو دیدم... یكیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود

مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری

زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه، اون خونه ای رو كه قبلاً میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰  دلاره

مرد: خب برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی

زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ

مرد: خداحافظ

بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه: كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه ؟

نتیجه اخلاقی : هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین!

==

یه مرد ۸۰ ساله میره برای چكاپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده: هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه.نظرت چیه دكتر؟

دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه چیتا ظاهر میشه و میاد به طرفش. شكارچی چتر رو می گیره به طرف چیتا نشونه می گیره و .. بنگ. چیتا كشته میشه و میفته روی زمین.

پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره حتماً یه نفر دیگه چیتا رو با تیر زده.دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود!

نتیجه اخلاقی : هیچوقت در مورد چیزی كه مطمئن نیستی نتیجه كار خودته ادعا نداشته نباش

==

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.پسرک گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم". برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم".مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد ...

نتیجه اخلاقی : خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که وقت نداریم به ندای قلبمان گوش کنیم، او مجبور می شود بگونه ای عمل کند که شاید به مزاقمان خوش نیاید ... در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور ...

چند رمز ساده برای موفقیت بیشتر




تسليت بخاطر زلزله آذربايجان91

Searches

بخاطر حادثه ناگوار زلزله اخير شمال غرب (آذربايجان شرقي و اردبيل و...) و فوت

برخي از هم ميهنان گرامي، تسليت و تعزيت عرض مي نمايد. اميد است كه

درين شبهاي مبارك قدر، روح معصومشان قرين رحمت و رضايت الهي و بهشت

برين قرار گيرد و خداوند متعال به بازماندگان صبوري و به برنامه ريزان و مديران

كشوري، دلسوزي و تنبّه و عدالت محوري بيشتر و توفيق امدادرساني بهتر و

سريع تر عنايت فرمايد.


رمضان 1391


- هاتني مانگي پيروزي ره مه زان، به هه موو ئيمانداراني خوشه ويست، ماموستايان و قوتابيان و گه لي ئازيزم پيروزبايي ده ليم. هيوادارم به وره و زانايي كه لكي خومان له و هه له ره خساوه به پيي ئامانجه كاني باري ته عالا له داناني ئه و ئه ركه مه زنه، وه رگرين.

- فرارسيدن ماه مبارك رمضان را خدمت همه مسلمانان گرامي، علما و روحانيون معزز، كاربران گرامي، اساتيد، دانشجويان و دوستان و عزيزان تبريك عرض مي كنم و اميدوارم در سايه درايت و اراده به حداقلي از اهداف و فلسفه هاي اين ماه مبارك نائل شويم. التماس دعا.



- أهنئ قدوم شهر رمضان المبارك لجميع المسلمين، أحب لدينا المستخدمين والمعلمين والأصدقاء ومنها. أتمنى من حكمة وعزم نحقق حد الأعلي من الهدف وفلسفة هذا الشهر المبارك. انشاالله

I congratulate all Muslims, our users, teachers and friends etc, Coming of Ramadan. So I hope with wisdom and determination, we'll achieve minimum of the goals and philosophy of this blessed month, God willing

.

.

.

و بعد از گذر يك ماه، اكنون عيد فطر است و شادماني. لذا اين عيد بزرگ را خدمت تمام مسلمانان و به ويژه هم ميهنان گرامي و همشهريان عزيزم تبريك و تهنيت عرض مي كنم. به اميد قبولي طاعات و عبادات.

بار گراني و فشار بر مردم و ترفندهاي زخم پاشيدن بر آن

این روزها، گران شدن کالا و خدمات، یک پدیده عادی شده است و مردم خسته از گرانی ها، حتی نای پرسش از میزان گرانی ها را نیز ندارند جز اینکه تا آنجا که می توانند صورتحساب ها را پرداخت می کنند و بعد هم به دنبال کاهش یا حذف برخی اقلام از سبد خانواده هستند: از گوشت گرفته تا لبنیات و از سفر تا نو نوار کردن خانه هایشان!
هیچ چیز آدمی را به اندازه نادیده گرفتن شعورش آزرده نمی کند. این نکته ای است که گویا خیلی ها نمی خواهند بدان گردن نهند و ای بسا تصور می کنند خودشان انسان های آگاه، تحصیل کرده و با شعوری هستند که سوار بر ماشین زمان، به گذشته ها رفته و به مردمانی بدوی و جاهل و بی خبر از همه چیز رسیده اند!
هر چند این گرانی ها آزار دهنده هستند و گاه به معنای واقعی کلمه خانمان سوز (اثرات فقر در طلاق و فحشا و سرقت را به یاد بیاورید)، اما آزار دهنده تر از همه این است که یک عده می کوشند آنچه اظهر من الشمس است را کتمان کنند و در روز روشن و در حالی که با مخاطب خودشان زیر اشعه تابان خورشید نشسته اند، بگویند: به به ! چه شب زیبایی !

ترفند شماره 1- در ادامه...

ادامه نوشته

ويژگي هاي مردم شناختي ما ايراني ها

توضيح: معايب و ايرادات مردم شناختي ما ايرانيان و فرهنگ عمومي امان.
اين به معني ناديده گرفتن خوبي ها و نقطه قوت ها نيست. قضاوت نيست بلكه هر كدام فرضيه اي است كه اثبات يا رد آن را به خود شما و نظر و تشخيصتان واگذار مي كنيم.

**به نظر مي رسد كه:

1*- اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2*-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3*-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4*-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5*-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6*-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7*-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8*-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9*-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.
10*-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11*-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی
برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.
12*-دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.
13*-همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14*-غربی ها در چند قرن اخير، بيشتر دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!
15*-زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16*-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها
از روي داشته هاي ما، علم نجوم را بنا نهادند.
17*-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بدبیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.
18*- غربیهااطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما
آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.
19*-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20*-غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21*-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
22*- فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود
بیمه می کنیم.
23*-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.
24*-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25*-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را
می گوید بدخواه ماست.
26*- چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27*-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28*-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29*-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای
اینکه به آنها احترام بگذارند.
30*-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31*-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32*-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33*-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34*-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها
جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.
35*-وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36*-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37*-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

كليت و اصل اين مطلب رو از طريق ايميل دريافت كردم و با دخل و تصرف اينجا ذكر نمودم و منبع موثقي اگر داشته باشد، لطفاً اطلاع رساني مستند بفرماييد.

به نظرشما كداميك(چنددرصد)واقعي و درست به نظر نميرسد؟چرا؟


چند داستان كوتاه اما شنيدني

کمربند
کيف مدرسه را با عجله گوشه اي پرتاب کرد و بي درنگ به سمت قلک کوچکي که روي تاقچه بود ، رفت . همه خستگي روزش را بر سر قلک بيچاره خالي کرد . پولهاي خرد را که هنوز با تکه هاي قلک قاطي بود در جيبش ريخت و با سرعت از خانه خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشيد آقا ! يه کمربند مي خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم است.
- به به . مبارک باشه . چه جوري باشه ؟ چرم يا معمولي ، مشکي يا قهوه اي ، ...
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .

- فرقي نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه!

*

راه حل و هدف

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى از روانپزشک پرسيدم: " شما چطور مى‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟". روانپزشک گفت: "ما وان حمام را پر از آب مى ‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مى‌گذاريم و از او مى‌خواهيم که وان را خالى کند!!!

من گفتم: "آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است!".
روانپزشک گفت: "نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مى‌دارد. شما مى‌خواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟!! ".
 تفسير:
1.راه حل هميشه در گزينه هاى پيشنهادى نيست!!!
2.در حل مشکل و در هنگام تصميم گيرى هدفمان يادمان نرود. در حکايت فوق
هدف خالى کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادى!!!
3.همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست...

*

به سلامتي...

