Searches

بررسی های علـوم اجتمـاعی،مباحث پژوهشگـری.مقالات،مشاوره پايان نامه،پروپوزال،منابع ارشد و دكتري،SPSS

نقد کتاب خودکشی دورکیم

عنوان

صفحه

چکیده

1

معرفی کتاب

2

مقدمه

2

بیان مساله و اهمیت موضوع

3

اهداف پژوهش

3

روش پژوهش

3

پرسش های پژوهش

4

تعریف مفهوم خودکشی

4

پیشینه ی تجربی و مطالعات انجام شده در باره ی خودکشی دورکیم

5

نقشه ی کلی کتاب

5

بخش اول : معرفی و بررسی کتاب

6

بررسی و  بازگویی هایی از متن و مباحث کتاب

6

بخش دوم: نقد کتاب و جمع بندی

22

نتیجه گیری و جمع بندی

25

تشکر و قدردانی

28

منابع

29

 
 بررسی و نقد کتاب «خودکشی» دورکیم

دکتـر منصور وثـوقـی[1]

غفور شیخی[2]

خودکشی از مسائلی است که تا قبل از بررسی های دورکیم، عمدتاًٌ آن را فردی می دانستند و علل و عوامل روی دادن آن را هم به فرد و حالات روانی و طبیعی- زیستی وی نسبت می دادند. یا بسیاری از مرگ های ارادی را خودکشی به حساب نمی آوردند و موارد شهادت طلبانه و ایثارگرانه را مستثنی می دانستند. در حالی که دورکیم معتقد است «واژه ی خودکشی دربرگیرنده ی هرگونه مرگی می شود که مستقیم یا غیرمستقیم از عمل مثبت یا منفی مشخص قربانی ناشی شده باشد و قربانی پیشاپیش از نتیجه ی عمل خود آگاه باشد.» تاکید عمده ی دورکیم بر این مساله است که عوامل اجتماعی بیشتر از هرگونه عاملی (به ویژه روان شناسی) بر خودکشی تاثیر و دخالت دارند که با دو متغیر مستقل یکپارچگی و هنجار مسأله را تشریح می کند.

کتاب به سه قسمت اصلی تقسیم بندی شده و در هر کتاب ، مباحث مهمی را ابتدا نقل قول می کند و سپس با روش موشکافانه ی خود به نقد می کشد. به طوری که در کتاب دوم ، نظریه ی گونه شناختی خود را مطرح و در کتاب سوم به تشریح آن می پردازد.در این پژوهش، با روش اسنادی و مقایسه ای ، ابتدا سعی شد اهم مطالب کتاب با ذکر صفحه ، بازگو شود. سپس اندیشه های اصلی دورکیم برجسته گردیدند و در نهایت نقدهای سه گانه ای (کاربردی، نظری و متدولوژیک)که بر کار ارزشمند وی واردند را ذکر کردیم.

 معرفی کتاب

عنوان کتاب: خودکشی ، جنبه های جامعه شناختی

 Suicide, etude de Sociologie

نویسنده : دورکیم، امیل[3]

Durkheim Emile

مترجم: سالارزاده امیری ، نادر

ویراستار: توسلی ، غلامعباس

چاپ: اول، تهران، 1378

تیراژ : 3000

تعداد صفحه: 498

انتشارات: دانشگاه علامه طباطبایی

 مقدمه

در سال 1737 دفونتن برای نخستین بار کلمه    Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال 1762 آن را پذیرفت . (اسلامی نسب :1371 ،73)

خودکشی در لغت نامه ی دهخدا به معنای « خود را به وسیله ای کشتن ، انتحار ، کار زیاد کردن ، کوشش بسیار » آمده است.( لغت نامه ی دهخدا : 1347، 848 )

ترجمه ی این کتاب مزین به مقدمه ی رسا و مفید دکتر توسلی و مقدمه ای از خود دورکیم نیز می باشد.

باید اذعان داشت که در اوان شکل گیری جامعه شناسی به عنوان یک علم مستقل و کمبودهای متدولوژیکی ، کار دورکیم شایان تقدیر فراوان است. از این جهت بسیاری از اندیشمندان (مانند گیدنز، آرون و...) از آن به عنوان اثری زنده و ماندگار یاد می کنند.

کتاب در سال 1897 منتشر شد.«با مهارتی تمام و به شکلی استادانه نظریه ها و داده ها را به یکدیگر مرتبط ساخته و از داده ها برای آزمون و تدوین نظریه و از نظریه برای توضیح داده ها بهره برده است و چنین رویکردی به دورکیم این امکان را داد که در عین رد نظریات روان شناختی و زیست شناختی به نظریه ی جامعه شناسی خود درباره تغییرات میزان خودکشی اعتبار ببخشد ... با اثبات خودکشی به عنوان پدیده ای اجتماعی بر اعتبار جامعه شناسی افزوده شد»(استونز: 1383 ، 81-83)

باتامور دراثر خود جامعه شناسی ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن  داشته که  بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد  درگروه های اجتماعی (همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند و معتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید .

(باتامور: 2535 ، 25 و 51 )

وی اذعان می کند که سه هدف اصلی از نگارش کتاب داشته است:

1- هدف کاربردی . جهت یافتن راه حل جلوگیری از مساله ی خودکشی که در آن زمان شایع بود.

2- هدف نظری . جمع آوری داده و تدوین فرضیه و نظریه .

3- هدف متدولوژیک .استفاده از روش مقایسه ای[4] وگونه شناسی[5] وارائه ی نوعی روش تحقیق علمی جهت بررسی مسائل جامعه.{پیشگفتار، ص15}

 

بیان مسأله و اهمیت موضوع

 بر علاقمند به جامعه شناسی لازم است تا ابتدا با بانیان این علم ، زندگی ، شرایط تاریخی و اجتماعی، آثار و نوشته ها، نظریات و اندیشه هایشان به صورت مستقیم و با استفاده از منابع دست اول، آشنا شوند. «بر دانشجویان جامعه شناسی لازم است تا دو مورد را به کار گیرند:

- بررسی آثار متفکران اولیه ی جامعه شناسی

- داشتن مطالعه در حوزه ی جامعه شناسی تاریخی و فلسفی»[6]

بعد از پی ریزی مناسب و اصولی به نقد نظرات آنها در راستای اعتلای این علم بپردازند و از جزم و دگم اندیشی و پیش داوری بپرهیزند چرا که «جامعه شناس عاشق اندیشه ی خویش نیست.»[7]

از این رو ، این پژوهش در نظر دارد که یکی از کتاب های ارزشمند یکی از بانیان گرانقدر جامعه شناسی را نشترگری نماید تا با اندیشه ی بنیادین دورکیم در این اثر ماندگار به صورت تحلیلی آشنا شویم و نقدهای وارد را با توجه به یافته های جدید این علم و زمان سپری شده بر اثر، بیان داریم.

 

اهداف پژوهش

-       بازگویی مستند اندیشه های مهم دورکیم در کتاب خودکشی و آشنایی مستقیم با آن

-       تشریح مستند گونه شناسی خودکشی

-       نقد مستدل کتاب خودکشی به لحاظ کاربردی، نظری و متدولوژیکی.

 

روش پژوهش

جهت بررسی و نقد این اثر مکتوب تاریخی ، از روش مطالعه ی مستقیم اثر و بررسی کتاب ها و مقالات و نظرات مرتبط با آن (کتابخانه ای، اسنادی) بهره گرفته شده است.

بخش اول پژوهش تماماً شامل نقل قول های مستقیم از کتاب است و در آخر هر نقل قول ، شماره ی صفحه در متن داخل علامت{} قرار گرفته است. مانند{ص25} یعنی برگرفته شده از صفحه ی 25 یا رجوع کنید به صفحه ی25.

