فرهنگیان چه می خواهند و چه باید کرد؟

فرهنگیان چه می خواهند و چه باید کرد؟

غفور شیخی

الف- اهمیت و نقش فرهنگیان

درخصوص قداست و عظمت شأن معلم، اهمیتِ کار و تلاش و نقش وی در فرایند پرورش و آموزش افراد جامعه، شک و تردیدی نیست. چرا که فرزند خانواده تا از آب و گل بیرون می آید در اختیار خانواده و به ویژه مادر است و سپس در اختیار آموزش و پرورش و به ویژه معلم است. پس تمام خمیرمایه و ذهن و شخصیت و هویت تک تک فرزندان این جامعه، تحت آموزش رسمی فرهنگیان هستند و تمام زندگی و عمر فرهنگیان نیز در اختیار همین امر مهم است و در راستای تعلیم و تربیت صرف می شود. بنابراین این یک امر زیربنایی، بسترسازی فرهنگی و توسعه کلانِ بلندمدت است. نقش و تاثیر رسانه های جمعی، گروه همالان و سایر شاخص ها در فرایند آموزش و پرورش از یک طرف و شغل جانبی فرهنگیان و برخی کاستی ها و مشکلات دیگر نیز خارج از این بحث اصلی اند.

 

ب- اصل جریان

فرهنگیان کشور، طی گذر ایام، از پی آمد و شد دولت های مختلف و از جانب جامعه، مورد بی مهری های مختلف قرار گرفته اند. سه نقطه حساس بدنه آموزش و پرورش ضربات و لطمات اساسی خورده اند:

1-معیشت: این قسمت شامل حقوق، مزایا، تسهیلات، بن، اضافه کار و... است که در کل، بیانگر وضعیت درآمدی و مالی فرهنگیان و بودجه خود آموزش و پرورش می باشد. بودجه ای که برای سازمان آموزش و پرورش و حقوق معلمان مصوب می شود نسبت به فعالیت، حساسیت کار، اهمیت وظیفه، نرخ تورم و وضعیت اقتصادی جامعه، بسیار ناچیز است. این بیانگر کم توجهی مجلس شورای اسلامی به این نهاد مهم و اساسی کشور است و این کج اندیشی، سهل انگاری و تبعیض نمایی مجلس در قیاس با سایر نهادهای دولتی و سازمان های کارمندی دیگر به وضوح قابل مشاهده و نقد و بررسی است.

2- منزلت: شاخص های منزلت از جامعه ای تا جامعه ای دیگر معمولاً متفاوت است اما اهمیت کار، میزان حقوق و درآمد، نگرش جامعه به آن شغل، کمیابی و کمتر در دسترس بودن و سخت به دست آمدن و... می توانند ملاک هایی برای منزلت یا نزولت باشند. مجلس شورای اسلامی، دولت، خود آموزش و پرورش، صداوسیما و خانواده ها در افزایش یا کاهش منزلت فرهنگیان، هر یک به سهم و نوبت خود دخیل اند. جالب توجه است که همه این نهادها هم به همدیگر مرتبط اند و کاهش یا افزایش منزلت فرهنگیان برابر با کاهش یا افزایش منزلت کل جامعه است. به عبارت دیگر داشتن سازمان آموزش و پرورش چابک، پویا، ثروتمند و با تحصیلات عالیه برابر با بالارفتن استانداردهای تربیت و آموزش فرزندان همین جامعه است و کیست که نخواهد فرزندش در محیطی با استانداردهای بالای جهانی و انسانی پرورش نیابد؟ اما قدر و حرمت و منزلت فرهنگیان طی سالهای گذشته تاکنون، سیر نزولی در جامعه داشته است.

3- آموزش: این بخش شامل ساختمان مدارس، امکانات آموزشی، هوشمندسازی و چندرسانه ای بودن، کمّی و کیفی و توصیفی بودن ارزشیابی های مستمر و تکوینی پایانی و غیره است. آموزش و پرورش و مدارس با حداقل سرانه و بودجه اقدام به ایجاد تغییر رویه سنتی آموزش و پویاسازی روش های نوین تدریس نموده اند و این ناموزونی سبب ایجاد شکاف ها و شک و شبه هایی در حیطه اقتدار معلم، وضعیت نمره دهی ، مبحث حرف شنوی دانش آموزان، کارامد بودن یا نبودن نظام توصیفی، خصوصی سازی و هیئت امنایی شدن برخی مدارس، وضعیت کلاس های تقویتی، جبرانی و کنکوری و...،  انتصاب رابطه ای مدیران مدارس و غیره سبب ناموزونی در امر آموزش شده اند.

