بررسي جامعه شناختي نمودهاي سرمايه ي اجتماعي در ايران

Sociological Study on Social Capital aspects in Iran

غفور شيخي، سعيده مقوم

چكيده

ابتدا به انواع سرمايه (مادي، انساني، فرهنگي، اجتماعي) اشاره شده و سپس ضمن ارائه ي تعاريف متعدد از سرمايه اجتماعي (پاتنام، فوكوياما، كولمن، بورديو…)و ذكر انواع(شناختي، ساختاري، درون گروهي، برون گروهي)و شاخص هاي متعدد آن، به بررسي نقش، ارتباط و نمود موثر و مهم آن در حوزه هاي مختلف زندگي بشري (مدارا، خانواده، زنان، سلامت رواني، شادماني و رضايت از زندگي، جرم و بزهكاري، رفاه و…) پرداخته است. روش مطالعه، اسنادي-كتابخانه اي با هدف اصلي شناساندن عملياتي مفهوم سرمايه اجتماعي است. از يافته هاي آن مي توان به توصيف و تبيين ارتباط و تاثيرات اختاپوس وار (قدرتمند، نامحسوس، مثبت و منفي) اين مفهوم درتمام ابعاد زندگي اشاره كرد.

واژگان كليدي: سرمايه اجتماعي، جرم و بزهكاري، سلامت رواني، خانواده، مشاركت زنان، رفاه اجتماعي، شادماني و رضايت زندگي

 

مقدّمه

در روابط سياسي- اجتماعي مبتنی بر زور و اجبار، بالاخره تضمین‌‌های اجبارآمیز تمام خواهند شد و جوامعی که متکی به کاربرد زورند، نسبت به جوامعی که در آنها اعتماد، بر دیگر وسایل برتری دارد، ناکارآمدتر، پرهزینه‌تر و ناراضی‌تر خواهند بود، ولی همکاری داوطلبانه در جامعه‌اي که سرمایه ی اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای کنش متقابل و شبکه‌‌های مشارکت مدنی به ارث برده، بهتر صورت مي‌گیرد.

انديشمندان،ديگر سرمايه فيزيكي، پولي و مالي را تنها سرمايه موجود در زندگي نمي دانند، بلكه آن ها سرمايه هاي جديد از قبيل سرمايه هاي انساني و سرمايه طبيعي (ذخاير زيرزميني) و اخيراًَ سرمايه اجتماعي[3] را معرفي مي كنند،كه هركدام اثرات مهم و قابل توجهي در توسعه ي همه جانبه و پايدار بشري و رشد اقتصادي دارند و در ادبيات جديد اقتصادي به آن ها بسيار پرداخته شده است. اما در اين ميان سرمايه هاي انساني و اجتماعي از شرايط و ويژگي خاص برخوردارند.(سعادت، 1386)

اصطلاح سرمايه اجتماعي نخستين بار در

 

برای تهیه فایل کامل این مطلب، لطفا اینجا را کلیک فرمایید. موفق باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثر كلاسيك جين جاكوب با عنوان (مرگ و زندگي در شهرهاي بزرگ آمريكايي ) به كار رفته است كه در آن اثر، او توضيح داده است كه شبكه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشكيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود كيفيت زندگي، در مقايسه با نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروي انتظامي، مسئوليت بيش تري ازخود نشان مي دهند. «گلن لوري » اقتصاددان هم چون «ايوان لايت » جامعه شناس، اصطلاح سرمايه اجتماعي را در دهه1970 براي توصيف مشكل توسعه اقتصاد درون شهري به كار برد. در آثار اندیشمندانی چون مارکس، زیمل، دورکيم، وبر و پارسونز به مفاهیمی همچون اضطرار، نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه شده که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر مي‌گیرد. (توسلی، 1384: 3). اسناد نشان مي دهند كه اين اصطلاح اولين بار توسط بورديو، مورد استفاده قرار گرفت . با اين حال، اولين نظريه ها و تعاريف سرمايه اجتماعي به صورت علمي و جدي توسط كولمن و پاتنام[4] به كار گرفته شد و آنها از طراحان اوليه نظريه سرمايه اجتماعي هستند.

حجم زيادي از مطالعات به تبيين و تعريف سرمايه اجتماعي و هم چنين مطالعات تجربي اختصاص يافته است.اين امر در نمودار(1)كه روند فزاينده مطالعات در مورد سرمايه اجتماعي را نشان مي دهد، پيداست.

ما نيز با آقاي اجتهادي هم نظریم كه اصطلاح «سرمايه اجتماعي» در سه دهه گذشته موضوع بررسي هاي بسياري در علوم اجتماعي - و به ويژه در جامعه شناسي بوده است. اين اصطلاح توانست در کمتر از دو دهه،ادبيات بسيار گسترده اي را به خود اختصاص دهد و به مفهومي، کم و بيش، «اسطوره اي» تبديل شود - به گونه اي که برخي از نويسندگان آن را حتي بيش از يک کليد واژه علمي و همسنگ يک نظريه پنداشتنه اند. اين در حالي است که محتواي بحث اين نويسندگان،… نو نيست و در واقع همان بانگ «دريغ از گذشته» (نوستالژيک) نويسندگان ايدئولوژيست سده 19 و رهبران ناسيوناليست سده 20 م است … و نويسندگان آن را «چيزي» دانسته اند که در درون رابطه اجتماعي نهفته و پنهان و بنابراين دور از دسترس کنشگر است. حال آن که سرمايه اجتماعي کنشگر، در جامعه سنتي عبارت است از آن رفتارهاي تثبيت شده يا هنجاري که کنشگر براي پايدار ساختن رابطه خود با ديگران، دروني مي کند؛ و در جامعه نوين (مدرن) در برگيرنده همه آن قابليت ها و توانمندي هايي است که کنشگر براي رابطه برقرار کردن با ديگران به آن نياز دارد و بايد به دست آورد.» (اجتهادي، 1386: 1-12)

1- انواع سرمايه و ارتباط متقابل آنها

1-1- سرمایه مادی(اقتصادی)[5] كه به مثابه دارایی‌‌های مالی یا زیرساختهای مادی تعریف شده است.

