بررسی جامعهشناسانه معضلات کارگری در جامعه ایران (اعتراض بی صدا)
اعتراض بی صدا
بعد از 89روز کارفرما بیکارش کرده است؛ 32ساله است. میگوید قرار بود بعد از سهماه دوره آزمایشی بیمه برایمان رد کنند، اما از یک هفته پیش زمزمههای تعدیل نیرو در کارگاه پیچید و بالاخره یک روز آمدند و گفتند بهدلیل مشکلات مالی قادر به ادامه همکاری با شما نیستیم. قرارداد کتبی هم نداشتیم. با یک پرینت حساب دنبال مطالباتش آمده بود، اما خودش خیلی به اینکه شکایتش راه به جایی ببرد خوشبین نیست. آنطرفتر مردی مسنتر ایستاده و حرفهایمان را میشنود، بدون اینکه سوالی از او پرسیده باشم، جلو میآید و میگوید: «وقتی هرجا میرویم استخدام شویم اولین کاری که میکنند این است که یک برگه میدهند امضا کنیم که هیچ ادعایی در قبال کارفرما مطالبات و دستمزد و شرایط کار نداشته باشیم، دیگر قانون کار چه کمکی میتواند به ما بکند؟»
از تئوری تا عمل
نیروی کار در ایران به تناسب قانون عرضه و تقاضا در حوزههای مختلف تولید و خدمات و موضوع کار، به سطوح مختلفی از توانمندی اقتصادی تقسیم میشود. درواقع، موقعیتهای مختلفی که حِرَف و صنایع و خدمات برای کارگران ایجاد میکنند، بنا به تفاوتهایی از نظر تخصص، مهارت و توانمندیهای نیروهای کار در عرصههای مختلف اقتصادی به آنها رخ مینماید. کیفیت و چگونگی کار و دارندگان توانمندی، تخصص و مهارتهای موردنظر در واحدهای متفاوت کار و تولید و خدمات اجتماعی معرفهایی هستند که بر دستهبندی کارگران تاثیرگذارند، اما هیچیک از این مفاهیم نمیتواند تضمینکننده امنیت شغلی کارگر باشد؛ بهطوریکه این دستهبندیها فینفسه زیانبار نیستند و در شرایطی که روابط کارگران با واحد صنفی یا کارفرما و همینطور با کارگران دیگر سامان یافته و در اتحادیههای کارگری از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد، آثار منفی کمتری ایجاد خواهد شد. با وجود این، سخن از تئوریها و برنامهریزیها با واقعیتی که در جامعه میبینیم بسیار متفاوت است. طبقه کارگر در جامعه ما از پراکندگی بسیار مفرطی برخوردار است؛ توانمندیها و مهارتهای نیروی کارگر، با بهرهگرفتن از آنها در واحدهای صنفی همخوانی ندارد و در این میان حلقه گمشده، مطالبات و حقوق قشر آسیبپذیر کارگر است. بهتر است بگوییم کارگر بهدنبال هویت گمشده خود در تعریف اشتغال است.
جامعهای که صنفگرا نیست
گاهی شاهدیم کارگران کارخانهها اعتصاب کرده، اعتراض و از شرایط کاری خود گلایه میکنند؛ از غفور شیخی، جامعهشناس، خواستیم از منظر جامعهشناسی حمایتها و بیمهریهای قشر کارگر جامعه ما را توصیف کند. این جامعهشناس معتقد است: «اول باید درباره مشکلات صنفی در ایران صحبت کنیم تا بعد به صنف کارگری برسیم. اصناف در ایران درباره قوانین آشنایی کمی دارند. حتی خود اعضای صنفها از حقوق خود اطلاعی ندارند. مورد دوم اینکه بیشتر صنفها درست است که خودجوش و اختیاریاند، ولی به دولت وابسته هستند. این مسئله صنفها را بهسمت کسب رضایت مسئولان دولتی سوق میدهد. مورد سوم اینکه اصناف بیشتر نمایشی و اعضا منفعل هستند؛ بههمین دلیل، اثربخشی آنها پایین است و اصناف آنطور که باید نمیتوانند نقش اهرم فشار و پیگیری حقوق داشته باشند؛ بهطورکلی جامعه ایرانی صنفگرا نیست؛ زیرا صنف قدرت را تجزیه میکند. نظام سیاسی کشور ما در طول تاریخ پذیرای تجزیه قدرت نبوده و آثار آن تا امروز در جامعه باقی مانده است.» با این مقدمه، این پژوهشگر اجتماعی به مشکلات کارگری در ایران میپردازد و ادامه میدهد: «مشکل اصلی کارگر در ایران حقوق است؛ حقوقی که هم کم است و هم با تاخیر پرداخت میشود. بهتازگی مطلع شدم کارگران شهرداری شهرستان بوکان آذربایجانشرقی دست به اعتصاب زدهاند؛ چون چهارماه حقوق نگرفتهاند. من کارگری را میشناسم که 700 هزار تومان پول نان به نانوایی محل زندگیاش بدهکار بود و میگفت حتی نانوایی هم دیگر به من نان نمیدهد. این کارگر در مقایسه با کارمندان هیچ مزایایی هم ندارد.»
