قابل توجه كاربران گرامي 
(سروران و دوستان عزيز، اساتيد و دانشجويان ارجمند)
مقالات علمي {تمام متن}
مشاوره پروپوزال و پايان نامه،
معرفي منابع ارشد و دكتري،
نتايج بررسي كار دانشجوهاي عزيز،
مطلع شدن از تازه هاي جامعه شناسي،
بصورت ايميل و تلفني،
صرفاً براي اعضاي اين وبلاگ، امكان پذير مي باشد. بنابراين
دعوت مي كنيم كه اكنون، عضـــو اين وب شويد.
و از مزاياي رايگان آن بهره مند گرديد.
توجه ۱: فرم عضويت، زير قسمت خلاصه آمار سايت قرار دارد. كافيست نام و ايميل خود را وارد كنيد و ارسال نماييد.
توجه ۲: برخي از مزاياي عضويت:
- از مدتي بعد صرفاً براي اعضا دريافت رايگان مقالات و مطالب امكانپذير مي باشد
- كمك در سرچ پيشرفته اينترنتي تان
- راهنمايي و مشاوره علمي در تهيه پروپوزال و پايان نامه از طريق ايميل و تلفن
- اطلاع از جديدترين نوشته هاي وبلاگ و تازه هاي جامعه شناسي
- دعوت شما و ديگر اعضا به سخنراني ها، همايش ها و..
- در ارتباط بودن با اعضا.
- تبادل لينك
توجه ۳ : از اعضاي محترم انتظار مي رود در مباحث شركت كنيد،نظر بدهيد، سر بزنيد و فعال بمانيد. با تشكر.
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1391ساعت 0  توسط غفور شیخی
|
گاهي يك تصوير گوياي صدها جمله و عبارت و جلد كتاب است. يك تصوير در دو حال و هواي روحي متفاوت شايد بسيار متفاوت ديده شود. اين تصاوير را مشاهده بفرماييد و در مورد هر كدام اگر جمله اي، مطلبي داشتيد يا اولين چيزي كه به ذهنتان رسيد را مرقوم فرماييد. اگر تصوير جالبي داشتيد مي توانيد آدرس آن را در قسمت نظرات درج فرماييد تا به اسم خودتان اضافه گردد. هدف از اين پست، كمي ذوق بخشي به مطالب تخصصي و علمي وب و فراغتي به ذهن دادن بلحاظ حظ بصري است.

بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 11  توسط غفور شیخی
|

من معتقدم بنيان هاي نظري توسعه پايدار بيش از همه در دست دو گروه است: خانم، معلم. (خانم ها و معلمان جامعه).
بحث هاي مختلف و متعددي درخصوص برتري يك جنس بر ديگري، ميزان و نحوه شناخت دو جنس از همديگر، حق و حقوق قانوني و شرعي در مقابل هم، رازهايي كه آقايان بايد بدانند و رازهايي كه خانم ها بايد بدانند و هزاران بحث ديگر. اين نحوه دوآليستي ديدن، از ديرباز اشتباه آدمي بوده و هست. مادرت را بيشتر دوست داري يا پدرت؟ نمونه اي ازين دوگانه بيني است. براي تبيين هر مسئله اي ابتدا بايد چارچوب نظري يا ديدگاه فلسفي خود را مشخص كنيم. مثلاً از ديدگاه ديني نگاه مي كنيم يا از ديدگاه ماركسيستي يا از ديدگاه توسعه، روان شناختي، حقوقي و... ديدگاه كنوني من انسانگرايي(Humanism) است. يعني جدا از هر رنگ و مذهب و مكان جغرافيايي، به جوهره ذاتي وي مي نگرم.
تاريخ بشري ساخته انسان (زن و مرد) است. گاهي قدرت اجرايي در دست يكي و گاهي در دست ديگري بوده است.(دوران هاي زن سالاري، مادرسالاري، پدرسالاري و...) به همين منوال گاهي محدوديت ها براي يكي بيشتر از ديگري بوده است. تجربيات و امكانات و فرصت ها براي يكي بيشتر از ديگري بوده است. اما در كل دو بال متمم و مكمل هم اند. انسان (چه خانم، چه آقا) محصول آموزش، تجربه، پردازش شخصي، وراثت و نيروهاي غيرعادي است. پس آنچه كه اكنون هستيم بيانگر آن است كه زير بارش چه نوع آموزشي (از خانواده گرفته تا مدرسه و همالان و رسانه و...) بوده ايم؟ چه تجربياتي اندوخته ايم (شنيداري، ديداري، عملي و...)؟ خودمان چطور و چقدر توان تجزيه و تحليل و تبيين و تفسير و... داشته و داريم؟ نبايد نقش وراثت و نيروهاي غيرعادي (نه صرفاً ماورائي) ناديده گرفت. بنابراين زن امروز جامعه ما (همان همسر و خواهر و مادر و فاميل و همسايه و همشهري ما) محصول و برايند همين عوامل است و اگر مظلوم است مرد همان جامعه هم درآن نقش دارد و نبايد زن را در يك جبهه ديد و مرد را در طرف ديگر و نسبت به هم هزاران اما و اگر و شايد و حدس و گمان و بي ظرفيتي و... داشت. هفته زن، زماني محدود براي ياداوري توانايي ها، نقش ها و قدرداني آنها توسط انسان (مرد و زن) است. به عبارت ديگر تبريك اين روز و هفته تبريك به بشريت است. روز مادر اما سنگين تر و باارزش تر است. زيرا تبريك به زايش و پرورش در هستي است كه شامل عالم هاي مختلف بشري و نباتي و سماوي و... است.
در جامعه هر نوع آسيب، انحراف، كم و كاستي ممكن است وجود داشته باشد. چنان كه هر نوع شخصيت و برايند تربيتي مختلفي هم داريم. بكوشيم براي احترام گذاشتن به انسان و انسانيت. براي رعايت كردن حق و حقوق همديگر. براي دست به دست هم دادن جهت پرورش و تربيت و آموزش نسلي بهتر و كم مشكل تر. هرچه زن عزيزتر باشد و قدر خود را بداند، به نظر مي رسد كه آنچه از زيردست وي تحويل جامعه داده مي شود نيز مفيدتر و باارزش تر خواهد بود. اميد است جلسات و همايش هاي فراواني كه در كشورمان در هفته زن و روز مادر گذاشته مي شود در راستاي حرمت نهادن به انسانيت باشد.اين ايام فرخنده را به همه خانم هاي جهان به ويژه ايران زمين و همشهريان عزيزم تبريك عرض مي كنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 20  توسط غفور شیخی
|
توضيح: معايب و ايرادات مردم شناختي ما ايرانيان و فرهنگ عمومي امان.
اين به معني ناديده گرفتن خوبي ها و نقطه قوت ها نيست. قضاوت نيست بلكه هر كدام فرضيه اي است كه اثبات يا رد آن را به خود شما و نظر و تشخيصتان واگذار مي كنيم.
**به نظر مي رسد كه:
1*- اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2*-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3*-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4*-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5*-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6*-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7*-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8*-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9*-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.
10*-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11*-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی
برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.
12*-دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.
13*-همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14*-غربی ها در چند قرن اخير، بيشتر دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!
15*-زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16*-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها
از روي داشته هاي ما، علم نجوم را بنا نهادند.
17*-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بدبیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.
18*- غربیهااطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما
آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.
19*-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20*-غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21*-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
22*- فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود
بیمه می کنیم.
23*-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.
24*-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25*-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را
می گوید بدخواه ماست.
26*- چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27*-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28*-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29*-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای
اینکه به آنها احترام بگذارند.
30*-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31*-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32*-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33*-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34*-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها
جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.
35*-وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36*-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37*-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.
به نظرشما كداميك(چنددرصد)واقعي و درست به نظر نميرسد؟چرا؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 8  توسط غفور شیخی
|
کمربند
کيف مدرسه را با عجله گوشه اي پرتاب کرد و بي درنگ به سمت قلک کوچکي که روي
تاقچه بود ، رفت . همه خستگي روزش را بر سر قلک بيچاره خالي کرد . پولهاي
خرد را که هنوز با تکه هاي قلک قاطي بود در جيبش ريخت و با سرعت از خانه
خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشيد آقا ! يه کمربند مي خواستم .
آخه ، آخه فردا تولد پدرم است.
- به به . مبارک باشه . چه جوري باشه ؟ چرم يا معمولي ، مشکي يا قهوه اي ، ...
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
- فرقي نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه!