 

پ-اکنون، درخواست فرهنگیان چیست؟

برخلاف آنچه که بیشتر رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی در جامعه می پندارند که درخواست معلمان صرفاً برای افزایش حقوق است و از پایین بودن حقوق شان نسبت به سایر نهادها مانند بهداشت، بانک، مخابرات و برق و... گله مندند، باید اذعان داشت که درخواست اصلی فرهنگیان، هشدار به کل جامعه و نیروی انسانی کشور است که اگر این وضعیت نابسامان آموزش و پرورش ادامه یابد نسل های بعدی درخصوص ارزش ها، اخلاق، نیازهای جامعه، هویت ملی و تعلق و تعهدها دچار مشکلات جدی و معضلات اساسی می گردد. لذا دلسوزان این نظام و برنامه ریزان دست اندرکار و مجلس شورای اسلامی باید عزم را جزم کنند و تصمیم های هوشمندانه و دورنگرانه و حکیمانه در این خصوص اتخاذ نمایند چرا که آموزش و پرورش ناراضی و ناموزون و کم توان مالی، قادر به تحویل دادن نیروی انسانی سالم و پویا و متعهد به جامعه نخواهد بود و این به معنای ضعیف شدن تدریجی جامعه و سست شدن بی رنگ ارزش های اسلامی و انقلابی و ملی خواهد بود. لذا درخواست های فرهنگیان، در یک جمع بندی کلی، حداقل شامل این موارد است:

1- افزایش بودجه و سرانه از جانب مجلس شورای اسلامی و تلاش دولت به ویژه وزارت آموزش و پرورش در راستای جلب و جذب بودجه مالی بیشتر برای کل آموزش و پرورش که سازمان بتواند برنامه های اساسی و تغییرات مقتضی و تقویت های لازم را به انجام برساند. چرا که بیشترین بودجه ای که به وزارت آموزش و پرورش اختصاص داده شده صرفاً کفاف حقوق معلمان و هزینه های جاری را می کند و این به معنی تعطیل شدن یا ناقص اجراشدن سایر امورات مهم آموزشی و پرورشی دیگر است. بنابراین اداره آموزش و پرورش شهرستان ها یا مدیر اداره یا مدیرکل، مخاطب اصلی معلمان و فرهنگیان نیستند بلکه این مجلس شورای اسلامی است که باید پاسخگو باشد. آن هم دو حالت دارد یا بودجه به وزارت اختصاص داده شده و صرف حقوق و مزایا و مسائل آموزشی نمی شود که اگر اینطور است مجلس باید اطلاع رسانی کند و برای تبلیغات خودشان هم بی اثر نخواهد بود یا بودجه کافی به وزارت اختصاص داده نشده و مجلس خود را پشت مدیران آموزش و پرورش پنهان کرده است. فرهنگی و معلمان کشور فقط برای افزایش حقوق خود تلاش نمی کنند بلکه برای جلب و جذب بودجه و سرانه خیلی بیشتر برای کل وزارت و سازمان آموزش و پرورش اقدام می کنند.

2- رفع تبعیض و افزایش حقوق و هماهنگ سازی درآمدها و تسهیلات. این بدین معناست که حداقل دریافتی هر فرهنگی باید بیشتر از حداکثر دریافتی سایر ارگان ها و نهادهای دولتی و کارمندی باشد. چرا که تمام این جامعه مهندسین، پزشکان، مدیران و ...  زیردست همین مربیان و فرهنگیان آموزش و تعلیم می بینند و این تاحدودی جبران زحمات و حساسیت وظیفه فرهنگیان را خواهد کرد. از دغدغه و تشویش افکار فرهنگیان می کاهد و به آنان امیدواری و قوت قلب و رضایت از کار و تعهد سازمانی می بخشد و در نتیجه کیفیت کار و آموزش و مسئولیت پذیری ارتقا می یابد و این باز چرخه ای است که در نهایت به نفع کل کشور و جامعه خواهد بود. اگر دولت کسری بودجه دارد افزایش حقوق برای سایر نهادهای دولتی نیز نباید روی دهد، اگر نهادها و اداره های دیگر اعتبارات داخلی دارند باید برای آموزش و پرورش نیز این نقیصه جبران گردد.

