این تحقيق با عنوان عوامل مرتبط با حجاب گريزي در ميان دختران و زنان 15 تا 30 سال انجام پذيرفته است. حجاب، يكي از ارزشهاي اصلي جامعه اسلامي است كه تاثيرات مختلفي در زندگي دارد مانند امنيت زنان، آرامش مردها، سلامت جامعه، حفظ ارزشها، كسب رضايت الهي و اجراي احكام ديني. اخيراً جامعه با مشكل بزرگي درين خصوص روبروست كه جوانان زن و مرد جامعه ما تمايلي چندان قوي و مستدل به رعايت حجاب به مثابه وظيفه قانوني و ديني خود ندارند. هدف اصلي تحقيق اين است تا به بررسي ارتباط عوامل اجتماعي با بروز چگونگي و چرايي اين پديده بپردازد. حجاب براي زنان يعني پوشش كامل بدن بجز چهره و دست تا مچ، به صورتي كه پوشش وي تنگ و بدن نما و از نوع لباس مخصوص مردها نباشد. فرضيه هاي تحقيق عبارتند از بررسي رابطه بين جلوه گری و خودابرازی، انگیزه افزون طلبی جنسی، همانند سازی، جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي، تنوع خواهی و مدگرایی، پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده، دگرگوني ارزش‌ها، سن، تحصیلات و جنس از يك طرف بعنوان متغيرهاي پيش بين با حجاب گريزي بعنوان متغير ملاك. روش تحقيق آن پيمايش از نوع همبستگي است. داده ها و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از حجم نمونه 375 نفري، با نمونه گيري تصادفي ساده، گرداوري شده و با آزمون هاي آماري تحليل واريانس، t- test، آزمون تعقيبي LSD تفاوت ميانگين ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته اند. با بهره گيري از نظريه هاي شخصیت نمایشی، تاخر وشکاف فرهنگی، پدیدار شناسی متزا، هویت يابي و چرخش ارزش ها و کنترل اجتماعی، ده متغير فوق الذکر در خصوص حجاب گريزي، مورد بررسي قرار گرفته اند كه درين ميان تنها همبستگي بين پايگاه خانوادگي و حجاب گريزي تائيد نگرديد.
كليدواژه: حجاب گريزي، مدگرايي، جلوه گري، كمبود اجتماعي، دگرگوني ارزش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


لطفا در صورت استفاده از این مطلب به صورت زیر منبع را ذکر فرمایید.
 - عزیزی، رضا؛ فخرایی، سیروس؛ ظروفی، مجید(1391) عوامل مرتبط با حجاب گريزي در ميان دختران و زنان 15 تا 30 سال شهر بوكان، پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز  

 

فصل اول (کلیات تحقیق)
مقدّمه
ارزش ها به عنوان عناصر اصلی سازمان فرهنگی جامعه در گذر زمان و در تقابل با جریانات نوین جهان معاصر به ویژه ظهور قدرت رسانه های جمعی، جهانی شدن، وجود شبکه های اجتماعی اینترنتی و... دستخوش تغییرات سریع می باشند و این بر اهمیت طبقه بندی ارزش ها حسب اولویت و صیانت کارشناسانه از اصول و رسوم مهم تر می افزاید. در هر جامعه ای نیک و بد ، زیبا و زشت ، شرافتمندانه و ننگ بار و به طور کلی ارزشها معلوم ومعین وجود دارد، ارزشهای اجتماعی به عوامل وعتاصری اطلاق می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده و به صورت واقعیات و اموری در آمده اندکه نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را برآورده می سازند. یکی از این اصول و ارزش ها در جامعه ی مسلمان ایرانی، حجاب است.
مسئله ی حجاب و رعایت یا عدم رعایت آن در کشور اسلامی ایران، با توجه به ابعاد وجوانب مختلف زندگی نوین عصر حاضر، تغییر و چرخش ارزش ها، جوان بودن کشور و کیفیت برنامه های ترویج حجاب و نهادهای مسئول و مرتبط، سبب شده تا در چند سال اخیر به یکی از مهم ترین موضوعات مورد بررسی در رشته های مختلف دانشگاهی به ویژه جامعه شناسی قرار گیرد.
در کشورهای در حال گذرا که دچار تغییر وتحول می شوند در اثر دگرگونیهایی که بوجود می آید سنت ها، آداب و رسوم رو به سستی می گذارند بی آنکه فرهنگ سنتی تثبیت و یا فرهنگ جدید صنعتی کاملاً جذب شود و یا دولت برای بازسازی فرهنگ نو اقدام نماید در نتیجه روند مذکور نوعی گسستگی فرهنگی بوجود می آید . از روی گزارشهای پلیس امنیت اخلاقی و پیشگیری، آنچه در جامعه قابل مشاهده است، و نقطه نظرات و اظهارات جوانان و صاحبنظران می توان فرض کرد که حجاب گریزی به نسبت سال های قبل، بیشتر شده و بر مدگرایی افزوده شده است. در ورای ظاهر حجاب و پوشش، پدیده پیچیده تری وجود دارد که موجب می شود افراد بتوانند تغییر وضعیت پوشش زنان و تغییر سبک حجاب در بعد اجتماعی را بدون توجه به ابعاد معنوی و مفاهیم مذهبی مانند (ظاهر، باطن محرم، نامحرم خصوصی، عمومی و...)  بررسی نمایند.
کسانی که حجاب را صرفاً از بعد مذهبی مطالعه می کنند، نمی توانند عدم پذیرش حجاب نزد برخی دیگر را دریابند، در مقابل، زنانی که خود را مسلمان می دانند، ولی حجاب را امری نسبی می بینند، موضع «لاادری» خواهند داشت. از این رو، جهت شناخت ابعاد و تأثیرات اجتماعی و مبانی مذهبی حجاب، باید آن را به مثابه یک نظام اجتماعی اعتقادی تلقی کرده و زیر مجموعه های فرهنگی پوشش و حجاب و کارکرد اجتماعی آن را، در قالب مکتب اسلام و درون جامعه اسلامی درک کرد. بنابراین نگارنده سعی می کند این مسئله را در قالب پایان نامه ای تحقیقاتی مورد بررسی و مداقه قرار دهد .
  1-1- بیان مسأله الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، بیش از آن که از شرایط اقلیمی، موقعیت تمدنی، اوضاع اقتصادی، نظام سیاسی، موقعیت سنی، جنسی و شغلی افراد، خواسته های شخصی و زیباشناختی افراد اثر بپذیرد، از ساختار باورها، ارزش ها، هنجارها، ایدئولوژی ها، الگوها، آداب و عادت ها و سلیقه های گروهی اثر می پذیرد. لباس، نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی، شکل می یابد.