1-2- سرمایه انسانی[6] كه به معنی سرمایه ی گذاری برای پرورش انسانی فرهیخته، سالم و مطلع است و شامل مراقبتهای خانوادگی پیش دبستانی، کارآمدی بعد از پایان تحصیلات مدرسه ای، سرمایه ی گذاری در آموزش دانشگاهی و بازار کار از طریق جستجوی شغل و خلاصه كسب انواع مهارت ها و توانایی هاست.

1-3- سرمایه فرهنگی[7] كه مجموعه‌اي از دانش‌ها، تمایلات، عادات، نگرشها و توانایی‌‌های شناختی را مد نظر قرار مي‌دهیم که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی متجلی مي‌شود.

1-4- سرمايه اجتماعي[8] كه دراينجا مدنظر است و تشريح خواهد شد و اجازه دهيد با مثالي آن را روشن كنم. مثال بارز سرمايه اجتماعي تيم فوتبال است كه در آن زمين چمن و تجهيزات ورزشگاه سرمايه مادي- اقتصادي و بازيكنان و مربيان تكنيكي سرمايه انساني و داوران بي‎طرف و قواعد تعريف شده و روشن بازي و رفتار اخلاقي بازيكنان در مجموع سرمايه اجتماعي بازي را شكل مي‎دهند.اگر چه اين سه دسته سرمايه مكمل يكديگرند(نمودار2) اما ترتيب اهميت آنها قابل شناسايي است. حال ببينيم اگر تك‎تك اين سه سرمايه را حذف كنيم چه اتفاقي رخ خواهد داد. اگر عده‎اي فوتباليست داشته باشيم و يك ورزشگاه اما هيچكدام از بازيكنان حاضر نباشند به قواعد بازي تن در دهند و يا هيچ كس را بعنوان داور قبول نداشته باشند هرگز بازي صورت نمي‎گيرد لذا در صورت فقدان سرمايه اجتماعي اصلاً بازي فوتبال صورت نمي‎گيرد اما اگر بازيكنان باتجربه و تكنيكي نباشند يعني سرمايه انساني موجود نباشد بازي صورت مي‎گيرد اما بسيار بي‎رونق و ناپخته و بدون جذابيت بگونه‎اي كه هيچ تماشاگري را جذب نمي‎كند پس در اين حالت بازي آغاز مي‎شود ولي در دستيابي به اهداف خود موفق نيست. حال اگر بازيكنان تكنيكي، باتجربه حضور داشته باشند و داور بي‎طرف نيز قواعد تعريف شده را اعمال و نظارت نمايد اما ورزشگاه وجود نداشته باشد مي‎توان بازي جالب و جدي و پرحرارتي را در يك زمين ساده انجام داد.

2- تعاريف سرمايه ي اجتماعي

- پاتنام، تمام ويژگي هاي اجتماعي نهادها و سازمان ها از قبيل اعتماد، هنجارها و شبكه هاي اجتماعي را سرمايه اجتماعي ناميده است.( putnam, 1993: 67) و معتقد است سرمايه اجتماعي اغلب محصول جانبي ديگر فعّاليت هاي اجتماعي مي باشد. اين سرمايه به طورمعمول در پيوندها، هنجارها و اعتمادها تشكيل مي شود و از يك شرايط اجتماعي به شرايط ديگر انتقال پذير است (پاتنام، ١٣٨٠). واضح است كه وي سرمايه ي اجتماعي را براساس منابع آن تعريف مي كند و به آن به صورت کلان نگاه مي كند و آن را در رشد و توسعه اقتصادي کشور مؤثر مي داند و به اين لحاظ تعريف او جمعي بوده و سرمايه اجتماعي را به منزله دارايي گروه ها و جوامع تلقي مي كند. (پاتنام، ١٣٨٠ و ١٣٨٤)

- كولمن[9]، ابتدا سرمايه اجتماعي را قدرت و توانايي مردم براي برقراري ارتباط با يكديگر مي داند.( Coleman, 1990: 74) و سه سال بعد آن را اينچنين بازتعريف مي كند كه سرمايه اجتماعي همان شاكله ساختاري روابط ميان فعالان اجتماعي است.( Coleman, 1993: 92) و آن را بر مبناي كاركردش تعريف مي كند و  مي نويسد:« درست همان طوركه سرمايه فيزيكي به تغييراتي در مواد مختلف براي شكل دادن به ابزارهايي كه كارشان تسهيل توليد است منجر مي شود، سرمايه انساني هم تغييراتي در اشخاص (مهارت ها و قابليت هاي اشخاص ) پديد مي آورد كه آنان را قادر مي سازد تا به شيوه هاي تازه اي عمل كنند و به هرحال سرمايه اجتماعي باعث تغيير در روابط ميان اشخاص و تسهيل روابط بين آنها مي شود».(كلمن، 1377) وي در آثار خود به سرمايه اجتماعي از جنبه كالاهاي عمومي نگاه مي كند و اين بدان معني است كه اين نوع سرمايه در رابطه با كنش هاي هدفمند در موقعيتي اساساً متفاوت با بيشتراشكال ديگر سرمايه قرار دارد.( اميري و رحماني، 1385: 116)

- فلورا و فلورا[10]، وجدان جمعي را به عنوان سرمايه اجتماعي مي دانند و اعتماد متقابل را به مثابه شاخص وجدان جمعي معرفي مي كنند.

- كاواچي و همكارانشان عقيده دارند سرمايه اجتماعي ميزان همگوني توزيع سلامت در نواحي جغرافيايي يك منطقه است.( Kawachi and Kennedy, 1997; Kawachi et al., 1997a)

- بورديو[11](1384) سرمايه اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايه در كنار سرمايه فيزيكي و انساني در نظر مي گيرد كه تحت برخي شرايط، به سرمايه فيزيكي تبديل مي شود. وي مي گويد:«سرمايه اجتماعي جمع منابع واقعي يا بالقوه اي است كه حاصل شبكه هاي بادوام از روابط كم وبيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل به بيان ديگر عضويت در گروه است. شبكه اي كه هريك از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار مي كند و آنان را مستحق اعتبار مي سازد.» مي توان گفت که نگرش بورديو به سرمايه اجتماعي نگاه ابزاري است و به هر نوع قابلیت ، مهارت و توانایی اطلاق می كندکه فرد می تواند در جامعه به صورت انتسابی و یا اکتسابی به آن دست یافته و در روابطش با سایر گروه ها و افراد در پیشبرد موقعیت خویش بهره مند شود.(ترنر، 2003: 495) وی سرمایه را به چهار نوع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین تقسيم مي كند.