3- افزایش منزلت و قدر و حرمت فرهنگیان از طریق صداوسیما، تهیه فیلم ها و سریال هایی مبنی بر اهمیت و حساسیت کار معلمی و مربیگری جامعه، القای ارزش های احترام به معلم و برجسته نمایی ایثار و تلاش و زحمات آنان، توصیه به خانواده ها مبنی بر جدی تر گرفتن هماهنگی با مدرسه و مربیان فرزندان و پرهیز از هر نوع مزاح و ایجاد شکاف بین آموخته های مدرسه و منزل، پرهیز از رسانه ای کردن پرداخت برخی معوقات و اضافه کار آموزش و پرورش... که تمامی این موارد می توانند با دست در دست هم دادن بر حرمت افزایی موثر باشند. چرا که نگاه مصرفی به آموزش و پرورش کاملاً نادرست است و اصل تولید همان تربیت و پرورش است.

 

ت- راهکار و پیشنهاد

اگر واقعاً قصد چابک سازی، تقویت آموزش و پرورش، بهبود وضعیت معیشتی و منزلتی معلمان باشد راه های ساده و عملیاتی بسیاری وجود دارد. از جمله:

1- اختصاص بخش بیشتری از مالیات ها و عوارض ارگان ها، نهادها و اداره های مختلف مانند وزارت نفت، شرکت مخابرات، شهرداری ها، بانک ها و... به آموزش و پرورش برای اجرای دیگر کارهای غیراز حقوق و درآمد فرهنگیان و کارکنان (مانند مدرسه سازی و مرمت، امکانات هوشمندسازی و کمک آموزشی و مصارف روزمره و...)که در آنصورت مقدار بیشتری از بودجه وزارت برای حقوق و مزایا می ماند.

2- ایجاد امکان درآمدزایی آموزش و پرورش از محل تجاری- آموزشی سازی مدارس، املاک و مناقصات و ... که نیازمند اجرایی نمودن بندهایی از قوانین و بخش نامه های داخلی می باشد. این به معنای دورافتادن از امر آموزش و پرورش نیست بلکه ایجاد یک پست اداری برای پیگیری و نظارت این امور کفایت می کند.(آیا درآمدزایی موقوفات سبب کاهش حج و زیارت شده است؟)

3- در راستای مطالبات و درخواست های فرهنگیان این پیشنهاد مطرح می گردد که مدیر اداره شهرستان، امام جمعه، چند نفر از نمایندگان فرهنگیان، نماینده مجلس شورای اسلامی شهرستان هیئتی را تشکیل دهند و این جریان تجمع فرهنگیان و اعتراض آنان به وضعیت موجود را کانالیزه و کنترل نمایند و بجای در مقابل ایستادن، همراهی نموده و کل جریان و فرایند را از راه قانونی و منطقی که به بیراهه و حاشیه کشیده نشود، به استان داری و مدیرکل استان منتقل نمایند. در استان نیز این گروه تشکیل شود و وزارت آموزش و پرورش، دولت را ملزم به چانه زنی بیشتر در این خصوص با مجلس و دریافت بودجه بیشتر نماید. همین منوال در سایر استان ها برگزار گردد. این جریان به نفع کل آموزش و پرورش و جامعه و کشور است و نباید از آن برداشت سیاسی یا غیرقانونی یا جنجال سازی و غوغاسالاری شود. تک تک نمایندگان مجلس، مسئول پاسخگویی به جامعه فرهنگیان کشور هستند.

 منبع:

- شیخی، غفور (1393) فرهنگیان چه می خواهند وچه باید کرد؟، نشریه صدای آشنا، هفته آخر اسفندماه، شماره 104، ص 3

دانلود مطلب در محیط Word

تحلیل مسائل اجتماعی

تحلیل مسائل اجتماعی

نظردادن (comment, opinion) با تحلیل کردن (analysis)، توصیف نمودن (description)، تبیین  و تفسیر (explanation) یا ارائه نظریه (theory)، متفاوت است. خیلی از افراد نظر می دهند و به این معنا نیست تحلیل می کنند. خیلی از افراد هستند که پرحرفی می کنند، با انرژی و حق به جانبی بحث می کنند اما به این معنی نیست که بیراهه نمی روند و گزافه نمی گویند.

