کار تیمی و کار گروهی

غفور شیخی (جامعه‌شناس و پژوهشگر)

به جرات می توان گفت که در فرهنگ نظری و تئوریکی ما ایرانیان به طور عام و کوردها به طور خاص، جای خالی «کار تیمی» به وضوحی و بزرگی مشخص است. نهایتاً می توان این کم توجهی را با «کار گروهی» مقداری توجیه نمود.

 

1-تعریف مفاهیم اصلی

گروه، حداقل به دو یا چند موجود یا انسان که بر اساس روابط و قراردادی مشخص برای رسیدن به هدف یا اهدافی در مدت زمانی، همکاری می کنند گفته می شود. مانند گروه سرود، گروه تلگرامی و...

تیم، حداقل به دو یا چند انسان متخصص و ماهر که بر اساس روابط و قوانین مشخص برای رسیدن به هدف یا اهدافی در مدت زمانی معین، همکاری می کنند گفته می شود. مانند تیم فوتبال، تیم جراحی.

گروه و تیم نقاط مشترک زیادی دارند اما در گروه لزومی نیست تک تک اعضا متخصص و ماهر باشند بلکه بیشتر بر هماهنگی اعضا تاکید می شود اما در تیم هم باید متخصص و ماهر باشند و هم هماهنگ عمل نمایند و هم اینکه عموماً تیم برای انسان بکار برده می شود و کاربرد پیدا می کند.

در جامعه پیشین و سنتی و همچنین شرایط پسین و معاصر، کارهای بسیاری انجام شده و می شود که می توان با عینک کار تیمی یا گروهی بدان ها بازنگری شود. مثلاً یک کاروان حجاج باید تبدیل به یک تیم شود تا بتوان اطمینان حاصل کرد که مناسک زیارت را به درستی بجا بیاورند. «هه‌ره‌وه‌ز و ده‌سته‌واو» نمونه ای از کار گروهی شبیه و نزدیک به کار تیمی در امور کشاورزی بوده که هر یک بر انجام نقش و کار خود توان و شایستگی لازم را دارا بوده است. آماده شدن و مشارکت چند خانواده در تهیه و تدارک یک عروسی یا مراسم فاتحه‌خوانی مثال مناسبی برای کار گروهی است که برای انجام نقش و کار تک تک اعضا، آموزشی داده نشده و امورات عموماً از روی توافق و قرارداد و عرف پیش می رود. نماز جماعت عموم مردم یک کار گروهی است اما نماز جماعت عده ای روحانی و آگاه به مسائل دینی، یک کار تیمی محسوب می شود. بسیاری از والدین در تربیت فرزندان، جدا و فردی و بسیاری هم گروهی و تنها عده ی کمی تیمی عمل می کنند. لشکر عمومی ایرانیان باستان یک گروه بزرگ اما سپاه جاویدان نمونه ی معدودی از یک کار تیمی بزرگ مقیاس بود. می توان ستاد انتخاباتی یک نامزد ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس را گروه و اتاق فکر متخصص و هسته ی مشاوران ماهر را تیم نامید.

 

2-آنچه که اعضای یک تیم باید بدانند

2-1- معرفت‌شناسی، روش، تکنیک

در معرفت‌شناسی(Epistemology)، فرد به دنبال یافتن و داشتن دیدگاه و شناخت و چارچوب نگرش مشخصی است که رابطه بین دانسته ها (علم) و داشته ها (واقعیات) را تعیین می کند. به تناسب نوع تیم و کارکرد و اهداف آن، پرسش‌ها و پاسخ‌های معرفت شناسانه ی متفاوتی وجود دارد. مثلاً آیا واقعاً خدمت به شهر و مردم مفهومی دارد و ممکن است؟ تا چه اندازه شهر و نیازمندی ها و توانمندی های آن را می شناسیم؟

روش (سیستم، تاکتیک، متد)عبارت است از نحوه ی عمل و حرکت در راه و مسیری که از ابتدا تا انتها با استفاده از ابزارها طی می شود. مثلاً قصد دارید از تهران به استانبول بروید می توان از روش هوایی با ابزارهواپیما یا روش زمینی و ابزار ماشین شخصی یا روش تلفیقی و ابزار هواپیما(تا اورمیه) و ماشین استفاده کرد. معمولاً روش، واحد و ثابت و شناخته شده است.