- به سلامتي همه ي اونايي که مارو همين جوري که هستيم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوست دارن!
- به سلامتي پاک کن که به خاطر پاك كردن اشتباه ديگران كوچيك مي شه!
- به سلامتي مظلوم ترين پول دنيا "تومن". چون هم تو هستي توش، هم من
- به سلامتي اونايي که اگه صد لايه ايزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چيکه ميکنه...
- به سلامتي دوست نازنيني که گفت: قبر منو خيلي بزرگ بسازين.. چون يه دنيا آرزو با خودم به گور ميبرم!
- به سلامتي کسي که بهش زنگ ميزني..خوابه.. ولي واسه اين که دلت رو نشکنه ميگه:خوب شد زنگ زدي.. بايد بيدار ميشدم

*مجنون و مرد نمازگزار

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور می کرد.
مرد نماز راشکست وگفت: ادامه مطلب...

ادامه نوشته

تبريك سال نو 1391

روزگـار و عمـر مي گذرد.

خوشـا آنكه (زيـركـانه) تجربـه آموز،

(مهـربانانه) خاطـره سـاز و

(صـادقانه) سـودبخش باشـد.

سال نو شمسي ۱۳۹۱ را به همه عزيزانم، اساتيد گراميـم، خویشان،  دوستان، نزديكان، همكاران، دانشجـويان عزيز و خانواده هایشان، بينندگان و کاربران اين وب، دانش آمـوزان مهربـان و پاكم و خانـواده هايشان، تبـريك و شادباش عرض مي كنم.

Time and life goes on. Blessed who Learn from experience (Brilliant), Is a memory maker (Kindly), Is profitable (Frankly). With honor and happiness: Happy New Solar Year (1391) 'll be thirty years old, With the passing of the new decade.In this New Year I wish you health and happiness .Sincerely

درين روزهاي فوق العاده خوشكل و مسرت بخش، برايتـان سالي پرتلاش و موفقيت آميز آرزومندم. بزرگ تـرين نعمت دنيا، به نظر من، سلامتي است. اميدوارم سـالم و سرحال باشيد و شاد بمانيد.

و اکنون، امیدوارم ۱۳ بدر خوش بگذرد. مواظب پاکیزگی طبیعت، سلامت کوچکترها و حریم دیگران باشیم.                                                       

درباره قدمت، اهميت و با ارزشي اين كارت پستال.هديه نوروزي، تقديم به شماست

ضمناً ۱/۱/۹۱ من سـي ساله شدم و

پـا در دهـه اي جديد و پرتلاطم و پر از برنامه  نهـادم.

 

چند جمله زیبا

موفق کسی است که به طرفش آجر پرت نشود و اگر چنین شد با آجرهایی که به سمتش پرتاب می شوند برای خود پله های ترقی، دیوار مستحکم و بنای زیبا بسازد.

عقاب باش تا شکوه بلندترین صخره ها تو را از حقارت خاک، متنفر سازد.

بعضی ها مثل کبریت می مانند، خودشان ارزش چندانی ندارند اما میتوانند با اشتباهی، زندگیت را به آتش بکشند.

درین زمانه بی های و هوی لال پرست، خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست، چگونه شرح دهم لجظه لحظه خود را، برای این همه ناباور خیال پرست، به شب نشینی خرچنگ های مردابی، چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟،رسیده ها چه غریب و نجیب می افتند، به پای هرز علف های باغ کال پرست،هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست، به تنگ چشمی این نامردم زوال پرست...

تردیدها خیانت کارند تا به چیزهایی که آرزویشان را داریم نرسیم.

لبخند، کم خرج ترین و زیباترین آرایش چهره است. بخند بدون انتظار!

صبورانه در انتظار زمان بمان، هرچیز در زمان خودش روی می دهد. باغبان اگر باغش را غرق در آب کند درختان اگر بار بیایند خارج از فصل خود میوه نمی دهند.

آرام:

«دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تازه اش می رود،وبا هو کردن بدرقه اش می کند،تنها به خاطر اینکه با شیپور به استقبال دیگری برود.»

کبری:

«دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست، اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه.»

الهــام:

«اگر در مسیر رودخانه صخره و سنگ نباشد صدای آب قشنگ نیست پس از صخره های مسیر زندگیت غمگین مباش »

رسول پور:

«هر فرد عادی گاهی اوقات وجدان را یاد می کند.اگر قرار شود یک روز وجدان از بین ما برود دنیای ما به صورت شهر بی دفاع در می آید.وجدان مثل یک پلیس مخفی است که نه گلوله دارد و نه شمشیر می کشد اما همیشه بر سر در خانه دل ما به پا ایستاده است.به ما هشدار می دهد که مراقب خودمان باشیم لازم نیست برای ما قانون وضع کنند این قانون به دست و پای ما می پیچد و مثل کلاف مارا سردرگم میکند.اگر بجای قانون ها وجدان را جانشین آن کنیم تمام بدبختی ها و انحراف ها از ما دور میشود. "ژان پل سارتر"»

رسول پور:

«-در زندگی نباید از چیزی ترسید باید آن را درک کرد .
-به کندی دوستی کن اما اگر دوستی کردی با ملایمت و مداومت ادامه بده

-کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خود سپری کنی
-اگر همه مردم جهان به به اندازه دانسته هایشان حرف میزدندسکوتی سهمگین دنیا را فرا می گرفت.
-اگر کسی بتواند جایگاهم را بگیرد تقصیر من است. من باید در جایگاهم آنقدر شایسته باشم که کس دیگری نتواند آن را از دستم دربیاورد." بخشی از قانون بقای اصلح اجتماعی ویلیام گراهام سامنر"»

اميد:

«نان به نرخ روز نخورید تا آیندگان نیز شما را قبول داشته باشند.»

آشنا (نا.مح):

«دیدن لبخند آنهائی که رنج می کشند از اشکایشان دردناک تر است.»

پائولو كوئيلو:

«گاهی اوقات سکوتی است که سخن می گوید. سکوتی که می گوید دیگر لازم نیست چیزی را به دیگری توضیح دهیم گاهی اوقات دو عاشق باهم نشسته اند در سکوت در حالیکه دلهایشان صحبت می کرده است و بعد ازینکه دلهاشان همه چیز را گفت اسرار بزرگی را باهم شریک شده اند.در همان لحظه های سکوت در می یابیم که  چقدر بهم نزدیکیم.»

محبوبه:

فروغ انسان لطیفی بود باروحی سرکش،انسانی که هستی باهمه شکوهش برایش تنگ می نمود،وشاید به همین دلیل نیز بسیارزود پرواز کرد.انسانی که دنیاراسراسر زیبایی می دید؛زوال زیبای گلهادرگلدان،زیبایی ویرانه هاو...یادش همیشگی باد...واین جمله یادگاری از او:

دراضطراب دستهای پر ، آرامش دستان خالی نیست،خاموشی ویرانه ها زیباست!
(فروغ فرخزاد)

سودابه:

به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشید آنها به همانجا تعلق دارند دقیقا پشت سرتان...

اگه حق یه نفرو تو دنیا بخوری،یه دشمن پیدا میکنی.اگه حق ۵ نفرو بخوری،پنج تا دشمن پیدا میکنی،اما اگه حق همه رو بطور مساوی بخوری،هیچ دشمنی پیدا نمیکنی و همه با احترام ازت یاد میکنن!!

 سودابه محرمی به نقل از زنده یاد حسین پناهی

-می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...

-وقتی کسی اندازت نیست، دست بـه اندازه ی خودت نزن...

-این روزها به جای" شرافت" از انسان ها، بیشتر" شر" و " آفت" می بینی!

-اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!