- فوكوياما (1999) معتقد است تعاريف سرمايه اجتماعي به نمودهاي آن اشاره دارد و مي نويسد: «سرمايه اجتماعي شكل و نمونه ملموسي از يك هنجار غيررسمي است كه باعث ترويج همكاري بين دو يا چند نفر مي شود.هنجارهاي تشكيل دهنده سرمايه اجتماعي مي تواند از هنجار روابط متقابل دو دوست تا آموزه هاي پيچيده را در برگيرد». با اين تعريف، اعتماد، شبكه ها، جامعه مدني و... كه به سرمايه اجتماعي مربوطند، محصول جانبي اين پديده اند كه در نتيجه سرمايه اجتماعي به وجود مي آيد، ولي خود سرمايه اجتماعي را تشكيل نمي دهد. وي مي گويد: «سرمايه اجتماعي را به سادگي مي توان به عنوان مجموعه بعضي از هنجارها يا ارزش هاي غيررسمي تعريف كرد. هنجارهايي كه توليد سرمايه اجتماعي مي كنند به طور اساسي بايد شامل سجاياي صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشند.»

- بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده اي مي داند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تأثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه كشورهاي مختلف دارد. سرمايه اجتماعي برخلاف ساير سرمايه ها به صورت فيزيكي وجود ندارد؛ بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و از طرف ديگر افزايش آن مي تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه هاي اداره جامعه، و نيز هزينه هاي عملياتي سازمان ها شود(ولکاک و مارايان[12]، 1999)

- بيكر[13](1990) مفهوم سرمايه اجتماعي را منبعي مي داند که كنشگران آن را ازساختارهاي خاص اجتماعي برمي گيرند و سپس آن را در پيگيري منافع خود به كارمي برند. سرمايه اجتماعي به واسطه تغيير در روابط كنشگران به وجود مي آيد.

- لينچ و كاپلان[14] (1997) سرمايه اجتماعي را مجموعه سرمايه گذاري ها، منابع و شبكه هايي مي دانند كه به انجام روابط اجتماعي، اعتماد و ميل به شركت در فعّاليت هاي جامعه مي انجامد.( به نقل از گري وينسترا، 1384)

- اينگلهارت[15](1997)مي گويد:«سرمايه اجتماعي فرهنگ اعتماد است كه در آن شبكه ها، ارتباطات وسيع و سازمان هاي داوطلبانه شکل مي گيرد.»

- نظرمان بر اين است كه هريک از اين تعاريف به جنبه اي از سرمايه اجتماعي اشاره مي کند. سرمايه اجتماعي به عنوان منبعي براي تسهيل روابط ميان افراد تلقي مي شود. اين منبع شامل نهادها، هنجارها، اعتماد، آگاهي و بسياري موارد ديگر مي باشد که بر روابط و تعاملات ميان افراد حاکم است و مي تواند پيامدها و نتايج مختلفي بر عملکرد افراد و جوامع داشته باشد. به عبارت ديگر « سرمايه اجتماعي، پتانسيل نهفته در روابط بين افراد يك جامعه است كه باعث و سبب مؤثر اجراي امورات آن جامعه مي شود» و خلاصه همان موقعیت ها و روابط موجود در گروه بندی ها و شبکه های اجتماعی است.

3- انواع سرمايه اجتماعي

3-1- سرمایه اجتماعی شناختی (رابطه ای): این نوع از سرمایه شامل تجلیات انتزاعی تر سرمایه اجتماعی اند. به ايجاد و تقويت وابستگي متقابل مثبت براي كنش جمعي دو طرفه مي انجامد. شاخص هايي از قبیل تضاد[16]، اعتماد[17] عمومي و نهادي، انسجام و همبستگي[18]، همکاری و مشاركت[19]غيررسمي هميارانه و خيريه‌اي و مذهبي و شركت در اتحاديه‌ها ، انجمن‌ها، سازمان ها و موسسات مدني رسمي، آگاهي به امور عمومي- سياسي و اجتماعي، گذشت، فرهنگ مدنی، هنجارها و ارزش هایی که بین اعضای  یک اجتماع مشترک می باشد و باعث همکاری افراد آن اجتماع با همدیگر برای رسیدن به منافع مشترک می شود.

3-2-سرمایه اجتماعی ساختاری(نهادی): اين نوع از سرمايه شامل جنبه های قابل رؤیت و قابل لمس تر مفهوم سرمایه اجتماعی است. كنش جمعي منافع دو طرفه را تسهيل مي كند. جنبه هايي از قبیل عضويت گروهي، حمايت متقابل، تفاوت و خدمات، نهاد های محلی، سازمان ها  و شبکه های موجود در میان  مردم  که قادر به  پیگیری اهداف فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی وسیاسی می باشند. جنبه ساختاری باعث ایجاد روابط افقی و عمودی در جامعه می گردد و از این طریق سرمایه اجتماعی کل جامعه را تقویت می نماید.

3-3-سرمايه اجتماعي درون گروهي: سرمايه اجتماعي درون گروهي[20] تنها گروه هاي همجنس( مانند ارتباطات محدود با دوستان و خانواده) را پيوند مي زند و اثر منفي بر معاشرت پذيري اجتماعي دارد. [21]

3-4- سرمايه اجتماعي برون گروهي: پاتنام (2000) به نقل از ديك و اسمولدرس[22] (2003) سرمايه ي برون گروهي[23] را به عنوان پل ارتباطي گروه هاي اجتماعي گوناگون(تعامل افراد با خارج از محيط بسته) تعريف مي كند و اثر مثبت بر رشد و سرمايه اجتماعي دارد.