 پرسش های پژوهش

-       خلاصه ی گفتمان دورکیم در کتاب خودکشی چیست؟

-       گونه شناسی دورکیم از مساله ی خودکشی چگونه است؟

-       چه انتقاداتی بر کار دورکیم در اثر خودکشی واردند؟

 

تعریف مفهوم خودکشی :

تعاریف متعددی از خودکشی ارائه شده است. در این قسمت می توان به تعریف دشه از خودکشی اشاره کرد که می گوید : « اقدامی معمولاً از روی آگاهی برای سر به نیست کردن خود به آن ترتیب که مرگ هدف یا وسیله باشد .» (رئیس دانا :1380 ، 172)

آشیل دلماس نیز خودکشی را عبارت می داند از  « عملی که به وسیله ی شخص برای معدوم ساختن خود انجام می دهد ، در حالی که اختیار مرگ  و زندگی در حیطه قدرت اوست و از لحاظ اخلاقی موظف به انجام این عمل نمی باشد . » (اسلامی نسب :1371، 73-74)

مین جر روانشناس ، میل به مرگ را نزد فرد خودکش آرامشی می داند که دراثر تنشهای جامعه - محدودیت های اجتماعی واخلاق ،که توانسته مانع ازرهاشدن انرژی پرخاشگری  و جنسی فرد شود ودر نهایت  فشار داخلی پدید می آورد - به آن دست پیدا کرده است.(رئیس دانا :1380 ، 178)

ژان باچلر در کتاب خودکشی خود در مورد خودکشی گریز گرایانه می نویسد که « انسان با خودکشی کردن سعی می کند از روبرو شدن با شرایط غیر قابل تحمل زندگی فرار کند.» به عبارت دیگر وی خودکشی را خروج از شرایط نامساعد ودشوار زندگی می داند .(اشنایدمن :1378، 178)

پس در مجموع می توان نتیجه گرفت که خودکشی عملی است آگاهانه و کاملاً ارادی که فرد برای پایان دادن به زندگی خویش انجام می دهد.

به اعتقاد  ریمون آرون کردار مثبت مثل عمل فردی که برای خاتمه دادن به زندگی گلوله ای درشقیقه اش خالی می کند و کردارمنفی عمل فردی است که خانه درحال سوختن را ترک نمی کند . فردی که اقدام به خودکشی می کند از نتیجه عمل خود آگاهی داردو این مهم ترین مسئله در تشریح و تبیین پدیده خودکشی است.

بعداز بررسی های زیاد، تعریف نهایی دورکیم از خودکشی چنین است: «واژه ی خودکشی دربرگیرنده ی هرگونه مرگی می شود که مستقیم یا غیرمستقیم از عمل مثبت یا منفی مشخص قربانی ناشی شده باشد و قربانی پیشاپیش از نتیجه ی عمل خود آگاه باشد.»{ص44}

پیشینه ی تجربی و مطالعات انجام شده در باره ی خودکشی دورکیم

- کامکار ، مهدیس، جباریان ، بتول ،خودکشی :فریاد اعتراض،خشم،انزجار،در اولین سمینار: همایش آسیب های اجتماعی در ایران ، خرداد 1381

- مددی ، مجید ،خودکشی ، محل دستیابی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،1376این تحقیق درباره کتاب خودکشی است.

- علیوردی، اکبر، بررسی تطبیقی میزان خودکشی ، دانشگاه: نامشخص ، کارشناسی ارشد جامعه شناسی 1379 این رساله بعد جامعه شناختی پدیده خودکشی را مورد توجه قرار داده است.

- آقای دکتر محسنی تبریزی نیز در این خصوص پژوهشی در استان ایلام ، الهام گرفته از طبقه بندی دورکیم و به ویژه حالت ترکیبی آن به انجام رسانده اند.

نقشه ی کلی مطالب کتاب

 بررسی و نقل قول هایی از کتاب

کتاب نخست ؛ فصل اول : حالت های روان پریشی

«دو گونه علت فرااجتماعی وجود دارد که پیشاپیش می توان میزان خودکشی را به آنها منتسب دانست:

-                   آمادگی های اندامی-روانی

-                   خصوصیت محیط طبیعی» {ص21 }

دورکیم می نویسد:«این فرض را بی آنکه بحث و جدلی درباره ی آن پیش آید، نمی توان کنار گذاشت»

سخن اول- یکی از نظراتی که در این قسمت مطرح است و جنون شناسان(مانند سکیرول) مدافع آن هستند این است که«در خودکشی تمام خصوصیت دیوانگی دیده می شود.شخص در حال هذیان است و گوئی سعی در از بین بردن خود را دارد.»

سکیرول که دورکیم در کتاب خودکشی به نظر وی اشاره کرده نظری عکس نظریات یاد شده دارد ، سکیرول معتقد است که  «در خودکشی تمام خصوصیات  دیوانگی دیده می شود .» او با استناد به این نظر نتیجه می گیرد که خودکشی عملی غیر ارادی است و نباید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد . دانامردیث لیزاردی در رساله ی دکترای خود معتقد است که اگرچه بسیاری از تحقیقات نشان دهندی این است که اکثر افرادی که اقدام به خودکشی می کنند ، ذهن بیمار دارند اما این نظریات را نمی توان به همه ی بیماران روانی تعمیم دادو معتقد بود که آنها در طول بیماری خود حتماً یک بار به خودکشی اقدام می کنند. انستیتو ملی بهداشت روانی امریکا «خودکشی را تلاشی آگاهانه  برای خاتمه دادن به زندگی شخصی توسط خودش می باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تلاشی فقط به شکل احساسی در فرد بماند» . (آرون ، 1381 :376 ) (اسلامی نسب ،1371 :73) (دورکیم ،1378 :22)

سخن دوم- جنون تک ساحتی Monomanies : بیماری که وجدان فرد کاملاً در تمام جنبه ها جز یک جنبه سالم است که دورکیم می پرسد«آیا به راستی جنون تک ساحتی وجود خارجی دارد؟»{ص25}

سخن سوم- چهار نوع خودکشی ناشی از بیماری های روانی(دیوانگی) وجود دارد:

1- خودکشی ناشی از ابتلا به مالیخولیا. {ص30}

2- خودکشی ناشی از حزن و اندوه. {ص31}

3- خودکشی ناشی از وسوسه. {ص 32}

4- خودکشی ناشی از انگیزه آنی یا غیرارادی. {ص 33}

سخن چهارم- بیماری عصبی یک نوع دیوانگی ابتدایی است...اما بیماری عصبی حالتی است که خیلی بیش از جنون شایع است و در دنیای معاصر عمومیت بیشتری پیدا می کند.

 

1- خودکشی ناشی از مالیخولیا

این نوع خودکشی یا مربوط به وهم و خیال یا مربوط به تصورات هذیان آمیز بیمار بخاطر فرار از یک خطر تصوری یا شرمساری خیالی است. چیزی که این بیماری را مشخص می کند تحرک فوق العاده ی آن است. افکار و احساسات متفاوت و حتی متضادی که پی درپی با سرعت زیاد در فکر شخص مالیخولیا ظاهر می شود.

وهم و هذیان هایی بروز می کند که فرد را به از بین بردن خود مصمم می سازد و قصد خودکشی از اینجا ناشی می شود و سپس در یک لحظه صحنه عوض می شود مانند خودکشی فرد در رودخانه کم عمق و ...

 

 

2- خودکشی ناشی از حزن و اندوه

این نوع خودکشی از حالت کلی افسردگی مفرط و اندوه بی پایان ناشی می شود.

خوشی ها و لذایذ برای او تیره و تار است.

زندگی در چشم او رنج آور است و فکر خودکشی دایماً به ذهن او رسوخ می کند.

مزمن بودن و پایدار بودن آن ، آن را از سایر خودکشی ناشی از علت های خیالی متمایز می کند.

 

3- خودکشی ناشی از وسوسه

در این حالت هیچ انگیزه ای نه حقیقی و نه خیالی موجب خودکشی نمی شود بلکه تنها ایده ی ثابت مرگ بدون دلیل قابل بیان ، فکر بیمار را به اعلای درجه ، تسخیر میکند.

او با میل شدید به کشتن خود، مستمراً وسوسه می شود ، هرچند کاملاً می داند که انگیزه ی قابل قبولی برای آن ندارد.

 

4- خودکشی ناشی از انگیزه ی آنی یا غیرارادی

در این مورد نیز خودکشی همانند مورد قبل، هیچ علت وجودی پیدا نمی کند فقط به جای اینکه به صورت ایده ی ثابتی درآید که مدتی کم و بیش طولانی، فکر او را اشغال کرده، حاصل یک فشار غیرارادی و ناگهانی است که بی مقدمه ، هرگونه مقاومت را از او سلب می کند و در یک چشم به هم زدن عمل خودکشی را در فرد بر می انگیزد. مانند عبور از کنار پرتگاه یا دیدن یک چاقو.

 

 

نظرات دورکیم درباره ی انواع خودکشی های ناشی از علل فرااجتماعی:

 

از نظر وی تمام خودکشی های ناشی از جنون فاقد هرگونه انگیزه ای هستند و یا صرفاً با انگیزه های خیالی تحریک شده اند. {ص34}

اما تعداد زیادی از مرگ های ارادی در این دسته ها جای نمی گیرند، چرا که در این نوع خودکشی ها مسلماً انگیزه هایی وجود دارد که بدون اساس و پایه در واقعیت نیست.