«یکی از اين هنجارهای کهن و سنت های ملی و دینی دیر پای جامعه ایران اسلامی، سنت حجاب و پوشش کامل زنان هنگام حضور در اجتماع است. این هنجار در منطق دین، طیف گسترده ای از رفتارهای مختلف از پوشش کامل اندام به استثنای مواضع خاص گرفته تا شیوه گفتار، نگاه، راه رفتن، استفاده از زیورآلات، آرایش کردن و کاربرد مواد خوش بوکننده را دربرمی گیرد. افزون بر آن، به برخی امور حاشیه ای هم چون نوع دوخت، جنس لباس، رنگ و تناسب لباس با سن فرد نیز ارتباط می یابد. از این رو، حجاب کامل به معنای رعایت دقیق این مجموعه، متناسب با عرف اجتماعی و نقض کامل آن نشانه بی حجابی است. ( Akbari B. 1991: 21)

 تحقيقات پيشين نشان داده كه رعايت حجاب اسلامي با سن، آگاهي، تحصيلات، درآمد همسر، محل تولد، اصرار همسر و پدر، اعتقادات مذهبي والدين، روابط گرم و صميمانه والدين با يكديگر، سطح معلومات مادر و استفاده مادران از چادر رابطه مستقيم و معني دار دارد»( Ibid, 22)
ميزان تحصيلات، بيشتر از اعتقادات مذهبي پدر در رعايت حجاب نقش دارد. تاثير و نفوذ مادران در دختران بيشتراست. « در تحقيقي كه به منظور بررسي تاثير مثبت پوشش در حفظ بهداشت رواني جامعه به عمل آمده است، اين نتيجه به دست آمده که بي توجهي زن نسبت به حجاب و عدم مراعات حد لازم آن در تعاملات اجتماعي، موجب افزايش آستانه ادراکي مرد گرديده و ارزيابي قبلي وي را از جذابيت همسرش تغيير داده و به تشديد اختلافات زناشويي و افزايش طلاق در شرايط يکسان مي انجامد.» (Manteghim M, 2001: 142)
ویل دورانت معتقد است حجاب از ایرانیان به مسلمانان رسید و مي نويسد:«ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام بود» (دورانت، 1374: 112 ) البته بايد اذعان داشت كه ارتباط ایرانیان با عرب‌ها در سال‌های پس ار رحلت پیامبر اتفاق افتاد یعنی پس از فتح ایران در زمان خلیفه‌دوم به سال شانزدهم هجری. ولی آیات حجاب که در قرآن نازل شده و احادیثی که از رسول خدا در این زمینه نقل شده همه مقدم بر آن است، زیرا آیات حجاب در سال پنجم هجری نازل شد. (بصري، 176) اما در هر صورت، بعد از انقلاب، حجاب، علاوه بر رنگ سنتي، آهنگ حکومتي هم به خود گرفته است. به اين دليل است که وقتی خارج از مرز حکومت قرار گرفتیم دیگر نیازی به اطاعت از آن نمي بينيم ویا اگر خود حاکمیت کاری به نظارت بر آن نداشت، ما هم دلیلی نخواهیم داشت که به اوامر حکومت گردن بنهیم.
اگر می‌خواهیم دختران و زنان جامعه از حجاب نگريزند:
اول باید حجاب را امری دینی و نه سنتی معرفی کنیم و این مطلب مورد پذیرش مردم قرار گیرد.
دوم حکومت از سر حجاب دست بردارد. چرا كه فایده حجاب غیردینی امنیت روانی بیشتر جامعه است به شرطي كه خود اين امر مخل امنيت رواني عمومي نشود. نمونه بارز اختلاط اندیشه دینی با فرهنگ عمومی، همين مسئله حجاب است. در این مسئله توصیه‌های دینی با واقعیت‌های اجتماعی گره خورده است. از این رو، در این زمینه آراء متناقص عرضه شده است. برخی آن را واجب دینی می‌انگارند و گروهی دیگر آن را شعار سیاسی قلمداد می‌کنند.(العشماوي، 1422: 6)
مسئله ي ما و منظور ما همان حجاب به معناي ديني يعني حجاب اسلامي مورد نظر قرآن و احاديث است. با توجه به مسائل مربوط به جهاني شدن، گسترش انديشه هاي غيراسلامي، فراگيرشدن برنامه هاي ماهواره اي و انترنت، شكاف نسلي و بحران هويت موجود، مسئله ي حجاب گريزي امري واقعي و واقعيتي موجود است. عوامل متعدد اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، روان شناختي و… بر بروز اين پديده در جامعه ي كنوني ما نقش داشته و دارند.
نوآوري اين تحقيق دراين امر است كه بيشتر تحقيقات دانشگاهي تاكنون در خصوص مدگرايي و حجاب و سنجش ميزان و نوع آن بوده است و تاكنون در قالب پايان نامه به صورت تخصصي و همه جانبه به قضيه ي عكس آن يعني دلايل اجتماعي- فرهنگي مرتبط با گريز از حجاب و رعايت نكردن آن و گرايش به سمت پوشش هاي غيراسلامي، پرداخته نشده است.
اکنون سوال اساسی این است که چه عوامل اجتماعی- فرهنگی باعث می شوند که خانمی در سن 15 تا 30 سال به فریضه ی مهمی به نام حجاب بی اعتنا باشد و از آن بگریزد و به سمت پوشش های غیر اسلامی که رواج یافته اند، گرایش یابد؟ این عوامل کدامند؟ و هر کدام به چه میزانی و چگونه بر این مسئله موثر و دخیل اند؟
در راستای جریان تحقیق و فرضیه سازی، عمده ترين عوامل اجتماعي- فرهنگي مرتبط با حجاب گريزي كه مدنظرند عبارتند از
همانند سازی و تشبه،
جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي،
پايگاه اقتصادي خانواده،
جلوه گری و خودابرازي،
انگیزه افزون طلبی جنسی،
دگرگوني ارزش‌ها،
تنوع خواهی و مدگرایی.
اين تحقيق در سطح شهر بوكان، به سال 1391-1390 بين دختران و زنان 15 تا 30 سال، انجام مي پذيرد .
  1-2- ضرورت و اهميّت موضوع
ابتدا به برخي عواقب شوم و منفي رعايت نكردن حجاب اسلامي مي پردازيم و سپس با اشاره به برخي تحقيقات و نتايج علمي به بيان استدلال خود در خصوص اهميت و ضرورت انجام اين تحقيق پرداخته مي شود. مبرهن است كه احيا و ترويج ارزش هاي اسلامي شرط لازم براي حاکميت شريعت اسلام در نظام جمهوري اسلامي است. دين اسلام، براي زندگي انسانها در بعد مادي و معنوي دستورات و الگوهايي ارايه داده است تا در پرتو بهره گيري از آنها بتوانند در مسير سازندگي و تکامل خويش گام برداشته و سعادت دنيا و آخرت را به دست آورند. موضوع پوشش زنان يا به تعبير مصطلح "حجاب" که در همه جوامع بشري ريشه دارد، از دستورالعملهاي اصلي دين اسلام است. قرآن کريم در اين باره ميفرمايد:«به زنان با ايمان بگو، ديدگان خود را از نامحرم فرو ببندند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آنچه نمايان است مانند دست و صورت آشكار نسازند، و بايد روسري هاي خود را بر سينه هاي خويش فرو اندازند و زينت و آرايش خود را آشكار نكنند.» (آقاياني چاوشي و همكاران، 1389: 81-77)
حکم وجوب پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم، از احکامي است که مورد اتفاق و اجماع همه علماي اسلام است.( Kalantari AA. Jurisprudence, and women cover. Qom: Islamic Development Publication; 2004)
اگر چه نقل قولهايی در مورد مقدار پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم مطرح شده است، اما وجوب پوشانيدن همه بدن به جز چهره و دو دست حکمي است که اکثر فقهای اسلام نسبت به آن اتفاق نظر دارند.(Haddad Adel, 1995: 2)
حجاب زنان به چادر منحصر نمي شود؛ اما چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي است و هيچ منافاتي با فعاليتهاي زنان مسلمان در مسايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي ندارد. حجاب، براي بانوان پيرو قرآن و عترت دژي استوار است که آنان را از خطر نفوذ فرهنگ بيگانه مصون داشته و اگر دشمن بتواند بر چنين سنگر مهمي فايق آيد به بخش عمده اهداف خود دست پيدا کرده است. مطالعاتي كه درباره نوع پوشش بانوان از ايران باستان تا قرون اخير در دست است بيانگر توجه به پوشيدگي زنان و استفاده از لباسهاي بلند و گشاد است.(Chitsaz, 1995: 78) 