متن سخنرانی9/12/90 در ستاد دکتر عثمانی

متن سخنرانی ۹/۱۲/۹۰ در ستاد دکتر عثمانی

بسم الله الرحمن الرحیم

من صلح طلبم. انعکاس صدای مردمم هستم. من نقد می کنم و لذا هم نقطه قوت ها را بیان می کنم و هم نقطه صعف ها را. جامعه شناسی خوانده ام و شیوه نقد و گفتمان را برگزیده ام. عرایضم را در سه بخش زیر بیان می کنم:

اول) خطاب به مردم(آسیب شناسی انتخابات بوکان)

دوم) خطاب به آقای دکتر(بیان برخی انتظارات و پیشنهادات)

سوم) محاسن و نقطه قوت های آقای دکتر (دلایل حمایت)

 

اول) خطاب به مردم (آسیب شناسی انتخابات بوکان)

1- انتظار می رفت اخلاق انتخاباتی در بوکان، در فضای مجازی در میان نشریات بهتر ازین می بود. تخریب شخصیت، توهین، بکاربردن هر نوع لفظ دور از ادب، حمله به مسائل حاشیه ای و بزرگنمایی آن، انتشار شبنامه و نوشته های غیرمستند (چرا دکتر نه و نامه و غیره)، ایراد است. روحیه با فرهنگ مردم ما این را نمی پذیرد. مخالفی، رو سرم، خدمت کردی دستت را می بوسم. اشکال و اعتراض داری بیا و برنامه ها و جریانات را ببین. از هر دو طرف. لذا از نماینده های قبلی و حاج آقا و کسانی که واقعاً دلسوزند و شهر و مردم را دوست دارند و خدمتی کرده اند به سهم خود و از طرف مردم متشکرم اما چشم و هم چشمی و طایفه گری نکنیم. قدردانی از کار شخصی یک مسئله است که طبعاً انسان نباید قدرنشناس باشد اما در اولویت گرفتن نفع عمومی شهر، مسئله ای مهم تر است. بنابرین یا سخنی داشته باشیم دلپذیر یا دلی داشته باشیم سخن پذیر.

2- نسبت به مسائل شهر، حساس و منتقد باشید. متناسب قانون کشورمان، دیده بانی اجتماعی، نافرمانی مدنی و بازخواست مشروع را تمرین کنیم. خنثی و بی طرف نباشیم. به وسیله روزنامه ها، جلسات مجمع، نماز جمعه، شورای شهر و روستاها، هیئت امنای مساجد و... اعمال نفوذ و قدرت کنیم. چرا قدر بزرگان خود را در زمان حیات نمی دانیم و در عوض بیگانه پرستیم؟ این شعار را دور بریزید که از بین بد و بدتر باید انتخاب کرد. بلکه باید بگوییم از بین خوب و خوبتر. ما بزرگان خود را خوار نمی کنیم تا دیگران شاد شوند، حتی اگر این بزرگان، مخالف باشند. این فکر را دور بریزید که هرکسی فقط به فکر خودش است و قبلاً تعیین شده است. بلکه این شمایید که آینده چهار سال این شهر را رقم می زنید و فریب این سموم ناامیدکننده را نخورید. رای تنها یک کاغذ نیست بلکه حامل حق و مشروعیت است.گلایه دارم که حق خواه و منتقد نیستید. از جمله کارهای شورای شهر و شهرداری (پل هوایی، آسفالت، بکارگیری کارگران شهرداری و اخراج ماهانه،...)

3- خطاب به صاحب قلمان و صاحب اندیشه های بوکان، دانشجویان. دعوت می کنم که دلسوزیهای روی کاغذ و دغدغه های تئوریکی اتان را با عرق مردم روستا و درد و مشکلات شهر قاطی کنید. به شما جایگاه، مقام، میدان و حق نمی دهند قبول. اگر با اراده و اهل عمل هستید حق را بگیرید و با دادن هزینه، روندی نو و به نفع شهر و مردممان را مستدام کنید.

4- اختیارات و وظایف قانونی نماینده مجلس را بشناسید و درخواست ها و انتظارات غیرمعقول نداشته باشید.اختیارات نماینده حساس، کلان و متناسب با قانون است. مرد قانون خود خارج از قانون روی حرف خود و همکارانش را نباید پایمال کند.

5- اگر بین حداقل 6 نهاد در شهرستان هماهنگی نباشد، امورات شهری به خوبی پیش نمی رود و جریان های مختلف هر کدام به سمت خود و منافع خود می کشند. فرمانداری، نماینده شهر، شورای شهر وروستا، نیروهای امنیتی، فرهنگیان(آموزش و پرورش) و مهم تر از بقیه، مردم. این کم کاری و عدم هماهنگی نهادها، اول از کوتاهی یا سکوت مردم است بعد به دلایل دیگر است.

6- سطح فرهنگ و شور و شوق انتخابات در شهرستان بوکان، به نسبت سایر شهرهای غرب کشور، مثال زدنی است. این نشان از آگاهی سیاسی- اجتماعی مردم دارد ازین بابت تشویق مفصل برای تمام مردم شهر و روستایمان.

دوم) خطاب به دکتر(انتظارات مردم)

این مردم بار دیگر به شما اطمینان کرده اند پس به اطمینان آنها پاسخ شایسته درخور مردم بدهید. این مردم از شما انتطاراتی دارند:

1- آفت همه گیرشده این شهر فرهنگیِ پر از استعدادهای درخشان، بیکاری است. جذب بودجه های دولتی و غیر دولتی برای اشتغال زایی جوانان بیکار که با ده ها مشکل روبرویند، تحصیل کرده های شهرستان که شما را از جنس خودشان می دانند و انتظار دارند درکشان کنید.

2- اصلاح نظام مدیریتی برخی ادارات شهر و دعوت مصرانه از مجربان دلسوز و بدون رنگ جناحی بر اساس ضوابط. بر این امور شهری بیشتر نظارت داشته باشید. طبق اصل 55قانون اساسی و ماده 218 آیین نامه داخلی مجلس، نماینده از طریق دیوان محاسبات که مستقیم زیرنظر مجلس است می تواند به کلیه حساب های موسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند، رسیدگی یا حسابرسی نماید که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد و گزارش باید در دسترس عموم گذاشته شود. اگر این رعایت می شد آیا طرح های شورای شهر و شهرداری به این زیبایی و کارشناسی شده اجرا میشد؟ و طبق اصل 76 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد. و ما این انتظار را از شما و تیم کاریتان داریم.

3- پرکردن خلا کلان نگری و کارشخصی با ایجاد کارگروهی برای بررسی، راهنمایی و پیگیری مشکلات مردم. جایی ندارند که به شما پناه آورده اند. این کارگروه، دغدغه و نگرانی این مشکلات سطح خرد را از دوش شما هم برمی دارد. گاهی تمام چیزی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دستش و قلبی برای فهمیدن او.

4- استفاده از نیروهای متخصص و خوشنام در عزل و نصب ها، مشاوره، پشتیبانی و حمایت از نخبگان. این شهر و روستاهای ما، چه خانم و چه آقا، پر از انسان های سنگین و رنگین است که به نظراتشان، به تخصصشان بها داده نشده است و حالا چوب و ضرر آن را میخوریم.

5- عدم قطع ارتباط با مردم. در هر فرصت و مجال ممکنی بیاد داشته باشید که نماینده این مردمید. مرهون و مدیون این مردمید. این مردم دوستت دارند، واقعاً توو دل برو و باشخصیتید. کسی که بر دل مردم محبّت دارد خدا هم عزتش را حفظ می کند.

6- حمایت از سرمایه گذاران صنعتی و تولید کنندگان شهر(نساجی، شهرک صنعتی، کارخانجات سیمان و قند و...) وقتی پای صحبت و درد دلشان می نشینید هزار کارشکنی و عدم حمایت و حرف حق می شنوید.

7- پربارتر کردن این جلسات چون این مردم با این سرما، از سر دلسوزی و علاقه و انتظار آمده اند. نشریات ادامه پیدا کنند (چه مخالف چه موافق) و فقط برای این برهه انتخابات نباشد. به حق و حقوق زنان، در بخش های مختلف، توجه بیشتری شود چرا که اساس اصلاح یک ملت در دست دو نفر است یکی مادر خوب و دیگری معلم دلسوز.

سوم) محاسن آقای دکتر(دلایل حمایت)

1- دفاع از کرسی و جایگاه بوکان در مجلس که این امتیاز و فرصت به دلیل حضور فعال ایشان پیش آمده.

2- تاکید بر شخصیت آکادمیک و تخصص وی (ضمن احترام و قدردانی از زحمات نماینده های قبل، درین موقعیت و برهه زمانی، نماینده بوکان از تمام نماینده های قبل و شهرهای اطراف، درخشان تر است )

3- ایشان قدرت مانور و چانه زنی سیاسی- اقتصادی بیشتری در مجلس و در تعامل با دیگر نمایندگان دارند.