*
راه حل و هدف
به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى از روانپزشک پرسيدم: " شما چطور مىفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟". روانپزشک گفت: "ما وان حمام را پر از آب مى کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مىگذاريم و از او مىخواهيم که وان را خالى کند!!!
من گفتم: "آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است!".
روانپزشک گفت: "نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مىدارد. شما مىخواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟!! ".
تفسير:
1.راه حل هميشه در گزينه هاى پيشنهادى نيست!!!
2.در حل مشکل و در هنگام تصميم گيرى هدفمان يادمان نرود. در حکايت فوق
هدف خالى کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادى!!!
3.همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست...
*
به سلامتي...
- به سلامتي همه ي اونايي که مارو همين جوري که هستيم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوست دارن!
- به سلامتي پاک کن که به خاطر پاك كردن اشتباه ديگران كوچيك مي شه!
- به سلامتي مظلوم ترين پول دنيا "تومن". چون هم تو هستي توش، هم من
- به سلامتي اونايي که اگه صد لايه ايزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چيکه ميکنه...
- به سلامتي دوست نازنيني که گفت: قبر منو خيلي بزرگ بسازين.. چون يه دنيا آرزو با خودم به گور ميبرم!
- به سلامتي کسي که بهش زنگ ميزني..خوابه.. ولي واسه اين که دلت رو نشکنه ميگه:خوب شد زنگ زدي.. بايد بيدار ميشدم
*مجنون و مرد نمازگزار
روزی مجنون از سجاده شخصی عبور می کرد.
مرد نماز راشکست وگفت: ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 6  توسط غفور شیخی
|
نحوه تهيه و تنظيم پرسشنامه به عنوان ابزاري براي گرداوري اطلاعات و داده هاي مورد نياز در تحقيق يا پايان نامه و غيره نياز به دانستن مراحل مختلف تحقيق با توجه به نوع روش بكار رفته است. بايد ياداور شوم كه در تحقيقات جامعه شناسي، پرسشنامه آماده نداريم و بستگي به عنوان و فرضيه ها و... تنظيم مي شود. عمده كاربرد پرسشنامه در روش تحقيق پيمايش است. اصول تهيه آن مستلزم رعايت موارد زير است:
اول- اهداف و سوالات تحقيق شما مشخص باشد.اين دو بايد در راستاي هم و مثل هم باشند.
دوم- فرضيه هاي شما مشخص باشند. بديهي است در آنصورت متغيرهاي مستقل(پيش بين) و وابسته (ملاك) هم مشخص مي گردند.
سوم- حال مي خواهيد فرضيه را سنجش كنيد. نياز به ابزاري براي گرداوري اطلاعات داريد. مثلاً يكي از ابزارهاي شما پرسشنامه مي باشد. پس براي سنجش هر فرضيه معمولاً – بستگي به نوع متغير و سطح تحصيل شما هم دارد- پنج، شش سوال در قالب طيف ها (مثلاً ليكرت، بوگاردوس، گاتمن،...) طراحي مي كنيد كه بايد طوري تهيه و تنظيم شوند كه قادر به سنجش اين متغير درون فرضيه شما باشند. به عبارت ديگر بعد از طراحي و تهيه سوالات آنها را ارزيابي مي كنيد و ميزان اعتبار آنها را با آلفاي كرونباخ به دست مي آوريد.
چهارم- سوالات هر فرضيه را بهتر است زير هم قرار دهيد. اين كار سبب سهولت در تحليل آماري و نظم دهي به كار مي شود. لازم نيست صورت فرضيه را در پرسشنامه نهايي بنويسيد.
پنجم- سوالات جانبي و متغيرهاي زمينه اي لازم – مانند سن، تحصيلات، محل سكونت و...- را يا هر اطلاعات مكمل – نه اضافي- ديگر را كه لازم داشتيد مي توانيد در پرسشنامه بگنجانيد. كجا؟ بعضي ها اعتقاد دارند در اول و بعضي ها در آخر كه اين بستگي به سليقه محقق و عنوان تحقيق دارد.
در ادامه مطلب، نمونه پرسشنامه هايي كه توسط دانشجويان عزيز تهيه شده اند، صرفاً جهت اطلاع و استفاده در ديگر تحقيقات، گذاشته شده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 17  توسط غفور شیخی
|
طنز اجتماعی : یکی از شیوه های طنز است که به رابطه ی میان گروه ها، و طبقات مختلف اجتماع و هم چنین تعارض و تقابل سنتهای قدیم و جدید و تأثیری که بر رفتار گروه های مختلف اجتماع می گذارند از نگاه طنز می پردازد، در این نوع طنز که نشان دهنده ی عدم موافقت نویسنده با اوضاع حاکم بر اجتماع است. طنزنویس به طور غیرمستقیم از عادات و عقاید نامطلوب اجتماع پرده برمی دارد و با به مسخره گرفتن آداب و رسوم موجود در جامعه از آنها انتقاد و بدین شیوه آنها را محکوم می کند، با این هدف که ناهنجاری های اخلاقی و نابسامانی های جامعه اصلاح شود.