در جامعه بسته ای که بنا به دلایل اقتصادی و سیاسی، سن ازدواج و طلاق افزایش چشمگیری دارد و راهی برای ارضاء طبیعی و قانونی و اخلاقی جوانان نیست، بدحجابی به بی حیایی، بی حیایی به برهنگی، و برهنگی، به هرزه گی و لذت جویی و عشرت طلبی ختم می شود، و در این میان بازنده بزرگ؛ دختران و زنان نا آگاه و بی دفاعی هستند، که بسیار زود زیبایی و سلامت و طراوت و زندگی و هستی خود را خیلی ارزان و راحت، و به خاطر هیچ از دست می دهند. بدحجابی اینک یک فرهنگ است، فرهنگی که قسمتی از حجاب را کنار گذاشته و بصورت نیمه پنهان و با جذابیتی خاص وارد جامعه و بازار شده است. بدحجابی موجود امروز در جامعه، نوعی اعتراض شفاف و فریاد خاموشی علیه وعده ها و شعارهای تحقق نیافته است.» (شوق الشعراء، 1385) 
اسلام با توجه به ساختار وجودي و فطري انسان، مهم ترين تضمين کننده شخصيت زن را حفظ پوشش و حجاب مي داند.(Kohi, 2007: 43)
در همه اديان، به مسأله عفاف و حجاب توجه شده، اما هميشه افراط و تفريط هايي نيز وجود داشته است. اسلام واضع قانون حجاب نيست؛ بلکه آن را قانونمند و متعادل نموده تا با روحيه و سرشت انساني زن سازگار باشد. حجاب، حفاظي براي آسيب هاي اجتماعي و رواني است. نوع آفرينش زن باعث شد تا خداوند براي حراست و حفاظت او از دسترس بيگانگان، تدبيري بيانديشد که آن، داشتن سيماي حجاب است؛ يعني حضور در لباسي که به مدد آن بتوان بدون آسيب، به انجام وظايف ديني، اجتماعي و علمي خود پرداخت. دلايل عقلي و توصيه هاي ديني بسياري، درباره فوايد حجاب وجود دارد که امنيت اجتماعي، سلامت رواني و بهداشت جسمي و نيز استحکام بنيان خانواده از آن جمله است. رعايت حجاب، ضمن حفظ سلامت اخلاقي و شخصيتي زن، احتمالا به وي نقش دفاعي در برابر آسيب هاي فردي و اجتماعي مي دهد.(Masomi, R, 2009: 10)
از مسائلي که ممكن است سلامت فرد و جامعه را تهديد كند و اثرات آسيب زايي بر فرهنگ، اخلاق، اعتقادات و امنيت جامعه داشته باشد، عدم رعايت حجاب است. آثار و پيامدهاي فرهنگي بي حجابي عبارتند از: -وازدگي در برابر فرهنگ بيگانه: فرآيند بي حجابي، مقدمه هنجارشكني و جايگزين ساختن هنجارهاي مورد نظر فرهنگ مهاجم و زمينه ساز احساس بيگانگي در برابر فرهنگ خودي و پذيرش تهاجم فرهنگي است.
 -گسترش فساد: در جامعه اي که حجاب ارزش تلقي شود، زن پايه هاي اين ارزش را از رفتار و کردار خود، به باور خويش سرايت مي دهد و نه تنها زنان بلکه مردان نيز متوجه اين ارزش خواهند شد و جامعه را به سوي سلامت و ارزش هاي واقعي سوق خواهند داد. اما اگر زن، حجاب را رعايت نكند ممكن است، خود و اجتماع را به فساد، تباهي و ضدارزش ها سوق دهد.
 - تضعيف اعتقادات و تقيدات ديني درجامعه: جامعه اي که در سطح بالايي از باورهاي ديني باشد، در برابر بسياري از آسيب ها مصون مي ماند. بي حجابي، نشانه پايبند نبودن و بي مبالاتي فرد نسبت به احکام و اعتقادات اسلامي است. (احمدي و همكاران، 1389: 102- 97)
پيامدهاي اجتماعي حجاب گريزي عبارتند از:
 - بروز ناامني: در جامعه اي که بي حجابي رواج پيدا کند، چشم و همچشمي ها و ارايه هر چه بهتر زينت آرايي، تمامي نخواهد داشت و برخي از کجروي هاي اجتماعي نظير مدگرايي، خشونت هاي خياباني، ناهمنوايي اجتماعي و آزارهاي جنسي گسترش خواهد يافت و بي حجابي ارزش هاي راستين دختران و زنان را تحت الشعاع ظاهر جنسيشان قرار مي دهد.
 - برهم زدن نظم روابط جنسي: پوشش و حجاب زمينه بروز بزهکاري هاي جنسي را به حداقل مي رساند و اعضاي جامعه را به سمت تشکيل خانواده و روابط جنسي و عاطفي قاعده مند سوق مي دهد. حجاب باعث مي شود فاصله هاي اجتماعي محفوظ بماند و تعاملات قاعده دار و معني دار شود. - افزايش آزارجنسي: زنان و دختران بي حجاب، به مردان وجوانان بزهکار اجازه مي دهند تا به حريم آنان تجاوز کنند و آنها را مورد بهره برداري خود قرار دهند.
 - اختلالات جسماني: حجاب ممكن است، زمينه فساد را که عامل اصلي بيماري هاي مقاربتي است از بين ببرد يا كاهش دهد و از اين طريق نقش خود را در سلامت جسماني افراد جامعه ايفا کند. ايدز، بيماري عصر حاضر است که يك راه انتقال آن، فساد و بي بند و باري در روابط جنسي است(Islamic Research Institute. Conference proceedings of the veil, chastity and family bonds. Qom: Zamzam, Publication; 2008)
آسيب هاي رواني:
از آثار ديگر بدحجابي مي توان به تعارضات رواني اشاره كرد؛ تعارض فردي، خانوادگي و اجتماعي بين افراد، با ضعف حجاب قابل تصور است.
-تزلزل بنيان خانواده: براي ثبات خانواده، عفت و حجاب خانوادگي، مهمترين عامل به شمار مي آيد. اگر زن لذت جنسي و خودنمايي هاي خود را از محيط خانوادگي به بيرون بکشاند، چشم ها به سوي او نشانه مي روند و او ديگر از نگاه هاي شوهر لذت نمي برد و اين امر در مورد شوهر نيز صدق مي کند. بررسي ها نشان مي دهد که افزايش بدحجابي، باعث بالا رفتن آمار طلاق، هوس مداري، چشم چراني و مقايسه همسر با ديگران مي شود. (احمدي و همكاران، 1389: 102- 97) 
از آن جايي که، حجاب نوعي رفتار تلقي مي شود و از ديدگاه جامعه شناسي و روانشناسي، جامعه پذيري آن تحت تاثير عوامل مختلفي مانند خانواده، همسالان، نهاد هاي اجتماعي و ارتباطي صورت مي گيرد؛ لذا، بدکارکردي آن، مي تواند منجر به آسيب پذيري فرآيند حجاب در سطح جامعه شود. اما علي رغم نقش محوري حجاب در پيشگيري از بروز و گسترش آسيب پذيري ها، تحقيقات ميداني کمتري در اين حوزه انجام شده است. در پژوهشي نشان داده شده است كه کارکردهاي مهم حجاب از ديد زنان مسلمان ايالات متحده، عامل هاي هويت ديني، کنترل رفتار، ايجاد ارتباطات نزديک خانوادگي، قابليت احترام بيشتر و ايجاد آزادي هستند.(Anderson, DR, 2007: 294- 319)
امروزه زنان مسلمان ايالات متحده، حجاب را به عنوان هويت مذهبي و اجتماعي خود پذيرفته اند. يکي از اهداف آنها براي پوشيدن حجاب، انتقاد به فرهنگ رايج فردگرايي، مادي گرايي و بي بندوباري جنسي در ايالات متحده است.(Rhys, H. Vash, W. Vashi, G., 2007: 269- 287)
پژوهشي در بين دختران بنگلادشي نشان داد، دختراني که لباس هاي سنتي و مذهبي را بر لباسهاي غربي ترجيح مي دهند، کمتر مستعد مشکلات رواني در زندگي آينده هستند. پوشش، مولفه لازم در هويت فردي است و نوع پوشش انتخابي توسط دختران، اثرات دراز مدتي بر بهزيستي آنها دارد. ( Bhui K، Khatib Y، Viner R، Klineberg E، Clark C، Head J، et al، 2008، 435-41)
تحقيق انجام شده روي ۳۸۴ دانشجو نشان داد که ۸۳%، حجاب را موجب امنيت و سلامت جامعه دانسته اند.(Ababour, Z, 2007: 92)
بنابراين توضيحات، انجام اين تحقيق با استناد به عواقب و اثرات مخرب حجاب گريزي در جامعه، مي تواند به صورت علمي و روش شناسانه به مطالعه ي اين پديده بپردازد و راهكارهاي عملياتي و پيشنهادات كاربردي ارائه دهد. نگارنده معتقد است كه سرپوش گذاشتن و مسكوت نمودن كجروي ها و مشكلات جامعه راه حل مناسب آنها نيست، بلكه بهتر است به صورت علمي و برنامه ريزي شده به كندو كاو در مورد آنها پرداخته شود و اين نيز يكي ديگر از دلايل اهميت و ضرورت انجام اين تحقيق مي باشد .