4- فراتحليل و روند سرمايه ي اجتماعي در ايران

سرمايه اجتماعي در ايران با توجه به بافت تاريخي وجغرافيايي و سياسي كشور، بسيار نوساني است . «در برخي از شرايط خاص سياسي و تاريخي، همدلي و سرمايه اجتماعي سيگنال هاي مثبتي از خود نشان مي دهد اما با توجه به اين كه به درستي مديريت نمي شود، روند نزولي به خود مي گيرد . آن چه كه معلوم است، اين مي باشد كه كشور ايران با توجه به پيشينه تاريخي و مذهبي، پتانسيل قوي براي سرمايه اجتماعي دارد؛ اما به دليل عدم وجود مديريت صحيح و هدايت كننده سرمايه اجتماعي در قرن گذشته، استفاده مناسبي از اين سرمايه نشده و اين امر سبب كاهش تدريجي سرمايه اجتماعي شده است».(سعادت، 1386)

«در حالت كلي، متغيرهاي سن، تحصيلات، تاهل، شاغل بودن و درآمد به جز با عنصر اعتماد با ساير عناصر سرمايه اجتماعي اعم از آگاهي و توجه به امور عمومي، مشاركت هاي رسمي و غير رسمي رابطه مستقيم دارد. و مردان در آگاهي و توجه به امور عمومي و مشاركت رسمي نقش بيشتري نسبت به زنان دارند و مشاركت غير رسمي زنان بيشتر مي باشد و در ميزان اعتماد تفاوتي بين زن و مرد ديده نمي شود». (ناطق پور و فيروزآبادي، 1385: 160-190)

علاوه بر اين در ايران اسلامي تا سال87، ميان مولفه هاي متعدد سرمايه اجتماعي، ميزان اعتماد به خانواده و نظام سياسي و نيز ميزان ارتباطات اجتماعي بالاست. در حوزه سياسي ميزان اعتماد به نظام سياسي بالا، ميزان اعتماد به نهادهاي سياسي متوسط و ميزان اعتماد به کنشگران سياسي پايين بوده است. همچنين ميزان مشارکت مردم در حوزه هاي گوناگون اجتماعي بسيار پايين است. مجموع يافته ها نشان مي دهد از نظر مردم ميزان ارزش هايي مثل صداقت، امانتداري و گذشت در بين مردم پايين است و ميزان رواج ضد ارزش هايي چون کلاهبرداري و چاپلوسي بالا است. همچنين در مجموع ميزان کل سرمايه اجتماعي در ايران نسبتاً بالاست، اين ميزان در ساليان مختلف دچار نوسان بوده است. ميزان دينداري، سطح تحصيلات، وضعيت طبقاتي و سن افراد از جمله مهم ترين عوامل موثر بر سرمايه اجتماعي بوده است. (سياهپوش، 1387: 99-124)

5- نمودهاي اختاپوسوار سرمايه ي اجتماعي در حوزه هاي زندگي

سرمايه اجتماعي چونان اختاپوسي[24] قدرتمند و نامحسوس، در تمام جزئيات و شئون زندگي بشر امروزي مشهود است. هم جنبه مثبت دارد(مانند مشاركت هاي اجتماعي و…)و هم جنبه منفي(مانند توافق ها و اعتمادهاي قاچاقچيان، تراست ها و كارتل ها…). در خصوص ارتباط آن با اقتصاد مي توان گفت كه اعتماد وتعامل بين شهروندان و كارگزاران اقتصادي با تسهيل معاملات و مذاكرات و كاهش نظارت منجر به کاهش هزينه هاي مبادلاتي و در نتيجه افزايش رشد اقتصادي رانت جويي، و«رفتار فرصت طلبانه »[25] مي شود و مانع تقلب مي گردد. (اميري و رحماني، 1385: 113). همين مفهوم حتي با سلامت مادران هم در ارتباط است. «سلامت اساسي ترين جزء‌ رفاه جامعه به شمار مي رود و بيش از مداخلات پزشكي و پرستاري، به عوامل اجتماعي و اقتصادي وابسته است و كيفيت ارتباط با ديگران (سرمايه اجتماعي شناختي) بر سلامت مادران موثر مي باشد.» (خواجه دادي و همكاران، 1387: 83-102)هر چند احيا و طرح جدي سرمايه اجتماعي به يك يا دو دهه آخر قرن 20 استناد داده مي شود اما با توجه به ماهيت موضوع مي توان آن را پديده اي ريشه دار و به طور كامل قديمي دانست كه در انديشه ها، گرايش ها، سنت ها، رفتارها، نهادها، مجموعه ارتباطات، شبكه هاي انساني و اجتماعي ظهور و حضور داشته است. اين موضوع با توجه به پيوندهاي اخلاقي و ارزشي اش با سنت هاي ديني، رفتار و پندار بنيان گذاران اديان آسماني، هم پيوندي هاي قابل توجهي دارد.[26]

جالب تر از اين هم مي توان به رابطه ي ميان سرمايه ي اجتماعي و قنات اشاره كرد كه در كار آقاي فداكار، ياريگري ها در شبکه روابط اجتماعي قنات مورد توجه قرار گرفته است و فرض اصلي، بر شبکه روابط اجتماعي پيچيده اي استوار است که  ارتباط بين مالکان و استفاده کنندگان از قنات در روستاهاي داراي قنات پديد آورده است. اين شبکه روابط، منشا پيدايش سرمايه اجتماعي در روستاهاست که امروزه نتايج حاصل از آن بر برنامه ريزان امور روستايي آشکار است. اشاره شده كه «ميزان سرمايه اجتماعي مالکان قنات بيشتر از غيرمالکان است.»[27]

اكنون به مهم ترين حوزه هايي كه سرمايه اجتماعي در آنها نقش بسزايي دارد اشاره مي كنيم:

5-1- سرمايه ي اجتماعي و مداراي اجتماعي[28]

ايران كشوري است كه داراي اقليت ها و قوميت ها و مذاهب مختلف و متعددي است. مسلمان، مسيحي، يهودي، زردشتي، …، فارس، آذري، كرد، عرب … كه مدارا، همزيستي، همبستگي و وحدت آنها زير يك پرچم و داخل مرز و بومي مشخص نيازمند داشتن اشتراكات ارزشمند و قوي بسياري است كه اگر اختياري، انتخابي و آگاهانه و متداوم باشد مي توان از آن به عنوان يك سرمايه ي ارزشمند اجتماعي ياد كرد. مبرهن است كه يکي از چالش هاي عصر جديد ايجاد و تقويت سرمايه اجتماعي است. صاحب نظران در سال هاي اخير اذعان داشته اند که تحمل و مدارا بخشي از سرمايه اجتماعي است. تحمل و مدارا بخشي از هويت ما ايرانيان است. شاخص هاي تحمل و مدارا  عبارتند از توجه به ديدگاه هاي گوناگون، پرهيز از تعصب، احترام به تفاوت هاي فردي، تلاش جهت کشف زمينه هاي مشترک، عدم تنفر نسبت به اعضاي گروه هاي متفاوت، عدم تلاش جهت بدنام کردن ديگران، عدم توهين به ديگران، دادن احساس خوب به ديگران، تلاش در برقراري ارتباطات اثربخش با ديگران، توجه به منافع ديگران و عدم احساس جدايي از ديگران. (نصراصفهاني، علي و همكاران، 1388: 40)