پس هر خودکشی را نمی توان ناشی از دیوانگی دانست.{ ص34}

همچنین بر پایه ی آمارها، دیوانگی و بیماری اعصاب ، در زنان شیوع بیشتری دارد حال آنکه تعداد خودکشی ها زنان کمتر از مردان است.{ص43}

 نیز آمار دیوانگی در نزد یهودیان بیشتر از سایر ادیان است ولی تعداد خودکشی های آنها نسبت به سایر ادیان کمتر است.{ص43}

بدین ترتیب میزان اجتماعی خودکشی به هیچ وجه ارتباط معین با گرایش به دیوانگی ندارد.{ص48 و ص50}

همچنین حالت دیگر روان پریشی که وجود دارد ، الکلیسم است که به درست یا غلط ، افزایش دیوانگی و جرم و جنایت را به آن نسبت می دهند.{ ص52}

با بررسی های انجام شده توسط دورکیم ، تاثیر الکلیسم بر خودکشی رد شده است زیرا خودکشی بیشترین قربانی خود را از بین طبقه ی مرفه و تحصیل کرده  برمی گزیند در صورتی که بیشترین تعداد قربانی در این گونه محیط ها مشاهده نمی شود.

هیچ نوع حالت روان پریشی وجود ندارد که ارتباطات منظم و قطعی با خودکشی داشته باشد.اگرچه انحطاط زمینه ی روان شناسی مناسبی را با تاثیر عللی که میتوان موجب خودکشی فرد گردد فراهم می آورد ولی انحطاط به خودی خود یکی از علل نیست.{ص56 }

می توان پذیرفت که در شرایط یکسان فرد منحط با سهولت ، بیشتر از فرد سالم می تواند خود را بکشد.

خودکشی فرد منحط ، حالت بالقوه ای است که تحت تاثیر عواملی دیگر به فعل درآید و ما باید آن را جستجو کنیم. {ص 57}

 کتاب نخست ؛ فصل دوم: خودکشی و حالت های روان شناختی طبیعی(نژاد و وراثت)

 

ابتدا باید نژاد را تعریف کنیم:

تعریف کاترفاژ از نژاد بدین صورت است:«مجموعه ای از افراد مشابه که به یک نوع تعلق دارند و ویژگی های نوع ابتدایی را از طریق نسل جنسی به نسل بعد انتقال می دهند»{ص60}

اگر هر گروه از مردم که بتوان آنها را زیر یک عنوان قرار داد با شدت مساوی ، گرایش به خودکشی داشته باشند فرضیه ما تایید می شود اما طبق آمارهای موجود در بین ملت های بانژاد یکسان نیز تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. {ص64}

دو نژاد متفاوت آلمان ها و اسلاوها هنگامی که در شرایط و محیط یکسان اجتماعی مشابهی زندگی می کنند گرایش به خودکشی یکسانی دارند

در نتیجه اختلاف موجود، ارتباطی با نژاد ندارد.{ ص67}

نظریه ای که بر مبنای آن عامل مهمی در گرایش خودکشی مطرح می شود به گونه ای ضمنی ارثی بودن آن را نیز در بر می گیرد. {ص75}

دورکیم به چند دلیل آن را رد می کند از جمله اینکه :

اگر خودکشی ارثی بود می بایستی به هر دو جنس زن و مرد به طور یکسان آسیب برساند در صورتی که خودکشی زنان در مقایسه با مردان بسیار اندک است.{ص82}

همچنین طبق آمار خودکشی در دوران سالمندی به اوج خود می رسد و در فاصله زمانی بین کودکی و سالمندی از یک سن به سن دیگر ، با اندکی اختلاف افزایش می یابد.{ص85}

بنابراین چگونه می توان پریشانی را که در دوران کودکی وجود ندارد یا بسیار ضعیف است ناشی از وراثت دانست؟{ص87}

چراکه وراثت از همان بدو تولد تحقق یافته است.

بنابراین عوامل نژاد و وراثت نمی توانند علت واقعی خودکشی باشند. {ص 88}

 

کتاب نخست ؛ فصل سوم : عوامل طبیعی

 

اگر آمادگی های فردی به تنهایی از علت های قطعی خودکشی نباشد این آمادگی های پیشین ، وقتی که با برخی عوامل محیط طبیعی ترکیب شوند تاثیر بیشتری از خود برجای می گذارند. {ص89}

در بین عوامل از این نوع تنها دو عامل خودکشی زا را به آن منسوب دانسته اند و آن:

-                   آب و هوا

-                    تغییرات درجه حرارت فصلی اند.{ص90}

خودکشی در تمامی مناطق آب و هوایی گسترش دارد. مانند هند و یا ایتالیا. (جنوبی است اما خودکشی درآن شایع بوده)

بنابراین جایز نیست که بر فرضیه ای که این همه واقعیت آن را رد می کند ، بیش از حد تاکید شود. {ص92}

می گویند:مناسب ترین فصل برای خودکشی ، فصل پاییز و تابستان می باشد ولی طبق آمارها در فصل معتدل و زیباست که بیشتر خودکشی ها اتفاق می افتند. {ص93}

عوامل آب و هوا و تغییر درجه حرارت نمی توانند علت واقعی خودکشی باشند و در حقیقت اگر در ماههای گرم سال خودکشی بیشتر است به این دلیل نیست که گرما تاثیر مخربی بر اندامها می گذارند بلکه به علت تراکم و فشردگی زندگی اجتماعی است. {ص115}

 

کتاب نخست ؛ فصل چهارم : تقلید

تقلید یک پدیده ی صرفاً روان شناسی است.{ص117}

به نظر دورکیم تحت عنوان تقلید سه نمود با هم قاطی شده اند:

1- همان است که از آن به عنوان اتحاد وجدان ها یا جان ها یاد می کنند.بدین معنا که احساسات واحدی توسط تعداد زیادی از افراد در زمینه اجتماعی حس می شود. مانند انقلاب ها {ص118}

2- آن است که فرد با اجتماع انطباق می یابد و مانند دیگران رفتار می کند. مانند مدگرایی{ ص 119}

3- تقلید در معنای کرداری که از نمایش کردار دیگری- که بی درنگ پیش از آن توسط یک فرد دیگر صورت گرفته ناشی می شود. مانند سرایت صرفه در یک سخنرانی کسالت آور

دورکیم معتقد است که «باید دو نمود سرایت و واگیری را از هم تفکیک کرد.

سرایت را می توان بین افراد مشاهده کرد و یا حتی آن را نمود فردی دانست

در عوض واگیری از طریق سرایت منتقل می شود و نمودی جمعی است که بستر آن تمامی افراد جامعه اند»

آرون معتقد است که :

«دورکیم پس از این تحلیل های صوری ، این فکر را که میزان خودکشی اساساً به تبع نمودهای ناشی از تقلید تعیین می شود را به کمک آمار رد میکند.توزیع جغرافیایی میزان خودکشی ها توزیعی نامنظم است که با فرضیه سرایت تطبیق می کند.» {ص127}

تقلید خودکشی از فردی به فرد دیگر نمی تواند میزان اجتماعی خودکشی را تحت تاثیر قرار دهد.

تارد معتقد بود که رفتار و اعمال هر فرد در اجتماع ناشی از تقلید است و افراد با تقلید از عادات و رفتار دیگران ،روابط اجتماعی خود را برقرار می کنند. دورکیم همچنین به انتقاد از نظریات تارد پرداخته است و تقلید دررفتارهای اجتماعی را رد می کند  وبا واضح سازی اهداف  و روش های جامعه شناسی به آن جنبه ی علمی داده و عقیده دارد که افکار و رفتار افراد تابع نمودهای اجتماعی است مه ناشی از مجموعه ی تجربیات و آرمان های جامعه است که عقاید و اسلوب های انسان به طور ناخود آگاه بدان وابستگی دارد . ( دانش : 1379 ،306 -304 )

 کتاب دوم (علل اجتماعی و انواع آن)؛ فصل اول: روش تشخیص علل و انواع آن

 

نکته ی ضروری این فصل این است که طبقه بندی از علل ارائه کنیم که جنبه ی مطالعه سبب شناسی داشته باشد نه شکل شناسی یعنی از روش وارونه ی علل بهره گیریم.{ ص152 }

 کتاب دوم؛ فصل دوم: خودکشی ناشی از خودخواهی

 

