وجدان جمعی و حافظه جمعی
بسمه تعالی
وجدان جمعی و حافظه جمعی
غفور شیخی
چرا مردم ما، اندیشمندان و بزرگان علم و هنر و ادبشان را به راحتی به فراموشی میسپارند؟ چرا در جامعه ما، حوادث و جریاناتی که باید از آنها درس و عبرت گرفت بارها و بارها تکرار می شوند؟ چرا بعضی ها می گویند مردم قدرنشناس اند و زود همه چی را فراموش می کنند؟چطور وقتی مسئله ای ناموسی یا حیثیتی روی می دهد مردم با خشم و بدون فراخوان گردهم می آیند و شروع به تجمع و اعتراض می کنند؟ آیا همانطور که یک انسان شخصیت و وجدان دارد جامعه هم دارای شخصیت و وجدان است؟ این نوشتار در پی آن است که با توضیح وجدان و حافظه جمعی و بیان ارتباط بین آنها، به پرسش های بالا، پاسخ مختصر بدهد و از مثال های مختلف در این خصوص جهت آسان سازی بحث، استفاده نماید. شناخت حافظه و وجدان جمعی مانند کلیدی است که می تواند قفل بسیاری از مسائل و مشکلات جامعه را به آسانی برای عموم بگشاید.
الف) وجدان جمعی
وجدان فردی درکل، برداشت قضاوت مندانه و احساس درونی انسان نسبت به خود، استعدادها و مدیریت کارهایش است اما وجدان جمعی مجموعهای از باورها و احساسات جمعی بعنوان انتزاعی قابل تشخیص و مشاهده است که متشکل از مجموعه آرمان های مشترک، باورها، اندیشه ها، آگاهی ها و وجدانهای فردی در جهت توصیف و تبیین امور اجتماعی می باشد. مثلاً نظر و قضاوت جامعه درباره عملکرد نماینده مجلس شورای اسلامی تابعی از روی وجدان جمعی است که قضاوت می کنند مثبت بوده و باعث پیشرفت یا منفی و باعث پسرفت. یا نظر و قضاوت و احساس جمعی مردم نسبت به مسئله ای مانند بی حجابی، تجاوز و قتل و غیرت و ناموس. وقتی راه پیمایی صورت می گیرد یکی از موتورهای محرکی که به شور و شوق و واکنش درآمده همین وجدان جمعی جامعه است.
دورکیم (جامعه شناس آلمانی، 1917- 1858) می نویسد:«وجدان جمعی، به عنوان یك واقعیت متمایز در تمام گستره جامعه پراكنده است و ... خوبی و بدی عمل یا نیک برشمردن آن تابع وجدان جمع است.»(پرهام، 1392)
به عبارت ساده تر، افراد طی سال ها و قرون می آیند و میگذرند، ولی وجدان جمعی نه تماماً حفظ شده بلکه با تغییراتی، درکل، باقی میماند یعنی با هر نسل عوض نمیشود، بلكه پیونددهنده نسلهای پشت سرهم به یكدیگر است. هر اندازه وجدان جمعی، قویتر باشد مخالفت علیه کارهایی که انسجام جامعه را به خطر اندازد (مانند فساد، جرم و جنایت، تغییر و بدعت و انحراف) نیز شدیدتر خواهد بود.
اندیشمندان مختلفی از دیدگاه های مختلف به این سوال پاسخ گفته اند که چه چیزی سبب می شود افراد جامعه، به همدیگر وابستگی و همبستگی داشته باشند؟مثلاً به نظر دورکیم، وجدان جمعی، به نظر فارابی محبت ارادی، به نظر ابن خلدون، عَصَبیت (تعصب خویشی- قومی و قبیله ای و...)، به نظر بنتام، منفعت طلبی، به نظر گاندی عبادت و نیایش و به نظر آیه الله خامنه ای، امامت فقیه، سبب می شود بین افراد جامعه، همبستگی و انسجام به وجود آید.وجدان جمعی همان شخصیت جامعه است چنان که یک فرد دارای شخصیت و وجدان است جامعه هم دارای وجدان و شخصیت است و چنانکه وجدان و شخصیت فرد، می تواند سالم و بیدار یا دارای اختلال و ناپاکی باشد شخصیت و وجدان یک جامعه نیز می تواند چنان باشد.