4- وجهه کارشناسی در سطح ملی را دارند و برای پیشرفت آینده هم پتانسیل بسیار بیشتری دارند. این افتخار است. غرور آمیز است. طبق اصل 84 قانون اساسی، هر نماینده ای در برابر تمام ملت(نه هر نماینده در برابر شهر خود) مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور، اظهار نظر کند. که ایشان در این قسمت واقعاً فعال بوده اند.

5- آقای دکتر در شرایطی برای خدمت جلو آمدند که واقعاً اوضاع مدیریتی و اجرایی شهر، بسیار پراختلاف و در حال کشمکش بود. کم و کاستی هایی بوده. قبول. اما قلبی بزرگ و درایتی عمیق می خواست تا  ضمن رسیدگی به وظایف، به اهداف خدماتی، فرهنگ سازی، جاافتادن سبکی جدید در نمایندگی شهر نیز برسد. نباید از دور فقط اعتراض کرد. سعی کنیم وقتی می خواهیم در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنیم، قبلاً کمی با کفشهای او راه برویم.

تشکر می کنم از همه دوستان و عزیزانی که از شهر و روستا، دور و نزدیک، خانم و آقا، زحمت کشیدند و  تشریف آوردند.

امیدوارم و مطمئنم مردم بهترین و خوبتر را انتخاب می کنند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

مکاتب بشری از زبان مادربزرگ

مکاتب بشری از زبان مادربزرگ

مادربزرگ سری به طویله زد و شیر گاوهایش را دوشید و جهت رفع خستگی، روی صندلی چوبی پرسروصدایش رو به کتابخانه ی نوه دانشجویش نشست. نوه اش سردرگم انواع کتاب و کاغذ بود که هر از گاهی موهایی فرفری اش را چنگی می زد و هر از گاهی کتابی را چند ورقی می زد و روی رایانه اش می پرید و چیزی یادداشت می کرد. مادربزرگ پرسید: پسرم داری چکار می کنی؟ نوه که می خواست با زبانی ساده و کوتاه به مادربزرگ بفهماند که مشغول مطلبی است که هرچه توضیح دهد بی فایده است گفت استاد گفته برید بدونید مکاتب بشری کدومان و چی می گن؟ مادربزرگ با رندی گفت: خوب حالا راستی راستی این مکتب که می گی کجاست؟ نوه شروع کرد به توضیح مختصر آنها. تا چای مادربزرگ سرد شد. چای را سر کشید و گفت ببین نوه عزیزم من خلاصش می کنم ببین درست فهمیدم یا نه:

*سوسیالیسم

دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید، دیگری را به همسایه خود می دهید.

*کمونیسم

دو گاو دارید، دولت هر دو آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرشان شریک سازد

*فاشیسم

دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید. دولت آنرا به شما می فروشد

*کاپیتالسم

دو گاو دارید، هر دو آنها را می دوشید، شیر ها را بر زمین می ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند

*نازیسم...

 

ادامه نوشته

گروگان گیری از خدا

کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می‌خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟ بابی گفت: آره.
مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.

دوستدار تو - بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه، کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمیاد. برای همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

ادامه داستان در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

قدردانی از پدر و مادرها

-*آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن وقتي بزرگتر ميشن، پول دارن اما وقت ندارن وقتي هم که پير ميشن، پول دارن وقت هم دارن اما . . . دیگه مادر ندارن!

-*پدرم، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند! 

معادل مادر

معادل پدر

زبان

دایه، دایکه

بابه، باوکه

کردی

Motherو Mom

Fatherو Dad

انگلیسی

Moederو ma

Vaderو pa

آفریقایی

nënë

Atë

آلبانی

والدة و أم

الأب

عربی

մայր

հայր

ارمنی

ana

ata

آذربایجانی

ama

aita

باسکی

маці

бацька

بلاروسی

মা

পিতা

بنگالی

майка

баща

بلغاری

mare

pare

کاتالانی

母亲

父亲

چینی

majka

otac

کرواتی

matka

otec

قزاقی

mor

far

دانمارکی

moeder

vader

هلندی

ema

isa

استونی(شمال اروپا)

ina

ama

فلیپینی

äiti

isä

فنلاندی

re

père

فرانسه

nai

pai

گالیسی

დედა

მამა

گرجی

Mutter

Vater

آلمانی

μητέρα

πατέρας

یونانی

મા

પિતા

گجراتی

manman

papa

هائیتی

אמא

אב

عبری

मां

पिता

هندی

anya

apa

مجاری

ðir

faðir

ایسلندی

ibu

Bapa

اندونزی

thair

athair

ایرلندی

madre

padre

ایتالیایی

ژاپنی

ತಾಯಿಯ

ತಂದೆ

کانندا(جنوب هند،49حرفی)

어머니

아버지

کره ای

mater

Pater

لاتین

Māteو motina

Tēvsو tėvas

لتوانی

мајка

татко

مقدونی

ibu

Bapa

مالی

omm

missier

مالتی

Mother

far

نروژی

anne

baba

ترکی

мать

отец

روسی

IN THE RAIN WHEN I CAME DRENCHED
 وقتی خیس از باران به خانه رسیدم
BROTHER SAID :  WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد
BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت
“STUPID RAIN”
 باران احمق

ادامه نوشته

گزارش آماری مختصر از این وبلاگ

یکی از مسائل حواشی وب و وبلاگ ها ابزارهای جانبی آنهاست. از جمله دیکشنری آنلاین، شمارنده و آمار سایت، وضعیت هوا، ساعت و...

یکی از موارد مهمی که در تعیین برنامه ریزی و تشخیص سلایق، رده بندی علایق، آشکار شدن دغدغه های مردم، تاثیرگذار و تعیین کننده است گزارشات محرمانه و بعضاً علنی سایت ها و موتورهای جستجوگر مانند گوگل و یاهو و... است. به عبارت ساده تر بانیان و دست اندرکاران گوگل به راحتی می دانند که کدام کشورها بیشترین استفاده از موتور جستجوگر آنها را داشته اند؟ چه زمانی؟ به چه مدتی؟ در کدام بازه زمانی؟ برای چه موضوعات و عناوینی؟ به چه میزان وب، تصویر، ویدئو، جی میل و...؟ از طریق چه سیستم عامل و رزولیشن و...؟ حتی به تفکیک شهرها و جزئی تر هم می توانند این اطلاعات را درآورده و دسته بندی کنند. در سطح خیلی پایین تر و محلی تر، این امکان به صورت محدودتر در اختیار صاحبان وب ها نیز می باشد. بنابراین کنجکاو شدم گزارش آماری مختصری از همین وبلاگ تهیه کنم و به سمع و نظر خوانندگان عزیزم برسانم . از جمله نتایج:

پيش‌بينی بازديد

معمولا29% از بازدیدکنندگان پيش از ساعت 11:20 مراجعه می کنند. ميانگين بازديد

ميانگين بازدید روزانه در هفته گذشته: 579 بازدید
ميانگين بازدید روزانه در 30 روز گذشته: 522 بازدید

ساعات بازدید

نيمی از بازدید روزانه اين سايت پيش از ساعت  14:12 می‌باشد و بيشترین بازديد در ساعت  11 ق.ظ. است.