5-2- سرمايه ي اجتماعي و سلامت رواني

احتمال ارتقاء سلامت رواني مردم تحت تاثير متغيرهايي چون سرمايه اجتماعي، سن افراد، ميزان درآمد خانوادگي و قوميت آن ها مي باشد. نتايج تحقيق آقاي ايمان و همكاران نشان مي دهد «هر اندازه افراد در ساختار اجتماعي موجود داراي سرمايه اجتماعي بالاتري باشند، سلامت رواني افراد در وضعيت بهتري قرار خواهد گرفت». (ايمان و همكاران، 1387: 143)

5-3- سرمايه ي اجتماعي و شادماني و رضايت از زندگي

طبق آخرين اطلاعات، رتبه سازماني شادماني ايران در ميان 69كشور، رده 61 است كه رده نازلي مي باشد. روابط اجتماعي توام با اعتماد (كه از مولفه هاي سرمايه ي اجتماعي است) اثر تعيين كننده بر شادماني دارند و در اين ميان خانواده به عنوان عمده ترين تامين كننده شادماني افراد محسوب مي شود. (چلبي و موسوي، 1387: 34-57)

«سطح بالاي سرمايه اجتماعي به سطح بالاي رضايت از كيفيت زندگي مي انجامد. بنابراين، سرمايه اجتماعي در مقايسه با متغيرهاي زمينه اي مانند سن، شغل، و... پيش بيني كننده اي بهتر براي رضايت از كيفيّت زندگي به شمار مي رود.» (لهسايي زاده و ماجدي، 1385: 91-135)

5-4- سرمايه ي اجتماعي و شبكههاي ارتباطي

تحقيق خانم باستاني در خصوص بررسي سرمايه اجتماعي شبكه در 10 محله تهران نشان داده كه «تمركز بر روابط همسايگي و محله اي، به صورت مجزا، به شكست خواهد انجاميد. تنها با خلق فرصت هاي بيشتر براي شكل گيري اجتماعات محله اي افراد و تسهيل عملكرد شبكه هاي ارتباطي بين افراد مي توان تمام پتانسيل هاي شهر مدرن را آزاد كرد.» (باستاني، 1387: 55-74)

5-5- سرمايه ي اجتماعي و رفاه اجتماعي[29]

شاخص هايي از سرمايه اجتماعي كه در شهر تهران، از وضعيّت بهتري برخوردارند شاخص هايي هستند كه به اصطلاح به آنها سرمايه اجتماعي سنتي مي گويند و به وجوه سنتي جامعه مربوط مي شوند (مشاركت غيررسمي مذهبي و خيريه اي) و شاخص هايي كه با زندگي مدرن منطبق اند (سرمايه اجتماعي مدرن) از وضعيت مطلوبي برخوردار نيستند (اعتماد نهادي، اعتماد تعميم يافته، انسجام اجتماعي و مشاركت رسمي) و سرمايه اجتماعي، رابطه مثبتي با رفاه اجتماعي دارد. بطوري كه «كليه شاخص هاي مطرح شده (اعتماد، هنجارهاي اجتماعي و شبكه هاي اجتماعي) نيز با رفاه اجتماعي رابطه مثبتي دارند و نتايج بدست آمده منطبق با آراء پاتنام است.» (زاهدي و شياني و علي پور، 1388: 105- 125)

5-6- سرمايه ي اجتماعي و جرم و بزهكاري

تغييرات به وقوع پيوسته در دهه هاي اخير، نشان از تحول اساسي در ساختار نظام ارزشي جامعه مي دهد. تحولاتي كه چه بخواهيم و چه نخواهيم با نظم سنتي پيشين در تقابل است.  امروزه با تشديد فرايندهاي جهاني شدن و پيامدهاي فرهنگي- اجتماعي آن، به ويژه مصرف گرايي، تكثر جوامع و به تبع آن آسيب هاي اجتماعي از قبيل افسردگي و اعتياد، جرم و بزهكاري، جنايت و شورش هاي اجتماعي، بيكاري و اوقات فراغت، مشكل در ازدواج، كنكور و...، نوجوانان و جوانان به موضوع سياست هاي اجتماعي مبدل شده اند. نوجوانان و جوانان به عنوان يكي از مهمترين گروه هاي سني، تنها افرادي نيستند كه در معرض فرايندهاي متفاوت توسعه اجتماعي قرار گرفته اند، بلكه آنها به شيوه اي متفاوت از ساير گروههاي سني به اين رويدادها واكنش نشان داده اند.

انتخاب و محاسبه دو شاخص سرمايه اجتماعي منوط به اهميت شاخص و هم چنين داده هاي موجود است . اين شاخص ها عبارتند ازميزان مشاركت جمعي (نسبت تعداد اعضاي كانون هاي فرهنگي، هنري و سياسي به جمعيت ) و ميزان جرم (نسبت تعداد پرونده هاي قضايي به جمعيت ). نتايج محاسبات نشان مي دهد در سال هايي كه جرم زياد بوده، سرمايه اجتماعي كاهش پيدا كرده است(نمودار 3) و در سال هايي كه ميزان ارتكاب جرم كم بوده، ميزان سرمايه اجتماعي در سطح بالايي قرار داشته است. (سعادت، 1386)

و نسبت تعداد پروندههاي قضايي به جمعيت از سال هاي 1345 تا 1380 بدين شكل است.(نمودار 4 )

نتايج بررسي ها نشان مي دهد كه سرمايه اجتماعي داراي نواسانات متعددي طي دوره مورد نظر است . اين نوسانات ناشي از مسايل سياسي ، تاريخي و فرهنگي است .روند سرمايه اجتماعي در بلندمدت يك روند نزولي خفيف را طي كرده است . اين روند نزولي از اوايل دهه 50 تا اواخر دهه 60 روند خفيف را طي كرده و از اوخر دهه 60 تا الان يك روند نزولي را داشته و در نهايت در سالهاي اخير باز كاهش در سرمايه اجتماعي بيش تر مشاهده مي شود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي همدلي، همكاري و روحيه ايثار در بين مردم بيش تر شد و اين امر سرمايه اجتماعي را بين مردم افزايش مي داد و مظاهر سرمايه اجتماعي در طول جنگ به كرات ديده شد .اما پس از جنگ و با ايجاد شكاف نسبي طبقاتي، روحيه منافع جمعي جاي خود را به روحيه منافع شخصي داده و رفته رفته افراد جامعه ديد منفعت طلبي شخصي را در پيش گرفتند.(سعادت، 1386)