1-3- اهداف تحقیق
 1-3-1- هدف کلی بررسی عوامل مرتبط با حجاب گريزي در ميان دختران و زنان 15 تا 30 سال شهر بوكان .
1-3-2- اهداف جزئی
-تعيين نقش جلوه گری و خودابرازی دختران و زنان در حجاب گريزي
 -تعيين نقش انگیزه افزون طلبی جنسی دختران و زنان در حجاب گريزي
 -تعيين نقش همانند سازی و تشبه دختران و زنان در حجاب گريزي.
 -تعيين نقش جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي دختران و زنان در حجاب گريزي.
-تعيين نقش تنوع خواهی و مدگرایی دختران و زنان در حجاب گريزي.
-تعيين نقش پايگاه اقتصادي خانواده دختران و زنان در حجاب گريزي.
- تعیین نقش دگرگوني ارزش‌های دختران و زنان در حجاب گريزي.
-تعیین نقش سن دختران و زنان در حجاب گريزي .
-تعیین میزان حجاب گریزی با توجه به تحصیلات زنان ودختران .
-تعیین میزان حجاب گریزی با توجه به وضعيت تاهل يا تجرد متفاوت
1-4- فرضیه هاي تحقيق
-بین جلوه گری و خودابرازی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد.
-بین انگیزه افزون طلبی جنسی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد.
-
بین همانند سازی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد

-  بین جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد
-بین تنوع خواهی و مدگرایی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد .
-بین پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد.
-بین دگرگوني ارزش‌های دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد .
- با افزایش سن دختران و زنان از میزان حجاب گريزي آنان کاسته می شود .
-حجاب گریزی با توجه به تحصیلات متفاوت است .
-حجاب گریزی با توجه به وضعيت تاهل يا تجرد متفاوت است .

فصل آخر (جمع بندی، بحث و نتیجه گیری) و منابع
  5-1- بحث و بررسی
در طول انجام اين تحقيق، مسئله ي ما و منظور ما حجاب به معناي ديني يعني حجاب اسلامي مورد نظر قرآن و احاديث بود. با توجه به مسائل مربوط به جهاني شدن، گسترش انديشه هاي غيراسلامي، فراگيرشدن برنامه هاي ماهواره اي و انترنت، شكاف نسلي و بحران هويت موجود، مسئله ي حجاب گريزي امري واقعي و واقعيتي موجود است.  عوامل متعدد اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، روان شناختي و… بر بروز اين پديده در جامعه ي كنوني ما نقش داشته و دارند. دين اسلام هم، براي زندگي انسانها در بعد مادي و معنوي دستورات و الگوهايي ارايه داده است تا معتقدان، در پرتو بهره گيري از آنها بتوانند در مسير سازندگي و تکامل خويش گام برداشته و سعادت دنيا و آخرت را به دست آورند.
از آثار و پيامدهاي فرهنگي بي حجابي به  وازدگي در برابر فرهنگ بيگانه، گسترش فساد، تضعيف اعتقادات و تقيدات ديني درجامعه اشاره شد و از پيامدهاي اجتماعي نيز مي توان بروز ناامني، برهم زدن نظم روابط جنسي، افزايش آزارجنسي، اختلالات جسماني، آسيب هاي رواني و حتي تزلزل بنيان خانواده را برشمرد. بلحاظ تئوريكي جامعه شناسان دلائل مختلفي را از ابتدا تاكنون دربارة انحراف و کجروی ها و هنجارشکنی ها و حتی قانون گريزي های افراد در جامعه مطرح كرده اند.
عمده اين نظريه ها را مي توان در دو پارادايم اثباتگرا و پاراديم برساختگرا دسته بندي كرد.(صديق سروستاني،1383)
بنابراين نظريه هاي حجاب گريزي را به سه دسته نظريه هاي كلي فردگرا، جامعه گرا و تلفيقي تقسيم كرديم كه عبارت اند از
اختلال شخصیت نمایشی ،
تاخّر و شكاف فرهنگي،
پديدارشناسي ديويد متزا،
بحران هويت،
تنوع خواهي و مدگرايي،
چرخش ارزش ها و كنترل اجتماعي.
محقق، ده فرضيه را به ترتيب زير ازين نظريه ها استخراج و استنباط نموده است.
از شخصیت نمایشی و اختلال در آن، فرضيه جلوه گری و خودابرازی؛
از تاخر وشکاف فرهنگی، فرضيه پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده؛
از پدیدار شناسی متزا، فرضيه جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي؛
از بحران هویت و تنوع خواهی، فرضيه هاي تنوع خواهی و مدگرایی ؛ همانند سازی و تشبه؛
از چرخش ارزش ها و کنترل اجتماعی هم فرضيه دگرگوني و چرخش ارزش‌ها استنباط شده است.
جهت مطالعه و بررسي اين متغيرها و تعيين فرجام فرضيه ها، روش‌تحقيق‌ت‍وص‍ی‍ف‍ی‌- ت‍حل‍ی‍ل‍ی‌از ن‍وع‌پ‍ی‍م‍ای‍ش‍ی‌ به اجرا درآمد و  به ارتباط بين متغيرهاي مستقل و وابسته  در  جامعه آماري دختران  و زنان 15 تا 30 ساله شهر بوكان (كه طبق آمار و گزارش رسمي فرمانداري شهرستان بوكان (بخش امور اجتماعي) 17800 نفر در سال 1390 مي باشند) پرداخته شد.
جهت تعيين حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده (375 نفر با فرمول كوكران) استفاده گرديده است. 
بلحاظ نظري، افراد مبتلا به اختلالات شخصيتي و هويتي، خواهان جلب توجه دیگران نسبت به خود در حد بسيار زيادي هستند. رفتارهای جلب توجه کننده و عواطف و هیجانات فزاینده ولی سطحی و کم عمقی بروز می‌دهند. این افراد به منظور جلب توجه، همیشه در حال «نقش بازی کردن» هستند. اعتقادات، عقاید و خلق و خوی ناپایدار و زودگذر دارند و همچنین خیلی تاثیرپذیر و دنباله روی هوی و هوس هستند. معمولاً به منظور جلب توجه و اعتبار، به دیگران به عنوان شاهد بروز عواطف و هیجاناتشان نیاز دارند. يافته هاي تحقيق نيز مويد اين مسئله بوده است. علاوه بر اين فرهنگ هر جامعه تحت اقدام و تاثیر مدیریت غالب فرهنگ و مدیران امور فرهنگی به طور نسبی تحقّق موضوعاتی را می پذیرد که دارای هندسه ی خاصی است و اساس جامعه پذیری بر این واقعیت استوار است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط و درون ریزی مجموعه ای از باورها، نگرش ها، ارزش ها، خواسته ها، آرمان ها، هدف ها، رسوم، قواعد و هنجارها از طریق کارگزاران ویژه هم چون خانواده، گروه های دوستی، محیط های آموزشی، وسایل ارتباط جمعی، محیط های کاری، مطبوعات، کانون های مذهبی و مانند آن، به تدریج به انسانی بالفعل تبدیل می شود.
