تحلیلی بر فضای انتخاباتی شهرستان بوکان

بخش نخست

مسئله انتخاباتelection در کشورهای در حال توسعه(Developing countries) و ایران، دارای دو وجه و روند کلی(ویژگی ها و اشتراکات کلی) و وجه محلی و بومی منطبق بر شرایط هر شهر و منطقه است. اخلاق انتخاباتی و استراتژی های تبلیغاتی و برنامه ریزی های خدماتی و... در کل دارای یک سری ویژگی های تقریباً مشخص است. مثلاً قصد و نیت خدمت  به مردم و خلق خداست، اغراق در وعده و وعید دادن ها و خودبزرگ نمایی ها، تخریب فردی و تشکیلاتی رقیب یا رقیبان و... اما انتخابات مجلس شورای اسلامی، در بوکان نیز دارای ویژگی های محلی و بومیLocal conditions خاص خود متناسب با فرهنگ، جمعیت، پیشینه تاریخی، کیفیت و تعداد نامزدها و... می باشد.

این نوشتار در چهار بخش تهیه شده است:

بخش اول شامل تحلیل فضای انتخابات بوکان بر اساس ده فاکتور اصلی با درنظر گرفتن رو صحنه و پشت پرده.

بخش دوم شامل مقایسه آماری میزان عملکرد و خدمات در سه بخش اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نماینده های شهرستان

بخش سوم تحلیل بر پیش بینی کیفیت برگزاری انتخابات و نتیجه احتمالی اقوی در بوکان و وضعیت نامزدهاست

بخش چهارم نقد و بررسی نامزدهای کنونی (به ویژه نماینده محترم فعلی شهرستان و همکارانش)، و تشریح برخی استراتژی های انتخاباتی

در تحلیل فضای انتخابات شهرستان بوکان حداقل باید به ده فاکتور اصلی و مهم زیر توجه کرد:

1- توجه به بافت فرهنگی و وضعیت اقتصادی

بوکان به نسبت جمعیت، یکی از سه شهر برتر فرهنگی غرب کشور است. گواه این ادعا، تعداد زیاد دانشجویان در مقاطع مختلف دانشگاهی، اساتید، پزشکان و مهندسان و دکترهای تخصصی و حرفه ای، نویسندگان، شعرا، کاریکاتوریست ها و دیگر چهره های سرشناس علمی، فرهنگی، هنری، موسیقایی و... است. تفکیک طبقه در بوکان به دارا و ندار و متوسط به ویژه داخل شهر چندان مشهود نیست. لذا فشار اسمزی بین لایه ها و قشرهای آن نیاز به تلاش چندانی ندارد و این اقشار در ارتباط مستمر با یکدیگرند. درد مشترک را به صورت همگانی احساس می کنند. میانگین ثروت شهر، به نسبت امکانات و توانایی ها، پایین و سطح توقعات و انتظارات مردم، منطقی و معقول است. کسی که توانایی و لیاقت زیادی داشته باشد بالطبع توقع و انتظار هم خواهد داشت و برآورد کردن یا شدن خواسته ها تنها در گرو تلاش فردی نیست و همکاری دولتی و برنامه ریزی ساختار بُردمتوسط و کلان را نیز می طلبد. چون شهر بوکان به یکباره در عرض بیست سال، ده برابر افزایش جمعیت یافت و دارای خرده فرهنگ های مختلف است دارای انسجام و هماهنگی مثلا مانند تبریز یا مهاباد نیست اما بلحاظ کنشی، مردم، روحیه و نگرشی منطقی و نه کاملا احساسی دارند. پس سطح فرهنگ بالا و اقتصاد پایین و این امر سبب ایجاد توقعات و شکاف های مختلف می شود. بنابراین توجه به این شکاف و تهیه برنامه برای پرکردن این خلا کاملا منطقی، حائز اهمیت است.

2- ترکیب جمعیت و توزیع سنّی آن

شهری با میانگین سنّی حدود سی سال. یعنی جوان روبه میانسال. و این یعنی انبوهی از امیدو آرزو و خواسته. کابوس بیکاری و بحران های ناشی از آن، آفت انرژی و اهداف جوانان شهر و روستاست. بیشتر مشکلات شهر نیز به نوعی به صورت مستقیم در ارتباط با همین جوان بودن شهر می باشد از جمله مشکلات ترافیکی، بیکاری، دعوا و مرافعه ها و تنش های اجتماعی، گرایش به قاچاق و مشروبات الکلی و مواد مخدر، بزهکاری و جرائم ناشی از مسائل ناموسی و گوشیهای موبایل و اینترنت و...

