این مطلب به زبان کردی است و از خوانندگان غیرکرد، پوزش می طلبم. خلاصه آن برای آنکه سوء تفاهمی ایجاد نشود این است که به زبان طنز و نقد اجتماعی بیان می کند که مشکلات استفاده از رسانه های جمعی مانند اینترنت اینقدر زیاد شده و دارای قطعی و سرعت پایین است که انگیزه انسان را در جستجوی یافتن آنچه که می خواهد می خشکاند. جورابین اسم یک بازی محلی است. اینجا توضیح بیشتر درباره بازی


جۆرابێن باشتره یا عیلم؟

ده ڵێم پێن شه ش جووت پۆزلیخوو گۆره وی ئه ستوور بکڕم و له تووره که یه کی به نی مه نگوڵه داریان خه م و شه وانه به پشتیان داده مو له گه ڵ دۆست و براده ران هه ر له مازوو بگه رێین و شه ققه له ڕان و چۆکی خۆمان هه ستێنین. بۆ ده س به ئاو نه بێ له وێ نه یه ده رێ تا مه لای به یانی بڵینگۆی مزگه وتت له سه ر دا ده قووپێنێ! هه ر که سیش باسی سیاسه تی کرد داری ته ڕی له سه روو گووێلاکیدا بشکێنی!

که س نیه بڵێ تۆ بۆوا ده که ی؟

تۆ که سه رت له ئه نته رنێت و کتێب و زانکۆدا ده وه رێ و چڵه چڵه به چه نه گه ته وه راده وه ستێ کوا شاره زای "پشکنین و پشک و گوڵ"ی؟ جا ئه منیش ده ڵێم:

ساڵی ساڵان ماهواره هه بوو، هه ر به کفله کوونێک رووی ده کرده لایه کوو باوه شی پڕ له باقه کاناڵی جۆراوجۆر ده بوو، سه لاتوتته سبیحێکی پێده چوو تا هه ر به سه ریاندا چاوێک بخشێنی. مامه پاڕازیت له دایک نه ببوو. ئه نته رنێت ئه وه ختیش هیچ ت...ێک نه بوو به ڵام ئه وه ی هه بوو هه ر هه بوو، شاراوه و داخراوه و پێچراوه و پانکراوه و پاک کراوه نه بوو. هۆباڵ به ستۆی خۆت بوو. به هه موو ته مای خۆم ده گه ڕێم بۆ وه ڵامی پرسیارێکی خۆم و قوتابیانم، گووگڵ ده دۆزم، ده یبینمه وه، ئه و لام تاتوو ئه ولام تات ئه ی بابه جیقم ده رهات، دێم به کلیکێ کلکی بگرم چه پۆکێک به که پۆمه وه پان ده بێته وه که تۆ مافی ئه وه ت نیه بیبینی!

ده ی باشه، ئه وه نا یه کی دیکه، له سه ڕڕا ده گه رێمه وه، ئه وه هه ر دڵیشم لێده دا بڵێی ئه وه ی پێشوو چ بووبێ وا بۆم نه بوو بیبینم. نه فسی موتمه ئیننه م ده بۆڵێنێ حه تمینه شتێکی خراپ و پیس و چه وروو چڵیک بووه وا به ستوویانه، همێک ده ڵێم و سه رێکی بۆ ده له قێنم که شوکر ده وڵه ته که مان زۆر ئاقڵ و تێگه یشتووه به س نه بوو پێم له و پیساییه نه که وت، له و شوکر شوکره دابووم که وه ڵامێکی گونجاوی دیکه م دییه وه.

کلیک، چه پۆک، شوکر.

دیسان به لایه کی دیدا گه ڕام. وێبلاگێکی سووره تی خوێنی لێ ده تکا کچێک جۆلانه ی ده کردوو له ناوه رۆکه که شیدا سه ت گوڵ و پیت ده دره وشانه وه و له دایک بوونی حه زره تی فڵانی مه باره ک بایی ده کرد، گوتم زۆر پیرۆزه و سووکێکی به ستم. هێنده ی گه ڕام بۆم ده رکه وت شه رته وڵات زۆر پیسه هه ر له نۆ کۆڵانی ماڵپه ر حه وتی پیس و په ڵۆخه. تووڕه، به حه کوو په کوو تێڕی که مپیوتێڕه که م پێچاوه. ئه وه هاتم نه ققه له نێو ئوقیانووسی مه قاله ده رکێشم سمێڵیشم دانا.