رابينگتن معتقد است بيشتر مسايل اجتماعي برآمده از روابط اجتماعي هستند. روابط اجتماعي و ارزش هاي معنوي كه طي قرنها نظير ديگر جوامع بشري وضع و صورت خاصي به خود گرفته بود در قرن بيستم مواجه با تحولات و دگرگوني هايي بود كه ماشينيسم جديد موجب آن مي شد و از آنجا كه قدرت سازگاري معنوي هنگام تغييرات مادي ميسر نبود تمدن ماشيني نابسامانيها و ضايعات انساني فراواني را به بار آورد كه از آن جمله، از هم گسيختگي روابط اجتماعي بود كه يكي از مظاهر آن را همان بزهكاري نوجوانان و جوانان بايد دانست. (كواراسوس، 1345: 17)

در بين بسياري از صاحب نظران در اين زمينه توافق كلي وجود دارد كه نوجوانان بزهكار غالباً در معرض آن گونه از روابط اجتماعي قرار دارند كه از ويژگي هاي آن، نبودن رابطه و پيوند نزديك و صميمانه بين پدر و فرزند و مادر و فرزند است كه به تدريج كيفيت اين رابطه در رفتار آنان نسبت به ديگران به ويژه بزرگسالان اثر مي گذارد. (رايت و فيتزپاتريك، 2006) شكل كار و طرز ارتباط اعضاي خانواده به گونهاي است كه محيط خانواده را براي تأمين احتياجات اساسي كودكان مساعد ميسازد.(عليوردي نيا و همكاران، 1387: 108)

 

5-7- سرمايه ي اجتماعي و خانواده

پاتنام معتقد است مهمترين شكل سرمايه اجتماعي، خانواده است(پاتنام، 73:1995 ).  بورديو خانواده را به عنوان مهمترين مكان انباشت و انتقال سرمايه اجتماعي مي بيند(بورديو، 1999: 33 ).  فوكوياما نيز ادعا نموده كه خانواده ها به طور آشكاري در همه جا منابع مهم سرمايه اجتماعي هستند(فوكوياما، 1999: 17). كلمن نيز بر اين باور بود كه انواع خاصي از ساختارهاي اجتماعي بيش از سايرين انتخاب كنش هاي افراد را تسهيل مي كنند. او تمايل داشت تا خانواده را به عنوان كلاف قديمي سرمايه اجتماعي تصور كند.

آماتو[30] معتقد است روابط والدين با همديگر، دريافت كمك از والدين در حل مشكلات شخصي، صحبت كردن و تعامل با والدين، احساس محبت كردن و صميميت از شاخص هاي اندازه گيري سرمايه اجتماعي خانواده است.(استون، 2001: 9 به نقل از عليوردي نيا و همكاران، 1387: 109)

غيبت پدر از خانواده و محيط همسايگي در طول روز و اخيراً غيبت مادر از خانواده و ورود او به بازار كار، مترادف با كاهش مشاركت والدين در خانواده بوده است. بعلاوه جامعه شديداً در معرض تهاجم فردگرايي قرار گرفته كه بر اساس آن منافع فردي بر مصالح جمعي تقدم يافته است (شارع پور، 1379: 17 )

سرمايه اجتماعي شناختي درون خانواده، بيشترين تأثير را بر كاهش بزهكاري نوجوانان پسر داشته است و سرمايه اجتماعي ساختاري درون خانواده بيشترين تأثير را بر تغييرات بزهكاري دختران نشان داده است و مؤيد اين مسئله مي باشد كه سرمايه اجتماعي ساختاري خانواده (تعاملات درون خانواده، تعداد فرزندان و حضور والدين در خانواده) تأثير بيشتري بر رفتار بزهكارانه دختران نسبت به پسران دارد.( عليوردي نيا و همكاران، 1387: 129)

5-8- سرمايه ي اجتماعي و مشاركت هاي زنان

از آن جایی که گروه های مختلف اجتماعی ، نژادی و جنسیتی درموقعیت های ساختاری و شبکه های اجتماعی متفاوت قرار دارند، از نظر بهره مندی ازسرمایه ی اجتماعی متفاوت هستند. به عنوان مثال زنان و اقلیت ها یک موقعیت نابرابردر سرمایه ی اجتماعی قرار دارند و فرصت های کمتری در اختیار آنان قرار می گیرد که در زندگی اجتماعی از آن استفاده می کنند و در بهره گیری از منابع و تحرک شغلی خود موفق شوند.(لين، 2001: 95 به نقل از موحد و همكاران، 1387: 164)

همبستگی های معناداری میان ابعاد سرمایه ی اجتماعی و میزان مشارکت سیاسی[31] زنان بالاي هجده سال مشاهده شده است. (موحد و همكاران، 1387: 161) كه درآن مشاركت سياسي به معني «تمایل هر فرد به درگیر شدن در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی»(راش، 1383: 123) يا «شرکت در فرآیندهای سیاسی که به گزینش رهبران سیاسی می انجامد و سیاست عمومی را تعیین می کند و یا بر آن اثر می گذارد» (ابرکرامبی و دیگران، 1367: 286) تعريف شده است. پس مشارکت سیاسی، اولاً، یک کنش اجتماعی است؛ ثانیاً، به شکلی داوطلبانه اعمال می گردد؛ ثالثاً، با موقعیت اجتماعی افراد ارتباط نزدیک دارد.(موحد، 1382: 6) در زمانی که مناصب حساس اجتماعی تنها به مردان سپرده شود، مردسالاري[32] به منصه ی ظهور می رسد. (ساروخاني، 1370: 26) که به نوعی شكاف جنسيتي[33] دامن مي زند و سطح روا بط اجتماعی زنان را به نفع مردان پایین می آورد و بخش قابل توجهی از جمعیت هر کشور که نقشی به سزا در توسعه ی همه جانبه ایفا می کنند، همواره از توزیع ناعادلانه ی فرصت ها و منابع، بالاخص در کشورهای جهان سوم، محروم مي مانند.