جوان به لحاظ رفتاری نیز نسبت به مسن ترها، دارای روحیه رک بودن، اهل بحث و گفتگو، صداقت گرا، هیجانی و انگیزشی، در مقابل دروغ و وعده های تحقق نیافته دارای واکنش پرخاشگرانه اند و از ایده های نو و روش های جدید تبلیغات و بکارگیری تکنولوژی استقبال می کنند. چون به نظر می رسد دینمداری جوانان در کل، رو به کاهش باشد لذا تکیه صریح و روشن بر شعارهای صرفاً مذهبی و نصیحت گرایانه مورد اقبال واقع نمی شود. برای بقیه ی سنین باتجربه تر شهر نیز به ویژه کارمندان آموزش و پرورش، ادارات مختلف، خانم های خانه نشین و خانه دار از طریق روش هایی دیگر – که دراینجا نمی گنجد- به تناسب سن، شغل و طبقه اجتماعی اشان باید اقدام بزرگ منشانه و منطبق بر چهارچوب استدلال منطقی آنان صورت پذیرد. چون این سن، میزان اثرپذیریشان از تبلیغات و شعارهای تبلیغاتی بسیار پایین تر است و در عوض عملگراتر می باشند.

کم دیده گرفتن جمعیت خانم ها، قدرت انتخاباتی آنها، تاثیرشان در خانواده و پراکنش اخبار و تبلیغ و...، از اشتباهات هر دوره ی نامزدهای مجلس شورای اسلامی در بوکان بوده است.

3- پیشینه اقدامات و عمل های مردم در انتخاب های مختلف

به نظر من برای شهر بوکان نمی توان هنجار مشخص و استراتژی یکسانی از سال های قبل تاکنون استخراج کرد. گاهی به فردی کاملاً معمولی با شعارهایی مردمی رای کامل داده اندوگاهی دست رد بر سینه دکتر و استاد دانشگاه هم زده اند. گاهی موج مشخصی را حمایت کرده و گاهی چندان از انتخابات استقبال نکرده اند. در حالت کلی ذائقه ی مردم بوکان در خصوص انتخابات به صورت کامل مشخص نیست اما بلحاظ مردم شناسی فرهنگی و جامعه شناختی، در همه ی انتخاب های چند سال و دوره های گذشته این موارد مشترک اند:

مردم به کسی رای می دهند که شعارهایش منطبق بر درد مردم باشد و دارای رنگ و بوی قومی (نه مذهبی) باشد. به کسی رای می دهند که بلحاظ شخصیتی خود را برتر از مردم نداند و در رفتار و گفتار، مردمی(خاکی) و در عین حال قدرت عمل داشته باشد. فن سخنرانی و بیان و به هیجان آوردن مردم را خوب بداند.

با بررسی عملکرد نماینده های قبلی شهر و روش های انتخاباتی آنان  چند شگرد خاص برای هر کدام هم مشاهده می شود مانند اتکا به اصل بوکانی ها، جذب کردن تیر و طایفه ای خاص مانندزیباشهر و امیرآباد، مدرک تحصیلی بالا، موج اصلاحاتی و...

از این رو پیش بینی می کنم که اگر چهره ای جدید و جوان دارای قدرت و فن بیان خوب با ایده هایی واقع گرایانه از طبقه ای متوسط با مدرک تحصیلی بالا و حفظ نمادهای کردی، پا به عرصه ی انتخابات بگذارد و پشت پرده نیروهای تعیین کننده، حمایتش کنند، به طور قطع، بیشترین میزان رای و جذب مشارکت مردم را خواهد داشت. این سخن را بیشتر مردم قبول دارند که ما کاری نداریم نماینده ی ما در کدام کمیسیون عضو است یا نیست. مهم این است که برای ما و شهرما چکار کرده و چکار می کند؟ خودستایی نکند خدمتگزاری کند. بعضی ها بسیار در جزئیات عمیق شده اند و بعضی ها قضایا را بسیار سهل و ساده می انگارند اما چهره میانه رو جدید، در کمترین زمان ممکن می تواند در بوکان، همه ی احتمالات را تغییر دهد. این امکان برای شهر ارومیه یا مثلاً سقز نیست اما برای بوکان، واقعی به نظر می رسد.

