1-جایگاه فرهنگ در توسعه

سه رکن و ستون اصلی فرهنگ

سه رکن و ستون اصلی توسعه

2-نابرابری جریان اطلاعات در دنیای غرب و اسلام

مورد اول:

1-چه اطلاعاتی؟ (ذات و ماهیت و اهمیت و انواع اطلاعات و سندیت)

2- با چه ابزار و شکلی؟ (موتورهای جستجو، تولید محتوا، رسانه، اینترنت، نرم افزار، تبلیغات و...)

3- توسط چه متخصصانی؟ (مولدان و سازندگان، توزیع کنندگان، )

4- با چقدر هزینه؟ (پول، نفرات، معاملات، ترفند و شبنامه، جعل و خبرسازی و...)

5-چرا و با چه اهداف و نتایجی؟ (جهت دادن به افکار عمومی، رد کردن گم، افزایش فروش، جذب پیرو و مقلد، تضعیف رقبا، اهرم فشار و...)

مورد دوم:

 

3-لیبرالیسم و نقد آن

لیبرالیسم فلسفه‌ای سیاسی است که برای حقوق مدنی و سیاسی افراد اهمیت زیادی قائل است. لیبرال‌ها خواستار تضمین قلمرو برای آزادی شخصی افراد هستند که شامل آزادی وجدان، سخن، انجمن و اشتغال است و دولت جز برای حمایت از دیگران در برابر زیان حق دخالت در امور را ندارد.جان سالوین شاپیرو لیبرالیسم را این‌طور تعریف کرده است:

«لیبرالیسم را می‌توان به‌طور دقیق نگرشی به زندگی و مسائل آن وصف کرد که تأکیدش بر ارزش‌هایی همچون آزادی برای افراد، اقلیت‌ها و ملت‌هاست.»


انواع لیبرالیسم

لیبرالیسم را در پنج دسته تقسیم‌بندی می‌کنند:

  1. لیبرالیسم فرهنگیحمایت از اندیشه بیان در آزادی‌های فردی و اجتماعی و ترویج فرصت‌های آزادی و انعطاف‌پذیری اخلاقی و... 
  2. لیبرالیسم دینیدین امری شخصی است و حقایق دینی با هیچ مقطعی از تاریخ و فرهنگ گرده نخورده است. 
  3. لیبرالیسم اخلاقیمعیار تشخیص خوب و بد هر چیز، خود انسان است و به همین دلیل امیال ظاهری انسان‌ها همان میل‌های واقعی آن‌هاست و باید به آن احترام گذاشت. 
  4. لیبرالیسم اقتصادیدفاع از حریم مالکیت خصوصی و سرمایه‌داری و دخالت حداقلی دولت بر فعالیت‌های اقتصادی افراد 
  5. لیبرالیسم سیاسیباورها و اعتقادات هر کسی قابل احترام است و دولت باید زمینه‌ای فراهم کند که هر کسی بتواند مراسم مذهبی خود را داشته باشد. بعضی از صاحب نظران انواع دیگری از لیبرالیسم را هم تعریف کرده‌اند؛ از جمله لیبرالیسم کلاسیک، لیبرالیسم  دموکراسی و  نئولیبرالیسم.


اصول لیبرالیسم

لیبرالیسم هم مانند هر مکتب دیگری اصول و مبانی خاص خودش را دارد که عبارت‌اند از:

  1. فردگراییرکن اصلی لیبرالیسم که نشان‌دهنده آن است که فرد و حقوق او بر همه چیز مقدم است. 
  2. اصالت آزادیآزادی بالاترین ارزش‌هاست و هیچ مانعی نمی‌توان بر سر راه آن قرار داد و تنها حد موجود برای آن، آزادی سایر افراد است. 
  3. انسان‌مداری (Humanism): هر چیزی حتی اخلاق و دین باید بر اساس میل و نیاز انسان‌ها تعریف شود. به عبارت دیگر این دین و اخلاق است که خود را با انسان هماهنگ می‌کند. 
  4. سکولاریسم (Secularism): دین از امور روزمره زندگی جداست و نمی‌توان آن را در مسائل زندگی دخالت داد. 
  5. سرمایه‌داری (Capitalism): لیبرالیسم با سرمایه‌داری و اقتصاد بازار رابطه تنگاتنگی دارد. 
  6. عقل‌گراییعقل و خرد آدمی برای هر کاری کفایت می‌کند.