تکنیک، ابزارها و فنون و مهارت های لازم جهت حرکت با روش فوق الاشاره است. مثلاً در یک تیم فوتبال، معرفت شناسی آن است که دیدگاه چنان باشد که اساساً هدف، بُرد و حمله است. روش 3-3-4 را برگزینند و از تکنیک‌های تیکی-تاک در طول بازی و سانتر(ارسال) از کناره در نیمه ی اول و نفوذ مستقیم در نیمه ی دوم بهره گیرند. معمولا تکنیک، متعدد و موقتی و زیاد و خلاقانه اند. شبنامه‌ها و ترفندهای تبلیغاتی در حوزه‌ی تکنیک‌ها قرار دارند مگر برای کسی یا کسانی که هیچ معرفت و روش و گفتمانی نداشته باشند که فرع و حاشیه بر مسند اصل و اساس بنشیند.

برای هر تیمی لازم است تا شناخت جامع و کاملی از معرفت و روش و تکنیک های تیم داشته باشد و در عملیاتی نمودن آن مهارت و تخصص لازم را دارا گردند.

  2-2- پروژه (Project) و پروسه (Process)

پروژه به معنای برنامه ریزی برای انجام کاری مشخص با تعیین نقطه شروع، مدت زمان، ابزارآلات و نقطه ی پایانی است. مانند پروژه روگذر-زیرگذر میدان سیف‌علی بوکان، پروژه ی استخراج و بهره‌برداری از یک معدن، انجام یک معامله. دوختن یک «که‌واوپاتۆڵ»، دزدی از بانک، قبولی در کنکور97 و...

اگر یک پروژه در طول زمان ساری و جاری باشد و برای آن نقطه ی پایان مشخصی تعیین نگردد تبدیل به یک فرایند یا پروسه می شود. مانند پروسه ی خدمت به مردم و شهر بوکان، جهانی شدن، آموزش و پرورش و...

ممکن است درون یک پروسه، چندین پروژه به اجرا در آیند و به اتمام هم برسند. مانند خانمی که پروسه ی بهره‌برداری مالی از مهریه را در زندگی در نظر دارد و هر ازدواج بمثابه یک پروژه است!

مانند پروسه ی اسلام‌ستیزی در دنیا که هر بار پروژه ای تحت عنوان القاعده، داعش، طالبان و... آغاز و افول می یابد.

2-3-تقلید، همانندسازی، هویت‌بخشی

شاید برای شما سوال بوده باشد که چرا با وجود این همه مسلمان و بجاآوردن انواع فرایض و... هنوز در عمل آنچنان که انتظار می رود جوامع ما آراسته و پیراسته نیستند! یا چرا مردم زود به زود رنگ و نظر عوض می کنند و قابلیت اعتماد در جامعه پایین است؟ و... بخشی از پاسخ به این پرسش‌ها در این نهفته است که بیشتر افراد جامعه در کدام یک از سه سطح زیر قرار دارند و اعضای یک تیم کارامد باید در سطح هویت‌بخش قرار گیرند.

گر سعی شود ویژگی‌های یک نقش یا فردی را (مانند عقایدش، ارزش‌ها، اطوار و سبک زندگی‌اش) ادا شود و اصطلاحاً فیلم، بازی گردد، سطح تقلید روی می دهد. مانند مثلِ چارلی چاپلین راه رفتن، صرفاً پای صندوق رفتن و رأی دادن به تقلید از دمکراسی. اولویت یا غالبیت در این سطح با «احساس» است.

اما اگر کم‌کم فقط به تقلید اکتفا نشود و فرد سعی نماید این ویژگی‌های فوق الاشاره را در خود درونی و نهادینه کند، سطح همانندسازی روی می دهد. مانند مبصر کلاس و مثلِ معلم رفتار کردن، مانند انتخاب و استفاده از پوشش و نوع نوشیدنی و تکیه‌کلام فیلم‌های ترکیه‌ای-کره‌ای، دکتر-بیمار بازیِ کودکی. پورنوگرافی و... که در این سطح، اولویت یا غالبیت با «مهارت» است.