4- تیپ شخصیتی، شهره و ظاهر و سیما و مهارت سخنرانی و مردم داری نامزد و نماینده

اکثریت جوان و به ویژه خانم ها به تیپ انتخاباتی و ژست حرفه ای نامزد انتخابات توجه بیشتری دارند تا بقیه ی سنین. دوره های قبل بنا به جامعه سنتی ترمان، بیشتر اعضای خانواده درخصوص رای دادن، تابع نظر بزرگ تر- معمولاً پسرارشد خانواده- بودند.اما امروزه هر کسی به دنبال خواسته های خودو انتخاب خودش است. شاید شنیده باشید که فرزند یکی از نامزدها، به پدرش رای نداده بود! وضعیت ظاهری متناسب و منطبق بر فرهنگ بومی کردی، بیشترین اقبال عمومی را خواهد داشت. اما بهتر است که به تناسب سن و مشاغل و طبقات مختلف دارای تصاویر نسبتاً – نه چندان- متفاوت باشد. نامزدهای این دوره، از این لحاظ مناسب و دارای ظاهر و سیمای مردم پسند می باشند. اما هیچکدام دارای فن بیان غرّا و سخنوری تاثیرگذار نیستند. امروزه خواندن شعر کردی با لحن حماسی، بیشتر مضحک است تا مفرح. تحلیل به زبان عامیانه با مثال ها و داستان های کوتاه بزرگ ترین امتیاز نامزد این دوره در خصوص سخنوری خواهد بود. فرهنگ ایرانی، متاسفانه تخریب و مچ گرفتن را می پسندد لذا رو کردن اشتباهات یا کم وکاستی های نماینده کنونی درملا عام نیز می تواند مرهمی بر دندان کروچه ی نیروهای ریزشی و آرامشی بر جناح های دیگر نیز باشد. اما این ظاهر قضیه است. مردم این نوع رفتار را در باطن خویش نمی پسندند و آن را کاری از روی ضعف و ترویج نامردی و پرخاشگری و بی احترامی می دانند. لذا انتخاب استراتژی سخنرانی در جهت تنویر اذهان و بیان ساده برنامه ها بجای تخریب، بسیار تاثیرگذارتر و نتیجه بخش تر خواهد بود. با توجه به فضای انتخاباتی بوکان، پرکردن این خلا فرهنگ مردانگی و منش دلسوزانه به نفع چهره جدید انتخاباتی خواهد بود که اگر رای آورد چه بهتر که اگر نیاورد مردم از او به نیکی یاد خواهند کرد.

بنابراین بوکان – منظور نامزدها و نماینده - از این لحاظ دارای ضعف اساسی است. عکس کاندیدا و ژست وی باید منطبق بر برنامه ها باشد- نه تکراری و لوس- و در تمام آنها نماد مشخصی تکرار شود تا تداعی گر حافظه  تصویری مردم نیز باشد.

5- تیم اطرافیان نزدیک نامزد یا نماینده و تیپ شخصیتی و شهرت اجتماعی- علمی آنها

به جرات می گویم که تاکنون هیچ یک از نمایندگان و نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی شهرستان بوکان دارای تیم کاری، بازوان توانا، اطرافیان نزدیک و مشاوران مجرب، مردم دوست، کارآزموده، فعال و حرفه ای نبوده و نیستند. یکی پسرعمو و پدرزن و دیگری مسئول تبلیغاتی و آن یکی دانشجوی خوشکل و فلانی سردسته عربده کشان چماق به دست و ... را مشاور و مسئول دفتر و پاسخگوی مردم و گوش شنوا و سنگ صبور مردم قرار می داده اند. فیلم کارتونی افسانه سه برادر مثال خوبی است. سائوسائو با تمام ارتش و نیروی نظامی عظیم خود نمی تواند در مقابل نقشه های کارشناس جنگی مخالفش دوام بیاورد. یا داستان مکانیکی که یک پیچ کارخانه را سفت می کند و چرخ های خوابیده آن دوباره به کار می افتند بیانگر اهمیت نکته دانی و کارشناسی و دادن دکترین و کشیدن نقشه و طراحی پیوندهای پنهان و استفاده از زر و زور و دانایی و ... است.

جذب و جمع تیم های مشاور شناور از تمام سطح شهرستان و تشکیل اتاق فکر نخبگان و کارشناسان، سعه صدر و افزایش ظرفیت سبب می شوند تا تصور اشتباه فرد نماینده از اذهان پاک شود و تصویر زیبای تیم نمایندگی شکل بگیرد و کمی بیشتر از نصف صد، در راستای رضای خدا و خدمت واقعی خلق خدا، نه اکثراً ظاهرسازی و فریب کاری و دروغ بازی و دَم بالایی و جیب شخصی و حساب نزدیکان، قدم برداشته شود. مردم یک شهر هم درست که حافظه جمعی کوتاه مدتی دارند اما شعور دانستن و به قول کردی «به کار و خزمه ت زانین» را هم دارند. اینجاست که عطر خوب نیاز به تبلیغ ندارد و فرد محبوب و مقتدر - به همراهی مجموعه اطرافیان دلسوزش- بر دلها جای دارد و مردم دوستش خواهند داشت.