چادانێکم وێرای ماڵێ هه ڵچۆڕاندوو سه ت غه یبه تمان کردوو لۆچێک توو به لێوو ڕیشمه وه هه ڵده به زین ئه گه ر قسه م ده کرد! خۆ ئینسان هه موو کتێبێکیشی نیه و ناشکرێ وه ختوو بێ وه خت بچی بۆ ماڵی ئازمه ند. به ته له فون ده پرسی ده بێ سه ری مانگ لۆچ و نیوێک دۆلاری سێ هه زاری به ری بۆ کاکی مه خابه رات.موبایلیش بچی بۆو دیو، ده س نوێژت بشکێ، کوره هه ر بجووڵێی حه قی "جابجایی"ت لێ ده ستێنێ. ئه و وه ڵامه م هه ر نه ویست. سبه ینێ و دوو سبه و وا دیاره هه تا هه میشه هه ر وایه! ئه و هه مۆ به پرته پرته ش هه ر ناکرێ بنووی. جا بۆیه ئه گه ر وایه ده ڵێم پێن شه ش جووت پۆزلوخوو گۆره وی ئه ستوور بکرم و...


چکیده مطلب به زبان فارسی

زمانی که رسانه های جمعی مانند اینترنت و غیره به دلیل مشکل پارازیت و فی لت ری نگ، دارای کارایی مناسب نباشند، ما که دانشگاهی هستیم و نیاز به جستجوی مقالات، کتب الکترونیکی و مطالب متعدد داریم دچار زحمت و دردسر و اتلاف وقت می شویم. این مطلب به زبان طنز و نقد اجتماعی این را بیان می کند که اگر اینچنین ادامه داشته باشد باید بریم سراغ بازی های محلی و بجای اعصاب خوردشدن و به دنبال علم رفتن، به تفریح و سرگرمی مانند جورابین بپردازیم. نکته اینجاست که این مطلب توهین به این بازی یا طرفداران آن نیست.

ترجـــمه فارسی

شرح و ترجمه: ماردین zhiar1390@yahoo.com

جورابین بهتر است یا به دنبال علم رفتن؟

با خود فکر می کنم که پنج شش جفت جوراب خوب و مرغوب منگوله دار (که از وسایل لازم بازی جورابین هستند را) دست وپا کنم و به اتفاق دوستان تا شب به اذان سحر، مشغول بازی و به دنبال مازوج گشتن باشیم. (روال بازی اینطور است که پنج جفت جوراب جلوی خود می گذارند و یکی مازوج را در یکی از جوراب ها پنهان می کند و رقیب باید حدس بزند در کدام است و می تواند حدس بزند و بعضی ها را پوچ کند و رسم است رقیب جورابی را که مطمئن است مازوج در آن پنهان شده با اشتیاق و سروصدا به ران خود می کوبد و با این کار اطرافیان را هم به وجد می آورد). کسی نیست بگه تو چرا که همیشه سروکارت با اینترنت و دانشگاه و کتاب بوده می خواهی وارد این بازی بشی؟ آخه تو که بلد این کار نیستی.