در این فصل دورکیم ابتدا روش فرقه های گوناگون مذهبی را که بر خودکشی اثر می گذارند را بررسی می کند.{ص 161}

دو مذهب کاتولیک و پروتستان را با هم مقایسه می کند و مشاهده می شود که پروتستان ها بیشتر خودکشی می کنند تا کاتولیک ها و علت آن را در این می بیند که پروتستانتیزم آزادی اراده را به نسبت زیادتری از کاتولیسیسم می پذیرد. {ص167}

گرایش پروتستانیزم به خودکشی در ارتباط با روحیه ی آزادی و اختیاری است که افراد دارند. آنهم به دلیل تزلزل اعتقادات سنتی عمومی و کاهش قدرت و اقتدار آن. {ص 171}

تفوق پروتستانیزم به لحاظ خودکشی به این دلیل است که کلیسای پروتستتان کمتر از کلیسای کاتولیک وحدت دارد. {ص 173}

اگر مذاهب از انسان در برابر تمایل به خودکشی حفاظت می کند به این خاطر است که مذهب یک جامعه(نهاد) است و آنچه که این جامعه را تشکیل می دهد مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مشترک نزد هواداران است .{ص 188}

هر اندازه این حالت جمعی قوی باشد به همان اندازه  جمع مذهبی یکپارچه و مستحکم خواهد بود و  قدرت مصون سازی خواهد داشت.

خودکشی همراه با رشد علم فزونی می یابد زیرا  جامعه ی مذهبی فرد ، همبستگی را از دست داده ، تخریب افکار سنتی قبلاً شروع شده ، در تضاد با عواطف و احساسات قرار می گیرد . {ص186}

مذهب بر خودکشی اثر پیشگیرانه دارد.

جزئیات و اصول آیین های مذهبی در مرتبه ی دوم اهمیت قرار دارد و چیزی که ضرورت دارد این است که نقش آداب و مراسم زندگی جمعی را با شدت لازم تغذیه می کند.

 

کتاب دوم؛ فصل سوم:خودکشی ناشی از خودخواهی (دنباله)

 

اینکه مذهب انسان را در برابر خودکشی حفظ می کند به این دلیل است که مذهب یک اجتماع است و در حدی که نقش یک اجتماع را دارد دارای چنین کارکردی هم می تواند باشد. لذا این احتمال وجود دارد که سایر اجتماعات مشابه نیز همان اثر را دارا باشد. بنابراین در این فصل اثر اجتماع کوچک خانواده و اجتماع سیاسی را مورد بررسی قرار می دهیم. {ص189}

به نظر می رسد که افراد مجرد کمتر از افراد متاهل خودکشی می کنند ولی با در نظر گرفتن سن افراد متوجه می شویم که نسبت خودکشی ها در متاهلان کمتر از مجردان است. {ص 190}

خانواده می تواند یک قدرت مصونیت بخشی به حساب آید و هرقدر این خانواده منسجم تر باشد به همان نسبت خودکشی کمتر است. {ص191}

این مصونیت تنها می تواند ناشی از یکی از دو علت زیر باشد:

1- مصونیت مربوط به تاثیر محیط خانوادگی است که در این صورت خانواده با نفوذ خود گرایش به خودکشی را خنثی می کند.

2- یا این مصونیت وابسته به چیزی است که می تواند تحت عنوان گزینش همسر نامیده شود.

بدین صورت که اگر فرد بعضی از شرایط(مانند سلامتی ، ثروت...) را نداشته باشد ، بخت و اقبال کمتری برای تشکیل خانواده دارد از این رو کسانی که اینها را ندارند ، خواه ناخواه، در دسته مجردان قرار می گیرند که در نتیجه جزو واخودرگان جامعه می شوند و در موقعیت پایین تری قرار می گیرند و عقده ی حقارتشان را با مرگ و میر بالاتر و با جنایات بیشتر در خودکشی آشکار می سازند.

مورد دوم مورد شک دورکیم قرار می گیرد.

 هزینه های گزاف زندگی علت خودکشی نیستند. {ص229}

تاثیر اجتماع سیاسی بر میزان خودکشی بدین صورت می توان گفت که رویدادهای بزرگ اجتماعی مانند جنگ های بزرگ مردمی که احساسات جمعی و روحیه مبارزه طلبی و وطن خواهی ، ایمان سیاسی و ملی را با تمرکز بر فعالیت هایی در راستای هدف واحد به حرکت در می آورند.

دست کم برای مدتی یکپارچگی شدید و قوی در جامعه را موجب می شوند.{ص 239}

فردیت موجب به وجود آمدن نوعی خودکشی می شود که نشان مشخص خود را بر آن حک می کند اما در فردگرایی چه چیزی وجود دارد که می تواند این نتیجه گیری را تبیین کند؟

سه فرضیه ی اثبات شده ی دورکیم:

1- خودکشی در جهت عکس میزان یکپارچگی اجتماع مذهبی تغییر می یابد.

2- خودکشی در جهت عکس میزان یکپارچگی اجتماع خانواده تغییر می یابد.

3-خودکشی در جهت عکس میزان یکپارچگی اجتماع نظام سیاسی تغییر می یابد. {ص240}

گفته میشود زندگی قابل تحمل است اگر برای آن دلایلی فرض شود.

اگر زندگی دارای هدفی باشد و به زحمتش بیرزد، فرد به تنهایی نمی تواند هدف کافی برای فعالیتش باشد.

او چیز کمی است.

او در فضا و مکان محدود است.

هنگامی که ما هدف دیگر جز خود نداریم نمی توانیم از این فکر که سعی و کوشش های ما در نهایت به پوچی ختم شود فرار کنیم.

ما محکوم به نیستی هستیم و این نابودی ما را به وحشت می اندازد

در این شرایط ما نمی توانیم شهامت ادامه ی زندگی را داشته باشیم و به طور خلاصه حالت خودپرستانه در تضاد با ماهیت و طبیعت انسانی قرار  می گیرد و اطمینان چندانی به ادامه زندگی وجود ندارد. {ص250}

 

کتاب دوم؛ فصل چهارم: خودکشی دگردوستانه (دگرخواهانه)

 

در نظام زندگی هیچ جیز خارج از اندازه خوب نیست! در مورد پدیده های اجتماعی نیز به همین صورت است.

همانطور که ملاحظه شد، چنان که فردگرایی افراطی به خودکشی منجر شود ، بی توجهی نسبت به خود نیز همان اثر را دارد.

زمانی که فرد از جامعه گسسته می شود مقاومت کمتر در برابر خودکشی از خود بروز می دهد

به همان ترتیب زمانی که در وحدت کامل با جامعه اش قرار می گیرد نیز می تواند به آسانی خود را بکشد(فدا کند) {ص251}

گاهی گفته می شود خودکشی برای جوامع عقب افتاده ، پدیده ای ناشناخته است. به این عبارت این اظهار نظر نادرست است. {ص252}

نوع دیگر خودکشی در آنجا شیوع دارد که حالتی همه گیر با ویژگی های محلی و بومی دارد از آن جمله:

1- خودکشی های مردان در سالمندی یا افراد مریض و ضعیف

2- خودکشی های زنان به هنگام مرگ شوهرانشان

3- خودکشی های پیروان یا خدمتکاران به هنگام مرگ شاهان و روسا.

در تمام این موارد اگر فردی خود را می کشد به این دلیل نیست که حق دارد خودکشی کند بلکه برعکس به خاطر این است که خودکشی را تکلیف خود می داند.

اگر این تکلیف را انجام ندهد یا رسوا می شود یا از سوی جامعه مذهبی تنبیه می شود. {ص254}

اهداف اجتماعی موجب می شود که جامعه این نوع قربانی شدن را به فرد تحمیل کند. {ص 255}

من به خویشتن تعلق ندارد {ص257}

با غیر از خود آمیخته می شود و محور زندگی و رفتارش در بیرون از خود او یعنی در گروهی که به آن تعلق دارد قرار گرفته است.

به همین خاطر آن را خودکشی دگرخواهانه نامگذاری می کنیم اما

از آنجا که علاوه بر آن خصوصیتی را نشان می دهد که به صورت یک وظیفه انجام می شود این نوع را دگردوستانه ی اجباری می نامیم. {ص257}

Saivide altruiste obligatoire

 گاهی فرد صرفاً برای لذت از فداکاری ، خود را قربانی می کند. زیرا حتی گذشت از خود بدون دلیل خاصی به عنوان امری قابل ستایش مورد توجه قرار می گیرد مانند هندیان.{ص 259}

غم انگیز بودن خودکشی دگرخواهانه ناشی از آن است که از نظر فرد دنیا از همه چیز تهی است یعنی فرد دارای هدفی است که این هدف خارج از هستی قرار دارد و

از این پس زندگی به عنوان مانعی  برای رسیدن به آن هستی ، به نظر می رسد.