درصد بالایی از زنان (69%)در ابعاد مختلف سرمایه ی اجتماعی (برون گروهی، درون گروهی و میزان ارتباطات اجتماعی و سرمایه ی اجتماعی ارتباطی) درسطح متوسط می باشند و سرمایه ی اجتماعي آنان بر روی آوردن ایشان به فعالیت های سیاسی مؤثر است و جالب اينكه افرادی که سرمایه ی اجتماعی بیشتری داشته اند، انتظارات بیشتری از مشارکت سیاسی داشته اند، که به دلیل عدم برآورده شدن این انتظارات نگرش منفی تری نسبت به مشارکت سیاسی پیدا کرد ه اند.(موحد و همكاران، 1387: 186)

جمع بندي

ابتدا به انواع سرمايه (مادي، انساني، فرهنگي، اجتماعي) اشاره كرديم و سپس ضمن ارائه ي تعاريف متعدد از سرمايه اجتماعي(پاتنام، فوكوياما، كولمن، بورديو…) و ذكر انواع (شناختي، ساختاري، درون گروهي، برون گروهي) و شاخص هاي متعدد آن، به بررسي نقش، ارتباط و نمود موثر و مهم اختاپوس وار آن در حوزه هاي مختلف زندگي بشري (مدارا، خانواده، زنان، سلامت رواني، شادماني و رضايت از زندگي، جرم و بزهكاري، رفاه و…)پرداخته ايم. نظرمان بر اين است كه هرچه ميزان سرمايه ي اجتماعي (اعتماد و مشاركت و همبستگي مردم با هم) بيشتر باشد، هزينه هاي كمتري جهت كنترل مي پردازيم. ميزان مشاركت هاي سياسي- اجتماعي افزايش مي يابد. فرهنگ مردم در زمينه هاي مختلف سلامتي، بهداشتي، همزيستي و ارتباطات بهبود مي يابد و به تبع آن از ميزان بزهكاري ها و شدت آسيب ها و بحران ها(اعتياد، هويت، فرار و…)كاسته مي شود و جامعه به سوي توسعه ي پايدار گام برمي دارد. بهره گيري از تخصص هاي مختلف در جاي خود، مديريت مشاركتي برنامه ريزي شده غيرمتمركز، گسترش روابط مسالمت آميز سياست بين المللي، اشتغال زايي، بهادادن به حقوق قوميت ها و اقليت ها و آزادي مشروع مردم، تبليغ عملي شعائر و اصول ديني از جمله راهكارهاي ارتقاي سرمايه ي اجتماعي مي باشند.

 منابع

- ابرکرامبی، نیکلاس؛ هیل، استفان؛ ترنر، برایان اس(1367) فرهنگجامعهشناسی، ترجمه ی حسن پویان، تهران : انتشارات چاپخش.

- اجتهادي مصطفي، سرمايه اجتماعي، پژوهشنامه علوم انساني بهار 1386، ويژه نامه جامعه شناسي:74، 1-12.

- اميري، ميثم و رحماني، تيمور، بررسيآثارسرمايهاجتماعيدرونوبرونگروهيبررشد اقتصادياستانهايايران، دو فصلنامه علمي- پژوهشي جستارهاي اقتصادي، سال سوم، شماره ششم، پاييز و زمستان 1385.

- ايمان محمدتقي، مرادي گل مراد، حسيني رودباركي سكينه، بررسي تطبيقي سرمايه اجتماعي و سلامت رواني دانشجويان غير بومي دانشگاههايتهران و شيراز، فصلنامه رفاه اجتماعي ، 1387، 8، شماره 30 و31، 143-169.

- باستاني سوسن؛ بررسي سرمايه اجتماعي شبكه در 10 محله تهران: بررسي جايگاه روابط محلي درشبكه هاي اجتماعي، مجله مطالعات اجتماعي ايران ، 1387، 4، پياپي 4- ويژه نامه شهر و محله، 55-74.

- بورديو، پير( ۱۳۸۴ )، شكلهايسرمايه، گردآورنده كيان تاجبخش، ترجمه افشين خاكبا ز و حسن پويان، انتشارات شيرازه، تهران.

- پاتنام، رابرت( ۱۳۸۰ )، دموكراسيوسنتهايمدني، ترجمه محمدتقي دلفروز، انتشارات روزنامه سلام، تهران.

- پاتنام، رابرت و... ( ۱۳۸۴ )سرمايهاجتماعي،اعتماد،دموکراسيوتوسعه، گردآورنده کيان تاجبخش، ترجمه افشين خاکباز و حسن پويان، انتشارات شيرازه، تهران.

- تاجبخش، کيان ( ۱۳۸۲)، سرمايهاجتماعيومشارکتدرشوراهادراستانفارس،معاونت امور اجتماعي و شوراهاي وزارت کشور.

- توسلی، غلامعباس(1384):سرمایه ی اجتماعی، ثروت نامرئی، نشریه حیات نو اقتصادی

- چلبي مسعود،موسوي سيدمحسن،بررسي جامعه شناختي عوامل موثر بر شادماني در سطوح خرد و كلان، جامعه شناسي ايران،1387،9،شماره 1 و2، 34

- خواجه دادي اشكان، شريفيان ثاني مريم، شياني مليحه،كريملو مسعود، رابطه سرمايه اجتماعي و سلامت مادران، رفاه اجتماعي پاييز و زمستان1387، دوره 8، شماره 49، 83-102.

- دادگر يداله، نجفي محمدباقر؛ سرمايه اجتماعي و بازتوليد آن در عصر پيامبر اسلام، اقتصاد اسلامي زمستان 1385، دوره 6، شماره 60، 13-38.

- راش، مایکل(1383) جامعهوسیاست(مقدمهایبرجامعهشناسیسیاسی) ترجمه ی: منوچهر صبوری، چاپ سوم، تهران : انتشارات سمت.

- زاهدي محمدجواد،شياني مليحه،علي پور پروين،رابطه سرمايه اجتماعي با رفاه اجتماعي،فصلنامه رفاه اجتماعي،سال 1388،دوره 9،شماره32،105

- ساروخانی، باقر ( 1370 ) درآمدیبردایرهالمعارفعلوماجتماعی ، چاپ اول ، تهران : سازمان انتشارات کیهان.