منم پاسخ می دهم که سالهای قبل، چیزی به اسم ماهواره بود که در یک طرفه العین، انبوهی از کانال ها را جلوی دست شما می گذاشت. هنوز پارازیت متولد نشده بود. اینترنت آن وقت هم هیچ پ...ی نبود. اما هرچه بود، همان بود که بود، پنهان شده و فی لت ر شده و گزینش شده و جهت داده شده و... نبود. کاربر، خود مسئول استفاده و انتخاب بود. در پی پاسخ سوال خودم یا دانشجویم می گردم. شروع می کنم به جوریدن گوگل. پاسخ را می یابم. همینکه می خواهم با با کلیکی دم پاسخ را بگیرم دست ردّی بر سروصورتم نقش می بندد که دستیابی به این تارنما مجاز نمی باشد. خیلی خوب، این نه یکی دیگه. دوباره فرایند جستجو را تکرار می کنم. این درحالی است که هنوز به فکر صفحه قبلی هستم که چرا بسته بود؟ نفس مطمئنه ام می گوید سایتی مستهجن و غیرمجاز بوده. خدا را شکر می کنم که کسانی هستند تا نگذارند در کثافت بیفتیم. در حین شکرگذاری بودم که پاسخ مناسب دیگری یافتم. کلیک، دست رد، شکرخدا.

دوباره به نحوی دیگر به جستجو ادامه می دهم. این بار به وبلاگ صورتی دخترخانمی برمی خورم که قطرات اشک و خون از وبش جاری است و لوگویش دخترکی در حال تاب خوردنه. در متن وبلاگش هم با صدها حروف بزرگ و کوچک رنگی (زیباساز وبلاگ) تولد فلان حضرت را تبریک گفته. من هم آرام تبریک عرض می کنم و آهسته وبلاگ را می بندم و بیرون می آیم. هرچه گشتم با کمی اغراق- یا چیز به دردبخوری نبود یا تارنما بسته بود یا... بالاخره کلافه، بساط اینترنتم را جمع کردم و اشتیاق پاسخ و جستجوی علمی ام تبدیل به عصبانیت و اعصاب خوردی شد. از هر ده تارنما شش هفت تا کثیف و غیرمجاز بودن، انگار.

با اهل و عیال، یک قوری چای را سرکشیدیم و صدها غیبت کردیم و یک مشت پوست تخمه روی ریش و چانه ام در حال ورجه وورجه بودند وقتی صحبت می کردم و با خود غرولند می کردم که «انسان که نمی تونه هر کتابی رو تهیه کنه و نمی شه گاه و بیگاه هم به خانه آزمند (که در بوکان کتابخانه شخصی خوب و غنیی دارند) سر بزنه و تلفنی هم نمی شه این همه سوالات رو پرسید» که در آن صورت، سر ماه یک کیسه دلار سه هزارتومانی باید تحویل مخابرات داد چون اگر با موبایل صحبت کنی و از این اتاق به آن اتاق بروی، اصلا وضویت بشکند (منظور اینکه از هال بری دستشویی!) حق جابجایی می گیرند. پس بابا بی خیال. به همین خاطر است که با خود فکر می کنم که پنج شش جفت جوراب خوب و مرغوب منگوله دار تهیه کنم و بجای این اعصاب خوردی بروم سراغ بازی و تفریح محلی خودمان...