ماهیت آن حاکی از  امیدواری است زیرا وابسته به ایمان او به دورنمای زندگی بعد از مرگ است.(مانند نظامیان در جوامع امروزی) {ص262}

هرنوع خودکشی تنها شکل افراطی یا انحرافی یک فضیلت است. {ص282}

 

کتاب دوم؛ فصل پنجم: خودکشی ناشی از بی هنجاری اجتماعی

 

جامعه فقط چیزی نیست که احساسات و فعالیت افراد را به درجات مختلفی به خود نسبت دهد.

جامعه در عین حال قدرتی است که به این احساسات و فعالیت نظام می بخشد.

بین شیوه ای که این کنش نظام بخشی را اعمال می کند و میزان اجتماعی خودکشی ها ارتباط وجود دارد. {ص283}

این یک واقعیت شناخته شده است که بحران های اقتصادی بر گرایش به خودکشی اثری تشدید کننده دارد اما  تاثیر این بحرانها به چه چیزی وابسته است؟

آیا به خاطر آن است که بحرانها موجب افزایش فقر میشوند؟

آیا به خاطر دشواری غیرقابل تحمل زندگی است که خود را می کشد؟ {ص285}

اگر مرگ های ارادی به این دلیل افزایش پیدا می کند که زندگی سخت تر می شود پس هنگامی که رفاه زیادتر می شود ، بایستی مرگ ها به طور محسوسی کاهش یابد، ولی در واقع چنین نیست و می توان موارد نقض آن را مشاهده کرد. مانند خودکشی های فرانسویان مرفه.

گرچه بحران های صنعتی موجب افزایش خودکشی می شوند ولی نمیتوان نتیجه گرفت که این افزایش به سبب فقر است. زیرا بحران های حاصل از رفاه نیز به افزایش خودکشی می انجامد. به دلیل ایجاد آشفتگی هایی در نظم اجتماعی .

هر گسستگی در تعادل ، حتی اگر با رفاه بیشتری همراه باشد که زندگی عمومی را حیات بخش تر کند، افراد را به سمت مرگ ارادی می راند.

هر بار که نظامات جدیدی در قالب های اجتماعی اتفاق افتد، چه وابسته به رشد ناگهانی یا به فاجعه ی غیرمنتظره باشد در این شرایط انسان به راحتی خود را می کشد. {ص290}

در واقع در حالت بحران های اقتصادی ترتیب و نظم طبقاتی به هم می خورد و ناگهان برخی از افراد در موقعیت های متفاوتی نسبت به کسان دیگر و گذشته ی خود قرار می گیرند.

لذا باید یا از خواست و تمایلات خود بکاهند و نیازهای خود را محدود کنند یا وارد رقابت های بی قانون و زیاده خواهی شوند.

در هر دو حالت ، دورنمای آینده اشان غیر قابل اغماض و دشوار می شود.

در حالت دوم خواست ها و توقعات افراد طوری است که ارضای آنها غیرممکن است. بلندپروازی هایی که به شدت تحریک شده و همواره فراتر از نتایج به دست آمده پیش می رود.

بنابراین همه طبقات درگیرند. {ص299}

سومین نوع خودکشی به این دلیل است که فعالیت انسان ها نامنظم شده و انسان ها از این امر در رنج هستند. {ص307}

نوع چهارم (قدرگرایانه) را در پاورقی صفحه ی 331 (سیصد و سی و یک) نام می برد.

مقایسه و بیان ارتباط انواع خودکشی ها با هم

مانند خودکشی ناشی از بی سامانی و خودکشی خودخواهانه

* جامعه در هر دو حالت ، در وجود افراد حضور کافی ندارد.

* در خودخواهانه ، نبود فعالیت خاص جمعی و تهی از معنی و هدف

* و در بی هنجاری، نبود نظارت جامعه بر احساسات خاص فردی

* خودکشی خودخواهانه بیشتر مربوط به محیط حرفه ای  و روشنفکری است در حالی که

* خودکشی بی هنجاری بیشتر مربوط به محیط صنعتی و تجاری است.

 

کتاب دوم؛ فصل ششم: صورت های فردی انواع خودکشی

 

آرون:«در این فصل دورکیم می کوشد نشان دهد که انواع اجتماعی مورد نظر او با انواع روان شناختی تطابق می کند. به طوری که :

خودکشی خودخواهانه با 333 حالت بی تفاوتی و بی علاقگی به زندگی»

خودکشی دگرخواهانه با 333 نیرو و عاطفه

خودکشی بی سامانی با 333 تحریک و دلزدگی (آرون: 1363 ، 36)

دورکیم:« علل خودکشی ، خود را همواره در عمل بطور مجزا نشان نمی دهند»

بلکه غالب اوقات با یکدیگر طوری ترکیب می شوند که امکان زایش گونه های ترکیب شده را فراهم می کند. مانند ترکیب خودخواهانه و بی هنجاری.{ ص333}

یا مانند دگرخواهانه با بی هنجاری

یا خودخواهانه و دگرخواهانه[8]

 

کتاب سوم(خودکشی ، پدیده اجتماعی)؛ فصل اول: خودکشی به مثابه پدیده ی اجتماعی

شرایطی که علت خودکشی شناخته شده اند، به این دلیل که همواره همراه خودکشی ظاهر می شوند ، تقریباً از نظر تعداد نامحدودند. مثلاً

-                   بعضی در رفاه دست به خودکشی می زنند،

-                   بعضی در فقر و فلاکت اقدام به خودکشی می کنند،

-                   در جایی سربازی به خاطر اشتباهی که مرتکب نشده و

-                   در جای دیگر فرد جانی، از شدت عذاب وجدان خود را میکشد!

در واقع زمانی که فرد را کنار گذاشتیم و در ماهیت خود جوامع ، علل مستعد بودن هر یک از آنها را برای خودکشی جستجو کردیم به نتایج کاملاً متفاوتی دست یافتیم.

به همان میزانی که خودکشی به علل روان شناختی و طبیعی ارتباطی ندارد به علل اجتماعی مربوط می باشد. {ص361 }

در هر ملتی یک نیروی جمعی و توان معین وجود دارد که افراد را به کشتن وامی دارد و هر جامعه ی انسانی برای خودکشی استعداد و آمادگی کم و بیش مشخصی دارد.

در هر گروه اجتماعی برای این کنش به طور واقعی یک گرایش جمعی وجود دارد که خاص خود آن گروه است و گرایش های فردی بدون این که مقدم بر آن باشند از آن ناشی می شوند.

آنچه این گرایش را به وجود می آورد همان جریان خودپرستی ، دگرپرستی و بی سامانی اجتماعی است که در هر جامعه ی مورد نظر کارکرد دارد.

بنابراین نظریه دورکیم را می توان چنین خلاصه کرد:

خودکشی ها نمودهای فردی هستند که دارای علل اساساً اجتماعی می باشند . علل واقعی خودکشی ها نیروهای اجتماعی هستند که از جامعه ای به جامعه ی دیگر ، از گروهی به گروه دیگر ، از مذهبی به مذهب دیگر ، متفاوتند.

این علل از گروه بر می خیزند نه از تک تک افراد.(آرون: 1363 ، 37)

 

کتاب سوم؛ فصل دوم: روابط خودکشی با سایر پدیده ها

 

از آنجا که خودکشی با توجه به عنصر بنیانی خود یک پدیده ی اجتماعی است، لذا بجاست ببینیم خودکشی در میان سایر پدیده های اجتماعی چه جایگاهی دارد؟

دورکیم ابتدا خصلت عادی و بیمارگون این نمود را بررسی می کند.

از نظر او ، جرم نمودی عادی است. معنای آن عدم مجازات مجرم نیست بلکه منظور این است که در هر جامعه ای تعدادی جرم طبیعی است.

یک میزان از خودکشی ممکن است عادی به نظر رسد و این افزایش میزان خودکشی هاست که بیمارگون است.(آرون : 1363 ، 37)

دورکیم دو پدیده ی خودکشی و دگرکشی را مورد بررسی قرار می دهد و نشان می دهد:

اگرچه این دو پدیده به طور جزئی با هم موافق اند، ولی در واقع این دو پدیده باهم مغایرند. از جمله :

خودکشی بیشتر پدیده ی شهری است تا روستایی اما دگرکشی عکس این حالت است.