تحلیل کردن مسائل نیاز به حداقل 5 فاکتور اصلی زیر دارد:

1- مهارت در شناخت وضع موجود (خوب دیدن)

2- داشتن آگاهی و اطلاعات کافی و درست (بمثابه مصالح برای ساختمان)

3- شمّ به هم ارتباط دادن مفاهیم و مقوله ها (بمثابه کاموابافی ماهر)

4- رعایت انصاف و حق در بیان (موضع گیری)

5- شفاف سازی مسئله و ارائه راهکار

بنابراین می توان گفت که در هر تحلیلی، نظری و یا نظرهایی هست اما هر نظری، تحلیل نیست.

مسئله ی اجتماعی (Social problem) نیز با اشتباه (wrong)، آسیب (patho)، مشکل شخصی و پدیده (phenomena) متفاوت است. یک مسئله ی اجتماعی نیاز به حداقل 4 ویژگی زیر دارد:

1- درک عمومی از مشکلی منفی که عینی و محسوس باشد، وجود داشته باشد (یعنی مشکل شخصی که روانی- ذهنی باشد، مسئله اجتماعی نیست).

2- دشواری و جدی بودن مشکل برای عده زیادی از مردم (یعنی مشکل یک یا دو نفر یا خانواده یا یک مدرسه و اداره، مسئله اجتماعی نیست).

3- نسبتی از خوش بینی و امکان کنترل و تغییر در آن وجود داشته باشد (یعنی مرگ، مسئله ی اجتماعی نیست).

4- باید و الزاماً آن را تغییر داد و تغییر هم منطقی است (یعنی نمی توان از آن غافل شد و بی خیالش بود).

بنابراین تحلیل مسائل اجتماعی به این سادگی و در توان هر کسی نیست و نیاز به کارشناس و متخصص این وادی و واحی دارد.

مهم ترین مسائل اجتماعی که درگیر و گریبان گیر یک کشور، شهر یا منطقه ای است از طریق میزان جرائم و آمارهای ثبت شده و گزارش های رسمی و غیررسمی، طی برهه ای از زمان، به دست می آیند و اولویت بندی می گردند که باید مورد توجه برنامه ریزان کشور، مسئولان شهر، مجلس شورای اسلامی، صدا و سیما، خانواده ها و برخی نهادهای متولی امور اجتماعی قرار گیرند. به عنوان مثال می توان از مهم ترین آسیب های اجتماعی به مشکلات خانوادگی (مانند طلاق، مشاجره و خیانت عاطفی) اعتیاد، بیکاری و... اشاره کرد.

اهمیت و ضرورت تحلیل مسائل اجتماعی در آن است که شناخت دقیق و مفیدی از مشکل جمعی و معضلات جامعه ارائه می دهد.

 

انواع مسائل اجتماعی

- دسته ای مسائل بصورت عینی و واقعی، فراگیر و حاد که قابل تغییر و اصلاح اند وجود دارد و ممکن است در یک جامعه (مثل ایران، آذربایجان غربی، ارومیه) مطرح باشد و نیازمند پیگیری و حل و فصل اما ممکن است در جامعه ای دیگر (مثل گرجستان، ایروان) مطرح نباشد. مانند حجاب گریزی.

-دسته ای که واقعیت خارجی و بیرونی و عینی ندارند و «به طرق مختلف (از جمله سازه‌گرايي) در بستر آگاهي مردم جاي مي‌گيرند و غالب مردم جامعه نسبت به حل و فصل، تغيير و يا بهبود و اصلاح آن، دغدغه دارند و در انديشه خود نياز به چاره‌جويي احساس مي‌كنند و به دلايل مختلف و شايد مطامع خاص به ضرب تكنولوژي هاي ارتباطي و رسانه‌ها، بي‌آنكه واقعيت داشته باشند به عنوان يك معضل هولناك به باور قشرهاي وسيعي از مردمان جامعه، به طرز ماهرانه‌اي گنجانده شده‌اند».