شرح برخی اصطلاحات و جملات متن
-پۆزلیخ: جوراب کُرکی، نخ به کار رفته در جورابهای سنتی از پشم گوسفند(به ن) و یا بز (پوزلیخ) می باشد. زبر است و معمولاً نوعی ساق بند گرم، محکم و محافظ دربرابر نفوذ حشرات و دندان نیش گزندگان هم هست.
-مازو: برجستگیهای کروی شکل به قطر 12 تا 20سانتیمتر که تحت اثر گزش حشره مخصوصی به نام سی نیپس گالاتنکتوریا بر روی جوانه های درخت بلوط مازو ایجاد می شود. حشره مذکور برای تخم گذاری پوست درخت بلوط مازو را سوراخ می کند و بر اثر این عمل مقدار زیادی از شیره گیاهی درخت مذکور متوجه نقطه مزبور می شود و تدریجاً به صورت برجستگی در می آید که به نام مازو موسوم است . در ترکیب مازو 60 تا 70 درصد تانن (اسید گالوتانیک ) - که ماده اصلی مازو است - وجود دارد. بعلاوه مقدار کمی اسید گالیک و اسید الاژیک و مقداری مواد گلوسیدی و آمیدون موجود است . در صنعت از مازو جهت تهیه مرکب سیاه و رنگ کردن پارچه ها و نیز در چرم سازی از آن استفاده می کنند. در پزشکی به عنوان قابضی قوی مورد استعمال دارد. مازوج . عفص . گلگاو. در متن مذکور، عبارت، اصطلاح جمله یا چیزی که در اینترنت جستجو می کنید و به دنبالش هستید را شبیه به این مازو در بازی جورابین فرض نموده است. (دهخدا)
- شه ققه له ڕان و چۆک: این عادتی است که بعضی از بازیکنان این بازی دارند. رسم است رقیب جورابی را که مطمئن است مازوج در آن پنهان شده با اشتیاق و سروصدا به ران خود می کوبد و با این کار اطرافیان را هم به وجد می آورد.
- پشکنین و پشک و گوڵ: سه مرحله در حین انجام بازی عبارت اند از جستجو کردن و دنبال مازو گشتن، گمانه زنی و پوچ کردن بعضی از جوراب ها، نهایتاً انتخاب جوراب در بازی.(هه نبانه بورینه)
-کفله کوون: تغییر یافته اصطلاح «کُن فیکون» در عربی. خداوند در قرآن درخصوص اراده خود درزمینه خلقت آسمان ها و زمین یا سرعت اطاعت اوامرش چنین می فرماید که کافی است گفته شود بشو تا بلافاصله بشود. در متن مذکور، منظور سرعت در کار است.
- سه لاتوتته سبیح: صلاه التسبیح. نمازی مستحب دو یا چهاررکعتی به صورت فرادا یا جماعت که در شبهای رمضان به ویژه شبهای قدر می خوانند که در هر رکعت آن و قبل از خواندن سوره حمد 75 بار اذکار استغفرالله الحمدالله لااله الا الله و الله اکبر خوانده شود. بعد از سوره حمد هم دوباره تکرار شود و در رکوع هم به همین مقدار و تعداد این اذکارتکرار شوند. برای بند انگشتان جهت شمارش استفاده می شود. در متن مذکور، منظور طولانی بودن و زمان بردن است. گاهی نوجوانان و پیرها خسته و خواب آلود می شوند.
- ئه و لام تاتوو ئه ولام تات ئه ی بابه جیقم ده رهات: این یک چیستان کردی است. در گذشته که وضعیت بهداشت و امکانات ضدعفونی کردن و استحمام کمتر موجود بود، شپش در بسیاری از منازل و البسه و حتی موی سر مردم لانه خوش می کرد. مادران وقتی موی سر فرزندان را می جوریدن و شپش را می یافتند ناخن دو انگشت بزرگ دست راست و چپ را در طرفین شپش قرار می دادند و محاصره اش می کردند. سپس به وی فشار می آورند و با نزدیک کردن نوک دو ناخن او را می کشتند و دراین حال شپش می گوید ای وای دل و روده ام بیرون ریخت. در متن مذکور تشبیه نازک و ظریفی به جستجوی پیشرفته اینترنتی است که کلمه یا عبارت مورد نظر را وقتی داخل " " قرار بدهید، نتایج عینی دقیق تری به گیر و تور می اندازید.
-نه فسی موتمه ئیننه: نفس مطمئنه. هر انسانی طبق احادیث و روایات سه نفس دارد: اماره که امر می کند، لوامه که سرزنشگر است و مطمئنه که به ثبات و قطعیت رسیده است. (شاید بی ارتباط با نظریه فروید نباشد)
- تووڕه، به حه کوو په کوو: عصبانی و اعصاب خورد در حالی که غرولند می کردم
- نه ققه له نێو ئوقیانووسی مه قاله ده رکێشم سمێڵیشم دانا: تغییر یافته ضرب المثل کوسه چوو بو ریش سمیلیشی دانا. این را وقتی بکار می برند که فردی برای انجام کاری برود یا مقداری از خسارت را جبران کند در حالی که همه چیز را از دست می دهد. در متن مذکور اشاره به این است که فرد می خواسته مقاله و کتاب تهیه و دانلود کند که این را نتوانست که هیچ، مورد اهانت هم قرار گرفته و اعصابش هم خورد شده و سرخورده شده است.

دسترسی به نقشه کلی  و تمام مطالب وبلاگ