مذهب کاتولیک گرایش به خودکشی را کاهش می دهد در حالی که پروتستان این گرایش در حال افزایش است ولی دگرکشی عکس این حالت را داراست.

زندگی خانوادگی روی خودکشی اثر تعدیل کننده دارد اما این نوع زندگی بیشتر محرک آدم کشی است. برعکس با علت های مشابه ، خودکشی دگرخواهانه و دگر کشی می توانند خیلی خوب به موازات هم حرکت کنند. زیرا هر دو وابسته به شرایطی هستند که تنها از لحاظ میزان و درجه اجتماعی متمایزند.

خودکشی در میان اعمالی که اخلاق آن را مجاز می شمارد یا در میان اعمال ممنوع و تحریم شده قرار میگیرد؟

1- مسیحیت : آنرا تحریم کرده و مجازات جزایی و... دارد. {صص398-399}

2- قوانین مجازات ایالات نیویورک: آنرا جنایت می داند.{ ص401}

3- اسلام آن را منع کرده است.{ص401}

نظر دورکیم در برخورد با خودکشی چیست؟

آنرا مشمول جزای قانونی یا مجازات اطرافیان و مصادره اموال نمی داند.

تنها از برخی حقوق عرفی مانند تشییع کلیسایی محروم شوند.

ارتباط خودکشی با جرم و جنایت چیست؟

هیچ نوع ارتباط مستقیم یا معکوس بین آنها نیست. {ص414}

 

کتاب سوم؛ فصل سوم : نتایج عملی(کاربردی)

 

همانطور که در فصول قبل نشان دادیم:

لغت جنایت وقتی به کار می رود که مورد سرزنش قرار گیرد.

اگر وجود جرم، طبیعی است پس وجود تنبیه نیز طبیعی خواهد بود.

مجازات و جرم در اصطلاح یک زوج جدایی ناپذیرند. {ص455}

خودکشی را می توان یک عنصر طبیعی در سرشت جوامع و در همه ی ترکیبات اجتماعی ملل در تمام ادوار تاریخی به شمار آورد.

خودکشی دگرخواهانه در ارتباط با جوامع ابتدایی آشکار است.

نزد مللی که پیشرفت سریع است ، به علت تمایلات و جاه طلبی هایی با میزانی از بی سامانی همراه و از آن جدایی ناپذیر است.

از طرفی در مناطق متمدن تر خودکشی بیشتر رواج یافته است. {ص446}

پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست  بیشترمتأثر از نا بسامانی ها ،اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب  تقسیم کار  خود براین اعتقاد است که « خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی  در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد ...» .(دورکیم: 1359 ، 284)(ستوده : 1378، 238)

 

برای مبارزه با خودکشی از چه وسایل می توان بهره گرفت؟

از آنجا که خودکشی اخلاق را جریحه دار می کند باید با دقت و نیروی بیشتری عقب زده شود و با انواع مجازات ها تفهیم و تبیین شود.

مجازات های قدری سنگین نیز غیرممکن به نظر می رسد.

مجازات هایی از سوی وجدان جمعی نمی تواند قابل اغماض باشد.

از طرفی به خاطر تفسیرهای متفاوت از خودکشی، جز مجازات های اخلاقی نمی توان چیز دیگری را به صورت قانون مقرر نمود.

تصمیمات قانونی تاثیر فرعی دارند.

قادر به مهار جریان خودکشی نیستند.

دستیابی به سرچشمه ی علت تا نمی یابند.{ص 457}

باید وجدان ها جایگاه اخلاقی خود را به دست آورند.

دیگر ضرورت ندارد که به یک نظام سرکوبگر فکر کنیم.

این نظام تحت فشار نیازها خودبخود مستقر خواهد شد.

تا فرد را وادارد به الزامات اجتماعی نیز گردن نهد.

 

دورکیم عدم کارایی نظام آموزش و پرورش را برای رسیدن به چنین هدفی را خاطر نشان می کند.

زیرا این نظام تنها تصویر و انعکاسی از جامعه است و تنها از جامعه تقلید کرده و آن را با تغییر جزئی بازآفرینی می کند.

باید به سرچشمه هایی که جامعه از آن در رنج و عذاب است دسترسی پیدا کرد.

خودکشی خودپرستانه و ناشی از بی سامانی تنها مواردی هستند که فراوانی اش را می توان بیمار گونه در نظر گرفت.{ ص 459}

 

در نتیجه تنها راه این است که ثبات لازم را به گروه های اجتماعی بازگردانیم

تا آنها بتوانند با استواری بیشتر خود را حفظ کنند.

مسلماً نظام سیاسی نیز نمی تواند چنین کارکردی داشته باشد.

زیرا امروزه در دولت های بزرگ نوین ، جامعه ی سیاسی به حدی با فرد فاصله یافته که نمی تواند به طور موثر و مداوم روی او نفوذ کند.

اجتماع مذهبی نیز برای چنین کارکردی آمادگی ندارد.در واقع زمانی می تواند فرد را از دست زدن به خودکشی حفظ کند که به حد کافی و با قدرت تشکیل یافته باشد. فرد را کاملاً احاطه کند که در این حالت مذهب فرد را از تفکر آزاد باز می دارد. {ص460}

خانواده نیز دیگر کارایی خود را از دست داده است. زیرا از طرفی اگر زوج ها گرایش کمتری به خودکشی دارند این گرایش خود با همان نظم و به همان نسبت مجردان ، در حال افزایش است.

از طرف دیگر خانواده دیگر آن دوام و ثبات لازم را ندارد و تمرکز خود را از دست داده است.

راه حل دوکیم:

جامعه ای که تا حال ذکری از آن به میان نیامده است.

اجتماعی است که تمام کارکنان از یک سنخ را با اتحاد و پیوستگی اشان در بر می گیرد.

شامل تمام کسانی است که در یک وظیفه و کار واحد یعنی گروه شغلی یا تعاونی یا صنف همکاری دارند.

چنین جامعه ای که شامل افرادی است که کارهای مشترک و واحدی دارند

دارای منافع مشترکی هستند می تواند برای اعضای خود یک محیط اخلاقی ایجاد کند و از سوی دیگر مزیت آن نسبت به سایر گروه ها این است که مربوط به همه ی زمان ها و در همه ی مکان هاست. {ص464}

همچنین اثرش بر افراد به صورت پیوسته است و کارکنان خود را هر جا که بروند زیر نظر دارد.{ ص466}

صنف به تنهایی قادر است این خدمت ضروری را انجام دهد.

باید به صورت یک نهاد تعریف شده باشد و به رسمیت شناخته شده ای برسد تا چنین اثری داشته باشد.

 

باید به آنها کارکردهای معینی اختصاص یابد و در آن چهارچوب بهتر از هرجایی کار و وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهد.(تشریفاتی نباشد){ص467}

با همان شیوه می توان با خودکشی بی سامانی نیز مبارزه کرد.

در بی سامانی خلا و کمبود نیری جمعی (گروههای متشکل برای تنظیم زندگی اجتماعی) احساس می شود و این صنف ها آن را پر می کنند.

علت واحد خودکشی ها همان است که علت مشابه بر حسب نقطه ی برخوردش اثرات مختلفی را موجب می شود. این علت واحد نخست فرد را تهییج کرده و به خشم می آورد(مورد اول= خودکشی خودخواهانه) و یا انحراف (در مورد دوم = نابسامانی) می بخشد و فرد را متحیر می سازد.

درمان مورد اول و دوم یکسان است. {ص471}

 

نقش عمده ی اتحادیه ی اصناف عبارت است از تنظیم کارکردهای اجتماعی و به طور خاص کارکردهای اقتصادی و در نتیجه رهاساختن آنها از وضعیت بی سامانی که امروزه دچار آن هستند.

از یک سو قدرتمندترین ها را وادار می کند تا نیرویشان را با اعتدال و اندازه به کار گیرند و در عین حال ضعیف ترین ها را مانع می شود که بی نهایت خواسته هایشان را گسترش دهند یعنی به هر دوی آنها گوشزد خواهد کرد که احساس و وظیفه اشان را در قبال یکدیگر در جهت منافع عمومی مدنظر داشته باشند.

بنابراین تنها گروه اجتماعی که قادر به جذب افراد در اجتماع است گروههای صنفی است. می توان به وسیله ی آن جلوی افزایش روزافزون خودکشی را تا حدودی گرفت.