 

آمار بازديد در 6 ماه گذشته

ماه

تعداد بازديد

درصد

دي 1390

597

1.1 %

آذر 1390

15643

28.8 %

آبان 1390

15584

28.7 %

مهر 1390

11827

21.8 %

شهريور 1390

5432

10 %

مرداد 1390

5062

9.3 %

از سایر کشورها نیز بازدیدکنندگان عزیزی داشته که به ترتیب بعد از ایران شامل کشورهای زیر هستند:

رتبه

کشور

تعداد

درصد

1

ج. ا. ايران

102202

80.98%

2

آمريکا

12779

10.12%

3

کانادا

2775

2.19%

4

انگلستان

992

0.78%

5

برزيل

943

0.74%

6

آلمان

845

0.66%

7

نروژ

526

0.41%

8

مالزي

404

0.32%

9

کويت

384

0.3%

10

افغانستان

382

0.3%

بقیه موارد غیرمحرمانه که شامل عناوین زیرند را در ادامه مطلب می توانید مطالعه فرمایید:

پيش‌بينی بازديد

ميانگين بازديد

ساعات بازدید

کامپيوتر کاربران

آمار بازديد در 30 روز گذشته

آمار بازديد در ساعت‌های روز

آمار بازديد ماهانه

آمار بازديد در 6 ماه گذشته

سايتهای لينک‌دهنده

آمار موتورهای جستجو

موقعيت جغرافيايی بازديدکنندگان آمار کشور بازديدکننده ها

آمار و نمودار: سيستم عامل ، مرورگر وب ، وضوح نمایشگر ، تعداد رنگ ها

عنوان سايت     http://searches.blogfa.com

آدرس             searches.blogfa.com

آمار از تاريخ       1387/2/27

ادامه نوشته

تحلیل جامعه شناختی فضای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی شهرستان بوکان

مسئله انتخاباتelection در کشورهای در حال توسعه(Developing countries) و ایران، دارای دو وجه و روند کلی(ویژگی ها و اشتراکات کلی) و وجه محلی و بومی منطبق بر شرایط هر شهر و منطقه است. اخلاق انتخاباتی و استراتژی های تبلیغاتی و برنامه ریزی های خدماتی و... در کل دارای یک سری ویژگی های تقریباً مشخص است. مثلاً قصد و نیت خدمت  به مردم و خلق خداست، اغراق در وعده و وعید دادن ها و خودبزرگ نمایی ها، تخریب فردی و تشکیلاتی رقیب یا رقیبان و... اما انتخابات مجلس شورای اسلامی، در بوکان نیز دارای ویژگی های محلی و بومیLocal conditions خاص خود متناسب با فرهنگ، جمعیت، پیشینه تاریخی، کیفیت و تعداد نامزدها و... می باشد.

این نوشتار در چهار بخش تهیه شده است:

بخش اول شامل تحلیل فضای انتخابات بوکان بر اساس ده فاکتور اصلی با درنظر گرفتن رو صحنه و پشت پرده.

بخش دوم شامل مقایسه آماری میزان عملکرد و خدمات در سه بخش اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نماینده های شهرستان

بخش سوم تحلیل بر پیش بینی کیفیت برگزاری انتخابات و نتیجه احتمالی اقوی در بوکان و وضعیت نامزدهاست

بخش چهارم نقد و بررسی نامزدهای کنونی (به ویژه نماینده محترم فعلی شهرستان و همکارانش)، و تشریح برخی استراتژی های انتخاباتی

ادامه نوشته

زنگ تفریح1

بر روی این لینک کلیک فرمایید و باغچه ای از گل با ماوس بکارید.

اینجا را کلیک کنید و شکل هندسی بسازید

اگه حوصله داری با نقطه تصویر مثلا گربه درست بشه اینجا را کلیک فرمایید

ساعت سمج و زیبا

با تغییر مکان مربع های کوچک، شکل های زیبا و خلاقانه بسازید. کلیک

درآمدی بر بررسی مساله ترافیک شهر بوکان

*به سه دلیل مستند و مستدل، فکر می کنم که ترافیک در بوکان یک معضل و مشکل اجتماعی است که به شکل پدیده و آسیبی مخل، روز به روز گسترش سرطانی داشته و خواهد داشت.

اول- عدم مدیریت تخصصی و نبود برنامه ریزی از زمانی که به عنوان شهر به رسمیت شناخته شده تا کنون

دوم- ضعف فرهنگ ترافیک و تردد شهری و رشد بی رویه ماشین های شخصی و تک سواره و ضعف نهاد حمل و نقل شهری مانند تاکسیرانی و اتوبوس شهری و...

*طبق مشاهدات انجام شده توسط دانشجویان گرامی، عمده ترین ساعات و مشخص ترین مکان های درگیر با ترافیک شهر بوکان به شرح جدول زیر می باشد...

*اگر از ساعت هشت صبح تا هشت شب ماشین را زیر سایه ی مستدام تابلوی پارک بان نگه دارید هزینه ی آن دوهزار و چهارصد تومان می شود که چیزی کمتر از نصف کمترین جریمه ها است!

این مطلب در نشریه تخت سلیمان به چاپ رسیده است.

لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

تبریک و تهنیت

 به نسبت جمعیت و امکانات، یکی از پرافتخارترین شهرهای فرهنگی غرب کشور، شهرستان بوکان با تعداد زیاد دانشجویان در مقاطع مختلف دانشگاهی و حضور اساتید گرامی است. یکی از افتخارات شهر، اخذ درجه دکتری تخصصی جامعه شناسی و رتبه استادیاری، عضویت هیئت علمی دانشگاه، توسط جناب آقای دکتر جمال خسروی است. صمیمانه این موهبت ارزشمند و حاصل تلاش چندساله را به مردم خونگرم و ترقی خواه شهرستان بوکان، به ایشان و خانواده ی گرامی اشان، همه کارکنان و اساتید و دانشجویان دانشگاه پیام نور  و جامعه شناسی بوکان، تبریک و تهنیت عرض می کنم.

Congratulations Dr.Khosravi

 به امید اینکه هر روز شاهد پیشرفت و ترقی و توسعه همه جانبه شهر و سطح فرهنگ مردم زحمتکشمان باشیم و فرزندان پرامیدو آرزوی این دیار رنگین به مدارج عالی علمی و درآمد عظیم اقتصادی برسند تا در سایه ی بازوان پرتوان علم و ثروت، به قدرت صالحه برسند و برای خود، خانواده، همشهریان و سراسر کشور پهناور ایران اسلامی امان مفید و اسوه حسنه باشند و ما هم قدر و حرمت نخبگان شهر و انسان های موفق و مفید این خطه مظلوم و متخصصان رشته های مختلف آن را بیشتر بدانیم.

مسیر زندگی جریانات متعدد خوشایند و ناخوشایند و بعضا عجیب زیادی به همراه دارد. هنر، همانا یافتن دیدگاه زندگی است و مهارت، عمل بر اساس اصول منعطف خود است. در دوره کارشناسی، استاد ریاضی ایی داشتیم مسن و کم حوصله و سختگیر. طی جریانی اپسیلونی، به من لطف داشتند و بین ساعات تدریسشان، حیاط دانشگاه تبریز قدم می زدیم. یک بار از ایشان پرسیدم طی این همه سال تدریس و تجربه و ... مهم ترین دستاورد زندگی اتان چیه؟ گفتند: پدر من کارگر کارخانه کفشدوزی و چرم سازی تبریز بود ومن روزها با او کار کردم. وقتی توو مدرسه ازمون در مورد شغل پدر می پرسیدن می گفتم کارگر. الان وقتی از بچه من می پرسند شغل پدرت چیه؟ می گه استاد دانشگاه. مهم ترین دستاورد زندگیم بالا کشیدن افتخار آمیز خانواده کارگری به خانواده استاددانشگاهی است. و بعد با نگاهی عمیق به جنبه اجتماعی آن اشاره کردند که اگر هر کسی با وجود تمام کم و کاستی ها سعی کند سطح خود و خانواده اش را به نحو احسن بالا ببرد و بهبود بخشد طبیعی است که طی چند سال و نسل، همه در راستای پیشرفت و توسعه مطلوب قرار خواهند گرفت. شهر ما نمونه های زیادی از این افتخارات را به خود دیده و دارد و انشاءالله خواهد داشت.این جریان را ازآن بابت عرض کردم که هر روز شاهدم که دانشجویان ما در همین پیام نور بوکان با حداقل امکانات و توان مالی، فارغ التحصیل شده و با پشتکار و انگیزه، در دانشگاه های معتبر شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، تبریز و ... در دوره های ارشد و بالاتر پذیرفته می شوند.

برخی آسیب های اجتماعی و بیکاری و ... مورد این بحث نیستند اما در هر حال آرزومندم که شهر ما همچنان پرافتخار و سربلند باشد.همت اگر سلسله جنبان شود... مور تواند که سلیمان شود.این حداقل قدرشناسی اینجانب به عنوان همشهری، هم رشته ای و همکار و دوست است و هیچ جنبه دیگری ندارد.

نقد و بررسی اجمالی برخی امور شهری بوکان

من معتقدم بوکان و شهروندان آن، لایق بسیار بیشتر از این میزان توجه و عنایتی هستند که تاکنون شده است. نشترزنی به جهت بهبودی است نه رگ زنی به قصد نمک نشناسی. قسمت زیادی از مسائل شهری هم، بصورت مستقیم یا غیرمستقیم به جامعه شناسی و حوزه ی ارزیابی تاثیرات اجتماعی (اِتا) ارتباط دارد.