- سعادت،رحمان( 1386) برآوردروندسرمايهاجتماعيدرايران(بااستفادهازروشفازي)، سايت جهاددانشگاهي.

- سوري، علي(1384)، « سرمايهاجتماعيوعملكرداقتصادي »، مجله تحقيقات اقتصادي، شماره69، 87- 108.

- سياهپوش امير،فرا تحليل مطالعات سرمايه اجتماعي در ايران،راهبرد فرهنگ،پاييز 1387، دوره اول، شماره 3، 99-124.

- شارعپور، محمود(1379) سرمايهاجتماعيدرحالفرسايشاست،كتاب ماه علوم اجتماعي، مهر و آبان ماه، صص 15- 17.

- عليوردي نيا، اكبر؛ شارعپور، محمود و  مهدي ورمزيار(1387) سرمايهاجتماعيخانوادهوبزهكاري، پژوهش زنان، دورة 2، شماره6، 132-107.

- فداكار داوراني محمدمهدي، قنات و سرمايه اجتماعي، برنامه ريزي رفاه و توسعه اجتماعي زمستان 1388، دوره 1، شماره 1، 149-179

- فوكوياما، فرانسيس ( ۱۳۷۹ )، پاياننظمسرمايهاجتماعيوحفظآن، ترجمه غلامعباس توسلي ، جامعه ايرانيان، تهران.

- کلمن ، جيمز ( ۱۳۷۷ )، بنيادهاينظريهاجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري، نشر ني، تهران.

- كواراسوس، ويليام سي(1345)بزهكارينوجوانانمسئلهايبرايدنيايمدرن، ترجمه: جعفر نجفيزند، تهران: نشر سازمان يونسكو ،چاپ اول.

- ماجدي سيدمسعود، لهسايي زاده عبدالعلي، بررسي رابطه بين متغيرهاي زمينه اي، سرمايه اجتماعي و رضايت از كيفيت زندگي: مطالعه موردي در روستاهاي استان فارس، فصلنامه روستا و توسعه، 1385، 9، شماره 4، 91-135.

- موحد مجد، مجید(1382) مشارکتسیاسیزنانوعواملمؤثربرآن، مطالعات زنان، سال اول، شماره ی دوم، زمستان 1382،22-3

- ناطق پور محمدجواد،فيروزآبادي سيداحمد، شكل گيري سرمايه اجتماعي و فرا تحليل عوامل موثر بر آن،نامه علوم اجتماعي، 1385،پياپي 28، 160

- نصراصفهاني، علي،انصاري، محمداسماعيل،شائمي برزكي علي،آقاحسيني حسيني، بررسي تحمل و مدارا به عنوان يکي از اجزاي سرمايه اجتماعي با تکيه بر ديدگاهسعدي، فصلنامه Top of Formمطالعات ملي، 1388، دوره 10، شماره 4، 40.

- Bourdieu, P. 1986, The forms of capital, in: J.G. Richardson (ed.): Handbook for Theory and Research for the Sociology of Education, pp. 241 – 258

- Coleman, J. S., 1990, Social capital in the creation of human capital, American Journal of Sociology, 94, S95-S120

- Flora, C.B. and J.L. Flora. 1995. The Past and Future: Social Contract, Social Policy and Social Capital. In Increasing Understanding of Public Problems and Policies, edited by S.A. Halbrook and C.E. Merry, pp. 53-64. Oak Brook, Illinois: Farm Foundation.

- Kawachi, I., Kenneedy, B.P., 1997, Health and social cohesion: why care about income inequality / British Medical Journal 314, 1037-1040

-Baker WE. (1990), “Market networks and corporate behavior”,Am. J. , Social, No: 96, PP:589 -625

-Beugelsdijk, Sjoerd;, Smulders, Sjak (2003), Bridging and Bonding Social Capital: which type is good for economic growth?, ERSA.

-Fukuyama, Francis (1999), “Social Capital and Civil society ”, IMF conferences on second Generation Reforms, www.IMF.com \base\Prepared for delivery at IMF \social capital and civil society. Htm.

-Inglehart, Ronald (1997), Modernization and post modernization: Cultural, Economic and Political change in 41 societies, Princeton: Princeton university pres.

- Stone, Wendy (2001")Measuring Social Capital: Towards a Theoretically Informed Measurement Framework for Researching Social Capital in Family and Community Life. " Australian Institute of Family Studies Research, Paper No. 24

-Lin, Nan (2001) Social Capital: Theory of Social Capital and action, Cambridge: Cambridge University Press.

-Turner, Jonathan H.(2003) The Structure of Sociological Theory (7th Ed.), University of California, Riverside, U.S.A: Wadsworth, a division of Thompson Learning Inc.


[3] Social Capital

[4] Coleman,1990& Putnam,1993

[5] Economic capital

[6] human capital

[7] culture capital

[8] Social Capital

[9] Kolman , James

[10] Flora and Flora,1995

[11] Bourdieu , Piere

[12] Woolcoch , Michael; Marayan Deepa

[13] Becker, Gary

[14] Linch & Kaplan

[15] Ingelhart

[16] Conflict

[17] trust

[18] Solidarity

[19] participation

[20] Bonding Social Capital

[21] ر.ك اميري، ميثم و رحماني، تيمور، بررسي آثار سرمايه اجتماعي درون و برون گروهي بر رشد اقتصادي استانهاي ايران، دو فصلنامه علمي- پژوهشي جستارهاي اقتصادي، سال سوم، شماره ششم، پاييز و زمستان 1385

[22] Sjoerd Beugelsdijk, Smulders Sjak

[23] Bridging Social Capital

[24] Octopus

[25] - Opportunistic Behavior

[26]  ر.ك دادگر يداله، نجفي محمدباقر؛ سرمايه اجتماعي و بازتوليد آن در عصر پيامبر اسلام، مجله اقتصاد اسلامي زمستان 1385، دوره 6، شماره 60، 13-38

[27] ر.ك فداكارداوراني محمدمهدي، قنات و سرمايه اجتماعي، برنامه ريزي رفاه و توسعه اجتماعي زمستان 1388، دوره 1، شماره 1، 149-179

[28] Social tolerance

[29] Social welfare

[30] Amato

[31] Political Participation

[32] Adhocracy

[33] Gender Gap