از مهم ترین شیوه های این نوع طنز در ادب کلاسیک می توان به طنزهای عبید زاکانی اشاره کرد، طنز اجتماعی در آثار دهخدا به پختگی کامل می رسد، و در دوره ی معاصر می توان از آثار جمالزاده، ایرج پزشکزاد "دائی جان ناپلئون"، بعضی از داستان های صادق چوبک، جلال آل احمد "دید و بازدید" و ... نام برد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 13  توسط غفور شیخی
|

روزگـار و عمـر مي گذرد.
خوشـا آنكه (زيـركـانه) تجربـه آموز،
(مهـربانانه) خاطـره سـاز و
(صـادقانه) سـودبخش باشـد.
سال نو شمسي ۱۳۹۱ را به همه عزيزانم، اساتيد گراميـم، خویشان، دوستان، نزديكان، همكاران، دانشجـويان عزيز و خانواده هایشان، بينندگان و کاربران اين وب، دانش آمـوزان مهربـان و پاكم و خانـواده هايشان، تبـريك و شادباش عرض مي كنم.
Time and life goes on. Blessed who Learn from experience (Brilliant), Is a memory maker (Kindly), Is profitable (Frankly). With honor and happiness: Happy New Solar Year (1391) 'll be thirty years old, With the passing of the new decade.In this New Year I wish you health and happiness .Sincerely
درين روزهاي فوق العاده خوشكل و مسرت بخش، برايتـان سالي پرتلاش و موفقيت آميز آرزومندم. بزرگ تـرين نعمت دنيا، به نظر من، سلامتي است. اميدوارم سـالم و سرحال باشيد و شاد بمانيد.

و اکنون، امیدوارم ۱۳ بدر خوش بگذرد. مواظب پاکیزگی طبیعت، سلامت کوچکترها و حریم دیگران باشیم.

درباره قدمت، اهميت و با ارزشي اين كارت پستال.هديه نوروزي، تقديم به شماست
ضمناً ۱/۱/۹۱ من سـي ساله شدم و
پـا در دهـه اي جديد و پرتلاطم و پر از برنامه نهـادم.
+ نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 18  توسط غفور شیخی
|