تنها خودکشی ناشی از نابسامانی زندگی زناشویی را نمی توان با این روش متوقف ساخت.{ص473}

 نقد کتاب

بخش دوم:بررسی و برخی نقدهای وارد بر کتاب

 

1- نکته ی اول مربوط به ارزش آمارهاست. چندان که پزشکان معتقد به تعبیر روان شناختی خودکشی می توانند ثابت کنند که تغییرات میزان خودکشی به علت اشتباه مربوط به آمارها در اکثر موارد معنادار نیستند.

دلیل اول این است که خودکشی ها غالباً بنابه اظهار خانواده ها ثبت می شوند بنابراین درصد خودکشی ها برحسب محیط های اجتماعی و دوره ها فرق می کند.

دومین دلیل این است که تعداد خودکشی های ناموفق یا اقدام به خودکشی در آمارهای دورکیم منعکس نیست.

2- دومین نکته عبارت است از ارزش همبستگی هایی که وی برقرار کرده است.

اصولاً برقراری همبستگی میان میزان خودکشی ها و یک عامل معین مانند عامل دینی مستلزم اثبات این قضیه است که در مواردی که موضوع مقایسه را تشکیل می دهند هیچ گونه عامل متفاوت دیگری(متغیر مزاحم) دخالت ندارد.

عامل مذهبی را به دشواری می توان از عوامل دیگر جدا ساخت.

3- نسبت موجود میان تعبیر جامعه شناختی و تعبیر روان شناختی ، خطر تعبیر یا بیان دورکیم این است که به جای تفسیر اثباتی که عوامل فردی و اجتماعی را بی اشکال با هم تلفیق می کند نوعی عوامل اجتماعی را قرار می دهد.

که به نحوی اسطوره ای تعین پیدا کرده و به صورت نیروی مافوق فردی قربانیان خویش را از بین افراد بر می گزیند.

4- اصطلاحات بکار رفته در بحث ها و تحلیل های وی چندان هم تعریف شده نیستند.

مانند علم در صفحه187 ، سرایت و واگیر در صفحه141 ، جوامع عقب افتاده در صفحه252 ، طبقه در صفحه 299

5- اظهار نظرهای نادرست که حتی قبل از وی نیز انتقادات شدیدی بر آنها وارد شده را می گیرد و سپس با اطلاعات آماری خود آنها را رد می کند که بعضاً آن اظهار نظرهای یک شخص بوده و یا از درجه ی اهمیت چندانی برخوردار نیستند. مانند صفحه 252

که اظهار شده«خودکشی برای جوامع عقب افتاده پدیده ای ناشناخته است»

از طرف دیگر خود دست به تحلیل های روان شناسانه ای می زند که نه اثبات شده اند و نه دلایلی مبنی بر اثبات آنها وجود دارد. مانند صفحه 290

که توسط دورکیم اظهار شده«اگر موجود زنده ای بیش از امکاناتش بخواهد یا صرفاً چیز دیگری طلب کند به طور ممتد خواستهایش سرکوب می شود و نمی تواند بدون درد و رنج کار خود را بخوبی انجام دهد. اما هر حرکتی که نتواند بدون رنج و حرمان ایجاد شود،گرایش به عدم بازتولید خود پیدا می کند»

6- تاکید زیاد بر اخلاق و شخصیت جمعی و بیداری وجدان . صفحه 294 و صفحه 466 و...

که خود این مفاهیم نیز فی نفسه دارای ابهام زیاد هستند.

7- تداخل مرزبندی های صوری و تعاریف مفاهیم به ویژه در انواع خودکشی ها. مثلاً در تفاوت ماهیت خودکشی خودخواهانه و بی سامانی در هر دو نظارت جمع بر فرد کاهش می یابد و نمی توان در واقعیت به روشنی تفکیک نمود که این خودکشی به کدامیک از این دو دسته متعلق است. صفحه 307

یا در جایی دیگر به طور صریح و بدون ارائه ی آمار و منابعی ، خودکشی خودخواهانه را به محیط های حرفه ای و روشنفکری و خودکشی های بی سامانی را به محیط های اقتصادی منتسب می کند.

از دهه ٧٠ میلادی به بعدنظریه دورکیم پیرامون خودکشی،به ویژه آنجاکه مسأله ارتباط میان خودکشی ومذهب مطرح است،به لحاظ تئوریک و تجربی وروش شناختی موردسؤالات جدی قرارگرفته است.
فرانک ون در مقاله ای[9] به برخی ازاین ایرادات اشاره می کند:

8- نظریه دورکیم«پروتستان ها بیشترازکاتولیک ها خودکشی می کنند» بعد ازوی بصورت یک قانون عام  فراگیروهمیشگی جامعه شناسی درآمد. این درحالی است که نتایج برخی تحقیقات خلاف آن را نشان می دهد.تحقیقات انجام شده پیرامون خودکشی درکشورهلند برای مدت ١٩٧٣ تا ١٩٧٦ نشان می دهد درگروهی ازپروتستان ها (پروتستان های ارتدوکس) طی این مدت میزان خودکشی کمتر از کاتولیک ها بوده است و درگروه دیگری ازپروتستان ها (پروتستان های لیبرال) میزان خودکشی بیشترازکاتولیک ها بوده است. بنابراین به نظریه ی دورکیم نباید به صورت یک قانون جهان شمول و همیشگی جامعه شناسی نگریست.

9- نظریه خودکشی دورکیم نظریه ای است که پدیده خودکشی را فقط درسطح کلان وکلی بررسی کرده اما فاقد تجزیه وتحلیل این پدیده در سطوح خردتروبا استفاده ازاطلاعات کافی و فردی است. منتقدانی چون جونزوانیل به مسأله جمع گرایی دورکیم وکم بهادادن به نقش افراد وعدم جمع بندی اطلاعات مربوط به ویژگی های فردی کسانی که اقدام به خودکشی دورکیم تلقی کرده اند.

10- نظریه دورکیم عمدتا ًبا تکیه برآمارهای کلی جمع آوری شده ازکشورها تدوین وفرمولیزه شده است. به عقیده منتقدانی چون پاپه و دانی گلیس و دیگران،پدیده خودکشی می بایست در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی مناطق محدود مورد بررسی قرارمی گیرد زیرا درغیراین صورت از مسأله تأثیر ویژگیهای محیط سکونت بر پدیده خودکشی غفلت خواهد شد.(اشتباه اکولوژیک)

11-  برخی منتقدان مثل آتکینسون ، دای و داگلاس اساساً عقیده دارند میزان خودکشی درپروتستان ها و کاتولیک ها مساوی بوده وهست اما کاتولیک ها بیشتر از پروتستان ها مسئله خدکشی را به عنوان «علت مرگ »پنهان کرده وخودکشی کاتولیک ها دردفاتر ثبت احوال معمولاًکمتراز پروتستان ها ثبت و گزارش میشود؛ به عنوان مثال ون پاپل و دای درمطالعات خود مشاهده کردند که در هلندطی سالهای١٩١٠-١٩٠٥ تفاوت میزان خودکشی کاتولیک ها و پروتستان ها  ناشی کم گزارش شدن نرخ واقعی خودکشی کاتولیک ها به دفاتر و مرجع رسمی بوده است.

12- جی.جاکوبز ، دورکیم و بسیاری ازنظریات دیگر جامعه شناسان را که به بررسی میزان خودکشی پرداخته اند به دلیل اعتقادی که در مورد تبیین پدیده ی خودکشی  بدون مطالعه فرد منتحر ، مورد انتقاد قرار داده است . وی استدلال می کند که فرد به منظور اقدام به خودکشی ، در وهله ی نخست باید چنین پنداردکه با مشکلی لاینحل و غیرقابل تحمل روبه روست ، دوم این که مرگ را تنها چاره بیابد و در نهایت وضعیت را غیرقابل کنترل ببیند ( تایلر : 1376 ،55 )

 

نتیجه گیری

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها

اقدام به خودکشی می کنند .

سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی

سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است .)

مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.

وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده

بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل  فون دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه

درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

محیط زندگی :زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،1371 :87-85)

شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشی

- افسردگی ؛ افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  (غمزدگی)

- گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی

- سابقه ی خودکشی در خانواده

- سابقه ی اقدام به خودکشی فرد

- انزوای اجتماعی

- الکلسیم و اعتیاد

- فقر ومحرومیت مزمن

- رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی

- صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی

- تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و

شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود

- بیماری های روانی

- از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی

- سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی

- آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد (طباطبایی : 1384، 28 )(تایلر :1376، 46 و45 )

شایع ترین روش خودکشی درایران خودسوزی و پس از آن دارآویختگی است.

