فرهنگیان چه می خواهند و چه باید کرد؟
فرهنگیان چه می خواهند و چه باید کرد؟
غفور شیخی
الف- اهمیت و نقش فرهنگیان
درخصوص قداست و عظمت شأن معلم، اهمیتِ کار و تلاش و نقش وی در فرایند پرورش و آموزش افراد جامعه، شک و تردیدی نیست. چرا که فرزند خانواده تا از آب و گل بیرون می آید در اختیار خانواده و به ویژه مادر است و سپس در اختیار آموزش و پرورش و به ویژه معلم است. پس تمام خمیرمایه و ذهن و شخصیت و هویت تک تک فرزندان این جامعه، تحت آموزش رسمی فرهنگیان هستند و تمام زندگی و عمر فرهنگیان نیز در اختیار همین امر مهم است و در راستای تعلیم و تربیت صرف می شود. بنابراین این یک امر زیربنایی، بسترسازی فرهنگی و توسعه کلانِ بلندمدت است. نقش و تاثیر رسانه های جمعی، گروه همالان و سایر شاخص ها در فرایند آموزش و پرورش از یک طرف و شغل جانبی فرهنگیان و برخی کاستی ها و مشکلات دیگر نیز خارج از این بحث اصلی اند.
ب- اصل جریان
فرهنگیان کشور، طی گذر ایام، از پی آمد و شد دولت های مختلف و از جانب جامعه، مورد بی مهری های مختلف قرار گرفته اند. سه نقطه حساس بدنه آموزش و پرورش ضربات و لطمات اساسی خورده اند:
1-معیشت: این قسمت شامل حقوق، مزایا، تسهیلات، بن، اضافه کار و... است که در کل، بیانگر وضعیت درآمدی و مالی فرهنگیان و بودجه خود آموزش و پرورش می باشد. بودجه ای که برای سازمان آموزش و پرورش و حقوق معلمان مصوب می شود نسبت به فعالیت، حساسیت کار، اهمیت وظیفه، نرخ تورم و وضعیت اقتصادی جامعه، بسیار ناچیز است. این بیانگر کم توجهی مجلس شورای اسلامی به این نهاد مهم و اساسی کشور است و این کج اندیشی، سهل انگاری و تبعیض نمایی مجلس در قیاس با سایر نهادهای دولتی و سازمان های کارمندی دیگر به وضوح قابل مشاهده و نقد و بررسی است.
2- منزلت: شاخص های منزلت از جامعه ای تا جامعه ای دیگر معمولاً متفاوت است اما اهمیت کار، میزان حقوق و درآمد، نگرش جامعه به آن شغل، کمیابی و کمتر در دسترس بودن و سخت به دست آمدن و... می توانند ملاک هایی برای منزلت یا نزولت باشند. مجلس شورای اسلامی، دولت، خود آموزش و پرورش، صداوسیما و خانواده ها در افزایش یا کاهش منزلت فرهنگیان، هر یک به سهم و نوبت خود دخیل اند. جالب توجه است که همه این نهادها هم به همدیگر مرتبط اند و کاهش یا افزایش منزلت فرهنگیان برابر با کاهش یا افزایش منزلت کل جامعه است. به عبارت دیگر داشتن سازمان آموزش و پرورش چابک، پویا، ثروتمند و با تحصیلات عالیه برابر با بالارفتن استانداردهای تربیت و آموزش فرزندان همین جامعه است و کیست که نخواهد فرزندش در محیطی با استانداردهای بالای جهانی و انسانی پرورش نیابد؟ اما قدر و حرمت و منزلت فرهنگیان طی سالهای گذشته تاکنون، سیر نزولی در جامعه داشته است.
3- آموزش: این بخش شامل ساختمان مدارس، امکانات آموزشی، هوشمندسازی و چندرسانه ای بودن، کمّی و کیفی و توصیفی بودن ارزشیابی های مستمر و تکوینی پایانی و غیره است. آموزش و پرورش و مدارس با حداقل سرانه و بودجه اقدام به ایجاد تغییر رویه سنتی آموزش و پویاسازی روش های نوین تدریس نموده اند و این ناموزونی سبب ایجاد شکاف ها و شک و شبه هایی در حیطه اقتدار معلم، وضعیت نمره دهی ، مبحث حرف شنوی دانش آموزان، کارامد بودن یا نبودن نظام توصیفی، خصوصی سازی و هیئت امنایی شدن برخی مدارس، وضعیت کلاس های تقویتی، جبرانی و کنکوری و...، انتصاب رابطه ای مدیران مدارس و غیره سبب ناموزونی در امر آموزش شده اند.