اگر فرد یک نقش اجتماعی را فقط تقلید نکند، فقط نهادینه و همانندسازی نکند بلکه تلاش کند تا وظایف این مسئولیت را بیاموزد، با آن زندگی کند و به بخشی از برنامه و دغدغه‌ی زندگی‌اش تبدیل نماید، سطح هویت‌بخشی یا هویت‌یابی روی می دهد. مانند کهنسالی که نمازش را مرتب می‌خواند و به زیردستان توصیه و تاکید می‌کند، مانند مبارزی که به جنگ و جهاد می‌رود. در این سطح، اولویت با «شناخت» است.

یک عضو تیم، باید هم هر سه مفهوم اصلی احساس، مهارت و شناخت را باور داشته باشد و هم در ذات نقش قرار بگیرد.

از اصحاب پیامبر(ص) می توان گفت که خلفای راشدین و عشره مبشره و اهل بیت و تابعین جزو اعضای هویت‌بخش امّت بودند.

در بوکان، بسیاری از افراد و حتی ائتلاف‌ها و برخی مسئولین، در همان سطح اول تقلید مانده اند و گرفتارند ولی شعارها و ادعاهای سطح سه را دارند! تا زمانی که آرزوی پیشرفت، شهروندمداری، نظارت مردمی و مطالبه‌گری، شهر زیبا و توسعه یافته تبدیل به دغدغه اکثر شهروندان (مردم و مسئولین) نشود و در عمل هم مسئولیت های این سطح را در حد توان و امکان بجا نیاورند نمی توان انتظار «زیادی» داشت.

2-4- حمایت و حفاظت تیمی

اگر هر یک از اعضای تیم الف-به آنچه که نیاز دارد ب-در هر شرایط ممکنی مجهّز و تأمین گردد، حمایت (Support) نامیده می شود. مثلاً تهیه جهیزیه و تامین روانی دختر توسط والدین هماهنگ. تامین برنامه و نیرو و پول و... برای یک نامزد مجلس.

اگر از الف-داشته ها و موجودیت یک عضو ب-در هر شرایط ممکنی پ-با نظارت و توصیه و قوانین و... نگهداری گردد، حفاظت (Protection) نامیده می شود. مثلا تعویض بازیکن پاطلایی در مقابل رقیب خطرناک. جلوگیری از برون‌رفت اطلاعات محرمانه و...

معمولاً حمایت، پشت‌گیری و حفاظت، دُورگیری است. به این معنا که حمایت، نیروبخشیِ جمعی برای فرد در کارزار با دیگران است و حفاظت، مجموعه تدابیرِ کنترل درون-عضوی از گزندهاست. مثلاً خداحافظ شما یعنی خدا از آنچه که هستید، نگهداری کند تا بدون کم‌وکسر و مشکل باشید.

بنابراین هر عضو تیم، در مقابل تک‌تک اعضا، باید نقش و مسئولیت «حمایت و حفاظت» را دارا باشد  چرا که حمایت و حفاظت، همواره محبّت و مسئولیت‌پذیری را ایجاد و افزایش می‌دهد و از حسودی، آتوگیری، مشکل‌تراشی، خوشحال‌شدن به بدبختی دیگری می کاهد.

در بوکان، به شدت به این نیاز هست که مردم و مسئولین نگرش حمایتی و حفاظتی نسبت به هم داشته باشند تا از اختلاف ها کاسته شود و به سمت همگرایی و خدمت راستین و کار گروهی و تیمی و پیشرفت پیش برویم.

 

جمع بندی

یک تیم، معرفت شناسی شفاف، روش و تکنیک‌های مختلفی دارد. با دورنمایی پروسه‌ای، به صورت پروژه‌ای پیش می‌رود و اعضای هویت‌بخش آن، سرمایه‌های انسانی‌اند. حمایت و حفاظت اعضا برای همه‌ی جوامع و خانواده‌ها لازم است اما در یک تیم، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. باید خواهش نمود تا کارتیمی با ویژگی‌های متعدد آن در جامعه‌ی ایرانی به ویژه مناطق کوردنشین و بالاخص شهرستان بوکان با مصادیق و مثال‌ها شناسانده شود چرا که این موهبت، موتور محرکه‌ی نیرومندی برای تسریع و پیشبرد توسعه‌ی جامعه است.

منبع

-شیخی، غفور (۱۳۹٦) کار تیمی و کار گروهی، نشریه‌ی پیام بهاران، سال ششم، شماره‌۱۰۵، ص3