همیشه چشم به دست و مضطرب از فردایی نامعلوم
موضوع دیگری که هویت کارگران بهعنوان یک طبقه مستقل را در سایه قرار میدهد، فقر و تنگدستی بسیاری از کارگران و در نتیجه، مبارزه آنان به هر قیمت و هر شکل، برای بقا و زندگی حداقلی است. این امر موجب میشود این طیف از کارگران چنان در کار غرق شوند و به طرق مختلف ازجمله اضافهکاریهای هر روزه و طولانیمدت یا دستزدن به کار دوم از هر نوع که درآمدزا باشد، روی آورند که درنتیجه فرصتی برای تفکر بر آنچه به آنان گذشته و میگذرد نیابند. نبود امنیت شغلی مورد دیگری است که شیخی به آن اشاره میکند؛ «کارگر همیشه مضطرب و چشم به دست است، هیچوقت از ادامه کارش اطمینان خاطر ندارد؛ مثلا در خدمات شهری کارفرما برای اینکه کارگرش شامل بیمه نشود، چند روز کمتر از موعد قانونی اخراجش میکند که شامل بیمه نشود. این کارگر امنیت شغلی ندارد و نمیتواند برای زندگیاش برنامهریزی کند. مورد دیگر این است که کرامت انسانی کارگر پایین است. در کشورهای پیشرفته قشر کارگری منزلت و جایگاه بسیار بالایی دارد، اما در کشور ما منزلت این قشر زحمتکش پایین است و برخوردها غیرکریمانه هستند. متاسفانه همین روحیه در نظام آموزشی خود نهادینه کردهایم که کارگر باید سلطهپذیر و کارفرما باید سلطهجو باشد و حق دارد هر برخوردی با کارگر داشته باشد. با اینکه در توصیههای دینی ما مقام و احترام کارگر بسیار بالاست.»
کارگران بهروز نیستند
نبود آموزش ضمن خدمت، یکی از مشکلات دیگر قشر کارگر است. کارگران ما بهروز نیستند. کارگر مدرک ندارد، واحد صنفی از کارگر مدرک نمیخواهد و شرایطی فراهم نمیشود که او بتواند ادامه تحصیل دهد و دانش و آگاهیاش را بهروز کند. به گفته این جامعهشناس، صنفی که حمایتکننده و رسانه و فریادرس کارگر باشد بهمعنای واقعی در ایران وجود ندارد. «من و شما زبان گویای کارگران شدهایم، اما وقتی خود کارگر از دردهایش بگوید و جایی برای انعکاس و پیگیری مطالباتش باشد قطعا اثرگذارتر است. از طرف دیگر، متاسفانه کمکاری یا دغلکاری در قشر کارگر تا حدی وجود دارد؛ اگر نگوییم زیاد ولی براساس گزارشهای میدانی که ما دیدهایم مردم یا برخی کارفرماها گلایه دارند که کارگران از کارشان میزنند؛ مثلا یک کار پیمانی را که ظرف یکیدو روز باید انجام دهند طولانیتر میکنند؛ بنابراین خود کارگران هم مقصر برخی از برخوردهای نادرست و ناعادلانه هستند.
منزلت کارگری مهم است
تصویب قوانین میتواند از سوی اصنافی که مدعی دفاع از حقوق کارگران است، بهعنوان راهکار کمککننده بیان شود. صنف کارگری میتواند آگاهسازی کند تا کارگر به حقوق خود شناخت کافی داشته باشد؛ مشکلات مالی خود را حل کند و بتواند از مراکز خرید و دانشگاهها امتیازات و تسهیلات بگیرد. شیخی معتقد است آموزش ضمن خدمت و رتبهبندی و درجهبندی شغلی نیز میتواند به حل معضلات کارگری کمک کند. باید بین کسی که فعالتر است و مهارت بیشتری دارد و کسی که این مهارت را ندارد تفاوتهایی وجود داشته باشد. اگر واقعا میخواهیم برای کارگرها کاری انجام دهیم باید اصناف کارگری را جدی بگیرم و آنها را در تصمیمگیریها دخیل کنیم. برنامههای رسانهها میتواند برای منزلتدادن به کار کارگران برنامهسازی کند یا اینکه کارگران موفق و شریف را معرفی کرده تا هم برای کارگران دیگر انگیزه ارتقای کیفیت شغلی باشد و هم جایگاه این قشر در جامعه محترم شمرده شود. خود کارگران هم باید ترس پنهان از کارفرما را کنار گذاشته و بیشتر در فعالیتهای صنفی وارد شوند. از طرف دیگر، دولت اگر برای کارگر مزایا و سقف حقوقی بالاتری قائل شود، بزرگترین کار را برای این قشر انجام داده است. برای اینکه رفتهرفته موضوعات اقتصادی و فرهنگی کارگری رو به گشایش گذارد، میتوان امیدوار بود بخشی از مشکلات آنها حل شود.
منبع
-شیخی، غفور و زرگری، راضیه (1396) اعتراض بی صدا، روزنامه آسمان آبی، ۲آبانماه، سال دوم، شماره ۹۵، ص21

علاقه ام به بحث های گروهی و تخصصی به ویژه حوزه ی جامعه شناسی و پژوهشگری است. از منتقدان گرامی درخواست دارم مرا یاری و راهنمایی فرمایند. متشکرم.