پ-اکنون، درخواست فرهنگیان چیست؟
برخلاف آنچه که بیشتر رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی در جامعه می پندارند که درخواست معلمان صرفاً برای افزایش حقوق است و از پایین بودن حقوق شان نسبت به سایر نهادها مانند بهداشت، بانک، مخابرات و برق و... گله مندند، باید اذعان داشت که درخواست اصلی فرهنگیان، هشدار به کل جامعه و نیروی انسانی کشور است که اگر این وضعیت نابسامان آموزش و پرورش ادامه یابد نسل های بعدی درخصوص ارزش ها، اخلاق، نیازهای جامعه، هویت ملی و تعلق و تعهدها دچار مشکلات جدی و معضلات اساسی می گردد. لذا دلسوزان این نظام و برنامه ریزان دست اندرکار و مجلس شورای اسلامی باید عزم را جزم کنند و تصمیم های هوشمندانه و دورنگرانه و حکیمانه در این خصوص اتخاذ نمایند چرا که آموزش و پرورش ناراضی و ناموزون و کم توان مالی، قادر به تحویل دادن نیروی انسانی سالم و پویا و متعهد به جامعه نخواهد بود و این به معنای ضعیف شدن تدریجی جامعه و سست شدن بی رنگ ارزش های اسلامی و انقلابی و ملی خواهد بود. لذا درخواست های فرهنگیان، در یک جمع بندی کلی، حداقل شامل این موارد است:
1- افزایش بودجه و سرانه از جانب مجلس شورای اسلامی و تلاش دولت به ویژه وزارت آموزش و پرورش در راستای جلب و جذب بودجه مالی بیشتر برای کل آموزش و پرورش که سازمان بتواند برنامه های اساسی و تغییرات مقتضی و تقویت های لازم را به انجام برساند. چرا که بیشترین بودجه ای که به وزارت آموزش و پرورش اختصاص داده شده صرفاً کفاف حقوق معلمان و هزینه های جاری را می کند و این به معنی تعطیل شدن یا ناقص اجراشدن سایر امورات مهم آموزشی و پرورشی دیگر است. بنابراین اداره آموزش و پرورش شهرستان ها یا مدیر اداره یا مدیرکل، مخاطب اصلی معلمان و فرهنگیان نیستند بلکه این مجلس شورای اسلامی است که باید پاسخگو باشد. آن هم دو حالت دارد یا بودجه به وزارت اختصاص داده شده و صرف حقوق و مزایا و مسائل آموزشی نمی شود که اگر اینطور است مجلس باید اطلاع رسانی کند و برای تبلیغات خودشان هم بی اثر نخواهد بود یا بودجه کافی به وزارت اختصاص داده نشده و مجلس خود را پشت مدیران آموزش و پرورش پنهان کرده است. فرهنگی و معلمان کشور فقط برای افزایش حقوق خود تلاش نمی کنند بلکه برای جلب و جذب بودجه و سرانه خیلی بیشتر برای کل وزارت و سازمان آموزش و پرورش اقدام می کنند.
2- رفع تبعیض و افزایش حقوق و هماهنگ سازی درآمدها و تسهیلات. این بدین معناست که حداقل دریافتی هر فرهنگی باید بیشتر از حداکثر دریافتی سایر ارگان ها و نهادهای دولتی و کارمندی باشد. چرا که تمام این جامعه مهندسین، پزشکان، مدیران و ... زیردست همین مربیان و فرهنگیان آموزش و تعلیم می بینند و این تاحدودی جبران زحمات و حساسیت وظیفه فرهنگیان را خواهد کرد. از دغدغه و تشویش افکار فرهنگیان می کاهد و به آنان امیدواری و قوت قلب و رضایت از کار و تعهد سازمانی می بخشد و در نتیجه کیفیت کار و آموزش و مسئولیت پذیری ارتقا می یابد و این باز چرخه ای است که در نهایت به نفع کل کشور و جامعه خواهد بود. اگر دولت کسری بودجه دارد افزایش حقوق برای سایر نهادهای دولتی نیز نباید روی دهد، اگر نهادها و اداره های دیگر اعتبارات داخلی دارند باید برای آموزش و پرورش نیز این نقیصه جبران گردد.