- دسته ای مسائل اجتماعی، پنهان و غیرآشکار هستند. یعنی «مضلات عيني و واقعي است كه در بيرون از ذهن مردمان جامعه، پيكر اجتماعي آنان را آزار مي‌دهد، بي آنكه غالب افراد جامعه از آن آگاه باشند يعني مسأله واقعاً وجود دارد بي‌آنكه اجتماعي شده باشد يا بي‌انكه افكار عمومي جامعه نسبت به آن آگاهي و اطلاع پيدا كند. می توان گفت اين بخش از «معضلات اجتماعي نشده» نظير «شكاف طبقاتي» «نابرابريهاي اجتماعي» «ضعف و نارسائيهاي فرهنگي به ويژه فرهنگ كار و توليد» «ساختار جمعيتي و عدم تناسب آن با قدرت اقتصادي» «پايين بودن مهارت نيروي كار» «شبكه‌هاي قاچاق»، «نارسائيهاي مزمن نظام آموزش و پرورش» و... غالباً در بستر آگاهي مردمان جوامع به اصطلاح جهان سوم قرار نمي‌گيرد».

برای شناخت دقیق جامعه و ارائه تحلیلی کارا از مسائل اجتماعی، توجه به این آگاهی بخشی، انواع مسائل، نوع نگرش و انجام تحلیل بجای مفاهیم مرتبط دیگر، لازم و ضروری می نماید که امید است مورد توجه قلم فرسایان و دغدغه مندان حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد.

 منبع

- شیخی، غفور (1393) تحلیل مسائل اجتماعی، نشریه سراسری صدای آشنا، سال 9، شماره 103، ص2

 لینک مستقیم دانلود این مطلب

مدیریت آسیب شناسی انتخابات پیش رو

مدیریت آسیب شناسی انتخابات پیش رو در بوکان

حدود یک سال از این تاریخ به دور دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، زمان باقی است. نهادهای رسمی امنیتی و صلاحیتی مشغول رصد کردن گزینه های احتمالی نامزدها و سبک و سنگین کردن آنها از جنبه های مختلف (سن، تحصیلات، پایبندی به نظام، وجهه اجتماعی، اقبال عمومی، تجربه و پیشینه، صلاحیت، میزان آراء احتمالی، نظر معتمدان و اهل مشورت درباره وی، پرونده قضایی و...) هستند. در میان مردم محترم شهر و تاحدودی روستا نیز کم کم زمزمه هایی مبنی بر اینکه انتخابات کِی هست و چه کسی یا کسانی جلو می آیند شنیده می شود. لازم به ذکر است استانی شدن انتخابات برای این دوره مقدور و عملی نیست و اگر هم باشد استان آذربایجان غربی مستثنی است. به نظر می رسد در بوکان سرفراز، ظهور چهره یا چهره های جدید با برنامه های کاربردی تر، رویکردهای صادقانه تر و با شناخت عمیق تر از کمبودها و آسیب ها و راهکارها به شدت مورد نیاز جامعه است تا روال کُند و آرام پیشرفت و تا حدودی پسرفت این شهرستانِ لایق را تسریع نماید. از اکنون می توان همزمان با این نهادهای رسمی دولتی، در میان مردم، مباحث شناختی و گفتمان های انتخاباتی (نه تبلیغاتی) را مطرح نمود تا انتخابات سالم و صحیح طبق موازین نظام ایران اسلامی برگزار شود و گزینه های درشت و درست جلو بیایند و با قدرت و صداقت و عقلانیت به رقابت سالم بپردازند و برای این دیار شایسته و پرپتانسیل، مفید واقع گردد. در این راستا ذکر چند مورد شایان توجه عموم است:

1- برای نمایندگی مجلس، یک شخص نباید مدنظر قرار گیرد بلکه یک تیم کاری و گروهی فعال و پویا مدنظر باشد. ممکن است فردی مردمی از داخل تیم و گروهی خوشنام و شناخته شده در جامعه به مردم معرفی گردد که ملاک های سنتی نماینده مجلس و ستاد سنتی را نداشته باشد(مانند قیافه آنچنانی، پول زیاد، حضور در مجالس ترحیم، تیپ موسیقی ستادی و...) اما کارا و کاری و بابرنامه باشد. لذا لازم است که فرد نامزد، درون گروه و اطرافیانش شناخته شود و مردم فقط از شخصیت و کار وی نپرسند بلکه از تمام جوانب همکاران و اطرافیان ستادی و تیم مشاوران و اتاق های فکری اش نیز پرس و جو به عمل آورند. بارها شنیده ایم که گفته اند فلانی خودش فرد خوبی است اما حیف که فلانی و فلانی و... با اوست و برایش خط و نشان می کشند. این به معنای نادیده گرفتن برخی اقشار جامعه و شخصیت ها نیست بلکه در امور مهم تصمیم گیری و اجرایی لازم به حضور نمی نمایند.

2- تغییر نگرش درخصوص ملاک های سنتی نماینده مجلس لازم و ضروری است. برخی از این ملاک های سنتی عبارت اند از داشتن تیره و طایفه زیاد (هرچند که این تاثیرگذار بر آراء است اما ملاک مقبولیت و انتخاب نباید باشد)، داشتن روابط پشت پرده دوستی و کاری با سرمایه دارها و سرشناس های شهرستان، حضور در مراسم ختم و فاتحه خوانی، ثروتمند بودن و داشتن ملک و املاک، سخنران و غرّا و فصیح بودن، پوشش لباس کردی، ایجاد موج با مثلاً اظهار همدردی با مردم یا مخالفت علیه برنامه ای از دولت یا نظام، وعده و وعید آسفالت و کارخانه و استخدام و وام و...، از خانواده فلانی یا پسر فلان شیخ و سید و ملا و دکتر و.... بنابراین این ملاک ها باید تغییر کنند چون با این ملاک ها، شخص مناسب این کار (نمایندگی مجلس) انتخاب نمی شود چنان که با مصالح آجر و گچ و چوب نمی توان برج شیشه ای ساخت. کدام ملاک ها باید مورد توجه عموم باشند و از آنها شناخت پیدا کنند تا فرد مناسبی برای مجلس انتخاب گردد تا از تکرار مکررات و هدررفتن بودجه و عقب ماندن برنامه های عمرانی و... در امان بمانیم؟ به عبارت دیگر ملاک های شایسته تر و مدرن تر برای انتخابی مناسب کدامند؟ برخی از اهم این ملاک ها عبارت اند از

الف- داشتن هدف و دغدغه نظام و خدمت به مردم و کسب رضای الهی: چه بسیار نمایندگان و سناتورها هستند که درگیر حلقه های تودرتوی مافیای قدرت و منفعت طلبی و شخصی کاری و تظاهر و عوام فریبی اند و هنگامه نزدیک به انتخابات، داد خدمت می زنند و گلو با سوگند پاره می کنند و چشم با اشک تر می کنند و تن به لباس کُردی می آرایند و سر کیسه را شل می کنند و زبان چرب و اخلاق نرم می کنند و با اظهار پشیمانی و قول های جدید و لبخندی ملیح، رأی جمع می کنند! در حالی که مقام معظم رهبری تأکید می کنند که «اولويّت‌ها را در نظر بگيريد. همه كارها را دفعتاً نمى‌شود انجام داد...برادران عزيز!بعضى از كارها توبه دارد، بعضى از كارها توبه هم ندارد، چون اصلاحش ممكن نيست...كسانى در جامعه با استفاده از فرصت‌هاى نامشروع توانسته‌اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگي‌هاى تجمّلى فراهم كنند ولی جمع كثيرى از مردم كه در بين آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاييان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنير بچه‌هايشان را فراهم كنند...شما مى‌خواهيد جواب چه كسى را بدهيد؟شما مى‌خواهيد دل چه كسى را خوش كنيد؟شما مى‌خواهيد چه كسى از شما راضى باشد؟»(دیدار رهبر انقلاب با نمایندگان مجلس ششم در 29 خرداد 1379).