سایر اصول لیبرالیسم عبارت‌اند از: تجربه‌گرایی، علم‌گرایی، سنت ستیزی، تجددگرایی، پلورالیسم معرفتی، پیشرفت باوری،  تساهل  و تسامح.
لیبرالیسم و اسلام

با توجه به تعریفی که از لیبرالیسم داشتیم می‌توان نتیجه گرفت که هیچ وجه تشابهی میان اسلام و لیبرالیسم وجود ندارد. از جمله تضادهای اسلام و لیبرالیسم به این شرح است:

  • اسلام مخالف آزادی و سرمایه‌داری به سبک لیبرالیستی است. اسلام ترویج عقاید گمراه کننده را ممنوع می‌داند و با فروش کتاب‌های گمراه کننده مخالف است.
  • آزادی از دیدگاه اسلام شامل بعد مادی و معنوی انسان می‌شود اما لیبرالیست‌ها فقط بعد مادی انسان را مشمول آزادی می‌دانند.
  • اسلام بر خدامداری تأکید دارد و قانون‌گذار اصلی از نظر اسلام خداست.

انسان غیرموقعیت‌مند، فردگرایی غیراجتماعی، جهانشمول‌گرایی، ذهنی‌گرایی و بی‌طرفی مهم‌ترین مواضع لیبرالیسم است که اجتماع‌گرایان آن را نقد کرده‌اند. اجتماع‌گرایان معتقدند فرد را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن زمینه و متن فرهنگی و اجتماعی‌ای تصور کرد که فرد خود بخشی از آن است. همان‌گونه که زبان و فلسفه زمینه‌محوراست، فرد نیز در زمینه‌های بسیار متفاوت فرهنگی تبیین و تعریف می‌شود. بنابراین، نمی‌توان برای آن ویژگی‌های جهانشمول ارائه کرد. اجتماعی بودن «خود» موجب می‌شود نتوان آن را از ویژگی‌هایش جدا کرد و قواعدی بی‌طرف و غیرمرتبط با برداشتی از خیر برای بنا نهادن اجتماعات سیاسی ارائه کرد. سیاست و سعادت از نظر اجتماع‌گریان بر خلاف لیبرال‌ها، تفکیک‌ناپذیرند.

چهار متفکر برجستهٔ جامعه‌گرا یعنی سندل، مکینتایر، تیلور و والتسر.

این موضوعات نقد عبارت‌اند از: رابطه فرد و جامعه، رابطه حق و خیر، جهان شمولى ارزش‌­هاى لیبرالى و ادعاى بى‌طرفى.

 اصول و آموزه های اسلامی در تقابل آشکار با این تلقی از لیبرالیسم است و این موضوع را در سه محور (آزادی، حق و خیر و فرد و جامعه) دنبال می کند . می توان لیبرالیسم را تعهد به مجموعه ای از باورها و ارزش های مبهم و کلی مانند آزادی و استقلال فرد دانست . ازاین رو، لیبرال ها به طور سنتی از کاپیتالیسم و بازار آزاد اقتصاد، مالکیت خصوصی، آزادی اندیشه و بیان و مذهب، حقوق و آزادی های سیاسی و محدود کردن حریم دولت دفاع کرده اند; گرچه در هر یک از این عرصه ها با اختلاف نظرهایی روبه رو هستیم، اما با تسامح می توان ادعا کرد که نحله های لیبرال، آزادی فرد را بالاترین ارزش سیاسی می دانند مالکیت خصوصی، آزادی های فردی، تساهل سیاسی و مذهبی و سیستم بازار آزاد از زمره ارزش های مورد تاکید لیبرال هاست; حال آنکه اگر در همه امور میزان خواست و رای اکثریت باشد.