3- افزایش منزلت و قدر و حرمت فرهنگیان از طریق صداوسیما، تهیه فیلم ها و سریال هایی مبنی بر اهمیت و حساسیت کار معلمی و مربیگری جامعه، القای ارزش های احترام به معلم و برجسته نمایی ایثار و تلاش و زحمات آنان، توصیه به خانواده ها مبنی بر جدی تر گرفتن هماهنگی با مدرسه و مربیان فرزندان و پرهیز از هر نوع مزاح و ایجاد شکاف بین آموخته های مدرسه و منزل، پرهیز از رسانه ای کردن پرداخت برخی معوقات و اضافه کار آموزش و پرورش... که تمامی این موارد می توانند با دست در دست هم دادن بر حرمت افزایی موثر باشند. چرا که نگاه مصرفی به آموزش و پرورش کاملاً نادرست است و اصل تولید همان تربیت و پرورش است.

ت- راهکار و پیشنهاد
اگر واقعاً قصد چابک سازی، تقویت آموزش و پرورش، بهبود وضعیت معیشتی و منزلتی معلمان باشد راه های ساده و عملیاتی بسیاری وجود دارد. از جمله:
1- اختصاص بخش بیشتری از مالیات ها و عوارض ارگان ها، نهادها و اداره های مختلف مانند وزارت نفت، شرکت مخابرات، شهرداری ها، بانک ها و... به آموزش و پرورش برای اجرای دیگر کارهای غیراز حقوق و درآمد فرهنگیان و کارکنان (مانند مدرسه سازی و مرمت، امکانات هوشمندسازی و کمک آموزشی و مصارف روزمره و...)که در آنصورت مقدار بیشتری از بودجه وزارت برای حقوق و مزایا می ماند.
2- ایجاد امکان درآمدزایی آموزش و پرورش از محل تجاری- آموزشی سازی مدارس، املاک و مناقصات و ... که نیازمند اجرایی نمودن بندهایی از قوانین و بخش نامه های داخلی می باشد. این به معنای دورافتادن از امر آموزش و پرورش نیست بلکه ایجاد یک پست اداری برای پیگیری و نظارت این امور کفایت می کند.(آیا درآمدزایی موقوفات سبب کاهش حج و زیارت شده است؟)
3- در راستای مطالبات و درخواست های فرهنگیان این پیشنهاد مطرح می گردد که مدیر اداره شهرستان، امام جمعه، چند نفر از نمایندگان فرهنگیان، نماینده مجلس شورای اسلامی شهرستان هیئتی را تشکیل دهند و این جریان تجمع فرهنگیان و اعتراض آنان به وضعیت موجود را کانالیزه و کنترل نمایند و بجای در مقابل ایستادن، همراهی نموده و کل جریان و فرایند را از راه قانونی و منطقی که به بیراهه و حاشیه کشیده نشود، به استان داری و مدیرکل استان منتقل نمایند. در استان نیز این گروه تشکیل شود و وزارت آموزش و پرورش، دولت را ملزم به چانه زنی بیشتر در این خصوص با مجلس و دریافت بودجه بیشتر نماید. همین منوال در سایر استان ها برگزار گردد. این جریان به نفع کل آموزش و پرورش و جامعه و کشور است و نباید از آن برداشت سیاسی یا غیرقانونی یا جنجال سازی و غوغاسالاری شود. تک تک نمایندگان مجلس، مسئول پاسخگویی به جامعه فرهنگیان کشور هستند.
منبع:
- شیخی، غفور (1393) فرهنگیان چه می خواهند وچه باید کرد؟، نشریه صدای آشنا، هفته آخر اسفندماه، شماره 104، ص 3
علاقه ام به بحث های گروهی و تخصصی به ویژه حوزه ی جامعه شناسی و پژوهشگری است. از منتقدان گرامی درخواست دارم مرا یاری و راهنمایی فرمایند. متشکرم.