مرحوم اقبال لاهوری درخصوص خدمت به مردم می سراید:

« سروری در دین ما خدمتگری است... عدل فاروقی و فقر حیدری است

هر که یکدم در کمین خود نشست... هیچ نخچیر از کمند او نجست »

ب- ارائه برنامه های عملیاتی و کاربردی و تفکیک برنامه از شعار و تبلیغ و ترفند: بجای اهمیت دادن به غوغاسالاری نامزد یا وعده و وعیدهای رنگارنگِ او باید جویایِ پرسشگر برنامه ها و اهداف وی و تیم مشاوران و همکارانش شد. مردم امروز جامعه ما خوشبختانه به نسبت سال های گذشته درخصوص مسائل سیاسی- اجتماعی بسیار آگاه تر شده اند، می شنوند، مقایسه می کنند، بحث و گفتگو می کنند و در نهایت دست به انتخاب می زنند و انتظار می رود برای دوره پیش رو، این روند و فرهنگ، فراگیرتر شود، بر بعضی تعصب های ناروایمان غلبه گردد تا بازی با کلماتِ بعضی نامزدها نتواند ذهن مردم را تشویش نماید. این برنامه ها بهتر است به تفکیک حوزه (اجتماعی، فرهنگی، اشتغال زایی، جذب و جلب سرمایه و...) به صورت مدون و مصور در اختیار عموم قرار گیرد و به چالش کشیده شود و دیگر از روی عکس و پوستر و ژست، نماینده انتخاب نشود. تا جایی که امکان داشته باشد جلسات پرسش و پاسخ حضوری مردمی و مناظره های بین طرفداران و منتقدان در فضای امن و منطقی نیز برگزار گردد.

پ- داشتن تخصص، توان و پیشینه و تجربه مرتبط با امور مدیریتی، سیاسی و اجتماعی: نماینده یک جامعه و مردمی شدن و مردمی بودن، کار هر مدرک گرفته صرفاً دانشگاهی یا فرد طایفه دار یا عضو شورای شهر با نیات مختلف یا جوان تازه به دوران رسیده بلندپرواز نیست بلکه واقعاً نیازمند ظرفیّت روحی- روانی بالا، مدیریت کارامد، مسئولیت پذیری و پاسخگوبودن، بینش سیاسی شفاف و استوار، تعامل و ارتباط منعطف و موثر، پایگاه اجتماعی مقبول، نداشتن نقطه ضعف های اساسی اخلاقی-کاری و اجتماعی است. اینجاست که حضور بزرگان دینی- فرهنگی و اجتماعی- سیاسی شهرستان برای ورود به این عرصه مقدس، ضروری می نماید تا راه برای بالاآمدن سبُک های ناخالص باز نشود. این شهرستان بحمدالله کم ندارد انسان های سنگین و وزنه های وزین و چهره های سرشناس خانم و آقا که در دل مردم جای دارند و می توانند مفیدتر واقع شوند اما نیاز به اراده خود و دعوت مردم از آنهاست که خدمت شبانه روزی به مردم را بر آسایش فعلی خود ترجیح دهند و با دعوت و اقبال عمومی مردم مواجه شوند که این خود نشان از اعتلای فرهنگی مردم جامعه خواهد داشت. به نظر می رسد در دوره پیش رو از شهرستان بوکان، تعداد زیادی نامزد نمایندگی مجلس نام نویسی خواهند کرد اما تعداد خیلی کمی از این وزنه های وزین فوق الذکر شرکت بکنند. لذا لازم است روحانیون معزز، اساتید و دانشجویان متعهد، جامعه پزشکان و مهندسین دلسوز، فرهنگیان و هنرمندان محترم، اصناف تاثیرگذار، بانوان و خانم های توانا، جمعیت هلال احمر و کمیته امداد امام و بهزیستی، جامعه ورزشی خودساخته و مردم نهادهای مطرح مانند خیریه ها و محیط زیست و در کل، مردم به أشکال مختلف دست به کار شوند تا گزینه های مناسب مطرح گردند، دعوت به مشارکت شوند تا این دوره، مردم گزینه ها را به نظام پیشنهاد دهند نه اینکه مثل روال سابق، صرفاً افراد و نامزدها، خود را به مردم و نظام پیشنهاد دهند.

منبع:

-شیخی، غفور (1393) مدیریت آسیب شناسی انتخابات، نشریه سراسری صدای آشنا، سال 9، شماره 103، ص3

لینک مستقیم دانلود مطلب در محیط word

 بازنشر این مطلب در سایت بوکـان امـروز