عصر اطلاعات کاستلز جلد سوم

فروپاشي ناگهاني اتحاد شوروي و به همراه آن نابودي جنبش بين المللي كمونيستي، معمايي تاريخي را مطرح كرده است. چرا در دهه 1980، رهبران شوروي اين فوريت را احساس كردند كه بايد دست به كار چنان فرايند تجديد ساختار بنياديني شوند كه

ادامه نوشته

کاستلز جلد2 بخش نتیجه(پایان ج2)

در سپيده دم عصر اطلاعات، بحران مشروعيتي دامنگير نهادهاي دوران صنعتي شده است كه معنا و كاركرد آنها را سلب كرده است. دولت ملي مدرن زير تاراج شبكه‌هاي جهاني ثروت، قدرت و اطلاعات، قسمت اعظم حاكميت و استقلال خود را از كف داده است. نهادها و سازمان‌هاي جامعه مدني كه حول دولت‌هاي دمكراتيك و قرار داد اجتماعي ميان كار و سرمايه ساخته شده بود، كم و بيش به پوسته‌اي تو خالي بدل شده و روز به روز در ايجاد ارتباط با ارزش‌ها و زندگي مردم اكثر جوامع، ناتوان‌تر مي‌شود.

ادامه نوشته

کاستلز جلد2 بخش 5و 6

جريان‌هاي جهاني سرمايه، كالا، خدمات، تكنولوي، ارتباطات، و اطلاعات، به طور فزاينده‌اي كنترل دولت بر زمان و مكان را تضعيف كرده‌اند. هويت‌هاي متعددي كه سوژه‌هاي مستقل تعريف مي‌كنند سيطره دولت بر زمان تاريخي را كه از طريق به كارگيري سنت و (باز) بر ساختن هويت ملي ميسر مي‌شد به چالش فرا مي‌خوانند. در حالي كه سرمايه داري جهاني رونق مي‌گيرد و ايدئولوژي‌هاي ملي گرا در سراسر جهان فوران مي‌كند، دولت ملي، به گونه اي كه در عصر تاريخي دوره مدرن پديد آمد، ظاهراً قدرت

ادامه نوشته

کاستلز جلد2 بخش3 و 4

اگر بنا باشد نهضتهای اجتماعی را بر اساس نيروی مولد تاريخی آنها، يعني تاثير آنها بر ارزشهای فرهنگی نهادهای جامعه ارزيابی کنيم ، نهضت محيط زيست ربع پايانی قرن بيستم جايگاه ممتازی در چشم انداز  تاريخ کسب می کند. مسلماً، قسمت اعظم مسائل محيط زيستي ما همچنان باقي است. زيرا

ادامه نوشته

کاستلز جلد2 بخش1و2

دنياي ما، زندگي ما

دنيا و زندگي ما به دست جريان‌هاي متضاد جهاني شدن و هويت شكل مي‌گيرد. انقلاب تكنولوژي اطلاعات و بازسازي ساختار سرمايه گذاري، شكل تازه‌اي از جامعه يعني جامعه شبكه‌اي را پايه گذارده است. وجه بارز اين جامعه، جهان شمول شدن آن دسته فعاليتهاي اقتصادي است كه اهميت استراتژيكي قاطعي دارند. شبكه‌اي شدن سازمان، كه با فضاي جريان‌ها و زمان بي زمان ايجاد شده‌اند از ديگر وجوه مشخصه جامعه شبكه‌اي است. اين

ادامه نوشته

تبریک سال نو

بر ما سالی گذشت

بر زمین چرخشی و

بر روزگار حکایتی

امید که کهنه به نیکوئی گذشته باشد و

نو به شادمانی آید.