شکاف فرهنگی می تواند ماحصل تسریع انواع مبادلات فرهنگی فارغ از ظرفیت هایی پذیرایی جامعه، یا دگرگونی های سریع درانتقال های موجود در اجتماع درابعاد فنی و تکنولوژیک و یا تحولات و تغییرات برون جوش در ظرف فرهنگ و اجتماع باشد. همين شكاف سبب مي شود تا نگرش ها  و ارزش ها تغيير يابند و از نسلي به نسل ديگر متفاوت جلوه نمايند. نگارنده، بر اين اصل نظري تاكيد داشت و نتايج و يافته ها نيز مويد اين بودند كه يكي از علل حجاب گريزي در جامعه ما همين شكاف فرهنگي و گسست نسل هاست.
البته رفع شکاف فرهنگی می تواند تحت عملیات تعاون در اجتماع برای به اجرا درآوردن مطابقت مورد نیاز بخش مادی و غیرمادی فرهنگ در حوزه ی دریافت فهم و پذیرش عملیات به وقوع بپیوندد و این تعاون می تواند در حوزه های دیگر مربوط به کارکرد ساختار ها و عملکرد افراد ضمن افزایش مشارکت های اجتماعی، اعتماد سازی و افزایش روابط اجتماعی لازم به گسترش انواع سرمایه ها و خاصّه سرمایه های اجتماعی که می تواند در خدمت افراد جامعه باشد، ختم شود. از ديدگاه پديدار شناسي هم، افراد در مورد اعتقاد به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات  معمول، موقعیت متفاوتی دارند.
به طور طبیعی، درجه التزام و هم نوایی را میزان اعتقاد فرد تعیین می کند. به تفسير ذهني كج رفتار از كج رفتاري مي پردازند. از نظر آنان، افراد نسبت به كج رفتاري خود در جامعه آگاهي دارند. يافته هاي تحقيق نشان داد كه حجاب گريزان، خود مي دانستند كه چه مي كنند و چرا اينكار را مي كنند؟ بنابراين مي توان استدلال كرد كه اين خودآگاهي، شخص حجاب گريز را به ورطه اي ديگر به نام هويت و مدگرايي مي كشاند. چنانچه قبلاً مطرح شد برخی تحلیل گران جامعه شناسي فرهنگی و سياسي (مانند بشيريه، كاتوزيان، وثوقي و…) بر این باورند که جامعه ما مسخر سه جریان مختلط فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی است که در عرصه های مختلف با نسبت های ترکیبی متفاوت حضور دارند و خودنمایی می کنند. 
بنابراين جوان ایرانی دچار نامتعادلی و ناهم خوانی در آگاهی های خود شده و با ایجاد شدن تزلزل در شخصیت که ناشی از آگاهی های ناکافی یا متضاد است، دچار بحران هویت می شود. تنوع خواهی و مدگرایی، کاسته شدن تمایلات دینی و مذهبی در جوانان که بارزترین این امر، در کم توجهی آنها به مسائل شرعی در اجتماع، … افزایش روی آوردن به موسیقی های غربی، زیادشدن فاصله آنها نسبت به تعهدات اجتماعی و خانوادگی، گسترش خانواده های هسته ای، روی آوردن به مدل ها و آرایش های ظاهری غربی… برخی از نشانه های این بحران مي باشند. البته اين مورد را هم نبايد ناديده گرفت كه نپذیرفتن وضعیت موجود، يكي از عواملي است كه هنگامی که فرد به هر دلیل، از در ناسازگاری با گفتمان غالب بر جامعه خویش (توصيه به حجاب) برآمده باشد، به راحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می زند.
بیشتر افراد بدحجاب و بی حجاب، خواسته یا ناخواسته، به فرهنگ ها، نظام های بینشی و گرایشی و الگوهایی دل بسته اند که با فرهنگ و ارزش ها و قواعد مسلط و جامعه اسلامی، تعارض دارند. در يك جمع بندي فشرده مي توان گفت كه نظريه هاي بكار رفته درين تحقيق به صورت چندعاملي، مسئله حجاب گريزي را تبيين كردند و داده هاي واقعي برگرفته از تحقيق نيز مويد تائيد نظريه ها بود. در قسمت نتيجه گيري به بيان جزئي تر فرجام فرضيه ها و آمارهاي مربوط مي پردازيم .
 5-2-نتيجه گيري
  375 خانم 15 تا 30 ساله مطابق حجم نمونه به دست آمده، مورد بررسي قرار گرفتند و پرسشنامه در اختيار آنها قرار گرفت. از اين ميان، بيشترين درصد فراواني(5/72%) مربوط به خانم هاي مجرد (272 نفر) مي باشد. اين طبيعي است كه با توجه به تحقيقات ديگر انجام شده در زمينه بالارفتن سن ازدواج در بين جوانان ايراني، بيشتر آنها مجرد باشند.
علاوه بر اين عوامل بسيار ديگري مانند بيكاري و نبود درآمد، مشغوليت تحصيلي، شفاف نبودن روابط دختر و پسر در جامعه و كاناليزه نشدن آن، كاهش برخي اعتقادات ديني درخصوص حجاب و روابط اجتماعي درين مجرد ماندن خانم ها تاثير گذاشته است. دراين بين، بيشترين درصد فراواني(9/53%)  مربوط به خانم هاي 20 تا 26 ساله (202نفر) بوده است. اين سن يكي از حساس ترين مراحل زندگي به ويژه براي دختران است. در مرحله انتخاب قرار دارند. هويت اجتماعي اشان شكل گرفته و خواهان بيان نظرات و ابراز خود در جمع هستند. خواسته هاي زيادي دارند كه منطقي است انتظار برآورده شدن هم داشته باشند. از طرف ديگر در جامعه درحال گذار كنوني ايران كه شكاف نسلي بين والدين سنتي و فرزندان رو به مدرنيت وجود دارد اين عدم تفاهم، بر حساس بودن نحوه برخورد در اين دوره سني مي افزايد.
 179نفر (7/47% ) كه اتفاقاً بيشترين درصد فراواني تحصيلات نيز هست، داراي تحصيلات كارشناسي يا دانشجوي كارشناسي بودند. بنابراين ما داراي حجم نمونه اي بوده ايم كه حدود 72% آنها مجرد، 53% آنها 20 تا 26 ساله و 47% كارشناس بوده اند. در اين ميان، 209 نفر، (7/55%) ، بيشترين درصد فراواني ميزان درآمد كمتر از 200 هزار تومان در ماه را دارا بودند. يعني خود افراد از نظر مالي داراي پشتوانه نبودند و توانايي روي پاي خود ايستادن را نداشتند و عموماً وابسته به خانواده بودند.
اين هنگامي بهتر اثبات مي شود كه ببينيم تحقيق نشان ميدهد كه 215 نفر آنها (3/57%) نيز بيكار هستند. جهت بررسي و سنجش وضعيت پايگاه اجتماعي و اقتصادي افراد نياز به گرداوري اطلاعات پيرامون وضعيت درآمد و تحصيلات خانواده آنها نيز مي باشد. بنابراين خانواده 126نفر، (6/33%) درآمد ماهانه بيشتر از يك مليون و نيم تومان داشتند.خانواده 119 نفر (7/31%) درامدشان بين يك ميليون تا يك و نيم ميليون بود. اين ارقام بيانگر آن است كه با توجه به ميزان تورم اقتصادي، گراني اجناس و كالاها، فشار تحريم هاي اقتصادي، نيازمنديهاي متنوع افراد خانواده به ويژه جوانان، اكثراً از پايگاه اجتماعي- اقتصادي متوسط رو به پايين برخوردارند.