6- اقدامات پشت پرده سیاست دانان و تاثیرگذاران قدرتمند

در این که میزان، رای ملت است شکی نیست اما برخی نیروها و دست های قدرتمند هستند که می توانند تاقبل از رای گیری ها، جریان های دریایی سرد و گرم را تغییر دهند. مثلاً این درست که تعداد گل، نتیجه بازی بین دو تیم را مشخص می کند و مردم تنها بازی و آنچه از صفحه تلویزیون پخش می شود را می بینند اما همراه با یک تیم، کادر عظیم پشت پرده و سرمایه گذار و تماشاچی جمع کن و بوق چی و روزنامه نگار و... درکار است تا این تیم یا در اینجا نماینده نانی به دست آورد! دو حالت کلی برای یک نامزد انتخاباتی یا نماینده کنونی در این خصوص وجود دارد: اول. فرد نامزد تیم پشت پرده یا فرد قدرتمندی جهت حمایت ندارد ولی از فاکتورهای دیگر استفاده می کند و رای مردم را به دست می آورد و بعد وارد جریان هژمونی قدرت می شود و به قول معروف، دست پیدا می کند یا به جهتی (راست، چپ، میانه رو...) می پیوندد. دوم. افراد بانفوذ محلی و مسئولان قدرتمند شهر طرف تیم نامزد یا نماینده هستند و از قسمت فوقانی هرم قدرت نیز تحت الحمایه می باشد. بهترین حالت ترکیب این دو است یعنی داشتن رای مردم و داشتن تیم قدرتمند پشت پرده. بنابراین هرچه فردی مطمئن تر و تحت الحمایه تر باشد میزان رأی و سلامتش بیشتر است و دست مخالفینش کوتاه تر. بحث تخصصی تر نسبی بودن قدرت و فاکتورهای به دست آوردن آن، نیروهای تاثیرگذار و استراتژی های آنان و همچنین برآورد احتمالات چندبعدی سیاسی در این مقال نمی گنجد.

7- قضا و قدر و قسمت یا به قول برخی ها «موج و موج سواری»

تاریخ پیشین انتخابات در ایران بطور عام و در بوکان بطور خاص با نمونه های عینی خود در سطح خرد و کلان نشان داده است که شرایط اجتماعی، اقتصادی و گاهی سیاسی، حزبی یا فردی را مطرح و مهم ساخته و آنها نیز بر این موج شکل گرفته سوار شده و عده ای توانستند تا کنار ساحل موج سواری خود را ادامه دهند و به آغوش باز مردم در ساحل برسند و حتی گاهی به قهرمان هم تبدیل شده اند. موج اصلاحات چند سال قبل در بوکان، چنین نقشی برای موج سواری ناشی فراهم آورد.موج ها می توانند با اموری خارق العاده که قبلا سابقه نداشته (مانند مدرک دکتری دوره قبل)، بمب خبری داغ (مانند اقدام به ترور)، خصیصه ی بارز مردمی که قلب و احساس مردم را به تحسین وادارد(مانند جوان کرد باهوش و زیرکی از خانواده فقیر بوکانی که ضمن کارگری و نویسندگی در سن بیست و هشت سالی مدرک دکتری گرفته و بخاطر مقامهای ممتاز مقالاتش شهرت ملی دارد)، قدرت مالی زیاد و داشتن طرفداران پرشور و دلسوز و خوشنام و... این موج ها بستگی بسیار زیادی به نحوه مدیریت آن دارند. مانند آتشی است که می تواند عالمگیر باشد یا در همان شعله های اول با بدنفس دادن، خاموش گردد. قدرت موج تعیین کننده استراتژی قدرت ها و دست های پنهان پشت پرده نیز می باشد. چون هیچ نیروی امنیتی نمی خواهد که اوضاع و جریان از اختیارش خارج شود لذا بعد از بررسی جوانب، آنها نیز غالبا همسو خواهند شد.

اسپانسرها مراجعه می کنند و به صورت تصاعدی شور مردمی افزایش می یابد و آن موقع کوچک ترین خبر، تبدیل به بزرگ ترین جریان روز می شود و مردم مشتاق شنیدن جزئیات کار و امور خواهند بود. پیش بینی ها از هر قشر، درون تاکسی و مغازه ها، دفتر مدرسه و کلاس دانشگاه، اتاق رئیس اداره و آبدارخانه ارائه می گردد و اگر ذره ای پیش بینی مثبت باشد در عرض چند روز، اقبال عظیمی به نامزد مورد نظر رو می کند. در چنین موقعیتی، انعطاف و واقع بینی دو سپر لازم نامزد مورد اقبال است جهت جلوگیری از دو بلای شایع غرور و وعده دادن ها!

اگر فضای انتخابات کنونی بوکان به این منوال پیش برود احتمال شکل گیری موج خیلی کم به نظر می رسد مگر اینکه ...