در حسن نیت و دلسوزی شهردار محترم کنونی شهرستان که در طی دوران تصدی قبلی مسئولیت (از 6/7/83 تا 9/3/86 به مدت دوسال و هشت ماه و سه روز)، منشاء خدمات و اقداماتی برای شهر نیز بوده اند، شکی نیست. به دلیل اطلاع از سعه صدر و انتقادپذیری ایشان، بر خود دیدم تا با یادآوری این مطالب، توجه ایشان، شورای متخصص شهر، دیگر مسئولان و مردم بزرگوارم را به موارد و عرایض ذیل جلب نمایم.

به چهار مساله ی زیر اشاره می کنم:

اول- سرعت کاه و سرعت گیرها

دوم- سایه بان و تابلوهای شهری و سطل های زباله

سطل زباله های سرباز داخل شهر

 سوم- رسیدگی به خیابان ها و کوچه ها

چهارم- سایت اینترنتی شهرداری بوکان

جهت مطالعه بیشتر و دیدن عکس های دیگر از نقاط مختلف شهر، ادامه مطلب را کلیک فرمایید.

ادامه نوشته

دانشگاه های برتر جهان

50 دانشگاه برتر جامعه شناسی جهان

200 دانشگاه برتر جهان

30دانشگاه برتر آسیا

جهت دیدن رنکینگ و اعتبار دانشگاه های جهان به تفکیک رشته، منطقه و... اینجا را کلیک کنید.

و این هم جدیدترین آمار درخصوص برترین دانشگاه ها و کالج های آمریکا

جامعه شناسی جنسیت از دید یک دختر خانم ایرانی!

جامعه شناسی جنسیت از دید یک دختر خانم ایرانی!

بسیار دور از هم قد کشیده‌ایم. هر یک بر فراز صخره‌ای بلند و دره‌ای عمیق میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد. جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوشش‌های متفاوت.مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله‌ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسه‌ی دخترانه و تو را پسرانه. دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیف‌های دور از هم . نیمکت‌های خانم‌ها و آقایان. با درها و راهروها و ورودی‌ها و خروجی‌های خواهران و برادران. 

جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله‌ها و در حرم و امامزاده با نرده‌ها و در دریا و ساحل با پارچه‌های برزنتی و...

آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی‌ای برای من و من شدم عقده‌ی جنسی سرکوب شده‌ای برای تو.

تا هر جا که دیگر  نتوانستند جدایمان کنند. در تاکسی و خیابان، از زور ناداني و بیماری و عقده‌های جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی‌ات کند و نگاه حریص‌ات مانتوام را بدرد.

جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم آنقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده‌ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده‌ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم.

بسیار دور از هم قد کشیدیم. آنقدر که دیگر نگاه‌مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه‌های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی. و من  باید تقاص همه‌ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره‌ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را .

باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می‌شود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار می‌گردم، وقتی تاکسی سوار می شوم.سالیان سال است که در همه جای دنیا، مستراح‌ها را زنانه و مردانه کرده‌اند.

نصایح امروزی لقمان حکیم

نصايح امروزي لقمان حكيم به پسرش!

*پسرم!گروهی، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان بی امانی. پس در احترام ،اندازه نگهدار

*پسرم!دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت و تجربه های زندگیت بیندوز.

*پسرم!سخت ترین کار عالم ، محکوم کردن یک احمق است.

*پسرم!با كسي كه از روزنامه فقط  نيازمنديهايش را ميخواند دوستي نكن.آدم بيكار و بي اراده اي است.

*پسرم!با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن.

*پسرم!با رئيس ات، با نماینده مجلس و منشی خانم دفترت، زياد گرم نگير برايت حرف درمي آورند.

*پسرم!قرض نگير. قرض هم نده.

*پسرم!شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.

*پسرم!اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند.

*پسرم! كسي را به خاطر دين اش مسخره نكن . چون او هم  حق ندارد بخاطر دين ات تو را مسخره كند.

*پسرم!زن زيبا بگير.زن زيبا نعمت بزرگي است.زن گرفتن مصيبت بزرگي است پس چه بهتر كه مصيبت خوشگلي داشته باشي!

*پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز…

*پسرم!اگر به ناچار به جریانی متمایل شدی، جایی برای نفس کشیدن خود و رقیبت بگذار. نه او را چنان به زمین بکوب و نه خود را چنان بالاببر. دیرزمانی نیست که جایتان عوض شود.

*هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی را به خاطر مواضعش مرنجان.

*پسرم!بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری.
*پسرم!هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … اصلا ولش کن پسرم . . . 

*هان ای پسر!خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر هم رفتی از مملکتت . .

*پسرم! از روی پله برقی میدان فرمانداری رد شو. مواظب سرعت ماشین ها و حجم ترافیکش باش. باشد دل و... شهرداری و شورای شهر  خرسند گردد.

*آه پسرم! آه

Ph.D resolutions

Ph.D resolutions.

Before joining PhD:
·  I want to win the Nobel Prize.
·  I want to win the Turing Award.

First year of PhD:d
·  I want to finish PhD in two years.
·  I want to publish papers only in top tier conferences.
·  I want to make ground-breaking research.
·  I want to win the best PhD Thesis award.

Second year of PhD:
·  I want to finish PhD in 5 years.
·  I want a problem.
·  Shall I change my advisor?
Third year of PhD:
·  I want a paper; I don't care which conference.
·  Shall I change my topic?
·  I want to be known as Dr bhOndOO...

Fourth year of PhD:
·  I want to finish PhD!
·  My industry-friends have two children by now. When will I get married?

Fifth year of PhD:
·  Why did I come here?
·  Why did I choose this advisor?
·  Why did I choose this topic?

Sixth year of PhD:
·  Someone give me a degree!
·  I want to leave this place — for ever.
·  Let me leave.

Seventh year of PhD:
·  People call me uncle.
·  She waited and finally married someone else.I don't want any degree. I just want to live peacefully

زنگ تفریح2

روی لینک زیر کلیک کنید

* امکان شنیدن صدا (سپکیر/ هدفون ...) باشد

۱- وقتی صفحه باز شد، سعی کنید به دقت و آرامی، موس را روی بینی مرد قرار دهید. واکنش وی را ببینید! حالا کلیک کنید.

۲- کلیک کنید 

۳- ماوستونو پس بگیرید    

۴ - چراغ رو براش سبز کنید

بقیه ی موارد را هم اگر کنجکاو و خلاقید و خوشتون اومد اینجا ببینید.

آدم های موفق

کريگ هارپرCraig Harper

نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است.

در اینجا می توانید بیشتر از وی بدانید و ببینید.

آدم های موفق:

1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.
2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.
3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.
4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.
5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.
7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.
8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.
9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.
10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.
11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.
12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.
13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.
14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.
15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.
16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.
17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.
18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.
19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.
20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.
21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.
22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.
23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.
24) ارتباط گره هاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.
25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.
26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.
27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.
28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.
29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.
30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.
31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.
32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.
33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.
34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.
35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.
36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.
37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.
38) وقتشان و انرژيشان را روي وضعيت هايي که از کنترلشان خارج است صرف نمي کنند.
39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.
40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.

اکنون به یک نمونه توجه فرمایید:

پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج كني
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب كنم
پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگر اينطور است، قبول است


پدر به ديدار بيل گيتس مي رود
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است كه ازدواج كند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانك جهاني است
بيل گيتس: اوه، كه اينطور! در اين صورت قبول است


پدر به ديدار مديرعامل بانك جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه كافي معاون دارم!
پدر:اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و هدف به اين ترتيب به انجام می رسد.

نتيجه
*حتي اگر چيزي قابل لمس و نقد نداشته باشيد باز هم مي توانيد با سرمایه ی ذهنی و روانی و خلاقیت های نرم افزاری و برنامه ریزی چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزید.