اين متغير تنها با درآمد سنجش نمي شود لذا به بررسي سطح تحصيلات والدين اين خانم هاي 15 تا 30 نيز پرداختيم كه نتايج نشان داده پدر 116 خانم، (9/30%) ، بيشترين درصد فراواني تحصيلات در سطح راهنمايي- متوسطه را دارا بودند و  مادر 110 نفر (3/29%) داراي تحصيلات ابتدايي- نهضت بودند.
اين ارقام با توجه به علت و عوامل زير معقول و منطقي به نظر مي رسند :
 1-والدين و بزرگسالان اين منطقه محل تحقيق(شهرستان بوكان در سال1390) شامل جمعيتي متولد قبل از انقلاب اسلامي ايران اند. امكانات تحصيلي در بسياري از دهستان ها و بخش ها هم وجود نداشته است چه رسد به روستاهاي دورتر و كوچك تر .
 2- بيشتر جمعيت شهر بوكان، مهاجريني از روستاهاي اطراف يا شهرهاي كوچك پيراموني هستند. بيشترين دغدغه آنها با توجه به وقوع جنگ ايران و عراق و احزاب سياسي منطقه و غيره، مسائل اقتصادي و معيشتي بوده است. لذا مجال تحصيل براي والدين كنوني، كمتر بوده است .
 3- گسترش نهضت سواد آموزي و وجود صرفاً مدارس ابتدايي در بيشتر روستاها، سبب همين بضاعت تحصيلاتي را به دنبال داشته است. از طرف ديگر معمولاً مردها و آقايان بيشتر از خانم ها و زنان فرصت و امكان درس خواندن و ادامه تحصيل داشته اند.
علاوه بر موارد فوق، در ميان اين والدين، 142 نفر،(9/37%) داري شغل آزاد و بازاري مي باشند. محقق درگرداوري اين قسمت داراي محدوديت هايي بود كه پاسخگويان از گفتن شغل مستقيم والدين خودداري مي كردند. (مانند سوالات مربوط به درآمد) و امكان تفكيك مشاغل نه چندان مقدور بود ونه چندان لازم.  مادر 143 نفر، (1/38%)  خانه دار و داراي مشاغل خانگي هستند. وقتي جامعه درگير فشارهاي مختلف اقتصادي و رواني مي باشد و خانواده ها جعيت زيادي دارند و ميزان و درصد بيكاري بالاست، طبيعي است كه زنان و مادران نيز در حد توان و مجال خود به خانواده با مشاغل خانگي مانند خياطي، گلدوزي، مليله بافي، قالي بافي، آرايشگري و غيره كمك كنند.
فرضيه اول: بین جلوه گری و خودابرازی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد، تائيد مي شود. مقدار به دست آمده پيرسون (/63)نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، متوسط مي باشد.
فرضيه دوم: بین انگیزه افزون طلبی جنسی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد تائيد مي شود. مقدار پيرسون به دست آمده(791/) بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، قوي مي باشد. 79% از تغييرات متغير حجاب گريزي با اين متغير افزون طلبي جنسي، توضيح داده مي شود. بقيه تغييرات مربوط به ديگر متغيرها مي باشد.
فرضيه سوم: بین همانند سازی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد نيز تائيد مي شود. مقدار  پيرسون به دست آمده 612/ نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، متوسط مي باشد.
فرضيه چهارم: بین جبران کمبودهای اجتماعی و جامعه ستيزي دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد نيز تائيد مي شود. مقدار پيرسون به دست آمده (764/)نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، قوي مي باشد. اگر خانمي يك واحد بخواهد كمبودهاي خود را جبران كند و در قبال جامعه مخالفت نشان دهد تا حدود 76% در شكل حجاب گريزي بروز مي كند.
فرضيه پنجم: بین تنوع خواهی و مدگرایی دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد نيز تائيد مي شود اما مقدار پيرسون به دست آمده(115/) نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، بسيار ضعيف مي باشد.
فرضيه ششم: بین پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد، رد مي گردد. بنابراين اين فرضيه اثبات نمي شود و مطابق نتايج و داده هاي حاصل بين پايگاه اجتماعي- اقتصادي خانواده دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه معني داري وجود ندارد.
فرضيه هفتم: بین دگرگوني ارزش‌های دختران و زنان با حجاب گريزي آنان رابطه وجود دارد، تائيد مي شود. مقدار  پيرسون به دست آمده (/26) نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط مستقيم و مثبت و معني دار است و شدت رابطه، ضعيف مي باشد. 26% از تغييرات متغير حجاب گريزي با اين متغير دگرگوني ارزش ها، توضيح داده مي شود. اگر خانمي يك واحد ارزشهايش درخصوص حجاب تغيير يابد تا حدود 26% حجاب گريزي نيز روي مي دهد.
فرضيه هشتم: با افزایش سن دختران و زنان از میزان حجاب گريزي آنان کاسته می شود، تائيد مي گردد. مقدار پيرسون به دست آمده (84/-) نيز بيانگر آن است كه اين ارتباط معكوس و منفي و معني دار است و شدت رابطه، قوي مي باشد. اين بدين معناست كه نتايج نشان مي دهد هرچه سن خانم ها بيشتر باشد حجاب گريزي آنها كمتر مي شود.
فرضيه نهم: حجاب گریزی با توجه به تحصیلات متفاوت است. آزمون تعقيبي LSD بيانگر وجود اختلاف ميانگين بين متغيرهاي تحقيق مي باشد. آناليز واريانس نيز مشخص كرد كه مقدار F محاسبه شده بزرگ تر از F جدول است.
فرضيه دهم: حجاب گریزی با توجه به وضعيت تاهل يا تجرد متفاوت است نيز تائيد مي شود و ميزان رعايت حجاب و پايبندي بدان در ميان متاهل ها بيشتر بوده است

 5-3- مقايسه نتايج 
در بررسي پيشينه نظري و تجربي، با تمام حساسيت و دقت در مطالعه جديدترين و مرتبط ترين عناوين پژوهشي ملاحظه گرديد كه غالب آنها جنبه اثباتي مسئله يعني رعايت حجاب و راهكارهاي گسترش و افزايش مستقيم آن را لحاظ كرده بودند كه اين تحقيق با ديدگاهي سلبي در پي شناخت و تبيين جامع علل و عوامل گريز از حجاب بوده است. به عبارت ديگر به صورت معكوس و غيرمستقيم (چون پاسخگويان غالباً نسبت به پرسش مستقيم، جبهه گيري مي كنند) مسئله را مورد مداقه و مطالعه قرار داده است. علاوه براين غالب تحقيقات پيشين صبغه ديني- فلسفي و جملات نصايحي و آمرانه و معمولاً پايه ي استدلال ديني- كاركردي داشته اند كه درين تحقيق، نگارنده سعي داشته ضمن بهره گيري از كتب آسماني موجود، احاديث و روايات و اسناد تاريخي، روند و فرايند بررسي را مبتني بر داده هاي عيني و واقعي قرار دهد و به قول صاحبنظران روش شناسي، «تحقيق خود سخن بگويد» (جهاني، 1391)
عمده ترين عواملي كه در تحقيقات پيشين روي آنها در ارتباط با حجاب به مطالعه پرداخته شده است عبارتند از: ميزان پايبندي به فلسفه حجاب، تحريك پذيري مردها، امنيت زنان، ثبات و استحكام خانواده، مدگرايي، اشاعه فرهنگي، تهاجم فرهنگي، ميزان جامعه پذيري، وضعيت رواني، ميزان دينداري، رشته تحصيلي، سن، آسيب هاي اجتماعي. اما درين تحقيق علاوه بر وام گرفتن از روش ها و نظريات آنها سعي شده روي عواملي جامعه شناختي و ملموس تر كه كمتر مورد توجه قرار گرفته اند مانند جلوه گري و خودابرازي، افزون طلبي جنسي، جامعه ستيزي و كمبود جبران اجتماعي، تغيير و دگرگوني يا چرخش ارزش ها تمركز داشته است.