ب) حافظه جمعی
حافظه در جامعه شناسی از فضای فردی، روانشناسی و فلسفی بیرون می آید و دربرگیرنده گنجینه ارزشها و آرمانهای جامعه می باشد و به مجموعهای میماند که در ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه افراد جای دارد. مثلاً جامعه به یاد دارد که آوارگان عراقی به مناطق کردنشین ایران آمدند. بمباران میدان دواب(بازار بوکان) را به خاطر دارند. تغییر میدان انقلاب (اسکندری) را به یاد دارند و زمانی مردم به سینما وحدت می رفتند. این حافظه، تماماً مخزن حوادث تاریخی نیست بلکه پیوسته دستخوش دگرگونی و بازسازی است. یعنی در کنار تاریخ نوشتاری، تاریخی زنده وجود دارد که با گذشت زمان تداوم مییابد و بازسازی میشود. شماری از جریانهای گذشته که تنها به ظاهر ناپدید شدهاند، در این تاریخ زنده جای دارند و حافظه جمعی را میسازند و بیشتر مربوط به نسل زنده زمان حال که پای در گذشته دارند می باشد. یادگیری و رفتار افراد یک گونه (مثلاً یک قوم یا عدّه ای خاص در شهر، یا حتی در حیوانات و حشراتی مانند کلونی مورچه ها و زنبور عسل و موریانه ها) در حافظه جمعی آن گونه ثبت شده و استفاده تمام افراد گونه مذکور از آن را ممکن می سازد. به این محدوده و فرایند، میدان شکل ساز می گویند. در میدان شکل ساز، اطلاعات مربوط به شکل (ساختار) و رفتار (یادگیری)، ثبت شده و به این ترتیب یادگیری افراد یک گونه به سبب یادگیری دیگران تسهیل می شود. به عبارت دیگر یادگیری میان افراد یک گونه قابل انتقال است. مثلاً در جریان ساخت منزل، یک تجربه ناخوشایند با پلیس ساختمان داشته اید. شما به دوستان خود تذکر و هشدار می دهید که مراقب افراد با این نوع رفتار و پوشش خاص باشند و همه گروه با دادن این نشانی به یکدیگر، دیگر اعضا را نیز مطلع می کنند. این بخشی از حافظه جمعی جامعه است.
چرا مردم، خیلی از جریان های سیاسی- اجتماعی را که زمانی مخالفش بوده اند را فراموش می کنند و حالا در مقابل جریانی مشابه باز اشتباه یا یکسان عمل می کنند؟ یکی از دلایل آن این است که حافظه، یک جریان فکری مداوم و پیوسته است و آنچه از گذشته حفظ میشود، همچنان در ضمیر گروه زنده میماند و از محدوده گروه (مانند یک شهر، یک قوم یا یک کشور) فراتر نمیرود و این خاطرات اغلب ناکامل و به صورت تصاویر بازسازی شده اند و نمیتواند خاطرهای دقیق پدید آورد. این خاطرات رفته رفته تیره میشود و تصویرهایی تازه، آرام آرام تصویرهای قدیمی را میپوشاند.
پ) ارتباط وجدان جمعی و حافظه جمعی
در حالت فرد، معمولاً کسی که حافظه قوی دارد می تواند وجدان آگاهی هم داشته باشد چون حافظه خوب ابزار مناسب برای بکارگیری هوش و خلاقیت است و موارد را یادآوری می کند و به تحلیل می پردازد. اما لزوماً آدم با وجدان به معنای داشتن حافظه قوی هم نیست اما در حالت جمع، جامعه ای که وجدان جمعی بیداری داشته باشد حافظه جمعی قوی هم خواهد داشت و برعکس چون حوادث و جریاناتی که در جامعه روی می دهد و ماندگار می شود(=حافظه) سبب نوعی واکنش مثبت و تحسین برانگیز یا منفی و نفرت برانگیز از جانب مردم(=وجدان) می شود و جامعه ای که حافظه جمعی قوی داشته باشد می تواند قضایا را به خاطر بیاورد و مقایسه کند و در نهایت پاسخ و عمل خود را نشان دهد. در اغلب کشورهای در حال توسعه، حافظه جمعی و وجدان جمعی ضعیف است. مظلوم نمایی، خود را حق به جانب نشان دادن، دروغ، فیلم بازی کردن و تبلیغات مجموعه مهارت ها و ترفندهایی است که روی این حافظه و وجدان جمعی کار می کنند تا آن را متناسب و مطابق خواست خود مجبور به تصمیم گیری نمایند. وجدان جمعی به شدت تحت تاثیر نظر جمع و شبنامه نویسی و شایعه است. لذا میزان عقلانیت و عمق آن کمتر از بار احساسی و سطحی آن است. گاهی عملی باعث می شود که مردم را به خشم و انزجار (مانند تجاوز و قتل) یا تحسین و تشویق (فداکاری و اشتغال زایی) وادارد در این حالت است که وجدان جمعی بیدار شده است. اگر شهری یا قومی، جریانات و حوادث مربوط به خود را به فراموشی سپارد و تصمیم های متضاد و از روی ناچاری بگیرد و از آزمون و خطا استفاده کند، دارای حافظه ضعیف جمعی هستند. معمولاً جامعه ای که حافظه ضعیف جمعی دارد، زودتر از جوامع دیگر فریب می خورند، زودتر تحت تاثیر قرار می گیرند و بیشتر احساساتی می شوند. چون جامعه با حافظه جمعی قوی، به گنجینه تجارب پیشین و موارد مشابه، مخزن تاریخی و نظر بزرگان خود مراجعه می کند و سپس واکنش مناسب را با شدت تعیین شده نشان می دهد. کسانی که نسبت به مردم بد کرده اند و ظلم و خیانت نموده اند از یاداوری حافظه و وجدان جمعی می هراسند و می پرهیزند لذا هر روز در پی تغییر خود و به شکلی دیگر درآمدن هستند تا زود به زود، جمع را فریب دهند و فرصت فکر کردن و نقد و قضاوت را نداشته باشند.