بررسی تطبیقی نظام‌های کاپیتالسیم (سرمایه‌داری) و سوسیالیسم(جامعه‌گرایی) (99صفحه در 8 فصل)

-تعداد کلمه:36100

-تعداد صفحه:99

-فونت: ب زر B Zar

-اندازه:14

-فاصله بین خطوط: 1سانت single

-میانگین خطوط در هر صفحه: 26

-صفحه‌بندی، ویرایش‌شده و شماره‌گذاری.

-دارای معادل انگلیسی اصطلاحات مهم و پاورقی‌های لازم

-دارای منابع موثق و نو انگلیسی و فارسی

-فهرست مطالب اصلی متن:

بررسی تطبیقی نظام‌های کاپیتالسیم (سرمایه‌داری) و سوسیالیسم(جامعه‌گرایی) (99صفحه در 8 فصل)

بخش اول : كاپيتاليسم

فصل اول : سابقه تاريخي شكل گيري و تكامل كاپيتاليسم در اروپا

1- سابقه و دور نماي تاريخي كاپيتاليسم

2-  ويژگي هاي نظام سرمايه داري

الف- مالكيت

ب- اقتصادبازار

ج- رقابت

د- سود

 3 -  اخلاق پروتستاني وروحيه سرمايه داري

 4- زهد اخلاقي كالوينسيم وتاثير آن بر كاپيتاليسم

5- اروپا در گذار از فئوداليسم به سرمايه دارى

بخش دوم: سوسیالیسم

1- سه ايدئولوژي

2- دورنما و سابقه تاريخي سوسياليسم

3- سوسياليزم به چند روايت

 الف- فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد

ب- دانشنامه‌ی سیاسی

ج- فرهنگ اندیشه ی نو

منابع

-خلاصه‌ای از متن:

اين پايان نامه داراي دو بخش مجزا و در مجموع هشت فصل مي باشد.

بخش اول به  كاپيتاليسم وبخش دوم به سوسياليسم اختصاص دارد.

 دربخش اول به سابقه تاريخي وتكامل سرمايه داري در اروپا،رابطه دئيسم ودموكراسي بااصول سرمايه داري، تنگناهاسرمايه داري و اقتصاد پلوراليستي جديد،تغييرشكل هاي نوين سرمايه داري پرداخته شده است.

 دربخش دوم سابقه تاريخي و شكل گيري سوسياليسم تقابل هاي سوسياليسم، دموكراسي و كمونيسم وسرانجام آينده ي سوسياليسم مباحث اصلي را تشكيل ميدهند .

 كاپيتاليسم با انقلاب صنعتي ابتدا در اروپاي غربي و آمريكا نضج گرفت وسپس به كشورهاي غير غربي راه يافت وگسترش يافت واز زمان پيدايش به غير چند دوره محدود نظام مسلط جهاني بوده است . مالكيت فردي ، رقابت و سود واژگان كليدي و اركان اين نظام هستند.

اما همزاد كاپيتاليسم كه همانا سوسياليسم مي باشد نيز يك ايد‌ئولوژي شورنده عليه پيامد هاي شوم انقلاب صنعتي بويژه  استثمار پرولتاريا مي باشد ومعتقد است پيگيري نفع فردي آنچنان كه كاپيتاليسم باور دارد خود به خود منجر به نفع جمعي نخواهد شد لذا رفاه جامعه وعدالت اجتماعي  براي سوسياليستها در اولويت قرار مي گيرد.سوسياليستها كه معتقدند سرانجام نظام سرمايه داري روزي فرو خواهد ريخت در جستجوي آلتر ناتيوي براي آن ، نظام سوسياليستي را معرفي مي كنند.

   روش تحقيق اين پايان نامه اسنادي بوده كتابها ومجلات واينترنت منابع اصلي مورد استفاده بوده اند.

 برای تهیه فایل کامل در قالب word اینجا را کلیک فرمایید. موفق باشید .

تبريك سال نو 1390 ه.ش

 

سال نو را به همه ی اساتيد، دوستان، دانشجويان، همكاران و عزیزان تبريك عرض مي كنم و اميدوارم سالي پر از موفقيت، شادي و توام با سلامتي پيش رو داشته باشيد.

سال نو مبارك

نقل قول از 8 آدم موفق (ش3 بریان تریسی)

Brian Tracy

-Disciplining yourself to do what you know is right and important, although difficult, is the highroad to pride, self-esteem, and personal satisfaction.

-I've found that luck is quite predictable. If you want more luck, take more chances. Be more active. Show up more often.

 -All successful people men and women are big dreamers. They imagine what their future could be, ideal in every respect, and then they work every day toward their distant vision, that goal or purpose.

-If you wish to achieve worthwhile things in your personal and career life, you must become a worthwhile person in your own self-development.

 -Just as your car runs more smoothly and requires less energy to go faster and farther when the wheels are in perfect alignment, you perform better when your thoughts, feelings, emotions, goals, and values are in balance.

 -Look for the good in every person and every situation. You'll almost always find it.

 -Develop an attitude of gratitude, and give thanks for everything that happens to you, knowing that every step forward is a step toward achieving something bigger and better than your current situation.

-Never complain, never explain. Resist the temptation to defend yourself or make excuses.

 -Every minute you spend in planning saves 10 minutes in execution; this gives you a 1,000 percent Return on Energy!

 -Develop the winning edge; small differences in your performance can lead to large differences in your results.

 -Excellence is not a destination; it is a continuous journey that never ends.

 -Everything you do is triggered by an emotion of either desire or fear.

 -Successful people are always looking for opportunities to help others.Unsuccessful people are always asking, "What's in it for me?"

 -The act of taking the first step is what separates the winners from the losers.

 -If you envy successful people, you create a negative force field of attraction that repels you from ever doing the things that you need to do to be successful. If you admire successful people, you create a positive force field of attraction that draws you toward becoming more and more like the kinds of people that you want to be like.

 -Imagine no limitations; decide what's right and desirable before you decide

what's possible.

 -No one lives long enough to learn everything they need to learn starting from scratch. To be successful, we absolutely, positively have to find people who have already paid the price to learn the things that we need to learn to achieve our goals.

 -Your biggest opportunity probably lies under your own feet, in your current job, industry, education, experience or interests.

 -The only real limitation on your abilities is the level of your desires. If you want it badly enough, there are no limits on what you can achieve.

 -The more you seek security, the less of it you have. But the more you seek opportunity, the more likely it is that you will achieve the security that you desire.

 -A clear vision, backed by definite plans, gives you a tremendous feeling confidence and personal power.

 -Always choose the future over the past. What do we do now?

 -Optimism is the one quality more associated with success and happiness than any other.

 -Today the greatest single source of wealth is between your ears.

 -The way you give your name to others is a measure of how much you like and

respect yourself.

 -The ability to discipline yourself to delay gratification in the short term in order to enjoy greater rewards in the long term, is the indispensable prerequisite for success.

 -It doesn't matter where you are coming from. All that matters is where you are going.

 -Disciplining yourself to do what you know is right and importance, although difficult, is the highroad to pride, self-esteem, and personal satisfaction.

 -Whatever you believe with feeling becomes your reality.You cannot control what happens to you, but you can control your attitude toward what happens to you, and in that, you will be mastering change rather than allowing it to master you.

 -The more credit you give away, the more will come back to you. The more you help others, the more they will want to help you.

 -Success equals goals; all else is commentary.

 -Your decision to be, have and do something out of ordinary entails facing difficulties that are out of the ordinary as well. Sometimes your greatest asset is simply your ability to stay with it longer than anyone else.

 -Communication is a skill that you can learn. It's like riding a bicycle or typing. If you're willing to work at it, you can rapidly improve the quality of very part of your life.

آسيب شناسي نمره و ترفندهاي گرفتن آن

آسيب شناسي نمره گرفتن و ترفندهاي آن

این مطلب را به ذکر خاطراتی از فعالیتهای پربار! يك دانشجو كه متن آن را برايم ايميل زده اند اختصاص داده ام.

From: fatemeh jafari

و انگار براي ايشان هم ايميل زده بوده اند. وظيفه ي من ذكر منبع بود بالاخره.

آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد  (برگه ی امتحان)

به جای مقدمه

این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروط میشوم و استاد لطف كنيد نمره ي خوبي بدهيد چون معدلم الف مي شود و من تا 24 واحد انتخاب مي كنم و ... هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری وخلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی مینوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است وپدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.

1- روشي پليد

یک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچکدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم: «در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.» نمره ی الف کلاس را گرفتم.

2- صُمّ بُکم عُمى فَهُم لایَعقِلون

درس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است - با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه ی طلایی برگه این جمله بود: «جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.» بیست گرفتم!

3- اگر دین ندارید لااقل دلم را شاد کنید

محاسبات عددی. درس بسیار دشوار. حداقل برای من که علاقه ی چندانی به ریاضیات و مباحث محاسبه ای کامپیوتر نداشتم. سوالات توزیع شد و مطابق معمول! خداوکیلی دیگر این درس 3 واحدی را خوانده بودم ولی چه کنم که در مغزم جای نگرفته بود. عادت دارم که قبل از اینکه برگه را تحویل دهم نمرهی خود را تخمین میزنم. در بهترین حالت 7 میشدم. امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود. آخر برگه نوشتم:

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید. نمره ی 11 گرفتم.

4- وساطت حافظ

استاد حسینی دکترای ادبیات بود و استاد درس شیوه ی نگارش (البته فامیلش… بود ولی چون ممکنه یه وقت خاطرات اين دانشجويش را بخواند، ايشان از نام مستعار استفاده كرده اند). عاشق حافظ بود و آخر هر جلسه چند بیت از حافظ میخواند و چشمانش پر از اشک میشد. سوالات چی.....؟ بگید؟ (به سبك آقای قرائتی) نه که بلد نباشم اما در حد 15-16 بیشتر نمیگرفتم. قبل از امتحان سری به اینجا زده بودم و واژه ی «شهباز» را در دیوان حافظ سرچ کردم و آن بیت را کف دستم ثبت کردم. زیر برگه امتحان نوشتم : «جناب استاد من که «حافظ» را نمیشناختم؛ این شما بودید که در این ترم عشق حافظ را در وجود من انداختید! و باعث شدید تا با این شاعر آسمانی آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفالی به حافظ بزنم و ببینم چه میشود، این بیت آمد»:

خاکیان بی بهره اند از جرعه ی کاس الکرام... این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند

شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست... این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند

بیست گرفتم! تنها بیستی که استاد در چند سال اخیر به یک دانشجو داده بود

5- تصویر من رو شطرنجی کنید

امتحان نظریه های جامعه شناسی. استاد نسبتا معروفی است و البته در بسیاری از دانشگاههای… هم تدریس دارد و حسابی سرش شلوغ است. 10 نمره تحقیق و کنفرانس داشت و 10 نمره هم امتحان پایان ترم. سرم بوی قرمه سبزی میداد. با یکی از بچه ها شرط گذاشتم که تحقیق و کنفرانس ارائه نمیدهم اما نمرهی بالای 18 میگیرم. برای امتحان تئوری هم حسابی خواندم و خودم را آماده کردم. انصافا هم سوالات را خوب جواب دادم. فقط در پایانِ برگه بدون اینکه تحقیق یا کنفرانسی ارائه کرده باشم، نوشتم: «موضوع تحقیق و کنفرانس: بررسی علل قبولی بالای دانش آموزان یزدی در دانشگاهها در طی 16 سال اخیر.» 19 گرفتم!

6- اگه مردی منو بنداز

با حساب خودم 13- 14 میشدم. اما این نمره برای من که عنوان شاگرد سومی!!! کلاس را یدک میکشیدم خیلی فجیع بود. استاد فوق العاده جدی و بداخلاق بود و چندان نمیشد طرفش رفت. یک جمله پایان برگه نوشتم: «جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود. اگر ترم بعد با ما درس برمیدارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید.» 17!

وقت کم آوردم... یا وقت کم بود

وجود مشکل و التماس

پیشنهاد به دقت

وساطت امامان و یقه ی فقر و فلاکت

عریضه ی بلندتر از پاسخ!

شاخص های فقر

فقر اینه که

- 2 تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت.

- روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه.

- شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه.

- بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی.

- ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی.

- از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی.

- وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوشگله.

- وقتی کسی ازت می پرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی.

- ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی.

- فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه.

- کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری.

- حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه.

- توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی.

- ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی.

- ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی.

- به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم.

- بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته.

- ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری.

- تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه.

- وقتی ازت بپرسن سرگرمی و  هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون.

- در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی.

- با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی.

- کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه.

-همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتۀ يک کتابفروشی می نشيند ...

-تيغه های برنده ماشين بازيافت است،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد ميکند ...

-کتيبۀ سه هزار ساله ای است که روی آن يادگاری نوشته اند ...

-پوست موزی است که از پنجره يک اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ...

-همه جا سر می کشد ...

-شب را " بی غذا  " سر کردن نيست ... فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر کردن است

و به نظر دوستان بزرگوارم، فقر اینه که:
- بتواني به اوج آرزوها و روياهايت دست پيدا كني اما بزاريش واسه آينده تا افسوسش را بخوري!

-فقر اینکه که کسی رو دوس داشته باشی و نتونی بهش بگی که دوسش داری.

دلتنگی و زندگی

There are moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real

گاهی در زندگی دلتان به قدری برای كسی تنگ می شود
كه می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و واقعاً در آغوش بگیرید. 

روشنك

The brightest future will always be based on a forgotten past
You can't go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches
همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت كنی
مگر اينكه غم ها و اشتباهات گذشته را رها كنی. 

May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy
خوب است كه آنقدر شادی داشته باشی كه دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش كنی كه نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشي.


When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one which has been opened for us
وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم.

پاكي و زلالي 

The happiest of people don't necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way
شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلكه بهترین استفاده را می كنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد.

Don't go for looks; they can deceive
Don't go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile
به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال كسی باش كه به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یك لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی كند
كسی را پیدا كن كه دلت را بخنداند.

When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying
وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش كه در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می كنند.

Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do
هر چه میخواهی آرزو كن
هر جایی كه میخواهی برو
هر آنچه كه میخواهی باش
چون فقط یك بار زندگی می كنی
و فقط یك شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی

زنگ تفریح تصویری

 آینده، رویا و الهامی از امید. نگاه کنید به دیروز،فردا،آینده

Yesterday is but a dream and tomorrow is only a vision

But today well lived makes every yesterday a dream of happiness

and every tomorrow is a vision of hope

تبریک عروسی. نگاه کنید به پیوندتان مبارک

A new beginning, A new bond, A new life.

To look forward to exciting times together…

To have someone to always depend upon…

Happy wedding.

تبریک تولد بچه. نگاه کنید به قدم نورسیده

May your new Baby

Bring you a lot of joy and happiness

Congratulations!

بخشش از بزرگان است.ببخشید تا...

Don’t judge and you will not be judged

Don’t condemn and you will not be condemned

Forgive and you will be forgiven

تقدیم به دوستانم. نگاه کنید به ناقابله

If I had to send you flowers

Everything I thought of you

I’d be working in a flowers garden forever…

I LOVE YOU.

برق شهر و خاطر تو. نگاه کنید به فقط به خاطر تو

دوستی های پایدار.نگاه کنید به آیاماهم همینطوریم؟

Seasones change

Trends and fads come and go

But one thing that always remains the same is our friendship

I can always count on you

سخنرانی ستیو جابز

Steve Job's Speech in Stanford University's graduation ceremony

سخنرانی جالب از استیو جابز (مدیرعامل و موسس اپلapple ، پیکسارPixar و ...) سال ۲۰۰۵ در دانشگاه استنفورد

می توانید فیلم سخنرانی ستیو جابز را ببینید.

ستيو جابز

«من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه هاي دنیا درس می خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده ام. امروز می خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه می آمدم و می رفتم و خب حالا می خواهم براي شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم. زندگی و مبارزه ي من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوي مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندي قبول کند و همه چیز را براي این کار آماده کرده بود.یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوري شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب...

داستان من در مورد دوست داشتن و شكست است...

داستان سوم من در مورد مرگ است...

ادامه نوشته