به عبارت ساده تر تحقيقات پيشين قسمتي از راه را روشن كرده و اين تحقيق نيز از برخي مجهولات ديگر پرده برداشته است و جوانب ديگري را مورد ارزيابي و بررسي قرار داده است. در خصوص راهكارها و پیشنهادهای نيز بايد به اين نكته توجه كرد كه بجز برخي تحقيقات چاپ شده در فصلنامه هاي تخصصي علمي- پژوهشي، بسياري ديگر از مقالات يا فاقد ارائه هر نوع پيشنهاد و راهكاري هستند يا راهكارهايشان صرفاً كلي گويي و نظرپردازي است.
نگارنده سعي داشته تا اولاً راهكارها مبتني و برگرفته از يافته ها باشد و ثانياً شرايط بومي و مسائل فرهنگي محلي و مذهبي درنظر گرفته شوند و ثالثاً به سه نوع كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت منقسم شوند كه به تناسب شرايط و امكانات، توسط برنامه ريزان، مديران و مسئولان شهري و ذي ربط به كار گرفته شوند. بلحاظ نظري و تئوريكي اين تحقيق نتوانسته است نظريه اي خاص (مطابق تعريف مرتون از نظريه هاي برد متوسط) ساخته و پرداخته نمايد و اصولا از تحقيقات كاربردي و مقطعي نيز نبايد چنين انتظاري داشت
5-4- راهكارها و پیشنهادها
بديهي است كه اين خود تحقيق و نتايج و يافته هاي آن است كه گوياي راهكارها و پیشنهادهای كاربردي مي باشد. نگارنده راهكارها و پیشنهادهای را به سه نوع متناسب با زمان تقسيم بندي مي نمايد :
 5-4-1- راهكارها و پیشنهادهای كوتاه مدت
  - در مقابله با بدحجاب و حجاب گريز، با خشونت برخورد نشود. سعي گردد براي ارشاد و تفهيم آن شخص، وقت گذاشته شود. به چشم تحقير و توهين به وي نگريسته نشود بلكه تفهيم گردد كه خلافي شرعي انجام داده و در راستاي همزيستي مسالمت آميز چونان شهروندي با فرهنگ و فهيم عمل نمايد. حداقل نتيجه اين كار اين است كه احساسات فرد را جريحه دار نمي كند و طبق نظريه هاي اين تحقيق وي را جامعه ستيز بار نمي آورد .
- در مسئله برخورد با حجاب گريزي بايد به مسائل فرهنگ بومي و آداب و رسوم محلي توجه جدي شود. در بين كردها، به تناسب محيط جغرافيايي و مذهب سني اشان و مسائل غيرتي و ناموسي ديرينه آن، حجاب بسيار بيشتر از ديگر مناطق رعايت مي گردد و تذكر آن به نوعي بي احترامي به غيرت ديرينه آنهاست. بنابراين سعي شود اين مسئله حتماً لحاظ گردد .
 5-4-2-  راهكارها و پیشنهادهای ميان مدت
- راه اندازي مدل ها و شوهاي لباس و تنوع بخشيدن به هم مدل لباس ها و هم رنگ بندي لباس ها. بدين معني كه تاكنون بيشتر تاكيد بر چادر و به ويژه رنگ مشكي بوده است اگر شوهاي اسلامي و طراحان مد و لباس ديني بتوانند خلا ناشي از قدرت غربي ها را جبران كنند، بسياري از علاقمندان و مصرف كنندگان فرهنگ غربي را به خود جذب و جلب مي كنند .
- روي تحقيقات انجام شده در خصوص حجاب و حجاب گريزي به هر شكل و با هر عنواني به روش فراتحليل، تحقيق صورت گيرد تا همگرايي و جمع بندي مفيدي از راهكار ها و پیشنهادهای همه تحقيقات حاصل گردد و مفيد فايده واقع شود . 
5-4-3-  راهكارها و پیشنهادهای بلند مدت
- بخش امور اجتماعي فرمانداري شهرستان، با همكاري ديگر نهادهاي اجرايي و تاثيرگذار مانند آموزش و پرورش، سپاه پاسداران، دفاتر امام  جمعه و نماينده شهر در مجلس شوراي اسلامي، گروهي متشكل از نخبگان، مجربان و مخصوصاً دلسوزان و متعهدان شهر از چند رشته خاص (مخصوصاً جامعه شناسي، روان شناسي، مديريت،  و...) تشكيل دهند و با در اختيار داشتن دفتر كار و بودجه اي هرچند محدود، تحت نظارت فرمانداري شهر، به بررسي مسائل و آسيب هاي اجتماعي (از جمله حجاب گريزي) بپردازند، از تحقيقات دانشگاهي حمايت كنند و به سمت راهكاريابي سوق دهند، تشكيل همايش ها و جلسات بدهند و بتوانند اين مشكلات را با ديدي پيشگيرانه، مديريت نمايند .
- دادن آزادي عمل به مردم و تاكيد نكردن بر محدوديت و ترس و ارعاب و خشونت. تحقيق نشان داده كه هرچه خانم ها را نسبت به آزادي و خودابرازي و جلوه گري محدودتر نمايند،  حريص تر شده و متناسب با نظريه هاي مخالفت با جامعه، شكل معكوس يعني گريز از حجاب به خود مي گيرد .
- معرفي بيشتر الگوها و اسوه هاي اسلامي- ايراني با شيوه هاي نوين و جالب توجه. به طوري كه براي مردم تكراري نباشد. فقط يك الگو نباشد. اين الگو صرفاً ديني نباشد. بلكه از راه تبليغ مساجد و منابر، صدا و سيما، اينترنت و وبلاگ ها و حتي موسيقي و هنر، الگوهاي بيشتر و به روزتري جهت رعايت و متعهد بودن به مسائل حجاب به جامعه معرفي گردند .

 5-5- محدوديّت هاي پژوهش
-بيشتر تحقيقات موجود بر عوامل موثر يا مرتبط با مسئله حجاب بوده و كمتر كسي تا كنون روي حجاب گريزي كار كرده است. يعني تحقيق دانشگاهي و مقالات علمي كمتر موجود بود اما خوشبختانه منابع كتبي زيادي مهيا بود.
-حجاب مسئله اي حساس است و فرد در پاسخگويي به سوالات پرسشنامه، صداقت  و همكاري لازم را نشان نمي دادند. سعي مي كردند طفره بروند و يا جواب هاي غير مستقيم بدهند .
-بيشتر پاسخگويان به نوعي اعتقادداشتند حجاب مسئله اي شخص است و مايل به ابراز نظر در خصوص فرضيات تحقيق به ويژه قسمت هاي مربوط به مسائل جنسي، جامعه ستيزي نبودند. 

فهرست منابع و مآخذ (فارسی و غیر فارسی)
لازم به ذکر است که این منابع شامل منابع بسیار بیشتری است که در متن فوق ذکر شده است. این بدان جهت است که منبع مورد نظر خود را بیابید و علاوه بر آن منابع دیگری در این راستا معرفی شده باشند.