ت) کلیدی برای تحلیل آسان مسائل شهر
اگر انسان توانایی فراموشی را نداشت باید هر روز در غم از دست دادن عزیزان و باختن سرمایه و شکست خوردن هایش، گریه می کرد اما نعمت فراموشی سبب می شود تا لایه های زندگی روی هم انباشته شوند و کوهی از تجربه و خاطرات شکل بگیرد. اما استفاده بیش از حد از چاشنی و ملاط فراموشی یا خود را به فراموشی زدن در ساخت زندگی سبب بی تفاوتی، انزواطلبی، پوچ گرایی و عدم پذیرش مسئولیت می شود. برای تجربه گرفتن از جریان ها و حوادث، لازم است حافظه جمعی هر از گاهی مرور شود تا جامعه، کمتر، دچار آزمون و خطا و دوباره کاری و موازی کاری شود. بررسی وجدان جمعی نیز به نوعی بیانگر طرز فکر و عقاید و آرمان های جامعه است که نسبت به چه مسائلی و چگونه دارای وجدان آسوده و راحت هستند و یا وجدانی ناراضی و خشمگین دارند. آشنایی عموم با این دو مفهوم و تفکر درباره آن ها و یافتن مثال های متعدد در این خصوص می تواند دیدی تازه در بررسی مسائل مختلف به انسان بدهد. چه خوش نعمت و سعادتی است که انسان در حافظه جمعی مردم، به عنوان انسانی مفید و حق طلب، ماندگار شود و وجدان جمعی درباره وی با آسودگی و آسایش و رضایت، داوری و قضاوت نماید و این یاداور حدیث شریف«المسلم من سلم المسلمون من لسانه ويده» است چرا که اگر در ادای حق النّاس کوتاه نیایی ميشوی «عزیز خدا».حالا هرکسی می تواند با این رویکرد و این عینک، تک تک افراد و مسئولین و مدیران و تک تک پروژه ها و برنامه های این شهر و روستاها را نگاه کند و با توجه به شواهد، مدارک، احساس شخصی و نظر جمع، به حافظه و وجدان جمعی رجوع کند تا بداند چه کسی یا کسانی قابل تقدیر و احترام و ماندگارشدن اند و چه کسی یا کسانی قابل سرزنش و نکوهش و به زباله دانی تاریخ ریختن اند؟ چه طرح و پروژه ای در حافظه مردم، نیک می ماند و چه طرح و پروژه ای (مانند ترمینال جدید شهر در نزدیکی میاندوآب) سبب اعصاب خوردی و عذاب مردم می شود؟این هنر جامعه شناسی است که می تواند جامعه را از جنبه های مختلفی که ممکن است دیگران توجه نکنند، ببیند و این وظیفه جامعه شناسان است که آگاهی سازی و اطلاع رسانی نمایند. حافظه جمعی و وجدان جمعی مانند گنجینه ای است که بدون تعارف اما با احتیاط، می تواند محل رجوع بسیاری از محققان و اندیشمندان در عرصه های مختلف باشد. همین شیوه را می توان برای یک منطقه، یک قوم یا یک کشور نیز تعمیم داد و حافظه و وجدان آن قوم یا کشور را درخصوص مسائل مختلف مورد واکاوی قرار داد.
علاقه ام به بحث های گروهی و تخصصی به ویژه حوزه ی جامعه شناسی و پژوهشگری است. از منتقدان گرامی درخواست دارم مرا یاری و راهنمایی فرمایند. متشکرم.