به طور کلی از 50 سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد : حلق آویز کردن،مسموم کردن ، به کاربردن اسلحه های سرد ،غرق کردن ،پرتاب ازبلندی ،خود را به زیروسایل موتوری

سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم .

- شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند :

- شیوه های رنج آور : سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .

 -شیوه های خفه کننده : غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و  حلق آویز کردن .

 -شیوه های مسموم کننده : املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی  .

- و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ، خفگی های مشکوک و غیره .

امروزه عامل تقلید ،پیچیدگی های شخصیتی و روانی ،تأثیر بر بازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .(اسلامی نسب :1371 ، 104و106و 103 ) (محمدی: 1383 ،216)

اهداف خودکشی

علیرغم اینکه تصور می شود خودکشی یک اقدام خصوصی است ،خودکشی ناشی از یک برخورد اجتماعی عمیق است؛ گرچه هدف خودکشی منحصراًنابودی فرد است ،لیکن هم چنین عمل تجاوز کارانه ایست علیه افراد دیگر  .  (اسنتگل  : 1347 ،11 )

- برخی صاحب نظران معتقدند که اقدام به خودکشی دارای اهدافی همانند میل به انتقام جویی ، احساسات توأم با نومیدی ، خیال پردازی های پیوستن به هم و یکی شدن مجدد( خودکشی در سالگرد های فوت  نزدیکان ) و میل به کشتن ومیل به مردن است و می توان ازچهار مفهوم در مورد رفتار خودکشانه از نظر بیچلر نام برد:

- گریزنده : هنگامی که خودکشی به عنوان فرار از وضعیتی تحمل ناشدنی ،تلقی می شود .

- پرخاشجو : هنگامی که شخص منتحر ،قصد آزار یا جلب توجه دیگران را دارد .

- ایثارگرانه : خودکشی معطوف به برخی عقاید سیاسی یا اخلاقی است.

- مضحک : هنگامی که فرد خودکش با زندگی  ومرگ به قمار بپردازد .(تایلر :1376 ، 57 )

دورکیم با توجه به آمارهای قرن 19 در اروپا به این نتیجه می رسد که خودکشی یک پدیده اجتماعی است و «خودکشی را حاصل جمع شدگی عوامل گوناگون ،تأثیرات خانوادگی ، اجتماعی ،دینی وهمه ی واقعیت های اجتماعی و ناشی ازدرهم ریختگی قوالب وازهم پاشیدگی نظام اجتماعی و گسستگی روابط در جامعه و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد می داند

ازمهم ترین علل خودکشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

- احتیاج به جلب توجه و کسب شهرت

- احتیاج به تنبیه دیگران

- فرار از مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی

- شک در ارزش وجودی یا به عبارت دیگر احساس بی ارزشی (محسنی تبریزی: 1373 ،120)

« هر فردی به طور جمعی دارای تمایل به خودکشی است وبه میزانی که گروه های اجتماعی که فرد جزیی از آن هاست هماهنگ و یکپارچه و متشکل  ومنظم و باقاعده باشد ،خودکشی کمتر است » .

نرخ خودکشی اجتماعی مدلی برای پیش بینی علل خودکشی فردی است تا مدلی برای تبین انگیزش های فردی . (محسنی تبریزی : 1373 ، 141 )

دورکیم بعد ازکشف این واقعیت که علت برخی ازانواع خودکشی را می توان دربی هنجاری یافت ، خودکشی ناشی از بی هنجاری را به عنوان شاخص درجه ی معمولاً غیرقابل اندازه گیری یکپارچگی اجتماعی به کار برد . استدلال دورکیم به این شرح بود که: « این امر خود نشان می دهد که خودکشی را باید یک رخدادبه هنجار و عادی قلمداد کرد اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نا به هنجار و نشان دهنده ی اختلال های نوپدید در جامعه است ».

(کوزر :1380 ، 193)

دورکیم مفهموم بی هنجاری را برای اشاره به این فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها و هنجارهای سنتی بی آنکه توسط هنجارهای جدیدی جایگزین شوند ، تضعیف می شوند . بی هنجاری هنگامی وجود دارد که  معیارهای روشنی برای راهنمایی فرد در حوزه ی معنی از زندگی اجتماعی وجود ندارد؛در این شرایط به عقیده ی دورکیم مردم احساس از دست دادن حس جهت یابی  ونگرانی می کنند که ازعواملی اجتماعی است که بر  تمایل به خودکشی تأثیر می گذارد. ( گیدنز : 1383 ، 159 )

 

تشکر و قدردانی

ضمن تشکر از راهنمایی های استاد گرامی جناب آقای دکتر وثوقی به ویژه در طول ترم و مباحثشان؛

از سرکار خانم سیدی به خاطر تهیه ی مطالبی مرتبط با موضوعم و دایی ریبوار و خواهرم سیمین در بازخوانی و تطبیق یادداشت هایم با اصل کتاب و یاری در طراحی پاورپوینت ؛ سپاسگزارم.

 

منابع

آرون ، ریمون. 1381.مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .باقر پرهام (مترجم). تهران : انتشارات علمی و فرهنگی

استنگل ، اروین .1347. خودکشی و قصد خودکشی . حمید صاحب جمع (مترجم) .تهران : انتشارات اشرفی

استونز ،راب.1383.متفکران بزرگ جامعه شناسی. مهرداد  میردامادی (مترجم) .تهران : انتشارات مرکز.

اسلامی نسب ،بجنوردی. 1371.بحران خودکشی.تران :نشرفردوس

اشنایدمن، ادوین. 1378. روانشناسی خودکشی: ذهن خودکشی گرا. مهرداد فیروزبخت(مترجم). تهران : انتشارات رسا

باتامور، تی. بی. 2535.جامعه شناسی. سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی (مترجمان ) تهران : انتشارات جامعه واقتصاد.

تایلر، استیو. 1376. جامعه شناسی خودکشی و علی موسی نژاد (مترجم) . تهران: انتشارات اصفهان

دانش ،تاج الزمان . 1379. مجرم کیست: جرم شناسی چیست . تهران : انتشارات کیهان

دورکیم، امیل. 1359. تقسیم کاراجتماعی .حسن حبیبی( مترجم ). تهران : انتشارات قلم.

دورکیم، امیل . 1378. خودکشی. نادر سالار زاده امیری( مترجم ) . تهران : نشر دانشگاه علامه طباطبایی

دهخدا،علی اکبر.1347. لغت نامه . زیرنظرمحمد معین .تهران : انتشارات دانشگاه تهران

ریئس دانا، فریبز . 1380. بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

ستوده ،هدایت الله .1378.آسیب شناسی اجتماعی . تهران : آوای نور

محسنی تبریزی، علیرضا . "ملاحظاتی درباب نظریه ی خودکشی دورکهایم" . نامه ی علوم اجتماعی. شماره ی 7. دوره ی جدید. ج 3 . زمستان 1373. تهران . صص149-117.

محمدی، زهرا 1383. بررسی آسیب های اجتماعی زنان در دهه ی 1380- 1370 .تهران:نشر شورای فرهنگی اجتماعی زنان

کوزر ، لوئیس. 1380. زندگی و اندیشه ی بزرگان جامعه  شناسی. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: انتشارات علومی.

گیدنز، آنتونی. 1383. جامعه شناسی .منوچهر محسنی(مترجم). تهران : انتشارات نی.



[1] - استاد گرانقدر جامعه شناسی در دانشگاه های معتبر تهران و واحدعلوم و تحقیقات.با سابقه درخشان و پربار تدریس، تالیف ، ترجمه و مقالات متعدد.

[2] -دانشجوی دکترای جامعه شناسی،دانشگاه آزاد ،واحد علوم و تحقیقاتzhanezhin2004@yahoo.com      http://searches.blogfa.com

[3]  جهت آشنایی با زندگی وی ر.ک به

تنهایی، ح. الف، تاریخ جامعه شناسی، به کوشش جواد نکهت، تهران، فتح دانش، بی تا، ص 148-151
کوزر، لیوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه : محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، 1373، ص 187- 243

آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران، علمی و فرهنگی، 1377، ص 359

[4] Comparative

[5] typology

[6] - نقل قولی از دکتر وثوقی

[7] - نقل قولی از دکتر ساروخانی

[8] توضیح نحوه ی ترکیب هر کدام از ص 335 تا 355

[9] Denomination , Religious Context, and Suicide: Neo - Durkheimian Multilevel Explanation Tested with  Individual and Contextual data

+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 20  توسط غفور شیخی  |