 - ابراهیم پورآهنگر، غلام (1384) تاثیر ساختار سیاست گذاری فرهنگی بر بحران هویت. تهران، نشر صداقت
- احمدي، خدابخش و زهرا بيگدلي، آزاده مرادي و فتح ا... سيداسماعيلي(1389) رابطه اعتقاد به حجاب و آسيب پذيري فرد، خانوادگي و اجتماعي. مجله علوم رفتاري، دوره چهار، شماره دو،
- الزاهد، سعيد و الدوري، عبدالله (1420) الحجاب في الفقه و انواعها بين تلاميذ العامه. مجله الثقافه الاسلاميه، شماره 527
– العشماوی، محمد سعید (1422) حقیقه الحجاب و حجبه الحجاب، بيروت، السجايا
 - القرضاوي، يوسف (1418) الحجاب بين العزه و الذله. فصلنامه علوم الحديث دانشگاه قطر، شماره 389
– آقاياني چاوشي، اكبر و داوود طالبيان، مهدي حبيبي، وحيده دهاقين و سميه سادات انوري (1389) ديدگاه جوانان و ميانسالان درمورد حجاب برتر. مجله علوم رفتاري، دوره چهار، شماره 1
- بصری، ابن سعد(__) الطبقات الکبری، ج 8
– ترنر، جاناتان (1388) نظریه نمایشی گافمن، ترجمه جعفر زلفعلي فام در http://sociologicaltheories.blogfa.com/post-85.aspx
 - حجازی، بنفشه (1380) زن به ظن تاریخ، تهران، شهرآب، چاپ سوم 
- خرمي مشكاني، ابراهيم(1385) چرا حجاب؟. تهران، نشر ماني. چاپ اول 
- دواس، دي. اي( 1383) پيمايش در تحقيقات اجتماعي، ترجمه هوشنگ نايبي، تهران، نشر ني 
- دورانت، ویل(1374) تاریخ تمدن. جلد 11 
- دولت آبادی، یحیی (1362) حیات یحیی، مشهد، انتشارات عطار، جلد ۴
- رفعت جاه،مریم و ساروخانی، باقر(1385) بازتعریف هویت اجتماعی زنان،مجله جامعه شناسی ایران ، دوره پنجم، ش2
- روا، ژول(1361)جنگ الجزایر، ترجمه اسدالله مبشري، تهران، نشر موسسه‌انتشارات‌آگاه، چاپ اول 
- روزنهان،دیوید و سلیگمن،مارتین(1385)،آسیب شناسی روانی، ترجمه یحیی سیدمحمدی، جلد دوم، تهران: نشر ارسباران 
- روشه، گی (1386) کنش اجتماعی. ترجمه هما زنجانی زاده، تهران، نشر ني 
- زين آبادي، مرتضي(1386)  جامعه پذيري حجاب. فصلنامه راهبرد مركز مطالعات استراتژيك، دوره دهم، شماره سي و هشت 
- ستوده،هدایت الله (1378) آسیب شناسی اجتماعی. تهران، نشر ققنوس 
- شرفی،محمدرضا(1380)، جوان و بحران هویت، تهران : نشر سروش 
- شوق الشعراء، محمد رضا(1385) بدحجابی پرتگاهی بین حجاب و بی حجابی. تهران، نشر ني 
- ضیاپور، جلیل(1343) پوشاك باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاك اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی، انتشارات اداره هنرهای زیبای کشور، تهران 
- طایفی اردبیلی، موسی الرضا (2011) مدیریت فرهنگی و شکاف فرهنگی، نشریه الکترونیکی انجمن جامعه شناسی نوین در http://isma.123.st/t19-topic -
-عظيميان، مريم و بهشتي، سعيد(1388) بررسي فلسفه و قلمروي حجاب در اسلام و آثار تربيتي آن. مجله اتقان، دوره چهار، شماره هشت 
- غروي ناييني نهله، عامري وحيده(1386) پويشي در معنا و مفهوم حجاب. فصلنامه مطالعات زنان، دوره نهم شماره سي و شش 
- علوي، حميدرضا و حجتي، رضيه(1386)  عوامل موثر بر بدحجابي دختران دانشگاه شهيد باهنر كرمان. فصلنامه دانشگاه كرمان، دوره دو، شماره چهار 
- علي بابايي يحيي و فيروزجائيان، علي اصغر(1388) تحليل جامعه شناختي عوامل مؤثر بر قانون گريزي، فصلنامه دانش انتظامي،  سال يازدهم،  شماره چهارم 
- قانع، مهدی (1387) انسان پوشش و ریشه های تاریخی، پیام زن، شماره ۱۹
-  گلی زواره، غلامرضا (1384) استعمار و استبداد و هجوم به فرهنگ عفاف و حجاب، مجله ی پیام زن، شماره ۷۰
- گولد، جولیوس و کولب،ویلیام (1376) ، فرهنگ علوم اجتماعی ، ویراستاری محمدجواد زاهدی، تهران: انتشارات مازیار 
- محبوبي منش، حسين (1386) تحليل اجتماعي مساله حجاب. مجله انتظار دانشگاه علوم انتظامي، دوره دهم، شماره سي و هشت 
- مصطفوی، حسن(1389) التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد، تهران 
- مطهري، مرتضي(1379) مسئله حجاب، تهران، صدرا، چاپ 59
- ممتاز، فریده(1379) انحرافات اجتماعی. تهران، نشر پژوهشگاه علوم انساني 
- منصورفر، كريم(1385) روش هاي پيشرفته آماري همراه با برنامه هاي كامپيوتري، انتشارات دانشگاه تهران.چاپ اول 
- هاشمی مینا(1381) حجاب زیبایی شعار، کارآیی شعور، سالنامه ی زن، بهمن ماه ۱۳8۱
- يزدخواستي، بهجت (1386) حجاب زنان با رويكرد جامعه شناختي. فصلنامه مطالعات زنان، دوره دهم، شماره سي و هشتم 
- یوسفی،نریمان(1383)،شکاف بین نسل ها،تهران:نشر جهاددانشگاهی
====


    -  Ababour Z. Hijab role in the prevention of crime and social disorders. Tehran: Almahdi Publication; 2007
- Akbari B. Islam and clothing consumption. Tehran:Institute of Business Studies and Research Publication; 1995.  - Anderson DR. Redefining Hijab: American Muslim women's standpoints on veiling. J Appl Commun Res.2007;35(3):294-319 - Bhui K، Khatib Y، Viner R، Klineberg E، Clark C، Head J، et al. Cultural identity، clothing and common mental disorder: A prospective school-based study of white British and Bangladeshi adolescents. J Epidemiol Community Health. 2008;62(5):435-41 – Beirne، piers and James Messerschmitt (1995) Criminology، Harcourt Brace & Company، united sates of America.  -  Chitsaz MR. Clothing history of Islam to the Mongol invasion from the beginning. Tehran: Samt Publication; 1995. -Johnson، Allan (1997) The Blackwell Dictionary of Sociology، Blackwell publishers - Haddad Adel G. Culture nudity and nudity cultural. Tehran: Soroush Publication; 1995 - Hosaynimanesh MA. Islam and the veil from the perspective of divine religions [dissertation]. Tehran: Imamsadegh University; 1992 - Islamic Research Institute. Conference proceedings of the veil، chastity and family bonds. Qom: ZamzamPublication; 2008 - Kalantari AA. Jurisprudence، and women cover. Qom: Islamic Development Publication; 2004 - Kohi MR. Pathology and popular female characters. Qom: Etghan Publication; 2000 - Manteghi M. Effect of attractions on the eve of women's perception of men. Tehran: Jahad Publication;2001 - Masomi R. Umbrella for the presence. Bandarabbas: Rasol Publication; 2009 - Rhys H، Vashi W، Vashi G. Hijab and American Muslim women: Creating space for autonomous selves. QRev. 2007;68(3):269-87 - Siegel، Larry، j (2007) Criminology; Theories، patterns and typologies، Thomson Wadsworth، Canada - Taylor، Ian، Paul Walton & Jock Young (2003) the new criminology: for a social theory of deviance، Routledge، London and New York. - Walklate، Sandra(2003) Understanding criminology، Open University press، Philadelphia. -http://www.eda.af/ShowKText.aspx?tid=147&TID2=18 -http://daneshnameh.roshd.ir/ -http://e-psyche.blogfa.com/post-27.